معناشناسی نام کاظم در قرآن کریم
پارسینه: دکترای علوم قرآن و حدیث می‌گوید انتساب معنای «فروبرنده خشم» به امام کاظم(ع) با عصمت و تطهیر ائمه(ع) از هر رِجس و ناجوری بر اساس آیه تطهیر، ناسازگار است.
۱۹ اسفند ۱۳۹۹ - ۰۹:۵۷
۰

 یکی از ویژگی‌هایی که به امام کاظم علیه السلام نسبت می‌دهند، ویژگی «فروبرنده خشم» است که اندیشمندان ما این معنا را از مفهوم «کاظم» و از ریشه «کظم» عاریت گرفتند. ظاهر این معنا حاکی از آن است که امام معصوم علیه السلام بر اساس شرایطی که قرار داشتند، مدام خشمگین می‌شدند و بعد خشم خود را فرو می‌خوردند اما سؤال اینجاست که؛ آیا این معنا در تضاد با عصمت امام نیست؟ در عرف عمومی تصور مناسبی از فردی که چنین حالتی داشته باشد ــ یعنی مدام خشمگین شود و بعد خشم خود را فرو بخورد ــ نیست، مضاف بر اینکه باید بدانیم ماده «کظم» با تأثیرپذیری از معنای ترکیب «کظم الغیظ» در حوزه اخلاق، در ارتباط با مفهوم «فروخوردن خشم» یا اندوه معنا شده ‌است اما هیچ‌گاه مشخص نشد چرا مطلقِ «کاظم» را که به‌عنوان کنیه امام هفتم مطرح است، به‌معنای «فروبرنده خشم» (کاظم‌الغیظ) معنا کردند! این در حالی است که در آیه 134 سوره بقره نیز به‌صورت ترکیبی آمده است «الَّذِینَ یُنْفِقُونَ فِی السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ وَ الْکَاظِمِینَ الْغَیْظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ» همان‌ها که در فراخى و تنگى انفاق مى‌کنند و خشم خود را فرو مى‌برند و از مردم درمى‌گذرند و خداوند نکوکاران را دوست دارد.

این همان موضوعی است که فرهاد احمدی آشتیانی، دکترای علوم قرآن و حدیث دانشگاه تهران عنوان کرد.  وی که مقاله‌اش با عنوان «معناشناختی «کظم» در سیاق آیات قرآنی» برگزیده اولین همایش ملی واژه‎پژوهی شد، می‌گوید: ما شیعیان معتقدیم امام کاظم(ع) به‌دلیل صفت کاظمیت فردی بودند که مدام خشم خود را فرومی‌خوردند که این معنا به‌دلیل تبیین ناصحیح لغت‌پژوهان در قرن‌های گذشته و برخی مفسران و مترجمان متقدم به جامعه ارائه شد؛ این در حالی است که انتساب این معنا به امام کاظم(ع) با عصمت و تطهیر ائمه(ع) از هر رِجس و ناجوری بر اساس آیه تطهیر، ناسازگار است؛ زیرا هر خشمی هرچند اندک باشد، در وهله اول نشانگر غلبه قوه قهریه یا غضب بر روح و جان فرد است که این معنا دور از شأن امام معصوم است؛ از این رو پس از تحقیقات قرآنی که درباره مفهوم «کظم» انجام دادیم، دریافتیم معنای «فروبرنده خشم» درباره مفهوم کاظم صحیح نیست؛ همچنان که لغت‌پژوهان کلمات سکوت، غم و اندوه، مجرای تنفس و گردن را برای ریشه «کظم» هم مطرح کردند.

احمدی با بررسی وجوه معنا در سیاق آیات مربوط به ماده کظم، معتقد است می‌توان معنای «اقدام برای تغییر وضعیت بد و نامطلوب و تبدیل آن به یک حالت مطلوب» را به‌عنوان معنای مشترک پذیرفت. در استدلال این مسئله، 6 آیه قرآن را مورد بررسی و واکاوی قرار داد و از این رهگذر به تطبیق این معنا بر کنیۀ امام هفتم پرداخت. 

آیه اول:
«وَ أَنْذِرْهُمْ یَوْمَ اْلآزِفَةِ إِذِ الْقُلُوبُ لَدَى الْحَناجِرِ کاظِمینَ ما لِلظّالِمینَ مِنْ حَمیمٍ وَ لا شَفیعٍ یُطاعُ» (غافر/18)
و آنان را از روز نزدیک بیم بده؛ آن‌گاه که [از شدت ترس] جان‌ها به گلوگاه رسد، در حالی که همه وجودشان پر از غم و اندوه است. برای ستمکاران هیچ دوست مهربان و شفیعی که شفاعتش پذیرفته شود، وجود ندارد.

