کنایه آیت‌الله حسینی بوشهری به آیت‌الله امجد؛ یکی از آفت‌ها، عدم کنترل زبان است
پارسینه: رییس شورای‌عالی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم گفت: بعضی از طلبه‌های ما درس‌خوان هستند، اما زمان‌شناس نیستند و گاهی با یک موضع‌گیری نابجا، جامعه را بهم می‌ریزند.
۰۷ دی ۱۳۹۹ - ۱۶:۳۰
آیت‌الله حسینی بوشهری رییس شورای‌عالی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در دیدار با اعضای کمیسیون سیاسی اجتماعی حوزه علمیه قم اظهار کرد: یکی از مسائل مهمی که همه ما مخصوصا طلاب و روحانیون جوان باید همیشه مدنظر داشته باشند، این است که زمان شناس باشیم. مثلا بعضی از طلبه‌های ما درس‌خوان هستند، اما زمان‌شناس نیستند و گاهی با یک موضع‌گیری نابجا، جامعه را بهم می‌ریزند.

وی با اشاره به حساسیت رییس فقید شورای‌عالی حوزه علمیه قم در خصوص شناخت زمان گفت: یکی از دغدغه‌های اصلی مرحوم آیت‌الله یزدی همین مسئله بود که استاد و طلبه ما گاهی اصلا نمی‌داند چه اتفاقی در این کشور افتاده است و براین اساس گاهی به گونه‌ای رفتار می‌کند که باعث سوءاستفاده دشمن از او می‌شود؛ بنابراین همه ما باید توجه داشته باشیم که در رفتار و گفتار خود سوژه، به دشمن ندهیم.

دبیر شورای‌عالی حوزه‌های علمیه، زمان‌شناسی و شناخت شبهات روز را از ویژگی‌های شخصیت‌های حوزه دانست و یادآور شد: یکی از ویژگی‌های شهید مطهری این بود که زمان‌شناس بزرگی بود. به طوری که با مقتضیات و شرایط جامعه آشنا بود و پاسخ شبهات روز را متناسب با شناختی که از اوضاع جامعه داشت، می‌داد.

وی تاکید کرد: یکی از مشکلات جامعه این است که راه مستقیم را طی نمیکنیم. مواضع و تصمیمات ما، گاه به سمتی و گاهی به سمتی دیگر گرایش پیدا می‌کنند، در حالی که باید راه راست و درست را بپیماییم و همواره حق را مدنظر داشته باشیم.

رییس شورای‌عالی جامعه مدرسین با اشاره به چگونگی اظهارنظر‌های سیاسی و رعایت حق و انصاف در آن‌ها، گفت: یکی از آفت‌هایی که به آن مبتلا هستیم، آفت عدم کنترل زبان است. زبان از نعمت‌های مهم الهی است، اما اگر کنترل نشود، میتواند مایه شر و بلا برای انسان باشد. نمونه‌اش را هم اخیرا شاهد بودیم که شخصی که یک عمر داعیه دار اخلاق و مراقبه و دروس اخلاقی بود، بخاطر عدم کنترل زبان خود، کلماتی را بر زبان جاری می‌کند که تمام اعمال گذشته اش را از بین میبرد.

عضو هیات رئیسه مجلس خبرگان رهبری ادامه داد: ما در زندگی فردی و اجتماعی و سیاسی خود، تنها نباید امروز را ببینیم. اگر به سخنان بزرگان مراجعه کنیم، آینده‌نگری را می‌بینیم. امام و رهبری همواره نگاه روشنی به آینده داشتند.

وی در پایان با گرامیداشت یاد شهید فخری‌زاده، گفت: دشمنان کوردل و جنایتکار، این دانشمند هسته‌ای و شخصیت فاخر، ارزشمند و علمی را از ما گرفتند. این مصیبت اگرچه برای ما تلخ و سنگین بود، اما انقلاب اسلامی در چهل سال گذشته، همیشه این درس و پیام را به دوست و دشمن داده است که رویش‌های انقلاب، این مجال را به دشمن نمی‌دهند که به اهدافش برسد و به فضل الهی، ناکامتر از گذشته خواهد بود.


