ترامپ: تنها رئیس جمهور بدون جنگ تاریخ آمریکا هستم/ ترور سلیمانی دستاورد دولتم بود
پارسینه: ترامپ در واپسین روز ریاست جمهوری خود اظهارات جدیدی مطرح کرده است.
۰۱ بهمن ۱۳۹۹ - ۰۱:۰۸
به گزارش پارسینه، «دونالد ترامپ» رئیس جمهور کنونی آمریکا، در واپسین روز ریاست خود بر کاخ سفید اظهارات جدیدی مطرح کرد.

او در ابتدا گفت: «جهان را به سمتی سوق داده‌ام که مقابل چین ایستادگی کند به طوریکه قبلا هرگز مانند آن را انجام نداده بود.»

ترامپ همچنین مدعی شد: «تن‌ها رئیس جمهور تاریخ آمریکا هستم که در دوره ریاست جمهوری من هیچ جنگ جدیدی رخ نداده است.»
 
وی می‌افزاید: همه آمریکایی‌ها از حمله‌ای که به کنگره صورت گرفت، وحشت‌زده شدند. خشونت سیاسی، حمله به همه چیز‌هایی است که ما به عنوان شهروندان آمریکایی آن‌ها را گرامی می‌داریم.

ترامپ می‌گوید: اکنون که من آماده می‌شوم تا در ظهر روز چهارشنبه قدرت را به دولت جدید تحویل دهم، می‌خواهم که شما بدانید جنبشی که ما آغاز کردیم تازه در ابتدای راه است.

رئیس جمهور آمریکا همچنین خواهد گفت: این هفته، ما آغاز به کار دولت جدیدی را خواهیم داشت و برای موفقیت آن در زمینه حفظ ایمنی و رفاه آمریکا دعا می‌کنیم.
 
ترامپ در بخشی از سخنرانی خود ترور سردار شهید «قاسم سلیمانی» را یکی از دستاورد‌های دولتش توصیف کرد و مدعی مقابله با نظامی ایران شد.

کمتر از ۲۴ ساعت به پایان دوران «دونالد ترامپ» به عنوان چهل و پنجمین رئیس جمهور آمریکا باقی مانده است.

وی قصد ندارد در مراسم تحلیف بایدن شرکت کند و صبح روز چهارشنبه برای آخرین بار با هواپیمای مخصوص رئیس جمهور به پایگاه شکاری «اندروز» واقع در مریلند رفته و در آنجا مراسم خداحافظی وی برگزار شود.
منبع: پارسینه
نظرات
سبحان شاهمرادی اصولگرا
ترامپ رفت اما ایران اسلامی ماند!
ناشناس
ظاهرا اسلامی
ناشناس
ترامپ رفت چون آمریکا انتخابات واقعی دارد ، ایران اسلامی ماند ، چون انتصابات دارد نه انتخابات !
مش قلم
نکنه فکر کردین شما باعث رفتن ترامپ بودین؟؟!!یادتون رفته تو همین سایت آرزوتون انتخاب بایدن بوسیله ی مردم آمریکا تاکید میکنم مردم آمریکا بود!! این دموکراسی بود که باعث شد ترامپ بره چیزی که امثال شماها نمیفهید، کار مملکت ما به عنوان یک کشور مستقل!!! به کجا رسیده که مردممون باید ببینن مردم اون سر دنیا چه کسی رو انتخاب میکنن تا برای باقی زندگیشون!!!تصمیم بگیرن
ناشناس
اسم اسلام و جمهوری را به یدک می کشید!!!!!!!!!!!!
ناشناس
بله دیکتاتوری ماندگار است
ناشناس
ایشاله شر خائنان وعامل فلاکت ملت تو ایران هم کنده بشه
ناشناس
مرگ بر ترامپ و ترامپیسم
ناشناس
بی شرف وقمار باز و بزدل اگر مرد بودی خودت و سربازان پوشاک پوشت رو درو با سردار می جنگیدی آنوقت می فهمیدی مرد میدان و کری خوان کی بود هر چند که سایه سردار همیشه بالای سرت هست
سروش
1:17 ای سبحانف بی عقل. عادت کردید با مغالطه کلمات خودتون رو راضی کنید مثل کبک فکر کنید دیگران هم عقل در حد خودتون دارند و مغلطه های شما رو نمیفهمند؟ ترامپ کجا رفت؟ این سیستم حکومتی دمکراتیک هست که هر چهار سال مسئولینش رو عوض میکنه تا فکرهای جدید جایگزین بشود و در ضمن اون فرد قدیمی تار عنکبوتهای پارتی بازی دورش تنیده نشود نه مثل سیستم توی بدبخت که همه چیز توش موروثی شده و مسئولش تا لحظه ای که نفس میکشه حاضر نیست منصب رو ول بکنه ... ای بدبخت کی میخواهی بفهمی؟
ناشناس
تا قبل از پایان سال ۲۰۲۱ آمران و عاملان ترور قاسم سلیمانی تنبیه !! خواهند شد ، ما به معجزه ایمان داریم !!!
ناشناس
درست میگه....
محمد مهدی اسلامی
با سلام و احترام بر جناب مش قلم خوب و عزیزم ، چقدر خوشحالم که نام شریف جناب شما را در اینجا زیارت می کنم . چون انسانی منطقی و با حوصله و متین هستید و میدانید که این بنده ی حقیر ارادتمندتان هستم و به بحث و گفتگو با جنابعالی علاقمندم بخاطر همان مشی و منش عاقلانه و مهربانانه بودن نوشتارتان که واقعاََ از روی صدق و دور از بسخر ه گرفتن دیگران و داشتن رفتار سبک و کودکانه است . اما در مورد فرمایشتان که مردم ما باید منتظر باشند وببینند که در آن سر دنیا چه کسی را انتخاب می کنند تا برای باقی زندگیشان تصمیم بگیرند .عرض میکنم ،خوب عزیزم این که نشانه ی خردمندی مردم ما است ، زیرا آن سر دنیا (البته حکومتش )با کشور ما سر جنگ و نا ساز گاری دارد ، پس هر عاقل و هوشیاری اعمال و حرکات دشمن را زیر نظر و متناسب با آن تصمیم می گیرد که چه تاکتیکی را با داشتن استراتژی معین خود بکا ر بندد ،برای آن که کار آمدی آن برای ملت و مملکت مفید باشد . البته بدیهی است که رعایت این موارد در نحوه ی رفتا با دوستان نیز عقلاََ و شرعاََضروری است . اما این که عده ای علاقه داشتند تا بایدن در آمریکا روی کار بیاید نیز در همین راستا بودکه ایشان چون از حزب دموکرات ها است ، با اینان درد سرها کمتر می شود ، در واقع چیزی شبیه به دفع افسد به فاسد است که از دستورات اسلامی است و عقل نیز بر آن صحه میگذارد ، یعنی وقتی که نا گزیر امر دایر شود به انتخاب بین دو ضرر که یکی بیشتر و دیگری کمتر است ، هر خردمندی آن ضرر کمتر را ترجیح میدهد . پس این نه تنها عیبی محسوب نمی شودکه حسن است . . اما مسأله ی زور گوئی آمریکا بر هوشیاران عالم پوشیده نیست . و ایران هم بنا یش بر این بوده است که ظلم پذیر نباشد . یکی از اهداف مهمه انقلاب اسلامی ایران همین بوده است . ان شاءالله موفق و سر بلند باشید . با عرض احترام و ادب . محمد مهدی اسلامی .
مش قلم
با سلام و ارادت؛
اینکه مردم ما باید منتظر باشن تا انتخابات اون سر دنیا انجام بشه نه از روی اختیار است و نه بخاطر انجام کارها از سر عقل و منطق ؛ بلکه از روی اجباره ، چون انتخاب اونا روی زندگی ما بسیار تاثیر گذاره !!!ولی انتخاب ما کوچکترین تاثیری روی روند زندگی سایر مردم دنیا و حتی خودمون هم نداره . اما درباره آمدن جناب بایدن باید بگم که فقط ی طرف ماجرا نیست که مهمه هر دو طرف باید عاقلانه رفتار کنن که متاسفانه من چیزی بعنوان رفتار عاقلانه در مسئولان این مملکت نمیبینم که اگر مسئولان این مملکت عاقل بودند اصلا نیازی نبود که ما نگران طرف مقابل باشیم!!!
ناشناس
حرفاش درسته
محمد مهدی اسلامی
وعلیکم السلام و رحمة الله و بر کاته جناب مش قلم عزیز و خوبم ، ان شاءالله همیشه سالم و شاد کام باشید . ابتداء از زحمتی که برای نوشتن پاسخ به این بنده ی حقیر تحمل کرده اید تشکر می کنم. جناب مش قلم خوب و مهربان ، میدانید که اگر عقل در کسی نباشد ، او صاحب اختیار نیز نخواهد بود در این صورت انسان که در بهترین تعریف منطقی «حیوان ناطق » محسوب میشود ، فاقد نطق (=درک و فهم و عقل )شده ، فقط حیوانیتش باقی می ماند که با تمام حیوانات دیگر در این امر(جنس ) ، مشترک است .در صورتی که میدانید مردم شریف ما ، انسانهائی نجیب و آزاده اند و زیر بار زور نمی روند ، وگر نه چه لزومی داشت انقلاب کنند و یکی از بزرگترین قدرت ، قدرت پنجم جهانی آن روز را در هم شکسته و طرحی نو در اندازند؟بلی انتخاب آنان (در آمریکا )روی زندگی ما اثر گذار است ، بهمین دلیل بنا بر این که هر عملی ، عکس العملی دارد(=هر کنشی را واکنشی است)، لا جرم انتخاب ما نیز روی زندگی آنان و دیگران اثر خواهد داشت و گرنه چه لزومی داشت و دارد که این همه حرف و حدیث ها در مورد ایران باشد؟ حتماََ مطالعه فرموده اید که ترامپ افتخار می کند ترورسر دار سلیمانی دستاورد دوره ی حکومت او است . مگر این سخن بدان معنا نیست که ترور سردار سلیمانی آن اندازه مهم و اثر گذار است که او برای بیان اهمیت کارها و خدماتش و بزرگ جلوه دادن خود در میان مردم آمریکا ، بلکه مردم دنیا ، همین جنایت خود را بعنوان مدالی پر افتخار چسبانده به سینه ی خود مطرح و به عالمیان نشان میدهد؟ نشان میدهد برای چه ؟ برای این که بقول خودش مردم آمریکا بخاطر همین کار خیلی مهمش بار دیگر او را بها داده وبمیدان بیاورند . مگر این «اثر گذاری» نیست؟اما سر دار سلیمانی را هم که ملاحظه فرمودیدکه در دل مردم غیور و شرافتمند ما چه جایگاه عظیم و مرتبه ی بلندی داشت و دارد، مگر این حاکی از عقل و درایت نیست ؟ .مگر قدر دانی از بزرگان نشان از داشتن عقل نیست؟ اما اگر سخن در وجود مشکلات است ، بلی ، هیچ عاقلی منکر وجود مشکلات نیست ، مشکلات در هر جا که انسان باشد ، وجود خواهد داشت ، پس چه خوب است که همه با هم در صدد یافتن راه حل مشکلات بر آئیم که این بکار بردن عقل است و مورد رضای خدا . مشکلی نیست که آسان نشود __مرد باید که هراسان نشود ان شا ءالله موفق و مؤید و سر بلند باشید ، با عرض ارادت و ادب ، دوستدارتان ، محمد مهدی اسلامی .
مش قلم
با سلام و ارادت
جناب اسلامی عزیز، اول اینکه ترامپ بعنوان مرد سیاست انسان کارکشته ؛ عاقل و منطقی محسوب نمیشه پس دلیلی هم وجود نداره که اگر ایشون به کاری افتخار میکنن سایرین هم آن کار را افتخار خود و کشورشونو دنیا قلمداد کنند!! دوم اینکه شما چطور مطمئن هستین که مردم ایران از کاری که در سال ۵۷ انجام دادند پشیمان نشدند!!!؟؟؟ آیا همه پرسی انجام شده که در اون مردم به سیاست های کنونی نظام رای مثبت داده باشند؟؟؟!!آیا انتخاب مردم سال ۵۷ ؛ لزوما انتخاب من هم هست؟؟!!!ا اما درباره اثر گذاری ؛اثر گذاری انتخابات آمریکا بر مردم ایران به هیچ عنوان قابل قیاس با اثرگذاری حکومت ایران بر مردم آمریکا نیست من فک نمیکنم اغلب مردم آمریکا اصلا بدونن ما انتخابات هم داریم!!! درباره جناب سلیمانی هم باید بگم ایشون یک ایرانی بودند و کشته شدن ایشون بدست آمریکا بود که مردم رو وادار به واکنش کرد ولی این واکنش لزوما به معنی حمایت از نظام و یا حتی هم نظر و رای بودن مردم با جناب سلیمانی نبوده و نیست. ارادتمند شما
محمد مهدی اسلامی
در وب سایت خوب مشرق نیوز در ذیل عنوان «تشکر رهبر انقلاب از پیر مرد جالب /جمع و ضرب شوید ، نه تفریق و تقسیم » مطلبی را در حسرت از عمر تلف شده ی خود نوشتم ،در اینجا در وب سایت خوب و دوست داشتنی پارسینه ی عزیزم نیز می نویسم ، به امید این که برای خوانندگان عزیز مفید افتد و بنده ی حقیر را نیز از دعای خیرشان فراموش نکنند . من تلف کردم تمام عمر خویش __زان ندارم جز سفیدیهای ریش _ _تا نکردیم دل تهی از چرک و کین __کی قدم خواهیم گذاشت در راه دین ؟! __گر سعادت طالبی عبرت بگیر __مثل من نه، سعی کند آدم بمیر __
محمد مهدی اسلامی
« مثل من نه ، سعی کن آدم بمیر »درست است ، لطفاََ اصلاح بفرمائید . متشکرم .
محمد مهدی اسلامی
سلام بر جناب مش قلم خوب و عزیزم با احترام باز هم ضمن سپاسگزاری از زحمتی که کشیده و جوابم را مرقوم فرموده اید ، عرض می کنم که بلی ترامپ از نظر ما کم عقل و خام در اداره ی امور حکومتی بوده است ، اما میدانید که او در دور اول انتخاب شدنش برای ریاست بر قوه ی مجریه ی آمریکا ، بیشترین آراء را از آن خود کرد . در دور دوم هم که کم نبودند جمعیت رأی دهنده به ایشان (حالا بماند که در اینجا بحث های زیادی از قبیل این که آیا میتوان این همه جمعیت رأی دهنده به او را در این دو دوره ، افرادی بی عقل یا کم عقل یا فریب خوردگان زد و بند های سیاسی در حکومت باصطلاح دموکراسی آمریکا دانست یا نه؟)پس ترامپ با آن که خودش پخته است ولی در اطرافش کسانی که تجربه در این امور را دارند به او مشورت میدهند و می آموزند که چه سخنانی را بیان کند تا مردم راغبش بشوند و بقول خودش از راه دیگری وارد شود .میدانیم تا سخنی برای مردمی مهم نباشد گفتنش برای جلب توجه آنان کار ابلهانه ای است ،زیرا که بی اثر و بیهوده خواهد بود . جالب توجه است که سردار سلیمانی بدستور ترامپ ترور میشود و بایدن نیز آن را امری مهم تلقی و جانبداری می کند ، پس این موضوع برای طرفداران بایدن نیز شناخته شده است که ترامپ بدینوسیله با طرح آن بعنوان دستاورد مهم خود میخواهد علاوه بر طرفداران خودش که کم نیز نیستند ، بخاطر اهمیت مطلب ،طرفداران بایدن را نیز قانع و جلب کند که کارش برای کشور فوق العاده بوده که بعنوان خدمت بخلق کشور ، دستاوردی قابل توجه عموم بیانش میکند .اما توجه به شعارهائی که مردم ایران در تشییع جنازه ی سر دار سلیمانی سر داده بودند از قبیل « خامنه ای امام انتقام انتقام » ، « شهیدان زنده اند الله اکبر ... » و «این همه لشگر آمده بعشق رهبر آمده » ، بدیهی است که بطور ضمنی حکایت خویش را از نظام و رهبر آن اعلام میکنند . علاوه بر آن هر ساله در روز های 22بهمن ماه و روز های عید فطر تظاهرات های وسیع و گسترده ی مردم در تمام شهرها وحتی در روستاهای کشور حاکی از پایبندی مردم به نظام و حکومت اسلامی ایران بوده است که بطور ضمنی رفراندوم محسوب میشود .زیاد وقت شریفتان را گرفتم خیلی از محضر شریفتان عذر میخواهم باز هم اگر فرمایشی داشته باشید ، با کمال اشتیاق در خدمتتان هستم . برای جناب شما که شکیبا و محبوبید و بسیار مؤدب آرزوی سعادتمندی در دنیا و آخرت دارم با عرض ادب و ارادت ، محمد مهدی اسلامی .
