گزارش نگرانکننده از وضعیت معیشت؛ ۶ دهک زیر خط فقر، دهک هشتم تنها یک شوک تا فقر
بررسی هزینه خانوارها نشان میدهد فقر دیگر به دهکهای پایین محدود نیست؛ شش دهک زیر خط فقر ایستادهاند و دهکهای هفتم و هشتم نیز تنها یک شوک قیمتی با سقوط به زیر این مرز فاصله دارند.
به گزارش پارسینه به نقل از اقتصادنیوز، فقر همیشه از خالیشدن کامل حساب بانکی آغاز نمیشود؛ گاهی از جایی شروع میشود که خانوار برای پرداخت اجاره، گوشت را کمتر میخرد، شیر را از سبد کنار میگذارد، درمان را عقب میاندازد و در نهایت حتی از میزان غذای روزانه خود میکاهد.
در چنین شرایطی، قرارگرفتن در دهک هفتم یا هشتم دیگر لزوماً نشانه رفاه نیست؛ ممکن است فقط به این معنا باشد که وضع آن خانوار، اندکی کمتر از دیگران بد است.دهکبندی، خانوارها را نسبت به یکدیگر مرتب میکند؛ اما خط فقر، درآمد یا هزینه خانوار را با حداقل نیازهای زندگی میسنجد.
به همین دلیل ممکن است خانواری در سه دهک بالاتر جامعه قرار بگیرد، اما همچنان برای پرداخت همزمان اجاره، خوراک، درمان، آموزش و حملونقل با کسری بودجه روبهرو باشد.این همان نقطهای است که فاصله میان «جایگاه آماری» و «قدرت واقعی خرید» آشکار میشود؛ فاصلهای که حتی مقامهای وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی نیز اکنون به آن اذعان دارند
دهک بالا؛ برچسبی بزرگتر از جیب خانوار
احمد میدری، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی پیشتر اعلام کرده بود یک خانوار سهنفره ساکن تهران، در صورت مالکبودن خانه با حدود ۳۰ میلیون تومان درآمد و در صورت مستأجربودن با حدود ۴۲ میلیون تومان درآمد وارد دهک هشتم میشود. این ارقام بهخوبی نشان میدهند که قرارگرفتن در دهک هشتم الزاماً به معنای برخورداری از درآمد بالا نیست؛ بهویژه برای مستأجری که بخش بزرگی از درآمدش پیش از رسیدن به سفره، صرف مسکن میشود.
معاون رفاه و امور اقتصادی وزارت رفاه نیز در خرداد ۱۴۰۵ تأکید کرد اختلاف درآمدی معناداری میان دهکهای هفتم، هشتم و نهم وجود ندارد و حتی بخش قابلتوجهی از دهک دهم نیز تفاوت چشمگیری با دهک نهم ندارند. همین مقام وزارت رفاه اعلام کرد حذف گسترده این دهکها از حمایتهای معیشتی، از نظر کارشناسی توصیه نمیشود.
این اظهارات یک نکته اساسی را روشن میکند: سه دهک بالای جدول لزوماً یک طبقه ثروتمند و یکدست نیستند. میان یک خانوار حقوقبگیرِ مستأجر در صدک ۹۱ و یک خانوار صاحب چند ملک در صدک ۱۰۰، فاصله بسیار بزرگی وجود دارد؛ هرچند هر دو در عنوان کلی «دهک دهم» قرار میگیرند.

شش دهک زیر خط فقر؛ دو دهک روی لبه
آخرین داده کامل و در دسترس درباره هزینه خانوارها، مربوط به طرح هزینه و درآمد خانوار سال ۱۴۰۳ مرکز آمار ایران است. دادههای این طرح از حدود ۴۰ هزار خانوار نمونه گردآوری شده و شامل هزینه کل، هزینه خوراک، مسکن، درمان، حملونقل و سایر مخارج خانوارهاست. دادههای سال ۱۴۰۳ در مهر ۱۴۰۴ منتشر شدهاند.