نظرات
مش قلم
ایشون فکر کردند خدا هستند که قضاوت میکنن!!!یعنی چی که شخصی کلامی بر زبان آورد و کلیه اعمال گذشته اشو نابود کرد!!!!؟؟؟چطور به این مهم دست پیدا کردند!!!!؟؟ نکنه اگاه به عالم غیب هستند!!!؟؟خیلی جالبه که حالا آقای یزدی شده آدم آگاه و زمان شناش !!!انگار که اظهارنظرهای بیموقع و تند ایشون که حتی به مراجع هم رحم نمیکردند فراموششون شده!!!در ضمن ایشون باید بدانند که حرف حق زدن زمان و مکان نداره
محمد مهدی اسلامی
با سلام و احترام بر جناب مش قلم عزیزودوست داشتنی بنده که از رک و راست بودن جناب عالی خوشم می آید ، خیلی علاقه دارم با جنابتان گفتگو کنم ، لذا از محضر شریفتان اجازه میخواهم در این مورد نیز باهم مکالمه ای داشته باشیم. ، البته اگر قابلم دانستید ، پاسخم را مرقوم می فرمائید . میدانید کلامی که انسان برزبان می آورد ، حساب و کتاب دارد ، مثلاََ همین که کسی بر زبان می آورد أشهد أن لا اله الّاالله ، محمدُُّّرَسولُ الله ، او مسلمان است ، پس کلمه ، مهم ومؤثّر است ، همانگونه که همین الآن جنابعالی هم از کلام جناب آقای آیت الله حسینی متأثر شده اید و واکنش نشان داده و قضاوت کرده اید .اما از آنطرف هم اگر کسی سخنی را بگوید که در معنا ی نفی اعتقادات قبلی خود باشد ، آن نیز در شنوندگان اثر خواهد کرد و در مورد خودش نیز مؤثر است . پس این از کلمه و اثر آن . میدانید که در روز عاشوراء کسانی که بجنگ امام حسین (ع) آمده بودند ، اهل نماز و روزه بودند ، اما کلمه شان این بود که به امام حسین (ع)می گفتند تو از دین جدت رسول خدا خارج شده ای ، خوارج نهروان نیز به علی (ع) می گفتند تو که حکمیت را قبول کردی ، پس کافر شدی ، (در حالی که همان حکمیت را هم خودشان بر آن حضرت تحمیل کرده بودند )، حالا باید توبه کنی . خوب ، هم لشگر یزید در باره ی امام حسین به قضاوت ، پرداخته بودند و هم خوارج در باره امام علی (ع) .اما قضاوت کردن هم اگر درست با شد ، نه تنها خوب ،که لازم نیز هست . وگرنه هیچکس در باره ی هیچ کسی حق قضاوت نداشته باشد که دیگر همه ی محاقل علمی و قضائی و متعاقباََ زندگی را باید تعطیل کرد ، زیر ا معلم که به شاگردش نمره میدهد براساس قضاوتش هست ، قاضی هم که به قظع دست دزد یا زندانی شدن او حکم میکند بر مبنای قضاوتش ، است ، اما در همه ی این موارد ، حکم باید منطبق با قوانین و قواعد خاص و معین باشد . اکنون جناب آقای حسینی بعنوان یک مجتهد در مورد آقای امجد قضاوت می کند ، حال اگر بنده ، به ایشان ایرادی بگیرم ، در واقع دارم قضاوت می کنم ، پس باید بر مبنای همان قواعد خاص در این مورد حکم کنم . اکنون خود جنابعالی نیز بین این دونفر به قضاوت پرداخته اید. خوب با در دست داشتن قواعد و قوانین ، چه نیازی به علم غیب است؟ قاضی که در موردیک دزد ، قضاوت می کند نه هنگام دزدی کردن او حاضر بوده و او را دیده ونه علم غیب دارد ، اما چون عالم به آن قواعد و قوانین است
با استناد به همان مبانی ، دزدی او را ثابت و حکم به مجزات او صادر می کند . اما مرحوم آیة الله یزدی نیز مثل خودتان رک و صادق بود لذا نسبت به مراجع عالیقدر هم در موارد لازم باصراحت لهجه سخن می گفت ولی بی احترامی نمی کرد . چون بحمد الله تعالی ،جنابعالی اهل تفکر و تعقل هستید ، می خواهم خواهش کنم یکبا ر دیگر زیارت عاشوراء را البته کمی با دقت مطالعه بفرمائید . اما برای زدن حرف حق نیز لازم است که هم زمان مناسب و هم مکان مناسب آن را شناخت، مثلا آیا کسی در هیچ زمانی در مکانی که همه دیوانه باشند ، حاضر می شود برای آن حرف حق بزند ؟ باز هم از بابت صفا و صداقت جناب شما قدر دانی و سپاسگزاری می کنم و سر اپا چشم و وشم که فرمایشتان را ببینم و بشنوم ، التماس دعادارم ، با آرزوی موفقیت و تندرستی برای جنابعالی و عرض ادب و ارادت ، محمد مهدی اسلامی .
