پارسینه: اختلالات یادگیری خاص (SLD) مشکلاتی بالینی هستند که لزوما با "ناتوانی های یادگیری" مترادف نیستند، اصطلاح ناتوانی‌های یادگیری بیشتر توسط سیستم آموزشی به‌کار می‌رود.
۲۶ ارديبهشت ۱۴۰۱ - ۰۹:۳۰
۰
 
دکتر معصومه بیات در یادداشتی اختصاصی برای میگنا نوشت : اختلالات یادگیری خاص (SLD) مشکلاتی بالینی هستند که لزوما با "ناتوانی های یادگیری" مترادف نیستند، اصطلاح ناتوانی‌های یادگیری بیشتر توسط سیستم آموزشی به‌کار می‌رود. قانون آموزش ویژه فدرال ایالات متحده آمریکا یعنی Individuals with Disabilities Education Act (IDEA) تعریف گسترده‌تری برای ناتوانی مطرح کرده است.
این قانون SLD را ‌به‌عنوان اختلالی در یک یا چند فرآیند روانشناختی اساسی درگیر در درک یا استفاده از زبان، اعم از گفتاری یا نوشتاری، تعریف می‌کند.
سپس می‌افزاید این اختلال خود را به‌صورت ناتوانی در این حوزه‌ها نشان می‌دهد: گوش دادن، فکر کردن، صحبت کردن، خواندن (کدگشایی یا درک خواندن)، بیان نوشتاری، املا، محاسبات یا استدلال ریاضی. این قانون اختلالات ادراکی، آسیب مغزی، اختلال عملکرد خفیف مغز، نارساخوانی، و آفازی دوران رشد رادر این دسته قرار می‌دهد.

سپس به‌وضوح تصریح می‌کند که ناتوانی های یادگیری خاص اساسا نتیجه ناتوانی های بینایی، شنوایی، حرکتی، عقب ماندگی ذهنی، اختلال عاطفی، یا آسیب های محیطی، فرهنگی یا اقتصادی نیستند.
راهنمای تشخیصی و آماری برای اختلالات روانی (DSC-V)  منتشر شده توسط انجمن روانپزشکی آمریکا، SLD را از دیدگاه پزشکی تعریف می کند. البته همپوشانی قابل توجهی در تعریف LD مورد استفاده متخصصان آموزشی و پزشکی وجود دارد. طبق DSM-5، SLD شکلی از اختلال عصبی-تحولی است که توانایی یادگیری یا به‌کارگیری توانایی‌های تحصیلی خاص (مانند خواندن، نوشتن، یا ریاضی) را که پایه‌های سایر یادگیری‌های آکادمیک هستند، محدود می‌کند.

این اختلالات شامل گروه ناهمگنی از اختلالات هستند که مشخصه آنها وجود مشکلات قابل توجه در اکتساب و استفاده از توانایی های خواندن (نارساخوانی)، نوشتن (نارساخوانی) یا ریاضی (نارسایی محاسبه)، علیرغم داشتن حواس سالم، هوش طبیعی، فرصت های فرهنگی-اجتماعی کافی و انگیزه مناسب است..  طبقه‌بندی DSM-5 از از SLD شامل  اختلال خواندن، اختلال ریاضی و اختلال بیان نوشتاری است.
از سوی دیگرانجمن آسیب‌های یادگیری آمریکا  (Learning Impairments Association of (America هفت اختلال را به عنوان اختلالات یادگیری خاص می‌شناسند که عبارتند از: نارساخوانی، نارسا نویسی، اختلال در ریاضی، اختلال در پردازش شنوایی، اختلال در پردازش زبانی، ناتوانی‌های یادگیری غیرکلامی و ناتوانی‌های ادراکی بینایی. وینوتا و همکاران (2022) درفصل 17 کتاب ناتوانی‌های یادگیری این هفت طبقه را به تفصیل توضیح داده‌اند. در  ادامه علائم هر یک از این 7 طبقه را با نگاهی به این کتاب به اختصار فهرست می‌کنیم.

