از برخورد رسمی تا اشغال غیر رسمی
پارسینه: قضیهی تسخیر سفارت انگلستان، متاسفانه نفی معاهداتی است که دولت جمهوری اسلامی ایران خود را پایبند آن میداند. تصمیم دربارهی رابطه با یک کشور و چگونگی رابطه با آن، تصمیمی است که به عهده حاکمیت است و هرگونه اقدامی باید از طریق آن صورت گیرد. البته همه شهروندان میتوانند در این باره نظر یا ایده بدهند، اما اقدام عملی در گسترش یا کاهش و نفی یک رابطه و تعهد به عهده حاکمیت است نه شهروندان و دانشجویان.
پایگاه خبری تحلیلی «روات حدیث» نوشت :
الف: رفتارهای اجتماعی ما باید تابع قوانینی باشد که حکومت وضع کرده است. تخلف از قوانین گاهی علاوه بر عنوان تخلف از قانون، مصداق عنوان خلاف دیگری هم میشود. مثلاً عبور از چراغ قرمز در هنگام شلوغی خیابان، علاوه بر تخلف از قانون، تضییع حق دیگران نیز است و حتی احتمال دارد ایذاء باشد. یعنی علاوه بر خلاف قانون، گاهی خلاف شرع نیز میشود. گذشته از این، برخی از مراجع معظم تقلید، صرف تخلف از قانون را، حتی اگر مصداق خلاف شرعی دیگر نباشد، حرام میدانند.
طبق قانون شرع و تأکید قرآن و روایات، مؤمنان باید بر معاهدات و قراردادهای خود پایبند باشند، [اوفوا بالعقود، المؤمنون عند شروطهم، عند عهودهم و..] در وفای به معاهده تفاوتی ندارد که سمت دیگر معامله و معاهده مسلم و مؤمن باشد یا اهل کتاب و کافر. در سیرهی حضرت رسول نیز هیچگاه دیده نشده است که معاهدات خود را با کفار یکجانبه باطل کرده باشد و تا هنگامی که کفار بر معاهده بودند، حضرت هم پایبند معاهده بود.
قضیهی تسخیر سفارت انگلستان، متاسفانه نفی معاهداتی است که دولت جمهوری اسلامی ایران خود را پایبند آن میداند. تصمیم دربارهی رابطه با یک کشور و چگونگی رابطه با آن، تصمیمی است که به عهده حاکمیت است و هرگونه اقدامی باید از طریق آن صورت گیرد. البته همه شهروندان میتوانند در این باره نظر یا ایده بدهند، اما اقدام عملی در گسترش یا کاهش و نفی یک رابطه و تعهد به عهده حاکمیت است نه شهروندان و دانشجویان.
به هر حال، ایجاد رابطه با یک کشور حتی در پایینترین سطح ممکن، یک سری تعهدات را به دنبال دارد. ما با انگلستان رابطه و لو در حد بسیار اندک داریم و آنها در کشور ما سفارت دارند و لو اینکه سفیر نداشته یاشد. همچنین کشور ما در لندن، سفارت یا کنسولگری دارد. داشتن سفارت به معنای پذیرش تعهداتی است که از جمله آن، عدم تعرض و تصرف است. حمله به این سفارت نفی این معاهده است.
پایبندی به این معاهدات هنگامی که حکومت ما اسلامی است، باید شدیدتر باشد. وقتی کسانی که پذیرفتهاند این حکومت اسلامی است و در رأس آن حاکم شرع است، باید به معاهدات حکومت پایبند باشند.
ب: همیشه راههای بهتری وجود دارد. در کنشها و واکنشهای سیاسی، نیاز به تدبیر است. تدبیر به این معناست که بتوان عمل را انجام داد بدون تبعات منفی و یا با کمترین تبعات منفی. در حمله به سفارت انگلیس، این عمل برخاسته از اعتراض و خشم عدهای است که نمیتوانند جنایات و رفتارهای انگلیس را در قبال ملت ایران برتابند. این اعتراض و خشم طبیعی است و قابل ستایش. اما وقتی این اعتراض و خشم به مرحلهی انجام میرسد و با کنش خارجی همراه است، باید مدبرانه باشد. میتوان خشم و اعتراض را نشان داد بدون اینکه تبعات منفی داشته باشد.
اقدام مجلس در تصویب کاهش روابط با انگلستان، نمونهای از تدبیر عاقلانه برای نشان دان این اعتراض و خشم بود. اما انگار این مصوبه کافی نبود و دانشجویان نیز میخواستند خشم خود را نشان دهند. چه راههایی برای ظهور این خشم است؟ سادهترین راه که نیاز به تفکر هم ندارد، برگزاری تجمع و تحصن و داد و فریاد است، اگر با بالارفتن از دیوارهای سفارت باشد و شیشه شکستن و … بیشتر نشان داده میشود. اما این راه عاقلانه نیست. راههای سادهتری هم همیشه وجود دارد. فقط نیاز به کمی تفکر بود. مثلاً میتوانستند در هنگام خروج سفیر از ایران در فرودگاه مراسمی تشکیل دهند، به او اسناد جنایات انگلستان را هدیه کنند و یا… مطمئناً اگر قوهی عاقله را به کار بیندازیم راههای بهتری نیز مییابیم که نه تبعات حمله به سفارت را داشته باشد و حتی به خاطر نو بودن ایده بیشتر تأثیر رسانهای داشته باشد.