مش قلم
با سلام و احترام
جناب اسلامی عزیز ، اگر قاضی شخصی که متهم به دزدی است رو بعنوان مجرم میشناسه بدون دلیل و مدرک اینکار رو نمیکنه دلیل و مدرک قاضی هم باید قابل اثبات باشه یعنی به این صورت نیست که بگه من میدونم شما دزدی پس دزدی حتی اگر بدونه که اون شخص واقعا دزده ولی نتونه ثابت کنه نمیتونه متهمو محکوم کنه؛ ؛ ولی جناب بوشهری میگن جناب امجد با بیان این حرفها ؛ اعمال گذشته اشونو نابود کردند خوب چطور میخوان ثابت کنن!!!؟؟؟ شاهدی هست؟؟؟ دلیل عقل پسندی هست؟؟؟!!! خداوند به ایشون گفتن؟؟؟!! اگر ایشون اینقدر از نظرات خداوند آگاهن پس چه نیازی به قیامت و روز حسابه!!!؟؟؟اینجاست که از علم غیب !!!بهره بردن!!اصلا دلیل ایشون برای اینکه حرفهای جناب امجد اشتباهه یا اینکه درسته و در زمان نامناسب گفته شده چیه؟؟؟!!! از لحاظ سطح علمی ، چطور ثابت کردند که برترن؟؟؟!!! گیرم که به استناد حرف شما ایشون مجتهد هم باشن مگه ممکن نیست اشتباه کنن!!!؟؟یا بازهم به استناد حرف شما نمیشه رویه جناب یزدی رو در مواقع ضروری پیش گرفت!!؟؟اتفاقا خوارج و لشکر یزید هم چون مثل این آقا خودشونو عالم به غیب میدونستن بدون دلیل منطقی دست به جنابت زدند
اما در مورد جناب یزدی!!!طبق گفته شما ایشونم به یک مجتهد زمان که اعلم تر از ایشون بود (چون ایشون درجه اجتهاد نداشتن )به بدترین شکل ممکن انتقاد کردند البته تعریف من با شما درباره بی احترامی کاملا متفاوته!! چون بنظر من بی احترامی محض بود.( اینجا که نوشتم مجتهد از کلام شما کمک گرفتم و گرنه بنظر بنده چه بسیار انسانهایی که مجتهد نبوده و نیستند ولی سواد و درک بسیار بالاتری دارند) پس طبق گفته خودتون اشتباه کردند و ایشون مثال خوبی نبودند که جناب بوشهری بکار بردند
اما درباره حرف حق ، من معتقدم حرف حق مکان و زمان نداره که اگر قرار به مصلحت اندیشی باشه هیج حقی گرفته نخواهد شد حتی بین ی جمع دیوانه هم حرف حق طالب داره همونطور که در لشکر یزید داشت ، ارادتمند شما
محمد مهدی اسلامی
با سلام و احترام بر حضرت آیت الله حسینی بوشهری دامت برکاته و تشکر از آن بزرگوار : ذلیل بوده اند دشمنان لعین __کجا دست یابند به ماء معین ؟
ناشناس
حق با ایشان هست مثل حاج آقا منصوری قاضی باید سکوت کنی !!!!