مش قلم
با عرض سلام و ارادت
جناب اسلامی عزیز ؛ هر وقت به مخالفان هم اجازه دادند که بدون تبعات به خیابون بیان و حرف دلشونو بزنن اونوقت صحبت از ۲۲ بهمن و ... ..امکان پذیر ومقایسه صحیحه نه الان ، در نتیجه قیاس و نتیجه گیری نهایی شما اصلا قابل اثبات نیست که اگر به تجمع و شعار باشه هر وقت فرصتی دست داده با وجود تبعات بسیار بد مردم بسیاری شعارها و خواسته هایی کاملا متفاوت با آنچه شما بیان کردید رو خواهان بودند ، اما درباره ترامپ ، ایشون آرا مردمی کمتری حتی نسبت به هیلاری کلینتون داشتند و در واقع در رای گیری الکترال پیروز شدند و این نکته هم باید در نظر گرفت که ترامپ وجه ی اقتصادی بسیار خوبی داشته و داره و بسیاری از وعده های اقتصادی که داده بودند رو جامعه عمل پوشوندن پس دور از ذهن نیست که علاقمندانی هم داشته باشه چون شاید در زمینه سیاست به اندازه کافی خبره نبود اما دلیل بر کم هوشی ایشون در سایر زمینه ها نیست البته صداقتی که ایشون داشت بسیاری از مسئولان ایرانی ندارند و اگر بدون تعصب نگاه کنیم کارش از کار بسیاری از مسئولان مملکت ما خیلی بهتر بوده ، و اما درباره موضع بایدن درباره ترور آقای سلیمانی ، ایشون گفتن هیچ آمریکایی عزادار آقای سلیمانی نیست ولی انجام اینکار رو بخاطر تبعاتش برای سربازان آمریکایی و حتی مردم آمریکا رو درست ندونستن من از این‌گفته ایشون نتیجه ای که شما گرفتید رو نمیگیرم .ارادتمند شما
محمد مهدی اسلامی
با سلامی دیگر بر جناب مش قلم خوب و عزیزم و بااحترام و تشکر از سعه ی صدر تان که سخنان این بنده ی حقیر را با آن که مخالف باورهای خود میدانید ، میخوانید و جواب می دهید که این امری پسندیده و ارزشمند است. جناب مش قلم عزیز ما که با رژیم شاه دشمن بودیم ، هر گز به او نگفتیم ونمی گفتیم لطفاََ بما اجازه بده که میخواهیم بیائیم و علیه رژیم وسلطنت تو تظاهرات کنیم ، اما چون پایبند به اعنقاداتمان بودیم و باور داشتیم که چه کشته شویم ( شهید و اهل بهشت ) و چه او ا را ساقط کنیم ، در هردو صورت پیروز یم و بخواسته و هدف خود رسیده ایم ( به تعبیر قر آن کریم احدی الحسنیین )، اکنون اگر مخالفین، دشمن نظامندو به باور های خود عقیده دارند و برای آزادگی ارزش و احترام قائلند پس معطل چه هستند ؟ !اما نه اگر می گویند ، ما نمیخواهیم کشته شویم وفقط خواهش می کنیم شما بروید کنار بگذارید ما بیائیم بجای شما ( چون نه خدائی هست ونه قیامتی و نه حساب و کتابی در کار است یا نه اصلاََ خدا و قیامت وحساب و کتاب هم هست ، اما میخواهیم حاکمیت را بدهید بما )، بدیهی است که عاقلان نه بصورت فردی و نه بصورت انفرادی به چنین خواسته ای تن در نمیدهند . قر آن میفرماید اگر خود را برحق میدانید برای احقاق حق خود مجاهده کنید ، نا برده رنج گنج میسر نمیشود ، مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد. اما در غرب هم که الآن ملاحظه میفرمائید طرفداران ترامپ به مجلس هجوم می برند و میخواهند با اعمال قدرت باصطلاح خودشان حق از دست رفته ی خود را بدست بیاورند. همین الآن کدامیک از ما بدیگران حق خواهیم داد که بیایند قدرت ما را بگیرند ؟ اصلاََ چرا باید چنین خواسته ای داشته باشیم؟ ! اما صداقت مگر دلیل بر راستگو بودن فرد نیست ؟پس چرا بیش از سه هزار و چند صدو چند دروغ را برای ترامپ ، خود آمریکائی ها بر شمرده اند؟ این چه صداقتی است ؟ صداقت که با دروغ قابل جمع نیست. چون جنابعالی رااهل تفکر و تعقل میدانیم اجازه بفرمائید بهمین مختصر بسنده کنم . البته اگر باز هم صلاح دانسته باشید به گفتگو ادامه دهیم ، بنده که میدانید به گفتگو با جنابعالی بسیار مشتاقم و اصلاََ نه تنها هیچ خستگی احساس نمی کنم بلکه بخاطر همین صفات خوبی که دارید شوق بیشتری هم به آن دارم . ان شا ءالله موفق و سربلند و شاد کام باشید . با عرض ادب و ارادت ، محمد مهدی اسلامی .
مش قلم
با سلام و ارادت
جناب اسلامی عزیز، من در مقام مقایسه با مسئولان خودمون ترامپ را صادق میدانم نه اینکه بعنوان یک انسان راستگو ایشون رو بشناسم اما اگر قرار بر این بود که باز هم انقلاب کنیم و کشته شویم خب اصلا چرا جمهوری برقرار کردیم؟؟!!! همون تغییر از یک سلسله به سلسه دیگر کفایت میکرد!!!ا در ضمن انقلاب همواره همراه با تندروی و کجروی و صدمات جبران ناپذیر جانی و مالیه چه لزومی داره در این عصر باز هم مثل ۱۰۰ سال پیش رفتار بشه !!! در ضمن هر مخالفتی نشان از دشمنی نیست و اگر هم با نظام دشمنی باشه با کشور و ملت نیست ، در ضمن برای حکومت بر مردم باید خواست مردم بود نه اجبار بر مردم ، خوب چرا از خود مردم نپرسیم؟؟؟!!همه پرسی برای این زمانهاست
محمد مهدی اسلامی
با سلام و احترام بر جناب مش قلم عزیز و دوست داشتنی و خستگی نا پذیر که این صفتتان نیز برایم خوشحال کننده است ، احسنت ، باز هم تشکر میکنم که با حوصله و مهربانی ومتانت جواب نوشته اید . اگر دو نفر را در نظر بگیریم که هر دو دروغگو باشند ، با این تفاوت که یکی کمتر دروغ بگوید و دیگری بیشتر ، در اینصورت هر دروغگویند ، هیچیک راستگو نامیده نمیشوند مگر آن که دروغگو دست از دروغگوئی برداشته و آن را ترک کند آنگاه میشود صادق (=دارای صداقت )و گرنه دروغگو است ودروغگو هم بزرگترین دشمن خداست چه کم دروغ بگوید و چه زیاد است . همانطوری که نجس ، نجس است و پاک نامیده نمیشود الَا به از بین رفتن نجاست . خوب اگر معتقد باشیم که با نظام مخالفیم ولی با مردم نه تنها مخالف نیستیم که دوستشان هم داریم و می خواهیم در خدمتشان باشیم و از طرف دیگر نظام مانع رسیدن به این خواسته ی ما است و به هیچ عنوان هم زیر بار خواسته ی بر حق و معقول ما نمی رود ، کاری که باید انجام بدهیم از دو حال خارج نیست ، یا باید بگوئیم چون زور مان نمی رسد پس تسلیم هستیم ، یا آن که بگوئیم باید برای رسیدن به خواسته ی خود با نظام مقابله کنیم که در این صورت چاره ای جز مبارزه نخواهیم داشت . مبارزه هم که بدون هزینه و ایستادگی صورت نمی گیرد . پس اگر اکثریت با ما هستند و نظام را نمیخواهند و مثلاََ معتقدند که این نظام را باید ساقط کرد ، در این صورت چه راه حل دیگری غیر از ایستادن و کشته شدن و کشتن وجود دارد ؟ اگر اکثریت مخالفند و مطمئن هستند که طرفداران نظام اندکند ، چه راهی غیر از این دو راه که عرض کردم وجود دارد ؟ این است که عرض میکنم ما که با رژیم شاه دشمن بودیم و معتقد هم بودیم در اکثریتیم ، با آمادگی تمام برای هدف مقدس خود تحت فرمان نایب امام زمان (عج) با دستان خالی بیرون آمدیم در حالی که میدانستیم کشته می شویم . کشته هم میدادیم ، ولی بمبارزه ادامه دادیم تا سر انجام شاه و رژیمش از میان رفت .اما اگر مخالفت ما بمعنای دشمنی نیست ،پس لازم است که دوستانه انتقاد کنیم و نظر های اصلاحی ودر عین حال همرا ه حمایت از نظام بدهیم که امری است مبارک و پسندیده و خرد پسند . در این صورت هر عاقلی همانگونه عمل می کند که جناب شما انجام میدهید ، بدون عصبانیت، با متانت و حفظ آرامش و حرمت دیگران با مخالفین بگفتگو می نشیند و از این که چرا دیگران تسلیم گفته های او نمی شوند و چرا نظر دیگری دارند نا راحت نمی شود و مخالفین نظرات خود را هم نه تنها مسخره نمی کند (چون دوستشان دارد و هدفی جز خدمت به آنان ندارد، لذا معنا ندارد که بگوید چون من دوستت دارم اینک مسخره ات میکنم و ارزشی برایت قادل نیستم ، مگر آن که من هر چه گفتم بگوئی چشم ، چون من بیشتر می فهمم و دوستت دارم و تو نمی فهمی !!! پس باید تحقیرت کنم و نا سزایت بگویم ) ، که خیلی هم محترمشان میشمارد .باز هم از بابت بزرگواریتان ممنونم و با کمال مسرت در خدمتتان هستم ، آرزو میکنم که همه بتوانیم اینگونه (مانند جنابعالی )با صداقت و انصاف و مهربانی با یکدیگر بگفتگو بپردازیم و همفکری و همکاری کنیم . ان شا ءالله پاینده و سر افراز باشید . با عرض ارادت و ادب ، محمد مهدی اسلامی .
مش قلم
با عرض سلام و ارادت
تعریف شما از صداقت کاملا درسته و منهم موافقم ولی بازهم معتقدم که اگر ترامپ دروغگو بود مسئولان ما دروغگوی اعظم هستند پس هر دو دشمن خدا هستند امیدوارم منظورم واضح شده باشه!! اما شما چطور وضع الان همسایه های ایران رو با زمان شاه مقایسه میکنید؟؟؟!!ا الان دورتادور ایران اوضاع پرتنشی وجود داره و کافیه مثل دوران شاه مردم در ایران بخوان به اون سبک اعتراض کنن، چی میشه؟؟؟!!!مطمئنا همسایه های ایران از وضعیت پیش آمده نهایت استفاده رو میکنن و باز هم ما هستیم که متضرر میشیم؛ خود شما اشاره کردین که رژیم شاه از قدرتهای بزرگ منطقه بود و اوضاع همسایه های ایران بسیار نابه سامان بود و اصلا حتی قادر به تخیل درباره دخالت در امور داخلی ایران رو نداشتن در ضمن گروههایی مثل داعش و القاعده و... هم نبودند که منتظر همچین فرصتی باشن و از طرفی پاسپورت ایرانی ها دارای ارزش و اعتبار بود و رفتن از ایران چه برای مخالف چه موافق کار سخت و دشواری و حتی هزینه بر نبود الان اوضاع به اون صورته؟؟؟!!!در ضمن الان اوضاع چه فرقی با رژیم شاه کرده؟؟ در یک مقیاس کوچک اعدام شهردار تهران به چه علت بود؟؟!!ا الان اون عوامل رفع شدند؟؟ مسلما رفع نشدند پس چرا شهردارها اعدام نمیشن؟؟!! اما فقط طرفدارن این نظام نبودند که برای ایران و ایرانی مبارزه کردند و جان دادند و جان میدهند اتفاقا این مردم از بس جان دادند دیگر جانی براشون نمونده که بخوان تقدیم این سرزمین کنن
شما چطور اوضاع جوانان افسرده رو نمیبینین !!؟؟چطور آرزوی ایرانی ها که شده خرید خونه در ترکیه اذییتتون نمیکنه !!؟؟ چطور رفتن فوج فوج ایرانی رو بصورت قاچاق به اروپا رو نمیبینین که حتی حاضرن جون بدن و تحقیر شن!!چطور گرونی و تورم و گورخوابی اذیتتون نمیکنه !!؟؟ این مردم رو راضی و دوستدار نظام میدونید که دارن از عشق زیاد ازش فرار میکنن!!!فرزندان خود این مسئولان کجا هستن؟؟؟!! نوه هاشون کجان؟؟!!برای درمان به کجا میرن؟؟؟!!!این آمال شما بود !!؟؟؟
محمد مهدی اسلامی
باز هم با سلام و احترام بر جناب مش قلم عزیزو خوبم که واقعاََ صبور و بسیار محترمید کوچکترین نا راحتی و پرخاش از خود نسبت به این بنده ی حقیر نشان نمیدهید و خیلی با متانت و مهربانی به بحث ادامه میدهید ، خودتان هم میدانیدکه کمتر کسانی پیدا می شوند در سن و سال جنابعالی که نسبتاََ کم است باشند و بجای طرح مطالب با آرامش و پرسش بتوانند به گفتگو ادامه دهند ، غالباََ کم ظرفیتی و عصبانیت اجازه شان نمیدهد که عاقلانه مطلب بنویسند و از دایره ی ادب خارج نشوند . واقعاََ آفرین برشما ، بسیار ممنونم از این رفتار کریمانه تان . خدا ی تعالی بر امثال جناب شما بیفزاید .خوب جناب مش قلم عزیزم فرمودید که اکنون با وضعیت موجوددر اطراف و همسایه گیمان مردم نمی توانند مانند آن زمان عمل کنند ، پس با این حساب به این عرض بنده که نا گزیر باید به تسلیم تن در دهند رسیده اید و اگر غیر از این است بفرمائید . یعنی چه باید بکنند ؟حالا در مورد این که وضعیت همسایگان و قدرت ایران در آن زمان و این زمان بعداََ ان شا ءالله صحبت خواهیم کرد که البته اکنون قدرت نظامی ما بمراتب بیشتر از آن دوره است اگر آن روز ایران قدرت پنجم جهان محسوب میشد ، امروز ابر قدرت در غرب آسیا است . که این را پس از پاسخ دادن حضرتعالی به این پرسش بنده که « پس حالا چه باید کرد ؟»چنانچه خواسته باشید در باره اش گفتگو می کنیم .سر بلندی و شاد کامی حضرتعالی را از خدای منّان خواهانم .
مش قلم
با سلام و ارادت
جناب اسلامی عزیز ، من هیچوقت و هیچ گاه با تسلیم موافق نبوده و نیستم وای به حال جامعه ای که به تسلیم در برابر ظلم و فساد تن بده باید عرض کنم که همچین جامعه ای عرصه ی مردگان و منفعلان است ولی هر زمانی مقتضیاتی داره که باید متناسب با آنها عمل کرد گاه باید با اعتراضات مدنی امید به اصلاح و یا تغییر داشت و گاه با حضور فیزیکی و ..... اما درباره قدرت ایران، قدرت فقط داشتن ارتش و موشک نیست گاه محبوبیت بزرگترین قدرت و منفور بودن بدترین دشمنه؛ کشور ما در بین همسایگان اصلا محبوب نیست و بعنوان مثال کار سختی نیست که همگی بر علیه ایران متحد شوندو در ضمن درباره توان نظامی هم مادامیکه عملی صورت نگرفته امکان راستی آزمایی نیست چون من معتقدم مسئولان ایرانی بسیار دروغگو و غیرشفاف و لاف زن هستند؛ ارادتمند شما
محمد مهدی اسلامی
و علیکم السلام و رحمة الله و برکاته جناب مش قلم خوب و عزیزم ،احسنت که می فرمائید با تسلیم در برابر ظلم موافق نبوده و نیستید ، این عین کلام مبارک رسول خدا (ص)است که میفرماید الظا لم و المظلوم کلاهما فی النار = ستمگر و ستمکش هر دو در آتش دوزخند. میدانیم که نا راضی با ستمدیده بیک معنا نیستند ، چون هر ستمدیده ای نا راضی خواهد بود و لی همه ی نا راضی ها ستمدیده نیستند ، ممکن است برخی از آنان ستمدیده باشند یا خود را ستمدیده بدانند .حالا از کجا ثابت شود که ستمدیدگان در اکثریتند ؟ چه اجازه نیافته باشند که بیایند و با تظاهرات یا رفراندوم خودی نشان دهند یا خود نخواسته باشند که بچنین کاری دست بیازند .اگر بفرمائید خوب اجازه بدهند تا مردم بیایند و خودی نشان بدهند ، بدیهی است که هیچ حکومتی از مردم نخواهد خواست که بیایند و علیه او تظاهرات کنند .و اما اکنون در زمان حاضر مقتضیاتی که باید متناسب با آن ها عمل کرد ،کدامند ؟ در مورد داشتن محبوبیت در بین مردم نیز فقط حضور فیزیکی است که آن را معلوم می کند ، که این هم به نظر ما همان تظاهرات هر ساله ی 22 بهمن و روز قدس و 12 فروردین مؤید و مثبت آن است . اما آن که مبهم است و عملاََ بمنصه ظهور در نیامده است همان عدم محبوبیت است . بلی اعتراض بجای خود که با اغتشاش فرق دارد . تغییر و اصلاح در بعضی از موارد که ضدیت با قانون نداشته باشد نیز درست است اما نه تغییر نظام . اکنون بفرمائید عملی که وجود توان نظامی کشور را نشان میدهد کدام است ؟ و کشور های همسایه اگر متحد شدنشان علیه ایران کار سختی نیست پس چه مانعی در کار بوده است که تا کنون این امر تحقق نیافته است ؟ بسیار از محبتی که می کنید ممنونم . با عرض ارادت و ادب ، محمد مهدی اسلامی .