ج: تسخیر و بالا رفتن از دیوارهای سفارت در شرایطی که غرب پی بهانه است و هر روز ایرانیان و حکومت شیعیاش را خشونتجو نشان میدهد، بهترین بهانه برای آنان است. هنگامی که راههای نرم برای نشان دادن اعتراض وجود دارد نیاز به بالارفتن از دیوار نیست.
متاسفانه تسخیرکنندگان، به تسخیر و ورود به سفارت اکتفا نکرده و به تخریب اموال سفارت دست زدهاند. اموال آنجا طبق قوانین و شرع محترم است و حتی اگر بتوان تسخیر را توجیه کرد، نمیتوان تخریب و تصرف در اموال را پذیرفت.
د: اشتباه نشود. این سطور دفاع از جنایات و ظلمهای انگلیس نیست. به گفتهی رهبر معظم انقلاب در تاریخ دویست ساله رابطه با انگلستان حتی یک نقطه روشن از رفتار انگلیس نمیتوان مشاهده کرد و حتی یک رفتار که برای ما سودی داشته باشد نمییابیم. این سطور میگوید برای اعتراض و خشم باید راههای عاقلانه و مدبرانه را طی کرد، همانطور که جنگیدن به تدبیر و عقلانیت نیاز دارد. جنگیدن با تدبیر به معنای نرمخویی و شدید نبودن نیست. میان تدبیر عاقلانه و خشم اختلاف نیست، میتوان هم خشم داشت و هم عاقلانه جنگید.

الف: رفتارهای اجتماعی ما باید تابع قوانینی باشد که حکومت وضع کرده است. تخلف از قوانین گاهی علاوه بر عنوان تخلف از قانون، مصداق عنوان خلاف دیگری هم میشود. مثلاً عبور از چراغ قرمز در هنگام شلوغی خیابان، علاوه بر تخلف از قانون، تضییع حق دیگران نیز است و حتی احتمال دارد ایذاء باشد. یعنی علاوه بر خلاف قانون، گاهی خلاف شرع نیز میشود. گذشته از این، برخی از مراجع معظم تقلید، صرف تخلف از قانون را، حتی اگر مصداق خلاف شرعی دیگر نباشد، حرام میدانند.
طبق قانون شرع و تأکید قرآن و روایات، مؤمنان باید بر معاهدات و قراردادهای خود پایبند باشند، [اوفوا بالعقود، المؤمنون عند شروطهم، عند عهودهم و..] در وفای به معاهده تفاوتی ندارد که سمت دیگر معامله و معاهده مسلم و مؤمن باشد یا اهل کتاب و کافر. در سیرهی حضرت رسول نیز هیچگاه دیده نشده است که معاهدات خود را با کفار یکجانبه باطل کرده باشد و تا هنگامی که کفار بر معاهده بودند، حضرت هم پایبند معاهده بود.
قضیهی تسخیر سفارت انگلستان، متاسفانه نفی معاهداتی است که دولت جمهوری اسلامی ایران خود را پایبند آن میداند. تصمیم دربارهی رابطه با یک کشور و چگونگی رابطه با آن، تصمیمی است که به عهده حاکمیت است و هرگونه اقدامی باید از طریق آن صورت گیرد. البته همه شهروندان میتوانند در این باره نظر یا ایده بدهند، اما اقدام عملی در گسترش یا کاهش و نفی یک رابطه و تعهد به عهده حاکمیت است نه شهروندان و دانشجویان.
به هر حال، ایجاد رابطه با یک کشور حتی در پایینترین سطح ممکن، یک سری تعهدات را به دنبال دارد. ما با انگلستان رابطه و لو در حد بسیار اندک داریم و آنها در کشور ما سفارت دارند و لو اینکه سفیر نداشته یاشد. همچنین کشور ما در لندن، سفارت یا کنسولگری دارد. داشتن سفارت به معنای پذیرش تعهداتی است که از جمله آن، عدم تعرض و تصرف است. حمله به این سفارت نفی این معاهده است.
پایبندی به این معاهدات هنگامی که حکومت ما اسلامی است، باید شدیدتر باشد. وقتی کسانی که پذیرفتهاند این حکومت اسلامی است و در رأس آن حاکم شرع است، باید به معاهدات حکومت پایبند باشند.
ب: همیشه راههای بهتری وجود دارد. در کنشها و واکنشهای سیاسی، نیاز به تدبیر است. تدبیر به این معناست که بتوان عمل را انجام داد بدون تبعات منفی و یا با کمترین تبعات منفی. در حمله به سفارت انگلیس، این عمل برخاسته از اعتراض و خشم عدهای است که نمیتوانند جنایات و رفتارهای انگلیس را در قبال ملت ایران برتابند. این اعتراض و خشم طبیعی است و قابل ستایش. اما وقتی این اعتراض و خشم به مرحلهی انجام میرسد و با کنش خارجی همراه است، باید مدبرانه باشد. میتوان خشم و اعتراض را نشان داد بدون اینکه تبعات منفی داشته باشد.
