"نوروز بل" ؛ آئین آغاز سال دیلمی در گیلان
پارسینه: نوروز بل نام جشنی است که در نخستین روز از "نوروز ما" برگزار شده و این روز آغاز سال دیلمی بوده و به مناسبت بزرگداشت آن شعله نوروزی افروخته می شود.
۱۳ شهريور ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۸
۰
گاهشماری رایج میان مردم گیلک‌ زبان کوهستان های گیلان و غرب مازندران از وابسته به گاهشماری باستانی ایرانی (یزد گردی قدیم) بوده است که سال ‌شماری یزد گردی قدیم بنا بر روایات ایرانی و همچنین براساس محاسبات نجومی‌ کهن ترین سال‌ شمار ایرانی محسوب می‌ شود.

قبل از پرداختن به تشریح جشن نوروزبل ـ جشن سال نوی گیلانی ـ لازم به ذکر است که این مطالب از تارنماهای "ورگ" ، "گیله وا" و "امُرداد" - که میراثداران برحق و پایگاه های راستین فرهنگ و ادبیات گیلان اند و بسیاری از محققان و اندیشمندان بزرگ گیلان (از جمله محقق ارزنده ی سیاهکلی، جناب استاد افشین پرتو) با آن همکاری کامل دارند برگرفته شده است.

این مراسم چهار سال متوالی است که با همکاری نشریه و تارنمای گیله‌وا، تارنمای ورگو سازمان میراث فرهنگی استان گیلان برگزار می گردد و البته امسال نیز به یاری پروردگار و با یا بی حمایت مسئولین در دیلمان برگزار خواهد شد.

نوروزبل، آیین میراث فرهنگی گیلانباستان

نوروز بل نام جشنی است که در نخستین روز از "نوروز ما" برگزار شده و این روز آغاز سال دیلمی بوده و به مناسبت بزرگداشت آن شعله نوروزی افروخته می شود.

گاهشماری رایج میان مردم گیلک‌ زبان کوهستان های گیلان و غرب مازندران از وابسته به گاهشماری باستانی ایرانی (یزد گردی قدیم) بوده است که سال ‌شماری یزد گردی قدیم بنا بر روایات ایرانی و همچنین براساس محاسبات نجومی‌ کهن ترین سال‌ شمار ایرانی محسوب می‌ شود.

گاه شماری باستانی دیلمی از دوران کهن تا زمان انتخاب یک روز کبیسه با نام ویشک و نگه داشتن آن گاهشمار مورد استفاده مردم و حاکمان این منطقه بوده و سالی "گَردان " محسوب می‌ شد.  یعنی آغاز سال، آنکه در ابتدای اعتدال بهاری قرار داشت در هر چهار سال یک روز از مبدا (اعتدال بهاری) فاصله می ‌گرفت، این چرخش تا 929 سال ادامه داشت و سر سال، 225 روز از مبدا فاصله می گرفت و به نیمه تابستان و زمان خرمن و برداشت فرآورده های کشاورزی و دامی می رسید.این هنگام مناسب‌ ترین زمان برای پرداخت مالیات و خراج به حاکمان بود، از این روی با انتخاب یک روز کبیسه به نگاه ‌داشتسال مبادرت ورزیدند و انجام این کار نخستین تجربه و اقدام در انتخاب سال و مبدا خراجی در گاهشماری های ایرانی است.با توجه به این موضوع مردم دیلمان وقتی که سر سال (آغاز سال) باستانی به نیمه ‌های تابستان رسیده بود با انتخاب یک روز کبیسه در هر چهار سال با نام " ویشک " سال را در هما نجا که بود نگاه داشتند.  زمان این اقدام مبداء جدید سال ‌شماری دیلمی شد که این مبداء دقیقا برابر است با روز دوشنبه هرمزد روز ( اولین روز) از سال پنج هزار و 454 باستانی (یزد گردی قدیم) و 71 هزار و 82 روز پیش از مبداء شمسی هجری است.

مراسم آغاز سال جدید (نوروز بل) به طور متغیر وابسته به محل برگزاری و نحوه قرار دادن پنج روز کبیسه بین سیزدهم تا هفدهم مرداد ماه برگزار می‌ شود.

مبداء تاریخی این مردم نه یک رخداد سیاسی یا مذهبی، که یک رخداد کاملا علمی و البته مردمی است و دلیل اصلی‌ این امر راحتیمردم کشاورز و دامدار و صنعتگر در دادن خراج و مالیات سالانه بوده است، بنابراین این مبدا متعلق به اندیشه یا مذهب یا تفکرخاصی نبوده و تنها بر پایه مناسبات تولید به‌ وجود آمده و می ‌تواند مورد وفاق تمام گیلکان از هر اندیشه و مذهبی قرار گیرد.

ماه های سال دیلمی را می توان به این ترتیب نوروز ما، کورچ ما، اریه ما، تیرما، موردال ما، شریرما، امیرما، آول ما، سیا ما، دیا ما، ورفنه ما، اسفندارما نام برد.

