۱۰ فیلم هیجانانگیز درباره بازیهایی که به جنگ بقا بدل میشوند + عکس
۱۰ فیلم برتر این لیست ثابت میکنند گاهی هیچ چیز خطرناکتر از یک بازی ساده نیست و میان مرگ و زندگی به اندازه یک تار مو فاصله است.
به گزارش پارسینه به نقل از ت نیوز، ادگار رایت، فیلمساز نوآور بریتانیایی که با ریتم تند تدوین و طنز سیاه آثارش شناخته میشود، اینبار به سراغ اقتباسی تازه از رمان «مرد فراری» (The Running Man) اثر استیون کینگ رفته است. روایتی پرکشش از جهانی که در آن «بقا» نه یک غریزه، بلکه آزمونی خونین است. این پروژه برای رایت فرصتی است تا سبک بصری پرانرژی خود را با مضمونی تاریک و اجتماعی درآمیزد و اثری بسازد که هم دلهرهآور باشد و هم آینهای از واقعیت امروز.
البته «مرد فراری» پیشتر نیز در دهه ۱۹۸۰ با بازی آرنولد شوارتزنگر به فیلمی اکشن و تماشایی بدل شده بود؛ فیلمی که گرچه حالوهوایی کاملاً دهههشتادی داشت، اما توانست نقدی آشکار از رسانهمحوری، کنترل دولت و عطش مردم برای خشونت ارائه کند. با این حال، حتی آن نسخه هم آغازگر این نوع داستانها نبود. از نخستین سالهای سینما تا امروز، همواره آثاری بودهاند که مفهوم «بازی تا سر حد مرگ» را در مرکز خود قرار دادهاند.
در دهههای اخیر، با افزایش محبوبیت رمانهای دیستوپیای نوجوانانه و اقتباسهای سینمایی پرهزینه از آنها، این ژانر دوباره جان گرفته است. فیلمهای مربوط به رقابتهای مرگبار یا بازیهای بقا اکنون نه فقط سرگرمی، بلکه بازتابی از اضطرابهای اجتماعی و فشارهای جهان معاصر به شمار میآیند. در ادامه این مطلب از رسانه گجت نیوز به سراغ ۱۰ فیلم برتر میرویم که هر یک بهگونهای متفاوت نشان میدهند چگونه در جهانی بیرحم، بازی میتواند نبردی برای بقا باشد.
فهرست مطالب-
- معرفی ۱۰ فیلم برتر ژانر بازی مرگ و زندگی در تاریخ
- 10- Mortal Kombat (محصول سال 1995)
-
- 9- Gamer (محصول سال 2009)
-
- 8- The Game (محصول سال 1997)
-
- 7- Death Race 2000 (محصول سال 1975)
-
- 6- The Running Man (محصول سال 2025)
-
- 5- Alita: Battle Angel (محصول سال 2019)
-
- 4- Ready or Not (محصول سال 2019)
-
- 3- The Long Walk (محصول سال 2025)
-
- 2- The Hunger Games (محصول سال 2012)
-
- 1- Battle Royale (محصول سال 2000)
- معرفی ۱۰ فیلم برتر ژانر بازی مرگ و زندگی در تاریخ
معرفی ۱۰ فیلم برتر ژانر بازی مرگ و زندگی در تاریخ
در فیلمهایی که بازی را به نبردی برای بقا بدل میکنند، دنیایی به تصویر کشیده میشود که مرز میان سرگرمی و مرگ از میان برداشته شده است. در این آثار رقابت دیگر وسیلهای برای تفریح یا اثبات مهارت نیست، بلکه آزمونی است برای حفظ جان و اراده انسان در برابر سیستمی بیرحم و تماشاگرانی بیاحساس.
قهرمانان معمولاً بهناحق درگیر این بازیها میشوند و ناچارند برای نجات خود، نهتنها با دیگر بازیکنان بلکه با وجدان، ترس و انسانیت خویش نیز بجنگند. فضای چنین داستانهایی اغلب دیستوپیایی و پرتنش است؛ جهانی که در آن قدرت، ثروت یا لذت تماشای خشونت بر ارزش جان انسان غالب شده و تنها قانون باقیمانده «زنده بمان» است. در ذیل ۱۰ فیلم برتر این ژانر را معرفی کرده و سپس خط داستانی آنها را مورد بررسی قرار میدهیم.
