گوناگون

بی‌رحم‌ترین عروس دهه ۷۰ سعید آقاخانی را زمین زد

بی‌رحم‌ترین عروس دهه ۷۰ سعید آقاخانی را زمین زد

پخش سریال «اسباب زحمت» ساخته سعید آقاخانی این روزها با واکنش‌های متفاوتی همراه شده است؛ مجموعه‌ای که تلاش دارد با تکیه بر موقعیت‌های خانوادگی، کمدی موقعیت خلق کند اما در برخی بخش‌ها، از جمله شخصیت‌پردازی، چندان موفق ظاهر نشده است.

به گزارش پارسینه ، یکی از مهم‌ترین نمونه‌ها، کاراکتر مادر خانواده با بازی کمند امیرسلیمانی است؛ نقشی که به نظر می‌رسد نه با فضای کلی سریال همخوانی دارد و نه توانسته به موتور کمدی اثر تبدیل شود.

امیرسلیمانی سال‌هاست در تلویزیون ایران حضور دارد، اما بخش بزرگی از مخاطبان هنوز او را با نقش‌آفرینی‌اش در سریال ماندگار پدرسالار به یاد می‌آورند؛ مجموعه‌ای که در آن نقش عروس خانواده‌ای سنتی را مقابل ناصر هاشمی ایفا می‌کرد؛ همسر مردی که زیر سایه پدر مقتدر خانواده با بازی محمدعلی کشاورز زندگی می‌کرد. آن نقش، تصویری از زنی بود که نمی‌خواست در چارچوب سنتی و اقتدار پدرسالارانه حل شود. عصیان او علیه ساختار خانوادگی، تنش‌زا اما الهام‌بخش بود و در زمان خود به یکی از بحث‌برانگیزترین خطوط داستانی تلویزیون تبدیل شد.

Screenshot_۲۰۲۶۰۳۰۱_۲۰۱۳۱۷_Chrome

از آن عروس سمپات تا این مادر خنثی
در دهه هفتاد، طغیان عروس علیه پدرشوهر هنوز برای بخشی از جامعه تابو محسوب می‌شد. به همین دلیل، شخصیت امیرسلیمانی در «پدرسالار» واکنش‌های تندی برانگیخت؛ از سرزنش و حتی توهین برخی مخاطبان تا تحسین و همدلی گروهی دیگر که او را نماد مطالبه‌گری زنانه می‌دانستند. آن نقش، جریان‌ساز بود و به نوعی در حافظه جمعی ثبت شد؛ تصویری از زنی که استقلال می‌خواست و بهایش را هم می‌پرداخت.

Screenshot_۲۰۲۶۰۳۰۱_۲۰۱۳۲۱_Chrome

اسباب زحمتِ اسباب زحمت شده‌اید!
با این پیش‌زمینه، انتظار می‌رفت حضور امیرسلیمانی در «اسباب زحمت» نیز حامل شخصیتی پررنگ و تأثیرگذار باشد. اما آنچه روی آنتن دیده می‌شود، کاراکتری خنثی، سرگردان و فاقد هویت مشخص است. دیالوگ تکرارشونده «این از اوناس» که ظاهراً قرار بوده به شوخی کلامی بدل شود، نه تنها به خلق کمدی کمک نکرده، بلکه به مرور به عاملی آزاردهنده تبدیل شده است. شوخی‌هایی که به این شخصیت سپرده شده، اغلب درنمی‌آید و از ریتم کلی اثر عقب می‌ماند.

خانم کمند امیرسلیمانی، دچار شرم نیابتی شدیم
مادر خانواده در «اسباب زحمت» نه ستون عاطفی خانه است و نه منبع جدی طنز؛ میان این دو معلق مانده و در هیچ‌کدام تثبیت نمی‌شود. نتیجه، کاراکتری است که بیش از آن‌که پیش‌برنده داستان باشد، باری اضافه بر دوش روایت به نظر می‌رسد. این سرگشتگی تا جایی پیش می‌رود که گاه نوعی شرم نیابتی در مخاطب ایجاد می‌کند؛ احساسی از این‌که بازیگری با سابقه و توانایی‌های شناخته‌شده، در قالب شخصیتی چنین بلاتکلیف گرفتار شده است.

ارسال نظر

نمای روز

داغ

صفحه خبر - وب گردی

آخرین اخبار