محمد مهدی اسلامی
جناب مش قلم عزیزم علیکم السلام و رحمة الله و بر کاته ، امید وارم که هموار همینطور سالم وپر توان باشید . ممنونم که برای پاسخ به عرایض این بنده ی حقیر همت گماشته ، و همانطوری که برازنده ی جنابعالی است ، متانت و عقلانیت ، بکار برده اید ،درود بر شما . اما در مورد این که آیا قاضی میتواند به علم خود عمل کند یا نه؟ باید عرض کنم که بنظر علماء بزر گوار و عزیزمان از برادران اهل سنت ، پاسخ مثبت است (چون قاضی مجتهدی است عادل ، عادل هم که خلاف نمی کند و گرنه عادل نیست ) و اما در میان علماء بزر گوارمان شیعه فقط فعلاَش به این اکتفاء می کنم که امام خمینی سلام الله تعالی علیه ، میفرمایند قاضی اگر خود مجتهد نباشد نمی تواند به علم خود عمل کند . بیشتر از این اگر خواسته باشید باید بطور مبسوط سخن بگوئیم که در صورت تمایلتان بعداََ با کمال میل و اشتیاق در حد توان ناچیزم در خدمتگزاریتان حاضرم . اما قاضی که حکمی را صادر میکند به ماده یا بند ی از مواد قانونی در مورد مربوط و باقید آن ، استناد می کند ( اما آن ماده نیز اثبات شده است ، زیراکه قوانین زیر نظر علماءمتخصص و با تصویب آنان ، مدون می شود) . در مورد آقای امجد ، تنها حضرت آیة الله حسینی نیست که با استناد به بیانات ایشان چنین حکمی را میدهد ، جامعهی مدرسین که همه مجتهد ند حکمشان همین است لذا ایشان را توصیه به توبه هم کرده اند . واما یک مجتهدی میتواند در مورد مجتهد دیگر داوری کند یا خیر ؟ بدیهی است که پاسخ مثبت است ، همین که کسی مجتهد است و واجد شرائط قضاء دیگر فرقی نمیکند که اشخاص مورد قضاوتش مجتهد باشند یا غیر مجتهد . هر کسی صحیح است . اما حفظ احترام افراد بدان معا نیست که به آنان انتقادنشود ، بلکه انتقاد بر هرکسی که درست ومنظقی باشد (بدور از مسخره کردن و فحش دادن که این موارد نشانه ی ضعف شخصیت و بی ادبی خود او است ) ، امری مستحسن و موجب رفع عیب از شخص مورد انتقاد بوده و هدیه ی دوستانه ای است که به او اهداء مشود . باز هم از لطف و محبتتان نسبت به بنده ی حقیر تشکر و متانت و ادب و صداقتتان را بسیار ارج می نهم . انشاءالله سربلند و سعادتمند باشید ، ملتمس دعای خیرتان ، با عرض ادب و ارادت ،محمد مهدی اسلامی .
مش قلم
با عرض سلام و ارادت
جناب اسلامی عزیز ، علم قاضی در مورد متهم چطور حاصل میشه؟؟!!با توجه به مدارک و اسناد و شواهد و شاهدان ، غیر از اینه؟؟!!!اما قانون که توسط عده ای حقوقدان و علما نوشته شده و توسط مردم پذیرفته شده ابزار کار قاضیه ، که ایشون در واقع با علم به قانون و با توجه به اسناد رای نهایی رو میده پس وجود این دو عامل برای محکوم کردن یک شخص لازمه حالا در اینجا جناب حسینی هیچ سندی ندارن که ثابت کنند اعمال گذشته جناب امجد به صرف بیان نظرشون در این زمان که بنظر آقای حسینی زمان مناسبی نیست!!!! از بین رفته پس چطور حکم کردند؟؟!!ببینید من درباره ی موضوع خاص دارم صحبت میکنم و بنظر واضح میاد که ایشون خودشونو در جایگاه خداوندی قرار دادند و از طرف خداوند بر روی اعمال گذشته ی جناب امجد خط باطل کشیدن میتونستن از نظر ایشون انتقاد کنن و حتی از زمان گفتن نه اینکه درباره از بین رفتن اعمال ایشون نظر بدن!!!! در زمان انقلاب هم مجتهدان بزرگی بودند که به آقای خمینی توصیه به سکوت کردند اما ایشون ترجیح دادند سکوت نکنن
و اما من هیج جا مخالفتی با انتقاد نداشته و ندارم چه مجتهد از مجتهد چه یک فرد عادی از مجتهد و ....