برای تبدیل سال هجری شمسی به دیلمی، باید عدد 195 و یا دقیق ‌تر عدد 194.616 را به سال هجری شمسی اضافه کرد و برای تبدیل سال میلادی به دیلمی نیز باید عدد 426 را از سال میلادی کم کرد.

سال دیلمی دوازده ماه و 30 روز دارد به علاوه پنج روز اضافه به نام پنجیک که به پایان ماه هشتم اضافه می ‌شود که روی ‌هم رفته 365 روز است و هر چهار سال یکبار یک روز به عنوان کبیسه به نام ویشک بر پنج روز پنجیک اضافه می‌ شود.

جشن نوروزبل از قبل از اسلام در استان گیلان بوده است. این آیین از دیلمان آغاز شده و تا پای کوه دماوند امتداد دارد و به آن دراستان گیلان سال دیلمی می گویند و با اختلاف 12 روز در استان مازندران نیز برگزار می شود و در آن ناحیه به تحویل سال طبری معروف است.گیلکان از زمان های قدیم معتقد بودند که برافروختن آتش در نوروزبل موجب کاهش برف و سرما در زمستان می شود و مردم گیلان در اجرای این مراسم زیباترین لباسهای خود را می‌ پوشیدند و پس از برافروختن آتش، سال نو را به یکدیگر تبریک می گفتند.

قدیم در این فصل کشاورزان توان پرداخت باج و خراج را داشته و می ‌توانستند با فروش محصول خود زندگی‌ شان را سامان دهند و از همین ‌رو سال نوی خود را در این زمان برگزار می‌ کردند.

در این جشن 10 مرد با کلاه و شولای گالشی به میدان می آیند و دورتا دور آتش می ‌چرخند و نوازنده های محلی موسیقی را با شدت و شور می ‌نوازند.

خورشید که در حال غروب باشد و زمان روشن کردن آتش فرا می رسد و هیزمهای آغشته به نفت که شعله‌ ور می‌شوند، مردم به آن نزدیک می‌ شوند و همه‌ باهم این شعر را می‌خوانند:

گروم گروم گروم بل (با صدای پرهیبت سوختن هیزم و برکشیدن شعله)

نوروز ما و نوروز بل (نوروز ماه و شعله آتش نوروزی)

نو سال ببی، سال سو (سال تازه باشد و سال روشنائی)

نو بدی خؤنه واشو (تازه باشد و تازه شود و خانه آباد و با برکت)

پس از شعر خوانی همگی سال نو را به هم تبریک می گفتند: " نوروزبل مبارک ببی" " نو سال ببی سال سو" و  همه اهالی یکدیگر را در آغوش گرفته و با یکدیگر روبوسی می کردند.

گالشان لباس های کهنه خود شامل نمد، شولا و دیگر اضافاتی را که نمی خواستند برای سال بعد استفاده کنند در آتش می سوزاندند و به نوعی هم آتش را وسیله خبررسانی و هم جز مقدسات چهارگانه آفرینش می دانستند و در کنار آتش به ستایش خداوند می پرداختند و از او برای سال جدید طلب خیر، نیکی و برکت می کردند.

بنا به روایتی دیگر فلسفه آیین نوروزبل را " آئین خراجی" دانسته اند به این معنا در زمانی که گالشان گندم خود را درو کرده، گل گاوزبان و فندق را به بازار عرضه می کردند و از گوسفندان خود شیر و دیگر محصولات لبنی را به دست می آوردند وقت آن می رسید تا اجاره، خراج یا مالیات خود را به ارباب یا فئودال بپردازند و سهم خود را برداشت کنند.

برای سپاسگزاری از خداوند در نوروز بل دور یکدیگر جمع می شدند و به شکرانه نعمت آتش روشن می کردند و سال جدید "خراجی" را به یکدیگر تبریک می گفتند.

بخش اعظم این پژوهش از آقای امين حسن ‌پور، مدیر مسوول محترم وب سایت ورگ  اقتباس گردیده است.

پیشنهادی برای نوروزبل ۱۵۸۵

« توضیح اینکه این متن با سبک نگارش و ویراستاری زیر متعلق به تحریریه محققان زحمت کش‌ تارنمای ورگ است، نه سیاهکل دات کام .»

