نگاهی دیگر به آمریکا؛گاوچران امروزی، گاو چران دیروزی
پارسینه: هوا در وایومینگ سرد است و با این که هنوز اواسط سپتامبر است، اولین بارش برف، زمین را سفیدپوش کرده است. این فصل مورد علاقۀ دوین وود[2] گاوچران است که گلۀ گاوها را به نزدیکی مزرعه می برد تا زمانی که توفان های زمستانی همه جا را فرا می گیرد، غذا دادن به آن ها آسانتر باشد. با هر چه کوتاهتر شدن روزها، سرعت کار او نیز کند تر می شود.
مدت زمان زیادی باقی نمانده که همراه با دیگر کارگران مزرعه، گله ها را به داخل اصطبل های روباز هدایت، و گاوها را از گوساله ها جدا کنند. اما در طول روزهای تابستانی که رو به پایان هستند، دوین که باریک اندام و آرام است و سبیل تر و تمیزی هم دارد، خود را برای زمستان آماده می کند. او حصارها و اصطبل ها را تعمیر می کند و لنگه های یونجه را دم دست قرار می دهد.
او برای گرم کردن خانه باید هیزم هم تهیه کند. امروزه، توصیف "گاوچران" کار آسانی نیست. زمانی بود که گاوچرانان مردانی سوار بر اسب در غرب آمریکا بودند، اما گاو چرانان امروزی از پشت اسب به پشت اتومبیل های چهار چرخ و وانت منتقل شده اند.
در قرن نوزدهم، غالب گاو چرانان مردان جوانی بودند که در گله داری در ایالات جنوبی، و بیشتر در تگزاس کمک می کردند، و گله را به مناطقی هدایت می کردند که بتواند چرا کند و برای فروش پروار شود. تصویر این گاوچرانان اولیه، حاکی از مردان جوانی بود که صدها یا هزاران رأس دام را به چرا می بردند، آنان را از رودخانه ها عبور می دادند، و پول فروش گاوها را در شهرهایی مانند دوج سیتی[3] یا ابیلن[4] در کانزاس، یا اوگالالا[5] در نبراسکا خرج می کردند.
با گذشت زمان، مردمان بیشتری برای زندگی به مراتع رفتند. برخی از چراگاه ها محصور بود، و ابعاد کار در این مراتع کوچکتر می شد. بعضی دیگر به اندازۀ جای دادن هزاران رأس گاو گنجایش داشت. در این چراگاه ها، گاوچرانان سنت های دیرین را حفظ کرده اند و گله را برای اطمینان از تغذیۀ کافی جابجا می کنند. در چراگاهی که دوین وود کار می کند، پژوهش هایی هم برای پرورش بهتر دام انجام می گیرد. یعنی دوین زمانی را هم به بررسی آمار گله، مانند تعداد زایمان ها و وزن گاوها می گذراند.
کارهای دفتری در کار جسمی اختلال ایجاد می کند. دوین همیشه نیز با گله های گاو و در مزارع وایومینگ کار نکرده است. او مانند بسیاری از دیگر گاوچرانان، در جستجوی کار بهتر و فرصت های تازه به جاهای مختلف سر زده است. او قبلا در مزرعه ای در نیومکزیکو کار می کرد. صرف نظر از محل کار، دو ابزار بسیار مهم برای یک گاوچران، اسب و سگ او هستند. اسب، وسیلۀ جابجایی آن ها برای جمع آوری گله است، به ویژه در سرزمین های پر از پستی و بلندی؛ و سگ هم دستیار مؤثری در کار آن ها است.
دوین اسبش را برای کاری که می کند تربیت کرده، و سگی هم دارد به نام روزی[6]، که هم در کار به او کمک می کند و هم رفیق تنهایی هایش است که لحظات کمی نیستند. دوین می گوید، روابطم با اسبم بی شباهت با روابطم با همسرم نیست.
ما به یک دیگر وابسته ایم. من از او مراقبت می کنم و او از من. کار گاوچرانان با تغییر فصل تغییر می کند. در فصل پاییز، دوین گاوها و گوساله ها را جمع، و بعد آن ها را از هم تفکیک می کند و گوساله ها را از شیر می گیرد؛ گوساله ها به پرورش دهندگان دیگر فروخته می شوند که برای یک سال از آن ها مراقبت می کنند و برای سلاخی پروار می شوند.