نکته دیگر اینکه اینطور که از متنتون برمیاد نظر جامعه مدرسین براتون مهمه ، خوب نظر جامعه مدرسین درباره ی نامه ی آقای یزدی چی بود؟؟؟!!!نه تنها حمایت نکردند حتی مخالفت هم کردند خب پس اینجا چرا به نظر این جامعه اهمیت نمیدین؟؟؟!!! البته اگر از لحن نامحترمانه و نگاه از بالا به پایین موجود در نامه صرفنظر کنیم که حالتی امری و دستوری داشت تا انتقادی!!
محمد مهدی اسلامی
با سلامی دیگر بر جناب ،مش قلم عزیز و دوست داشتنی و با احترام ، از محضر مبارکتان اجازه میخواهم این یک مورد ، زمان و مکان مناسب را نیز برای بیان حق که فراموش کردم بنویسم در اینجا بیاورم . فرض بفرمائید بنده می خواهم سخن حقی را برای مردم بگویم (از خودم مایه بگذارم که خدای نا خواسته به کسی بی اخترامی نکرده باشم)، میروم در یکی از چها ر را ههای شهر روی چهار پایه ای می ایستم و شروع می کنم با صدای رسا وبلند ،به بیان آن حق ، از این حالات بیرون نخواهد بود که یا کسی توجهی نمی کند و نمی آبد که بشنود و ببیند چه می گویم ، که در آن صورت ناگفتنم بهتر است ،یا فرضاََ جمع کثیری حساس شده می ایستند و می خواهند بدانند که چه می گویم ، در نتیجه راه بندان درست میشود. بفرض این که سخنان بنده حق وخیلی هم مهم باشد ، آیا خردمندان نخواهند گفت عمو جان چرا جاو زمان مناسبی را در نظر نگرفتی ، مگر اینجا مکان سخنرانی و نکته پردازی است ؟! یا مثلاََ در نیمه شب در خانه ی خود برخیزم وقتی که همه اعضاء خانه در خوابند با صدای بلند شروع کنم به بیان کردن مجموعه ای از سخنان حق ،آیا اهل خانه نخواهند گفت الآن چه وقت گفتن این حرفها است ؟مگر صبح را از دستت گرفته اند ؟ پس ملاحظه میفرمائید که برای گفتن حق نیز هم زمان مناسب لازم است و هم مکان مناسب . ، هر شنونده و بیننده ای با شنیدن این خبر یا با دیدن بنده ، ممکن است فکر کنند که دارای جنون هستم .امام حسین (ع) میفرماید ...و َ لا تتکلمن فیما یعنیک حتی تری للکلام موضعاََ فرب متکلمِِ قد تکلم بالحق فعیب =...و در باره ی آنچه که مربوط به تو می شود نیز سخن مگو ، تا آنگاه که جائی برای گفتن ببینی ، که بسیار سخنگوی که به حق سخن گفته و گرفتار عیبجوئی دیگران شده است. قرآن کریم نیز میفرماید بدست خودتان ،خود را در مهلکه قرار ندهید . و حافظ علیه الرحمه میفرماید : با خرابات نشینان ز کرامات ملاف __هر سخن وقتی و هر نکته مکانی دارد __مرغ زیرک نزند در چمنش پرده سرای __هر بهاری که بدنباله خزانی دارد __مدعی گو لغز و نکته به حافظ مفروش __کلک ما نیز زبانی و بیانی دارد . با عرض ادب و ارادت ، محمد مهدی اسلامی
مش قلم
جناب اسلامی عزیز ، فرض اولیه من انسان معمولی با رفتار عاقلانه است قدر مسلم ی انسان بالغ با بهره معمولی از هوش نیمه شب شروع به بیان حقایق با صدای بلند نمیکنه!!! اما مثال اولتون ، همون راهی بود که سالها پیش بعضی انقلابیون انجام میدادن و کم کم توجه مردم رو جلب کردند!!! و هم اکنون هم در بسیاری موارد مردم از این روش استفاده میکنن ، اگر قرار به مصلحت اندیشی در بیان حق به وقت ضرورت بود خب چرا امام حسین اجازه ندادن یزید بمیره بعد شروع به صحبت از حق کنن!!!
