گوناگون

آوار شدن انتظارات تورمی بر سر اجاره خانه /مبلغ اجاره بها را چه کسی تعیین می کند؟

آوار شدن انتظارات تورمی بر سر اجاره خانه
/مبلغ اجاره بها را چه کسی تعیین می کند؟

سیاست کنترل اجاره‌بها در حالی با تکیه بر سقف قیمت مصوب دنبال می‌شود که سکوهای اینترنتی به عنوان مرجع قیمت‌گذاری بازار با فراهم‌کردن زمینه شکل‌گیری انتظارات تورمی، به موتور محرک جهش‌های پیاپی اجاره‌بها تبدیل شده‌اند.

به گزارش پارسینه به نقل از همشهری ، بازار اجاره مسکن در ایران به نقطه‌ای رسیده که دیگر نه با فرمول‌های کارشناسی قابل توضیح است و نه با سقف‌های دستوری قابل‌کنترل. درحالی‌که سکوهای اینترنتی به مرجع غیررسمی قیمت‌گذاری تبدیل شده‌اند، موجی از افزایش‌های پیاپی و غیرمنطقی شکل گرفته که به‌گفته فعالان بازار، بیشتر از آنکه واقعی باشد، «انتظاری» است؛ انتظاری که در یک دور باطل، هر روز قیمت‌های جدید خلق می‌کند.

خلق قیمت با تورم انتظاری

در بازار اجاره مسکن تهران و کلانشهرها، دیگر قیمت نتیجه یک محاسبه دقیق یا کارشناسی مشخص نیست. آنچه امروز در آگهی‌های اجاره دیده می‌شود، بیشتر به یک رفتار جمعی شباهت دارد؛ رفتاری که در آن هر موجر، قیمت ملک خود را نه براساس ارزش واقعی، بلکه با نگاه به قیمت فایل‌های مشابه در همان محله تعیین می‌کند.‌این روند به‌تدریج یک چرخه خودتشدیدکننده ایجاد کرده است. موجر ابتدا به سکوهای آگهی مراجعه می‌کند، قیمت واحدهای مشابه را می‌بیند و سپس با این استدلال که «ملک من بهتر است» یا «این نرخ مربوط به چند روز پیش است»، رقم بالاتری اعلام می‌کند.

اسلحه بی‌فشنگ سقف قیمت مصوب

  اگرچه دولت هرسال درصدی را به‌عنوان سقف مجاز افزایش اعلام می‌کند، اما در بسیاری از قراردادهای تمدیدی، این سقف رعایت نمی‌شود. گزارش‌های میدانی نشان می‌دهد موجران در بسیاری از موارد افزایش‌های ۵۰ تا ۶۰ درصدی را شرط ادامه قرارداد اعلام می‌کنند و مستأجر نیز عملا در موقعیتی قرار می‌گیرد که انتخابی جز پذیرش یا تخلیه ندارد.‌در این وضعیت، رابطه موجر و مستأجر به رابطه‌ای مستقیم و بدون واسطه حقوقی مؤثر تبدیل شده است؛ رابطه‌ای که در آن قدرت چانه‌زنی برابر نیست و هزینه مقاومت برای مستأجر بسیار بالاست . همین مسئله باعث شده اجرای قانون سقف اجاره، بیشتر به یک توصیه اخلاقی شبیه باشد تا یک سازوکار اجرایی مؤثر.

هزینه مسکن خانوار در نقطه کور

رشد شدید قیمت مسکن در سال‌های اخیر نیز فشار مضاعفی بر بازار اجاره وارد کرده است. در بسیاری از مناطق شهری، سهم هزینه مسکن از درآمد خانوار به سطحی رسیده که تعادل بودجه خانوار را به‌طور جدی مختل کرده است.‌برای مثال، در شرایطی که میانگین درآمد سالانه یک خانوار تهرانی حدود ۵۰۰ میلیون تومان برآورد می‌شود، میانگین رهن یک واحد مسکونی متوسط در تهران به بیش از یک میلیارد تومان رسیده است. در این وضعیت، با افزایش ۵۰درصدی رهن (یا اجاره)، مستأجر باید برای حفظ سطح سکونت خود عملا معادل یک سال کامل درآمد اضافی تأمین کند تا فقط هزینه مسکن جبران شود.

تشدید کوچ اجباری مستأجران به پایین‌دست

ناتوانی مسلم خانوار در جبران هزینه سنگین افزایش اجاره‌بها، دقیقا همان عاملی است که از سال‌ها پیش به افت کیفیت مسکن جامعه دامن زده و منجر به کوچ اجباری مستأجران از محله‌های بالا به پایین‌تر و از محله‌های پایین به حومه و حاشیه شهرها شده است. ‌تحت‌تأثیر همین معادله است که شهرهای جدید حومه تهران از جمعیت ناچیز در اواسط دهه 90، اکنون به کانون‌های پرتراکم جمعیت تبدیل شده‌اند.

ارسال نظر

نمای روز

داغ

صفحه خبر - وب گردی

آخرین اخبار