مش قلم
با سلام و ارادت
جناب اسلامی عزیز اگر قراره حکومت کاری انجام بده که باید همه پرسی انجام بشه و اگر اینطور که شما میگین محبوبیتش با راهپیمایی های ۲۲ بهمن و... مشخصه پس چه باک!!؟؟؟ اینطور که شما میفرمایید نتیجه ی همه پرسی به نفع حکومت هم خواهد بود حالا فرض محال!!!میگیریم‌جواب همه پرسی برخلاف نظر شما بود اونوقت چی؟؟!!آیا شایسته است به زور ماند و حکومت کرد؟؟؟!! از کدوم حکومتها حرف میزنید در بسیاری از کشورها برای موارد ساده هم هم پرسی برگزار میشه چه برسه به مسائل مهم.در ضمن محبوبیت با حضور فیزیکی افراد در راهپیمایی های حکومتی مشخص نمیشه من برای شما مثالهای فراوانی زدم که نشون از نارضایتی و عدم علاقه ی مردم داره و از نظر من قابل انکارم نیست مردم عصبی و افسرده هستند بیکارن آرزوهاشون رو نابود شده میبینن اونوقت به چه دلیل باید احساس رضایت کنن؟؟؟؟!!!!!چطور الان اگر مردم به سبک انقلابیون ۵۷ به خیابون بیان اسمش اغتشاشه ولی اون موقع اعتراض و مبارزه حق علیه باطل؟؟؟!!!من فیلمهای مستند بسیاری از انقلاب ۵۷ دیدم که در غالب اونها مردم به بانکها و ... حمله میکنن زد و خورد انجام میشه و ماشین آتیش میزنن !!!اونا چی بودن!!!؟؟؟ [،،،] کافیه به اقتصاد ، محیط زیست، آب، هوا، اشتغال ، مسکن، تورم ، جوانان و ....ی نگاه سطحی بیندازیم . جناب اسلامی همسایه ها همین الان هم متحد هستند برعلیه ما، در همین دوره ی تحریم نه تنها کمکی نکردند اگر فرصتی پیش اومد زخمی هم زدند ، وقتی کشور ما از داخل داره نابود میشه چه نیازی میبینن که هزینه ی بیشتری به خودشون وارد کنن. من آنچه بنظرم باید میگفتم سعی کردم واضح بیان کنم .ارادتمند شما
ناشناس
با سلام و ارادت
جناب اسلامی عزیز من پاسخ دادم اما نمیدونم چرا منتشر نشده
محمد مهدی اسلامی
با سلام و احترام بر جناب مش قلم عزیز و خوبم که در کمال صداقت همیشگی خودتان مطالبتان رابیان می فرمائید ، بسیار سپاسگزار و ممنونتان هستم ، خدای تعالی بر توفیقاتتان بیفزاید . جناب مش قلم عزیزم ، نا رضایتی ها که مورد انکارکسی نیست ، بعنوان مثال بنده ی حقیر خودم در ماجرای مربوط به بنزین در آبان سال گذشته از همان جمعیت کثیر مردم نا راضی بودم، بدیهی است که موارد نا مطلوب را هیچ عاقلی نمی پسندد. سخن در این است که زمینه های فساد و موجبات پیدایش نا رضایتی ها را باید با همکاری و همبستگی و تعاون مردمی از بین برد ، نه خدای نا کرده با ضدیت و جنگیدن با نظام اسلامی . خدای تعالی می فرماید تعاونوا علی البر و التقوی ، بلی همکاری و همیاری ولی با رعایت تقوی یعنی قولاََ و فعلاََ در جهت اصلاح امور و از بین بردن عوامل نا رضایتی ها با بکار بستن اوامر خدای تعالی و پرهیز از تمامی نواهی و منکرات قدم بر داشتن . چه کسی از خدا ی مهربان بر بندگانش مهربان تر است؟اما همه پرسی در مواردی که در قانون اساسی پیش بینی نشده و در مصوبات قوه ی مقننه جای آنها خالی باشد ، و نمایندگان در فکرش نباشند ممکن است مورد بحث و گفتگو قرار بگیرد . اما در راهپیمائی هائی که بعرض مبارکتان رساندم اگر دقت بشود رضایت مردم از همان شعار هائی که میدهند کاملاََ مشخص است از آن جمله « ما همه سرباز توایم خامنه ای __گوش بفرمان توایم خامنه ای ، و خونی که در رگ ماست ، هدیه به رهبر ما است » که همه ی این ها حاکی از علاقه ی مردم به نظام جمهوری اسلامی است حتی شعار مردم عزیز و شریف و خون گرم خوزستان را که در سفر آقای روحانی به آنجا حتماََ بخاطر مبارکتان هست که فریاد می زدند «ما که هوا نداریم ، هنوز هواتو داریم » خوب مردم عاشق چشم و ابروی آقای روحانی که نبوده و نیستند این ها همه حاکی از عشق به نظام و اسلام و جمهوری اسلامی است . اما در انقلاب سال 57 ، بنده که خود .حضور داشتم ، تظاهرات با هدایت حضرات علماء و منسجم صورت می گرفت ، بلی در مواردی هم ساواک دست بکار میشد بخیال خام خود که مردم بپا خاسته را فریب داده و چنین تفهیم کند که یک عده فریب خوردگان به تحریک اجانب هستند که می خواهند بساط نظام شاهنشاهی را بر چینند ، آنقدر هم کوته فکر بودند که نمی فهمیدند مردم بپا خاسته راکه برای تحقق بخشیدن به اوامر
رهبر و مرجع بزرگ تقلیدشان آماده ی هر گونه فداکاری هستند
نمیتوان فریب داد . لذا مردم غیور و شجاع تبریز در یکی از راه پیمائیهای عظیم خود برای فهماندن این امر به عوامل رژیم فریاد می زدند « نوروزعلینن اروجعلی هاردا اولدیلر خارجه لی =نو روز علی و اروجعلی در کجا خارجی شدند؟ » اما در مورد همسایه ها منظورم اتحاد نظامی آنان بود . تحریمها هم که از سوی آمریکا صورت گرفته ، اکنون خودشان معترفند که فشار حد اکثریشان بر ایران در این مورد نیز با شکست مواجه شده است ( این هم جز در اثر مقاومت و ایستادگی مردم بزرگوار ایران نبود، که اگر نظام را دوست نمیداشتند این همه مردانگی و ایستادگی و از خود گذشتگی نشان نمی دادند ) . این را هم بد نیست اضافه کنم که در جریان حمله ی ایران به عین الاسد گرچه رسانه های دشمن خیلی تلاش کردند آن را کاری بی اهمیت نشان دهند چنان که گوئی موشک های ایران برای خرسند سازی آمریکا مقداری حلوای خوشمزه ی ایرانی را برای هدیه به نظامیان آمریکا حمل کرده بودند . اما نوکران و
و ابستگان آمریکا خود فهمیدند که داستان از چه قرار است بطوری که یکی از مقامات عربستان اظهار کرد ، آمریکا اصلاََ با ما در مورد ترور سر دار سلیمانی مشورت نکرده بود ، ما دراین جریان دخیل نبوده ایم . اخیراََ هم الویة الوعد الحق در عراق با شلیک بسوی آنان برای احوالپرسی دوستانه و عرض تبریک ضمنی به بایدن جان یک هوشدارکی به آنان داد که آن ماجرا فراموششان نشود . جناب مش قلم عزیز و مهربان خیلی وقت شریفتان را گرفتم ، با بزرگواری خودتان عفوم بفرمائید، باز هم از محبت هاو بزرگواریهای جنابعالی که با صفا و صمیمیت این بنده ی کمترین را قابل دانسته و به گفتگو می پردازید ، باکمال امتنان ، تشکر می کنم . ارادتمند و دوستدارتان ، محمد مهدی اسلامی .
مش قلم
با عرض سلام و ارادت
جناب اسلامی عزیز، اول اینکه صرف نامگذاری نظام به اسم اسلام به معنی اسلامی بودن آن نیست داعش هم داعیه اسلام دارد طالبان هم داعیه نظام اسلامی دارند خوب دلیلتون بر اسلامی یا اسلامی نبودن هریک از اینها چیه؟؟؟!!! اگر هدف شما در دوران انقلاب ۵۷ مبارزه با ظلم و فساد بود که الان اوضاع به مراتب بدتر از اون دورانه پس چرا الان مبارزه نمیکنید!!!؟؟ چرا اونموقع تلاش نکردین نارضایتی ها رو اصلاح کنید و انقلاب کردین؟؟!!اگر مشکل خاندان هزار فامیل پهلوی بود الان مگر فرقی کرده؟؟؟!!!درباره همسایه ها هم من گفتم به زبان و به عمل عدم علاقه به ایران رو نشون میدن و مطمئنا اگر روزی فرصتی برای تکه و پاره کردن ایران پیدا کنن دریغ نمیکنن اما آمریکا، اگر فشار حداکثری اثر نداشته پس اینهمه آرزوی رفتن ترامپ چیه؟؟!!اگر ترامپ ۴ ساله دیگه میموند بازم همین حرف رو میزدین تازه هنوز برخورد بایدن با ایران مشخص نشده هر چند که با وجود مسئولان ایرانی نیازی به دشمن خارجی نیست !!!در ضمن نابودی اینهمه زندگی و آرزو در ایران اگر اثر نیست پس چیه؟؟!!درباره عین الاسد قبلا کاملا توضیح دادم و درباره رفتار عربستان هم. همچین با مثال بیان کردم که مردم ناراضی هستن و از نظر من غیرقابل انکار هست شما چطور شعارها رو میشنوین اما فحشهای هر روزه ی مردم در مترو و اتوبوس و تاکسی و صفهای مختلف رو نمیبینید؟؟؟!!!
محمد مهدی اسلامی
با سلام و درود بر جناب مش قلم عزیزم ، تشکر می کنم که صمیمانه و با جدیت گفتگو را دنبال می فرمائید . خدا خیرتان بدهد . ما در رژیم گذشته مبارزه می کردیم برای سر نگونی نظام شرک ، یعنی حکومتی که در رأسش یک مفسد ضد دین فرمانروائی مطلق داشت نا بود کرده تا نظام اسلامی را با ولایت یک فقیه . در حکومت اسلامی به رهبر ی آن مستقر کنیم که اسلام شناس و مؤمن به آن ، عادل ،وشجاع ، مدیر و مدبر باشد که در آن زمان امام خمینی سلام الله تعالی علیه را پذیرفتیم و پس از ایشان نیز حضرت آیة الله خامنه ای دامت برکاته را علاوه بر آن که خود مان می شناختیم ، در عین حال بر اساس تبعیت از قانون اساسی با تعیین خبر گان رهبری با جان و دل برای این امر پذیرفتیم. پس شاخصه ی اصلی دال بر اسلامی بودن نظام ،تعیین فقیه ، عادل و شجاع برای رهبری نظام است و الا نظام ، نظام شرک خواهد بود و مسلمان حق ندارد زیر بار حکومت و فرمانروائی غیر از آن برود مگر آن که او زیر نظر چنان فقیهی باشد . رئیس قوه ی قضائیه را رهبر همین فقیه منصوب می کند ولی رئیس اجرائی امورات مملکتی را مردم با انتخاب خود روی کار می آورند که البته حکم اورا نیز همین رهبر تنفیذ میکند و برای قوه ی مقننه هم که نمایندگان مجلس با انتخاب مردم روی کار می آیند و رئیس آن را خود نمایندگان انتخاب می کنند . حالا سؤآل این است که آیا در چنین رژیمی دیگر گناه و خلافی صورت نمی گیرد ؟ جواب بستگی دارد به این که مردم تا چه اندازه مراقبت کنند . مواظب باشند وگر نه در حکومت خود رسول الله (ٌص) نیز دیگران گناه می کردند و خلافکاری صورت می گرفت .اگر بنا بود که با روی کار آمدن نظام اسلامی همه فرشته بشوند که دیگر لازم نبود قرآن کریم قوانین کیفری داشته باشد . این که می فرماید دزد مجازاتش چنان است و زنا کار مجازاتش چنین است ، وخلاصه حدود و تعزیرات که قر آن می فرماید ، معنایش این است که تا بر پاشدن قیامت انسانها گناه خواهند کرد . لذا این که عرض کردم باید همه باهم دست در دست یکدیگر داده وبا همکاری به نیکو کاری و تقوی عمل کنیم یعنی همین که جلوی مفاسد و گناهان را بگیریم و هر چه بیشتر در گسترش عدالت و تحکیم و استقرار قوانین بردی و اجتماعی ، مدنی و جزائی اسلام بکوشیم و قبل از همه نیز به تعلیم و تربیت درست ،همت بگماریم وگرنه با پرخاش بیکدیگر و توهین و تحقیر این و آن و ایجاد بلوا و آشوب به آنچه که مطلوب انسانهای در ستکار است هر گز نخواهیم رسید و جز عذاب ورنج در دنیا و آخرت چیزی نصیبمان نمی شود . این است که قر آن کریم می فرماید « اِنَّ ا لاِنسانَ لَفِي خُِِسر اِلّاّالَّذِيیَ آمََنُوا و عَُِمِلوا الصّالِِحاِ ت و ّ تَواصّوا بِالحَقِّ وَ تَواصَوا بِالصَّبرِ=قطعاََ انسان در خسران است ، مگر کسانی که ایمان بیاورند و کارهای شایسته انجام دهند و یکدیگر را به حق ،و استقامت و پایداری در این امور سفارش کنند . ما چون از قرآن دوریم و گمان غلط داریم که نعوذ بالله از خدا بهتر و بیشر می دانیم راه های غلط را دنبال می کنیم این است که نتیجه ای هم نمی گیریم . خسران یعنی از دست دادن سرمایه و سود ، قرآن نفرموده است ان الانسان لفي ضرر ، فرموده است لفی خسر در خسران است یعنی علاوه برسود سرمایه را نیز از دست میدهد . بهترین و برزگترین سرمایه های انسانی عمر و عقل او است که وقتی راه خدا را رها کرد یعنی عقلش را و عمرش ضایع کرد ه است ، لذا این راه درست را تا دنبال نکنیم نه تنها در مترو واتوبوس ومینی بوس که در همه جا و در همه عمر زجر خواهیم کشید و سر انجام نیز ندانسته قر آن و نا خوانده دین _ رویم از جهان با دلی پر زکین _ که چنین دلی هم جایگاهش در آتش دوزخ است . خسر الدنیا و الآخره . باز از هم شکیبائی و حسن نیت و بزرگواری جناب شما مش قلم خوبم سپاسگزارم . ان شاءالله موفق و مؤید و سر بلند باشید . برای بنده ی حقیر هم دعاء بفرمائید . با عرض ادب و ارادت ، محمد مهدی اسلامی .
محمد مهدی اسلامی
لطفاََ« قوانین فردی » را که سهواََ « قوانین بردی » نوشته ام اصلاح بفرمائید . متشکرم .
ناشناس
ادامه متن، در ضمن وضعیت کشور در همه زمینه ها گویای لیاقت و ذکاوت و مدیر و مدبر بودن مسئولا هست !! پس بحث من در این مورد در واقع توضیح واضحات است ؛ اینطور که من متوجه شدم من و شما روی دوخط موازی هستیم که بهم نمیرسیم اما از آنجا که در هر بحثی مطلبی برای آموختن هست من هم با علاقه در این بحث شرکت کردم و از شما آموختم ، سپاسگزارم.ارادتمند شما
مش قلم
یک نکته رو فراموش کردم عرض کنم و آن اینکه چطور نظام پادشاهی شاه عباس اول نظام شرک نبوده؟؟!!چطور علمای دین شیعه آن موقع نسبت ایشون ارادت داشتند و سایر سلسه ها نیز به همین ترتیب؛ چرا آیت اله بروجردی و و سایر علمای هم عصر ایشون معتقد براین امر نبودند !!؟؟؟ چرا در نامه ای که آقای خمینی به شاه نوشتند ایشان را اعلیحضرت همایونی خطاب کرده و برای ایشان دعا میکنن!!!؟؟؟ از ی سالی به بعد یهو نظام تبدیل به نظام شرک شد؟؟!!قبلش خبری نبود!!؟؟
محمد مهدی اسلامی
با سلامی دیگر بر جناب مش قلم عزیز و خوبم از حضور مبارکتان اجازه میخواهم این نکته را نیز عرض کنم که معمولاََ انسان تعداد ی از افراد را در برخی محافل که می بیند سخنانی را مطرح می کنند تصور میکند که این سخنان حرف تمام مردم کشور است ، و همین سبب اشتباه در نتیجه گیری می شود . قبلاََ اشاره کردم که اگر ما دقیق بشویم در مراسم اجتماعات مردمی در تظاهرات گسترده ی ایام الله ها متوجه این معنا می شویم . اما حکومت های همسایه ها بلی اگر جر أت می کردند تا حالا شاید صبدباره برای نابودی ما اقدام کرده بودند ، فقط همین یک قلم جر أت را نداشته اند و نیز نخواهند داشت زیرا که آنان از داخله ی خود نیز در وحشتند . چون همین اعتقاد به شهادت در راه خدا در میان مسلمانا ن مؤمن تمامی کشور های اسلامی امری مسلم است و یکی مرد جنگی به از صد هزار را نیز میدانند ، لذا دنیا طلبان که فقط بفکر خوشگذرانی های دنیوی خود هستند هرگز راضی به مردن خود نخواهند شد . میخواهند زنده بمانند و بقول خودشان از این دو روزه ی عمر دنیوی خود لذت ببرند ، چنین کسانی کجا می توانند حرکتی کنند ، زیرا باور به آخرت و ابدیت ندارند ، مردن را پایان همه چیز و همه چیز را نیز در محدوده ی کوچک همین عالم طبیعت میدانند و بس ، تصور شان بر این است حالا که بنا است بمیریم ، همین وضعیت کنونی هم گرچه آزار دهنده است اما بهتر از مردن و تلف شدن است . آیا چنین کسانی میتوانند بجنبند؟ این است که آن مقام عربستانی میگوید ما اصلاََ در جریان قتل سردار سلیمانی نبودیم ، آمریکا با مشورت نکرده بود . این یعنی آن روز او می خواست به ایران و الحشد الشعبی و الویة الوعد الحق و نیروی مقاومت بگوید که مبادابفکر احوالپرسی از ما هم باشید ، ما مقصر نیستیم . بنده ،همان موقع در جائی به عربی نوشتم نیازی به قسم خوردنتان نیست باور برای هر عاقلی باور کردنی است ، چون آمریکا ی مستکبر نوکرانش را بحساب نمی آورد تا آنانرا طرف مشورت قرار دهد . با عرض ادب و ارادت ، محمد مهدی اسلامی .
