سردار حاجی زاده: ایران از هرکس که در خط مقابله با رژیم صهیونیستی باشد حمایت خواهد کرد
پارسینه: فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران در گفت‌وگویی به مناسبت سالگرد شهادت سردار شهید حاج قاسم سلیمانی، گفت: جمهوری اسلامی ایران بنا بر فرمایش رهبر معظم انقلاب، از هرکس که در خط مقابله با رژیم صهیونیستی باشد حمایت خواهد کرد.
۱۳ دی ۱۳۹۹ - ۱۵:۳۰
سردار حاجی‌زاده گفت: هرآنچه از توان موشکی در غزه و لبنان می‌بینید با حمایت جمهوری اسلامی ایران صورت گرفته است.

سردار سرتیپ پاسدار امیرعلی حاجی‌زاده فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در گفت‌وگویی به مناسبت سالگرد شهادت سردار شهید حاج قاسم سلیمانی، اظهار کرد: جمهوری اسلامی ایران بنا بر فرمایش رهبر معظم انقلاب، از هرکس که در خط مقابله با رژیم صهیونیستی باشد حمایت خواهد کرد.

سردار حاجی‌زاده افزود: غزه و لبنان در خط مقدم این نبرد هستند و هرآنچه از توان موشکی در غزه و لبنان می‌بینید با حمایت جمهوری اسلامی ایران صورت گرفته است.

وی ادامه داد: ما به هم‌پیمانان و دوستان خود در جبهه مقاومت، بجای ماهی و یا ماهی‌گیری، ساخت قلاب ماهی را یاد دادیم و آن‌ها الان این توانمندی و فناوری‌ها را در اختیار دارند.

فرمانده نیروی هوافضا تصریح کرد: امروز در فلسطین دیگر بجای سنگ از موشک استفاده می‌شود و همین موجب ترس همه مسئولین رژیم صهیونیستی شده است، چون توان امروز محور مقاومت دیگر مشابه ۱۰ سال قبل نیست.

حاجی‌زاده گفت: امروز تقاطعی از آتش، از فلسطین، لبنان، سوریه و بقیه کشور‌های اسلامی بر روی رژیم صهیونیستی وجود دارد و اگر در گذشته، توان دوستان ما در حد سنگ و راکت بود، الان به موشک‌های نقطه‌زن مجهز هستند و خیلی از آن‌ها این فناوری‌ها را در اختیار دارند.

وی اظهار کرد: وقتی رهبر انقلاب فرمودند اگر غلطی از اسرائیل سر بزند، تل آویو و حیفا را با خاک یکسان می‌کنیم، این یک فرمان سراسری بود و ما باید این قدرت را ایجاد می‌کردیم و این تلاش سال‌هاست که به صورت شبانه روزی در حال انجام است.

فرمانده نیروی هوافضای سپاه در گفتگو با المنار در خصوص موشکباران پایگاه آمریکایی عین الاسد پس از شهادت سردار سلیمانی نیز گفت: ما حتی اگر همه پایگاه‌های آمریکا در منطقه را هم می‌زدیم، جواب خون حاج قاسم نمی‌شد، ولی ما در زدن عین الاسد، در واقع حیثیت و هیمنه آمریکا را زیر ضربه بردیم نه اینکه بخواهیم چهار تا سوله را بزنیم.

حاجی‌زاده گفت: ما برای جواب آمریکایی‌ها آماده بویدم و همه توان موشکی‌مان پای کار بود و اگر آن‌ها پاسخ می‌دادند، همه پایگاه‌هایشان از اردن تا عراق و خلیج فارس و همه ناوهایشان حتی در اقیانوس هند را می‌زدیم.

وی درخصوص همکاری برخی کشور‌های منطقه با آمریکا و رژیم صهیونیستی، به آن‌ها توصیه کرد مسیر و سیاست خود را اصلاح کنند و گفت: آمریکا و رژیم صهیونیستی برای هیچ کجا امنیت نیاوردند و در اینجا هم اگر اتفاقی رخ دهد و جنگی صورت بگیرد، برای ما پایگاه آمریکا با کشور میزبانش تفاوتی ندارد و طبیعتا بیشترین آسیب را همین کشور‌های عربی منطقه می‌بینند.

فرمانه نیروی هوافضای سپاه درخصوص توان موشکی و برخی تلاش‌ها برای محدود کردن آن نیز گفت: این توان موشکی قابل مذاکره نیست و غلط می‌کند کسی بخواهد در این زمین مذاکره کند. احازه مذاکره درباره توان موشکی به هیچ مسئولی داده نمی‌شود و این خط قرمز است.

حاجی‌زاده تصریح کرد: قدرت و توان موشک ما را می‌توان در اظهار نظر‌های دشمنانمان دید. هیچکس ما را به محدودیت برد ۲ هزار کیلومتر مجبور نکرده، چون ما بر سر توانن موشکی با کسی صحبت نمی‌کنیم. این تصمیم خودمان بوده است و این برد برای ما ابدی هم نیست.
نظرات
ناشناس
این چرا پاسخگوی ساقط کردن هواپیمای مسافری نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ناشناس
دیگه چه جوری پاسخ بده. گفت اشتباه شده و تمام. جرات داری اعتراض کن
سبحان شاهمرادی اصولگرا
هرکس واقعا دشمن رژیم غاصب و جاعل اسرائيل باشد
دوست ما محسوب میگردد
و
ما به کمک ها این رژیم را لگد مال خواهیم کرد

یک نکته ای هم به این ناشناس منافق بگویم
غرامت حادثه سهوی هوایپمای اوکراینی ها تمام و کمال
پرداخته شده است و بیش از این در این مورد حرف زدن
به صلاح کشور نیست و به نفع تفرقه افکنان خواهد بود
خیلی
جالب هست که کسانی که به صد روش مختلف
اسقاط عمدی هواپیمای ایرانی توسط رژیم آمریکا
در دهه شصت را ماست مالی میکنند
آتش بیاران معرکه شده اند و با صد روش مختلف
سعی در تعمدی کردن این حادثه سهوی هستند!
ناشناس
سبحانف سهوی هم شده باشه بالاخره یکنفر و سلسله مراتب اون مقصر هستند باید محاکمه بشند. حالا چون امریکا 33 سال پیش هواپیمای ایران رو زده جواز میشه هرچی شد بازخواست نکنیم؟ صبحونه چی میخوری ؟ مغز حیوان خاصی رو میخوری؟ برو خودتو نشون بده
ناشناس
ساقط کردن هواپیمای مسافری واقعا یک جنایت بود و باید رسیدگی شود.....
ناشناس
حتمن توو منافق دستورشا بده کاریت نباشد .
ناشناس
11:59 شما برو به شغل شریفت .... .... .... .... .... بپرداز
ناشناس
باید عامل سقوط هواپیما مجازات بشه
ناشناس
میشخ از مردم ایران هم حمایت کنید اگه هنوز یه رگ ایرانی واستون مونده سردار
ناشناس
اینا ایرانی نیستن
ناشناس
شما فقط جرات دارید از اتباع ایران بکشید در مقابل بقیه فقط حرف میزنید
ناشناس
جواب هواپیما هم به وقتش روشن میشه برات، طوری که دهنت یک گز باز بمونه
عماد
جمهوری اسلامی ایران اردوگاه امام حسین (ع) و مدافع و حامی مستضعفان هست . علت دشمنی و جنگ یزیدیان زمان با ما به همین موضوع بر می گردد . حقیقت دلسوزی عده ای ساده لوح و مزدور وطنی با نام دلسوزی برای حادثه هواپیما برای همه آگاهان روشن هست . مزدور مزدور هست دیگه
ناشناس
پرت و پلا نگو حادثه هواپیما هم نیاز به عدالت داره و به مسائل دیگه مربوط نیست. اینطور هم نیست هرکس گفت مسببین رو محاکمه کنید دشمن باشه عدالت عدالت هست
ناشناس
منم با سردار حاجی زاده موافقم ، برای رسیدن به صلح و آرامش در منطقه و جهان نیاز به همراهی و همدلی همه مردم جهان است . جمهوری اسلامی از سازمانهای صلح طلب و ضد جنگ که در سراسر جهان هستند حمایت کند . همانطور که ازاعضای موسسه صلح و آزادی و ضد جنگی که در آمریکا بود در ایران تجلیل کرد . موسسات غیر انتفاعی صلح که در خود اسرائیل هستند و از صلح و حقوق انسانی دفاع می کنند ، باید حمایت کنیم .
