مرگ تلخ یک دختر ۱۷ ماهه به علت آزار جنسی توسط پدرش
پارسینه: در اولین روز‌های فروردین سال جاری زنی نوزاد دختر ۱۷ ماهه‌اش را که به‌شدت بدحال بود به بیمارستان رساند و درخواست کمک کرد.
۳۱ فروردين ۱۴۰۰ - ۰۹:۰۴
این زن به پزشکان گفت دخترش را برای چند ساعتی پیش شوهرش گذاشته و وقتی برگشته متوجه شده که بچه حالش خوب نیست. او توضیح داد: دخترم خیلی بی‌قرار بود، هر کاری کردم آرام نشد. بعد از چند ساعت تب شدیدی کرد و من او را به بیمارستان آوردم.

وقتی پزشکان نوزاد ۱۷ ماهه را بررسی کردند متوجه حادثه وحشتناکی شدند. آن‌ها پی بردند کودک به طرز فجیعی مورد آزار قرار گرفته و دچار خون‌ریزی شدید داخلی شده است. پزشکان بیمارستان با توجه به این اطلاعات پلیس را خبر کردند.

مادر نوزاد وقتی از سوی پلیس مورد پرس‌وجو قرار گرفت، گفت: به خاطر کار زیاد هیچ خریدی برای عید نکرده بودم. روز اول فروردین‌ماه تصمیم گرفتم بیرون بروم و کمی خرید کنم. دخترم ساناز را پیش پدرش گذاشتم و بیرون رفتم، چند ساعت بعد برگشتم و دیدم بچه خیلی بی‌قرار است. بعد متوجه شدم بچه تب کرده است و او را به بیمارستان رساندم.

او درباره اینکه چه کسی فرزندش را مورد آزار و اذیت قرار داده است، گفت: من نمی‌دانم چه کسی این کار را کرده است، من بچه را پیش فرد غریبه‌ای نگذاشتم، دخترم پیش پدرش بود.

پدر ساناز با توجه به حرف‌های همسرش بازجویی شد. او در ابتدا منکر همه چیز شد، اما بعد مجبور به اعتراف شد و گفت: همسرم ساناز را به من سپرده بود، بچه داشت گریه می‌کرد و من نمی‌توانستم آرامش کنم. لباس‌هایش را درآوردم، فکر کردم شاید گرمش باشد، اما باز ساناز آرام نشد. بعد آن کار‌ها را انجام دادم، البته فکر نمی‌کردم باعث مرگش شوم. من از این رفتارم بسیار پشیمان هستم و خودم را به خاطر این کار نمی‌بخشم.

او در پاسخ به این سؤال که آیا زمان حادثه در منزل تنها بود گفت: من پنج فرزند دیگر هم دارم، اما آن روز بچه‌ها همراه مادرشان بودند و من و ساناز در خانه تنها بودیم.

با اعترافات این مرد، همسرش به‌عنوان، ولی دم کودک ۱۷ ماهه درخواست اشد مجازات برای همسرش را کرد. او گفت: من به جز ساناز پنج فرزند دیگر هم دارم. با همسرم آن‌ها را بزرگ کردیم و من به همسرم اعتماد داشتم. اصلا فکر نمی‌کردم او چنین کاری بکند. او پدر ساناز بود و من همیشه فکر می‌کردم باید به پدر کودکم اطمینان کنم. خودم را نمی‌بخشم که دخترم را پیش پدرش گذاشتم و با توجه به کاری که کرده است درخواست اشد مجازات را برای او دارم. ساناز ته‌تغاری خانواده بود و مرگ او ضربه بزرگی به من زده است.

این در حالی است که پزشکی قانونی در گزارش خود به دادسرا اعلام کرد ساناز به دلیل خون‌ریزی داخلی و شدت جراحاتی که ناشی از کودک‌آزاری بی‌رحمانه و بسیار خشن بوده، جانش را از دست داده است و پرونده پزشکی او نشان می‌دهد تلاش زیادی برای نجات این کودک انجام شده، اما نتیجه‌بخش نبوده است.

با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست علیه متهم، پرونده برای رسیدگی به شعبه ۵ دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد.
منبع: شرق
نظرات
ناشناس
بعضی وقتا با خودم میگم که شیطان حق داشت جلوی انسان سجده نکنه!
صالح
اتفاقا بازم حق با خدا بود.... شیطان الان داره کاملا به اساتیدش سجده می کنه... و انسان هم غرق در غرور...
محمد مهدی اسلامی
با سلام و احترام برجنابعالی نا شناس جان (10:42)، شیطان هرگز حق نداشته که برانسان سجده نکند ، انسان را عرض میکنم ،یعنی بر کسانی که خود را بنده ی خدا تربیت میکنند ، اینان انسانند والا ددان که صورتی انسانی دارند ، انسان نیستند . خدای تعالی به فرشتگان امر کرد که بر آدم ( همان انسانهای کاملاََ مطیع امر خالق ) سجده کنند ، فرشتگان همه سجده کردند الّا ابلیس که از جن بود (نه فرشته) . اکنون ما ان شا ءالله بکوشیم خود را انسان ، یعنی همان آدمی که خدا میخواهد تربیت کنیم و گرنه به شیطان امر نشد که به دیو ودد و پست تر از چها رپایان سجده کند. شیطان را ، خود بر تر بینی و تکبر مانع شد که از امر خدا سر بپیچد و مطرود گردد ، پس ما هم بخدا پناه ببریم که مبادا متکبر و خودبرتر بین از دیگران بشویم که در آن صورت به جناب شیطان سجده کرده ایم ، نعو ذبالله منها . با پوزش و عرض ادب ، محمد مهدی اسلامی .
ببرمازندران
تقصیر کسی هست که به گناه آدم و حوا فرزندانشون رو به زمین تبعید کرد
ناشناس
فقط همین یک مورد رو کم داشتیم که تکمیل شد!
ناشناس
نتجه سرکوب غرایز و عدم دسترسی به شخصی به جز همسر
ببر مازندران
قبول دارم وضعیت حقوق بشر تو ایران فاجعست ولی بازم دلیلی بر این جنایت نمیشه باید تکه تکه اش کنن
ناشناس
نظرت بدرد خودت میخوره مثلا همسر طلاق بگیره یا بمیره طرف هر چی میاد دستش آره واقعا کسیکه اینطور باشه یه وحشی خطرناک فوق پیشرونده است که به ناموس خودش هم رحم نمیکنه
ali
خدایا حالم بد شد ، این اصلاً آدمه ؟؟؟؟
ناشناس
این مرد دارای مشکل شدید روانی هست. باید فورا بستری بشه!
ببرمازندران
ببند اون..... اون یک جانی حیوان هست نه یه یک بیمار نیازمند به کمک
مش قلم
چرا ی روانشناس با سایر بچه ها صحبت نکرده؟؟!!! اگر کرده نتیجه چی بوده؟؟!!
وقتی قانون زن و فرزند رو مثل اموال مرد میدونه باید منتظر بدتر از اینها هم بود چنانکه هم اکنون هم شاهد اتفاقات بسیار بدی هستیم
شیرین صفوی
فقط اعدام
ناشناس
پدر رومینا مگه اعدام شد که این بکی بشه
ناشناس
مگر قاضی هستی که حکم صادر میکنی شاید طرف روانی شده یا چیزی مصرف کرده هرچی باشه مشکل خانوادگی خودشون بچه خودشو کشته پدر اختیار فرزندش رو داره پس تو چی میگی این وسط همش اعدام اعدام
صالح
گاهی آدم می مونه چی بگه... خدا این طفل معصوم رو خیلی دوست داشته که برد پیش خودش...
ببر مازندران
احسنت
سروش
وقتی میگند انسان میتونه از حیوان پست تر بشه همین هست. هیچ حیوان نری هیچ سگ و گربه نری به بچه نوزاد خودش تجاوز نمیکنه . توی جامعه ای که زندگی میکنیم تقوی از بین رفته واقعیت هست. کسانی که 6 تا بچه درست میکنند دلیل ازدواجشون فشار جنسی بوده ! هدفشون توی زندگی سکس بیشتر و تولید بچه بیشتر هست هدف والایی در کار نیست! توی این جامعه هر روز رفتارهای غیر انسانی رو میبینیم فرق زیادی نداره براحتی به این مسائل هم منجر میشه! برای مسئولین میگم. جامعه ای که نظارت فرهنگی بهش نشه نتیجش میشه خواننده ای که بدترین فحشها رو توی کنسرتش جلوی مادرش که بقل صد تا مرد گردن کلفت نشسته میده اون مادر هم به اون مردها نگاه میکنه میخنده ! آه گفت فلان و بهمانم ! میشه مجری شبکه ای که میره اونور آب عکسهای لختی خودش و دوست پسر خارجیش رو میفرسته ...میشه ساسی مانکن که با بدترین پورن استار قرن همبازی میشه همتون هم لبخند میزنید! میشه گلشیفته که بازی همزمان با دومرد رو که هنرپیشه های خارجی قبول نمیکنند قبول میکنه ....
saeed
عجب ملت شریفی هستیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
محمد مهدی اسلامی
با سلام و احترام بر جناب آقا سعید ، عزیزم اگر تعدادی ازافراد یک کشور ، بیمار یا خلافکار باشند ، حساب آنان را به حساب همه ی مردم آن کشور نمی گذارند ، درکجای دنیا خلافکار یافت نمی شود؟ ! اگر بنا بود خلافی از بشر سر نزند ،وهمه درستکار و عالم و عاقل و معصوم باشند دیگر چه لزومی داشت که خدای تعالی پیامبرانش را برای هدایت انان ارسال کند ؟ ! پس شریف بودن ملت با وجود نواقصی از این قبیل نفی نمی شود . با عرض پوزش و ادب ، محمد مهدی اسلامی .
ببر مازندران
تو کشورهایی که شما سنگشو به سینه میزنید روزی هزار برابر این موارد دیده شده
ناشناس
طبق قوانین گل وبلبل چون پدره حق داره بچه اش رو بکشه
محمد مهدی اسلامی
با سلام و احترام بر جناب نا شناس عزیز(20:7)، با پوزش ، لطفاََ ممکن است بفرمائید که پدر حق دارد بچه اش را بکشد ، در کدام قانون آمده است ؟ قربان شما بشوم ، پدر هم اگر فرزند را بقتل برساند مجازات می شود ، اما مجازاتش قصاص نیست . تفاوت مجازات پدر قاتل فرزند را که قصاص نیست ، نباید با حق داشتن قتل ريا ، اشتباه بگیریم و آن را بیان کنیم . این فرمایش خدای تعالی است ، ما هم که خود را نعوذ بالله از او که عالم علی الاطلاق است داناتر نمیدانیم . خوب است قبل از اقدام به بیان هر چیزی ابتداء قدری بیندیشیم یا از اهل فن بپرسیم . عزیزم ، بهتر نیست قبل از بیان هر مطلبی ، قدری در مورد آن بیندیشیم؟ ما از خدای تعالی نسبت به بندگانش مهربانتر نیستیم ، پسبکوشیم ان شا ءالله مهر و محبتمان را نیز بجا و عاقلانه مورد استفاده قرار دهیم . با پوزش و عرض ادب ، محمد مهدی اسلامی .
ناشناس
اسلامی خودت فهمیدی چی گفتی؟؟ قتل قتله حالا هر کس مرتکب بشه . چرا پدر نباید قصاص شه؟؟؟ یه ذره به عقلت مراجعه کن
ببر مازندران
الان این غرب زده های احمق میگن نه به اعدام و این شهروند بیماره مجرم نیست. به قرآن اگه من تو این مملکت کاره ای بودم با اره موتوری نصفش میکردم
ناشناس
همون قران گفته پدر قصاص نمیشه
سروش
واقعیت این هست که هنوز معلوم نیست باید تحقیق کنند شاید هم روانی باشه..
ببرمازندران
این بهانه ای بیش نیست همین برخورد نکردنها باعث تکرار این جنایات میشه
محمد مهدی اسلامیِ ِ
با سلام و احترام بر جناب شیر عزیزو بسیار دوست داشتنی ، ضمن خوشحالیم از این که خیلی رئوف و دل با صفائی دارید ، میدانم که از شدت نا راحتی در مورد این عمل غیر انسانی آن پدر ، نا پدر و بد بخت خونتان بجوش آمده است و حق هم دارید ، اما از آنجا که خیلی بزرگوارید ،میدانید که همه باید تسلیم امر و حکم خدای تعالی بوده ، و خواهان اجرای حکم شرعی بوسیله ی قاضی محکمه ی اسلامی باشیم ، خدای تعالی به شما خیر دنیا و آخرت عطاءکند و سعادتمند هر دوعالم باشید ، ان شاءالله . با عرض ادب ،ارادتمند و دوستدارتان ،
محمد مهدی اسلامی
ببرمازندران
قرآن نگفته تفسیر نادرست از قرآن شده
محمد مهدی اسلامی
با سلام و احترام بر عزیز دلم جناب شیر مازندران که هر وقت نام شریفشان را در هر صفحه ای زیارت میکنم یک دنیا خوشحال می شوم، باز امشب خدای تعالی این توفیق را نصیب این بنده کرد ، ایکاش توفیق زیارت آن عزیز دیگر جناب یکی از 80 میلیون نفر را هم که مدت خیلی زیادی است از زیارت نام مبارکشان محروم شده ام نصیبم بفرماید در همینجا خدمت با سعادتشان سلام عرض می کنم . خدای تعالی به تمام دوستان خوب و عزیزمان که در این وب سایت دوست داشتنی پارسینه جان خدمت همه شان ارادت پیدا کرده ام سلامتی و شاد کامی و سعادت هر دو جهان را نصیب کند . با عرض ادب و احترام ، محمد مهدی اسلامی .
محمد مهدی اسلامی
با سلام و احترام بر جناب نا شناس عزیزم (00:18) ، خدمت با سعادتتان عرض می کنم که بلی قربان شما بشوم ، فهمیده ام که چه عرض کرده ام. اسلام دین عقل و منطق است ، لذا در آن احساس و عواطف نیز باید در تحت فرماندهی عقل اعمال شود ، برای آن که عقل بکار برده شود در هر امری نیازمند به داشتن علم کافی در آن امر است . در قوانین اسلامی ، مجازاتهای سختی که آمده است ،همه برای اصلاح فرد و جلوگیری از وقوع جرم ، پیش بینی شده است .ولی باید توجه داشته باشیم در عین آن که مجازات های سخت مقرر شده است ،نمونه هائی از رحمت خدای تعالی را نیز در آنها مشاهده می کنیم . یکی از آن نمونه ها ، قاعده ی دفع حدود به شبهه است که مانع از اجرای حد می شود . اگر متهم ، ادعای فراموشی ، جهل و....کند در صورتی که عقلاََ و در عرف جامعه ، ادعای او موجه باشد ، حدود الهی ، ساقط می شود . آری حدود وقتی اجراء می شود که شرایطش تحقق یافته باشد . اگر هریک از شرایطش محقق نشده باشد ، حد نیز اجراء نمیشود . همچنین است توبه که سبب سقط اجراء حد میشود ، مثلاََ برای اجرای حد سرقت بیشتر از 20 شرط وجود دارد که اگر همه ی آن شرایط جمع نشده باشد ، حد سرقت ، ساقط می شود ، مثلاََ اگر سارق اضطراراََ یا در سال قحطی به سرقت اقدام کرده باشد ، حد در باره ی او اجراء نمی شود . آری فقدان هر یک از شروط ، مانع از اجرای حد ،میشود ضمناََ در مورد توبه که بیانگر رحمت بی پایان الهیه است که در سقوط اجرای حد نقش دارد ، لازم است بخاطر بسپاریم، عملی است که در ضمیر شخص تحقق می یابد ، نمود های بیرونی هم باید داشته باشد . اما لطفاََ خوب بخاطر شریفتان بسپارید که از ویژگی های مجازات ها ، «باز دارندگی » است ، علاقه و عطوفت پدر به فرزند ، بهترین عامل باز دارندگی است . دیگر از ویژگی های مجازات ها ، جبران کنندگی است که شاخصه ای اساسی است . قصاص پدر ، نه تنها موجب جبران درد و تسلی باز ماندگان نمی شود که سبب داغ دیگری خواهد شد . ضمناََ موقعیت پدر در خانواده سبب تخفیف در قصاص او میشود . این هم به احترام جنابعالی که بطور اجمال در پاسخ به سؤآل جنابعالی ، عرض کردم (ما که نباید در بیرون گود بنشینیم و فرمان بدهیم لنگش کن ، بپیچان و فنگش کن ). پس عزیزم پس سعی کنیم که از احساس بی مورد و بکار بردن بی رویه ی عواطف در مورد احکام الهیه وعجولانه نظر دادن در اموربپرهیزیم ، باور کنیم که ائمه ی اطهار علیهم الصلوة و السلام و علماء عالیقدر ما بهتر و بیشتر از ما هم اسلام را می شناسند و هم خودشان دل و عاطفه و احساس دارند ، قل انما أنا بشر مثلکم ، یوحی اِلیَّ (قرآن کریم ، خطاب به رسول اکرم : بگو این است وغیر از این نیست که من هم مانند شما بشرم ،اما فقط فرقم با شما در این است که به من وحی می شود )، آری عزیزم ، وحی ، وحی است که همه ی مصالح را برای ما روشن می کند فعلینا بقراءة القرآن . ان شاءالله موفق و مؤید و سر بلند باشید . التماس دعاء دارم . با عرض ادب ، محمد مهدی اسلامی .