برای نزدیککردن این دادهها به شرایط روز، هزینه متوسط هر دهک با تغییر شاخص قیمت مصرفکننده تا خرداد ۱۴۰۵ تعدیل شده است. بر اساس گزارش مرکز آمار، شاخص قیمت مصرفکننده در خرداد ۱۴۰۵ به ۶۵۶.۴ رسید؛ تورم نقطهبهنقطه نیز ۸۸.۶ درصد و تورم سالانه ۶۲ درصد اعلام شد.
البته هنوز خط فقر رسمی سال ۱۴۰۵ منتشر نشده است. آخرین رقم اعلامشده از سوی دولت، خط فقر سرانه سال ۱۴۰۳ معادل ۶ میلیون و ۱۲۸ هزار تومان بود. ضمن اینکه خط فقر خانوار از ضرب ساده خط فقر سرانه در تعداد اعضا به دست نمیآید و باید مقیاس معادل خانوار، تعداد بزرگسالان و کودکان و محل سکونت در محاسبه لحاظ شود.
ازاینرو، برای سنجش وضعیت روز خانوارهای شهری، در جدول زیر از برآورد ۶۰ میلیون تومانی خط فقر نسبی و سبد معیشت در تهران استفاده شده است. این رقم برآورد کارشناسی است و نباید بهعنوان خط فقر رسمی دولت معرفی شود. برآوردهای میدانی فعالان کارگری در ابتدای سال ۱۴۰۵، خط فقر تهران را ۶۰ میلیون تومان و بالاتر اعلام کردهاند.

مأخذ جدول: محاسبات اقتصادنیوز بر پایه دادههای طرح هزینه و درآمد خانوار سال ۱۴۰۳ و تغییر شاخص قیمت مصرفکننده تا خرداد ۱۴۰۵. ارقام ستون سال ۱۴۰۵، هزینه واقعی ثبتشده خانوارها نیست و ارزش تعدیلشده هزینه سال ۱۴۰۳ با قیمتهای روز را نشان میدهد.
اگر محدوده ۱۵ درصد بالاتر و پایینتر از خط فقر را منطقه آسیبپذیر و لب مرزدر نظر بگیریم، تصویر چنین است:
- دهکهای اول تا ششم، بهطور روشن پایینتر از خط فقر برآوردی قرار دارند.
- دهک هفتم، حدود هفت درصد پایینتر از خط فقر است.
- دهک هشتم، فقط حدود ۱۰ درصد بالاتر از این مرز قرار میگیرد.
- دهکهای نهم و دهم، بهطور میانگین بالاتر از خط فقرند.

بنابراین، بر پایه این سناریو میتوان از شش دهک زیر خط فقر، دو دهک در محدوده مرزی و دو دهک بالاتر از خط فقر سخن گفت.
اما قرارگرفتن دهک نهم در فاصله ۲۲ میلیون تومانی خط فقر نیز الزاماً به معنای رفاه پایدار نیست. یک خانوار پرجمعیت، مستأجر یا دارای بیمار میتواند همین فاصله را تنها با یک هزینه سنگین مسکن یا درمان از دست بدهد. خط فقر یک مرز ثابت و یکسان برای تمام خانوادهها نیست؛ جغرافیا، تعداد اعضا، مالکیت مسکن و بیماری میتوانند جایگاه واقعی خانوار را تغییر دهند.
دهک دهم؛ از کارمند معمولی تا ثروتمند بزرگ در یک گروه
میانگین ۱۴۶ میلیون تومانی هزینه دهک دهم ممکن است این تصور را ایجاد کند که تمام اعضای این دهک از رفاه بالا برخوردارند، اما میانگین دهک دهم بهشدت تحت تأثیر هزینه خانوارهای بسیار ثروتمند انتهای توزیع قرار دارد.
دهک دهم، صدکهای ۹۱ تا ۱۰۰ را در خود جای میدهد؛ یعنی خانواری که تازه از مرز دهک نهم عبور کرده، در کنار ثروتمندترین یک درصد جامعه در یک گروه آماری قرار میگیرد. وزارت رفاه نیز به همین دلیل، دهکها را برای تحلیل دقیقتر به صدک تقسیم کرده است؛ زیرا حتی خانوارهای موجود در یک دهک هم میتوانند فاصله اقتصادی قابلتوجهی با یکدیگر داشته باشند.