ناشناس
اگه وقت کردید
برای مردم ایران هم به اندازه یک ارزن دل بسوزانید.
مش قلم
از هرکس؟؟؟!!!!من کاری به نفس کار که دشمنی و دشمن ساختنه کاری ندارم ولی خوبه به جمله ای که گفتن فک کنن!!یعنی چی از هرکس؟؟؟!!زدن چهارتا سوله برای آمریکا شد از بین رفتن حیثیت؟؟؟!!!شایدم اصلا براش مهم نبود!!!خب چرا وقتی نزدنین که چهارتا سرباز کشته بشه!!؟؟؟ نگید کشتیم و فلان کردیم که بارها خودتون و دوستانتان اعلام کردین به آمریکایی ها خبر داده بودین فقط هزینه بود بر ملت نه انتقام!شما اینقدر در سطح بالای آمادگی بودین که فرق موشک و هواپیما رو نفهمیدین البته به گفته خودتون که امیدوارم درست باشه!!! وقتشه در مورد معنی کلمات و نحوه ی درست بکار بردنشون تجدید نظر کنید
محمد مهدی اسلامی
با سلام و احترام بر جناب مش قلم عزیزم که کلی از زیارت نام شریفتان در این صفحه خوشحال شدم ، جقدردر این صفحات بدنبال نام شریفتان گشتم تا از محضر مبارکتان عذر خواهی کنم چون دیر متوجه آخرین جوابی که برایم مرقوم فرموده بودید شدم و در جای دیگر خواهش کردم چنانچه خواسته باشید به آن بحث قبلی ادامه دهیم و پرسشی را که فرموده بودید در حد توان نا چیزم جواب تقدیمتان کنم ولی توفیق یارم و سعادت نصیبم نشد . میدانید که بنده به گفتگو با جنا بعالی بسیار راغب و علاقمندم ، خدا ان شاءالله خیرتان بدهد ، اما در اینجا هم از جنابعالی اجازه میخواهم که خدمتتان عرض کنم خبر دادن قبلی به دولت عراق نه آمریکائی ها به معنای نداشتن سر جنگ با کشور عراق است ، مضافاََ به این که حمله بر پایگاه نظامی آمریکا دال بر داشتن قدرت و جرأت ایران و شکستن ابهت آمریکا در دنیا بحساب می آید ، که آمریکا کلی تلاش می کرد آن را بصورتی ماست مالی کند علاوه بر آن عربستان هم بوحشت افتاده بود که یکی از مقاماتشان ، اعلام کرد ما در این مورد بی خبر و بی تقصیر بوده ایم و آمریکا با ما مشورتی نکرده بود ، این یعنی نکند به پایگاه نظامی آمریکا در کشور ما نیز حمله کنید . عربها این فکر را نیز کرده بودند ، آمریکا که نمی تواند از حیثیت خودش دفاع کند ، آنوقت ما میخواهیم با تکیه بر او از خطر دیگران محفوظ باشیم ، اما جاره ای نیز غیر از برای خود نمی دیدند . ضمنا ََ انتقام هنوز بجای خود باقی است ، اگر اظهرات اخیر مقامات اسرائیل را که در همین وب سایت شریف پارسینه هم آمده است مطالعه بفرمائید وحشت اسرائیل نیز از همین که ایرا انتقام خواهد رفت ، روشن است . و آن حمله فقط یک سیلی برای اخطار به آمریکا بود . آمریکائی که در دنیا وقتی اسمی از آن برده میشد به تجلیل و تکریم از او شنوندگان برکوع می رفتند . اما اشتباه خصوصاََ در شرایط جنگی رخ میدهد ، گر چه هر اندازه کمتر بهتر . خدا ان شا ء آلله سلامتی و خرمی همیشگی و سعادت نصیبتان کند . با عرض ادب و ارادت ، محمد مهدی اسلامی .
مش قلم
با عرض سلام و ارادت؛
جناب اسلامی عزیز؛ اجازه بدین صریح بگم که با شما موافق نیستم دولت عراق دوست هر کشوریه که منافعشو بهتر تامین کنه ،چطور موقع ترور آقای سلیمانی آمریکا به دولت عراق اطلاع نداده بود !؟؟شایدم اطلاع داشتن ولی پای منافعشون در خطر بود؟؟!!یا اصلا منفعتشون در این امر بود !!!؟؟ در ضمن بعد از ترور؛ آمریکا و عراق میدونستن که ایران قصد انتقام داره و مطمئنا عراق بخوبی میدونست که یکی از کشورهاییه که بیشترین امکان و داره که عملیات انتقام از اونجا صورت بگیره پس عملا نیازی به اعلام نبود، و اما اینکه خود مقامات ایرانی بیان میکنن که اعلام کردند تا کسی کشته نشه!!!! و بیشتر شبیه به یک معامله بود تا انتقام ی جور دهن مردم رو بستن .اما در مورد اقتدار آمریکا، باید بگم که بنظر من کوچکترین تاثیری نداشت چون آمریکا به هدفش رسید و اینکه همه میدونن که آمریکایی ها برای جون نظامیانشون بسیار ارزش قائلن نه تجهیزاتی که پولشو از مردم بدبخت خاورمیانه دزدیده بودند، در دشمنی با عربستان هم ، این ما بودیم که آشکارا به سفارت اونها حمله کردیم و دقیقا کاری که نباید میکردیم کردیم پس کار عربستان نه از روی ترس که از روی عقل بوده البته حتما ترسم بوده ولی بهر حال عاقلانه بوده !! چون آزموده رو آزمودن خطاست؛ بهتره دست از شعار برداریم اگر قراره مثل بار قبل انتقام بگیرن که باز هم این ما هستیم که هم جان میدهیم هم مال.
اما در مورد سوالم، ممنون میشم درباره اش توضیح بدین، ارادتمند شما
مش قلم
جناب اسلامی فراموش کردم درباره اشتباه در شرایط جنگی صحبت کنم اول اینکه این اشتباه خیلی بزرگ بود و وقتی نظرات کارشناسان رو مطالعه میکنم خوشبینانه ترین حالت برای این حادثه سهل انگاری و عدم احترام به جان مردمه چرا که اگر شرایط جنگی بود چرا پروازها رو کنسل نکردن!!؟؟ چطور فرق بین موشک و هواپیما رو نفهمیدن!!؟؟ موشک اول اشتباه شد موشک دوم رو چرا زدند!؟؟حالا اشتباه شد چرا از مردم پنهان کردند که ملت باید از توییت ترامپ موضوع رو بفهمند؟؟!!مگر ملت ولی نعمت اینها نیستن؟؟!!پس چرا همیشه و همه جا غریبه ان؟؟!! چرا عوامل این اشتباه معرفی نشدن؟؟چرا محاکمه نشدن!!؟؟ بازم میگین اشتباه!!؟؟؟ چندبار ؟؟؟
محمد مهدی اسلامی
با سلامی دیگر و احترامبر جناب مش قلم عزیز م ، با عرض پوزش لطفاََ این اشتباهات را در متنی که نوشته ام اصلاح بفرمائید ، 1__«جاره ای »غیر از این را که باید «چاره ای» غیر از این ، و2__«اظهر ات » را که باید «اظهارات» و 3__«ایرا
ا نتقام خواهد گرفت» را که باید «ایران » انتقام خواهد گرفت می نوشتم . متشکرم . با عرض ادب و ارادت . انشاءالله تعالی موفق و مؤید و سر بلند باشید. ،
محمد مهدی اسلامی .