10- Mortal Kombat (محصول سال 1995)
فیلم «مورتال کامبت» به کارگردانی پل دبلیو. اس. اندرسون، بر اساس بازی ویدیویی پرفروش و افسانهای با همین نام ساخته شده و یکی از ۱۰ فیلم برتر ژانر بازی مرگ و زندگی است که مفهوم رقابت مرگبار را بهشیوهای عینی و پرهیجان به تصویر میکشد. داستان درباره گروهی از مبارزان زمینی است که در هر نسل برگزیده میشوند تا در مسابقهای سرنوشتساز با جنگجویان قلمروهای دیگر در سرزمینی موسوم به دنیای بیرون روبهرو شوند؛ نبردی که سرنوشت زمین در گرو نتیجه آن است.
طبق قوانین این رقابت باستانی اگر دنیای بیرون ده پیروزی پیاپی به دست آورد، زمین برای همیشه تحت سلطه آن قرار خواهد گرفت. فیلم در عین وفاداری به ساختار مسابقهای و بیرحمانهی بازی، توانسته حالوهوای اسطورهای و فانتزی آن را با اکشن پرانرژی و جلوههای بصری چشمگیر درآمیزد. هر مبارز با تواناییها و سبک رزمی ویژه خود وارد میدان میشود و هر مرحله با جدالی خونین خاتمه مییابد که تنها یک بازمانده دارد.
ویژگی منحصربهفرد این اثر حضور چهرههای شناختهشده و محبوب دنیای گیمینگ است. از جانی کیج مغرور و کاریزماتیک گرفته تا رایدن مرموز، اسکورپیون انتقامجو و سابزیرو یخزده در سکوتی مرگبار. گرچه این مجموعه با دنبالهای در سال ۱۹۹۷ پیشدرآمدی و سپس یک ریبوت مدرن در سال ۲۰۲۱ ادامه یافت، اما هیچیک نتوانستند همان شور و اصالت نسخه نخست را بازآفرینی کنند. فیلم نخست اندرسون، با ترکیب موسیقی الکترونیک تپنده، طراحی رقصهای رزمی دقیق و فضاسازی فانتزی-رزمی خود، هنوز هم بهعنوان وفادارترین اقتباس سینمایی از روح بازی مورتال کامبت شناخته میشود.
9- Gamer (محصول سال 2009)
فیلم «گیمر» به کارگردانی مارک نولدین و برایان تیلر و با بازی درخشان جرارد باتلر، یکی از آن آثار پرتنش و آیندهنگرانهای است که دنیای دیجیتال را به مرحلهای خطرناک و هولناک از کنترل انسانی میبرد. داستان در آیندهای نزدیک میگذرد؛ جایی که فناوری واقعیت مجازی و کنترل ذهن به جایی رسیده که افراد میتوانند دیگران را مانند شخصیتهای یک بازی ویدیویی واقعی هدایت کنند. در این میان، یک بازی یک شبیهسازی بیرحمانه و خونین به نام Slayers ایجاد شده که در آن محکومان به اعدام در میدانی واقعی میجنگند و تنها راه رهایی آنها زنده ماندن پس از ۳۰ نبرد مرگبار است.
شخصیت اصلی فیلم، کیبل (با بازی جرارد باتلر)، یکی از این زندانیان است که برخلاف دیگران، توانایی فوقالعادهای در زنده ماندن از خود نشان میدهد. او توسط یک گیمر نوجوان باهوش و ماجراجو (لوگان لرمن) کنترل میشود و به تدریج میان انسان و بازیکن، پیوندی غیرمنتظره شکل میگیرد. وقتی کیبل در جریان یکی از نبردها موفق میشود از کنترل بیرون بیاید و از سیستم فرار کند، هدف اصلی وی تبدیل به افشای چهره واقعی سازنده بازی میشود.
