اقتصاد سیاسی موازنه در عراق؛ دلار، نفت و بازآرایی قدرت میان تهران و واشنگتن
دولت جدید عراق را بهتر است یک «دولت موازنه» بدانیم. علی الزیدی بیش از آنکه تحولآفرین باشد، یک موازنهگر است؛ محصول بنبست و اجماع در «چارچوب هماهنگی»، بدون پایگاه حزبی مستقل و با قدرت محدود برای بازطراحی ساختار قدرت. مأموریت او نه تغییر قواعد بازی، بلکه مدیریت تعادل میان شبکههای سیاسی و مراکز قدرت عراق است.
همزمان، ظهور «ائتلاف چهارگانه» نشان میدهد سیاست عراق دیگر صرفاً با تقسیمبندی کلاسیک «شیعه–سنی–کرد» قابل توضیح نیست؛ ائتلافها بیش از گذشته حول قدرت، منابع و نحوه تنظیم رابطه با تهران و واشنگتن شکل میگیرند.
از منظر #اقتصاد_راهبردی، مهمتر از آرایش سیاسی، ابزارهای قدرت آمریکاست. دلار، شبکه بانکی، تحریم، سرمایهگذاری، نفت و مسیرهای انتقال انرژی در حال تبدیلشدن به یک #بسته_واحد اعمال قدرت بر بغدادند. فشار بر دسترسی عراق به دلار نشان میدهد زیرساخت پولی بینالمللی میتواند همانقدر ژئوپلیتیک باشد که پایگاه نظامی.
در انرژی نیز پرسش فقط این نیست که عراق «چقدر نفت تولید میکند؟»؛ مهمتر آن است که نفت از کدام مسیر خارج میشود؟ تلاش برای تنوعبخشی به مسیرهای صادراتی نشان میدهد در «عصر گلوگاهها»، #مسیر_انرژی خود یک دارایی راهبردی است و قراردادهای بزرگ با شرکتهای آمریکایی نیز بخشی از معماری نفوذ واشنگتن در عراقاند.
در داخل، مهمترین آزمون دولت، خلع یا محدودسازی سلاح گروههای مسلح است؛ پروژهای که با مقاومت بخشی از گروهها و حتی شکاف میان برخی رهبران سیاسی و شاخههای نظامی آنان مواجه است.
در سوی دیگر، فشار آمریکا فضای مانور تهران را محدود کرده، اما شبکههای سیاسی، مذهبی و اجتماعی ایران در عراق همچنان عمیقاند. جنگ نیز پارادوکسی ایجاد کرده است: از یکسو قدرت عملیاتی ایران را محدود و از سوی دیگر، در بخشی از جامعه شیعی عراق، گفتمان «مقاومت» و احساس تهدید مشترک را تقویت کرده است.
اینجا باید لایه عمیقتری را نیز دید: ژئوپلیتیک تشیع. فرانسوا توال در کتاب ژئوپلیتیک تشیع زودتر از بسیاری از تحلیلگران غربی به ظرفیت تشیع برای تبدیلشدن به نیرویی ژئوپلیتیکی و فراملی توجه کرد؛ نیرویی دیرخیز، شبکهای و حافظهمند. #تشییع_گسترده قائد شهید امت در نجف و کربلا نیز یادآور شد که در #موازنه_قدرت عراق، در کنار دولت، حزب، دلار و نفت، هویت و شبکه اجتماعی شیعه نیز بخش راهبردی از #زیرساخت_قدرت است.
برآیند رفتار نخبگان شیعه عراق نیز قابل توجه است: نه قطع رابطه با ایران و نه قرارگرفتن در خط آتش ایران–آمریکا. بغداد میکوشد با نوعی «راهبرد پوشش ریسک» (Strategic Hedging)، روابط خود با ایران را حفظ و همزمان هزینه فشار آمریکا را کاهش دهد.
اما پرسش راهبردی برای تهران این است: «ایران در برابر عراق چه سیاستی باید در پیش بگیرد؟»
پاسخ، نه مطالبه همسویی حداکثری بغداد، بلکه حرکت بهسوی «نفوذ مبتنی بر درهمتنیدگی اقتصادی» است؛ یعنی تبدیل سرمایه تاریخی، اجتماعی و ژئوپلیتیکی ایران در عراق به منافع مشترک در تجارت، انرژی، ترانزیت، سرمایهگذاری و زیرساختهای مالی.
در این میان، #گلوگاه_هرمز برای ایران یک مزیت ژئواکونومیک ویژه است. وابستگی درآمدی عراق به استمرار صادرات نفت از خلیج فارس، هرمز را مستقیماً به ثبات مالی بغداد پیوند میدهد. ایران باید این موقعیت را نه بهعنوان «اهرم تهدید»، بلکه برای ساخت همکاری بهکار گیرد: امنیت جریان انرژی، مسیرهای مکمل ترانزیتی و انرژی از خاک ایران و پیوندزدن منافع دو کشور به ثبات متقابل.
در چنین چارچوبی، سرمایه ژئوپلیتیک تشیع جایگزین اقتصاد نیست؛ #راهبرد_مؤثر_ایران، ترکیب این سرمایه اجتماعی با درهمتنیدگی اقتصادی و ساخت شبکههای ماندگار منافع مشترک است.
علی ظاهری بیرگانی
۲۲ مرداد ۱۴۰۵ | تهران ـ منیریه
ارسال نظر