در این آیه، به رسول الله صلی الله علیه و آله امر شده است کافران را از «یوم الآزفه» بترساند، روزی که در آن، در شرایط بسیار نامطلوب و سختی هستند، تا جایی که از شدت سختی صحنه‌ها جان‌ها به گلوگاه رسیده است. افراد در این شرایط سخت، به‌تعبیر قرآن «کاظم» هستند. بسیاری از مترجمان و مفسران، واژۀ کاظم در این آیه را در ارتباط  با اندوه یا خشم دانسته‌اند، اما در نظر گرفتن معنای «ضبط کردن اندوه یا خشم در باطن» به‌منظور «آشکار نشدن» برای واژه «کاظمین» در این آیه با توجه به سیاق آیات، معنای منطقی‌ای به دست نمی‌دهد؛ با توجه به ویژگی‌های ذکرشده برای قیامت در همین آیات که «یَوْمَ هُمْ بارِزُونَ لایَخْفى عَلَى اللّهِ مِنْهُمْ شَیْ‏ءٌ» (غافر/16) و «یَعْلَمُ خائِنَةَ اْلأَعْیُنِ وَ ما تُخْفِی الصُّدُورُ» (غافر/19) است، «فروخوردن اندوه» یا خشم توسط کافران به‌گونه‌ای که آشکار نشود، چگونه ممکن است؟ از سوی دیگر تصویر ارائه‌شده در آیه با مفهوم هراس و وحشت بیشتر همخوانی دارد تا اندوه یا خشم؛ زیرا این آیه مربوط به زمانی است که در آن کافران برای حسابرسی در پیشگاه خدا حاضر هستند، به‌طوری که چیزی از آن‌ها از خدا مخفی نیست و الله به‌صورت یک ملک واحد و قهار در فراز قرار گرفته است.

معنای صحیح:
با توجه به سیاق آیات، این آیه درباره کافران است، کسانی که وقتی به ایمان دعوت شدند راه کفر در پیش گرفتند و هنگامی که خدا به تنهایی خوانده می‌شد کفر می‌ورزیدند. حال ببینیم آیا می‌توانیم به معنایی برسیم که در آن، معنای «اقدام برای تغییر وضعیت بد و نامطلوب و تبدیل آن به یک حالت مطلوب» حاصل شود.

در این آیه به رسول الله(ص) امر شده است ایشان را از آن روز قریب‌الوقوع «یوم الآزفه» انذار دهد، بنابراین در این آیه صحبت از روزی است که در آن کافران در شرایط بسیار نامطلوب جهنم‌گونه هستند تا جایی که از شدت سختی صحنه‌ها، جان‌ها به گلوگاه رسیده است (غافر/18). افراد در این شرایط سخت به‌تعبیر قرآن «کاظم» هستند، و به‌دنبال آن خداوند می‌فرماید و برای ستم‌کاران نه یاری است و نه شفاعتگری که مورد اطاعت باشد.

بنابراین رفتار کاظم بودن ظالمین در آن شرایط اولاً باید در قبال فضای جهنم‌گونه‌ای که در آن قرار دارند باشد و ثانیاً در مواجهه با رفتار کظم ظالمین خداوند آن‌ها را از داشتن یار و شفیع ناامید کند.
چه‌معنایی را می‌توان در اینجا جایگزین این واژه کرد؟ کاظم بودن ظالمین باید تلاشی باشد از سوی ایشان برای خروج از آن شرایط جهنم‌گونه و تبدیل آن به شرایط مطلوب، رفتاری مانندِ به‌دنبال یک یار یا شفیع بودن برای رهایی از آن شرایط؛ جالب است، خداوند در مقابل، در انتهای آیه، ایشان را از اینکه «حمیم» یا «شفیع مطاعی» داشته باشند ناامید می‌کند؛ «...ما لِلظّالِمینَ مِنْ حَمیمٍ وَ لا شَفیعٍ یُطاعُ‏».

با توجه به این معنا، ترجمه آیه به این صورت می‌شود: «و آن‌ها را از آن روز نزدیک بترسان، آن‌گاه که جان‌ها به گلوگاه‌ها می‌رسد، در حالی که به‌دنبال انجام کاری برای خروج از این شرایط هستند، اما برای ستم‌کاران نه یاری است و نه شفاعت‌گری که مورد اطاعت باشد.»

ارسال نظر
نمای روز
حواشی پلاس
آخرین اخبار
به پرداخت ملت
سداد2