محمد مهدی اسلامی
با سلامی دیگر و احترام بر جناب مش قلم عزیزم بارها از صریح اللهجه و صادق بودن جنابعالی تشکر کرده ام چون این نشانه ی منافق نبودن جنابعالی است ، آنچه که بنده از سخنان حضرتعالی در یافت کرده ام این بوده است ، دم از دینداری نمی زنید بدون آن که به آن اعتقاد داشته باشید و فقط برای فریب دادن مسلمانان ، سخنانتان ظاهراََ اسلامی و در عین حال باطل و خلاف اسلام و من در آری باشد . ، این حسن جنابعالی است . همین سبب می شود که دوستتان داشته باشم که دارم . اما آمریکا چرا به عراق خبر نداده بود؟ معلوم است ، آمریکا در نظر خودش عراق را عددی بحساب نمی آورد ، تنها وحشت آمریکا از ایران است آنهم برای آن که مبادا کشور های دیگر نیز که مستعد تبدیل شدن به کشوری مانند ایران هستند ، لذا همین امر سبب از دست دادن منافعش بطور کامل در منطقه بشود ، و معتقد است که ایران در غرب آسیا (بغلط بقول غربیها ،خاور میانه )سبب بهم ریختگی اوضاع است . حالا چرا؟ واضح است ، زیرا میداند مسلمانان فهیم در کشور های اسلامی دل در گرو اسلام دارند و اسلام نیز برای آمریکا و منافع نا مشروع و سلطه گری آن خطر دارد ، پس باید هر چه زودتر کلکش کنده شود . بهمین جهت بی وقفه از همان زمان که انقلاب در ایران شروع شد بصور گوناگون در تلاش بود که اگر بشود با دلسردو متنفر کردن مردم با عظمت ایران و گرنه با کودتا و در غیر این صورت با استفاده از ایادی نفوذی خود و همچنین استفاده از شیفتگان غرب و غربزدگان توفیق یابد که انقلاب را نابود کند که مقاومت و جدیت مردم با وفا به اسلام و ایران را نتوانسته است که از پای در آورد فلذا هنوز هم باور نکرده است که اگر در این تقریباََچهل و یکسال گذشته موفق شود بعد از این هم نخواهد توانست . اما این که عرض می کنم ابهتش در دنیا نابود شده است ، ملاحظه میفرمائید که یک دولت باصطلاح خودش ابر قدرت اینقدر حقیر شده است که راضی می شود با برخی گروه ها در بعضی کشور ها دور میز مذاکره بنشیند تا باشد که از طریق آنان بتواند سلطه ی کامل خود را باز یابد . اکنون باز هم ممکن است پذیرش این عرایض بنده ، برای جنابعالی قدری دشوار باشد ، اما خواهشم این است که قدری صبر بفرمائید ولی این عراضم را در نظر مبارکتان داشته باشید تا ان شا ءالله در موقع مناسبش با آن صداقت و حق طلبی که از جناب شما سراغ دارم با کمال صراحت حقانیت آنها را تصدیق خواهید فرمود . حیفم می آید این نکته را در اینجا یک بار دیگر نیاورم که این صداقتتان مایه عزتتان است ، همانطوری که در جائی برای عزیزی مرقوم فرموده بودید «من در اموری که سوادش را ندارم
نطری نمی دهم « وبنده در همانجا نوشتم آفرین برشما که این بیانتان نه تنها از قدر شما ذره ای نکاست بلکه در نزد خردمندان صداقت و بزرگواریتان را معلوم کرد . اما چون مطلب بدرازا کشید ، از حضور مبارکتان خواهش می کنم اجازه بفرمائید در باره آن سئوالتان ان شاءالله بعداََ در حد توان ناچیزم جواب بنویسم . ، صاف و پوست کنده بگویم برای این حقیر خیلی دوست داشتنی هستید اگر چه بنده کسی نستم . امید وارم خدای تعالی همواره موفق و مؤیدتان دارد و خوش و خرم و شاد کام باشید . با عرض ادب و ارادت بیشتر از همیشه ، محمد مهدی اسلامی
مش قلم
با عرض سلام و ارادت
جناب اسلامی باید بگم :کاریز خوش دارد خیال کند/که رودها تنها برای این هستند/که به او آب برسانند ،بنظر من تصور شما از ایران تصور کاریز از خودشه و اما درباه ی مسلمانان فهیم صحبت کردین و دل در گرو اسلام داشتن خب این چه ربطی به ایران داره؟؟؟!!!لطفا ننویسید ایران مرکز اسلامه و انقلابش اسلامی بود که خیلی خوب میدونیم انقلاب فقط توسط اسلامگریان صورت نگرفت بلکه گروههای بسیاری بودند که مبارزه کردند ولی از قطار انقلاب پرتشون کردند پایین و جالب اینکه سران این انقلاب که از قضا لباس دین هم به تن داشتن توسط همینها کشته شدند و یا اینکه از کار برکنار !!! امیدوارم منظورمو رسونده باشم
اما درباره مذاکره ی آمریکا با گروههای کوچک ، مگر ایران غیر اینو انجام میده!!؟؟ مگه ایران مامن طالبان نشده؟؟!!دیگه بقیه ی گروهها به کنار
وقتی پای منافع در میون باشه آمریکا همیشه گفته اهل مذاکره است اما ایران چطور؟؟!! چرا باید با یگ گروه تروریست مثل طالبان مذاکره کنه!!؟؟ بخاطر منافع؟؟؟!! این باعث سربلندی ماست !!!!؟؟ شما مصاحبه ظریف با آقای نجفی رو دیدین؟؟؟!! اما در آخر باید بگم این اصطلاح غرب زده برای من هیچ بار معنایی نداره انسان میتونه از فرهنگ و هنر و صنعت یک کشور غربی خوشش بیاد و حتی شیفته دمکراسی و آزادی کشور دیگری بشه ولی دلیل بر این نیست که دشمن کشور خودش بشه یا منافق یا مزدور یا هرچی!! شاید هم امثال جلال آل احمد الان زنده نیستند که شرق زده رو باب کنن ولی اگر هم بود باز هم کاملا بی معنا بود. ارادتمند شما
محمد مهدی اسلامی
و سلام بر جناب مش قلم عزیز و جوبم ، با احترام و آرزوی سلامتی و سربلندی برای جنابعالی که باز هم با صفا و صداقت خودتان به عرایضم جواب داده اید ، متشکر م ، خوشحالم کردید ، خدا خوشحالتان کند . خدمت با سعادت جناب مش قلم خوب و دوست داشتنی عرض می کنم که سخن بنده ی حقیر در مورد کشور عزیز ایران ، این است که مردمانی عاقل ،باهوش و فهیم و نجیب دارد که همین ویژگیهایشان سبب شد تا با آغوشی باز رهبری امام خمینی (س) ، راپذیراشوند . اما ایران مرکز تشیع است ( تشیع و تسنّن، هر دو اسلام و شیعه و سنّی ، دو برادر مسلما نند ، اما تنها ایرا ن است که در دنیای اسلام ، مرکز تشیع است ) بنده عرض نکرده ام ایران مرکز اسلام است ، چون برادران و خواهران مسلمان ما در هرجای عالم که باشند ، برای ما گرامی و محترمند ، چه سنّی باشند و چه شیعه . اما مردم ایران اعم از مسلمانان ، شیعه و سنّی و غیر مسلمانان ، مسیحیان و کلیمیان و زر دشتی ها ، همه فهیمند و محترمند . غالب مسلمانان در تمام کشور ها ی دنیا دل در گرو اسلام دارند ، و طالب سربلندی اسلامند که سر بلندی خودشان است ، بهمین جهت ملاحظه میفرمائید که در کشور های اسلامی ، هم شیعیان و هم سنی ها ، به انقلاب اسلامی ایران علاقمندند . آمریکا هم از همین می ترسد که مسلمانان در کشور های اسلامی نیز همانند ایران طالب حاکمیت اسلام بشوند که برای آن خطر ناک است . پس این فهیم و باهوش و عاقل بودن مردم عزیز ایران است که حاکمیت اسلام را پذیرفته اندو در جهت حفظ آن شهیدان زیادی را داده اند . این هم ربط فهیم بودن مردم ایران راکه بطور اعم مسلمانان و مسیحیان و کلیمیان و زر دشتیان را در بر می گیرد با ایران و حکومت اسلامی را نشان میدهد . ایران مرکز تشیع است ،. اما انقلابش اسلامی است ، چون مردم عزیز ما به دعوت مرحوم امام خمینی سلام الله تعالی علیه که رهبر اسلامی بودند لبیک گفته و بخاطر اسلام علیه حکومت مشرک زمان بر خاستند و به پیروزی رسیدند . بلی عده ی قلیلی از دیگر کسانی هم بودند که