مش قلم
جناب اسلامی عزیز ، متن من کامل منتشر نشده اما در مورد جمعی که در آن هستیم همین مورد در مورد شمای بزرگوار هم میتونه صادق باشه هر چند که من در نزدیکانم افرادی همرای و نظر شما وجود دارند و همیشه باب بحث بازه؛ در باب راهپیمایی هم قبلا نظرم رو دادم هر وقت به مخالفان اجازه تجمع صلح آمیز دادن اونوقت نظریه شما قابل بحث و گفتگوست هر چند که راهپیماییهای چند شهر و شهرستان و تهران رو از نزدیک طی سالها نظاره گر بودم و باید بگم در مقیاس جمعیت اون شهرها اصلا رقمی نبودند!! اما درباره نظر افراد درباره مردن؛ شما ظاهرا داعش و طالبان رو فراموش کردین یا انتحاری های عربستان را . همچین اینکه غالب همسایگان ما مسلمان هستند و اعتقاد به معاد و شهادت و جهاد دارند پس ترجیح من اینه که آنها رو مثل شما قضاوت نکنم که بر آنها برتری در خودم نمیبینم در ضمن اگر ترسی هست نه از حکومت که از ملت ایران است که حکومت در بذل و بخشش خاک و آب ایران روی قاجار رو سفید کردن اونم بی اذن ملت.
اما کار عربستان نمایانگر آینده نگری و هوشیاری بوده حتی اگر از روی ترس باشه بنظر شما با کشوری که به سفارتخانه ها حمله میکنن و هنوز در ابتدایی ترین مسائل دیپلماتیک دچار مشکل هستند چطور باید برخورد کرد؟؟!!! من تقریبا به تمامی سوالات شما پاسخ دادم و فکر میکنم این بحث تموم شده است. ارادتمند شما
مش قلم
پارسینه عزیز ابتدای متن من منتشر نشده بخاطر همین مطلب کامل نیست
مخاطب گرامی، متاسفانه و بر خلاف میل خود ناچاریم که گاهی به حذف نظراتی تن بدهیم که از نظر ما مشکلی ندارند، اما به دلیل وجود تنگ نظری های دیگرانی می توانند موجب بروز مشکلاتی شوند که تجربه آن موجود است.
امیدواریم این مسئله را درک کنید و زمانی فرابرسد که نیازی به اعمال چنین محدودیت هایی نباشد.
با احترام
پارسینه
محمد مهدی اسلامی
با سلام و عرض ارادت بر جناب مش قلم عزیزو محبوبم ، آخر لطف خودتان است که بند ه را بیشتر و بیشتر به گفتگو با جنابعالی مشتاق تر میکند ، متانت ، حوصله ، ادب ،فروتنی و انسانیتتان ،فکر میکنم هر کس دیگری را هم که بجای بنده باشد جلب میکند . جناب شما با نهایت فرو تنی و ادب می فرمائید که از بنده ی ناچیز ، آموختید ، آیا هیچ میدانید که بنده نیز باید صمیمانه و با افتخار بخدمت با سعادتتان عرض کنم که ادب و عقل و حوصله داشتن و صبور بو دن را از جناب شما باید بیاموزم ؟ اگر خواسته باشید از زحمت های بنده رهائی بیابید لازم است که طردم بفرمائید ، آنهم که معلوم است تربیت فاخر و خوب خانوادگیتان مانع کار است . خودتان این صفات کریمانه را میدانید که دارا هستید ، نیازی بگفتن بنده نیست ، اما بنده فقط برای آن که من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق =کسی که از خلق خدا سپاسگزار نباشد از خدا سپاسگزار نبوده است ، باید بگویم تا مبادا خدای ناکرده فراموش کنم . اکنون اجازه میخواهم برای عرضه ی پاسخ از کادر دیگری تحت عنوان ادامه ی عرایضم ، استفاده کنم . قربان شما محمد مهدی اسلامی .
محمد مهدی اسلامی
در ادامه ی عرایضم ( بقیه ی عرایضم در پاسخ). با سلام و احترام بر جناب مش قلم عوب و عزیزم :در مورد شاهان گذشته حتماََ بخاطر مبارکتان هست که قبلاََعرض کردم ، حاکم اسلام یا باید خود فقیه عادل و شجاع و مدیر و مدبر باشد ، یا اگر فقیه نیست ، تحت نظارت جنین فقیهی فرمانروائی کند . لذا شاهان پیشین در برابر علماء اسلام خاضع بودند ، جر أت تخظی از خواست آن بزرگو ران را نداشتند .فقهاء هم که هدفی جز پیاده شدن دین خدا نداشتند ،با فرمانروائی آنان مشکلی نداشتند . بهمین دلیل امام خمینی (س) هم همانگونه عمل میکرد و اگر شاه دور از فرهنگ دینی و اسلامی و فاقد شعور لازم و کافی ، به سفارش ها و اومر امام خمینی (ُس) عمل ، و مرتکب خلاف اوامر خدای تعالی نمیشد و گردن کلفتی نمی کرد ، می ماند و مانند گذشتگان بکارش ادامه میداد ، لذا همانطوری که جنابعالی هم فرموده اید حتی امام حاضر نی شد که به او بی حرمتی هو بشود او را بعنوان اعلیحضرت مورد خطاب قرار داد ولی او بد بخت آنقدر مغرور و احمق بود مان کرد که لابد امام از روی ضعف با او سخن میگوید ، نفهمید که امام ادب اسلامی خود را بکار می بندد . گوش نکرد و شروع کرد به جفتک اندازی ، پشتش نیز به آمریکا قرص بود مان می کرد امام هم مانند او برای آمریکا به سروری عالم معتقد است . البته زمانی پی به جهالت خود برد که دیگر دیر شده بود . بلی امام خمینی (س) درست همانندبزرگان الهی با رعایت ادب و قول لین نسبت به فرعون زمان اتما م حجت کرد ولی او نیز مانند فرعون زمان حضرت موسی نفهمید و تکبر کرد ، در نتیجه مانند فرعون بامشکل سر نگونی مواجه شد . اما جناب مش قلم عزیز و بزرگوارم چه کسی گفته است که در بین فقهاء بزرگوار پیشین چنین مسائلی مطرح نبوده است؟! برای رفع ابهام در این مورد کافی است به کتاب «عوائد الایام فی بیان قواعدالاحکام از مرحوم مولی احمد نراقی » و کتاب تقریرات القضاءاز مرحوم آیة الله شیخ انصاری » رجوع شود ،لذا عده ای بگمان این که بتوانند کسانی را بحساب این که حوصله ندارند تحقیق کنند ، فریب داده باشند در گوشه و کنار برخی سخنان را مطرح می کنند . از این جهت نیز لازم است بنده از جنابعالی تشکر کنم که با طرح این سؤآل خوبتان نشان داده اید که مشتاقید عمیقاََ در مورد مطلب اطلاع حاصل بفرمائید ، پس با این حساب جناب عالی نه تنها راهتان از راه بنده جدا نیست که درست همان راستا حرکت می فرمائید که بسیار پسندیده و نیکو است . اما تعبیرتان از دو خط موازی هم قشنگ است چون هر دو مستقیم و هم راستا هستند چه اشتراکی بهتر از این که هر دو همسو و در جستجوی حقیقتیم ؟ ضمناََ اگر احتمالاََ زبان عربی نخوانده باشید میتوانید کتاب نفیس «ولایت فقیه »که بقلم توانای حضرت آیة الله جوادی آملی دامت برکاته را مطالعه بفرمائید ، همچنین کتاب ولایت فقیه آیة الله منتظری را که بفارسی ترجمه شده است ملاحظه بفرمائید . البته بنده در اینجا به اشتباهی که ایشان در عمل مرتکب شد و به آنچه که علماََ اعتقاد داشت در عمل رفوزه شد کاری ندارم ولی سخنانش در استدلال علمی و تحقیقی در این مسأله ارزشمند و خواندنی است . خدا ی تعالی بر توفیقاتتان بیفزاید ، سربلند و شاد کام باشید .با عرض ادب ارادتمند تان ، محمد مهدی اسلامی .
بزر گوار پیشین نیز هر گز اجازه ی گردن کلفتی به شاهان نمیدادند . کاقی است در این مورد به آثار نورانی آنان بزرگواران رجوع شود تا مطلب بوضوح روشن شود .
مش قلم
عرض سلام و ارادت
جناب اسلامی عزیز ؛ بعنوان مثال خدمت شما عرض میکنم که شاه عباس برای ایران خدمات بسیاری انجام داده ولی ایشان در مواردی بسیاری ظالم بوده و قساوتی مثال زدنی داشته که مطمئنا رد حکم خدا و پیامبران خداوند هست و همچین سایر پادشاهان تا سلسله پهلوی و حتی دوره ی رضاخان، ما در دوره ی رضاخان بی حجابی اجباری داشتیم و همونطور که میدونید ایشون تا ۱۳۲۰ بر ایران حکومت کردند در صورتیکه آیت اله بروجردی ۱۳۴۰ از دنیا رفتند پس ۲۰ سال بعدی را در دوره ی محمدرضا شاه بودند که مانند پدرشون مخالف دین نبودند چطور در طی این ۲۰ سال و سالهای قبل از آن ایشان کاری نکردند؟؟!!البته ایشان رو بعنوان نمونه عرض کردم .اما درباره ادب، اول اینکه من مسئول دفاع از شاه نیستم و اصلا با نظام سلطتنی و دیکتاتوری موافق نیستم اما تاکنون در هیچ جا نخوندم که شاه اهانتی به آقای [آیت الله] خمینی کرده باشند هر چند که با هم دشمن بودند. اما درباره جناب منتظری که من برای ایشون بسیار احترام قائلم باید بگم [،،،] البته این برداشت من از صحبت ها و مصاحبه های ایشونه. ارادتمند شما
محمد مهدی اسلامی
با سلامی دیگر بر جناب مش قلم عزیز و با صفایم ، خیلی پوزش از محضرتان مبارکتان پوزش می خواهم که در اینجا هم تعدادی غلط البته نه عمداََ که سهواََ در نوشته ام مرتکب شده ام ، لذا محبتاََ آنها را اصلاح بفرمائید بسیار ممنونم : 1__خوب » را «عوب »، 2__ «تخطی» را «تخظی» ،3__«اوامر » را «اومر» 4__«عمل می کرد » را عمل ،5__« در همان راستا » را همان راستا ، 6__« بقلم توانای حضرت آیةالله جوادی آملی ، برشته تحریر در آمده است » را که قسمتی از آن اهتاده است .7__«پس فقهاء بزرگوار پیشین نیز هر گز اجازه ی گردن کلفتی به شاهان نمیدادند » که در اینجا نیز افتادگی روی داده است . بقول آن عزیزی که می فرمود بنده به یک هیأت تحریریه نیاز مندم ، یادشان بخیر سخنی درست بود . با عرض ادب و ارادت ، محمد مهدی اسلامی .
محمد مهدی اسلامی
با سلام و احترام بر جناب مش قلم عزیزم ، بنده ی حقیر در نوشته های کاربران محترم تا جائی که بتوانم دقت می کنم ، حضرتعالی راکه خیلی دوست دارم بخاطر همین نوشته هاتان بوده است که هر چه بیشتر نوشتید بیشتر برایم محبوب تر شدید ، البته بدیهی است که قطعاََ جنابعالی در صدد نبوده اید خودتان را برای بنده خوب جلوه بدهید زیرا نیازی به بنده داشته اید ، زیرا برای همه با متانت و عاقلانه می نویسید ، پس این تربیت خوبتان را نشان میدهد ، بدون این که خودتان اراده کرده باشید که خود نمائی کنید ، ان شا ء الله خداوند بر توفیقاتتان بیفزاید ،برای بنده نه اکنون از خیلی وقت پیش نیک نفسی جنابعالی روشن شده است ، معلوم است که با این روحیه خوب نمیتوانید از ظلم و ظالم حمایت و طرفداری کنید ، متانتتان هم حاکی از آن است که عجول نیستید و زود بقضاوت نمی پردازید ، اینهاست که موجبا ت خرسندی و علاقه ی ابنده به جنابعالی شده است . اما پادشاهان ،قر آن کریم می فرماید « ان الملوک اذا دخلوا قریة افسدوا ها و جعلوا اعزة اهلها اذلة و کذلک یفعلون = پادشاهان در هر سر زمینی که وارد شوند آنجا را بفساد و عزیزان آنها را به ذلت می کشانند و اینچنین عمل می کنند . اکنون که باز هم پرسش خیلی خوبی را مطرح فرموده اید لازم است خدمت با سعادتتان عرض کنم که روش و منش هر عاقلی این است که بقدر درک و فهم و عقل انسانها با آنان سخن می گوید ،چون اگر در حدی بالاتر از فهمشان بگوید بی فائده بوده و اثری بر آن مترتب نخواهد شد ، امام علی علیه الصلوة و السلام می فرماید کلم الناس علی قدر عقولهم . علماء عالیقدر اسلام نیز همواره در عمل باین دستور مقید بوده اند ، لذا در آن زمان ،کشش مردم همان اندازه بوده ،وشاه عباس هم فهمی بیشتر از آن نداشته ، اسلامشناس و حکیم و فهیم که نبوده ، و اما مردم او را دوست میداشتند ، زیرا میدیدند که اولا خدمت میکند ، ثانیاََاز خود به اسلام و علماء هم علاقه نشان میدهد و خودش را نیز عباس کلب آستان علی بن ابیطالب (ع) می نامد ، خوب در چنین وضعیتی علماء نا چار توقعی بیشتر از او نمیتوانسته اند که داشته باشند و اگر به مردم می گفتند کشش نداشتند ، لذا اکثریت مردم که قدرت تشخیص و درک معانی بلند را نداشته اند ، همان مقداری که میشده علماء میگفتند و عمل می کردند که اگر بیشتر از آن را میگفتند و میخواستند نتیجه معکوس میشده و ازهمان مقدار هم محروم می شده اند . بمرور زمان که سطح درک و آگاهی مردم زیادتر میشده علماء نیز متناسب با آن عمل می کرده اند . اما در مورد رضا شاه دستگاه برای آن که اورا در نظر مردم خیلی محبوب جلوه بدهد از مرحوم آقای بروجردی رضوان الله تعالی میخواهند که بر جنازه ی او نماز میت بخواند تا در میان مردم جا بیندازند که او مورد احترام و قبول آقای بروجردی رهبر شیعیان جهان است ، آن مرحوم میفرماید رضا شاه تا توانست با اسلام ستیز ه کرد ، حالا بنده بیایم بر جنازه ی او نماز میت بخوانم؟ ! لذا نمی پذیرد ، دستگاه نا چار از یک طلبه می خواهد که این کار را انجام بدهد، آن طلبه ی آن روز در این اواخر در جلسه ی درس یکی از اعاظم از علماء تهران در درس خارج فقه حضور می یافت که این بنده ی حقیر نیز شرکت می کردم ، (ضمناََ برای او ایرادی نداشت که آن نماز را خوانده بود). و در مورد محمد رضا شاه نیز پس از مدتی سطنت، مرحوم آقای بروجردی میفرماید توله سگ ، سگ میشود . منتها آن بزرگوار می فرموده اند ما قبل از اقدام به بیرون کردن شاه نیازمند تربیت نیرو هستیم که این نیاز را بزرگوار انی از حضرات علماء چون امام خمینی (س)، مرحوم آقای گلپایگانی ، علامه طباطبائی رضوان الله تعالی علیهما و برخی دیگر عهده دار شدند ، و بزرگانی مانند شهید مطهری ،شهید بشتی ، شهید مفتح ، همین حضرت آیة الله خامنه ای دامت برکاته و دیگران را پرورش دادند . اما آقای منتظری هم زحمات زیاد و شکنجه های طاقت فرسائی را قبل از انقلاب تحمل کرد ولی متأسفانه برخی از اطرافیانش کارهائی را انجام دادند که میخواستند از قبل اوبا سوء استفاده هائی که می کردند کارهائی را انجام بدهند که خود او را نیز از مرحله بیرون راندند . خدا ان شاءالله بر سلامتی و عزت جناب عالی بیفزاید . باز هم اگر فرمایشی داشته باشید مفتخرانه ان شا ءالله در خدمتتان خواهم بود . با عرض ادب و ارادت ، محمد مهدی اسلامی .