نارساخوانی (دیسلکسیا)
نارساخوانی (که به عنوان ناتوانی در خواندن نیز شناخته می‌شود) یک ناتوانی یادگیری خاص است که بر خواندن و مهارت‌های پردازشی که مبتنی بر زبان هستند، تأثیر می‌گذارد نارساخوانی شایع‌ترین اختلال یادگیری است که حداقل 80 درصد از همه موارد SLD  را تشکیل می‌دهد.
این اختلال می تواند بر روان خواندن تأثیر بگذارد. رمزگشایی، درک مطلب، یادآوری، نوشتن، املا و گاهی اوقات گفتار ممکن است با این اختلال تحت تاثیر قرار بگیرد. همچنین می تواند همراه با سایر انواع  SLD نیز وجود داشته باشد. با این حال، شدت آن می تواند در هر فردی متفاوت باشد. البته برخی محققین اختلال در خواندن را برحسب علائم و پاتولوژی آن به چندین دسته تقسیم می‌کنند ونارساخوانی (دیسلکسیا) را نوعی  اختلال یادگیری مبتنی بر زبان (Language-Learning Disorder)  می‌دانند.
واژه «دیسلکسیا» ریشه یونانی دارد و به معنای «ناتوان» است. لیون و همکاران (2003) نارساخوانی را به عنوان یک SLD تعریف کردند که منشأ عصبی-بیولوژیکی دارد و با مشکلاتی در تشخیص نادرست کلمات و توانایی های املایی و رمزگشایی ضعیف مشخص می شود. این مشکلات معمولاً ناشی از نقص در مؤلفه واج‌شناختی زبان هستند.
گفته می شود که اختلال خواندن ناشی از مشکلات پردازش واجی است. افراد مبتلا به اختلالات خواندن اغلب به‌دلیل تلاش زیاد برای رمزگشایی کلمات در درک مطلب دچار مشکل می شوند و اشکال اساس در درک خواندن ندارند. برخی مطالعات با استفاده از تصویربرداری عملکردی با رزونانس مغناطیسی (fMRI) نشان داده‌اند که در حین خواندن یک متن الگوی فعالیت مغزی نوجوانان دچار اختلال خواندن با افراد نرمال متفاوت است.

طبق تحقیقات، اختلال خواندن (RD) بسیار خانوادگی و ارثی است. تا 50 درصد از خواهر و برادرهای یک کودک مبتلا به RD دچار این مشکل هستند. مطالعات صورت گرفته روی دوقلوها نرخ تطابق قوی برای RD را نشان داده است. گفته شده که متغیرهای ژنتیکی سهمی در حدود 69 تا 87 درصد دارند در حالی که عوامل محیطی 13 تا 30 درصد سهم دارند.

نارسانویسی (دیسگرافیا)
دیسگرافیا یک اختلال یادگیری خاص است که در دوران کودکی تشخیص داده می شود و بر دست خط و مهارت های حرکتی ظریف فرد تأثیر می گذارد. با مهارت های نوشتاری ضعیف مشخص می شود که به میزان قابل توجهی کمتر از سن، هوش و تحصیلات کودک است و باعث مشکلاتی در موفقیت تحصیلی کودک یا سایر زمینه های مهم زندگی می شود.
دیسگرافیا گاهی اوقات به عنوان اختلال املایی و نارساخوانی املایی نیز شناخته می شود. مشکلات ممکن است شامل دست خط ناخوانا، فاصله گذاری نامتناسب، واستفاده نامناسب از فضای صفحه باشد.
این اختلال باعث می‌شود فرد در برنامه ریزی نوشتن روی کاغذ، املا، و رعایت نکات مربوط به دستور زبان، نقطه گذاری و دست خط  ضعیف باشد. این افراد در فکر کردن و نوشتن به طور همزمان مشکل دارند.
ممکن است برخی از این مشکلات به ضعف هماهنگی بینایی-حرکتی یا مهارت های حرکتی ظریف مرتبط باشند. تحقیقات از طریق مطالعه روی دوقلوها و مطالعات ژنتیک مولکولی نقش ژنتیک را در این اختلال نیز برجسته کرده‌اند.
اختلال در ریاضی
نوعی ناتوانی یادگیری خاص است که بر توانایی فرد در درک اعداد و یادگیری حقایق ریاضی اثر می‌گذارد و باعث دشواری در یادگیری ریاضی می‌شود. افراد مبتلا به این نوع SLD ممکن است درک ضعیفی از نمادهای ریاضی داشته باشند یا به‌خاطر سپردن و سازماندهی اعداد، تشخیص زمان یا شمارش برای آنها دشوارباشد. مشکلات مربوط به اعداد یا مفاهیم اساسی احتمالاً زودتر خود را نشان می دهد و مشکلات مربوط به استدلال در پایه‌های بالاتر مدرسه در دانش آموزان ظاهر می شود.
ممکن است این افراد نتوانند اطلاعات را بر حسب اهمیت آنها مرتب کنند و تکنیک محاسباتی مناسب را تشخیص دهند. چالش‌های ریاضی معمولاً موانعی بسیار جدی در مسیر تحصیلی افراد مبتلا به SLD هستند و اغلب تا دبیرستان ادامه می‌یابند. می‌دانیم که Inferior Parietal Sulcus  نقش مهمی در پردازش عددی بازی می‌کنند. برخی مطالعات نشان داده‌اند که لوب پاریتال چپ در این کودکان حاوی ماده خاکستری کمتری است.