در مسیر این نبرد، او باید با یک قاتل خونسرد و بیاحساس روبهرو شود که برخلاف سایرین بهطور مستقل عمل میکند و خطرناکترین دشمن اوست. فیلم از نظر بصری بسیار پرتحرک است؛ نماهای سریع، تدوین پرتنش و رنگهای اشباعشده تجربهای مشابه بازیهای ویدیویی مدرن را خلق میکنند. با وجود آنکه منتقدان از جنبه روایی و عمق داستانی آن چندان راضی نبودند و امتیاز پایینی در راتنتومیتوز (حدود ۳۰٪) به آن اختصاص دادند، فیلم گیمر همچنان بهعنوان ترکیبی درخشان از ایدههای Rollerball و The Matrix شناخته میشود و در میان 10 فیلم برتر ژانر بازی مرگ و زندگی خودنمایی میکند.
8- The Game (محصول سال 1997)
فیلم «بازی» ساخته دیوید فینچر، یکی از مرموزترین و در عین حال تأثیرگذارترین آثار این کارگردان است که مرز میان واقعیت و توهم را بهطرزی استادانه در هم میشکند. در این اثر، مایکل داگلاس در نقش نیکلاس ون اورتون ظاهر میشود؛ تاجر ثروتمند و منزوی که نظم خشک و بیروح زندگی وی، او را از احساسات انسانی و خانوادهاش دور کرده است. تولد سالگرد او فرصتی میشود تا برادرش کنراد (شان پن) هدیهای غیرمنتظره به او بدهد. این هدیه کارتی است که او را وارد یک تجربه اسرارآمیز به نام بازی میکند.
نیکلاس در ابتدا این پیشنهاد را با تردید رد میکند، اما خیلی زود خودش را درگیر ماجرایی میبیند که مرز خیال و واقعیت در آن ناپدید میشود. از وقتی به خانه بازمیگردد، اتفاقاتی غیرعادی شروع میشوند؛ از تماسهای مشکوک و مزاحم گرفته تا خطراتی که جانش را تهدید میکنند. او بهتدریج درمییابد که کنترل زندگی از دستش خارج شده است. حسابهای بانکی وی مسدود میشوند، همکارانش پشتش را خالی میکنند و به نظر میرسد هرکس را که میشناسد، بخشی از این بازی مرموز است.
همانطور که نیکلاس مجبور میشود برای زنده ماندن از دست دشمنان ناشناخته خود فرار کند، فیلم نیز به بررسی درون او میپردازد. بازی از آن دست فیلمهایی است که تأثیر اصلی آن در نخستین تماشا بهواسطه پیچش غافلگیرکننده پایانیاش حاصل میشود، اما در بازبینیهای بعدی تماشاگر نشانههای پنهانی را کشف میکند که از همان ابتدا مسیر سرنوشت نیکلاس را ترسیم کردهاند.
7- Death Race 2000 (محصول سال 1975)
فیلم «مسابقه مرگ ۲۰۰۰» ساخته راجر کورمن، یکی از جنجالیترین تریلرهای علمیتخیلی دهه هفتاد است که با وجود بودجهای اندک، هنوز هم بهعنوان یک کالت کلاسیک تمامعیار در تاریخ سینما شناخته میشود. کورمن که در ساخت آثار کمهزینه اما پرنفوذ مهارت داشت، در این فیلم جهانی را به تصویر میکشد که در آن سرگرمی با خشونت پیوند خورده است. داستان در آیندهای دیستوپیایی میگذرد؛ جاییکه حکومت ایالات متحده برای کنترل مردم و منحرف کردن ذهنشان از بحرانهای واقعی، مسابقهای وحشیانه و سراسری برگزار میکند. در این رقابت میانقارهای مرگبار رانندگان باید مسافت طولانی کشور را طی کنند، اما برای کسب امتیاز بالاتر باید عابران پیاده را زیر بگیرند.