مش قلم
با سلام، جناب اسلامی من پاسخ دادم ولی منتشر نشده
محمد مهدی اسلامی
با سلام و احترام بر جناب مش قلم عزیز و مهربان باز هم در این نوشته سهواََ چند غلط نوشته ام لطفاََ اصلاح بفرمائید ، گرچه در نوشته ی قبلی خواسته بودم غلط ها را اصلاح کنم در همانجا هم چند غلط دیگر را نوشته بودم . متشکرم : 1__نیازی به بنده« نداشته اید »را متأسفانه ،«داشته اید» .2___علاقه ی «بنده»را «ابنده » . 3___«شهید بهشتی » را «شهید بشتی »نوشته ام . ضمناََ این را نیز خدمت با سعادتتان عرض می کنم که در تمام صفحاتی که بنده دیده ام ، کسی را ندیده ام که مانند جنابعالی با متانت و ادب مطلب نوشته باشد ، خصوصاََ هنگامی وارد بحث با کسی ماننداین بنده ی نا چیز می شوید . از جلف گوئی و مسخره بازی و هرزه درائی در نوشتارتان نیست ، این است که گاهی تردید می کنم که شاید جنابعالی دوره ای را در مدارس علمیه ی دینی در س خوانده اید ،چون اینگونه خردمندانه ، بحث کردن روش حضرات حوزویان است . حالا لطفاََ خوتان نیز بعد از این نگاهی به نوشته های برخی از عزیزاندر فضای مجازی بیندازید ، عرایضم را تصدیق خواهید کرد.مثلاََ یکی به دیگری میگوید ممیشی ببند در قمیشی را . دیگری میگوید شنبه لی غوره ، شمسی کوره بس کن دیگر ، و دیگری مینویسد خررررروس ، بچه ررررروس ، برو پوووووتینو ببووووس ،ونظایر اینها . راستی از این قبیل نوشته ها جز آن که عمر خودشان و خوانندگان را ضایع کنند ، چیزی عاید کسی می شود؟ !این است که دوستتان دارم ومی میگویم صد آفرین به جنابعالی ، ادعای پوچ که نکرده اید و سخنان بیهوده که برخی از آنها واقعاََ دور از شأن انسانی است ، چرا باید در میان انسانها حتی اگر خدای نا کرده دشمنان خونی یکدیگر هم باشند ، مطرح شود؟! امید وارم که این روش پسندیده ی حضرتعالی فرا گیرو رایج بشود. التماس دعا دارم ، ارادتمندتان ، محمد مهدی اسلامی .
مش قلم
با عرض سلام و ارادت
حناب اسلامی عزیز ، اگر به خدمت به کشور باشه که رضاخان و محمدرضاشاه هم به کشور خدمات غیرقابل انکاری کردن اگر آسیب به کشور باشه هر دو سلسله صفوی و پهلوی آسیب های فراوانی به این سرزمین زدند به احترام به علما باشه دست کم محمدرضا شاه بی احترامی به علما نکردند به سطح فهم مردم باشه اول اینکه چطور ثابت میکنید فهم مردم عصر صفوی از مردم عصر پهلوی کمتر بوده؟؟!! محکتون چیه؟؟!!آنچه از مستندات انقلاب به جا مونده درصد زیادی از مردم هنگام رای دادن حتی یک بار متن قانون اساسی رو مطالعه نکرده بودند و حتی اسلام رو به سبک و سیاق کنونی نمیشناختند اینهم از عکسها و فیلمها و ... کاملا مشهوده!!! به قیام بر علیه شرک باشه که قرآن میفرماید حتی اگر یک نفر هم بودین قیام کنید
در ضمن بسیاری از دوستداران آقای خمینی آفای بروجردی رو بعنوان آخوند درباری و سازشکار میشناختند نطق تندو توهین آمیزی هم آقای نواب درباره ی ایشون دارند که نشانی از هم گروه بودن آنها ندارند در ضمن من بارها به این مطلب اشاره کردم که انقلاب صرفا به دست شاگردان آقای خمینی انجام نشده حتی اولین رئیس جمهور ایران یعنی انتخاب مردم آقای بنی صدر بودن که از جبهه ی ملی بودن و میدانیم بنیانگذار جبهه ی ملی آقای مصدق بودند که باز هم آقای خمینی علاقه ای به ایشون نداشتند اینها همه نشان دهنده اینه که این انفلاب در ابتدا مذهبی و ایدئولوژیک نبوده بعدها این اتفاق افتاده. ارادتمند شما
محمد مهدی اسلامی
با سلامی گرم و احترامی شایسته بر جناب مش قلم عزیز و خوبم که با جدیت و شور ی بسیار حقیقتجویانه در صدد تبیین درست مسائل هستید . اجازه میخواهم در ابتداء خدمت با سعادتتان عرض کنم که اصلاََ نهضت ملی گرائی هم در اصل بر پایه ی اسلامیت و حمایت و رهبری حضرت آیة الله کاشانی بود ضورت و پا گرفت وگرنه مردم مسلمان همیشه در کشور ما نسبت به زمامدرانی که روی خوشی با علماء و روحانیت نداشته اند بدیده ی ظلمه می نگریسته اند ، حتی در پشت سر محضر داران (صاحبان دفتر خانه ها ) که بعضاََ روحانی هم بودند نماز نمیخواندند . اما در مورد افکار مردم ، هرچه زمان جلوتر آمده است مرتباََ در شعب گوناگون علمی پیشرفت های زیادی حاصل شده است ، در علو م اسلامی نیز مطلب همینگونه بوده است ، خصوصاََ قرآن کریم که اقیانوسی است بی کرانه ، کافی است که در فلسفه و فقه و تفسیر قرآن کریم دقت کنیم با آنکه علوم دینیه در دوران گذشته نیز از برکت تعالیم حضرات معصومین بسیار غنی بوده است اما در عین حال با توجه به کتبی که اکنون در این زمینه ها داریم خوب که بنگریم می بینیم که این کجا و آن کجا . مثلاََ اگر ما در علم اصول فقه کتاب معالم الاصول را در نظر بگیریم که کتاب بسیار نفیس و گران سنگی است بنگریم و آن را با کتااب اصول فقه مظفر و کتاب کفایة الاصول مرحو م آخوندمقایسه کنیم قطعاََ خواهیم گفت ها کجا و آن کجا در گذشته همان کتاب معالم الاصول را در هشت سال میخواندند و قدر ت استنباط فقهی بدست می آوردند ، البته الآن خوشبختانه ترجمه ی همی ی آنها بفارسی نیز موجود است . قدرت تفکر و اطلاعات دینی مردم ،سرچشمه اش مگر غیر از تعالیمی بوده است که از علماء می گرفته اند؟ پس هر چه عالم قوی تر ، تعالیمش نیز قوی تر و قدرت در ک و فهم و فکر متعلمین نیز قوی تر و به تبع آن اثراتش نیز در بین مردم بیشتر خواهدبود . در عوم دیگر نیز مثلاََ در علم فیزیک که بنده ی حقیر چون رشته ی تحصیلیم در دانشگاه بوده است از آن مثال می زنم آیا فیزیک کلاسیک نیوتنی قابل قیاس با کوآنتم فیزیک است که امروزه در دانشگاه ها ی دنیا تدریس می شود ؟
آیا در گذشته فیزیک هسته ایوجود داشت ؟ ضمناََ حتی کسانی که فیزیک نخوانده اند امروز دیدگاهشان در مورد فیریک و پیشرفت های آن را با آنچه در گذشته از اثرات علم فیزیک در جوامع بشری بود یکسان و قابل قیاس است ؟ پس اثرات علوم دربین مردم ولو متخصص در آن ها نیز نباشند ، غیر قابل انکار است . اثرات علوم دینیه نیز چنین است . پس در گذشته محیط بسته تر بوده و سطح افکار عمومی مردم در مورد دین نیز محدود تر بوده لذا بیان خیلی چیز ها در بین مردم بعلت نبودن زمینه غیر ممکن بوده است البته نه این که ذاتاََ فیر ممکن بوده باشد بلکه بالعرض غیر ممکن بوده است در نتیجه و بتبع آن.دیدگاهها ی عمومی محدود تر وکمتر بوده است. اکنون می پردازیم به خدمت ، فرض بفرمائید مردی کالائی را خریده است و نا چار است مسافتی را برای حمل آن تا منزل پیاده در دوش خود حملش کند ، حال در این اثناء جوانی که نظر سوئی به دختر او دارد ، او را می بیند و برای آن که راه سوءاستفاده برای خود باز کند می آید و آن کالا را بعنوان کمک و خدمت با او از دستش می گیرد و تا منزل او می آورد ، این عمل در ظاهر خدمت است ولی در اصل برای تسهیل کار خود جهت نیل به آن هدف شوم خود است . خدمتی که برای فریب مردم و بمنظور هدم دیانت و معنویت و منعطف ساختن توجهات مرد م به شکم و زیر شکم و بقول امروزی ها به تنگی و گشادی سفره و تحت عنوان آزادی ، ایجاد مرکز فحشاء و فسق و فجور بوده باشد ، در اصل خیانت ولی در ظاهر خدمت اما فریبنده کوته فکران و سطحی نگران خواهد بود که همه ی اینها جنگیدن با دین خدا یعنی کمالگرائی را در انسانها در نطفه خفه کردن است . تازه در همین عصر خودمان با آن که این همه دانشمندان فداکار و از جان گذاشته داشته ایم و داریم برخی هنوز دم از خدمات حسن تقی زاده و فروغی و امثال این خود باختگان یکدل نه صد دل به غرب می زنند ؛ آنکاه چطور می توانیم انتظار داشته باشیم که در دوران صفویه جهار صد سال پیش درک و فهم اینگونه مسائل برای عموم میسر می شده ؟ علاوه بر این که شیطان صفتان نیز هر گز بیکار ننشسته بوده اند که با تخلیط حق و باطل بنا بفرمایش امام قادق علیه آلاف التحیة والثناء انحرافات و اباطیل را رواج دهند که این امر نیز دائمی است . و اما هیچ انقلابی در کشور ما بدون تصویب علماء اسلام صورت نگرفته و بعد از این نیز نخواهد گرفت
زیراکه دین امری فطری است و خردمندان نیز هر گز بدون مراجعه به آراء علماء عملی انجام نخواهند داد . بنی صدر هم که با رأی یازده میلیون رأی مردم شریف ایران که گمان می کردنداو پیرو اما خمینی است اولین رئیس جمهور ایران شد ، چون سخت غربزده بود پس از مدَتی بدست توانای همین مردم که پی افکارش بردند جنان طرد شد که از ترسش نا گزیر در لباس زنانه و بزک و دوزک آرایشی آنان فرار را بر قرار ترجیح دهد در صورتی که اما به او فرمود حالا بنشین کاره و تحقیقات علمی بکن اما او از ترس مردم دید که مرحمتش ممیش و اندکی مبدل به قمیش شده و با دکنکش تر کیده و سخت ممه شده است جرأت نکرد بماند در حالی که میدانست امام حرفش حرف است . اما امام خمینی آنقدر وارسته و خود ساخته بود که همه چیز خوب را برای خدا میخواست نه برای نفس . در این انقلاب نیز مردم به دعوت امام و پشتیبانی علماء بزرگوار بمیدان آمدند . خود آقای دکتر سنجابی که از جبهه ی ملی بود ، مردانه اعتراف که ما حتی نمیتوانی دویست نفر را بخیاباننا بکشانیم . اما در مورد مبارزه با شرک خدای تعال به مسلمانها میفرماید بطور دسته جمعی و فرادی برای بر پیدن بساطش قیام کنند ، چون اسلام دین عقل و منطق است هر گز در جائی قدرت و استطاعت در کسی نباشد اورا به انجام هیچ امری دستور نمیدهد . میفرماید لا تلقوا بایدیکم الی التلکة = خودتان را با دستان خود بهلاکت نیندازید یعنی کارها عاقلانه و سنجیده انجام دهید . جناب مش قلم عزیز و خوبم سخن زیاد است اما امید وارم که همین مختصر برای شخص شریف و بزرگواری مانند جنابعالی اشاره کفایت کند که العاقل یکفیه الاشاره . آرزوی موفقیت و سر افرازی برای جنابعالی دارم ، خدای تعالی بر توفیقاتتان بیفزاید . التماس دعا ء دارم با عرض ادب و اردت ، محمد مهدی اسلامی .
مش قلم
با عرض سلام و ارادت
جناب اسلامی عزیز ، بله حق با شماست که هم اکنون دسترسی به منابع علمی بیشتر و علم پیشرفت کرده ولی این دلیل بر علم بیشتر نیست شاید مردم با سوادتر باشند ولی لزوما فهمیده تر نیستند چون این مسایل با توجه به شرایط آن زمانه سنجیده میشه و نه اینکه مردم آن زمان با آن امکانات با مردم این زمان با این امکانات مقایسه شوند و میزان عمل افراد به علمی که دارند هم بسیار مهمه که فکر میکنم نادیده گرفته شده و اما مثال فیزیکی شما، باید بگم واقعا بعد از گذشت این همه سال از تدریس فیزیک جدید در دانشگاههای ما ، من در دانشجویان هنوز درکی از معادلات فیزیک کوانتوم نمیبینم درصورتیکه قوانین نیوتن کاملا جاافتاده پس تنها زمان و گسترش علم مهم نیست !!! اما درباره ی خدمت و نیت خوانی !!من اصلا مثل شما فکر نمیکنم و چشمم رو به روی خدمات انکار ناپذیر شخصی مثل رضاخان نمیبندم همانطور که اشتباهات انکارناپذیرشو باور دارم و با کمال احترام نظر شما رو قبول نمیکنم چون با اعتقادات من سازگار نیست و اما فساد وفحشا!!!طوری از فساد اون زمان حرف میزنید و خدمات را محدود به قانونی جلوه دادن فحشا !! میدونید که انگار الان درصد فساد و فحشا پایین اومده!!انگار مشکل مردم تنگی و گشادی سفره نیست !!!و جالب اینکه بودند و هستند روحانیونی که تمام تلاششون قانونی کردن همین فساد و فحشاست و هست خانه های قانونی که تحت خدمت به زائر فحشا رو ترویج میکنن !! نظرتون درباره این اعمال چیه؟؟!!! اما درباره ی جناب مصدق و آقای کاشانی ، اسناد زیادی دال بر وجود ارتباط آمریکاییها و انگلیسی ها و حتی کمک خواستن ایشون از آمریکا وجود داره و در ضمن شما بهتر میدونید در نهایت با اختلافی که بین ایشون و آقای مصدق رخ داد ایشون بیشترین ضربه رو به آقای مصدق زدند پس مسلما حزبی که افراد پایه گذار آن رو مصدق میدونن هیچ ربطی به آقای کاشانی نخواهد داشت هر چند که در ابتدا اینطور بوده باشه اما نه در زمان بنی صدر و حتی بعد از کودتا .اما درباره انقلابهای ایران، شما تلاشهای حزب توده و ملت و روشنفکران رو نادیده میگیرید بله روحانیونی هم بودند که با مردم همراهی کردند و حتی در جاهایی رهبری امور را در دست داشتند ولی این امر دلیل بر نادیده گرفتن سایر گروهها که آنها هم در بسیاری امور رهبری مردم را در انقلاب مشروطه بر عهده داشتند نادیده بگیریم هزینه ملتی که در سفارت انگلیس بست نشستند چگونه تامین شد؟؟!! جالب اینکه حزب توده بارها و بارها جمعیت عظمیمی رو در اعتراض به دولت یا حمایت از دولت به خیابونها میاره !!!چه روشنفکران بزرگی کشته شدند؟؟! و جالب اینکه نقش روحانیونی که مقابل ملت بودند رو در نظر نمیگیرید مثل آقای محمد بهبهانی، آقای فضل اله نوری و ....
[،،،]
محمد مهدی اسلامی
با سلامی دیگر احتراماََ خدمت جناب مش قلم عزیز و خوب و دوست داشتنی عرض می کنم که این مطلب را فراموش کردم در متن اضافه کنم که بنده ی حقیر در بحبوحه ی انقلاب ، درون مردم حضور داشتم (که هنوز تا پیروزی انقلاب فاصله داشتیم )همه شعار میدادیم ، حکومت اسلامی آری __حکومت خودخواهان هر گزو شعار دیگری هم داشتیم که قسمت اولش الآن یادم نیست ،اینطور بود که ...به یاوه گویان شرق و غرب هر گز و نیز در نزدیکیهای پیروزی انقلاب در ایام دولت بختیار شعار میدادیم : نخست وزیر محبوب مهدی بازر گان است ،،بفرمان خمینی او حاکم ایران است __ما میخواهیم جمهوری ، حکومت اسلامی ، رهبر خمینی .با عرض ادب و ارادت ، محمد مهدی اسلامی .
