گوناگون

تجربه تلخ مربی پرسپولیس از جنگ؛ از اصفهان تا مادرید با اتوبوس

 تجربه تلخ مربی پرسپولیس از جنگ؛ از اصفهان تا مادرید با اتوبوس

په‌په لوسادا، مربی بدنساز پرسپولیس، از تجربه خروج دشوار خود از ایران در میانه جنگ و بازگشت به اسپانیا گفت.

به گزارش پارسینه،  په‌په لوسادا در جاهای دشوار کار کرده بود، اما هرگز چنین خروجی را تجربه نکرده بود: ۱۶ ساعت در جاده، بازرسی‌های مسلحانه، موشک‌هایی که در آسمان دیده می‌شدند و سفارتی که مدام وضعیت او را دنبال می‌کرد. 

مربی بدنساز اسپانیایی پرسپولیس در این مصاحبه با روزنامه آس از فراری می‌گوید که هنوز در صدایش سنگینی آن حس می‌شود. درست در ۲۸ فوریه تیم او، پرسپولیس، در اصفهان بازی داشت. 

 

 

به تازگی و دوباره تماشاگران به ورزشگاه‌ها بازگشته بودند. فرودگاه خالی بود. ساعت ۸ صبح به وقت اسپانیا، زمانی که اسرائیل پیش‌تر به تهران حمله کرده بود، با او صحبت کردیم. چند روز هم مسیرش را دنبال کردیم تا به ترکیه رسید. و وقتی پایش به مادرید رسید، همه همراه او نفس راحتی کشیدیم.

په‌په لوسادا (متولد ۱۹۷۳ در کادیز) دو دوره در ایران کار کرده و این کشور را بهتر از بسیاری از فعالان فوتبال می‌شناسد. خروج او در میانه جنگ، تنها یک روز پس از آغاز حملات، نشان‌دهنده شکنندگی ورزشی است که میان تنش‌های ژئوپلیتیکی گرفتار شده است (آیا ایران به جام جهانی خواهد رفت؟). 

 

 

او حالا از خانه و در حالی که هنوز با بازگشتش سازگار می‌شود، در گفت‌وگویی طولانی سفری را مرور می‌کند که با یک فرودگاه خالی آغاز شد و با اتوبوسی که در دمای منفی ۱۲ درجه از مرز عبور می‌کرد و یک ایست بازرسی مسلحانه به پایان رسید.

چطور هستید؟

خب، دارم خودم را با بازگشت به خانه تطبیق می‌دهم. خروج عادی‌ای نبود؛ ماه‌های سختی بود و بازگشت هم ناگهانی و سریع اتفاق افتاد. خدا را شکر توانستیم در روز دوم شروع جنگ خارج شویم، قبل از بمباران‌هایی که حالا در سراسر تهران دیده می‌شوند.

از کسانی که هنوز آنجا هستند چه خبر دارید؟

دو روز پیش با مدیر برنامه ایرانی‌ام صحبت کردم. گفت اوضاع خیلی بد است. یکی از دوستانم به خانه من رفته بود، اما پنج روز است از او خبری ندارم. ما استارلینک داشتیم و از معدود کسانی بودیم که ارتباط داشتیم. حالا دیگر چیزی نمی‌رسد.

تخلیه چطور انجام شد؟

با اتوبوس، از اصفهان. دو اتوبوس برای بازیکنان خارجی و خانواده‌هایشان. حدود ۱۸ نفر بودیم، به‌علاوه تعدادی از یک تیم رقیب. سخت بود که هم‌تیمی‌های ایرانی‌مان را پشت سر بگذاریم. آن‌ها گریه می‌کردند. از ما می‌خواستند لطفاً وقتی این ماجرا تمام شد برگردید. در مسیر بازگشت به تهران موشک‌ها را بالای سرمان دیدیم. از آن‌ها ویدئو دارم. خیلی بالا بودند اما کاملاً دیده می‌شدند. هرچه به مرز نزدیک‌تر می‌شدیم ایست‌های بازرسی بیشتر می‌شد. در یکی از آن‌ها، یک نظامی نیمه‌شب و در دمای منفی ۱۲ درجه وارد اتوبوس شد. اولین چیزی که گفت این بود، پرسپولیس؟ یک عکس بگیریم! من به سرمربی می‌گفتم: عکس را بگیر و لطفاً برویم. وقتی پایم را آن طرف مرز گذاشتم انگار فیلم عوض شد. دیگر جور دیگری نفس می‌کشیدی.

 

 

آیا آنجا فکر می‌کنند ایران به جام جهانی می‌رود؟

نمی‌دانند. وزیر ورزش گفته بود نخواهند رفت، اما بازیکنان ویزا دارند. تصمیم هنوز در هواست.

 

حالا دنبال چه تیمی هستید؟

۲۶ سال است در این حرفه‌ام: دکتر هستم، مدرک UEFA Pro دارم، تجربه زیادی دارم و می‌خواهم به کار ادامه بدهم. دوست دارم در یک لیگ مهم اروپایی کار کنم؛ انگلیس، آلمان، اسپانیا… من می‌دانم چطور در جاهایی کار کنم که همه حاضر نیستند بروند.

لوسادا در ادامه از دوران کاری‌اش در کادیز، رفتنش به مجارستان و سپس حضورش در خاورمیانه می‌گوید. «پرسپولیس یک غول است. قبلاً یک سه‌گانه و یک لیگ برده‌ایم. کشور را می‌شناسم، بازیکنان را می‌شناسم اما از ژانویه همه‌چیز خیلی سخت شد».

بازگشت به خانه چطور بود؟

همسرم مرا می‌شناسد و می‌دانست حالم خوب است. اما مادرم اخبار اینجا را می‌دید و فکر می‌کرد من وسط جنگ با یک مسلسل هستم.

حالا با قراردادها چه خواهد شد؟

رئیس فدراسیون، لوسان، همان شب با من تماس گرفت. همچنین ایوان کانسلا از کمیته مربیان و داوید گوتیرس از مدرسه مربیان تماس گرفتند. همه یکی پس از دیگری. احساس کردم خیلی حمایت می‌شوم. به من توضیح دادند که فدراسیون فوتبال اسپانیا، مثل همه فدراسیون‌های اروپایی، از فیفا خواسته است رسماً اعلام کند که با یک درگیری نظامی روبه‌رو هستیم. این موضوع بسیار مهم است، به‌خصوص برای مسئله قراردادها، چون قرارداد من در ژوئن تمام می‌شد.

چه چیزی را در تهران جا گذاشتید؟

یک چمدان را جا گذاشتم. شاید روزی یکی از دوستانم آن را برایم بفرستد.

 

ارسال نظر

نمای روز

داغ

صفحه خبر - وب گردی

آخرین اخبار