در مرکز این فیلم شخصیتی به نام فرانکنشتاین (با بازی دیوید کارادین) به عنوان قهرمان افسانهای این رقابتها قرار دارد که با بدنی پر از زخم و اندامهای مصنوعی، تبدیل به نمادی رسانهای از قدرت و بیرحمی شده است. او چنان در میان مردم پرطرفدار است که به نوعی قهرمان ملی و نماد جلوه قهرمانانه خشونت بدل شده است. در مقابل او رانندگانی عجیب، نمایشی و اغراقآمیز قرار دارند که هرکدام بازتابی از تیپهای فرهنگی و سیاسی جامعه آمریکا هستند. از جمله آنها شخصیتی با بازی سیلوستر استالونه جوان است که نقش رقیب اصلی فرانکنشتاین را ایفا میکند.
بخش زیادی از جذابیت اثر که از کشتیکج حرفهای بهره گرفته شده است، در تضاد میان پوست سرگرمی و محتوای انتقادی نهفته و تماشاگران درون فیلم در حالی از مرگ و خون لذت میبرند که خود به بخشی از همان چرخه خشونت بدل شدهاند. فینچر در سال ۱۹۷۵ با فیلم Rollerball نیز نگاهی مشابه به بازیهای کشنده داشت، اما کورمن با Death Race 2000 طنزی تندتر و دیدگاهی کمهزینهتر اما هوشمندانهتر ارائه داد. موفقیت پیشبینینشده فیلم باعث شد تا در میان 10 فیلم برتر ژانر بازی مرگ و زندگی قرار گیرد و دههها بعد، نسخهای بازسازیشده از آن در سال ۲۰۰۸ ساخته شود.
6- The Running Man (محصول سال 2025)
فیلم «مرد فراری» نخستینبار در سال ۱۹۸۷ با بازی آرنولد شوارتزنگر ساخته شد؛ اثری که با وجود محبوبیتش در میان تماشاگران دهه هشتاد تنها بهصورت آزاد و سطحی از رمان استیون کینگ اقتباس کرده بود. حالا پس از نزدیک به چهار دهه ادگار رایت، کارگردان خلاق فیلمهایی چون Shaun of the Dead و Hot Fuzz نسخهای تازه از این داستان را در سال ۲۰۲۵ کارگردانی کرده است که به گفته بسیاری از منتقدان، وفادارترین اقتباس سینمایی از رمان ۱۹۸۲ کینگ محسوب میشود. در این روایت جدید، گلن پاول در نقش بن ریچاردز ظاهر میشود. او مردی عادی در جامعهای فروپاشیده و کنترلشده است که برای نجات خانواده خود در برنامه تلویزیونی مرگباری با عنوان The Running Man شرکت میکند.
این مسابقه به ظاهر نوعی سرگرمی ملی است، اما در واقع شکلی پیچیده از اعدام عمومی است که در آن شرکتکننده باید برای مدتی مشخص از دست شکارچیان مرگ آموزشدیده فرار کند در حالیکه میلیونها بیننده در سراسر جهان با ولع و هیجان او را تماشا میکنند. تنها راه نجات، دویدن، پنهانشدن و زندهماندن است؛ چرا که مرگ او به معنای افزایش رتبه و سود شبکههای تلویزیونی است و همین سبب شده تا با مضمونی نوآورانه در میان ۱۰ فیلم برتر این ژانر قرار گیرد.
ادگار رایت برخلاف نسخه کلاسیک دهه هشتاد، در بازسازی خود بر جنبههای تیره و روانشناختی داستان ریچاردز تمرکز دارد. روایت او کمتر یک اکشن قهرمانمحور و بیشتر تصویری تلخ از پویایی رسانه، کنترل تودهها و ماهیت نمایشی خشونت است. فیلم، نگاهی تکاندهنده به جامعهای دارد که خودخواسته در برابر شیشه تلویزیون مینشیند تا شاهد سقوط و نابودی انسانهای دیگر باشد. گرچه رایت برای روایت سینمایی خود پایان داستان را نسبت به رمان اصلی تغییر داده، اما همچنان مضمون مرکزی کینگ را حفظ میکند: روایت مردی که در مواجهه با سیستمی فاسد و دستکاریشده، مرز میان بقا و حقیقت را بازتعریف میکند و حاضر است جان خود را برای افشای چهره واقعی قدرت به خطر اندازد.