اختلال در پردازش شنیداری(Auditory Processing Disorder)
APD نقصی در پردازش عصبی محرک‌های شنوایی است. مشکل پردازش شنیداری در این حالت ناشی از این نیست که سطح زبانی بکار رفته توسط اطرافیان بیش از حد پیچیده است. ضمنا مشکلات شناختی یا شنوایی هم مطرح نیستند. در عین حال این اختلال با اختلال یادگیری همراه است.
در این مورد درک معنا مشکلی ندارد اما مغز کودک صداها را به روش معمول نمی شنود. این اختلال به عنوان اختلال پردازش شنوایی مرکزی نیز شناخته می شود، گفته‌شده‌است در این اختلال عبور آزادانه صدا از گوش و پردازش یا تفسیر شدن آن دشوار می‌شود. افراد مبتلا به APD حتی زمانی که صداها به اندازه کافی بلند و واضح هستند قادر به تشخیص تفاوت‌های ظریف صداهای کلمات نیستند. آنها ممکن است نتوانند صداهای متمایز را فیلتر کنند یا ترتیب صداها را اشتباه بگیرند. در APD، مغز اطلاعات دریافتی و پردازش شده از گوش را اشتباه تفسیر می کند
APD می تواند بر نحوه صحبت کردن کودک و همچنین توانایی او در خواندن، نوشتن و املا تأثیر بگذارد. کودکان مبتلا ممکن است متوجه صداهای انتهای کلمات نشوند یا صداهای مشابه را با هم اشتباه بگیرند و صحبت کردن با افراد دیگر برایشان سخت باشد. آنها ممکن است نتوانند آنچه را که دیگران می گویند پردازش کنند و به سرعت پاسخ دهند
گرچه علل واقعی APD ناشناخته است اما تصور می شود که با بیماری هایی مانند عفونت مزمن گوش، مننژیت یا مسمومیت با سرب مرتبط باشد. APD می تواند در بیمارانی ایجاد شود که دارای بیماری های سیستم عصبی مانند مولتیپل اسکلروزیس هستند و همچنین احتمال دارد به دلیل زایمان زودرس، وزن کم، آسیب به سر و ژن ها ایجاد شود. APD می تواند ارثی باشد.
اختلال در پردازش زبان (Language Processing Disorder)
در LPD افراد در معنا بخشیدن به گروه‌های صوتی که کلمات، عبارات و داستان‌ها را می‌سازند، مشکل دارند. در حالی که APD بر نحوه تفسیر همه صداها تأثیر می گذارد، در اختلال پردازش زبان تنها نحوه پردازش زبان دچار مشکل می‌شود. این اختلال زمانی به وجود می‌آید که یک فرد در پردازش زبان گفتاری با چالش‌های خاصی مواجه می‌شود که بر زبان دریافتی و بیانی تأثیر می‌گذارد. این مسائل مربوط به زبان می‌تواند ناشی از شرایط مختلفی باشد، از جمله محدود بودن خزانه واژگانی، سبک تفکر عینی، مشکل در به خاطر سپردن و دنبال کردن آنچه گفته می‌شود، یا مشکلاتی در سازمان‌دهی افکار. به عنوان مثال، کودکان مبتلا به LD مبتنی بر زبان ممکن است برای پیدا کردن کلمات و عبارات مناسب یا دنبال کردن یک مکالمه سریع مشکل پیدا کنند. LD های مبتنی بر زبان همچنین می توانند نوشتن موثر را دشوار کنند.
عموما زبان در دو مقوله زبان بیانی و زبان درکی بررسی می‌شود. کودکانی که مشکلات زبان بیانی دارند رشد آهسته واژگان، مشکلات تلفظی، مشکل در بیان (در سطح تک کلمه، بازیابی ضعیف یا اشتباه کلمات، پاسخگویی ضعیف، ضعف در تعریف کردن و مکالمه) و مشکلات گرامری نشان می دهند. آنها گاهی از کلماتی استفاده می کنند که زیاد مناسب نیست زیرا کلمه مناسب به ذهن آنها نمی رسد. آنها در درک ساختارهای پیچیده جمله و پاسخ به سؤالات مشکل دارند.
افرادی که در زبان دریافتی مشکل دارند برای پردازش اطلاعات دریافتی به زمان اضافی نیاز دارند. آنها ممکن است جوک‌ها را درک نکنند یا در زمان نامناسب بخندند. مشارکت در کار گروهی، ارائه دادن یا پیروی کردن از دستورالعمل‌ها، عدم درک نشانه‌های غیرکلامی یک ارتباط، مکالمات با سکوت های طولانی و عدم مهارت در پاسخگویی به  گفته‌ها و سوالات دیگران از نشانه‌های این اختلال است.