با حکومت شاه مبارزه میکردند ، اما در اقلیت بودند و افکارشان نیز مقبولیت عام نداشت ، مانند توده ای ها وچریک های فدائیان خلق و ... که فقط در اینجا هم لازم است دقت کنیم ، گروهک مجاهدین خلق که بعداََ الحق بنام منافقین معروف شدند ، زیرا افکار ماتر یالیستی را با ضرب و زور میخواستند به اسلام بچسبانند ، تازه عملاََ نیز در جهت خواست آمریکا قدم بر میداشتند ، ( در ابتداء که تشکیل شده بودند، نیتشان مبارزه ی با حکومت شاه در جهت حمایت از اسلام بود ، اما مسعود رجوی برادر کاظم رجوی ساواکی راکه دستگاه حاکمیت پهلوی بعنوان رهبر سازمان قرار داد ، نام اسلام را داشتند ، باافکار التقاطی زیر بنائی ماتر یالیسم دیالکتیک مارکسیستی ، زیر پوشش اسلامی ، اما در عمل ،آمریکائی ) نیز ظاهراََ به مردم پیوستند . اما اگر در اکثریت بودند که هر گز حاضر نمی شدند که حکومت اسلامی را مستقر کنند و فر یاد بزنند « استقلال ، آزآدی ، جمهوری اسلامی ، لذا پس از پیروزی انقلاب بعشق هلیم افتادند توی دیگ ، خیلی زود ماهیتشان راکه برای خواص معلوم بود با ناشیگریهای خودشان ناگزیر ، چهره ی زیر نقاب اسلامیشان را برای عموم ملت هوشیار و فهیم ایران آشکار کردند ، و از سوی مردم طرد شدند ، آن بقیه هم که اصلاََ از ابتداء منفور مردم بودند ، کجا مردم ما به توده ایها و چریکهای فدائیان خلق و ماتریالست های راه کارگر و ... علاقه داشتند ، آنان بودند که میخواستند خود را به مردم بچسبانند تا شاید از این طریق بخواسته های خودشان برسند . اما دوگروه دیگر ملی گراها و نهضت آزادیها بودند ، آنان نیز در میان مردم مطرح نبودند و پایگاهی نداشتند .چون در جهت مردم حرکت نمی کردند ، از طرف مردم نیز طرد شدند یا به تعبیر جنابعالی از قطار انقلاب پرتشان کردند به بیرون .اما آمریکا هر گز با گروهکی بمذاکره نمی پرداخت ، امر می کرد نوکران دست نشانده شان آنان را زندانی ، شکنجه ، و سر به نیست می کردند. جالب توجه است که میفرمائید مگر ایران مأمن طالبان نشده است ، مأمن ، یعنی پناهگاه و محل امن ، ایران ازقبل پیروز شدن انقلاب ، هم خواستار حفظ احترام به ملت های کشور ها بود و هر حاکمیتی را ملت ها در کشورشان قبول داشته اند برای ایران محترم بوده اند . آمریکا مذاکره ای را میخواهد که در آن برد داشته باشد و زور گوئی خودش را صورت موجه قانونی بدهد ، یعنی اگر بتواند بزور کشور های دیگر را بمذاکره بکشاند و خواسته هایش را تحمیل کند ، نامش نیز در دنیا به بدی برده نشود که این خواسته اش بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران ، ترک زیادی بر داشته است. اما مصاحبه های آقای دکتر ظریف را ّبا آقای نجفی زاده خوانده ام ، مستقیماََ گوش نکرده ام . اگر مطلبی در این مورد از نظر جنابعالی قابل بحث است ، لطفاََ مطرح بفرمائید ، در خدمتتان هستم ،چون میدانید که گفتگو با جناب عالی برایم دلچسب است ، زیرا ادعای بیجا نمی کنید ، مطالبتان را بدون دوز و کلک و صادقانه مطرح میفرمائید ، بحمد الله تعالی بدون بغض و داشتن عقده ی حقارت و کینه توزی ، می نویسید که این ها همه نشان از ادب درست و مهربانی و صداقتتان دارد ، بنده نیز خودم را خدمتگزار چنین بزرگوارانی میدانم و به آن افتخار هم می کنم ، بسیار از لطفتان ممنونم . ان شا ءالله موفق و مؤید و سربلند باشید . با عرض ارادت و ادب ، محمد مهدی اسلامی .
مش قلم
با عرض سلام وارادت
جناب اسلامی شما با سنی های ایران صحبت کردین؟؟؟!!از اجحافی که در حقشون میشه خبر دارین !!؟؟ به سیستان و بلوچستان سفر کردین؟؟!!!مطالبه سنی های پایتخت که داشتن مسجد در تهران هست رو شنیدین؟؟!!! علاقه!!؟؟ علاقه چطور ایجاد میشه؟؟!!با محروم نگه داشتن؟؟!!با تبعیض!!؟؟ شما با مسیحیان و کلیمیان صحبت کردین !!؟؟ شنیدن که از داشتن حجاب اجباری در کشورشون ناراضی هستن؟؟!! حتی مسلمان هم از این اجبارها ناراضی هستن ، شما رفتار ایرانی ها به کشورهای همسایه بعد از خروج از ایران رو دیدین!!؟؟ اینها بنظرتون علاقه به این حکومته؟؟!! کدوم کشور بدون داشتن نفع مالی طالب سربلندی ایرانه؟؟؟!!!کدوم کشور علاقه داره شبیه ایران باشه؟؟لطفا با ذکر نام بفرمایید، مگر بغیر از ایران کشورهای اسلامی دیگری هم‌نیستند ؟؟!!اگر هدف اسلامه پس شیعه و سنی بودن هیچ فرقی نداره بهتره جداسازی نکنید؟؟!! در برخی کشورهای اسلامی برخی شیعیان به انقلاب اسلامی علاقمندند درسته ؛ اونهم بخاطر منافعی که از ایران نصیبشون میشه که این علاقه هم قابل راستی آزمایی هستش کافیه تمام منابع مالی که به اونها داده میشه قطع بشه تا ببینیم این علاقه چقدر دوام میاره!!! اما درباره آقای[،،،] و اما رای مردم به حکومت؟؟!!چند نفر از کسانی که به این حکومت و قانون اساسی آن رای دادند اون رو مطالعه کرده بودند؟؟ در زمان قبل از انقلاب هم دین ایران اسلام بود ولی اجباری نبود بلکه اختیاری و مردم بواسطه تصویری که از اسلام داشتن نه بواسطه مطالعه به این نظام رای دادند هر چند که قوانینی مثل حجاب اجباری بعد از رای گیری ایجاد شدند یعنی حتی از مردم نظر خواهی نشد؛ خب چرا دوباره همه پرسی نمیذارن؟؟!!اما درباره انقلاب و جنگ !!!ببینید ملت اگر جنگیدند برای کشورشون جنگیدن نباید فقط برای اسلام مصادره بشه چون ما در کشور یهودی و زردتشتی و کلیمیان و .... داریم که شهید شدند و حتی بسیاری بودند که فقط هدفشون حفظ تمامیت ارضی کشورشون بوده نه اسلام ، پس در واقع باید بگیم اسلام هم یکی از اهداف بود نه صرفا تنها هدف، اما درباره انقلاب؛ من اصلا با شما تفاهم ندارم چون در واقع جنگ بود که مردم رو زیر یک پرچم جمع کرد و در مقابل دشمن خارجی همه یک تن شدند اگر جنگ نبود چه بسا که مردم حاضر نمیشدن از مواضع خودشون کوتاه بیان و الان با شرایطی کاملا متفاوت رو برو بودیم مس نتیجه صرفا بیان کننده رضایت مردم نیست. بله ایران مامن طالبان شده ، آقای نجفی هم بطور مستقیم از آقای ظریف پرسیدند و جالب اینکه ایشون اظهار بی اطلاعی کردند!!!!!و واقعا چقدر شرم آور بود حقارت ما ، بله سفیر ما از مذاکره با طالبان ذوق زده میشه آیا این احترام به حکومت افغانستانه؟؟!!زن و فرزند اسامه در ایران اقامت داشتن چند وقت پیش دو نفر از اعضای طالبان در تهران ترور شدن خب چرا باید نفر دوم یک گروه تروریستی اصلا در ایران باشه؟؟
محمد مهدی اسلامی