مش قلم
با عرض سلام و ارادت
جناب اسلامی عزیز من به هیچ عنوان منکر این شعارها نیستم اما معتقدم بسیاری از مردم که این شعارها رو میدادند در واقع به موضوع اشراف دقیقی نداشتند و در ضمن در اون روزها وعده هایی داده شد که بعدها کاملا خلاف آن وعده ها عمل شد !! همون نخست وزیر محبوب سرانجامش چطور شد!!!؟؟؟در ضمن خود آقای [آیت الله] خمینی گفتند انتخاب پدران ما لزوما انتخاب ما نباید باشه !!گیرم شماها اونزمان همین حکومت با تمام نواقصی که داره مد نظرتون بوده ولی دلیل نمیشه نسل بعد شما هم قبول کنن، من بازهم میگم باید همه پرسی انجام بشه که اینطور که شما میفرمایید نه تنها به ضرر این نظام نیست بلکه مهر تاییدی برای آنهاست!!!. ارادتمند شما
محمد مهدی اسلامی
الی التهلکة را و اگر غیر از آن هم اغلاط دیگری مانند علوم که سهواََ عوم نوشته ام را لطفاََ اصلاح بفرمائید . متشکرم
محمد مهدی اسلامی
باز هم سلامی دیگر بر جناب مش قلم عزیز و خوبم با ااحترام ، اجازه میخواهم چند مطلب دیگر را نیز خدمت جناب شما ، هم مباحثه ای خیلی خوب و بسیار شایسته ام عرض کنم : 1__در استنباطات علمی در فقه ممکن است در مواردی نه کم ، بین حضرات مجتهدین بزر گوار اختلاف نظر باشد ، در آن صورت اگر مسأله به امور حکومتی مربوط باشد ، همه ی آن بزرگواران نظر ولی امر مسلمین را برای اجراء بکار می بندند ، لذا مقلدینشان نیز بدیهی است که بتبعیت از مرجع خود ،تابع نظر فقیه ولی امر و حاکم اسلام خواهند بود ، زیرا اسلام دین عقل و نظم است و نا بسامانی در آن راه ندارد .اما اگر اختلاف در امور فردیه باشد ، هر مجتهدی باید به نظر خود عمل کند چون تقلید بر مجتهد حرام است . همجنان که مقلدین او نیز به نظر مرجع خود عمل خواهند کرد . در مورد مرحوم نواب صفوی نیز ، اوّلاََ در مورد آن مرحوم مرحوم شهید مطهری بخوبی مطلب را بیان کرده است اگر فرصت مطالعه اش راداشته باشید بسیار خوب است . دیگر این که مرحوم آیة الله العظمی آقای بروجردی و امام خمینی رضوان الله تعالی علیهما برای جلوگیری از اعدام مرحوم نواب اقدام کردند ، خصوصاََ که آقای بروجردی به شاه نامه نوشته و از او خواست که مانع از اعدام مرحوم نواب بشود ، اما دستگاه ابتداء نواب را اعدام کرد و سپس برای تظاهر به این که مظیع امر مرجع هستند ولی نامه دیر و پس از اعدام نواب بدستشان رسیده است مسأله را فیصله دادند . با عرض ادب و ارادت ، محمد مهدی اسلامی .
محمد مهدی اسلامی
با سلام و احترام بر جناب مش قلم عزیز و محبوبم ، باز هم ضمن تشکر از زحمتی که تحمل کرده و وقتی را برای پاسخ دادن به عرایض بنده ی حقیر بکار برده اید ،از محضر مبارکتان اجازه میخواهم که به بحثمان ادامه دهیم . 1-- .قبل از هر سخنی لازم میدانم که بصراحت عرض کنم اعتقادات جنابعالی برای بنده محترم و قابل قبول است زیرا خوشبختانه جنابعالی منکر خوبی ها و کمال جوئی ها نبوده و نیستید این از بیانات خوبتان کاملاََ پیداست . 2___ سخن بنده مبتنی بر نیت خوانی نیست ، شاید با این مثال بهتر و روشنتر بتوانم منظورم را برسانم . فرض بفرمائید ، رندی دستبندی رادر دست دختر بچه ای می بیند و میخواهد خیلی راحت بدون آن که او ذره ای احساس ناراحتی کند ، گردنبند را از چنگش در آورد ، برای اینکار به بچه بگوید عزیزم قاقا دوست داری بتو بدهم ؟ بچه هم بگوید بلی عمو جان ، عمو جان بگوید که بگیر عزیزم آنگاه ، دو سه عدد شکلات به بچه بدهد و بعد بگوید خوب عموجان حالا تو هم عمو را دوست داری ؟ جواب بشنود خیلی ، دست هایش را بصورت افقی باز کند و بگوید عمو را اینقدر دوست دارم سپس عمو جان بگوید آ قربان دختر خوب و نازم بروم ، حالا که عمو را دوست داری نمیخواهی تو هم چیزی به عمو بدهی ؟ بچه ی مظلوم سرش را به نشانه ی قبول بسمت پائین حرکت دهد ، آنگاه عمو جان بگوید بارک الله دخترم پس آن
النگو یت (دستبندت )را که در دست داری بده به عمو ، خوب ، باشه ، عمو جان ، بیچاره دختر گردنبندش را به عمو بدهد و سپس عمو او را بوسیده و بگوید بای بای عموجان ،حالا برو خانه تان ، مواظب باش زیر ماشین نروی ها، بچه هم بگوید چشم و با خوشحالی به خانه برود و به مادرش بگوید مامان بیا این شکلات هم مال تو، آن عمو خوشگله که خیلی مهربان بود بمن داد ، آنگاه مادر متوجه شود که دستبند بچه اش نیست ، بپرسد پس دستبندت کو؟ ، بگوید دادم به عموجان خوشگله ، آخر خودش خواست ، گفت حالا که عمو را دوست داری آن دستبندت را به او نمیدهی ؟ من هم گفتم چرا دوستش دارم و دستبندم را دادم به آن عمو جان خوشگله ( لطفاََ بخوانید عمو جان خدمتگزاره ) ، آخر خیلی مهربان بود !!جناب مش قلم عزیزم میدانم که جناب عالی چنین عموهای رذل را خدمتگزار به مردم نمیدانید ، که در اموری برخی کارها را انجام دهند ولی آن چیز های ارزشمندشان را از آنان بگیرند .ستمگرانی که در هر لباسی باشند ، فرق نمی کند با مخلوط کردن مشتی از حق با قسمتی از باطل سر کوته نظران را شیره بمالند و بخاطر آن یک مشت حق ، ،فریبشان داده کلّاََ بسوی باطلشان بکشانند . اینگونه از اعمال ، خیانت نام دارد و ستم بزرگی است . به مرحوم آیة الله العظمی بروجردی خبر داده بودند که می گویند فلان روحانی دزدی کرده است ، فرموده بوند بگوئید فلان دزد لباس روحانی بتن کرده است. در دوره ی شاه نیز از این دزد هائی که لباس روحانی بتن کرده و ساواکی نیز بودند داشتیم . خائن ،خائن است در هر لباسی که باشد . اما هیچ عاقلی بخاطر چند فاسد ، انسان های بزرگوار را که خیر دنیا و آخرت مردم را میخواهند طرد نکرده وهمه را با یک چوب نمی راند .خدمت بقصد فریب و اجراء منویات بیگانگان ، ایجاد سلطه برای اجانب و ذلیل کردن مردم و نابود کردن معنویات و حس کمالجوئی در ملت ، در حقیقت خیانت بزرگی است . آقای فروغی در کلاس درس دانشگاه در حالی که آستین کتش را حرکت میداده ودستش را در داخل آستین پوشانده بوده ، از دانشجویان می پرسد بفرمائید علت حرکت این آستین من چیست ؟ جواب میدهند حرکت دست شما است که موجب حرکت آستینتان شده است ، میگوید بلی ما هم بمنزله این آستین هستیم ، اگر خواسته باشیم حرکت کنیم ، این انگلستان است که مانند دست باید در داخل آستین ما باشد تا بتوانیم حرکت کنیم !!! این یعنی اگر شنیدید رضا شاه خان دائی جان انگلیسی است
مبادا یک وقت نا راحت بشوید ، بلکه خوشحال باشید که
که ایشان همان دست انگلستان ، یعنی نیروی محرّکه ما است .مرحوم دکتر مصدق در دادگاه که محاکمه میشد گفته بود که میدانیم که اعلیحضرت (رضا شاه ) را انگلیسی ها آوردند ( که البته بعدهم با ذلت تبعیدش کردند به جزیره ی موریس) ، خدمت رضا شاه ، چنین خدمتی بود که بقول مرحوم آیة الله بروجردی یک عمر با اسلا م (یعنی انسانیت و شرف و عزتمندی ) جنگید . اما در مورد علم و گسترش آن و اثرش در اذهان عمومی و اهمیت آن :اگر در فاصله ی چند کیلومتری از ما طبلی بنوازند ، صدایش بگوش ما میرسدولی نه به آن شدّتی که تماشاچیان حاضر در آنجا می شنوند ، هرچه به آن محل نزدیک باشیم صدا را قوی تر و هر چه فاصله مان از آن دورتر باشد ، ضعیف تر خواهیم شنید . در مورد علوم نیز کسانی که تحصیل کنندگان هر علمی هستند از آن بطور مستقیم در ک میکنند اگر چه بتفاوت آمادگی ها ، علاقه ها ]توانائی های فردی درجه ی دریافتهای تحصیل کنندگان از آن علم نیز متفاوت خواهد ، شاگرد اول با شاگردان متوسط و شاگرد آخر درک و فهم و بهره ی یکسانی از آن علم نخواهند داشت ، علاوه بر این شاگردان اول در این دانشگاه و دانشگاه های دیگر نیز یکسان نخواهند ، همچنانکه متوسطین و شاگردان آخر آنها نیز تفاوت خواهند داشت .اما با همه ی این اوصاف ، علوم در میان غیر تحصیل کردگان نیز اثر می کند . مثلاََ اگر چهار صد سال قبل از این به مردم گفته میشد که بشر میتواند با طی کردن راههای آسمانی مسافرت کند ،بی شک کثیری از مردم آن فکر نیرومند را نداشتند که قبول و باور کنند ، اما در اثر پیشرفت و توسعه ی علوم حالا خیلی چیزهای دیگر را هم اگربشوند باور خواهند کردو اما این باور نیز شبیه همان کمی یا زیادی فاصله داشتن از محل دانش (مانند محل نواختن طبل )خواهد بود . اما موانع درست فکر کردن در اصل همان داشتن هواهای نفسانی ، خود خواهی ها ، برتری طلبیها ، تکبر ها ، غرور ها، لجبازیها ، کینه توزیها ، حسادتها و بخل ها هستند که سر منشأ و سر چشمه ی همه شان در همان جهالت ( بزرگترین بیماری روحی مهلک)است . اما در عین حال علم که ضد جهل است ، خودش در انسان های خود نساخته و درست تربیت نشده ، بزرگترین حجاب و پرده ی باز دارنده از درک صحیح حقایق و اعمال صالحه است . پیامبر اکرم فرمود العلم هو الحجاب الاکبر =علم بزر گترین پرده ی ومانع انسانیت و انسان شدن است . چرا ؟ چون در انسانهای خود نا ساخته ، غرور ، تکبر ، منیت و خود برتر بینی و نازیدن به علم خود سبب میشود که بجای آدم شدن ، دور از جان گرامی شما و خوانندگان عزیز ، شخص بجای آدم شدن و اقدام به انجام اعمال شایسته ، به جفتک زدن و عرعر کردن بپردازد ، ومنم منم کند . من آنم که شاه توت صفرا بُر است ___ از این سو مرو چون که آّب کر __ کلامم سرسر طلا و در است___ تازه مال کسی است علم دارد و خود نا ساخته است مانند همان جناب ابوالحسن خان بنی صدر . حال بینید که رضا خان جان شاه که بی سواد هم بود اولاََ را اولندش و ثانیاََ را دومندش تلفظ می فرمودند .
چون مطبب بدرازا کشید ، از بیان بقیه ی مطالب صرف نظر می کنم و در خاتمه ی عرایضم باز هم از بابت صفا و صمیمیت و ادب و بزر گواری جنابعالی تشکر میکنم و التماس دعا ء دارم ، ان شاءالله موفق و مؤید و سر افراز باشید . با عرض ادب و ارادت ، محمد مهدی اسلامی .
مش قلم
با عرض سلام و ارادت
جناب اسلامی عزیز ؛ اجازه بدین با شما موافق نباشم مدرسه ساختن، دانشگاه ساختن ، ریل ساختن ، جاده ساختن ، بیمارستان ساختن ، ورزشگاه ساختن و.... کارهایی بنیادی هستند که سبب پیشرفت علمی و بالا رفتن سطح رفاه و همچین آشنایی و اتحاد بیشتر مردم این سرزمین شده هنوز بعد از ۴۲ سال این کشور از ساخته های اون دوره داره استفاده میکنه اگر قضاوت شما درباره ی آنها اینه پس درباره ی مسئولان این مملکت چیه؟؟؟!!! بنظر من دانشگاه ساختن و فرستادن بچه های این سرزمین به دانشگاههای اروپا و آمریکا برای تحصیل برای خدمت به این مملکت چیز نادیدنی نیست و جالب اینکه از مخالفان هم برای تحصیل فرستادن!!! اگر رویه شما به این سبکه نظرتون درباره ی مسئولان کنونی این مملکت چیه؟؟!!که نه تنها چیزی نساختن بلکه ویران کردند به اندازه ای که حتی فرزندان و نوه های خودشون هم حاضر به ماندن در این سرزمین نیستند !!!با کمال احترام ، هنوزم معتقدم شما نیت خوانی میکنید و من حاضر نیستم مسئولیت اینکار رو بپذیرم .ارادتمند شما
محمد مهدی اسلامی
با سلامی دیگر بر جناب مش قلم عزیزم ، احتراماََ خواهش میکنم غلط ها را باز هم اصلاح بفرمائید ، این آرزو در دلم ماند که حد اقل یکبار بدون غلط چیزی را بنویسم . مثلاََ«سراسر » را در اینجا «سر سر »، دستبند را در یکجا «گردنبند » نوشته ام ، که منظور دستبند یا النگوی ارزشمند مثلاََ از طلا است. ضمناََ این یک مثال است ، میدانید که فقط برای روشن کردن منظور بیان شده است ، پس دیگر جا ندارد که بگوئیم بچه چرا تنها به کوچه رفته ؟ چرا دستبند ارزشمند در دست او بوده ؟ کدام پدر و مادر عاقلی چنین کاری را می کنند ؟ و.... متشکرم ، با عرض ادب و ارادت ، محمد مهدی اسلامی .
محمد مهدی اسلامی
با سلام و احترام بر جناب مش قلم عزیز و بزرگوار با پوزش از جنابعالی که پاسخ اخیرتان را ندیده بودم ، ببخشید چون حالا متوجه شدم . فرموده اید که اجازه بدهند تا مخالفین نظام بیایند علیه نظام تظاهرات کنند ، که این بنفع ما نیز هست . عرض می کنم در کجای دنیا چنین امری سابقه داشته و دارد که حتی بهترین نظام ها از مردم خواهش کنند و بگویند لطفاََ بیائید علیه ما تظاهراتی بفرمائید تا ما کمی حال کنیم ؟! ما که در زمان شاه مخالف رژیم او بودیم ، بدعوت حضرات روحانیین که در رأسشان امام خمینی سلام الله تعالی علیه بود از جان گذشته و عسل شهادت کرده وارد میدان می شدیم ، حالا هم این مخالفین هستند که اگر باور دارند در اکثریتند باید بدون اعتناء و بدون ترس ترس و لرز بیرون بیایند و خواسته ی خدشان مطرح کنند اگر هم کشته شدند خدا را شکر کنند که لابد در راه خدا بر خاسته اند پس شهید شده اند . و الّا غیر از این راهی و چاره ای ندارند الّا این که دل خوش کنند که شاید دری به تخته ای بخورد و فرجی حاصل شود و آنان بخواسته های خود برسند .از همان زمان پروزی انقلاب و بعد از پیروزی انقلاب حتی بهنام تدوین قانون اساسی در مجلس خبر گان همین حرفها بود ولی نتیجه ای نگرفتند و نیز نخواهند گرف، قربان شما بشوم این که میگویند حق گرفتنی است نه دادنی ،فقط و فقط تنها جائی که دارد اینجا است و نه در هیچ جای دیگر . چون مؤمن حق دیگران را میدهد و حق خودش را نیز می گیرد . اگر هم کسی خواست به او اجحاف کند با قدرت حقش را می گیردو اگر تعدادشان اندک است خوب می کوشند تا با دلایل متقن بر تعذاد طرفدارانش بیفزایند و هنگامی باندازه کافی عِدّه و عُدّه فراهم آوردند آنگاه بیایند بمیدان و با جها و حقشان را بگیرند . اگر امام خمینی سلام الله علیه نیز آن روز قیام کردند مگر غیر کارشانغیر از این بود؟ حتی یک وقت از ایشان پرسیده بودند شما که مدعی هستید شاه باید برود با کدام قدرت و طرفدار چنین حرفی را می زنید ؟ فرموده بودند طرفداران من اکنون در گهوارها هستند بموقع قیام می کنند پس اگر مشی امام خمینی (س) مورد استناد مخالفین است در همینجا هم به آن استناد کنند و مانند آن عمل کنند . موافقین نظام هم ثبر می کنند تا آن روز یرسد و حضرات مخالفین بیایند و قدرت را در دست بگیرند . وگرنه این که گفته شود خواهش می کنیم شما بروید کنار دیگر بستان است آخر بی انصاف ها یک چند روزی هم بما مجال بدهید ، جناب مش قلم عزیزم این امری نشدنی است ، و گرنه نمی گفتند زندگی جنگ است جانا بهر جنگ آماده شو . اما مهندس بازر گان را هم که مردم بفرمان امام خمینی (س) (البته به پیشنهاد مرحوم شهید مطهری رضوان الله تعالی علیه روی کار آوردند با آن همه عزت و احترام ، همین که دیدند او نیز در خط امام حرکت نمی کند شرایطی را فراهم کردند که خودش استعفا کرد بعبارتی دیگر او نیز با دست خودش سبب ممه شدن خود را فراهم ساخت . از این که در کمال ادب و صداقت و بزرگواری بدون ریاء و خودنمائی و خود بزرگ جلوه دادن به بحث با حقیر ادمه دادید بسیار سپاسگزارم و برای جناب شما سعادت و سربلندی از خدای تعالی خواهانم باز هم اگر امر ی داشته باشید با افتخار تمام در خدمتگزاریتان حاضرم ، با عرض ادب و ارادت صمیمانه .محمد مهدی اسلامی .