بیشتر مزرعه داران تعدادی از گوساله های ماده را برای جفت گیری نگه می دارند. دیگران، مانند مزرعه ای که دوین در آن کار می کند، گوساله های نر را نگه می دارند، آن ها را پرورش می دهند و در فصل فروش بهاره زمانی که سایر مزرعه داران برای جفت گیری به گاو نر نیاز دارند، آن ها را می فروشند. در فصل زمستان، دوین گله را در نزدیکی خانه نگه می دارد، تا زمانی که برف ها روی هم انباشته شد، غذا دادن به آن ها آسانتر باشد؛ صرف نظر از شرایط آب و هوایی، گله هر روزه باید تغذیه شود، و این مهمترین کار در مزرعه است تا این که در فصل بهار یا اواخر زمستان نوبت به زایمان گاوها برسد.
وقتی دوین وود در یک روز یا شب زمستانی و در حالی که بوران است، برای سر زدن به گله می رود، لایه های مختلف پوشاک به تن می کند: لباس زیر ضد نفوذ هوا، پیراهن پشمی ضخیم، جلیقۀ پشمی، کت بلند کلفت، شلوار جین و جوراب پشمی با پوتین های ضد نفوذ آب. دستکش های گرمی به دست می کند که گاهی ضد آب هستند، چون ممکن است مجبور به درآوردن یخ ها منبع آب شود؛ او می تواند دستش را درون منبع فرو کند، یخ آن را بیرون بیاورد و دستش هم خیس نشود. در کولاک برف، اگر دوین مجبور باشد برای سر زدن به گله برود، می داند چکارکند.
او از بیرون رفتن در سرمای سخت برای غذا دادن به گله یا انجام کار دیگری می گوید، "ما کارمان را انجام می دهیم. شاید از بیرون رفتن اکراه داشته باشیم، اما کارمان را انجام می دهیم." دوین برای زاییدن گاوها، آن ها را به مرتعی نه چندان دورتر از خانه هدایت می کند که درخت و دیگر حفاظ های طبیعی دارد. این بخش از کار سالانه کمی سخت است.
او با استفاده از وانت یا اتومبیل دیگری، یا اسب به طور منظم- روز و شب- میان گله حرکت می کند و به آن سر می زند تا مطمئن شود گوساله ها سالم هستند و می توانند مادرهایشان را پیدا کنند، و اگر نیاز باشد، به چند تایی از آن ها آمپول هم می زند.
در هنگام زاییدن گاوها، باید به طور مقطع بخوابد، چون هر دو ساعت یک بار به گله سر می زند. دوین می گوید، یک گاو چران باید همیشه حواسش به دام باشد. اخیرا در کار دامداری هم هستیم. آن ها به ما وابسته هستند و ما برای کمک به آن ها باید در هر زمانی آماده باشیم.
این به معنای جابجایی آن ها به مناطق پر آب و علف تر و کمک به آن ها در هنگام به دنیا آوردن گوساله است. کارهای فصل بهار عبارتند از به دنیا آوردن گوساله ها، جدا سازی آن ها و مشخص کردن وضع مالکیت هر کدام، ترمیم حصارها، و آماده شدن برای جابجا کردن گله و رفتن به مراتع تابستانی. در طول تابستان، گله در چراگاه هایی است که از خانه و مزرعه دور هستند، و با علوفۀ طبیعی تغذیه می کند.
در این موقع از سال، دوین تبدیل به یک کارگر مزرعۀ یونجه می شود، یونجه را درو می کند و لنگه های آن را درجایی قرار می دهد که برای تغذیۀ زمستان دام ها آماده باشد. در مزارع دیگر، گاوچرانان ممکن است تمام روز روی اسب و در حال هدایت گله به مراتع مختلف باشند، یا از دام های بیمار مراقبت کنند، یا کارهای دیگر انجام بدهند. تصویر یک گاوچران با کلاه مخصوص و رو شلواری چرمی (که برای محافظت در برابر سرما یا خار و خس به تن می کنند)، چکمه و مهمیزهایی که وقت راه رفتن صدا می کند، تا اندازه ای دقیق است؛ همۀ گاوچرانان گاهی این نوع لباس را می پوشند و دوین هم مثل دیگران است.