با سلامی دیگر بر جناب مش قلم عزیزم ، چون جنابعالی ،در جائی مرقوم فرموده بودید گاهی برخی از نوشته های بنده رامطاله میفرمائید ، لذافکر میکنم شاید قبلاََ برخی از نظرات بنده ی حقیر را ندیده باشید ، پس با کسب اجازه از محضر مبارکتان ، عرض میکنم که هر سخن یا عمل بر حق و خوب را از هرجای دنیا که باشد ، هر عاقلی می پذیرد ، خصوصاََ اسلام که دین عقل و تفکر است، آن را می پذیرد ، چه از غرب باشد و چه از شرق . بنا براین اگر سخن از غربزدگی و نکوهش آن می شود ،نه بخاطر پذیرفتن خوبی های آن است ، بلکه منظور پذیرفتن آن چیز هائی است که عقلاََ و شرعاََ ، نا درست باشد . اما مرحوم جلال آل احمد مدتی گرایش به ماتریالیسم مارکسیستی داشته ولی بعداََ متوجه بطلان آن شده و طردش کرده بود . پس اگر گفته می شود غربزدگی یا شرقزدگی برای عاقل مطرود است دیگر فرقی نمی کند چه کسی آن را رواج دهد . باطل ، باطل است چه از شرق باشد ، چه از غرب باشد . اما در دموکراسی هم بنده ، یک وقت با خواهر خوبمان سر کار علیه خانم صفوی حفظها الله تعالی گفتگوئی داشتیم ،در آنجا نوشته بودم ، دموکراسی بمعنای حکومت مردم بر مردم از نظر اسلام مردود است ، چون مردم حق فرمانروائی به مردم را ندارند ، فقط خداست که حق دارد بر همگان حکومت کند زیرا همه چیز و همه کس از آن اوست . و اگر در اسلام سخن از ولایت فقیه می شود در واقع منظور ولایت و خاکمیت فقه است که حاکمیت خدای تعالی بر مردم است . و لایت فقیه یعنی و لایت فقه . این که گاهی ار دموکراسی نام برده میشود معنایش اگر حکمومت مردم بر مردم باشد شرکست ، اما اگر اطاعت از فقه اسلامی باشد ، حکومت می شود اسلامی و دینی .که در واقع اطاعت از خدا خواهد بود . ان َاءالله در زیر سایه امام زمان باشید ، التماس دعا دارم ، موفق و مؤید باشید . با عرض ادب ارادتمند تان ، محمد مهدی اسلامی .
مش قلم
ببینید اما درباره دموکراسی ؛ مگر در ایران کنونی ما کسی از امام علی فقیه تر هم هست؟؟!!مگر غیر از این بود که وقتی مردم ایشون رو نخواستند و ابوبکر و پس ابوبکر شورای شش نفره عمر رو انتخاب کردند ایشون پذیرفتن؟؟!! مگر بعد از عمر عثمان رو هم نپذیرفتند؟؟!!مراد از پذیرفتن اینه که اعلام قیام نکردند حتی اگر مشورت یا کمکی هم میخواستند دریغ نمیکردند و تا زمانی که مردم برای حکومت ایشون بهشون هجوم (پناه) نبردند ایشون حکومت رو نپذیرفتن؟؟در واقع ایشون رو مردم انتخاب کردند این در اون زمان عین دموکراسی بوده الان اوضاع به این سبکه؟؟!!!اما درباره تاریخچه غرب زدگی باید بگم که زمانی استفاده از عینک و کت و شلوار هم نماد غرب زدگی بود !!! استفاده از دارو و قرص و ماشین نماد شیطان و غرب و غرب زدگی بود!!! پس من برای خودم واجب میدونم از این اصطلاحات استفاده نکنم چون اول اینکه بار منفی دارند و دوم اینکه در گذر زمان علم پیشرفت میکنه و به انسانها خیلی چیزها اثبات ،پس لزومی نداره دیگران رو به خاطر اعتقاد به اون چیزی که بنظر من الان بده؛ مورد قضاوت قرار بدم، ارادتمند شما
محمد مهدی اسلامی
با سلام و احترام بر جناب مش قلم عزیز و مهربان و با سعه صدر که تاب تحمل سخنان این حقیر را داشته و با متانت و ادب پاسخ میدهید که این عین انسانیت و بزرگواری است ، واقعاََ از این روش زیبا و دلنشین جنابعالی نه بنده حقیر که هر انسان خردمندی خشنود می شود ، احسنت بر شما و جزا کم الله خیر اََ کثیراََ . آفرین بر صبر و حوصله و شکیبائیتان ، بنده خودم را ملزم میدانم که این صفات حسنه ی حضرتعالی را بطور بر جسته برای خودم نمایان کنم تا با کمال افتخا ر این روش خوبتان را در وجود خودم بتوفیق الهی پیاده کنم ، شاید ، برای خود جناب شما این حسن خلقتان چیز مهمی جلوه نکرده باشد ،که البته آن هم حسن دیگری است ، چون مانع مغرور شدن انسان به داشته هایش از صفات کمالیه می شود ، واقعاََ ممنونم ، خدا ی تعالی توفیقاتتان را روز افزون کند . عرض کرده بودم ،معنای دموکراسی که در غرب بکار می رود به معنای حکومت مردم بر مردم است که این شرک است ، چرا؟ برای آن که مردم حق حکومت بر دیگران امثال خود را ندارند ، چون حکومت فقط خاص خدای تعالی است .اما کاملاََ زیبا و درست فرموده اید که هیچکس از مولی علی (ع) افقه نبوده و نیست و حقیر اضافه می کنم که تا برپائی روز قیامت نیز کسی افقه از آنجناب یافت نخواهد شد که معصومین علیم الصلوة و السلام جامع کمالاتند و بمحض اراده هر مجهولی برایشان معلوم میشود . اما امام حرکات و سکنات . قول و فعل و تقریراتش برای خردمندان درس و حجت است این معنای سنَت . بلی از آنجا که اسلام دین انساز و جامعه پرداز است و با حکمت و تعالیم درست به تعلیم و پرورش بندگان خدا می پردازد ، قطعاََ امام المتقین نیز باید همانگونه عمل میکرد تا برای آیندگان نیز درس باشد . در عین حالی که حق حکومت را از آن خدای تعالی میدانست و مجری لایقش را نیز بحق در زمان خودش وجود مبارک خودش میدانست ، اما از آنجا که جامعه آن آن روز از درک و فهم درست اسلام نا توان بودند بجز عده ای قلیل ، امام نیز باید مراعات حال مردم را می کرد که کرد ، لذا حاکم اسلامی را مردم معین می کنند ، نه انتخاب ، مردم آن روز جز عده ی قلیلی ، به درک عمیق از مسائل دینی وقوف نداشتند ، امام نیز برای مصلحت که مصلحت نیز در جای خود حق و لازم الاجراء است بر گزید ودر عین حال اعتراضات بر حق و منطقی خود را نیز ترک نکرد . چون هدف حفظ اسلام بود . اگر امام قیام میکرد ، حتی همان اسم اسلام نیز از میان می رفت و دیگر چیزی آز آن باقی
نمیماند تا بنده و جنابعالی پس از قرنها در مورد اسلام ومسائل فردی و اجتماعی و حکومتی آن به مباحثه بپردازیم ، این عمل مولی یعنی همان عمل به مصلحت برای حفظ اساس حق و حق برتر و نیز قبر کردن برای پیدا شدن فرصت مناسب (ضمناََ در اینجا از برکت بحث با حضرتعالی این توفیق پرداختن به معنای مصلت نیز که در دایره ی الاهم فالاهم نیز میگنجد دست داد ، و اندکی مطرح شد ، آری بحث با فرهیختگانی نظیر جنابعالی این حسن را نیز دارد )، حال اگر اسم این را جنابعالی دوست دارید دموکراسی بگذارید ، اشکالی ندارد ، کما این که همین حالا در زمان ما نیز از اصطلاحاتی مانند مردمسالاری دینی و غیره استفاده میشود . اما این به معنائی که در غرب رایج است نیست . الآن بنده چه امتیازی بر جنابعالی دارم باید بر جناب شما حکومت کنم ؟! هیچ . در صورتی که خدا ست که باید بر تمام بندگان حکومت کند ، این را میگوئیم حکومت الله بر مردم که حکومت اسلامی نامیده می شود . و حکومت اسلامی یعنی اقامه حق و اماته باطل (=میراندن باطل ).اما اسلام که هر گز از استفاده و بهره گیری از هیچ چیز مفید برای انسان منع نکرده ا است ،حال اگر جهل به اسلام و عدم شناخت آن سبب بشود عده ای کج فهمی ها و بد فهمی های خورا اسلام بنامند ، آن را که نباید بحساب علماء عالیقدر و اسلامشناسان گذاشت . که بحمدالله تعالیجنابعالی نیز خیلی داتر از آنید که چنین تصور غلطی را به مخیله خود راه دهید .آیا شیخ بهائی، میر داماد ، میر فندرسکی و دیگران از بزر گان اسلام را میتوان با مثلاََ درک و فهم ممیشعلی خان ، یا ،یاردانقلی خان برابر گرفت ؟! قطعاََ جنابعالی که بحمدالله تعالی انسانی فهیم و فرزانه اید جنین چیزی را قبول نخواهید کرد . خدا وند بر عمر و عزتتان بیفزاید ، لطفاََ حقیر را نیز از دعای خیرتان فراموش نفرمائید . واقعاََ حق دارم از گفتگو با جنابعالی محظوظ شوم . با عرض ادب و ارادت ، محمد مهدی اسلامی .