مش قلم
با عرض سلام و ارادت
جناب اسلامی عزیز من نگفتم اجازه تظاهرات بدن که تظاهرات اجازه نمیخواد و بارها هم شاهدش بودیم ولی متاسفانه تحت عناوینی مثل اغتشاش سعی در پاک کردن مشکل داشته و دارند گفتم همه پرسی برگزار کنن که بعنوان ی حق قانونی و مدنی در قانون اساسی ما هست دوم اینکه فرموده بودین آقای بروجردی گفتن دزدی بوده که لباس روحانیت پوشیده خب معلم یا تاجر یا سفیر و وکیلی که دزدی میکنن مگر غیر از اینه که دزدی هستند که لباس این مشاغل رو میپوشه؟؟؟!! بنظر ی جور سطحی نگری در این گفتار وجود داره و گرنه اگر اونهمه تحصیل و علم و اخلاق قرار باشه موثر نباشه و بدون شناخت این لباس به تن هرکس بره پس اینهمه احترام و اعتبارو امتیاز و ... برای این افراد از چه جهته؟؟؟!! در ضمن این گفته ، دلیل بر ندیده شدن رفتار این قبیل افراد یا مطهر ساختن آنها نیست. و در واقع باید بازنگری بشه که چرا اونهمه علم و اخلاق موثر واقع نشده نه مسئله رو پاک کنید!!! من مطالب زیادی مطرح کردم که متاسفانه به دلایلی که سایت محترم پارسینه نوشتن منتشر نشده و پاسخهای من ی جورایی کامل نیست. در مورد سایر موارد هم پیش از این نظرم رو گفتم و تکرار نمیکنم چون سبب خستگی شما میشه. ارادتمند شما
مش قلم
یک نکته فراموشم شد که در اینجا عرض میکنم حق گرفتنی نیست رعایت کردنیست جمله حق گرفتنی است از نظر من اشتباهی که رواج یافته . جناب اسلامی معترضان بارها به خیابون اومدند و کشته هم شدند و این دقیقا رویه نظام قبلی بود خب الان سوالی که مطرح میشه اینه که پس چه تفاوتی ایجاد شده؟؟!! اسم و عناوین و خانواده های مستقر در کاخها عوض شدند؟؟!! من قبلا هم عرض کردم بنظر من باید گفتمان باشه نه کشتمان!!! از اون انقلاب چه چیزی حاصل این مملکت شده !!؟؟؟ انقلاب از نظر من متعلق به یک قرن پیشه نه عصر حاضر .در ضمن چه اشکالی داره فضا بگونه ای باشه که صحبت مخالفان هم شنیده بشه بعد به رای مردم سپرده بشه !!!؟؟ شما هر بار از من میپرسید کجای دنیا؟؟؟؟!!! قرار نیست ما منتظر دنیا باشیم میتونیم الگوی دنیا باشیم
محمد مهدی اسلامی
با سلامی دیگر بر جناب مش قلم عزیزم ، خواهش می کنم غلط ها را اصلاح بفرمائید: 1___عسل غلط ___صحیصش غسل 2___خدشان غلط ___صحیحش خودشان . 3___پروزی انقلاب غلط___صحیحش ، پیروزی انقلاب . 4___بهنام ، غلط __ بنام ، درست __5___گرف ، غلط __گرفت _درست _6___تعذاد ، غلط __تعداد ، درست __7___جهاو ، غلط __جهاد ، درست __8 __مگر غیر کارشانغیر از این بود ،غلط __مگر کارشان غیر از این بود ، درست . 9__ ثبر ،غلط ، صبر ، درست . __بّسِتان ، یعنی بس است برای شما . خیلی ممنونم ، با عرض ارادتمندتان محمد مهدی اسلامی .
محمد مهدی اسلامی
با سلام و احترام بر جناب مش قلم عزیز و زیاد دوست داشتنی خودم ، باید اعتراف کنم تا کنون چنین هم مباحثه ای صادق وتا این اندازه صبور و دارای سعه ی صدر نداشته ام ، جنابعالی را برای خودم رحمتی الهی و دوستی صمیمی و بسیار مهربان می بینم و از این رو خدای مهربان را بسیار شاکرم ، امید وارم خدای تعالی بر امثال جناب شما بیفزاید که دیدن نام قشنگتان نیز واقعاََ شادم می کند ، باور بفرمائید تا دستگاه را روشن می کنم ابتداء بدنبال دیدن اسامی مبارک بزرگوارانی به جستجو می پردازم که یکی از آن عزیزانم همین نام دلنشین جناب شما «مش قلم» عزیزم است .خیلی زیبا و لطیف جواب می نویسید ، صد آفرین بر شما ان شا ءالله در تحت توجهات امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بوده باشید .از این که بفکر مراعات حال بنده ی حقیر هستید ، خیلی ممنونم ، این اطمینا را بحول و قوه ی الهی به شما عزیزم بدهم که وقتی بنده از دیدن نام قشنگتان آنهمه شاد می شوم قطعاََ حتی اگر یک کتاب هم برایم مطلب نوشته باشید با ولع و اشتیاق خواهم خواند و حتی یک خمیازه هم نخواهم کشید ، تمام نگرانی بنده در آن اوئل این بود که مبادا سبب خستگی حضرتعالی بشو م اما حالا می بینم که بحمد الله تعالی جنابعالی اهل لایق و خستگی نا پذیر ید که این هم نعمت و توفیقی است که خدای تعالی نصیبتان کرده است . از محضر مبارکتان اجازه میخواهم ادمه ی سخنا ن را در کادر دیگری بعرض مبارکتان برسانم ، قربان شما محمد مهدی اسلامی
محمد مهدی اسلامی
با سلام و احترام بر جناب مش قلم عزیزم ، عرض میکنم که میدانید در قانون اساسی ،همه پرسی از اختیار ات رهبری است . اما هنگامی که سخن از همه پرسی با استناد به قانون اساسی سخن به میان می آید ، سخن از همه پرسی تقنینی یا تصویبی یا سیاسی مطرح میشود که بحث های زیادی را بدنبال دارد ، اتفاقاََ زیاد مورد بحث قرار گرفته است. اما تظاهرات نیز یک نوع اعلام نظر عمومی مردمی و رفراندوم است . همه پرسی یا بصورت رأی گیری از مردم با استفاده از صندوق های رأگیری صورت می گیرد . یا با همین حضور مردم در تظاهرات که هر ساله در کشور ما در روزهای دوازدهم فرودین تظاهرات گسترده ی مردمی که در سرتاسر میهن انجام می شود به معنای رضایت عمومی از نظام اسلامی و پشتیبانی از آن است . خوب حال اگر کسانی معتقدند که نه اکثریت مردم ایران نظام اسلامی را قبول ندارند ، مگر نه این است که اگر واقعاََ و بطور جدی نظام دیگری را طالبند ولی موانعی وجود دارد که نمیتوانند نظرشان را بیان کنند ، در حالی که در اکثریت نیز هستند ، بدیهی است که راهی جز مقابله و اعمال قدرت ندارند ، یعنی درست مانند همان زمان که ما نظام حاکم بر کشور را نمیخواستیم با توسل به زور آن را ساقط کردیم . این است که عرض می کنم برای مخالفین اگر بطور جدی این نظام را نمیخواهندو خواهان سقوط آنند راه دیگری نیست جز آن که بزور متوسل شوند همانگونه که ما این کار را کردیم . اما عرض کردم نکته اینجا است که راضی نیستند در راه خواسته ی خود جان فشانی کنند ، زیرا پیش خود فکر می کنند اهه چرا ما برویم و کشته شویم تا یک عده از راه برسند و برباز ماندگان ما حکومت کنند حتی اصلاََ مطابق با آنچه که ما میخواستیم ، وقتی که خود ما نبیستیم بهترین حکومت مطلوب ماهم که مستقر شود برای ما چه سودی دارد؟ ما بدنبال گشادی و درازی سفره ایم نه دنبال مردن و هیچ و پوچ شدن . از سفره و گشادیش کی میتوان گذشتن ؟___لکن نباشد از عقل دنبال مرگ گشتن . ____ای مر گ ، باد مرگت ،کردی ذلیل ما را ___با تو نمی توانیم بیرون گذاشت پا را ___ بلی جناب مش قلم عزیزم ، اینان اگر براستی باور دارند که تحت ستمند ،پس به مرگ نباید بگویند ای مرگ کاش تو نبودی ، ای مرگ الهی تو بمیری تا ما که فقط بفکر سفره ایم و شکم جان ناز خودمان، با خیال راحت می آمدیم بمیدان به هر چه که میخواستیم راحت می رسیدیم . اما این هم فقط یک آرزو است و در همان حیطه ی وسیع آرزوهای دست نا یافتنی باقی می ماند ، چون مرگ در این دنیا هیچوقت نمی میرد . بلی سفره مهم است ، اما حفظ انسانیت و کمال و کسب آزادی (نه آزادی مطلق که هرج ومرج طلبی است) و حفظ شرافت انسانی مقدم بر شکم و زیر شکم است که شکم و زیر شکم وسیله اند نه هدف . هیچ عاقلی هدف را فدای وسیله نمی کند ، کدام عاقل خودش را بخاطر شکمش بکشتن میدهد ؟! کدام بنّا خودش را قربانی ماله و نر دبان و گلکش میکند؟ ! اگر معتقدیم که یک عده ی قلیلی هستند که نظام اسلامی را میخواهند و ما در اکثریت هستیم و خواهان آن نیستم و لی آن اقلیت ظالمند ونمی گذارند ما بخواسته های معقول و منطقی خود برسیم ، پس باید با جهاد و مبارزه آن اقلیت را کنار بزنیم و از کشته شدن نیز نه تنها نهراسیم بلکه استقبال هم بکنیم ، چون بخدا و قیامت و فوز عظیم شهادت در راه حق ایمان داریم .اما اگر ایمان نداریم و ضمناََ از مرگ هم می ترسیم ، پس چگونه میخواهیم به آن آرمانهای زیبا ی خود برسیم؟ ! ما منظور مرحوم آقای بر وجردی این بوده است که روحانی اگر واقعاََ روحانی است که دزدی نمی کند . لذا بنده فرض میکنم که معلم یا تاجر یا بطور کلی انسان بمعنای واقعی کلمه انسان نیز دزدی و هیچ خلاف دیگری را انجام نمیدهد ، عالم شدن چه آسان ، آدم شدن چه مشکل ولی امام خمینی فرمودند : عالم شدن چه مشکل ، آدم شدن محال است ) (البته اشتباه غیر از این است، چون انسان عادی معصوم نیست ، جایز الخطا أ است ) یک وقت یک بنده ی خدا میگفت اصلاََ چرا می گوئیم انسان جایز الخطاء است بگوئیم انسان ممکن الخطاء است ، آن عزیز نرفته بود قبلاََ مطالعه ای بکند و بداند که جایز الخطاء همان ممکن الخطاء است والا چنین سخنی را نمی گفت . و بنا بر این نیست که هر کسی که عالم شد ، آدم هم بشود . بلی اگر عاقل شد خلاف نمیکند .اگر بنا بود هر کسی که عالم بشود ، آدم هم بشود ، دیگر معصوم علیه السلام نمی فرمود «العالم بلا عمل کالشجر بلا ثمر = دانشمند بدون عمل مانند درخت بدون میوه است ، تازه این برای عالمی است که عمل درست نمیکند ، والا گناه بکند که جرمش سنگین تر هم می شود ، چون سبب گمراهی دیگران شده و آنان را نیز به انحراف می کشاند ). جناب مش قلم عزیزم ، انسانی که جاهل باشد قدرت فریب دهندگیش نیز کمتر خواهد اما عالم اگر وارسته نباشد دنیائی را منحرف می کند لذاپیامبر اکرم (ص) میفرماید:دو طایفه از امت من اگر شایسته باشند ، مردم شایسته اند وهر گاه فاسد باشند مردم را فاسد
می کنند ، زمامداران و دانشمندان ،.. چون باز هم سخن طولانی شد از نوشتن متن عربی وکامل و ترجمه ، رد می شوم ، اما بحمدالله اکثر مردم ما خوبند و فاسد نیستند که این نشان از سالم بودن اکثر علماء و زمامدارن ما است ، بلی با فاسدین و مفسدین در هر صنفی هم باید مبارزه کرد ، کسانی را که توبه پذیر و اصلاح شدنی هستند باید اصلاح و بقیه را مجازات کرد . ان شا ءالله همواره سالم و شاد و همچنان پر انرژی وجویای حق و حقیقت باشید و این بنده ی حقیررا نیز از دعای خیرتان محروم نفرمائید . با عرض ادب و ارادت ، محمد مهدی اسلامی .
مش قلم
با عرض سلام و ارادت
جناب اسلامی عزیز تظاهرات در حرکت های سیاسی به معنی تجمع اعتراض آمیزه پس در روز ۱۲ فروردین مردم راهپیمایی میکنند نه تظاهرات ، اما اگر هدف اعتراضی شکم و به قول شما زیر شکمم باشه از نظر من هیچ عیب و اشکالی نداره چون مادامیکه شکم انسان گرسنه است و ذهن انسان درگیر ی لقمه نان پرواضحه که فرصت و اجازه فکر کردن به کمال و آزادی رو پیدا نمیکنه البته هستند انسانهایی که آزادی و کمال برایشان بالاترین نیازه اما عمومیت نداره.و باید عرض کنم یکی از عوامل انقلاب ۵۷ هم همین فقر اقتصادی و اختلاف طبقاتی بوده و کسی هم خرده ای نمیگیره . اما درباره انقلاب ، چرا مردم دوباره باید کشته بشن؟؟!! چرا نباید به راههای دیگه فکر کنیم؟؟!!اگر برخورد این نظام با مخالف همون برخورد شاهه پس دقیقا چه چیز عوض شده؟؟!! الان با توجه به تجربیات گذشته مشخص شده انقلاب یک جامعه رو به عقب میزنه حرکات احساسی فراوان و متعصبانه رو ایجاد میکنه ضررهای غیرقابل جبران مالی و جانی به همراه داره برای چی باید به مانند مردم ۵۰ سال پیش عمل کنیم و از ابزار تبادل نظر و اندیشه استفاده نکنیم؟؟!! مردم عراقم بر علیه صدام انقلاب نکردند ولی آیا خواهان صدام بودند؟؟؟!! بارها گفتم که اگر واقعا از اعتقاد و علاقه مردم مطمئن هستند پس نباید باکی از همه پرسی داشته باشند در غیر این صورت میدانند که خواست ملت نیستند . من با مطالعه مطلب شما درباره گفتار آقای بروجردی همان برداشت خودم رو میبینم منهم گفتم که انسان اگر درست تربیت بشه دزدی نمیکنه پس پاسخ ایشون در اون مورد خاص نیست و یک امر کلیه . ایشون باید توضیح میدادن چرا اون انسان تحت اون همه آموزش اخلاق و دین باز هم مرتکب خلاف شده؟؟!! کجای کار مشکل داشته؟؟ چرا وقتی از تربیت شخص مطمئن نبودند لباس به تنش کردند ؟؟!!باید به این سوالها پاسخ میدادند نه اینکه صورت مسئله رو با یک پاسخ کلی که در مورد همه انسانها صدق میکنه از بین ببرند.