بر اساس اطلاعاتی که معاون رفاه وزارت کار اعلام کرده، حدود ۲۵۰ هزار نفر دارای خودروی بیش از پنج میلیارد تومان یا ملک بیش از ۵۰ میلیارد تومان شناسایی شدهاند. پیشنهاد این وزارتخانه آن است که در صورت محدودکردن حمایتها، ابتدا همین گروه محدود مورد بررسی قرار گیرد، نه اینکه تمام دهکهای هفتم تا دهم بهصورت یکجا بینیاز تلقی شوند.
به بیان دیگر، دهک دهم از دو سر کاملاً متفاوت تشکیل شده است: بخشی که دارایی و درآمد بسیار بالا دارد و بخشی که فقط اندکی بالاتر از دهک نهم ایستاده است. به همین دلیل، متوسط بالای دهک دهم نمیتواند وضعیت تکتک خانوارهای آن را توضیح دهد.
کدام دهک حتی از پس کف هزینه غذا برنمیآید؟
در یک محاسبه منتشرشده درباره سبد غذایی دی ۱۴۰۴، حداقل هزینه خوراک روزانه هر فرد حدود ۲۵۱ هزار تومان برآورد شد. با بعد متوسط ۳.۳ نفر، کف هزینه خوراک ماهانه خانوار به حدود ۲۴ میلیون و ۹۲۸ هزار تومان رسید. این عدد فقط خوراک را شامل میشود و هزینه مسکن، درمان، آموزش، حملونقل، پوشاک و انرژی در آن وجود ندارد.
مقایسه این کف خوراکی با جدول هزینه دهکها هشداردهنده است. ضمن اینکه هزینه سبد غذایی مربوط به دی ۱۴۰۴ است و به قیمت خرداد ۱۴۰۵ بهروز نشده؛ بنابراین محاسبات زیر تصویری محافظهکارانه از فشار غذا ارائه میدهد.
متوسط کل هزینه دهکهای اول و دوم حتی از کف برآوردشده هزینه خوراک یک خانوار متوسط نیز کمتر است. در دهکهای سوم تا ششم نیز تأمین همان سبد غذایی باید بین ۵۲ تا ۸۴ درصد کل مخارج خانوار را به خود اختصاص دهد؛ وضعیتی که با وجود هزینه سنگین مسکن، عملاً خانوار را به کاهش مقدار یا کیفیت غذا وادار میکند.
دهک هفتم برای تهیه این سبد باید حدود ۴۵ درصد کل هزینه خود را صرف خوراک کند و دهک هشتم نیز نزدیک ۳۸ درصد. بنابراین، حتی خانوارهای دهک هفتم و هشتم ممکن است از نظر آماری بالاتر از گروههای فقیر قرار داشته باشند، اما همچنان بخش بزرگی از منابعشان در خوراک و مسکن قفل شود.
مرز یارانه پایینتر از مرز امنیت معیشتی؟
دولت در طرح جدید کالابرگ، حدود ۹۰ درصد جمعیت را تحت پوشش قرار داده و تنها گروههایی را که واقعاً در دهک دهم و دارای درآمدهای بسیار بالا تشخیص داده میشوند، خارج از دایره حمایت دانسته است. همین پوشش گسترده بهطور ضمنی نشان میدهد مرز نیاز به حمایت، بسیار بالاتر از سه دهک نخست قرار گرفته است.
مسئله اصلی این نیست که دهک نهم یا دهم را فقیر بنامیم. مسئله این است که «بالاتر از خط فقر بودن» با «بینیازی» یکسان نیست. دهک هفتم روی خط فقر ایستاده، دهک هشتم فقط اندکی از آن فاصله گرفته و بخشی از دهک دهم، بنا بر ارزیابی خود وزارت رفاه، تفاوت چشمگیری با دهک نهم ندارد.
فقر امروز فقط پایین جدول دهکها نیست؛ در حاشیه دهکهای میانی حرکت میکند، به سفرهها نزدیک شده و در کاهش کالری، حذف پروتئین و عقبانداختن درمان خود را نشان میدهد. دهکبندی میگوید هر خانوار نسبت به دیگران کجا ایستاده است؛ اما نمیگوید آیا جایی که ایستاده، برای یک زندگی حداقلی امن است یا نه.
ارسال نظر