مش قلم
با عرض سلام و ارادت
جناب اسلامی من قبلا در این مورد با شما صحبت کردم ولی الان که داشتم دلایل شما رو میخوندم بازهم تعجب کردم که چطور اگر مادری فرزندش رو بکشه و پدر درخواست قصاص کنه و مادر اعدام شه داغی بر دل خانواده حساب نمیشه؟؟!!چطور اونجا بازدارندگی داره اما درباره پدر دردی به دردها اضافه میشه؟؟!!شما از کجا میدانید که مادر بچه تسلی پیدا نمیکنه؟؟!!پس چرا پدر با این روش تسلی پیدا میکنه!!؟؟ از کدوم موقعیت پدر حرف میزنید؟؟!! اگر بحث خالق بودن هست که هیچ مردی بدون همسرش قادر به بچه دار شدن نیست پس اگر مرد خالقه پس زن نه تنها خالقه سازنده و تربیت کننده و پرورش دهنده هم هست اگر بحث هدایت خانواده است پدری که اقدام به قتل فرزند میکنه از لحاظ مدیریتی بسیار ضعیف و ناتوانه
میشه دلایلتون رو واضح تر توضیح بدین؛ چون واقعا قاتع کننده نیست قتل قتله داغ داغه پدر و مادر و غریبه نداره
باشناس
این جنایات بخاطر دوری از طبیعته یکی از قوانین طبیعت تولیدمثله حیوانات بطور فصلی فقط برای تولیدمثل از غریزه جنسی بهره برداری میکنن اما انسانها در این مورد بیش از حد زیاده روی کردن و بخاطر زیرپا نهادن قوانین طبیعت و بی حرمتی به چرخه طبیعت دچار این مسائل تجاوز شدن راه خودشون رو گم کردن یکی برای پول یکی برای خوشگذرانی یکی برای آروم کردن نوزاد و... تا وقتی به راه طبیعت برنگردید آسیب های شدیدی در انتظارتان است
محمد مهدی اسلامی
با سلام و احترام بر جناب شما نا شناس جان عزیز(14:32) ، قربان شما بشوم طبیعت باید در ید قدرت انسانقرار گیرد که صاحب فکر و عقل و اراده است ، نه انسان ، مانند حیوانات عمل کند حیوان به غریزه ی کور عمل میکند ، طبیعت اختیار و قدرت انتخاب ندارد ، انسان است که می تواند به مدد عقل خدا داد یش از فرش تا عرش را تحت سلطه و فرمانروائی خود در آورد ، پس بکوشیم با قوانین طبیعت آفرین ، آشنا بشویم و خود را تسلیم اوامر و نواحی او تعالی کنیم تا بیهوده به این درب و آن درب نزنیم . درحت تو گر بار دانش بگیرد ،بزیر آوری چرخ نیلوفری را . پس چرا از مرحله پرت شویم . ؟ راه را رها کنیم و به کوره راه رویم . پس بگوئیم اگر خود را اسلامی تر بیت کنیم طبیعت و هر آنچه در آن است را به نحو احسن در خدمت کمال یابی انسان قرار خواهیم داد ، متأسفانه چون از اسلام و شناخت آن دوریم ، براحتی میخواهند تسلیم حیوان و جمادمان کنند . قربان شما بشوم ، حالا دیگر عقب گرد زدن بسمت طبیعت خیلی مایه افت و نن است .
با عرض پوزش و ادب ، محمد مهدی اسلامی
سروش
18:35 تذکری که خواستم خدمت شما بدهم اینکه جامعه امروزی در اثر اینترنت خیلی سرعت انتقال اطلاعات بالا دارد و مردم بیشتری آزرده خاطر میشوند و این ممکن است در شدت مجازات لحاظ بشود. ..دوم اینکه این هیولاها که البته همیشه در هر جامعه ای بوده اند ولی جوامعی که دچار بحران اقتصادی و فرهنگی میشوند تعداد این موارد افزایش پیدا میکند. اینجا وظایف مسئولان مهم است که وقتی از این مردم که خیلیهاشان بیکار هستند شغل خوب میگیرند حقوق بالا و دفتر کار و خودرو و مزایا میگیرند مهمتر اینکه شغل مادام العمر دارند که کمتر کسی دارد! اولا راحت ترین وظیفه را انجام بدهند اینکه خودشان سالم باشند و بین خودشان تذکر بدهند اگر یکی خطا رفت بقیه به او نصیحت کنند که اینکار را نکن آنکار رو بکن ! همان چیزی که در دین مبین وظیفه قرار داده شده است و آنرا امر بمعروف و نهی از منکر خوانده اند!! حداقل در بین دوستان هم مسئول که باید کار کند! آقا این ویلا را بده آن لواسان را نساز به همسرت بگو شرکت تاسیس نکند بچه هات رو بگو از امریکا بروند آلمان و فرانسه چون ما اینهمه شعار داده ایم بد است آبرویمان نزد مردم میرود...و... دوم اینکه اگر چهل سال راس کاری بوده اند و آنرا خراب کرده اند لطفا حداقل بعنوان بازنشستگی بروند کنار تا یک جوان بیاید سر کار ! مثال آقای زنگنه دیگر هم خیلی پیر هستند در قرارداد کرسنت باعث ضرر 38 میلیارد دلاری مردم ایران شدند دو عدد پسر گل و گلاب هم دارند در خارج از کشور ..چه عیب دارد در این آخر عمری تشریف ببرند مثل امین السلطان و آیرم و پرویز مشرف نزد فرزندگان گرام کیف کنند آن 38 میلیارد دلار هم نوش جان کسانی که خوردند ما که لیافت آنرا نداشتیم نفتمان را مثل عربهایی که شما پشتشان حرف میزنید بفروشیم بخوریم
شیرین صفوی
15:09 دفاع از امر نامشروع بعنی این که خود اون فرد طالب اون عمل نامشروع است !!!!
محمد مهدی اسلامی
با سلام و احترام بر خواهر خوب و بزرگوارم سرکار خانم صفوی ایدها الله تعالی ، کاملاََ درست میفرمائید اگر آری ار کسی از امری نامشروع دفاع کند ، اما میدانید که حکم نا مشروع صادر کردن در قضاوت نیز ، ارتکاب امر نا مشروع بحساب می آید . چون جنابعالی خیلی مهربان هستید این مهربانی گاهی سبب میشود که حکم اعدام صادر می فرمائید که این حکم در مورد پدر و پدر بزرگ ، بر خلاف حکم شرع یعنی نا مشروع است ، اما در عین حال بنده یقید دارم که حال اگر همان پدر در برابر چشمان جناب شما بخواهند به دار بکشند و او شروع کند به التماس و گریه و زاری باز هم جنابعالی خواهید فرمود ای بی رحمها چرا دلتان برای این بیچاره و بی یاور و در مانده نمی سوزد؟ مهربانی سرکار خانم صفوی ستودنی است اما این مهر باید ان شاأالله در جای خودش بکار برود . خدا خیرتان بدهد و سعادتمند دنیا و آخرتتان کند . چون حق پذیر و با صفا هستید ، فضولی کردم ، عفوم بفرمائید . التماس دعا دارم با عرض احترام و ادب و اردات ، محمد مهدی اسلامی .
شیرین صفوی
برادر بزرگوارم جناب آقا محمد مهدی اسلامی با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عباداتتان ، و اما پدر یا برادر یا هر محارمی که چنین قصدی شیطانی داشته باشد هرگز رحم و شفقت شامل حال او نباید شود برادر خوبم اگر الان شمر و یزید و خولی حرمله هم دستگیر میشدن باز شما صفت مهربان و رحم داشتن را بر من مبذول میداشتید اگر تقاضای اعدامشان را داشتم !!!!!!!!!!! بارها گفته ام خطا ، خطاست پیر و جوان هر مفسده ای مخصوصا اینگونه انجام دهند که بیگناهی مورد ظلم قرار گیرد اشد مجازات باید برایشان در نظر گرفت. با احترام. کاربر شیرین صفوی
محمد مهدی اسلامی
با سلام واحترام بر خواهر عزیز و خوبم سر کار خانم صفوی ایدک ا الله تعالی ، ان شاءالله طاعات و عبادات جناب شما نیز مورد قبول خدای متعال باشد ، خیلی با صفا هستید که در کمال متانت و اتفاقاََ باز هم با تأکید عرض می کنم که با مهربانی پاسخم را مرقوم فرموده اید که این صفت بسیار پسندیده یکی از صفات خیلی خوب جناب شما است ، مهربانی از بارز ترین صفات خدای تعالی است ، ملاحظه می فرمائید که ابتدای هریک از سور مبارکه ی قر آن کریم بجز یک سوره مزین است به بسم الله الرحمن الرحیم ، بنده هم بسیار خوشحالم که جناب شما این صفت مهربانی را دارید ، بنده ی حقیر چکاره ام که خواسته باشم این صفت را به جنابتان نسبت دهم ؟کناب شما این صفت را دارید بنده و قظعاََ هر کس دیگری هم اگر کمی دقت کند ، این را تصدیق میکند ، حال اگر خودتان تواضع مکنید آن را از وجود شریفتان نفی نمیکند ، اتفاقاََ نه تنها آن صفت خوب را ، نفی نمیکند بلکه صفت خوب دیگرتان را هم نشان میدهدو آن این است که بحمدالله مغرور هم نیستید . اما خواهر بسیار خوبم ، خطا ها نیز در یک درجه و رتبه نیستند ، بهمین جهت برخی گناهان کبیره و برخی صغیره هستند . بلی قتل نفس گناهی بسیار بزرگ است که خدای تعالی میفرماید اگر کسی دیگری را بکشد در صورتی قتلی مرتکب نشده و فسادی در زمین ایجاد نکرده باشد مثل این است که تمام مردم را کشته است و اگر مایه حیات دیگری شود مانند این است تمام مردم را زنده کرده است . پس در بزرگی این گناه قتل نفس شکی نداریم ، فقط بحث در مجازات آن است که ان شاءالله تلاش می کنیم در اینجا هم مطیع امر خدای تعالی باشیم . وچون در همین صفحه راجع به ان ، بنده ی حقیر بعنوان پاسخ به پرسشهای ارجمند جناب مش قلم بزرگوار و خوبمان مطالبی را نوشته ام ، استدعا دارم جنابعالی نیز با بزرگواری خاص خودتان منتی بر بنده نهاده آن را مطالعه بفرمائید ، و اگر تذکری را لازم دانستید به حقیر بدهید با کمال میل
در خدمتتان هستم .وسیار ممنونتان خواهم بود . ان شاءالله سربلند و شادکام و موفق باشید ، التماس دعای خیرتان را دارم با عرض ادب و ارادت ، محمد مهدی اسلامی
محمد مهدی اسلامی
لطفاََ اصلاح بفرمائید . 1__ «جناب » را سهواََ «کناب» و 2__« میکنید » را «مکنید » نوشته ام . درست آنها ، «جناب »، و«میکنید » است .متشکرم .
محمد مهدی اسلامی
با سلام و احترام بر جناب مش قلم عزیزم که همیشه با مهربانی و بطور منطقی مطالبتان را بیان می فرمائید ، این همان شیوه ی درست علمی و انسانی است ، لذا بخاطر این روش درستتان قبل از پاسخ به فرمایش های حضرتعالی صمیمانه باید از جناب شما تشکر کنم ، ضمناََ از محضرمبارکتان اجازه میخواهم که در همینجا از خواهر عزیز و نجیب و بزرگوارمان سر کار خانم صفوی ایدها الله تعالی نیز تشکر کنم که همیشه با متانت ومهربانی در برابر کلام حق خضوع می کنند ، این صفات که جنابعالی و آن بزرگوار دارید عزت و کرامتتان را نشان میدهد ، چیزی از شما دو عزیز کم نمیکند ، بلکه در نزد خرمندان معلو م می کند که انسانهای محترم و مکرم هستید. اینک ضمن آرزوی طاعات و عباداتتان در پیشگاه حضرت حق تعالی . می پردازم به اطاعت امرتان و توضیح دادن در مورد سؤآلات ارزشمندتان .باید عرض کنم که : حکم قصاص در اسلام برای آن است که از وقوع قتل عمد جلوگیری شده باشد از این حکم کلی مواردی استثناء شده است که یک مورد ش همان است که اگر پدری فرزند خودش را عمداََ کشته باشد ، قصاص نمی شود ، البته مجازات می شود ، فقط مجازاتش اعدام نیست ، پس مجرمانه بودن عمل چنین پدری ، انکار نمی شود ، حاکم شرع می تواند او را به شدید ترین وجهی تعزیر کند امام معصوم (ع) می فرماید چنین پدری بشدت مورد ضرب و شتم قرار می گیرد و از زادگاهش تبعید می شود (=یضرب ضرباََ شدیداََ و ینفی عن مسقط رأسه ) ، اما البته با آن اره ای که جناب شیر محبوب و عزیزمازندرانیمان حفظه الله تعالی با آن صفا ی منحصر بخودشان میفرمایند تکه تکه نمی شود . وارثین دگر هم میتوانند از او دیه بگیرند . اما حالا چرا پدر از قصاص استثناء شده است احتمال داده اند که شاید بدین جهت است که عذ اب مجازات قصاص خیلی کمتر از آن عذاب وجدانی باشد که خود پدر بخاطر این عملش می بیند . و اما در مورد مادر اگر عمداََ فرزندش را کشته باشد ، اسلام نفرموده است که حتماََ چنین مادری کشته شود ، بلکه فرموده است حق قصاص برای سایر ورثه محفوظ است لذا آنان میتوانند قصاص را به دیه تبدیل کنند یا اصلاََ مادر را عفو کنند . اما این که برخی افراد نا وارد مثل این حقیر خواسته باشنداز پیش خود تصورات خودشان اسلام و حکم خدا فرض کنند و بگویند ، در اسلام پدر مالک فرزند و مالک دارائی های فرزند است ، از آن همان سخنان ننه من غریبمی است که با صدمن سریش به اسلام نمی چسبد کسی حق ندارد این گونه اباطیل را به اسلام نسبت دهد ، اینان خبر ندارند که در اسلام پدر جان جان حتی مالک خودش و آنچه که بعنوان اموال او نامیده می شود نیز نیست خودش مالک خودش و مالک اموال خودش نیست ، بلکه مال خدا است تا چه رسد به این که مالک دیگران و مالک اموال دیگران باشد .این است که می گوئیم این گونه دینداری ها همان دینداریهی ممیشعلیخانی است . در حقیقت مالک اصلی خدا است___وین امانت چند روزی دست ما است . این هم بطور اجمال در پاسخ به جناب مش قلم محبوب و خوبم که عرض کردم .حال اگر بازهم فرمایشی داشته باشید ، امر بفرمائید در حد توان ناچیزم با اشتیاق برای خدمتگزاریتان کمر بسته و آماده ام . التماس دعاء دارم ، با عرض ادب و ارادت صمیمانه ،
محمد مهدی اسلامی
مش قلم
با عرض سلام و ارادت
جناب اسلامی عزیز مشکل اینجاست که چطور به این نتیجه رسیدید که پدری که قصاص نشده عذاب بیشتری میکشه ولی مادر نه؟؟!! پدری که اونقدر قساوت و نادانی داره که یک فرزند رو در جلوی چشمان فرزند خردسالش سر میبره چطور توقع دارین مادر اون بچه ها توقع اعدامشو نداشته باشه !!؟؟ حالا اگر این مادر هم مرتکب قتل اون فرزند خردسال بشه آیا سزاواره اون پدر درباره ی جون این مادر تصمیم بگیره؟؟!!! اشاره شما دقیقا به کدام آیه از قران هست لطفا بیان کنید
اگر قتل فرزند عذاب آوره مطمئنا برای مادر کمتر از پدر که نیست بیشتر هم خواهد بود اگر بحث عفو و بخشش در میانه که مادر هم میتونه ببخشه اگر بحث دیه است که مادر هم میتونه جور کنه با عرض معذرت از شما باید بگم دلایل شما منطقی بنظر نمیرسه .