محمد مهدی اسلامی
با سلامی دگر بر آن یاور __که بحق کرده حق را باور با سلام و احترام بر جناب مش قلم عزیزم از بابت تذکر خو بتان ممنونم. توجه کردن به معانی واژه ها بسیار خوب است آفرین بر جنابغالی ، این هم یکی دیگر از محاسن کار جنابعالی است . اما در مورد حق ، اداء کردن ،بجا آوردن ، گرفتن ،دادن ، خوردن ، ضایع کردن ،رعایت کردن که همان پاسداشت و پاسداشتن است ، بخشیدن ، چشم پوشی کردن ، صرف نظر کردن ، تنازل کردن بکار رفته است که همه هم درست هستند ، فقط در فقه ، اداء در مقابل قضاء هم بکار می رود ، مثلاََ کسی که صبح از خواب بر می خیزد و می بیند که آفتاب طلوع کرده است ، او باید قضاء نمازش را بجا بیآورد چون وقت أداء آن گذشته است . لذا بکار بردن هر یک از این واژه ها درست و بدون اشکال است است فقط در بعضی جاها ممکن یکی از آنها مناسب تر از دیگری باشد . مثلاََ در زبان عربی گفته میشود (زید أخذ حقّه مِن أخیه = زید حقش را از برادر خود گرفت . یا أنا أعطاه حقِّي = من حقم را به او دادم . . اما این که میفرمائید ما چکار به دنیا داریم ما که نباید مقلد دیگران باشیم ،عرض می کنم آفرین برجناب شما ، این همان است که میگوئیم خودمان باشیم و شرق زده ، یا غرب زده نباشیم ( البته این منافات با گرفتن هر چیز خوب از هرجا که باشد نداردکه سخن یا عمل خوب را از هرجا که باشد خردمندان می گیرند و توصیه ی اسلام نیز که دین عقل است ، همین است). و اما میفرمائید که مخالفین آمدند و کشته هم دادند ، پرسیده میشود پس چرا نایستادند تا پیروز شوند؟ لطفاََ علتش را اگر ممکن است و دوست دارید بفرمائید . خوب حالا بفرض یا اصلاََ بطور حتم گفته شود که نظام گوش بدهکار به گفتمان و هیچ منطقی ندارد ، راه چاره چیست ؟ سکوت و تسلیم برای حفظ جان ؟ اگر مخالفین در اکثریت باشند که نظام محبوبیت نداشته و بفرموده ی قبلی خودتان فاقد قدرت است ، پس چرا فاقد قدرت را باید حفظ کردو تن به ستم داد؟ که تن به ستم دهنده با ستمگر هر دو اهل جهنمند ( در نگاه اسلامی ، الظالم والمظلوم کلاهما فی النار)، اما از دید گاه ما که همان نگاه اسلامی است ،اصل نظام درست است ، نظام شرک و طاغوت نیست ، باید حفظ شود ، فقط اشکالاتی و معایبی هست که باید باهمت و همکاری یکدیگر و بکار بستن تقوی در صدد رفع معایب بر آئیم ، در موارد ی لازم است انتقادات سازنده بکنیم و در موارد ی خواستار مجازات قانونی خاطیان و خائنین ، بشویم . هیچ خانه ی محکم و درستی را بخاطر چکه ی اتاقی یا گرفتن لوله ی دستشوئی خراب نمی کنند ، بلکه آن عیب ها را رفع می کنند . آری جناب مش قلم عزیز و خوبم با محبت تلخ ها شیرین شود __وز محبت مس ها زرین شود __از محبت دردها صافی شود __وز محبت دردها شافی شود __از محبت خارها گل می شود . حالا ملاحظه میفرمائید که عزیزانی که از روی عصبانیت نسبت بیکدیگر واکنش های خوبی نشان نمیدهند ، برای این است که حاضر نیستند دوستی را بجای نفرت بنشانند و دست اتحاد بیکدیگر بدهند و همفکری کنند برای اصلاح امور ،لذا یکی به دیگری می نویسد ،درررررررررر آن دیگری مینویسد ، زررررررررر، دیگری می نویسد اخفففففففی یا اخه اوخو موخو بخو دخو ، دیگری می نویسد خخخخخخخخخخخخخخخخ، یا هههههههههههه، بنده هر وقت چنین مطالبی را می بینم ، یا د از جنابعالی می کنم چون تا کنون ندیده ام چنین چیزهای بی فایده بنویسید البته از آن عزیزان پوزش میخواهم . فقط میخواهم عرض کنم که آخر جز این که با این کارها نشان بدهند که شدیداََ از دست طرف مقابل عصبانی هستند ، نتیجه ای هم می گیرند؟! باز هم خیلی ممنونم که با بیانات عاقلانه و پرسشها و تذکرات خوبتان موجب خوشحالی بنده می شوید . خدا خوشحالتان کند ان شاءالله و بهمه ی توفیق بدهد که درخت دوستی بنشانیم که کام دل ببار آرد . التماس دعا دارم ، با عرض ادب و ارادت ، محمد مهدی اسلامی .

..
مش قلم
با عرض سلام و ارادت
جناب اسلامی عزیز ، درست میفرمایید با حق کلماتی که ذکر کردین همراه میشن ولی من بحث من در اینجا وظیفه انسان ها و دولت ها در جامعه مدنی در قبال یکدیگر است وقتی گرفتن همراه حق باشه وقتی یکی از طرفین قدرت بیشتری از هر لحاظ نسبت به طرف مقابل داشته باشه این گرفتن حق سخت میشه ولی اگر رعایت کردنی باشه مشکلی پیش نمیاد بنظر من کلمه درست همراه حق در این بحث همان رعایت کردن است، جناب اسلامی بحث اعتراض ی پروسه دراز مدته مگر همین انقلاب یک ساله بدست آمده؟؟؟!!!اول از اعتراضات کوچک شروع شد و درنهایت چون پاسخ مناسب دریافت نکردند تبدیل به انقلاب شد اتفاقا الان هم همین اتفاق داره میفته و تاریخ داره تکرار میشه و من مطمئنم که اگر تغییری ایجاد نشه و مطالبات مردم جدی گرفته نشه دوباره شاهد اعتراض آنها خواهیم بود، وقتی یک نفر برای مدت نامعلوم و طی یک سیستم خود انتخابی حکومت رو در دست میگیره من اعتقادی به درستی اون حکومت ندارم و اصولا فرقی با دیکتاتوری نداره که البته پیش از این درباره این مطلب بحث کردیم و من دلایلم رو نوشتم که متاسفانه منتشر نشد. ارادتمند شما
محمد مهدی اسلامی
با سلام واحترام بر جناب مش قلم عزیز و با صفا و جدی ،باز هم ضمن تشکر از جنابعالی بجهت پرداختن به ادامه ی بحث که سبب روشن شدن بسیاری از مسائل جزئی در تحت امور کلی میشود ، خدمت با سعادتتان عارضم که ، تظاهرات در اصل به معنای نمایش ها است که هم ممکن است در جهت مثبت یعنی تأئید امرو موافقت با آن بکار برود وهم در جهت اعتراض و عدم تأئید آن . راهپیمائی خود یک صورت از بنمایش گذاشتن موافقت یا مخالفت امری است که تظاهرات محسوب می شود .ضمناََ حال که جنابعالی خوشبختانه به ریز مطالب نیز دقت می فرمائید و برای بنده نیز بسیار مهم و ارزشمند است اجازه میخواهم در مورد استعمال کلمه حق که قبلاََ عرض کرده بودم ، اضافه کنم که پایمال کردن و کشتن (=ِاماته )و زیر پا گذاشتن و احقاق (احقاق حق =رساندن حق به صاحب حق) اماته (اماته ی باطل = میراندن باطل ) و مالاندن بکار میرود ، مثلاََ در کلام مبارک امیرالمؤمنین آمده است که ریاست و فرمانروائی را زمانی ارزشمند میداند که برای احقاق حق و اِماته یِ باطل باشد .و اما در اسلام اصل بر برائت است یعنی تا خلافی از کسی سر نزده و ثابت نشده باشد کسی حق ندارد دیگری را متهم به خلافی کرده و محرومیتی برایش ایجاد کند ( آن نیت خوانی که حضرتعالی هم یک وقت به آن اشاره فرموده بودید جایش همیینجا است ) و در حوزه های علمیه تحصیل برای عموم طالبین آزاد است . باران که در لطافت طبعش خلاف نیست __در باغ لاله روید و در شوره زار خس . علم مانند باران است که افراد مستعد و طالب حق از آن در جهت ساختن خود و دیگران برای رضای خدا استفاده می کنند و کسانی هم پیدا می شوند که مانند شیطان عمل می کنند ، ابلیس که از طایفه ی جن است از نظر داشتن علم ، جاهل نبود ولی خود نا ساخته بود ، خدای تعالی هم که عالم بالسّر و الخفیّات است او را تا زمانی که تکبر نکرده و نافرمانی خدای تعالی را بروز نداده بود طرد نکرد ، این درسی است برای افراد هوشیار و دقیق (که بحمدالله جناب شما نیز دقیق هستید ) خدائی که آشکار و نهان و اول و آخر هم کس و همه چیز رامیداند با او چنین عمل کرد ، در حالی که مرحوم آقای بروجردی که علم غیب نداشته است،و اگر هم میداشت قصاص قبل از جنایت نمی کرد ( این ملجم به امیر المؤمنین عرض کرد شما که میفرمائید من قاتل شما خواهم بود پس مرا بکشی، امام فرمودند من نفتم که من قاتل توأم ، گفته ام تو قاتل من خواهی بود ، این فرمایش امام یعنی با این که میدانم تو قاتل من خواهی بود اما قبل از آن که جنایت کرده باشی تو را قصاص نمی کنم ) . روش عاقلانه نیز همین است .خلاصه داشتن علم برای آدم شدن و به کمال رسیدن لازم است ولی کافی نیست .ای بسا کسانی که همان مقداری را که آموخته اند درست و در راه خدا بکار می برند به کمالاتی می رسند وبر عکس شیطان صفتان به قعر جهنم وارد می شوند . علم است آدمیت است و جوانمردی و ادب ___ورنه ددی بصورت انسان مصوری . این فرمایش سعدی علیه الرحمه بدین معنا است که عللم باید چنین باشد و اگر نشد آن عالم ددی است که از انسانیت ، فقط ، شکل آن را دارد .اما چرا مخالفین منتظرند که دیگران به آنان بگویند لطفاََ بیائید و علیه ما هر چه میخواهید بگوئید ، این مگر به همان معنائی نیست که ای موافقین اگر راست میگوئید شما در اکثریتید پس بما اجازه بدهید که بیائیم علیه شما راه پیمائی کنیم؟ ! خوب چرا موافقین حق ندار شته باشند که بگویند ما که جایمان خوش است و نارضایتی هم نداریم ، اکنون شما اگر زیاد هستید بسم الله جرأت کنید و شجاعانه بدون ترس از کشته شدن خواسته ی خود را اعلام و خودتان را از نا راحتی ها خلاص کنید. اما انقلاب یعنی دگر گونی ، از این رو به آن رو شدن ، در هر جا که مردمی واقعاََ احساس نیاز به دگرگون کردن اوضاع خود دارند ، دست به آن می زنند ، مگر این که احساس کنند عملشان مقرون بصرفه نیست . پس اگر معتقد باشیم که موافقین شمرند و ظالمند و مخالفین طالبان حق و رهر وان راه اما م حسین (ع)هستند ، دیگر این زمان و آن زمان ندارد ، باید بپا خیزند و از حق خود دفاع کنند ، و باورشان بیاید که شمر کار خودش را می کند و گوش بدهکار به این که حسینیان حق دارند نخواهد داشت ، پس این که بگوئیم حالا دیگر زمان ، زمان صد سال پیش نیست ، مشکلی را حل نمیکند ، چون که موافقین هر گز نمی پذیرند که از مخالفین خود دعوت و خواهش کنند که بیایند علیه آنان خواسته ای داشته باشند . وقتی بشوند اگر راست میگوئید بما اجازه بدهید بیائیم ، خواهند گفت شما اگر راست میگوئید بفرمائید کار خودتان را انجام دهید ما نیز بوظیفه ی خود در حفظ موقعیت خود عمل خواهیم کرد ، گوش شنوا نیز به این که آخر بابا زمان تغییر کرده است ، بیائید بما اجازه بدهید ، خواهند گفت ، زمان کار خودش را می کند وما هم کار خودمان را . لذا ملاحظه میفرمائید که این حرفها بگوش موافقین نمی رود و اثری در آنان ندارد ، لابد شنیده اید که یکی از شعار های موافقین همیشه این بوده است که :فریادمان بلند است نهضت ادامه دارد ___حتی اگر شب و روز بر ما لوله بارد .اما سفره ، عرض کردم که در اسلام هر چیز ی از ریز و درشت که برای انسان و انسانیت (=کمال طلبی و حرکت بسوی آن) لازم است بیان شده . لذا میفرماید مَن لا معاش َله لا معاد له (کسی که معیشتش درست نباشد ، معادی هم نخواهد داشت) این یعنی نه هر سفره ای ، بلکه سفره ای که و سیله برای رسیدن به بندگی خدا باشد . پس راه حل مشکلات همین است که یا ایهاالمسلمون اتحدوا = ای مسلمان متحد شوید . راهی غیر از این نیست . ان شا ءالله موفق و مؤید و سربلند باشید . با عرض ادب ارادتمند تان محمد مهدی اسلامی .
مش قلم
جناب اسلامی عزیر،شما هر بار که درباره خواست مخالفین صحبت میشه میفرمایید باید بیاین وسط میدان تا کشته شوند من بارها عرض کردم که چرا این حکومت اصلا بتید مخالفان را بکشه؟؟!!مگر بر حق نیست پس چه باکی از شنیدن و دیدن مخالف داره؟؟!!قرار نیست در کشور جنگ بشه قراره گفتمان صورت بگیره !!من مطمئنم که اگر شاهم قبل از اینکه اعتراضات و نارضایتی ها به اوج میرسید از گفتمان و شنیدن صدای مخالف بهره میبرد اصلا انقلابی نمیشد ایشون صدای اعتراض مردم رو نشنیده گرفتن و به جای پاسخگو بودن کشتن مخالفان رو در پیش گرفتن خب اگر قراره اینطور که شما میگین دوباره مخالف کشته بشه کما اینکه کشته شده و میشن پس نتیجه ی این انقلاب چیه؟؟!! هر زمانه ای ی نوع رفتار رو میطلبه من معتقدم رفتار انسانها باید مطابق با شرایط زمانه باشه و پیش از این هم درباره ی این مطلب صحبت کردم. اما چرا گفتم راهپیمایی، چون در اینگونه مراسم که به دعوت و حمایت دولت!!صورت میگیره نه صرفا خواست مردم هستن کسانیکه به اجبار شرکت میکنن مثال عرض میکنم ما را در دوره دبیرستان مجبور به شرکت میکردند پس همه افراد برای اعلام حمایت نمیان !!اما در ماجرای هواپیمای اوکراین ‌کسانی که برای حمایت از خانواده های قربانیان اومده بودند ی جور تظاهرات حمایتی از خانواده ها رو برگزار کردند یعنی به خواست خود مردم و برای حمایت از یک امر، در بحث سیاسی چون معمولا وقتی مردم از چیزی راضی هستندهر ساله چندین بار!! اصولا به خیابان برای تظاهرات به متظور حمایت ( مگر در موارد خاص) نمیان( اصولا روز استقلال یا پیروزی رو جشن میگیرن) پس وقتی از تظاهرات استفاده میشه که اعتراضی رو بیان کنه .
محمد مهدی اسلامی
سلام جناب مش قلم عزیزم با احترام خواهش می کنم باز هم یک کتاب غلط نوشته ام آنها را اصلاح بفرمائید ، متشکرم :1__اول و آخر «همه »کس درست ، نه هم کس .2___« پس مرا بکشید ، امام فرمودند من «نگفتم »که ....3___«علم آدمیت است و جوانمردی و ادب....».4___«علم » درست است ، نه «عللم».5__« چرا موافقین حق نداشته باشند ..».6___« وقتی بشنوند اگر راست می گوئید ...».7___« حتی اگر شب و روز بر ما "گلوله »بارد درست است ، نه لوله بارد ».8___« ای مسلمانان متحد شوید ....».با عرض پوزش و ادب و ارادت ، محمد مهدی اسلامی .
محمد مهدی اسلامی
با سلام و احترا م بسیار بر جناب مش قلم خوب و مهربان وبا صفایم که با صداقت و جذاب می نویسید، واقعاََ ممنونم از این همه بزرگواری و رأفتتان . بلی بنده نیز عرضم در این است که انسانهای فرهیخته نظیر خود جنابعالی که بحمدالله تعالی در ایران عزیز کم نیستید با همین مهربانی که به تبیین و تشریح حقایق اسلامی بپردازید و ان شاءالله هدف نزدیک تر کردن دلها بیکدیگر و از میان بر داشتن دلخوری ها و پرخاشگریها باشد ، یقیناََ مشکلی نیست که آسان نشود ، __مرد باید که هراسان نشود (از محضر مبارکتان اجازه میخواهم مطلبی را در اینجا بخاطرم رسید بخدمت با سعادتتان عرض کنم ، چون جنابعالی صبور و خوش بیان هستید ، بنظرم دانستنش برای همه ی ما مفید باشد ، در صفحه ی « علی انصاریان در گذشت+بیوگرافی ، یکی از کاربران محترم ، بنده ی حقیر و سر کار خانم صفوی و حضرتعالی و دوستان دیگر مان را مورد عنایت و لطف خود قرار داده است !!، اگر ملاحظه بفرمائید و با همین مهربانی خاص خودتان پاسخی جذب کننده مرقوم بفرمائید ان شا ءالله مفید واقع میشود ، خواهر عزیزمان سرکار خانم صفوی بنظر بنده ی حقیر با آن همه مهربانیشان قدری تند جواب داده اند ، که این سبب راندن ایشان میشود ، باورم این است که پاسخ حضرتعالی از جواب ملایم تری که خواهید نوشت بسیار مفید و سازنده خواهد بود، اگر بزرگواری بفرمائید از همین فضای مجازی شروع کنیم بجای طرد یکدیگر دلها را بهم نزدیک کنیم و این تسری پیدا کند ان شاءالله سر تاسر فضای کشور را بگیرد بهمان چیزی که جنابعالی در نظر دارید می رسیم و خدا هم کمک میکند ) ، خیلی بزرگواری و محبت های جنابعالی برایم آموزنده بود ، امید وارم که باز هم در موارد دیگر با همه ی عزیزانمان که در این فضا شرکت می کنند بتوانیم بصورت منطقی ، دوستانه و سازنده ،همفکری و همدلی داشته باشیم . خدای تعالی بر عمر و عزت حضرتعالی بیفزاید و سعادتمند دنیا و آخرتتان قرار دهد ملتمس دعای خیرتانم . با تشکر و عرض ارادت و ادب ، محمد مهدی اسلامی .
ارسال نظر
نمای روز
حواشی پلاس
آخرین اخبار
به پرداخت ملت
سداد2