5- Alita: Battle Angel (محصول سال 2019)
فیلم «آلیتا: فرشته جنگ» ساخته رابرت رودریگز با تهیهکنندگی جیمز کامرون، یکی از جاهطلبانهترین آثار علمیتخیلی دهه اخیر است که برخلاف تصور اولیه، تنها درباره نبرد یا کشتن رقبا برای بقا نیست؛ بلکه اثری درباره هویت و قدرت انسانیت در دنیایی رباتیک است. با این حال، خشونت و رقابت بیرحمانه درون جهان آیندهگرایانه آن، یادآور فیلمهایی چون Rollerball است، با این تفاوت که در آلیتا رقابتها در مقیاسی بزرگتر و با شرکتکنندگانی رخ میدهد که بدنهایشان با ارتقاهای رباتیک به سلاحهای تمامعیار بدل شدهاند.
آلیتا، یک سایبورگ جوان بازسازیشده است که حافظهاش را از دست داده اما مهارتهای رزمی حیرتانگیزی در وجودش نهفته است. همانطور که به تدریج گذشته مخفی و قدرت واقعیاش را کشف میکند، درمییابد که جهان پیرامونش چندان تفاوتی با میدان جنگ ندارد. درون این بستر، مسابقات ورزشی موسوم به «موتوربال» (Motorball) به نمایشگاهی خونین بدل شدهاند که تماشاگران در آن از نابودی بازیکنان لذت میبرند. آلیتا نیز ناخواسته وارد این گردونه میشود، در حالی که دشمنانش مصمم به نابودی او هستند.
فیلم از همان ابتدا با اکشنی سریع، طراحی صحنههای پرجزئیات و ضرباهنگی پرانرژی پیش میرود. رودریگز با مهارت، صحنههای مبارزه را چنان میسازد که هم هیجان و هم آسیبپذیری شخصی آلیتا را نمایش دهند. جلوههای ویژه برای برخی تماشاگران حسی از «وادی ناخوشایند» ایجاد کرد و نشان میدهد که دختری که در دنیایی بیاحساس، برای یافتن احساسات واقعی خود میجنگد. با وجود استقبال خوب منتقدان و تماشاگران، فیلم به دلیل بودجه تولید بسیار بالا نتوانست سود چشمگیری در گیشه بر جای بگذارد. با این حال جایگیری در میان ۱۰ فیلم برتر که بازی را به نبردی برای بقا تبدیل میکنند، شایسته این اثر است.
4- Ready or Not (محصول سال 2019)
فیلم «آماده باشی یا نه» یکی از آثار برجسته ژانر ترسناک–کمدی سیاه است، که با ترکیب طنز تیره، تنش مداوم و فضایی پرابهام، اثری منحصربهفرد در میان فیلمهای «بازیهای مرگبار» خلق میکند. داستان درباره گریس (با بازی سامارا ویوینگ) است که بهتازگی با مردی از خانوادهای ثروتمند ازدواج کرده و برای گذراندن مراسم جشن به عمارت باشکوه اما مرموزِ خانواده داماد میرود. بااینکه ابتدا همه چیز ظاهراً عادی به نظر میرسد، تنها چند ساعت بعد دامنه ترسناک مهمانی آشکار میشود. در سنت خانوادگی عجیب آنان، تازهعروس باید در شبی خاص در یک بازی شرکت کند که به انتخاب تصادفی کارتی مرموز بستگی دارد.
گریس بیخبر از واقعیت، کارت بازی «قایمباشک» را بیرون میکشد؛ غافل از اینکه برخلاف تصورش، این بازی نه سرگرمی بلکه آیینی خونین است که هدف آن کشتن تازهعروس پیش از طلوع آفتاب است. گریس با لباس عروسی پاره و چهرهای آغشته به خون، درون راهروها، اتاقهای تاریک و باغهای وسیع عمارت گرفتار میشود.