ارادتمند شما
محمد مهدی اسلامی
با سلام و احترام بر جناب مش قلم عزیز و بسیار دوست داشتنی خوب خودمان که خدا حفظشان کند ، باز هم از پرسشهای خوبتان و بویژه با طرح درست سؤآلاتتان تشکر می کنم ، این صبوری و جدیتتان برای دستیبابی به مطلب درست آن هم با بکار بردن فکر ، بسیار ارزشمند است ، آفرین بر جناب شما . اما پاسخ : عرض کرده بودم که احتمال داده اند که شاید این عذاب ، سخت تر را از عذاب قصاص باشد ، قطعی که نگفته اند . پس جای بحث ندارد . اما در مورد پدر ی که قاتل فرزند خودش است ، مجازات که سر جای خودش هست ، فقط کشته نمی شود . و اما «ولی دم» یعنی کسی که برخون مقتول تسلط پیدا میکند و تحت شرایطی مینواند قاتل را قصاص کند یا از او دیه بگیرد یا مصالحه کند یا عفو کند . اولیاء دم ، یعنی کسانی که بر خون مقتول تسلط پیدا می کنند و می توانند تحت شرایطی ، قاتل را قصاص کنند و .... ورثه ی مقتول ، اولیاء دم او هستند بغیر از « شوهر و زن» یعنی نه شوهر «ولی دم » زن است ونه «زن» ، ولی دم شوهر . در اینجا نیز سخن زیاد است ، لذا اجازه بفرمائید ابتداء این نکته را یاد آور شوم که چون ما مطیع امر خدای تعالی هستیم و میدانیم که او تعالی هر حکمی را که میکند کامل است و بهتر از آن حکمی وجود نخواهد داشت ، لذا در بست تسلیم اوئیم ، چه علت حکم او را بدانیم و چه ندانیم . اگر در مورد احکام و گفته های دیگران علت و دلیل میخواهیم که باید هم بخواهیم چون عاقلانه و حکیمانه نیز همین است ، برای آن است که دیگران هر اندازه هم که دانا و خیر خواه ما باشند ، از آنجا که علم و عقلشان محدود است ، می کوشیم که یقین حاصل کنیم که تابع امر غیر خدا نشده باشیم ، زیرا که فرمان بردن از هر کسی یعنی بندگی کردن برای او ، در صورتی که انسان باید فقط و فقط خدا را بندگی کند، پس اگر دیگران حکم خدا را بیان کنند در آن صورت ماکه اطاعت می کنیم خدا را بندگی کرده ایم ، اما اگر حکمی کنند که ضد حکم خدا باشد ، در صورتی که اطاعت کنیم ،مشرک شده ایم . خدای تعالی میفرماید « اطیعوا الله و اطیوا الرسول و اولی الامر منکم = از خدا و رسول و اولی الامر اطاعت کنید . لذا باید بگوئیم لبیک . حال که خدای تعالی میفرماید «یا ایها الذین آمنوا کتب علیکم القصاص فی القتلی الحر بالحر والعبد بالعبد و الانثی بالانثی ...= ای کسانی که ایمان آورده اید ، قصاص برای شما اینگونه مقررشده است که آزاد در برابر آزاد ، بنده در برابر بنده ، زن در برابر زن ... این یک حکم کلی است که تفصیل و جز ئیات آن را باید از پیغمبر و امام معصوم (ع)بگیریم که اولی الامر هستند و بر ما واجب است که آز انان اطاعت کنیم که اطاعت از آنان ، اطاعت از خدای تعالی است . پس در حکم قصاص هم باید از پیغمبر و امام تبعیت کنیم . این حکم قصاص در مورد پدری که قاتل فرزند است نیز از بیانات معصومین علیهم الصلوة و السلام است . پس می گوئیم لبیک ، سمعاََ و طاعة . اما از آنجا که بشر کنجکاو است ، دوست دارد تا جائی که ممکن است علت ها و دلیل ها را نیز بداند ، لذا سؤآلاتی میکند که خوب است و چون عاقل ومؤمن است هر گاه در اثر نقص دانشش نتوانست موفق به کشف علت ها و دلایل در احکام الهیه بشود ، سر پیچی از امر خدای تعالی نمیکند . درست مانند کودکی که در دبستان مطیع امر معلم خودش است ، معلم هرچه را بگوید او هم قبول میکند و گرنه ممیش شده و بی سواد خواهد ماند . امایک دسته از احکام ، علتشان را حضرات معصومین (ع)بیان کرده اند که به آنها احکام منصوص العله گفته می شود ولی یک دسته از احکام هستند که علتشان را حضرات معصمین (ع) نفرموده اند که به آنها مستنبط العله گفته میشود یعنی احکامی که مجتهدین با تلاش علمی ، تخصصی خود با استفاه از کلام خدا و پیامبر و ائمه به کشف علت آنها پرداخته اند و علتشان را بیان کرده اند که در اینجا بحث بسیاری هست ،اگر طالب بودید امر بفرمائید تا مقدار نا چیزی که بنده میوانیم بحول و قوه الهی بعرض مبارکتان برسانم ان شا ءالله . امید وارم که خدای تعالی سربلند و سلامت و موفقتان بدارد ، بنده که گفتگو با بزرگوارانی جدی و مهربان و خوب مانند جنابعالی و خواهر خوب و نجیبمان سر کار خانم صفوی ایدکما الله تعالی را بسیار مفید و ارزشمند میدانم ، زیرا خیلی عاقلانه و بسیار وزین سخن میفرمائید ، ممنونم از الطاف کریمانه ی شما هر دو عزیز و بزرگوار . ملتمس دعای خیرتان هستم ،با عرض ادب و ارادت ، محمد مهدی اسلامی
مش قلم
سلام و عرض ادب
جناب اسلامی عزیز ، مادر ولی دم فرزند محسوب میشه همانطور که پدر ولی دم هست پس باید همانند پدر بتونه قصاص کنه شما در متنتون اشاره ای به آیه ای که دلیلی برای عدم اعدام پدر باشه نکردین حدیثی هم ذکر نکردین فقط نوشتین تابع نظر امام و ... هستین ولی مگر غیر از اینه که خداوند عقل رو به انسان داده که فکر کنه؟؟!!! در ضمن احادیث نمیتونن پایه و اساس قانون ی مملکتی باشن که اسم جمهوری رو یدک میکشه حتی اسلامی بودن هم دلیلی برای استفاده از احادیث نیست زیرا که درباره آنها قطع و یقینی نیست در ضمن گیریم که یقین هم باشه ضرورتا شرایط این زمان با آن زمان یکی نیست
پس نتیجه ی من اینه که آنچه عقل میگه بپذیرم و عقل من میگه این عین ظلمه و در واقع مرد سالاری و زن ستیزیه
ارادتمند شما
محمد مهدی اسلامی
با سلام و احترام بر جناب مش قلم عزیز و خوبم ، از محضر مبارکتان اجازه میخواهم در پاسخ به فرمایش حضرتعالی ، ترتیب را مراعات نکنم ، بلکه با تقدم بر خی از مطالب بر مطالب دیگر به این کار بپردازم زیرا که ان شا ءالله با این روش تا حدودی از اطاله ی زیاد ی مطالب پیشگیری می شود . اما قرآن کریم به فرمایش مولی امیر المؤمنین (ع) حمال ذو وجوه است ، پس بدون توجه به تعالیم پیامبر و امام که معلمین قر آنند بطور صحیح قابل بهره برداری قرار نمی گیرد . وگرنه چه نیازی بود که خدای تعالی بفرماید از اولی الامر اطاعت کنید (آن هم اطاعت بطور مطق یعنی در همه چیز بدون استثناء ، نفرموده است که در مسائل عبادی اطاعت کنید اما در امور سیاسی مثلاََ نه، همچنان که نفرموده است در یک زمان محدود و مکان محدود اطاعت کنید ، نه در همه زمانها و نه در همه ی مکانها ) پس اطاعت از پیامبر و امام در همه چیز و در همه ی زمانها و در همه ی مکانها است ، چه خود پیامبر و ائمه حضور فیزیکی داشته باشند چه نداشته باشند . لذا مسلمان ، حق ندارد در هیچ زمانی و در هیچ مکانی
خودش را و عقل و علم خودش بیشتر و بهتر از خدا و پیامبر و امام معصوم بداند . پس مرور زمان ، انسان عادی را برتر و داناتر از پیامبر و امام نمیکند . حقایق ثابته در همه جا و در همه ی زمانها ثابتند ، همانطوری که هیچ عاقلی نمی گوید 2+2 در زمانهای گذشته برابر با چهار بوده است اما حالا دیگر در این عصر و زمان 2+2 برابر با چهار نمی شود . پیامبر و امام ، معصومند ، یعنی نه اشتباه می کنند و نه خطائی از آنان سر میزند ، آن هم در همه حال چنینند ،یعنی معصوم در خواب نیز اشتباه نمیکند ، نه فقط در بیداری اشتباه نمی کند . خوب حالا که امام معصوم در بین ما نیست چگونه از او پیروی کنیم ؟ جواب این است که از بیاناتشان (سخنانشان) که سخنان آن بزرگواران یعنی همان احادیث . خوب من از کجا بدانم که کدام احادیث واقعاََ از معصومین هستند و بنام آن بزرگواران جعل نکرده اند؟ جواب :با رجوع به علماء با تقوی که عالم به احادیثند ( علم الحدیث و الدرایة). پس ملاحظه میفرمائید که در همین آیه ی کریمه « اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم =اطاعت کنید از خدا و رسول و اولی الامر ، هم ی این موارد جمع است . اما فرموده اید ، حدیثی را ذکر نکرده ام ، میدانید که بخاطر طولانی نشدن مطلب ذکر نکرده بودم وگرنه احادیث در این زمینه زیاد است ، حال که فرموده اید برای اطاعت از امر جنابعالی ، چشم ،چند حدیث را بعنوان مثال می آورم ، چون احادیث در این مورد زیاد است : 1__حدیث علاءبن فضیل : قضی امیر المؤمنین (ع) انه لا قود لولد اصابه والده في امر یعیب علیه فیه فاصابه عیب من قطع و غیره و تکون له دیة ولا یقاد =قضاوت کرد حضرت امیر (ع) که قصاص وجود ندارد برای فرزندی که پدرش به او در چیزی صدمه وارد کرده که او را معیوب کرده است ، عیبی از قطع و غیره به او وارد کرده و برای آن دیه است . 2__صحیح حمران از امام صادق (ع) : لا یقاد والد بولده و یقتل الولد اذا قتل والده عمداََ = پدر به سبب قتل فرزندش قصاص نمیشود اما فرزند ی که عمداََ پدرش را کشته باشد ، کشته می شود . 3__خبر قاسم بن ابی حمزه از ابابصیر از امام صادق (ع) : لا یقتل الاب بابنه اذا قتله و یقتل الابن بابیه اذا قتل اباه= پدر ی که پسرش را کشته باشد کشته نمی شود ولی پسر ی که پدرش را بکشد کشته می شود . عزیزان اهل سنتمان نیز روایاتی از پیامبر اکرم دارند . ضمناََ باز در این موارد هم بحث هائی هست که جهت رعایت اختصار از ورود در آنها صرف نظر می کنم . و اینک در مورد حکومت کشور ما که جمهوری اسلامی است ، نه جمهوری ، یعنی حکومت است که شکل آن جمهوری است ولی محتوایش اسلامی است که باید قوانین آن اسلامی باشد .یعنی چه اسلامی باشد ؟ یعنی این که فقه اسلام در آن حاکم باشد ، ولایت فقیه هم یعنی همین ولایت فقه ، خوب فقه ما مگر غیر از آن است که بر ادله اربعه مبتنی است ؟ یعنی فقه ما تکیه دارد بر چهار دلیل ، 1_کتاب (قرآن ) ، 2__سنت (احادیث) ،3__ عقل ( عقلی که کار کشته در قر آن و حدیث است ، نه عقل هر کسی که مانند بنده ی حقیر که از قرآن و حدیث فقط اسمشان را شنیده یا مثلاََ چند حدیث هم حفظ کرده و مقداری هم قر آن خوانده است )و 4__اجماع (اتفاق نظر علماء متخصص و صاحب فتوی) ، پس ملاحظه میفرمائید که قوانین کشور چون حکومتش اسلامی است نمیتواند بی ربط با احادیث باشد . و اما اگر قوانین الهی و اسلامی نباشد عین ظلم است نه آن که نعوذ باللله الهی بودن قوانین ، ظلم باشد . اما در اسلام نه مرد سالار ی است و نه زن سالاری ، بلکه خدا سالاری ، پیامبر سالاری و امام سالاری است . بلی اگر بنده با نام اسلام بیایم و لی قوانین اسلامی را اجراءنکنم می شود من سالاری که این ظلم است در اینجاست که میتوان گفت اسلام سنه نه مشه جعفر قلی یا ممیش عموغلی ؟ ان شا ءالله موفق و مؤید وسر بلند باشید باز هم اگر امری داشته باشید در خدمتتان هستم .
با پوزش و عرض ادب و ارادت ، محمد مهدی اسلامی
مش قلم
با عرض سلام و ارادت
جناب اسلامی عزیز من بارها خدمت شما عرض کردم که با حکومت [...] مخالف هستم و اینکه جمهوری یعنی مردم سالاری و مثال هم از امام علی آوردم که تا مردم ایشون رو نخواستن ایشون حکومت نکرد در جمهوری قوانین به این صورت هست که قانون به پشتوانه رای مردم قابل اجراست شما با ی نظر سنجی ساده متوجه میشین که مردم مخالف این قانون هستند و در ضمن مشاهده میشه که در حال حاضر داره از این قانون سو استفاده میشه پس چرا نباید تغییر کنه؟؟!! تا اونجا که من میدونم این احکام قابل تغییر متناسب با شرایط زمانه هستند پس چه لزومی هست این امر محقق نشه؟؟ عقل برای پذیرش نیست برای تحلیل و بررسی و نتیجه گیری است و گرنه چه لزومی به وجودش هست!!؟؟ شما دلیل منطقی برای این مطلب که چرا پدر اعدام‌ نمیشه ولی مادر میشه ارائه ندادین چطور انتظار دارین من بپذیریم؟؟!! شما بعنوان یک مسلمان معتقد چطور من رو که فرض بگیرید اعتقادی ندارم قانع میکنید؟؟!!!! فرض بگیرید من مسلمان نیستم و اعتقادی ندارم بازهم رویه شما مطالب بالاست؟؟!! اگر این چنینه که باید بگم اصلا قانع کننده نیست
اگر من نامسلمان از شما بپرسم چرا احکام اسلام تا این اندازه زن ستیزه ، شما پاسختون چیه؟؟؟ لطفا با دلیل منطقی و علمی جواب بدین علمی از این نظر که بالاخره وظیفه افراد معتقدی مثل شماست که از طریق علم و دانش این مطالب رو بیان کنید و گرنه بیان اینکه اطاعت محض بدون دلیل کنید کار سهل و آسانی است
اما درباره ولایت فقیه ، شما خیلی بهتر از من میدونید که این اصل در پیش نویس قانون اساسی نبوده و بعدها اضافه شده و اتفاقا بودند مراجع و فقیهانی که مخالف این اصل بودند و هستند نمونه آقای طالقانی، آقای مکارم و ...
