گوناگون

یک روایت: مرام حسین شریعتمداری

کاربر «سهراب» در گوگل‌ریدر نوشت:

میشه حاج حسین شریعتمداری رو دوست داشت؛ بخاطر قلم محشرش که مثل تیر توی چشم اسفندیارهاست، بخاطر حزب اللهی بودنش، بخاطر ولایی بودنش و بخاطر خیلی چیزهای دیگه. اما من دوستش دارم بخاطر مرامش.

توی فیلمهای کیمیایی اغلب شخصیتهای حبس کشیده ای دیده میشن که آخر مرام و خیلی لوطی منشند،از همه چیزشون بخاطر مرام و اصولشون میگذرن. اما اینا فقط توی فیلمهاست. راستی حرفهای اخیر آقا درباره لزوم رعایت اخلاق و ادب که یادتون هست؟ حتمن هست.

روده درازی کافیه، برم سراغ اصل ماجرا. حاج حسین خیلی وقتها که از اتاق تیتر میاد بیرون، کنار سرویس سیاسی توقفی میکنه و با بچه ها خوش و بشی داره. چند ماهی از اغتشاشات گذشته بود. یه روز که اومد رد بشه بچه ها عکسی از کروبی کتک خورده توی نمایشگاه مطبوعات نشونش دادن. حاجی به مزاح چیزی گفت. بچه ها خندیدند و او هم رفت.

دو دقیقه بعد مشغول کار بودیم که یکدفعه دیدیم حاجی برگشته. گفت؛ بچه ها اون حرفی که زدم درست نبود. بعد هم استغفار کرد.

خدائیش حرفشم حرف خاص و توهین آمیزی نبود. یه شوخی ساده و معمولی بود که آدم ممکنه خیلی راحت حتی درباره بهترین دوستش هم بگه. محتواش رو اگه بدونید تعجب میکنید.


ارسال نظر

نمای روز

داغ

صفحه خبر - وب گردی

آخرین اخبار