اعضای خانواده داماد بهجای هیولاهای کلیشهای، انسانهایی هستند که از ثروت و باورهای خرافیشان به هیولا بدل شدهاند. اجرای سامارا ویوینگ در نقش گریس، نقطه قوت فیلم است. او همزمان ترس، شوخطبعی و خشم را در چهرهای انسانی و باورپذیر ترکیب میکند. کارگردانان، مت بتینلی-اولپین و تایلر جیلت با ریتمی تند، تصویربرداری خیرهکننده و طراحی صحنهای پرجزئیات، فضایی میآفرینند که هم دلهرهآور است و هم گاه به طرز عجیبی خندهدار. فیلم با امتیاز تحسینبرانگیز ۸۹٪ در سایت Rotten Tomatoes به یکی از شگفتیهای سینمایی سال ۲۰۱۹ بدل شد و بسیاری آن را جزو 10 فیلم برتر ژانر بازی مرگ و زندگی با لحنی کنایهآمیز دانستند.
3- The Long Walk (محصول سال 2025)
فیلم «پیادهروی طولانی» یکی از تازهترین اقتباسهای سینمایی از آثار استیون کینگ است که در سال ۲۰۲۵ اکران شد؛ اثری که مانند «مرد فراری» بر پایه یکی از رمانهای کینگ منتشرشده تحت نام مستعار ریچارد باکمن ساخته شده است. این فیلم که بالاخره پس از دههها انتظار به دست فرانسیس لارنس (کارگردان مجموعه محبوب The Hunger Games) ساخته شد، یکی از تأثیرگذارترین داستانهای بقا را به تصویر میکشد. در آیندهای نه چندان دور دولت برای سرگرمی و کنترل جامعه، رقابتی بیرحمانه برگزار میکند. در این مسابقه، صد نوجوان از ایالتهای مختلف آمریکا انتخاب میشوند تا در یک مسیر طولانی بیپایان، همچون ماشینهایی خستهناپذیر راه بروند.
اگر قدمهایشان کند شود یا از حداقل سرعت مجاز عقب بمانند، نیروهای نظامی با شلیک گلوله آنها را از میان برمیدارند. تنها یک نفر تا پایان زنده میماند و او برنده اعلام میشود. نوجوانان شرکتکننده، هرکدام انگیزهها و ترسهای متفاوتی دارند. برخی به دنبال افتخارند، برخی از فقر و جهنم زندگی فرار میکنند و بعضی فقط میخواهند معنایی برای بودن خود پیدا کنند.
در طول مسیر طاقتفرسا، بدنها فرو میریزند، ذهنها فرو میپاشند و رفاقتها در برخورد با واقعیت بیرحم مسابقه میمیرند. اجرای تصویری فرانسیس لارنس با حالوهوای سرد و مینیمال، به کمک فیلمبرداری مهآلود و ریتمی حسابشده، فضای اضطرابآور و تراژیک رمان را بازسازی میکند. منتقدان، فیلم را بهدلیل تصویرسازی واقعگرایانه از مرگ و تسلیم و پیام عمیق ضد خشونت آن ستایش کردند. پیادهروی طولانی با کسب ۸۸٪ امتیاز در Rotten Tomatoes و استقبال خوب در گیشه، به یکی از 10 فیلم برتر ژانر بقا در پس مفهوم مرگ و زندگی تبدیل شد.
2- The Hunger Games (محصول سال 2012)
فیلم «بازیهای گرسنگی» بیتردید یکی از شناختهشدهترین و تأثیرگذارترین آثار در ژانر بازی مرگ و زندگی است که بر اساس رمانهای پرفروش سوزان کالینز ساخته شد و تصویری تکاندهنده از آیندهای دیستوپیایی ارائه میدهد. دنیای فیلم در سرزمینی به نام پانم (Panem) جریان دارد؛ جامعهای که پس از فروپاشی تمدن مدرن شکل گرفته و پایتخت ثروتمند آن با قدرتی مطلق بر ۱۳ منطقه فقیر و سرکوبشده حکومت میکند. حاکمان برای زهر چشم گرفتن از مردم و کنترل آنها، آیینی مرگبار به نام بازیهای گرسنگی برگزار میکنند که در آن هر سال دو نوجوان (یک دختر و یک پسر) از هر منطقه، بهصورت تصادفی انتخاب میشوند تا در نمایشی عظیم و تلویزیونی برای بقا بجنگند.