محمد مهدی اسلامی
با سلام و احترام بر جناب مش قلم خوب و عزیزم ، خدمت با سعادتتان عارضم که سخن خدای تعالی خود دلیل است ، دلیل از غیر خدا خواسته میشود ، نه از کسی که حیات و ممات ما در ید قدرت او است ، آفتاب آمد دلیل آفتاب __گر دلیلت باید از وی رخ متاب ، بفرض اگر خدای نا خواسته اوامر الهی را نپذیریم ، چه کاری از دستمان بر می آید جز این که در این دنیا با زجر و مصیبت به سر بریم و سر انجام نیز چه بخواهیم و چه نخواهیم ببرندمان ولو باورش سخت باشد گرچه ظاهراََ همه میگوئیم بلی می میریم همانطور که همه مردند ما هم می میریم ، اما باور قلبی آن قدری مشکل است فقط در لحظه مردن است که یقین می کنیم که متأسفانه دیگر سودی نخواهد داشت . اما خوب است که به بحث امام صادق (ع) با ابن ابی العوجاء که به خدا و عالم پس از مرگ و حساب و کتاب اعتقادی نداشت کمی با دقت توجه کنیم که فرمود « اگر حقیقت و فرجام کار آنگونه باشد که تو می گوئی ( در صورتی که چنین نیست ) ما هر دو در آخرت پیروز خواهیم بود ، اما اگر وضع چنان باشد که ما می گوئیم ( و این چنین نیز هست ) ، آنگاه ما در سرای دیگر نجات می یابیم و تو هلاک می شوی ، ضمناََ این کلام حکیمانه را نیز از بزرگانمان عرض کنم که فرموده اند انسان خردمند ولو یک احتمال خطر در امری بدهد جانب احتیاط را مراعات می کند . . اما در مورد و لایت فقیه ، هر گز نمیتوانیم فقیهی را بیابیم که به اصل ولایت فقیه معتقد نبوده باشد ، الا این که یک عده معتقد ند به ولایت حسبیه و نسبیه فقیه و عده ای نیز به ولایت مطلقه فقیه که در هر دو صورت هر دو گروه از فقها ء به حکومت فقیه و جانشینی او از امام معصوم معتقدند که اگر خواسته باشید در این مورد نیز میتوانیم مطلب را بطور مفصل مطرح کنیم .اما در مورد مرحوم آقای طالقانی باید خدمت با سعادتتان عرض کنم که ایشان در سخن با مرحوم اقای منتظری میگوید اگر الآن ولایت مطلقه فقیه را مطرح کنیم ممکن است آقای شریعتمداری ( مر حوم) نپذرد که آقای منتظری جواب میدهد اتفاقا ََ آقای شریعتمداری که میگوید ولایت مطلقه ی فقیه را در عصر ما ، ما زود تر از دیگران اثبات کرده ایم پس از ناحیه ی او نگرانی وجود ندارد ، آنگاه خاطر مرحوم آقای طالقانی آسوده می شود ، نه این که آقای طالقانی ولایت فقیه را قبول نداشته است . ( در این مورد میتوانید به نقد کتاب خاطرات آیة الله منتظری نوشته آقای بادامچیان رجوع بفرمائید . و اما حضرت آیة الله العظمی مکارم شیرازی دامت برکاته به وجهی عالی و متقن اثبات ولایت فقیه می کند در این مورد اگر زبان عربی را میدانید لطفاََ به کتاب انوار الفقاهه (کتاب البیع ) معظم له صفحه های 453 و 454 را مطالعه بفرمائید و اگر عربی نخوانده اید بفرمائید بنده ی حقیر مطالب را بفضل الهی برای جناب مش قلم عزیزمان بیان کنم ، فقط میخواهم عرض کنم که به شنیده ها و گفته های افراد نا وارد و یا خدای نا کرده مغرض که قصدی جز دشمنی با اسلام و سست کردن افراد نا آگاه ندارند و هر گز نیز موفق نبوده و نخواهند شد اعتنائی نباید بکنیم .اما برای آن که یقین حاصل بفرمائید که تهچ مذهبی و مکتبی در عالم یافت نشده و نمی شود که بقدر دین مبین اسلام برای زنان کرامت قائل شده باشد کافی است که یکبار به کتاب « زن در آئینه جلال و جمال » نوشته ی حضرت آیة الله الظمی آقای جوادی آملی دامت برکاته ،فخر عالم اسلام و مسلمانان عموماََ و مردمان شریف و نجیب سر زمین عالم خیز استان مازندران خصوصاََ نگاهی بیندازید . باز هم چون زیاد وقت شریفتان را گرفتم از حضور مبارکتان عذر خواهی می کنم ولی با کمال افتخار همچنان در خدمتتان هستم اگر امر دیگری داشته باشید اطاعت می کنم . با عرض ارادت و ادب ، محمد مهدی اسلامی .
محمد مهدی اسلامی
لطفاََ دو غلط را اصلاح بفرمائید یکی کلمه ی « تیچ» که غلط و درست آن «هیچ» است و دیگری کلمه ی «الظمی » که غلط و درستش «العظمی » است . ضمناََ هرگاه خدای نا خواسته در یکی از نوشته های این حقیر ، غلط پیدا نشد (که حتماََ پیدا می شود )، یک جایزه برایم معین بفرمائید . متشکرم .
مش قلم
با عرض سلام و ارادت
جناب اسلامی جسارتا من از شما خواستم دلیل منطقی برای یک انسان بی اعتقاد بیارید نه اینکه فرض اولتون این باشه که شخص خداباور و مسلمانه، چطور برای همچین شخصی درستی این حکم رو بیان میکنید تا مشتاق به دین شه دلیل خودتون رو بیان کنید که باعث شده این مطلب رو بدون چون و چرا بپذیرید. من کتابی که درباره احترام به زنان معرفی کردید نخوندم سعی میکنم تهیه کنم و مطالعه کنم ولی آنچه در قوانین این سرزمین مشاهده میکنم چیزی به اسم احترام و ارزش به زن وجود نداره اینکه زن رو مستقل و دارای اراده و عقل نمیدونن احترامه؟؟!! اینکه همیشه زنان رو ذیل مردان قرار میدن احترامه؟؟!!
اما نوشتین که هیچ فقیهی نیست که با اصل ولایت فقیه مخالف بوده ولی بوده و هستند و حتی بعضی از آنها از رای به جمهوری اسلامی پشیمان شده اند لیست بلند بالایی هم هستند از قدیم تا کنون ازجمله علامه طباطبایی، رضا صدر ،احمد خوانساری ، برادران مجتهد زنجانی،حائری یزدی ، شریعتمداری که خودشون و بعد از ایشون پسرشون بارها این مطلب رو بیان کردند ، منتظری و ....
نکنه این افراد عالم به دین نبودند؟؟!! سخنرانی آقای مکارم در مخالف با این اصل در ۱۸ مهر کاملا تضاد قانون اساسی با این اصل رو بیان میکنه .
جناب طالقانی هم که قبل از تصویب این اصل فوت شدند ولی ایشون هم به نظر مردم و شورا اهمیت بسیاری میدادند پس نتیجه گیری شما از رای که داده نشده درست نیست . درست تر اینه که بگیم هر کس با این اصل مخالف بوده به طریقی از سر راه برداشته شده و یا با گذر زمان مجبور به تغییر عقیده شده و البته هستند اندک کسانی که به اختیار نظرشون عوض شده باشه
از اینکه وقتتون رو با عرایضم گرفتم معذرت میخوام ، پاینده باشید
محمد مهدی اسلامی
با سلام و احترام بر جناب مش قلم عزیز وخوب و عاقل خودمان ، خدا حفظتان کند ، هرچه بیشتر با هم گفتگو می کنیم ، بنده را بخاطر اشتیاقتان به حق و حقیقت ، زیادتر شیفته ی خودتان و ادامه ی بحث ها تان می کنید ، چون بنده نیز مانند خود جنابعالی همیشه علاقه داشته ام که گفتگوهای بین افراد منطقی و مستدل و صمیمانه و مؤدبانه و سازنده باشد ،لذا از این جهت نیز باید از جنابعالی سپاسگزار باشم . اما در مورد این که فرموده اید دلیلی که می آورم برای هدایت یک انسان بی اعتقاد باشد ، نه برای عزیزانی مانندحضرت عالی که بحمد الله تعالی فردی شریف و معتقدید ، در اینجا لازم است عرض کنم که حقیر نیز امر تان را اطاعت و همین کا ر را کرده ام زیرا ابن ابی العوجاء یک فرد بی اعتقاد بود (گرچه در مواردی و موقعیت هایی مختلف نفاق نیز ازخود نشان داده و تظاهر می کرد ه به داشتن اعتقاد ات دینیه ) ، اما در خدمت امام صادق (ع) خیلی صریح مقرّ به الحاد خود بود ه. بنده ی حقیر که ماجرای او را به خدمت با سعادتتان عرض کردم ، او پس از استماع فرمایش امام (ع) جوابی نداشت ، خدمت آن امام همام عرضه کند و سکوت کرد ،اما سکوتش علامت رضا و پذیرش حق نبود ، بلکه فقط از روی عجز و در ماندگی بود ، زیرا دیگر حرفی نداشت و سر انجام نیز کافر از دنیا رفت .چون انسان هائی توفیق هدایت شدن خواهند داشت که خدا باور و اهل تقوی باشند و بفهمند که خدای تعالی قدرتش لایزال و علی الاطلاق است (ذلک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین = این کتاب « قرآن » که شکی در آن نیست هدایت کننده است برای متقیان ) پس کسانی که مصمم شده اند بهر صورت ودر هر حال با حق ضدیت کنند قابل هدایت نخواهند بود . ما هم که نه بنا داریم ونه میتوانیم ونه فایده ای دارد که خواسته باشیم کسی را بزور به راه راست هدایت کنیم (لا اکراه في الدین =در دین اجبار و اکراهی نیست ،جایش همینجا است ) ، لذا فرقی نمی کند در هر زمان کسی که از قبل تصمیم گرفته باشد بهیچ عنوان حق را قبول نکند ، عیناََ مانندهمان ابن ابی العوجاء خواهد بود ، پس در واقع خواسته و فرمایش جنابعالی را اطاعت و به آن عمل کرده بو دم ، آری ما نیز به افراد بی دین همان را می گوئیم که امام (ع) به او فرمود ، چون کسی که توفیق حق پذیری را داشته باشد ، شنیدن همین سخن سبب هدایتش می شود و اگر این توفیق از او سلب شده باشد دیگر هیچ دلیل دیگری هدایتش نخواهد کرد ، همانطوری که مشرکان مسلوب التوفیق دوره پیامبر اکرم (ص) زیر بار پذیرش حق نرفتند . البته وقتی که به جنگ نظامی با آن حضرت بر میخاستند ، آن حضرت نیز می جنگیدند . اما در زمان تدوین قانون اساسی در مجلس خبرگان ، حقیر بحث ها را کاملاََ دنبال میکردم ، ابتداء لازم است که به عرض مبارکتان برسانم که بعضی از فقهاء با آوردن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی حرف داشتند نه با اعتقاد علمی و فقهی به ولایت فقیه ، از جمله حضرت آیة الله العظمی مکارم فرمودند که خداوند برعمر و عزت امام خمینی بیفزاید ، ما ممکن است در آینده فقیهی مانند ایشان نداشته باشیم ، تقریباََ همین حرف را آقای بازر گان هم در آن مجلس مطرح کرد ( که البته آن مرحوم فقیه نبود )او میگفت این جامه ای که میدوزید فقط بر اندام آیة الله خمینی می برازد ، بعد از او کسی را نمیتوان یافت این جامه برتن او منایب و اندازه باشد ،که مرحوم شهید بهشتی بطور کامل منطقی و متقن در رد این نظر ها سخنان خود را ایراد کرد . یعنی آن مرحوم آوردن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی را لازم میدانست که با اکثریت اعضاء مجلس خبرگان نیز تصویب شد . و حضرت آیت الله طالقانی نیز همانطوری که قبلاََ عرضکرده بودم با آوردن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی از این نگران بود که فکر می کرد این امر ممکن است مورد مخالفت مرحوم آیة الله شریعتمداری قرار بگیرد ، آن هم باز مربوط به آوردن اصل ولایت مطلقه فقیه در قانون اساسی را در نظر داشت ، چون فکر می کرده ممکن است آیة الله شریعتمداری به ولایت نسبیه و حسبیه برای فقیه اعتقاد داشته باشد نه به ولایت مطلقه فقیه وگرنه عرض کردم مرحوم شریعتمداری نیز مدعی بود که خودش قبل از دیگران (درعصر ما ) ولایت فقیه را اثبات کرده است . یکی دیگر از مجتهدین هم که با آوردن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی موافق نبود مرحوم آیة الله حائری یزدی رحمة الله علیه بود که بعداز پاسخ مبرهن و منطقی مرحوم دکتر بهشتی در بین علماء اسلام کسی مخالف این امر نبود . از روحانیون غیر مجتهد نیز آقای گلزاده ی غفوری ، همشهری ما (قزوینی )بود که باز اوهم نه این که با ولایت فقیه مخالف باشد بلکه با گنجاندن آن اصل در قانون اساسی مخالف بود . از مراجع آن زمان هم فقط مرحوم آیة الله شریعتمداری بود که باز هم مخالفش همینگونه بودیعنی با آوردن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی مخالف بود . این که ملاحظه می فرمائید بنده مرتباََ نام علماءمخالف آوردن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی را تکرار میکنم برای تأکید بر این است که فرق قبول داشتن ولایت فقیه با آوردن آن در قانون اساسی در اثر تکرار خوب در ذهنمان بماند . اما یک عده هم غیر از علماء اسلام بودند که شاید اصلاََ به خود ولایت فقیه اعتقادی نداشتند ، مانند مقدم مراغه ای ، ابوالحسن بنی صدر اینان هم که اصلاََعلم فقه نمیدانستندتا نظرشان ارزش علمی داشته باشد . و اما کسی از علماء اسلام عرض کردم که نبوده است و نیست
وممکن هم نیست که مخالف با ولایت فقیه بوده باشد . مگر ممکن است کسی فقیه باشد و مخالف این امر باشد ، درست مثل این است که گفته شود کسی شیمیدان است اما مخالف است با این که از ترکیب کلر و هیروژن ، اسید کلرید ریک حاصل می شود . باز هم در خاتمه از سعه ی صدر و بزرگواری حضرتعالی تشکر و از باب زحماتم عذر خواهی می کنم ضمن آن که باز هم با کمال اشتیاق در خدمتتان هستم تا هر وقت که اراده بفرمائید ، زیرا بحث با جنابعالی بسیار برایم ارزشمند است . ملتمس دعای خیرتان هستم با عرض ادب و ارادت ، محمد مهدی اسلامی .
محمد مهدی اسلامی
لطفاََ اصلاح بفرمائید : » هیدروژن » را سهواََ هیروژن نوشته ام . متشکرم .