محمد مهدی اسلامی
باز هم سلامی دیگر بر جناب مش قلم محبوب و عزیز ، میخواستم این سخن را نیز که در میان غربیان هم وجود دارد ، بخدمت با سعادتتان عرض کنم ، ولی بخاطر داشتن دلهره از طولانی شدن مطلب ، جداگانهمی نویسم ، ان شاءالله با این همه زحمت که به امید به رحمت از جنابعالی دارم ، برایتان ایجاد می کنم ، عفوم بفرمائید ، خوب مهربان و خوشخو بودنتان سبب می شود که قدری بیشتر پا را از گلیم خودم بیرون بگذارم ، خدا خیرتان بدهد همیشه . There is a time and a place for every thing . ان شاءالله موفق و سر بلند و شاد کام باشید . با عرض ادب و ارادت ، محمد مهدی اسلامی .
مش قلم
با سلام دوباره خدمت شما جناب اسلامی
معادل پارسی زیباتری داریم که هر سخن جایی و هر نکته مکانی داره ؛ اما بیان حق بیشتر تابع درست بیان شدنه نه مکان و زمان ؛ یعنی کافیه در هر مکان و زمانی با توجه به شرایط موجود حق رو درست بیان کنیم ، این نظر منه شاید اشتباه باشه!! بهرحال ممنون از توجهتون
محمد مهدی اسلامی
با سلام و احترام بر جناب مش قلم خوبم ، عرض میکنم که اما م حسین علیه السلام کاملاََ در وقت مناسب و مکان مناسب کار خود را انجام داد ، بلحاظ مکانی آن بزرگوار در زیارت خانه ی خدا بود که حج را نیمه تمام گذاشته و از آنجا خارج شد برای آن که حرمت خانه ی خدا (یعنی حرمت مکان را ) حفظ کرده و مکان مناسبی را بر گزیده باشد پس این از جهت توجه به مکان . اما بلحاظ زمانی وقتی را برگزید که ار در آن زمان اگر اقدام به جهاد نمیکرد دیگر از دین خدا هیچ اثری باقی نمی ماند . یعنی زمان همانند زمان امام حسن مجتبی (ع) نبود که مانند او با یزید همانگونه رفتار کند که امام حسن (ع) با معاویه رفتار کرد .پس این هم از رعایت زمان . ضمناََ دستگاه یزید از قاضی وقت فتوی گرفت که حکم کسی که حج را نیمه تمام گذاشته و از احرام خارج شود چیست ؟ او هم فتوی داد حکم او قتل است (ولی نگفت بشرط آن که حج اولش نباشد ، او میدانست که امام ،هشتمین بار بود که حج بجا می آورد ، او با زیرکی شیطانی این فتوی را داد ، چون میدانست که حکم را برای چه کسی و چرا میخواهند ) .خدا ان شاءالله موفق و مؤیدتان دارد ، التماس دعا دارم .با عرض ادب و ارادت ، محمد مهدی اسلامی .
مش قلم
با عرض سلام و ارادت ؛ ببینید وقتی مصلحت اندیشی بر بیان حق پیشی میگیره ؛ هر شخصی مصلحت رو در آن چیزی که برایش مهمتره تعریف میکنه شما مکان و زمان را برای قیام امام بهترین زمان و مکان میدونیدو این بر این پایه است که اگر در اون زمان اینکار صورت نمیگرفت دین نابود میشد اما من میتونم مصلحت رو در حفظ جان امام و یاران و فرزندان ایشون ببینم تا شرایط برای نابودی یزید فراهم شه( بعنوان مثال بیان کردم) ،از همین جاست که من معتقدم حرف حق زمان نداره و باید همیشه بر همه چیز ارجح باشه امام حسین حرف حق رو زدن و سپس با توجه به اتفاقات تصمیمات درست رو گرفتند و از مدینه خارج شدند امام حسن هم بعد از گفتن حق باتوجه به شرایط صلح کردند پس در هر دو مورد اصل حقگویی باعث رفتارهای بعدی شده ،نه اینکه به اینگونه باشه که اول مکان و سپس زمان رو تعیین کنند بعد بیان حق کنن
من نمیدونستم که اگر در حج اول ، حج رو رها کنیم همچین حکمی داره ، اگر براتون مقدوره درباره علت این حکم توضیح بدین، و اینکه این مسئله برای تمام مسلمان هست ؟؟یا قربانی کردن کفایت میکنه؟
پیشاپیش از لطف شما سپاسگزارم
سروش
مستعار خان زبان شما هم خوبه قبول شد! چرا به اصل موضوع نمیپردازی که قاطبه مجتهدین تا زمان انقلاب ایجاد حکومت اسلام رو مختص به دوره آخر زمان میدانستند وگرنه هر حکومتی به اسم اسلام تشکیل بدهی وقتی برقرار شد نمیتوانی اشکالاتش رو توجیه بکنی و گرفتاری بزرگی برای خودت درست میکنی!