محمد مهدی اسلامی
لطفاََ صبر را که سهواََ «قبر » نوشته ام و نیز «داناترید » را داترید» نوشته ام اصلاح بفرمائید . متشکرم .
مش قلم
با عرض سلام واردات
جناب اسلامی چرا حکومت مردم بر مردم رو عین شرک میدونید؟؟!!اول اینکه یک شخص با معیارهایی که قانون اون کشور قبول ‌کرده وارد میدان رقابت میشه از مردم تایید میگیره دوره ی کوتاه مدت ۴ یا ۸ ساله و نه مادام العمر عنان جامعه رو در اختیار میگیره، در دوره حکومت قابل نقد شدن و حتی برکناری هست اگر نمایندگان مردم بخوان در هر موردی ایشونو سوال و جواب میکنن این بنظر شما با تعریف، خود را همتراز خدا دانستن یکیه!!!؟؟؟ من به عقل خودم که رجوع میکنم میبینم احتمال خطا برای کسی که میدونه ۴ یا نهایتا ۸ سال زمام امور رو در دست داره کمتره ، دلبستگی به قدرت پیدا نمیکنه ، احتمال فساد کمتر میشه اگر اشتباه کنه سریعتر قابل ترمیمه ، چون از جایگاه جانشین خدابودن صحبت نمیکنه پس اگر دچار خطا یا اشتباهی هم بشه به پای خدا یا دین نوشته نمیشه بنابراین حتی آسیب دینی کمتری هم داره واقعا چرا باید بدنبال تعبیر بد باشم؟؟؟!!! در ضمن در یک کشور بزرگ لزوما همه دیندار نیستند ولی همه حق زندگی دارند حق بیان نظر و اندیشه ، قدر مسلم در همچین جامعه ای تضاد اندیشه بیشتر خودشو نشون میده و همین تضاد اندیشه باعث تفکر و بحث در جامعه و در نهایت پیشرفت جامعه است
محمد مهدی اسلامی
با سلام و احترام بر جناب مش قلم مهربان و خوب .و عزیزم که همیشه خوب و متین هم مطلب می نویسید و هم هرجا که لازم باشد ، سؤال میکنید ، حتی اعتراضاتتان نیز محترمانه ، با مهربانی و با نجابت است . این همان انسانیت است و به همین دلیل بنده ّ، تا اسم مبارکتان را در صفحه ای می بینم خوشحال می شوم .خدا حفظتان کند و بر عمر و عزّتتان بیفزاید . فرموده اید چرا دموکراسی را عین شرک میدانم ؟ البته توجه فرموده اید که عرض کرده ام دموکراسی بمعتای حکومت مردم بر مردم ، شرک است . زیرا حق حاکمیت بر مردم فقط از آن خدای تبارک و تعالی است . اما ان شا ءالله خاطر شریفتان مستحضر است که بنده نیستم که برای بندگان خدا تعیین تکلیف می کنم ، بلکه این سخن خدای تعالی است که می فرماید « الله ولیّ الّذین آمنوا =خدا است ولیّ کسانی است که ایمان آورده اند . ولیّ یعنی ، فرمانروا ، دوست . آری خدای تعالی است که هم حاکم و فر مانروای مؤمنین است و هم دوستشان . و الۀَذین کفروا اولیائهم الطاغوت =و کسانی که ایمان نیاورده اند ، فرمانروای آنان طاغوت است ( طاغوت صیغه ی مبالغه ی طاغی است ، طاغی ، یعنی طغیانگر و طاغوت یعنی بسیار طغیانگر) طغیانگر یعنی کسی که از حدّ خود تجاوز میکند به تعبیر خودمانی تر ،کسی که پا یش را از گلیم خود فراتر میگذارد . پس وقتی که انسان از روی فهم و عقل به وجود خدای تعالی باور دارد و قبول میکند که آفریننده ی همه کس و همه چیز خدا است ،این را هم قبول میکند که همه کس و همه چیز از آنِ خدا است ، لذا نتیجه می گیرد مالک است که ملک خودش را اداره میکند و برای آن تصمیم می گیرد ، خلاصه همه چیز در ید قدرت و تحت تصرف او تعالی است . خدای تعالی در قر آن کریم می فرماید « ألیسَ اللّه بِأحکم الحاکمین َ؟ = آیا خدا داورترین و حاکم ترین حاکمان نیست ؟ و در آیه ی دیگری میفر ماید وَهُوَ خیر الحاکمین = او بهترین فرمان دهندگان است . حالا جناب مش قلم عزیز و با انصاف و عاقل ما حتماََ خواهد فرمود ، پس هیچ عاقلی بهترین فرمانروایان را رها نمیکند که فرمانروایان دیگری را برای خود بر گزیند حتی اگر فرمانروایان دیگر ، خوب هم باشند ، هیچ عاقلی بهترین را رها نمیکند که دنبال به (=خوب) برود ، برسد تا چه رسد به این که خواسته باشد بدنبال بد ،برود و او را بر خود حاکم کند . البته بحث در این مورد زیاد است ، بنده برای رعایت اختصار اجمالاََ مطلب را عرض کرده ام . اما حالا سؤال این است که خوب کار حکاکمیت چیست ؟ جواب این است که حاکمیت در محدوده داخلی فرمانروائی خود ، کارش 1__قانونگذاری است . 2__اجراء قانون است . 3__قضاوت کردن است . و اما در خارج از محدوده ی فرمانروانیش ، مستقل بودن از بیگانگان است . خوب میدانیم ، خدا که خودش نمی آید مثلاََ در بین مردم بر تخت بنشیند و فرمانی بدهد و امضائی بکند . او تعالی کسانی را که برای انجام این امور شایسته اند برای انجام آن اموری که ذکر شد معرقی میکند که در در جه اول پیامبران را می فرستد تا اوامر اورا بیاموزند و اجراءکنند که آنان عبارتند از پیامبران تا برسد به پیامبر اکرم و سپس ائمه ی هدی علیهم الصلوة و الصلام أطیعو ا الله و أطیعو ا الرّسول و اولی الامر منکم = از خدا و پیامبر و صاحبان امر (فرمانروایان الهی ) اطاعت کنید . . امیر المؤمنین می فرماید ، لا تکن عبد غیرک و قد جعلک الله حرّاََ = بنده ی دیگری نباش در حالی که خدای تو را آزاد آفریده است . آری آزاد کسی است که فقط بنده و فرمانبر دار خدا باشد و بس و گرنه اطاعت از فرمانهای غیر الهی ،بنده غیر خدا شدن و غیر خدا را پرستیدن است ، پس شرک است و چنین کسی مشرک است . ضمناََ اگر کسی خدا را نپرستد ، فرمان او را نبرد و دیگران را هم نپرستد ولی مطیع نفس خودش باشد ، مطابق با هوای نفس و دلخواه خودش عمل کند « مطابق با فرمان خدا ، او نیز بنده ی غیر خدا شده و خودش را می پرستد ، نه خدا ، پس مشرک است . خوب حالا چه شکلی فرمانبردار خدا بشود ؟ ان شاءالله تعالی در وقت دیگری خدمت با سعادت جناب مش قلم عزیزم عرض میکنم و بقیه مطالب را بر رسی می کنیم . چون حالا سخن بدرازا کشید. انشا ءالله شاد و سربلند باشید . با عرض ادب و ارادت ، محمد مهدی اسلامی .