مش قلم
با عرض سلام و ارادت
جناب اسلامی منظور من هم مخالفت این علما با تصویت اصل ولایت فقیه در قانون اساسی بود چون بحث ما از اول درباره قانون بود نه در باب فقه و اصول این امر پرواضحه کسی که تحصیلات علمی و فقهی رو دنبال میکنه ولایت فقیه رو قبول داره ولی اینکه به سایرین هم بعنوان قانون تحمیل بشه مورد قبول این افراد نبوده و در نهایت هم تعدادی از این افراد اعلام کردند که به جمهوری اسلامی رای نداده اند و یا اگر داده اند پشیمانن و عده ای هم که در حصر شدند و یا بطریقی کنار گذاشته شدند اما در بحث قانون و مسائل حقوقی حقوقدانها و جامعه شناسان و بسیاری از تخصص ها دیگر صاحب نظر هستند و خیلی از این افراد هم با این اصل و دینی بودن حکومت مخالفن
اما درباره سوال من ، من دلیل شما برای پذیرش این قانون رو میخوام بصورت اختصاصی ،نه اینکه بگین حالا رعایت کنید در نهایت ضرر نمیکنین که!! این جواب من نیست من علت رو میخوام
ارادتمند شما
محمد مهدی اسلامی
با سلام و احترام بر جناب مش قلم عزیزم که اهل تحقیق و تفحص هستید و دوست دارید عالمانه و عاقلانه مسائل را مورد بر رسی و قبول یا رد قرار دهید نه بر پایه ی خوشم می آید یا خوشم نمی آید که این در حقیقت همان اطاعت از امر خدای تعالی است که می فرماید «قل هاتوا بر هانم ان کنتم صادقین(=بگو برهانتان را بیاورید اگر راستگو هستید ) »،قبلاََ نیز عرض کرده بودم که سخن و ادعای هر کسی را برای آن که بپذیریم باید مبتنی بر برهان باشد ، برهان یعنی دلیلی که روشن است نه چیزی که مثلاََ بنده گمان کنم دلیل است در حالی که ممکن است غلط باشد ، اما برهان دلیل روشنی است که هیچ عاقلی از قبول آن امتناع نمی کند و الا عاقل نیست ، یا جاهل است یا شیطان یا مبتلاء به بیماری روانی است .ضمناََ تنها سخنی که خود دلیل است ، سخن خدای تعالی ، پیامبر و امام معصوم است ( سخن خدا یعنی آنچه در قر آن است و از قر آن آورده می شود ) و سخن پیامبر و امام ( یعنی حدیث ). اما بنده ی حقیر که در همان زمان آنچه را در مجلس خبر گان می گذشت با دقت دنبال می کردم و خود را در جریان امور قرار میدادم ، اکنون بخشی از یاد داشت های خودم را بمناسبت برای جنابعالی مینویسم ، مجلس خبرگان 72 عضو داشت که 41 نفر از آنان مجتهد (فقیه)بودند ، 12 نفرشان در س خارج فقه و اضول گذرانده بودند ( این افراد در شرف مجتهد شدن بودند)و 3نفر با سطح و 2نفرشان با مقدمات آشنا بودند یعنی مجموعاََ 58نفر ،از تحصیلات حوزوی بر خوردار بودند . اما اصل پنجم قانون اساسی ( اصل ولایت فقیه )از 65 رأی مأخوزه ، با 53 رأی موافق ، هشت رأی مخالف و چهار رأی ممتنع به تصویب رسید . اصل پنجم همان اصل ولایت فقیه است که به این صورت آمده است :( در زمان غیبت حضرت ولی عصر «عجل الله تعالی فرجه»،در جمهوری اسلامی ایران ولایت امر و امامت امت بر عهده ی فقیه عادل و با تقوی ، آگاه به زمان ، شجاع ، مدیر ومدبّر است که طبق اصل یکصد و هفتم عهده دار آن می گردد) .پس وقتی که مطلبی قانونی شد و تمام قانون اساسی هم پس از تصویب به و سیله ی نمایندگان مردم ،به رفراندوم گذاشته شد و با 99/5 یا 99/8 درصد (تردید از بنده است )مقبول مردم شریف ایران واقع شد . اما حالا ممکن است گفته شود خوب این در آن زمان بوده حالا در این زمان چه ؟ عرض می کنم از آن زمان به بعد هم همواره در هر سالی علی الدوام در 22 بهمن و 12 فروردین و جمعه آخر ماه مبارک رمضان مردم بزرگوار ما در راه پیمائی ها شرکت و علناََ در انظار مردم جهان نظام جمهوری اسلامی را مورد تأیید قرار میدهند ، تأیید نظام یعنی قبول قوانین حاکم در آن . اگر کسانی بگویند چرا از مخالفین خواسته نمیشود که بیایند و در راهپیمائی خاصی نظر خودشان را اعلام کنند ؟ پاسخ روشن است اگر آنان باور دارند که در اکثریتند و خود را محق میدانند و به آن پایبندند ، بسم الله از کشته شدن و زخمی دادن و به تعبیر بنده از ممه شدن نمی ترسند اقدام کنند ، همانگونه که ما برای اسقاط رژیم پهلوی اقدام کردیم ، الآن هم معتقدیم در اکثریتیم و همانطوری که عرض کردم هر ساله می آییم و این کار را انجام میدهیم والا در هیچ جای دنیا دیده نشده و نخواهد شد که طرفداران یک نظام از مخالفین خواهش کنند که لطفاََ بیائید ریشه ی ما را برکنید و ممه مان کنید تا از شما ممنون بشویم . که این در خواستی نا معقول است . البته این مطلب را بنده چند بار عرض کرده ام ، حالا هم برای یاد آوری عرض می کنم .پس دلیل حقیر بر قبول داشتن این قانون مبتنی بر همین عقلانیت است . اما جامعه شناسان و سایر دانشمندان در دیگر شعب علمی ، باور مندانشان به اسلام که نمیتوانند بگویند و نگفته اند و نمیگویند ما اسلام وحاکمیت قرآن را نمیخواهیم ، غیر معتقدینشان هم که در ردیف همان مخالفین محسوب می شوند که برای رسیدن بخواسته ی خود باید ابتداء از جان جون یا جون جان خودشان بگذرند و بیایند بمیدان و برای مردم ضد دین ( ابوالعوجائیان ) جانهایشان را فدا کنند تا باز ماندگانشان به خواسته برسند . اما این هم واضح است که این قبیل از انسانها خواهند گفت ما همه چیز را میخواهیم برای ماندن نه همین مقداری را هم که داریم از دست بدهیم برای مردن . (چون چنان کسانی نمی توانند به شهادت ایمان داشته باشند و بگویند که خوب اگر بمیریم که شهیدیم زیرا ضد حکومت خدا و قر آن که مشرک است و از او شهید در نمی آید ، مگر این که توبه کند )به فوز عظیم نائل می شویم و اگر مجروح و ناقص العضو شدیم که در نزد خدا مأجوریم .اما بر کنارشدگان یا در حصر شدگان هم هیچکدام فقیه نبوده اند ، اگر آقای منتظری مورد نظر باشد که ایشان با قانون اساسی و تصویب اصل ولایت فقیه مخالف نبود بلکه یکی از کسانی است استدلالی ترین کتاب را در اثبات ولایت فیه در زمان خودش نوشت. و اگر آقای کروبی مورد نظر باشد که ایشان حتی از دانستن زبان عربی که یکی از مقدمات علوم اسلامی است نیز بی بهره است تا چه رسد که او را فقیه بنامیم ( نه هر که سر بتراشد قلندری داند )و اگر آقای میر حسن موسوی مورد نظر است که ایشان هم فقیه و عالم اسلام نیست و اگر آقای سید محمد خاتمی مورد نظر باشد ایشان نیز مجتهد نیستند. این ها را عرض کردم که جناب مش قلم عزیز و خوبمان توجه بفرمایند که بنده از روی بی اطلاعی و مطابق با میل و خوشم آمد ی و بدم آمدی مطلبی را عرض نمی کنم . خدا ان شاءالله خیرتان بدهد و سعادتمندتان کند . باز هم اگر فرمایشی داشته باشد در خدمتتان هستم و باز هم عرض می کنم که خیلی دوست داشتنی هستید و خوب هم بحث می کنید . ملتمس دعای خیرتان هستم ، با عرض ادب و ارادت ، محمد مهدی اسلامی .
مش قلم
با عرض سلام و ارادت
من که علت اختصاصی شما رو متوجه نشدم اما درباب فقیه ، جناب سید محمد کاظم شریعتمداری برای چه در حصر شد؟؟ مگر پسر ایشون زنده نیستند؟؟ مگر ایشون مخالف این اصل نبودند؟؟ در مورد جناب منتظری هم که ایشون سالهای سال با این اصل مخالف بودند و پشیمان ، و باز هم بودند فقیهان و مراجعی که مخالف بودند و هستند در ضمن وقتی از ۷۲؛ ۵۸ نفر که به هر ترتیبی تحصیلات حوزوی داشتند حق رای داشتند انتظار داشتین که این اصل رای نیاره؟؟!!! البته ۵۳ نفر رای موافق داشته که اینهم در نوع خودش جالب توجه!! مثلا اگر در جمع فیزیکدانها دو نفر با تحصیلات حوزوی باشند انتظار دارید چه اتفاقی بیفته !!؟؟ درباره ی رای به قانون هم قبلا صحبت کردم و گفتم خدمتتون که اکثرا حتی کتاب قانون اساسی رو ندیده بودند و نمیدانستند به چه چیزی رای میدن در ضمن به قول آقای خمینی گیرم پدران ما چیزی رو قبول کردند دلیل نمیشه ما هم قبول کنیم اگر به گفته ی خودتون ایمان دارید چه ترسی از رفراندوم دارید؟؟!! مگر نمیگید شما در اکثریت هستید پس چه باک از امتحان؟؟!! شما هر بار خواهان انقلاب دوباره هستین و من هر بار متعجب از حرف شما که اگر قراره برای همچین چیزهایی دوباره کشته بشیم خب چرا از اول انقلاب شد؟؟؟!انقلاب یعنی تحول ، تحول در سبک بیان خواسته هم جزیی از آرمانها بوده به قول شما امثال من در اقلیتیم ولی این خواسته رو داریم حالا باید بخاطر این خواسته کشته بشیم؟؟!! خب الان چه فرقی با دوره ی شاه کرده؟؟؟!! این عرایض من همه تکرار ی بود و یاد دارم خدمت شما گفتم ما روی دو خط موازی هستیم شما فرمودین همسو ولی ظاهرا ناهمسو هم هستیم بهر حال من از هم صحبتی با شما مطالب زیادی یاد میگیریم . از این بابت ممنون
ارادتمند شما
محمد مهدی اسلامی
با سلام و احترام بر جناب مش قلم بسیار با صفا و عزیزم ، باور بفرمائید از اول صبح تا حالا بارها به این صفحه نگاه کرده ام که نوشتار صمیمانه ی جنابعالی را بخوانم که الآن این توفیق را یافتم با کلی خوشحالی ، خدا خیرتان بدهد ، ممنونم که جوابم را می نویسید . اما در مورد آقای شریعتمداری (مرحوم) ، عرض کردم او مدعی بود ولایت فقیه را قبل از دیگران اثبات کرده است ، اگر خاسته باشید مطالب بیشتری را در مورد ایشان بدانید میتوانید حد اقل دو کتاب را مطالعه بفرمائید 1__تاریخ سیاسی نوشته ی دکتر سید جلال الدین مدنی 2__تاریخ انقلاب ،حجة الاسلام سید حمید روحانی . همچنین اگر نوار سخنرانی آقای شریعتمداری را نیز در مورد انقلاب که منبر رفته و سخنرانی کرده بود بشنوید ، بد نیست ، مطالب زیادی دستگیرتان می شود . اما پسر ایشان که مصداق « گیرم پدر تو بود فاضل از فضل پدر تورا چه حاصل» است . اگر سرگذشت حزب جمهوری خلق مسلمان ایران ( آن حزب منحله را ) مطالعه بفرمائید خوب است . خلاصه برای جناب عالی عرض کنم بزرگوارانی که قبلاََ اورا بعنوان مرجع تقلید معرفی کرده بوده اند ، بعداََ در جریاناتی که روی داد همانان ایشان را از مرجعیت خلعش کردند آقایان حضرات آیات جعفر سبحانی ، ناصر مکارم شیرازی ، و دیگران میدانید که یکی از ویژگی های فقیهی که به مرجعیت می رسد شرط عدالت است (جامع الشرائط که میگویند ، یکی از آن شرط ها همین داشتن عدالت است ). حضرات آقایان پس از آن که برخی اعمال ایشان را دیدند از مرجعیت خلعش کردند .و اما آقای منتظری هم هرگز با ولایت فقیه مخالفت نکرد ، حتی استعفاِ از قائمی خود را نیز به خدمت امام خمینی تقدیم کرد ، ایشان در این استعفاء نامه ی خود که از رادیو و تلویزیون هم پخش شد نوشته بود من از اول هم معتقد بودم که صلاح نیست من قائم مقام رهبری باشم ( یعنی از آنجا که مجلس خبرگان رهبری مرا برای این سمت معین کردند ، شرعاََچاره ای جز آن که بپذیرم نداشتم ، زیرا فقیه که بوسیله ی خبرگان برای امامت معین می شود شرعاََ براو واجب می شود که بپذیرد ، نمیتواند از زیر بار مسئولیت فرار و شانه خالی کند ، او خود فقیه بود همه ی این ها را میدانست ) .پس ایشان با اصل ولایت فقیه مخالف نبود ( که نمیتوانست ،باشد ، ولایت فقیه یعنی اعتقاد به امامت و نیابت از امامت ، مگر ممکن است یک فقیه شیعی با اصل امامت و نیابت از آن مخالف باشد؟!) ، فقط انتقاداتی به برخی از اعمال داشت . وگرنه امامت رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای را نیز تبریک گفت و موفقیت معظم له را نیز از خدا خواست. اما خبرگان نمایندگان مردم بودند ، پس رأی آنان رأی مردم بود ، البته این از باب جمهوریت حکومت است و گرنه ازباب اسلامیتش که حرفی نبود . اما قانون اساسی را پس از تصویب همه ی علماء اسلام مطالعه و ایرادی در آن ندیدند الا آقای شریعتمداری که بر اصل 110 آن نقدی داشت بقیه ی آقایان نقدی نداشتند .اما ما ،عرض کردم هر ساله در22 بهمن و 12 فروردین و جمعه ی آخر ماه رمضان که این یکی از پیشنهادات آقای منتظری به امام خمینی (ره) بود و ایشان هم پذیرفت ، همه ساله صورت می گیرد . عرض کردم ما هم که براین معتقد و پایبندیم . لذا کسانی که قبول ندارند و گمان هم می کنند که در اکثریتند ، آنانند که اگر جدی هستند و باور دارند که در اکثریتند لازم است بلند شوند و بدون ترس از مردن و زخمی شدن و مشکلات دیگر بیایند ثابت کنند که میتوانند و حکومت را از دست این اقلیت بزعم خودشان در بیاورند . وگر نه معنا ندارد که بگویند لطف بفرمائید اجازه بدهید ما بیائیم دشمنی یا مخالفت خودمان را به شما نشان بدهیم . کدام عاقل این را قبول می کند ؟ ما که معتقدیم انقلابی شده است و بجا نیز بوده است الآن نیز اصل و اساسش درست است ، فقط همواره باید در صدد رفع اشکالات بر آمد و آنهم با دوستی و محبت نه با جنگ و جدال و فحش و فضیحت . پس اگر کسانی فکر می کنند حقشان از دست می رود یا رفته است باید چاره کار خودشان را بکنند نه ما که معتقدیم آنان در اشتباهند . اما این که عرض کرده ام ما در یک راستا بطور موازی حرکت میکنیم الآن هم بر همان باورم زیرا ما هردو خواهان حقیم ، خود را مطیع امر خدا میدانیم و معتقدیم هر کس که خلاف اوامر خدا و برضد قرآن باشد کافر است ، ما که هیچ بشری را دانا تر از خدا نمیدانیم و میگوئیم باید قر آن در میان ما مردم حاکم باشد . و باز هم باید بگویم شما خیلی با صفا و دوست داشتنی و بی ریا هستید لذا باز هم دوست دارم در خدمتتان باشم . می بینید که مانند خودتان صبور ، با ادب ، متواضع و حقیقتجو .کم پیدا می شود . خدا ان شاءالله بر عمر و عزتتان بیفزاید و موفقتان کند . با عرض ادب و ارادت ، محمد مهدی اسلامی .