اما گاوچرانان امروزی بیشتر کلاه بیس بال بر سر می گذارند ( روی آن معمولا تبلیغات غذای دام، طناب، یا شاید کود چاپ شده باشد) و شلوار جین بدون روشلواری چرمی به پا می کنند. در فصل زمستان کلاه پشمی به سر می گذارند که روگوشی هم دارد و برای گرم ماندن، لباس های یکسرۀ ضد نفوذ هوا به تن می کنند. گاوچرانان انواع ریخت و قیافه ها و سنین را دارند، و در میان آن ها، هم مرد دیده می شود و هم زن (زنانی که واقعا در چراگاه ها کار و گله را همراهی می کنند هم، گاوچران خوانده می شوند).آن ها گاهی 18 تا 38 ساله و در مواقعی هم مانند کورا[7]، دختر دوین، 8 ساله هستند . این دختر کوچک، از سه سالگی به پدرش در جابجایی و مراقبت از گله کمک کرده است. وقتی او کوچک بود، سوار بر اسب پونی به نام چستر می شد.
و دوین با یک ریسمان بلند، هنگام سواری، اسب پونی را هم با خود می برد. بعدها کورا خوش دهانۀ اسب را به دست گرفت، و اکنون مانند پدرش، روی یک اسب بزرگ گله سوار می شود. (چستر حالا مال برادرکوچکش، بانر است که 5 سال دارد و مانند کورا، سوارکاری را از 3 سالگی شروع کرد.) گاهی همسرش لوری[8] هم برای جابجایی گله کمک می کند. رسم کار چراگاه این است که شاید لوری و بچه ها برای گاوچران کار کنند، اما حقوق جدا دریافت نمی کنند.
با این که کوری هنوز کوچک است اما می داند چگونه اسبش را زین کند و زین را بردارد، چگونه پا های اسب را تمیز کند، در جابجایی گله از کدام طرف برود، دروازه را چگونه باز کند- و بعد از سر راه کنار برود که گله بتواند از دروازه عبور کند. دوین می گوید، بچه هایی که در مزرعه بزرگ می شوند، قوی، متکی به خود، قابل اعتماد و سخت کوش هستند چون از کودکی یاد می گیرند چگونه در همۀ کارها شرکت کنند. دوین می گفت، چیزی که باعث می شود به این کار ادامه بدهم، کار در هوای آزاد و وجود گله است. فرصت سوار کردن بچه هایم روی اسب هم یکی دیگر از جذابیت های کار است، چون او می خواهد سنت گاوچرانی را در خانواده نگه دارد. و بعد هم رضایت از سواری در مراتع خوب که علف های مقوی و فراوان دارد، یا در یک دره یا رودخانه، که می داند آب خوبی برای دام تأمین می کند.
دوین می گفت، من هر روز یک کار ثابت انجام نمی دهم. مصاحبت من با بقیۀ مردم خیلی محدود است. بیشتر اوقات خیلی دور و برم شلوغ نیست. و برایم مانعی ندارد. راستش با حیوانات راحت تر از انسان ها کنار می آیم. کندی مولتون فرزند یک مزرعه دار است و همسرش هم در همین زمینه فعالیت می کند، او هم کار گاوچرانی را در 5 سالگی آغاز کرد. محل زندگی او نزدیک انکمپمنت[9] در وایومینگ است و ده ها کتاب نوشته، از جمله قایق بخاری: اسب جفتک انداز افسانه ای و بیسکویت های داغ: داستان هایی از زنان مزرعه و گاوچرانان. او مقاله هایی هم برای نشریاتی چون گاوچران آمریکایی، ترو وست[10]، و پرسیمون هیل[11] می نویسد. | 15 ژوئيه 2010
نوشتۀ کندی مولتون[1]
1. [1] Candy Moulton
2. [1] Duane Wood
3. [1] Dodge City
4. [1] Abilene
5. [1] Ogallala
6. [1] Rosie
منبع:سایت iipdigital
ارسال نظر