در نخستین قسمت این فیلم دنبالهدار، تمرکز اصلی بر روی زنده ماندن نوجوانان در این رقابت است. شخصیت اصلی کَتنیس اِوِردین (با بازی جنیفر لاورنس)، دختری جسور از منطقه فقیر شماره ۱۲ است که با فداکاری به جای خواهر خردسالش داوطلب میشود و بهناچار وارد این میدان مرگ میگردد. در طول مسیر، او از دختری خجالتی به نمادی از شورش، شجاعت و ایستادگی در برابر نظام ظالم تبدیل میشود.
در حالی که قسمت نخست بیش از هرچیز به خود بازی و جنبه بقا میپردازد، دنبالههای این فرانچایز، از جمله Catching Fire و Mockingjay مفهوم داستان را گسترش میدهند و آن را به روایتی حماسی از انقلاب و آزادیخواهی بدل میکنند. در این بخشها، مردم مناطق محروم به رهبری کتنیس در برابر حکومت استبدادی قیام میکنند و بازی مرگ جای خود را به جنگ برای رهایی نسلهای آینده میدهد.
1- Battle Royale (محصول سال 2000)
فیلم «نبرد سلطنتی» اغلب به عنوان پیشگام واقعی ژانر بازیهای مرگ و زندگی در جهان دیستوپیایی شناخته میشود؛ اثری که سالها پیش از آنکه رمانها و فیلمهای بازیهای گرسنگی شکل بگیرند، مسیر این گونه سینمایی را هموار کرد. برخلاف تصور عام، نبرد سلطنتی بیش از دوازده سال پیش از نسخه سینمایی بازیهای گرسنگی ساخته و به نمایش گذاشته شد و پایههای ژانری را بنا نهاد که بعدها جهانی شد. این فیلم ژاپنی ساخته کینجی فوکاساکو در سال ۲۰۰۰، یکی از تکاندهندهترین آثار سینمای شرق بهشمار میآید.
داستان آن در آیندهای تاریک و استبدادی در ژاپن جریان دارد که از کنترل جوانان ناتوان شده و دولت برای ایجاد نظم از راه ترس قانونی وحشیانه به نام قانون نبرد سلطنتی تصویب میکند. طبق این قانون، هر سال یک کلاس از دانشآموزان دبیرستانی به جزیرهای دورافتاده فرستاده میشوند تا تا سرحد مرگ با هم بجنگند تا زمانی که فقط یک نفر زنده بماند. هر دانشآموز یک وسیله تصادفی برای دفاع دریافت میکند و گردنبندی انفجاری به گردن دارد که در صورت فرار یا تخطی از قوانین منفجر میشود.
بازیگران نوجوان این فیلم از جمله تاتسویا فوجیوارا و آکی مائدا، اجرایی فراتر از تصور ارائه میدهند و چندین چهره تازهنفس نسل جدید سینمای ژاپن را به جهان معرفی کردند. زمانی که فیلم در سال ۲۰۰۰ اکران شد، موجی از جدل و سانسور در کشورهای مختلف بهراه افتاد. در ژاپن، نمایش آن با هشدار سنی سختگیرانه مواجه شد و در آمریکا به دلیل محتوای خشن و مضمون جنجالی تا سال ۲۰۱۰ فرصت اکران نیافت. پس از انتشار، منتقدان آن را اثری جسورانه و بیپروا خواندند و کوئنتین تارانتینو بارها نبرد سلطنتی را به عنوان یکی از فیلمهای مورد علاقه شخصی خود تحسین کرد.











ارسال نظر