مش قلم
با عرض سلام و ارادت
جناب اسلامی عزیز ، برای من خیلی جالبه که شما اصرار دارید رسانه های این نظام رو دروغگو خطاب کنید !!!شما به مشرق نیوز مراجعه کنید بصورت واضح مخالفان اصل ولایت فقیه در قانون اساسی رو نهضت آزادی، دولت موقت، حزب خلق مسلمان بخصوص آقای شریعتمداری، مقدم مراغه ای و عزت اله سحابی و...‌ معرفی میکنه حتی برخی از موارد بالا تقاضای انحلال خبرگان رو داشتند بعد شما اصرار دارید که نوافق این اصل بعنوان قانون بودند!!!؟؟؟ من اینجا با قانون بودن این مسئله مشکل دارم و گرنه روحانیت مسلما این قانون رو پذیرفتن و بهش ایمان دارند ولی تحمیل آن بعنوان قانون به مردم مشکله، اما درباره ی آقای منتظری تا سال ۱۳۵۷ و پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، حسینعلی منتظری پنج بار تبعید و سه دوره زندانی شد. وی در آبان ۱۳۵۷ به همراه بقیه زندانیان سیاسی از جمله آیت‌الله طالقانی از زندان آزاد شد.

«ولایت "مطلقه" از جمله مصادیق شرک است»

با تشکیل مجلس خبرگان قانون اساسی در سال ۱۳۵۸آيت الله منتظرى رياست آن را بر عهده گرفت. وی در تدوين قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران نقش مهمى ايفا كرد و از عوامل كليدى در گنجاندن اصل "ولايت فقيه" در قانون اساسى بود.

ولی وی سی سال پس از گنجاندن این اصل در قانون اساسی و چندماه پیش از مرگ اعلام کرد که آنچه او تحت عنوان "ولایت فقیه" گفته، در مورد امور فقهی است و نه سیاسی و اظهار داشت که امور سیاسی باید به وسیله کارشناس متخصص حل و فصل شود.

آقای منتظری همچنین گنجاندن لفظ ’’مطلقه‘‘ برای ولایت فقیه در قانون اساسی را که در سال ۱۳۶۸ و پس از مرگ آیت‌الله خمینی روی داد، نفی کرده و گفت: «در زمان بازنگری قانون اساسی، به جهت ایراداتی که به افزایش اختیارات ولی فقیه و شمول مطلق این اختیارات داشتم، با آن مخالفت كرده ‌و باور دارم که حتی پیامبر اکرم نیز از حق ولایت مطلقه برخوردار نبوده و ولایت مطلقه‌ی فقیه را از جمله مصادیق بارز شرک می‌دانم»
من مطلب بالا رو از سایت های مورد تایید نظام نقل کردم کجا نوشته ایشون با این اصل بعنوان قانون موافق بودند؟؟؟!!
اما کتاب اول و نویسنده اول رو نمیشناسم ولی نویسنده دوم رو به خوبی میشناسم ایشون دروغهای زیادی گفتند چطور قابل اطمینان برای من باشند شما رجوع کنید به خاطرات آقای طباطبایی ، در خاطرات ایشون هست که ایشون آقای موسی صدر رو جاسوس اسرائیل خطاب کردند کو مدرکشون؟؟!!چرا اثبات نکردند!!؟؟ ایشون بارها دروغ گفتن و از نظر من قابل اعتماد نیستند، اما درباره پسر آقای شریعتمداری اتفاقا من نظر شما رو ندارم شما مطالبی که درباره آقای شریعتمداری در رسانه های متبوع این نظام هست رو مطالعه کنید متوجه میشد که اینگونه که شما میگید نیست مگر اینکه اعتقاد به دروغگویی آنها داشته باشید که البته سکوت در برابر دروغگو کار صحیحی بنظر نمیاد
جناب اسلانی جوری از رای مردم صحبت میکنید که انگار واقعا رای مردم مهمه!!! در این مملکت نصف جمعیت که زنها هستند اصلا جایی در شاکله نظام ندارند حتی ی خانم نتونسته به خبرگان راه پیدا کنه حتی خانمها رو تایید صلاحیت برای ریاست جمهوری نمیکنن حق رهبر شدن ندارن از چی حرف میزنید؟؟؟!! حق رو از نصف ملت گرفتن بعد از رای حرف میزنید !!؟ فقهای شورای نگهبان رو چه کسی عزل و نصب میکنه؟؟ چه کسانی کاندیدهای مجلس خبرگان رو تایید صلاحیت میکنن؟ که چه کسی رو انتخاب کنن؟؟ مردم کجای این پروسه ان؟؟! بین منتخبین مورد تایید و صددرصد موافق و هم نظر انتخاب میکنن!!!؟؟؟ چیو؟؟؟ یکی کمی اون یکیو؟؟!!!!!
خیلی جالبه که شما مردم رو دسته بندی میکنید از سال ۷۸ مردم دارن اعتراض میکنن و سال ۸۸ جمعیت زیادی کشته شدند اینا مردم نبودند !!؟؟؟ روش برخورد این نظام اسلامی با شاه چه فرقی داشت؟؟ جمعیتی که سالانه از ایران خارج میشه ایرانی نیستند؟؟؟!! جالبه که بچه های خودشون هم قبولشون ندارن
از کدوم جمعیت حرف میزنید از جمعیتی که به نمایندگان رای دادن؟؟؟!! یا جنعیتی که به روحانی رای دادن !!؟؟ کدوم بیشتر بود ملت خسته شدن از کشته شدن و خون دادن و برگشتن به نقطه اول؛ حالاشما دوست ندارید باور نکنید و فکر کنید ملت تشنه این نظام و مصیبتهایی که دارن میکشن هستند با خود شماست من اصراری ندارم
انقلاب ی عمل بود ی تحول بود که قرار بود استبداد رو از میون بر داره و تموم شد از بعد از تصوب قانون ما دیگه مسئول داریم که متاسفانه فرقی زا مسئولان نظام قبل ندارن الان اگر خلخالی زنده بود حکم آقای قالیباف در زمان شهرداری چی بود؟؟ آلودگی رفع شد یا خونه ارزون شد؟؟ چاله ی خیابونا درست شدن؟؟ الان آلونکها خراب نمیشن ؟؟ مردم زیر الونکها نمردن؟؟ترافیک حل شده !؟؟ چرا قالیباف رو محاکمه نکردند و نمیکنن؟؟؟!! ی بام و دو هواست؟؟!! این نمونه کوچک بود شما خودتون استاد مقایسه هستید
ارادتمند
مش قلم
با عرض سلام و ارادت
پارسینه عزیز علت اینکه پاسخ من به جناب اسلامی رو منتشر نمیکنین چیه؟ تمام مطالبی که بیان کردم عین واقعیت بود
با سلام.
خواننده گرامی، بارها از مخاطبان عزیز پارسینه درخواست کرده ایم نظرات خود را به گونه ای مطرح کنند که مجبور به حذف و سانسور نباشیم.
البته پیداست که ما فارغ از دیدگاه های شخصی خود، از هرگونه گفتگوی محترمانه و مستدل میان مخاطبانمان که به افزایش آگاهی جمعی منجر می شود استقبال می کنیم و از مطالب جنابعالی و جناب آقای اسلامی هم بسیار استفاده کرده ایم.
با وجود این، حتما به محدودیت ها و موانع موجود واقفید و امیدواریم به ما اجازه بدهید برخلاف میل خود از انتشار آنچه بر خلاف خطوط قرمز نوشته و نانوشته است خودداری کنیم.
در نهایت، به احترام گفتگوی دوستانه و مستند دو بزرگوار، نظر شما را منتشر می کنیم، اما بار دیگر درخواست می کنیم لطفا در نگارش نظرات به طریق مقتضی این محدودیت ها را مدنظر داشته و رعایت بفرمایید که شرمنده محبت شما نشویم.
همچنین، چنانچه مایلید این گفتگو را به صورت شخصی دنبال کنید می توانید ایمیل خود را برای مدتی محدود در همین صفحه درج کنید.
نوشتن نظرات در چند بخش هم راه دیگری است تا لزوم حذف بخشی از آن منجر به حذف دیگر مطالب همراه یک نظر نشود.
با احترام
پارسینه
محمد مهدی اسلامی
خدمت سروران عزیز و بزرگوارم در وب سایت وزین و دوست داشتنی پارسینه ی خوب که بسیار برایم گرامی هستید با سلام واحترام عرض میکنم که حقیر هر اندازه از بابت محبت ها ی بسیاری که به این دوستدار کوچکتان مبذول فرموده اید تشکر کنم ، اندک است ، لازم می بینم با جدیت بعرض مبارکتان برسانم که مهربانی های شما عزیزانم را با تمام وجودم احساس میکنم ، بنده که جز زحمت برای شما خوبان عزیزم . نداشته ام ، اگر در نوشتارم مطالبی ملاحظه می فرمائید که نباید بنویسم لطفاََ امر بفرمائید حتماََ و قطعاََ اطاعت خواهم کردو اگر منتشر نشدن آنها را مصلحت نمیدانید خذف بفرمائید چون واقعاََ نمیدانم چه چیزهائی را نباید بنویسم و شرمنده تانم که ایمیل ندارم ، با عرض ادب و حترام ،ارادتمند و دوستدارتان ، محمد مهدی اسلامی .
با سلام
جناب اسلامی گرامی، ما به عنوان رسانه طبیعتا از هرگونه گفتگوی محترمانه ای که به افزایش آگاهی عمومی منجر شود استقبال می کنیم، اما متاسفانه برخی تنگ نظری های خودساخته از طرف بعضی از افراد موجب می شود تا در رابطه با نظرات کاربران محتاطانه تر عمل کنیم.
از آنجا که حدود و ثغور این محدودیت ها روشن نیست، چاره ای نداریم که تا اندازه ای سلیقه ای برخورد کرده و بابت این امر از مخاطبان عزیزمان، به ویژه حضرت عالی و کاربر «مش قلم»، عذرخواهی می کنیم.
با احترام
پارسینه
محمد مهدی اسلامیِ ِ
لطفاََ اصلاح بفرمائید : ا«گر منتشر نشدن آنها را بمصلحت میدانید ، اختیار با خودتان است ، حذف بفرمائید » صحیح است که در متن طبق معمول اشتباه نوشته ام . متشکرم .
محمد مهدی اسلامی
خوشم از آن که با فردی فهیم __می کنم بحث و شدم با او سهیم . با سلام و احترام بر جناب مش قلم عزیز و خوبم ، ابتداء میخواهم خواهش کنم ، نشانی صفحه ای از مشرق نیوز را که مباحث مطروحه ی مورد اشاره تان را آورده است ، اگر ممکن است برایم مرقوم بفرمائیدکه منت بر بنده ی حقیر نهاده اید . اما با مطالعه ی مرقومه ی شریفه ی حضرتعالی بنظرم می رسد مطالبی را که اکنون در اینجا میآورم مفید باشد ، چون احتمال میدهم اگر برخی اصطلاحات را با دقت مورد توجه قرار دهیم در بر طرف کردن بر خی مشکلات مؤثر باشد . «اصطلاح ولایت مطلقه ی فقیه » : در زمان تصویب قانونی اساسی برخی از کسانی که نام برده اید ، گمان می کردند که وقتی گفته می شود «ولایت مطلقه ی فقیه » منظور درست همان « حکومت مطلقه، است که در علوم سیاسی مطرح میشود » . در صورتی که منظور از آنچه در علوم سیاسی مطرح می شود ، حکومت استبدادی ، فرمانروا است که او هر چه بخواهد و بگوید ، همه باید لبیک بگویند ، در صورتی که منظور از ولایت مطلقه ی فقیه ، حاکمیت فقه است ،یعنی حاکمیت خدای تعالی که خود فقیه نیز باید تابع آن باشد و امتیازی بر دیگران ندارد همان طوری که پیامبر و ائمه نیز تابع قانون الهی بودند .، لذا کسانی اعتراضاتی بر ولایت مطلقه ی فقیه داشتند و همانطوری که حضرتعالی هم اشاره فرموده اید . عده ای از روی بی اطلاعی از این معنا و عدم وقوفشانبه فرق میان این دو اصطلاح بود که تلاش کردند حتی مجلس خبرگان را منحل کنند ( البته برخی نیز شاید آگاهانه وبخاطر ضدیتشان با اسلام ، تعمداَ چنین میخواستند ، و بخیال خود بهانه ی خوبی برای فریب دادن مردم مسلمان ومعتقد یافته بودند که آنان را بسوی خود جذب کرده و بتوانند با آن حامیان چنین خواسته ای را عملی کنند ) اما هنگامی که امام خمینی (س) مطلب را تشریح کرده و مانع از انحلال مجلس شدند ، مخالفین نیز موفق به آن نشدند ، یعنی نا آگاهانشان متوجه معنا و مفهوم « ولایت مطلقه ی فقیه ، و کسانی هم که شیشه خورده داشتند نا گزیر از تسلیم شدندو تیرشان به سنگ خورد ، چون میدانستند که کافی است مردم متوجه یک اشاره از جانب امام خمینی (ره) بشوند ، و خودشان حساب کار آنان را برسند همانطوری که بفرمان او به حساب شاه را رسیده بودند. اما ولایت مطلقه فقیه ، یعنی ولایت فقیهی جامع الشرائط (فقیهی که عادل ، مدیر ، مدبّر ، شجاع وآگاه بزمان است ) ، که در امر حکومت تمام اختیارات پیامبر و امام را دارد و فرقی در این مورد با آن بزرگواران ندارد مگر فقط در برخی موارد مانند جهاد ابتدائی که دلیل قطعی وجود داشته باشد که فقیه در آن موارد اختیار ندارد، این دیدگاه امام خمینی (ره) است که مورد قبول اکثریت حضرا ت فقهاء است ( قابل ذکر است که عرض کنم مرحوم آیة الله آذری قمی میگفت که فقهائی هم هستند که حتی در جهاد ابتدائی نیز همان اختیارات پیامبر و امام را برای فقیه جامع الشرائط اثبات می کنند ، اگر خواسته باشید به کتاب جنگ و صلح و رهبری آ نوشته ی آن مرحوم رجوع بفرمائید). ضمنا ََ لازم است بدانیم کسانی که گمان می کنند اختیارات پیامبر در امر حکومت بیشتر از امامان و اختیارات امامان نیز بیشتر فقیهان است ، در توهمی باطلند . پس ولایت مطلقه ی فقیه محدودیتی نداشته ، تمامی مناصب را شامل است و حکمش لازم الاجراء است . بنا براین غلط است که کسی گمان کند در ایام غیبت امام زمان تعطیل بودن حدود شرعی جایز است . ولایت فقیه ، ولایت بر همه ی امور مسلمانان است ، در امور سیاسی ، اجتماعی و حکومتی و غیرها . پس باز هم عرض میکنم کسانی که فکر می کنند در عصر کنونی مردم خدای نا کرده ضد خدا شده اند و دیگر خواهان اسلام نیستند ، سخت در اشتباهند فقط خودشان را با این توهمات سر گرم کرده اند والا همانگونه که بارها به خدمت با سعادت جنا ب مش قلم خوبمان عرض کرده ام ، پس باید شهامت داشته و عملاََ خواسته ی خودشان را بکرسی بنشانند و مطمئن باشند که مؤمنین نه حق دارند ونه چنین کاری را خواهند کرد که به مخالفین بگویند لطفاََ بیائید ما را کنار بزنید . بلی اقدام برای اصلاح امور و برطرف کردن معایب ولو در قالب اعتراض اما عاقلانه و با منش الهی اسلامی باید باشد . خلاصه کسانی که این مطالب راعرض کردم قبول ندارند باید برای اثبات خود بکوشند نه ما که میگوئیم قانون فقط قانون خدا و حکم فقط ، حکم خدا است . باز هم از جناب مش قلم خوب و محبوبمان تشکر می کنم و سلامتیتان را از خدای تعالی خواهانم ، موفق ومؤید و سر بلند باشید . با عرض ادب و ارادت ، محمد مهدی اسلامی .