محمد مهدی اسلامی
وعلیکم السلام و رحمة الله و برکاته ، جناب مش قلم عزیزم ، خیلی از لطفتان ممنون و سپاسگزارم ، نظرتان برایم محترم و خودتان محبوبید ان شاأالله خدا خیرتان بدهد که همیشه با متانت و آرامش و بزرگواری می نویسید ، باور بفرمائید اگر یکسال تمام برایم علی الدوام بنویسید ، باز هم مشتاقم ادامه بدهید ، واقعاََ لطف کردید و جوابم را دادید ان شاءالله شاد و خرم و سر بلند باشید . با عرض ادب و ارادت ، محمد مهدی اسلامی .
محمد مهدی اسلامی
و باز هم سلام و صد سلام بر جناب مش قلم عزیزو خوب و با صفا و با حوصله که همه ی این صفات از صفات خوب و پسندیده است ، خصوصاََ بزرگواری مضاعف است که نوشتار این حقیر را با حوصله مطالعه و جواب میدهید ، بنده نیز باید تشکری ویژه کنم . اما حقیر که مدتی را در محضر حضرات آقایان علماء اعلام افتخار کوچکی و شاگردیشان را داشته ام ، یک مورد را برای جنابعالی عرض می کنم که شاید نمونه ا ی باشد برایتبیین فرهنگ حاکم در محافل علمی حوزوی . در خدمت یکی از بزرگواران ، روزی پس از آن که درس استاد معظم دامت برکاته تمام شد ، اشکال و سؤالی برای بنده پیدا شد ، چنانچه معمول است خواستم بپرسم اما همان اشکال برای عزیز دیگر ی از همدوره ایها نیز پیش آمده بود ایشان جلوتر ازبنده پرسیدند (البته نه ایشان خبر داشت همان اشکال و سؤال را بنده هم دارم ونه بنده میدانستم که این اشکال را اوهم دارد) ، اما استاد بدون آن که پاسخی بدهند ،خداحافظی کردند و رفتند ، فردا ی آن روز ، بنده همان اشکال راطرح کردم ، استاد بزگوارو عالیقدر پاسخی دادند ، که بنده مجاب نشد م ، مطلب گفتگو بدرازا کشید ، اما استاد عزیز ذره ای از مهربانی و رأفت همیشگیش کم نشد و در برابر جسارت حقیر حتی نفرمود ند که خسته شدم ، خوب همین اطاله ی کلام بنده قدری نا متعارف بود ،. میخواهم عرض کنم که در حوزه های علمیه بحث ها کسی را آزرده نمیکند . حالا ان شاء آلله در فرصتی دیگر نمونه دیگری را نیز از آنچه بین شهید بهشتی و علامه ظباظبائی رضوان الله تعالی علیهما گذشته بود ، خدمتتان عرض می کنم (البته اگر خواسته باشید) تا ملاحظه بفرمائید ، روش های معمول در بین علماء عزیزما چقدر زیبا است . ان شاءالله موفق و مؤید و سربلند باشید . با عرض ادب و تشکر ، ارادتمند تان ،محمد مهدی اسلامی .
ارسال نظر
نمای روز
حواشی پلاس
آخرین اخبار
سداد2