روايت تصويری يك دانشجوی حزباللهی از اشغال باغ قلهك
حمید درویشی وبلاگ «پاورقی» نوشت:
بعد از ظهر امروز، به نیت تجمع و سینه زنی مقابل سفارت دولت خبیث انگلستان سوار اتوبوس شدیم. از همان اول، مسیری که راننده رفت، برایم تعجب برانگیز بود. شک من وقتی جدی تر شد که سر از پاسداران در آوردیم. در شریعتی یقین داشتم که ما برای فتح باغ قلهک می رفتیم. براداران نیروی انتظامی غافلگیر شده بودند. آنها در فردوسی، سفارت انگلیس منتظر بودند. جایی که تعدادی از بچه ها برای رد گم کردن رفته بودند. هیچ کس در باغ قلهک منتظر ما نبود.
ورود به باغ قلهک ده ثانیه هم طول نکشیدبعد از ظهر امروز، به نیت تجمع و سینه زنی مقابل سفارت دولت خبیث انگلستان سوار اتوبوس شدیم. از همان اول، مسیری که راننده رفت، برایم تعجب برانگیز بود. شک من وقتی جدی تر شد که سر از پاسداران در آوردیم. در شریعتی یقین داشتم که ما برای فتح باغ قلهک می رفتیم. براداران نیروی انتظامی غافلگیر شده بودند. آنها در فردوسی، سفارت انگلیس منتظر بودند. جایی که تعدادی از بچه ها برای رد گم کردن رفته بودند. هیچ کس در باغ قلهک منتظر ما نبود.
مسئول کیوسک پلیس دیپلماتیک وقتی جمعیت چند ده نفره ما (بچه هایی که داخل باغ شدند، سه اتوبوس بودند.) را دید تلاش کرد که ما را دور کند. کاری با او نداشتیم. بی سیم زد و کمک خواست. ده ثانیه هم طول نکشید که نفر اول ناباورانه به بالای در رسید. تعداد زیادی هم بعد از او، به سرعت از بالای در داخل شدند. یک دقیقه بعد من و عمده بچه ها از دری که حالا باز شده بود، داخل خاک ایران در باغ ایرانی قلهک شدیم.
یکی دو ساعت بعد، از چهار نگهبان ایرانی باغ پرسیدم که وقتی ما آمدیم تو، شما کجا بودید؟ گفتند: ما با دیدن همان نفر اول، فرار کردیم!
یکی دو ساعت بعد، از چهار نگهبان ایرانی باغ پرسیدم که وقتی ما آمدیم تو، شما کجا بودید؟ گفتند: ما با دیدن همان نفر اول، فرار کردیم!

ورود ما، با صدای آژیر خطر همراه شد. یاد بازی های کامپیوتری افتادم که وقتی اولین تیر شلیک می شد، صدای آژیر به گوش می رسید. خلاصه کنم: شش کارمند پیدا کردیم. بهشان گفتیم نترسید، آرام باشید. ما به خاطر سیاستهای خصمانه دولت شما و نقش دولت شما در ترور شهید شهریاری، مسائل هسته ای و این جور چیزها آمده ایم و انشاء الله گذرنامه تان را در فرودگاه به شما می دهیم تا به کشورتان برگردید.
نمی خواهم وارد حاشیه ها بشوم، اما مترجم (محافظ) آنها می گفت: شما این قدر سریع و غافلگیرانه عمل کردید که من نتوانستم به وظیفه اولیه خودم که خارج کردن اینها بود، عمل کنم. آدم بی شرف و دروغگویی بود. مثلا می گفت: همین پنج نفرند. کمی بعد، آخرینشان هم پیدا شد. بیچاره ها خیلی ترسیده بودند و در اتاق را می بستند تا شاید آنها را پیدا نکنیم!
اول پرچم انگلیس پایین آمد
با ورود به باغ، اول پرچم انگلیس پایین آمد و کمی بعد پرچم ایران بالا رفت.


با چهار نگهبان ایرانی باغ هم گرم گرفتیم. از حقوشان ناراضی بودند! یکی شان، در زمان بازپس گیری دو ساعته باغ قلهک در زمستان 87، (ماجرای غزه) هم حضور داشت. این هم تابلوی اتاقشان که بچه ها روی این تابلو نوشته اند: مرگ بر انگلیس.

فرزندان روباه پیر ضعیف ظاهر شدند
اسم بریتانیای کبیر، استعمارگری که خورشید هیچ گاه در سرزمینش غروب نمی کند، برازنده این ها نبود.


ضربات باتوم نیروی ... بر سر دانشجویان
می گویند ضربه باتوم به سر، تنها برای جانیان خطرناک است. آن هم در آخرین مرحله. یعنی اگر اغتشاشگر با ضربه ای که به پایش خورد، به کمرش خورد، ... کوتاه نیامد، به سرش می زنند. ...
....
سرباز می پرسید: چند گرفته اید که آمدید اینجا؟
وقتی طرف با سوم راهنمایی از شهرستان برای سربازی می آید تهران، همین می شود دیگر! خبر انقلاب به خیلیها نرسیدهاست. خیلی ها نمی دانند ما آمدیم جانمان را برای انقلاب و اسلام بدهیم.
...
سه و نیم وارد باغ شدیم و حدود ساعت هشت، آخرین گروهی بودیم که از باغ خارج شدیم. این در حالی است که 20 دقیقه به هفت، باغ و کارمندان را (که در اتاق گرم و نرم با امکانات کامل استراحت می کردند) تحویل نابرادرانمان در نیروی ... دادیم و می خواستیم خارج شویم.
در باغ، اینترنت همراه اول، خوب کار نمی کرد. تنها توانستم یک جمله بنویسم. ( + )
خمینی! شاهد باش ما مطابق بند میم وصیت نامه ات، به وظیفه مان عمل کردیم. اگر مسئولان باز هم کوتاهی کنند، امت حزب الله از تمامی اقشار آماده است به وظیفه اش عمل کند.
یک نکته فرعی:
باغ قلهک، از دانشگاه امام صادق، بزرگتر و قشنگ تر بود. در جای بسیار باارزشی هم قرار گرفته بود. به نظر من، حتی اگر مالکیت این زمین با انگلیسی ها بود، دولت باید این زمین را از آنها می خرید.
وقتی طرف با سوم راهنمایی از شهرستان برای سربازی می آید تهران، همین می شود دیگر! خبر انقلاب به خیلیها نرسیدهاست....عجب جو گیر هایی هستید !! فتح الفتوح تان مبارک !!!!!
جناب؟!!! اگر توجه کنید آن سرباز خیلی هم عاقل بوده. راستی شما که نیازی به سربازان شهرستانی ندارید؟
خیلی خوب شد. اگر قرار بود اتفاقاتی تا 5 یا 6 سال دیگه بیفته، یکی دو ساله اتفاق می افته. خدا خیرشون بده.
کاربسیار پسندیده ای انجام دادید دستتان درد نکند.
جو تسخیر لانه جاسوسی گرفته بوده