مش قلم
با عرض سلام و ارادت
جناب اسلامی عزیز بنظر من در مورد آنچه در مورد نوع حکومت کنونی ما فرمودین با شما مخالفم دلایلم رو هم قبلا و هم در این بحث خدمت شما عرض کردم و تا کنون هم به من اثبات شده که اشتباه نکردم البته الان که دارم پاسخ نظر شما رو میدم تمام تلاشم بر اینه که حداقل در این بحث به تذکری که سایت محترم پارسینه به من دادند توجه کنم چون میدونم عمل به این تذکر خارج از توان منه ، اما آدرس مطلب سایت مشرق نیوز:
https://www.google.com/amp/s/www.mashreghnews.ir/amp/448082/
البته که شما با ی سرچ ساده کلی فیلم و مطلب و ... درباره این موضوع با همین مضامین و گفته ها پیدا خواهید کرد
ارادتمند شما
مش قلم
فقط ی نکته عرض کنم که جناب اسلامی قرار نیست کسی دین مومنان رو ازشون بگیره یا اینکه اجازه حضور در اداره کشور رو ازشون بگیرن قراره انتخابات آزاد برقرار بشه همین ، قرار نیست کشور رو نابود کنن قراره رفراندوم صورت بگیره اصلا چیز وحشتناکی نیست خواسته ی خاصی نیست مگر مردم همونی که شما تعریف میکنید نیستند؟؟؟!!! پس این حجم از نگرانی بابت چیه !!! واقعا برای من عجیبه !! شما اگر مطمئن هستید که خواست ملت هستید خب چه باکی دارید که از هر قشری نماینده ای انتخاب بشه و انتخابات آزاد برگزار بشه؟؟!! ( البته این مورد سالها زمان میبره چون الان هم مثل زمان شاه حزبی وجود نداره و تک صدایی حکمفرماست)
محمد مهدی اسلامی
سلام بر جناب مش قلم خوب و عزیزم با احترام و ضمن تشکر از بابت زحمتی که کشیده و آدرس مورد نظر را مرقوم فرموده اید ، ان شاءالله سر فرصت مطالعه خواهم کرد . اما اجازه میخواهم این نکته را به خدمت با سعادتتان عرض کنم که مؤمن موظف است ، تمام تلاش خود را بکار ببرد تا حکومت اسلامی یعنی حکومت قرآن (=حکومت خدا) را برقرار و از آن محافظت کند . پس حال که به حکومت اسلامی رسیده است ، حق ندارد بخاطر وجود برخی اشکالات و نواقص ، کلیت آن را از دست داده و به بهانه ی وجود نقص یا نواقص ، کل آن را رها کند . لذا نمیتوان از مؤمنین انتظار داشت که بگویند شاید ما در اقلیت باشیم ، پس یک نظر سنجی بکنیم و ببینیم که اگر واقعاََ در اقلیتیم ، بگشیم کنار و حکومت را بدهیم بدست غیر اهلش (غیر معتقدین به حکومت الله بر مردم ، حالا چه سکولار یست باشند ، چه ماتریا لیست باشند و چه هیچ مرامی و مسلکی نداشته باشند )، بلکه مؤمن اگر حتی یک نفر هم باشد و ظیفه اش این است که تا میتواند حکومت اسلامی برقرار کند و اگر بر قرار است در حفظ آن بکوشد مگر آن که به زور از چنگ او در آورند ، و قادر به حفظش نشود ، در آن صورت ، تکلیف از او ساقط
می شود و در نزد خدای تعالی نیز عذرش موجه است . بلی در حکومتش باید عادلانه عمل کند و همواره در صدد باشد که عدالت را پیاده و اشکالات و نواقص را بر طرف کند . خدای تعالی می فرماید من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الظالمون =کسانی که حکم کنند بغیر از آنچه که خدا نازل کرده است پس همانانند که ظالمند . و در آیه ی دیگر می فرماید : من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الفاسقون = کسانی که حکم نکنند به آن چه که خدا نازل کرده است پس همانا نند که فاسقند . و در آیه ی دیگر ، من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الکافرون = کسانی که به آن چه خدا نازل کرده است حکم نکنند ، همانا نند که کافرند . جناب مش قلم عزیزم ملاحظه می فرمائید که مؤمن حق ندارد که به حکومتی غیر از حکومت الله تبارک و تعالی ، کمترین رضایتی را داشته باشد . خدا ی تعالی خیرتان بدهد و حفظتان کند . با تشکر و عرض ادب و ارادت ، محمد مهدی اسلامی .
مش قلم
با عرض سلام و ارادت
جناب اسلامی عزیز اگر به قول شما مومنان در اقلیت باشند باز هم بخواهند اصرار بر حکومت بر کثریت کنن اسمش دیگه جمهوری یا دمکراسی نیست البته که استبداد دینی هستش و سودی برای کسی ندارد
محمد مهدی اسلامی
با سلام و احترام بر جناب مش قلم جان عزیز و بزرگوار م که خیلی باصفا هستید ، قربان شما بشوم استبداد یعنی زور گوئی برای بکرسی نشاندن خواسته ی نفسانی ، نه ایستادگی کردن به اطاعت از حکم خدای تعالی . اگر تعداد مؤمنین زیاد و همه با هم ید واحده با شند ، تشکیل جمهوری اسلامی میدهند به این معنا که همه با هم فرمان های خدای تعالی را اجراء کنند اما اگر تعدادشان اندک بود دست از کوششن منطقی (نه با زور که لا اکراه فیي الدین = در دین اکراهی نیست ) بر نداشته و در صدد بکرسی نشاندن فرمانهای خدا بر خواهندآمد ( نه خواسته های خودشان ، خواسته های خدا ، یعنی لطف و مهربانی و عدالت در این معنا جمع است ) ، پس تنها حکومتی که سالم و مطلوب هر انسانی است که روحاََ و عقلاََ سالم است ، همان حکومت خدا است ، مگر عادل تر از خدا و مهربان تر از او به بندگانش نیز کسی یافت می شود ؟ روش امام حسن مجتبی علیه السلام را در نظر بگیرید ، تا می توانست با دشمن جنگید که حکومت الهی را حفظ کند یعنی زیر بار زور نمی رفت . امام حسین علیه السلام نیز بهیچ عنوان زیر بار بیعت زوری با یزید نرفت و ایستاد تا خود و یارانش کشته و شهید شدند. امام علی (ع) نیز تا توانست با دشمن جنگید، چرا ؟ برای آن که قر آن را اجراء کند ، جناب مش قلم عزیزم ، این استبداد نامیده نمیشود ، قبلاََ به خدمت با سعادتتان عرض کرده بو دم . اصطلاحاتی که در علوم سیاسی بکار می رود قدری در مواردی مفهوماََ و معناََ با آنچه که در منطق قرآن بکار می رود تفاوت دارد . ما اگر به دیگران می گوئیم که شما امتیازی نسبت به ما ندارید ،همانگونه که ما نیز نسبت به شما امتیاز نداریم ، فقط حق باید بر همه ی ما حاکم باشد ، معنایش همین است یعنی فقط خدای تعالی است که باید برهمه حاکم باشد چون که همه کس وهمه چیز از آن او تعالی است ، مالک و ملک همه او است ، لذا فرمان روائی هم بر همه کس و همه چیز حق او است . این که امیر المؤمنی می فرماید « من استبدّ برأیه هلک = هر کسی به رأی خود استبداد بورزد هلاک شده است ، یعنی همین ، یعنی خود وجود مبارک علی (ع) نیز به رأی خود عمل نمی کند ، به فرمان خدا عمل می کند ، فقیه نیز همینگونه باید باشد ، به همین دلیل گفته می شود حتی اگر فقیه یک و فقط یک دروغ از بین دو لبش خارج شود ، خود بخود از ولایت ساقط است ( البته باستثناء آن 4 موردی که دروغ بر همگان جایز است ) . چون جنابعالی بحمدالله تعالی حق طلب و فهیم هستید ، ان شا ءالله یک بار کتاب ولایت فقیه نوشته ی حضرت آیةالله جوادی آملی دامت برکاته را مطالعه بفرمائید ، به نحو احسن ، مطالب را مستدلاََّ در آن کتاب ملاحظه خواهید فرمود . در اسلام همه کس حتی پیامبر عظیم الشأن ـ صلی اللّه علیه و آله ـ در مقابل قانون، بی امتیاز در یک صف هستند. ... لا فَضْلَ لِعَرَبیٍِ عَلَی عَجَمِیٍّ، وَ لا عَجَمِّیٍ عَلَیٰ عَرَبِیٍّ، وَ لا أَسْوَدَ عَلَی أَحْمَرَ، وَ لاَ لأحْمَرَ عَلَی أَسْوَدَ ... بنابراین بدانید که نه عربی را بر عجم، و نه عجمی را بر عرب، و نه سیاهی را بر سفید ...امتیاز و فضیلتی نیست ، که ان اکرمکم عندالله اتقیکم = که با تقواترین شما در نزد خدا گرامی ترین شا است .
خوب حال اگر مواردخلافی را مشاهده کنیم همه باید دوستانه و صمیمانه در صدد رفع آن خلاف و عیب بر آئیم ، نه آن که خدای ناخواسته در برابر خدای تعالی بخواهیم صف آرائی کنیم . ان شا ءالله موفق و مؤید و سربلند باشید و این بنده ی حقیر را نیز دعاء بفرمائید . با عرض ارادت و ادب ، محمد مهدی اسلامی .
مش قلم
با عرض سلام و ارادت
جناب اسلامی عزیز فرض اول این بود که اگر مومنان در اقلیت باشند این یعنی چی؟؟ یعنی بحث برای اکثریت دینی نیست و سیاسیه و در سیاست حکومت اقلیت بر اکثریت وقتی انتخاب اکثریت نباشند استبداده . شما نمیتونید به زور مردم رو راضی به آنچه نمیخوان کنید حتی اگر راه خیر و ثواب باشه که البته این راه رو هر کس خودش باید تشخیص بده نه اینکه از نوزادی بهش دیکته بشه که وقتی ی سوال معمولی ازش پرسیده میشه نتونه جواب بده
در ضمن صحبت از دروغ و از بین رفتن حق ولایت کردین !!! واقعا جالبه که بارها دروغ گفتند و هیچ اتفاقی نیفته !!؟؟؟ کافیه ی مرور تاریخی انجام بدین و اصلا نیازی به آوردن نمونه از طرف من نیست .
در ضمن مخالفت با سیستمی که دارای فساد سیستماتیک؛ بی عدالتی و .‌‌.‌است و در اداره ی کشور ناتوان و اقتصاد کشور رو فلج کرده مبارزه با خدا نیست بهتره کسی رو در جایگاه خداوندی قرار ندین که همین موارد نشان از ناتوانی این مسئولانه و قدر مسلم خداوند خواستار ناتوانی و از بین رفتن یک ملت نیست برای من جالبه که این ۴۲ سال اوضاع از سالهای قبل نه تنها بهتر نشده به مراتب بدتر هم شده در همه ی زمینه ها ؛ خوب این چیو نشون میده؟؟؟
من متوجه حرفهای شما شدم ولی متاسفانه دلیل منطقی و عقلی که بتونم بپذیرم پیدا نمیکنم و خداوند هم وقتی عقل رو به من داد به همین دلیل داد که نپذیرم آنچه با عقلم سازگار نیست
ارادتمند
محمد مهدی اسلامی
باز هم متأسفانه طبق معمول چند غلط در این نوشته هست که چون واضح اند ، لطفاََ شما بزر گواران خوانند ه اصلاحشان بفرمائید مانند کلمه ی « امیر المؤمنین » که بصورت « امیرالمؤمنی » نوشته ام . متشکرم .
محمد مهدی اسلامی
با سلام و احترام بر جناب مش قلم عزیز و خوبم ، خدمت با سعادتتان عرض می کنم که یک وقت ما با انسان فرهیخته ای که مؤمن و باورمند به خدا و قرآن و پیامبر است سخن می گوئیم ، در اینجا هر دو پایبند به چنین اعتقادی هستند ،فقط ممکن است در برخی از امور یکی از آنان یا هردو در اشتباه بوده و خواستار تحصیل درست مطلب باشند لذا یا در اثر مباحثات و تفحصات خود به نتیجه درست دست می یابند یا با مراجعه به عالمی بالا دست ، مشکل خود را حل می کنند. اما یک وقت هست سخن با دشمن زور گو است که میخواهد حکومت را از چنگ مؤمنین در آورد و حاکمیت شیطانی خود را بجای خاکمیت الهی بنشاند ، چون از دید گاه اسلام ، لا حکم الا لله = هیچ حکومت و فرمانروائی نیست مگر فقط برای خدا باید باشد ، در اینجا است که وظیفه ی مؤمن عمل کردن به آیه ی کریمه : يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا خُذُوا حِذْرَكُمْ فَانْفِرُوا ثُباتٍ أَوِ انْفِرُوا جَميعاً [71]است . ضمناََ برای یاد آوری اجازه میخواهم عرض کنم که هیچکس برای بندگان خدا خیر خواه تر و مهربان تر و مصلحت بین تر از خدای تعالی نیست . آری در چنین صورتی باید با دشمن مسلحانه جنگید ، حالا او اسم این را هر چه میخواهد بگذارد ، مؤمن که نباید دست از حق بکشید و بخاطر هو وچو و تمسخر و... از سبیل الله خارج شود . چون مؤمنین چنینند و به تعبیر معصوم علیه السلام از آهن محکمتر و از کوه مقاوم تر ند ، لذا گاهی کسانی چاره را در این می بینند که تظاهر کنند به این که مؤمنند تا در دل مؤمنین جا کنند و با نام اسلام حکومت شیطانی کنند که اینان منافق نامیده می شوند و بدتر از کفارند . وچون مؤمن باید کیس و هوشیار باشد باید از چنین کسانی فریب نخورد ، اینان گاهی در دستگاه حکومت اسلامی با حفظ ظاهر اسلامی نفوذ می کنند ولی در عمل تلاششان بر آن خواهد بود که با رفتارهای ضد اسلامی مردم را نسبت به اسلام و حکومت اسلامی بد بین کنند تا از این طریق بخیال خام خودشان بتوانند اسا ساََ فاتحه ی اسلام را بخوانند و از آن حد اکثر فقط یک نام باقی بماند که البته اگر بتوانند حتی آن نام را هم ازبین ببرند مضایقه نخواهند کرد ،اما با آن که در طول تاریخ خیلی کوشیده اند موفق نشده اند مردم را به دین خدا بد بین کنند ، یقین داریم که بعد از این هم نخواهند توانست ، چون خدا ی تعالی می فرماید ما خود این قرآن را نازل کرده ایم و خودنیز یقیناََ حافظ آنیم . لذا شاعر چه نیکو گفته است : چراغی را که ایزد بر فروزد __هر ان کس فوت کند ریشش بسوزد . اما اگر عده ای گمان کرده باشند که در اکثریتند و حکومت دینی را هم قبول ندارند ( بجای آن که بکوشند خلافکاران را منقاد و حکومت دینی را بطور صحیحش حفظ کنند )، بخاطر تسلیم بودن به نفسانیتشان نمی خواهند حکومت دینی داشته باشند تنها یک راه دارند و آن هم این است که با زور و جنگ حکومت اسلامی را نا بود کنند ، اینجاست که بارها عرض کرده ام خواهند گفت ،نه ما میخواهیم زنده بمانیم و بخواسته هایمان برسیم چرا بلند شویم بجنگیم و بمیریم ؟!! یعنیبقول معروف هم خدا را میخواهند و هم خرما را . یعنی می گویند بابا آخر این حکومت را بدهید به ما ، مابا نماز و روزه ی شما کار نداریم ، هر اندازه می خواهید نماز بخوانید و روزه بگیرید اما این حکومت را بدهید بما ، مان می کنند دین فقط همان نماز خواندن و روزه گرفتن است و دیگر هیچ . عرض کردم یک عده از همینانند ( آن زرنگ هاشان ) که در دستگاه نفوذ می کنند و جانماز هم آب می کشند ولی خواسته شان این است مردم را بد بین کنند تا خودمردم همه با اکثریت بلند شوند و حکومت دینی یعنی حکومت خدا را نابود کنند اما از بد حادثه می بینند که حتی در برابر بقول خودشان اقلیت هم نمی توانند کاری کنند . پس بهتر است ما از آنان نباشیم که هم دنیا را از دست بدهیم (یا اگر هم از دست ندهیم دور از جان زهر مارمان بشود ) وهم اخرتمان را خراب کنیم و بقول بعضی خدای نا خواسته ، ندانسته بگوئیم این حرف ها مال 1400 سال پیش است حالا دیگر کهنه شده است باید بدور ریخته شود ، حالا دیگر دنیا دنیای پیشرفت علوم و فنون است ، بشر کرات آسمانی را تسخیر کرده است ، آنوقت ما بگوئیم بیائید دزدی نکنید ، راستگو باشید ، عدالت پیشه کنید و مهربان باشید و یار یکدیگر باشید ؟ این حرفها چیست ؟ ول کن با با اسدالله نه شیخ خوب نه ملا ، بگذار شویم ما چند لا . خلاصه جناب مش قلم عزیزم ، اگر اقلیت صالح و درستکار که خیر و صلاح همگان را میخواهند واجازه هم نمیدهند که بفرض، اکثریت بی دین بیایند خلاف اوامر و نواهی خدا . مطابق میل خودشان عمل کنند ،استبداد باشد ، چرا حاکمیت اکثریت با این صفاتی که برشمردیم استبدادی بحساب نیاید ؟ زور گفتن و به رأی خود و بطور دلخواه عمل کردن ،استبداد است نه خواست خدا را عملی کردن . بلی کسانی را که با نام دین همان خواسته های بی دینان را عملی می کنند در برابر اینان باید ایستاد اگر درست نشوند باید مجازاتشان کرد . یعنی اکر انتقادات در آنان مؤثر نیفتد با ید با قوه ی قهریه منقاد و تسلیمشان کرد به حق که این عین انسانیت و عدالت است نه استبداد . خیلی وقت شریفتان را گرفتم مرا ببخشید ، خدا ان شاءالله موفقتان کند و سالم و سر افراز باشید . التماس دعاء دارم ،با عرض ادب و ارادت ، محمد مهدی اسلامی .