اختلالات یادگیری غیرکلامی (Nonverbal learning disabilities)
درصد بالایی از کل ارتباطات ما در زندگی روزمره به‌صورت غیرکلامی انجام می‌شود. NLD اختلالی است که معمولاً با بالاتر بودن معنادار مهارت‌های کلامی، مهارت‌های حرکتی ضعیف‌تر دیداری-فضایی و ضعف درمهارت‌های اجتماعی مشخص می‌شود. اگرچه ممکن است به نظر برسد که اختلال یادگیری غیرکلامی به ناتوانی فرد در صحبت کردن مربوط می‌شود اما در واقع به مشکلاتی در رمزگشایی رفتارهای غیرکلامی یا نشانه‌های اجتماعی مرتبط است. کودکان مبتلا به NVLD اغلب خوب صحبت می کنند و می توانند به خوبی بنویسند، اما درک نشانه های اجتماعی ظریف و مفاهیم انتزاعی یا جنبه های غیرکلامی ارتباط برای آنها چالش‌برانگیز است.

 ویژگی معمول یک فرد مبتلا به NLD این است که در تفسیر نشانه های غیرکلامی مانند حالات چهره یا زبان بدن و لحن صدا مشکل دارد. از این رو آنها در پیدا کردن و حفظ دوست مشکل خواهند داشت. برخی مهارت‌های زندگی که مستلزم درک روابط فضایی است، مانند تشخیص اینکه چگونه اجزا در یک کل قرار می‌گیرند، کامل کردن پازل، یادگیری مسیرهای سفر و دستکاری اشیا در فضا برای آنها مشکلی همیشگی است. اشکال در رشد مهارت های حرکتی ظریف در آنها منجر به دستخط ضعیف، مشکل در یادگیری بستن بند کفش و مشکلات استفاده از ابزار و ظروف کوچک می شود.آنها همچنین ممکن است در تمرکز، تکمیل دستورالعمل های چند مرحله ای، سازماندهی وظایف و کنترل تکانه های خود مشکل داشته باشند.

نقص در پردازش‌های بینایی یا بینایی-حرکتی
افرادی که دارای نقص ادراک بینایی / بینایی حرکتی هستند، هماهنگی چشم و دست ضعیفی دارند، موقع خواندن مرتب سطر را گم می‌کنند و در استفاده از مداد، مداد رنگی، چسب، قیچی و سایر مهارت های حرکتی ظریف با مشکل مواجه می شوند. ممکن است هنگام خواندن یا تکمیل تکالیف حروف مشابه را اشتباه بگیرند یا در مسیریابی اطراف خود مشکل داشته باشند. توانایی فرد برای درک اطلاعاتی که می بیند و همچنین توانایی برای ترسیم یا کپی کردن و درک اطلاعات جمع آوری شده از طریق مسیر بینایی تا حدودی مختل می‌شود. اختلالات بینایی این کودکان، مهارت‌های درک مطلب را محدود می‌کند، باعث توجه کوتاه می‌شود و ترسیم یا کپی کردن را دشوار می‌کند. مولفین مشخصه‌های این اختلال را چنین ذکر می‌کنند:
مشکل درتمیز شکل از زمینه،  اشکال در دنبال کردن توالی‌های بینایی، دشواری پردازش حرکتی بینایی، حافظه بینایی ضعیف، اشکال در تشخیص یک شکل وقتی قسمتی از آن مشخص نباشد و مشکل در درک روابط فضایی.
در پایان لازم به‌یادآوری است که طبقه‌بندی ارائه شده در این کتاب ممکن است مورد توافق همگانی نباشد. در واقع برخی از مواردی که در این فهرست به‌عنوان یک دسته در نظر گرفته‌شده‌اند در برخی موارد در زمره علائم احتمالی قرار می‌گیرند. به‌هرروی به ‌نظر می‌رسد آشنایی  با این موارد در فعالیت‌های بالینی  مستلزم ارزیابی، تشخیص و درمان مفید باشد.
ارسال نظر
نمای روز
حواشی پلاس
آخرین اخبار
به پرداخت ملت
سداد2