اقدام مجلس در تصویب کاهش روابط با انگلستان، نمونهای از تدبیر عاقلانه برای نشان دان این اعتراض و خشم بود. اما انگار این مصوبه کافی نبود و دانشجویان نیز میخواستند خشم خود را نشان دهند. چه راههایی برای ظهور این خشم است؟ سادهترین راه که نیاز به تفکر هم ندارد، برگزاری تجمع و تحصن و داد و فریاد است، اگر با بالارفتن از دیوارهای سفارت باشد و شیشه شکستن و … بیشتر نشان داده میشود. اما این راه عاقلانه نیست. راههای سادهتری هم همیشه وجود دارد. فقط نیاز به کمی تفکر بود. مثلاً میتوانستند در هنگام خروج سفیر از ایران در فرودگاه مراسمی تشکیل دهند، به او اسناد جنایات انگلستان را هدیه کنند و یا… مطمئناً اگر قوهی عاقله را به کار بیندازیم راههای بهتری نیز مییابیم که نه تبعات حمله به سفارت را داشته باشد و حتی به خاطر نو بودن ایده بیشتر تأثیر رسانهای داشته باشد.
ج: تسخیر و بالا رفتن از دیوارهای سفارت در شرایطی که غرب پی بهانه است و هر روز ایرانیان و حکومت شیعیاش را خشونتجو نشان میدهد، بهترین بهانه برای آنان است. هنگامی که راههای نرم برای نشان دادن اعتراض وجود دارد نیاز به بالارفتن از دیوار نیست.
متاسفانه تسخیرکنندگان، به تسخیر و ورود به سفارت اکتفا نکرده و به تخریب اموال سفارت دست زدهاند. اموال آنجا طبق قوانین و شرع محترم است و حتی اگر بتوان تسخیر را توجیه کرد، نمیتوان تخریب و تصرف در اموال را پذیرفت.
د: اشتباه نشود. این سطور دفاع از جنایات و ظلمهای انگلیس نیست. به گفتهی رهبر معظم انقلاب در تاریخ دویست ساله رابطه با انگلستان حتی یک نقطه روشن از رفتار انگلیس نمیتوان مشاهده کرد و حتی یک رفتار که برای ما سودی داشته باشد نمییابیم. این سطور میگوید برای اعتراض و خشم باید راههای عاقلانه و مدبرانه را طی کرد، همانطور که جنگیدن به تدبیر و عقلانیت نیاز دارد. جنگیدن با تدبیر به معنای نرمخویی و شدید نبودن نیست. میان تدبیر عاقلانه و خشم اختلاف نیست، میتوان هم خشم داشت و هم عاقلانه جنگید.

حالا ایت تحلیلها رو ول کن.روابط شکر خدا قطع شد رفت.در ضمن خیلی وقت ها اشتباه میشه.شما دفاع از لانه جاسوسی نکن.سال 59 اگر انگلیس محافظت میکرد سفارت ایران شهید نمیداد.یا چند سال قبل چندتا الدنگ و منافق و نژاد پرست در و پنجره سفارت رو نمیشکستن.اصلا پلیسی نبود برای محافظت.انگلیس همه چی حقشه
باسلام تحلیل فوق کاملا صحیح است و این اقدام در شرایط فعلی شبیه هاراگیری ژاپنی است و بهانه به دشمن دادن است .
همیشه همین تندروها بودند که حرکت کشور رو کند کردند. آخه اگه نیازی به این کار بود که بزرگتر از شماها اقدام می کردن.
همه انسانها اعم از عاق يا احمق اشتباه مي كنند اما ويژگي انسان احمق دفاع از اشتباه است .سفارت ايران در انگلستان توسط تجزيه طلبان عرب خوزستان تصرف شد و نيروهاي ويژه پليس انگلستان با زحمات زياد و كشتن گاكثر گروگانگيرها موفق به آزادسازي آن شدند .من با تمام نفرتي كه از انگليس دارم هرگز نمي توانم اين به اصطلاح دانشجويان را نماينده مردم ايران بدانم. اگر ما از كشوري متنفر و منزجر هستيم بايد رابطه خود را با آن كشور لااقل بصورت رسمي و ديپلوماتيك قطع كنيم نه اينكه اول مهمان را به خانه دعوت كنيم و سپس او را با كتك بيرون بياندازيم.
به نظر من دانشجویی که بدیهیات را نمیداند شایسته نیست در دانشگاه درس بخواند.زیرا اغلب مطالبی که در دانشگا ها تدریس میشود را غربیها ابداع کرده اند بنابراین چنین دانشجویی هم بودجه مملکت را هدر میدهد و هم وقت خودش را با خواندن این مطالب تلف میکند.