محمد مهدی اسلامی
با سلامی دیگر بر جناب مش قلم خوب و عزیزم در ادامه ی پاسخ به سؤآلات ارزشمند حضرتعالی ، باز هم مصدع اوقات شریفتان می شوم . در حکومت الهی نیز ، هم شکل وجود دارد و هم محتوی .شکل آن ممکن است با نام سلطنتی یا جمهوری یا نا م دیگری ، ولی در محتوی باید قوانینش ، بر مبنای مراعات اوامر و نواهی خدای تعالی باشد . اما انتقاد درست و بجا هم که بارها بنده ی حقیر در همین وب سایت شریف و دوست داشتنی پارسینه ( که صمیمانه از همه ی دست اندر کاران عزیزش تشکر میکنم ) منتشر شده اسب باستناد سخن درر بار حضرت صادق آل محمد علیه و علی آبائه و ابنا ئه الطاهرین افضل الصلوات المصلین بعرض کاربران عزیز رسانده ام ، انتقاد از هر کسی که بشود ، در واقع هدیّه ای به او داده شده است ، یعنی نشان از آن است که شخص مورد انتقاد ، دوست تلقی شده است و انتقاد کننده با صفا و صمیمیت خودش خواسته است در و جود آن دوست عیبی نباشد ، این کجا و دشمنی کردن با افراد و توهین و تحقیر به آنان کجا !! بلی اگر کسی تعمدّاََ بر خلاف اوامر و نواهی خدا ی تعالی عمل کند ، طبق همان قوانین الهی باید محاکمه و مجازات شود ، اما در مجازاتش هم باید کمترین تعدی از قوانین الهی صورت نگیرد ، یک وقف بمناسبتی مرحوم امام خمینی سلام الله تعالی علیه فرمودند کسی حق ندارد بر مجرم حتی یک سیلی بیشتر از آن مقدار مجازاتی که منطبق بر قانون برایش معین شده است به او بزند ، یا ناسزا بگوید . این هرزه گوئی ها که گاهی از برخی می شنویم ، در اثر نداشتن تربیت اسلامی است که از آنان سر می زند . اما قبلاََ در جائی در همین وب سایت خوب پارسینه ، عرض کرده ام که حاکم در جامعه ی اسلامی باید فقیه ، عادل ، شجاع ، مدیر و مدبّر باشد که نمایندگان
خبره و متخصص مردم ، چنین فقیهی را معین می کنند ، نه انتخاب ، (که بین معین کردن و انتخاب کردن ،فرق است )،
، و آنگاه مجریان ، اوامر و نواهی اورا که بر خاسته از قر آن ، سنّت ، عقل و اجماع است ، باید به جریان بیندازند . اما مدت ، حکومت او ممکن است مادام العمر وی باشد بشرط آن که توانائی را از دست نداده و شرایط حاکمیتش پا برجا مانده باشد ( که تشخیص آن هم بر عهده خبر گان مردم است ) ونیز ممکن است ، اصلاََ مدّت معینی برای آن مقرّر شود ( در مورد فقها چنین است ولی در مورد معصوم تا در قید حیات است ، حاکمیتش نیز پا بر جاست ، چون معصوم ، حتی در خواب نیز اشتباه نمی کند تا چه رسد به بیداری)،اما سؤال و جواب نیز امر مستحسن و نیکو است که در حکومت اسلامی بهتر و مؤدبانه تر و بیشتر از هر حکومت دیگری میسّر است . جناب مش قلم عزیز و خوبم ، در یک کشور چه بزرگ باشد چه کوچک همه دین دارند ، منتهی دین هایشان ممکن است متفاوت باشد ( حتی کسی هم که فکر می کند دین ندارد ، همان هم یک دین است که دارد )، همه وهمه باید قواعد و قوانین اجتماعی دین اکثریت جامعه را مراعات کنند و لی در امور فردی آزادند به دین خود عمل کنند همانطور که خود مسلمانان نیز در امور فردی آزادند . پس ملاحظه می فرمائید که اسلام دینی است جامع که هیچ نقصی در آن نیست و جای ان قلت در آن یافته نمی شود . بلی اختلاف در اندیشه ها مایه ی رشد و تعالی انسان می شود ولی هوسها و دلم میخواهد ها و خوشمان می آید ها و خوشمان نمی آید ها نه ،. بسیار از بابت طرح مطالب قشنگ و بحث بر انگیزتان از جنابعالی سپاسگزارم ، سلامتی و سعادتمندی و طول عمر پر برکت برایتان از خدای تعالی خواهانم . با عرض ارادت و ادب ، محمد مهدی اسلامی .
مش قلم
با سلام و احترام
جناب اسلامی ؛ شما خودتون تعریف حاکمیت و وظایف آنها رو بیان کردین و با توجه به مطالعات من هیچ تناقضی بین تعریف شما و حکومتهای غربی نیست حاکمان آنها هم آگاه به قوانین و مجری آنها مطابق خواست اکثریت مردم میباشند که البته اکثر مردم هستند که با تایید قانون ضمانت اجرایی آنها میشوند( و بعنوان مثال هیچکدام از رییسجمهورهای آمریکا منکر خداوند نبودند و البته اشخاصی مثل کارتر مطابق تعاریف خودشون مذهبی هم بودند پس کلا جریان شرک و ... اثبات شدنی نیست)!! ولی این تایید اکثریت مانع بیان اندیشه اقلیت نمیشه آنها بازهم میتوانند با آزادی کامل اندیشه خود رو بیان کنند چیزی که در ایران نیست حتی در موارد نقد انقلاب و جریان آن و رهبری آن این امکان وجود نداره چه برسه به مسائل دیگر؛ که البته این بیان اندیشه هیچ تضادی با اجرای قانون نداره البته قانونی که مردم پذیرفتن نه اینکه تحمیل شده !!من برای شما مثال آوردم و شما در جامعه میبینید که اعتقادی به حجاب در اکثریت جامعه نیست این واضحه ؛ و کتمان آن مثل کتمان خورشیده؛ یا منع استفاده از ماهواره ، اصلا در دین اجباری نیست!! و اینکه ما اینجا درباره کشورو اوضاع مملکتمون مطابق واقعیت حرف میزنیم نه آنچه باید باشه آنچه که هست الان مهمه و باید بگم حکومت ما بطور واضح دچار فسادسیستماتیکه،آنچه مهم نیست نظر و رای ملته!! با قوانین مسخره ملت رو فاقد شعور در نظر گرفتن و در اصل انتخاب خودشونو به مردم تحمیل میکنن و جالب اینکه با گذر زمان مشخص شده که اتفاقا آنها هستند که اشتباه کردند و بصیرت نداشته و ندارن و جالب اینکه حاضر به پذیرش مسئولیت هم نیستند !!!؛ من آنچه باید میگفتم سعی کردم واضح بگم .ارادتمند شما
محمد مهدی اسلامی
با سلام و احترام بر جناب مش قلم عزیز م، ازبابت صبور ی و داشتن حلمتان نیز سپاسگزارم. برای آنکه شکل حکومت و محتوای آن را کمی بیشتر مورد توجه قرار دهیم با این مثال شاید بتوانیم معنای آنهارا بهتر آشکار کنیم . اگر در یک لیوان مقداری آب بریزیم آب که در داخل لیوان است بهمان شکل لیوان در می آید و دیده می شود ، اما محتوای آن لیوان همان آبی است که در درونش هست . حال اگر همین مقدار آب را در داخل یک قوری بریزیم این بار باز هم محتوی ،همان آب است و لی شکل آب دیگر شکل لیوان را ندارد بلکه به شکل قوری در می آید. خوب حالا اگر در لیوان آب انار ولی در قوری آب بریزیم ، در اینجا هم شکل این دو ظرف با هم تفاوت خواهد داشت و هم محتوایشان محتوای یکی آب است و محتوای دیگری آب انار است . در هیچ کشوری از کشورهای غربی محتوای حکومتشان بر اساس فرمانهای الهی نیست چون اصلاََ در دین مسیحیت قوانین و احکام حکومتی و قوانین اجتماعی وجود ندارد ، انجیلها فقط کمی اخلاقیات دارند . پس محتوای حکومت آنان ، مبتنی بر دستورات دینی نیست ، بلکه دست ساخت بشر است یعنی حکم غیر حکم خدا ، اگر چه ممکن است شکل حکومت غربی با شکل مثلاََ حکومت اسلامی یکی باشد . مثل این خواهد بود که یک قوری در آنجا و یک قوری هم در اینجا باشد ، اما در قوری آنجا مثلاََ قهوه باشد ولی در قوری اینجا شیر ، اگر چه درشکل یکی باشند ولی در محتوی که