مش قلم
با عرض سلام و ارادت
جتاب اسلامی عزیز شما اصرار دارین که بگین حکومت فعلی ما حکومت خداست و ظاهرا دلایل من برای شما قانع کننده نیست که نه این خبرا نیست تمام دلایلی هم که در بالا آوردید برای حکومتهای قبلی و حتی حکومتهای سایر کشورها هم صادقه ، هرکس وارد میدان سیاست میشه به اسم خدمت به خلق خدا میاد حالا یا این واقعیت داره یا اینکه داره دروغ میگه و برای منافع شخصی وارد میدون شده و البته که خدمت به خلق ، خدمت به خداست پس الکی پیچیده اش نکنیم و اسم های مختلف براش نذاریم در ایرانم چه قبل از انقلاب و چه بعدش داره همین اتفاق میفته اصلا وقتی تاریخ رو میخونی انگار داری اتفاقات دوره ی خودتو مطالعه میکنی !!!! چرا این حکومت خدا، که شما ازش صحبت میکنید فرقی با سایر حکومتها نداشته؟؟؟!!! شایدم شما اصرار دارین فکر کنین حکومت خداست!!! اگر قراره افراد فاسد بتونن در این حکومت خدا رخنه کنن و فساد کنن و ما خرده نگیریم خب چرا باید به سایر حکومتهای این کشور در طول تاریخ خرده گرفت؟؟؟؟!! جناب اسلامی من و شما در این بحث وارد مرحله تکرار شدیم که فک میکنم ادامه این بحث دیگه مفید نیست
امیدوارم موفق و سعادتمند باشید
محمد مهدی اسلامی
با سلام و احترام بر جناب مش قلم خوب و عزیزم ، ضمن تشکر ازبابت صبر و حوصله ی ستودنی و نیز رأفت قلبتان ، میخواهم عرض کنم که اگر اجازه بفرمائید به دو مطلب خوب توجه کنیم ، یک __حکومت اسلامی ( =حکومت خدا) ، 2_ حکومت غیر اسلامی (=هر حکومتی غیراز حکومت اسلامی )، اما مسلمان نمیتواند به حاکمیت غیر از حکومت اسلامی راضی باشد ). نمیشود بگوئیم ما مسلمانیم اما اسلام را از قرآن و پیغمبر و امام معصوم نمی گیریم ، بلکه ما مطابق با خواست خودمان عمل می کنیم که بهترین حالتش این است که بگوئیم یکی از حکومت های مطرح شده در فلسفه سیاسی که مبتنی بر فکر بشر بوده و فارغ و مستقل از دین ،وفقط توسط فکر بشر و عقل بشر بوجود آمده است ) .می گیریم . مسلمان یعنی تابع قر آن و قر آن نیز میفرماید الله ولیّ الذین آمنوا = حاکم و فرمانروای کسانی که به خدا و اسلام و قر آن و پیامبر ایمان آورده اند فقط خدا است . ومی فرماید والذین کفروا اولیا ئهمالطاغوت = کسانی که کافر شدند فرمانروای آنان طاغوت (=بسیار طغیان کننده ) است . پس حکومت خدا یعنی حکومتی که در آن باید تمام قوانین فردی و اجتماعی و سیاسی و نظامی قر آن ، حکمفرما ئی کند . حال اگر کسانی با تکیه بر نام قر آن و تظاهر به اسلام و دینداری بخواهند مردم تحت فرمان خود در آورند ، این حکومت ، حکومت اسلامی و خدائی نیست . اما سؤال این است که آیا در حکومت اسلامی هیچ خلافی واقع نمی شود؟ می گوئیم چرا ، گناهکاران خلاف می کنند ، بهمین دلیل است که قر آن کریم دستور میدهد که دست زن و مرد دزد را (با رعایت آن شرائطش ) قطع کنید ، زنا کار را تازیانه بزنید و... پس وجود گناه و گناهکاران در حکومت اسلامی نیز خواهد بود . ولی تمام تلاشهای مسلمین باید بکار گرفته شود تا دامنه ی گناهان هر چه بیشتر کاهش یابد . اما حاکم و فرمانروای اسلام باید انسانی عالم ، عادل ، مدیر ، مدبر و آگاه به زمان باشد ، مسلمان نمیتواند یک فرد غیر معتقد به اسلام را یا ظاهراََ معتقد به اسلام اما غیر مقید به آن را به ولایت و فرمانروائی خود بپذیرد . لطفاََ به آیت مربوطه توجه بفرمائید : الَّذِينَ يَتَرَبَّصُونَ بِكُمْ فَإِنْ كَانَ لَكُمْ فَتْحٌ مِنَ اللَّهِ قَالُوا أَلَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ وَإِنْ كَانَ لِلْكَافِرِينَ نَصِيبٌ قَالُوا أَلَمْ نَسْتَحْوِذْ عَلَيْكُمْ وَنَمْنَعْكُمْ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ۚ فَاللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ۗ وَلَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا = همان منافقان که در انتظار فرصتند تا اگر فتحی از ناحیه خدا نصیب شما شود خود را از شما دانسته، می‌گویند: مگر ما با شما نبودیم و اگر نصیب کافران شود به آنان می‌گویند: مگر نبود که ما رهنمودهای خود را به شما قبولاندیم و نمی‌گذاشتیم به دین مؤمنین بگروید، ولی خدا در قیامت بین شما حکم خواهد کرد و خدا تا ابد اجازه نداده که کافران کمترین تسلطی بر مؤمنان داشته باشند. (نساء، ۱۴۱). یعنی خدا این اجازه را به مسلمانان نداده است ، تسلط کافران را بر خودشان قبول کنند ، پس چگونه بگوئیم خدای نا کرده ما حکومت اسلامی نمی خواهیم ؟ این نمیخواهیم یعنی شرک ، یعنی ما از خدای قادر و علیم علی الاطلاق نعوذ بالله داناتر یم .
در پایان آیه ۱۴۱ سوره نساء سلطه و برتری کافران بر مسلمانان نفی شده است از این رو این بخش از آیه «وَ لَنْ یجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا» آیه نفی سبیل گفته می‌شود.سبیل در لغت به معنای «راه» است در این آیه به معانی نصر، حجت در دنیا، حجت در آخرت، سلطه اعتباری و سلطه خارجی به کار رفته است. بر پایه روایتی که در تفسیر قمی نقل شده شأن نزول این آیه درباره کناره‌گیری عبدالله بن اُبی و یاران او از لشکر اسلام در جنگ اُحد است. هدف وی از انجام این کار این بود که در صورت پیروزی کفار بر مسلمانان بگویند ما با مسلمانان نبودیم و در صورت غلبه مسلمانان بگویند ما با شما مسلمانان بودیم و خداوند با نزول این آیه آنها را توبیخ نمود.

بطوری که ملاحظه می فرمائید جناب مش قلم عزیز م ما که مجاز نیستیم از نزد خود بحساب این که عقل مان چنین و چنان می گوید ، آیات قرآن یعنی کلام خدا را نعوذ بالله نادیده بگیریم یا اهمیت ندهیم . وگرنه در آن صورت چه فرقی با غیر مسلمین خواهیم داشت ؟ ما باید تابع قر آن باشیم نه آن که
قر آن تابع ما باشد . و در پایان اگر بنا بر این باشد که نعوذ بالله خدا تابع باشد وما هم هر جوری که دلمان خواست عمل کنیم ، خوب چرا این حق را برای دیگران قائل نباشیم؟ چرا بفرض به اقلیت بگوئیم شما بروید کنار تا ما بیائیم جای شما را بگیریم؟! چرا آنان نگویند خیر چون هر کس هر جور دلش خواست و توانست عمل می کند ، اینک ما می توانیم وعمل هم میکنیم ، اگر میتوانید ما را کنار بزنید بفرمائید؟! چون زیاد مصدع اوقات شریفتان شدم لذا در اینجا رفع زحمت می کنیم اما اگر باز هم فرمایشی داشته کما کان در خدمتتان هستیم . میدانید که از گفتگو با جنابعالی هر گز احساس خستگی نمی کنیم که بماند ، خیلی هم خوشحال میشوم . ان شاء الله تعالی موفق و مؤید و سربلند باشید . با عرض ادب و ارادت ، محمد مهدی اسلامی .
مش قلم
با عرض سلام و ارادت
جناب اسلامی جوری از حکومت اسلامی حرف میزنید که انگار من و شما در دو کشور متفاوت زندگی میکنیم در این حکومت فساد بصورت سیستماتیک نهادینه شده هر روز دارن اعضای شورای شهر و شهردایها رو که از هزار فیلتر اعتقادی گذشتن به جرم دزدی و اختلاس و رشوه و... میگیرن همین دیروز ۲۰۰ نفر از پرسنل قوه قضاییه رو دستگیر کردن!!! از نمایندگان مجلس های قبل که کمتر کسی در ایران مانده و این مجلس هم که مخفیانه دست در بودجه میبره و فقط به فکر تامین ماشین و خونه برای خودشون هستند هر روز دارن از دزدی برادر اون مسئول و خیانت دختر ی مسئول دیگه رونمایی میکنن تازه دیگه نشده اینها رو پنهون کرد و جالب اینکه مقام و منصبها رو بین خودش پخش کردند که غریبه یهو وارد نشه اینا همه اسلامین؟؟؟!! نکنه این حجم از فساد بنظرتون در دستگاه اسلامی ناقابله؟؟؟!! این مسئولان انقلابی فرزندانشون کجا هستند چرا ۶ تا ۶ تا به اروپا و آمریکا صادر شدند مگر اونجا اسلام حکومت میکنه !!! ؟؟
مش قلم
چرا بعد از بازنشستگی دست عهد و عیال رو میگیرن البته در مواردی ی عیال اونجا دارن و میرن به دیار کفار؟؟؟!! نکنه فقط برای ما انقلاب کردند؟؟!! چطور نتونستن کوچکترین تاثیری بر روی فرزندان خودشون داشته باشن؟؟!! چطور بچه های اونا باید آزادانه از پول ملت تصمیم بگیرن کجا و چطور زندگی کنن؟؟!!اصلا چرا تا سر درد میگیرن به دامن اروپا و آمریکا پناه میبرن نکنه از پیش از اسلامی بودن اونجا و مسلمان بودن پزشکان مطمئنن؟؟؟ به خاطرات آقای رفسنجانی رجوع کنید طرف در دوران جنگ درخواست ارز برای درمان شخصی داشته !! یا برای کسالت به لندن میرفته!!! مردم عادی هم این امکان رو داشتند!!!؟؟ یا فقط در فکر زنده بودن به هر ترتیبی بودند؟؟؟
مش قلم
این از اوضاع مسئولان ، درباره مردم هم نمیدونم شما از چی صحبت میکنید شما الان برو خیابون چند درصد روزه گرفتن؟؟!! چند درصد در حال خوردن و نوشیدن هستند اصلا بپرسید. درباره نماز چندتا مسجد پر میشه !!!! اوضاع ظاهری مردم خیلی به دستورات اسلام به خوانش حکومت نزدیکه!!؟؟ ایرانیها وقتی از مرز خارج میشن مثل ترکا و لبنانیها هستند یا کلا همه چیز رو میذارن کنار به جز معدودی !! آمار جرم و جنایت رو رصد کردین !!! از اسلام فقط علاقه به اسمش دارین؟؟!! این حکومت بغیر اسمش چه چیزیش متفاوت با حکومت قبلیه؟؟ قبلا هم عرض کردم با حکومت دینی مخالفم اصلا چرا توقع دارین۸۰ میلیون ایرانی مثل شما فکر کنن؟؟؟ چرا فک میکنین همه باید حق رو در اسلام اونهم به خوانش حکومت پیدا کنن؟؟ چرا باید بخاطر مذهب بین افراد تفاوت باشه!!؟؟ موقع جنگ همه ایرانین و باید برن دفاع کنن ولی موقع پخش مناصب سیاسی که میشه مسلمان با همه فرق میکنه؟؟؟!! شورای شهر یزد یادتونه؟؟؟ یا ریاست جمهوری چرا ی زردتشتی نباید بتونه رئیس جمهور بشه؟؟؟ اصلا چرا باید در شناسنامه نوزاد دین و مذهب نوشته بشه
مش قلم
مگر اون نوزاد عقل رس بوده که انتخاب کنه؟؟!! جناب اسلامی تمام عرایضم تکراری بود ولی دوباره نوشتم چون شما کلی گویی میکنید و همیشه فرض اولیه اتون اینه که همه مسلمانن ،در صورتیکه فرض من اینها نیستند فرض من اینه که هم انسانن و برابر با هر دین و مسلکی، برای من اسم مهم نیست عمل مهمه ، که نتیجه ۴۲ سال عملکرد این حکومت چیز قابل ذکری در هیچ زمینه ای نیست البته تحریف تاریخ و نابود کردن کشور و دشمنی با بزرگان تاریخی رو بسیار خوب بلدن
ارسال نظر
نمای روز
حواشی پلاس
آخرین اخبار
به پرداخت ملت
سداد2