یکسان نیستند . ضمناََ خدا راقبول داشتن هم به معنای مشرک نبودن نیست . مشرکین خدا را قبول داشتند اما بخاطر اعتقاد داشتنشان به خدایان دیگر علاوه بر خدا ، مشرک بودند . اما لازم نیست همیشه از دوچیز که یکی را قبول می کنیم حتماََ باهم متناقض باشند ، فرض بفرمائید از دونفر که یکی دارای معلومات و مدرک دکترا باشد و دیگر تا پایان دوره ابتدائی معلومات داشته باشد ، در مقام ترجیح برا ی مدیریت ،کدامیک را ارجح خواهیم دانست بشرط این که هردو انسان لایق باشند؟ در حالی که معلومات ابتدائی با معلومات دانشگاهی در نتناقض نیستند ، در تضاد با هم نیز نیستند . ولی هر عاقلی معلومات دانشاهی را ارجح میداند. {در تناقض دوچیز ، اگر یکی راست باشد دیگری حتماََ دروغ است ، امکان ندارد که هر دو راست باشند ، همچنین امکان ندارد که هر دو دروغ باشند ، پس حتماََ یکی راست و دیگری دروغ خواهدبود } اما درمورد دو چیز که باه در تضاد باشند یا هر دو دروغند ، یافقط یکی راست و دیگری دروغ است . ممکن نیست که هردو راست باشند }اما ممکن است یکی راست و دیگری دروغ باشد یا هر دو دروغ باشند . این را هم از آن جهت عرض کردم متأسفانه در دنیای غرب بین تضاد و تناقض نتوانسته اند فرق بگذارند . اما قوانین خدا را هم که یک مؤمن نمی تواند بگوید بعضی قوانینش را فبول دارو اما بعضی دیگرش را نه . همین که بگوید فلان قانونش را فبول دارم ولی فلان قانون دیگرش را قبول ندارم ، او بغیر حکم خدا ،حکم کرده است پس هوای نفس خودش را اطاعت کرده و در نتیجه بنده ی خدا نبوده است ، بنده ی خودش است ، لذا مشرک است . بلی ممکن است بگوید فلان حکم خدا برایم خیلی سخت است اما چون خدا فرموده است اطاعت میکنم این شخص مؤمن است . خوب حالا اگر زیر بار حکم خدا نروند ، میشوند مشرک . درست است که در پذیرفتن دین اکراهی نیست ، اما معنایش این نیست که مجازاتی هم برای او نیست . این که خدا پذیرفتن دین را ،مردود است و در آخرت اهل جهنم . خدا که کار عبث انجام نمیدهد ، بگوید حالا من یک دین فرستادم شما خواستید بپذیرید و اگر هم نخواستید نپذیرید ، دیگر هیچ کاری باشما نداریم . نپذیرندگان را بشدت مؤآخذه و مجازات خواهد کرد ، پس این که میفرماید ان جهنم کانت مرصاداََ = جهنم کمینگاه گناهکاران است ، مگر گناهکاران غیر از کسانی هستند که امر خدا را بزیر پا میگذارند؟ با عرض پوزش از جنابعالی ، چون اهل اندیشه و عقل هستید بحمدالله تعالی از محضر مبارکتان اجازه میخواهیم که در همینجا به سخنانم خاتمه بدهم . از جنابعالی هم خواهش میکنم برای این حقیر دعا بفرمائید سالم و خرم و سربلند باشید . با عرض ادب و ارادت محمد مهدی اسلامی . .
مش قلم
با عرض سلام
بله در باب شرک کاملا حق باشماست من در تعریف شرک دقت لازم رو نداشتم
، اما درباره نوع حکومت که دینی باشه من موافق نیستم و باید این مطلب رو از همون اول خدمت شما عرض میکردم که متاسفانه بعد از خوندن دوباره کامنتها متوجه شدم که این موضوع رو بیان نکردم و این اشتباه من بود از این بابت هم معذرت خواهی میکنم . از توضیحاتتون بسیار بهره بردم ممنون از وقتی که برای پاسخ به من گذاشتید، ارادتمند شما
محمد مهدی اسلامی
با سلامی دیگر بر جناب مش قلم عزیزم احتراماََ بنده نیز از جنابعالی که با حوصله ی ستودنی خودتان به مطالعه ی عرایض این بنده ی حقیر پرداختید سپاسگزارم ، خصوصاََ که بطور ضمنی بهر خواننده ی محترمی نشان دادید که ممکن است دو انسان بدون آن که مانند کودکان با دهان کجی کردن بیکدیگر یا خدای نا کرده با بکار بردن کلمات زشت و رکیک بگفتگو بنشینند وبا ستدلال سخن یکدگر را ردّ یا قبول کنند ، که چنین شیوه گفتگوها مرضی خدا و رسول و پیروی از مشی حضرات معصومین علیهم الصلوة و السلام است . اما اجازه میخواهم در خاتمه از جناب شما سؤآل کنم ، علت عدم موافقتان با نوع حکومت دینی را نیز بطور مستدل همانطوری که روش و منش خوبتان است قدری توضیح دهید . حالا ملاحظه میفرمائید با ادب و متین و مهربان بو دنتان بنده را شیفته ی مباحثه با جنابتان کرده است . که البته منانت و ادب و مهربانی را سر کار عالی ، نه تنها با بنده ی حقیر که دوستتان دارم بکار برده اید بلکه با هر کاربر محترم دیگری نیز همین شیوه قشنگ و خرد پسند را معمول میدارید ، این مهربانی و ادب داشتن نعمت بزر گ و ستودنی است که جناش شما خودتان را به آن آراسته و مزین کرده اید . درود بر شما . موفق و مؤید و سر بلند باشید . ارادتمندتان محمد مهدی اسلامی .
مش قلم
باسلام؛ جناب اسلامی من پاسخ شما رو نوشتم ولی متاسفانه منتشر نشد
محمد مهدی اسلامی
با سلام و احترام بر جناب مش قلم خوب و عزیزم ، از محبتتان تشکر می کنم و برای جنابعالی آرزوی سعادتمندی در دنیا و آخرت را دارم .اما باور بفرمائید خکومت اسلامی بهترین نوع حکومت است که در واقع اجرای قرآن و فرمانبر داری از خدای تعالی است . ومسلمان نمی تواند حکومتی غیر از حکومت ا الله را طالب باشد . حال اگر در جائی باشد که توانائی برای استقرار حکومت الهی را ندارد ، بحث دیگری است ، چون خدای تعالی بندگانش رادر حد استطاعتشان ، مکلف فرموده است و تکالیفشان را نیز در وسعشان خواسته است که انجام دهند . و گرنه مسئولند. البته اگر بنده عیب و ایرادی دارم ، آن را نباید به حساب اسلام و حکومت اسلامی گذاشت ، بلکه باید در اصلاح بنده کوشید و حکومت اسلامی را حفظ کرد . بندگان خدا در دنیا صاحب اختیارند ، اما در آخرت باید پاسخگو باشند . مانند دانشجوئی که اختیار دارد درسش را بخواند یا نخواند ، اما اگر نخواند مشروط و مردود واز دانشگاه اخراج می شود . ان شا ءالله موفق و مؤید و سر بلند باشید .
ارسال نظر
نمای روز
حواشی پلاس
آخرین اخبار
سداد2