چند سالی‌ست که نوروزِبل، جشن آغاز سال گیلکی پس از سال‌ها فراموشی دوباره برگزار می‌شود. در چند سال گذشته هر سال در هفدهم مرداد ماه (نخستین روز سال گیلکی) و گاه نزدیک‌ترین روز تعطیل رسمی به این روز، این جشن با همکاری سازمان میراث فرهنگی در جاهای مختلف برگزار می‌شده و در کنارش در جاهای دیگری هم علاقمندان به برگزاری آن می‌پرداختند.
امسال و تا این لحظه خبری از برگزاری این جشن توسط سازمان میراث فرهنگی نیست و به نظر می‌رسد با توجه به هم‌زمانی این جشن با ماه رمضان چنین همکاری صورت نگیرد.
بنابراین به همه‌ی علاقمندان پیشنهاد می‌کنیم که در محله و روستا و شهر محل زندگی‌تان و در میان دوستان و خویشاوندان این جشن را بر پا دارید و عکس‌ها و ویدئوهای آن را برای ورگ بفرستید تا در مجموعه‌ای در اینترنت منتشر شود. برای اطلاعات بیش‌تر از سابقه و چگونگی برگزاری این جشن در گذشته و سال‌های اخیر، لینک‌های پایان یادداشت را بخوانید و ببینید.
و فراموش نکنیم که:
نوروزبل جشن ما گیلک‌هاست و ریشه در گذشته‌های این سرزمین دارد.
و ماه رمضان، ماهی‌ست که هیچ تناقضی با شادی نداشته و اتفاقا در تمام کشورهای اسلامی جهان این ماه را به صورت جشنواره گرامی می‌دارند؛ ماهی‌ست که بنا به اعتقاد گرامی‌دارندگانش، ماه میهمانی خدا بوده و با یک جشن (عید فطر) به پایان می‌رسد.


نوروزی که مال گیلک‌هاست

این متن نیز گفت‌وگویی‌ست که چندی پیش با نازنین اسماعیلی‌‌پور و هومان تحریری انجام گرفت و در هفتمین شماره‌ی «سفید کمرنگ» (فصل‌نامه‌ی دانش‌آموختگان مراکز سمپاد رشت) چاپ شد. با این توضیح که سبک نگارش و ویراستاری این متن متعلق به تحریریه‌ سفید کمرنگ است، نه ورگ.

نوروزبل چه مراسمی است و پیشینه و نقش آن

در فرهنگ گیلان چگونه است؟

نوروزبل به صورت خلاصه نوعی آئین خاص برای آغاز سالی است که در کوهستان­های گیلان (به خصوص کوهستان­های شرق گیلان) استفاده می­شود؛ که این اسم از عینیت این آئین گرفته شده، نوروز که به معنای شروع سال نو و« بل» هم که در گیلکی به معنای شعله آتش است که با هم شعله نوروزی را می­سازند. در واقع این خودکلید واژه­ای است که به ما توضیح می­دهد این آئین در روزگاران قدیم چگونه برگزار می­شده­است.

چطور شد که تصمیم به احیای نوروزبل گرفتید و نوروزبل نسبت به بقیه آئین­هایی که می­شناسیم چه ویژگی دارد که می­توانیم از آن به عنوان یک آئین بومی نام ببریم؟

در ابتدا بگویم که من ترجیح می­دهم که از کلمه بازبرگزاری استفاده ­کنم، نه احیاء.

اما در جواب سوالتان، این آئین حدود ۲تا ۳دهه است که برگزار نشده­است. بنا به گزارش پوراحمد جکتاجی برگزاری نوروزبل در حدود ۲۵سال پیش و قبل از آن، در مناطق اطراف ملکوت دیلمان( محلی که ۴سال پیش بعد از مدت­ها در آن نوروزبل را برگزار کردیم) دیده شده­است. البته قبل از آن هم در اشکورات توسط آقای عبدالرحمان عمادی( ایشان در اصل گالش اشکور  هستند) گزارش شده است که گزارش آقای عمادی مربوط به دیده­های شخصی ایشان در کودکی(حدود ۷۰سال پیش) است.

حتی شعر گروم بل که در مراسم نوروزبل خوانده می­شود را آقای عمادی از همان خاطراتشان نقل کرده­اند.

اما چرایی این کار….این به همان دلیلی است که ما  داریم روی زبان و فرهنگ گیلکی کار می­کنیم. نوروزبل و تقویم گیلکی از پارامترهای مهم فرهنگی این قوم است. این مراسمی که برگزار می­کنیم کمترین شباهت را به مراسمی که در گذشته­ها برگزار می­شده­است، دارد. یکی از این تفاوت­ها این است که این مراسم دیگر برای ما فقط یک آئین نیست، یک جشن نیز هست.

شما از «گالش»­ها اسم به میان آوردید. لطفا کمی توضیح دهید.

من وقتی در مورد گیلک­ها حرف می­زنم به مرزهای سیاسی استان گیلان کار ندارم. در مورد مردمانی صحبت می­کنم که از رضوان شهر تا چالوس و از جنوب تا طالقان و حتی در نواحی از جنوب البرز زندگی می­کنند. ویژگی مشترک این­ها تکلم به زبان گیلکی است با لهجه­های گوناگون. ایران کلباسی در کتاب زبان شناسی خود گویش مردمان کلاردشت را نیز گیلکی ثبت می­کند. خود من نیز در مناطق مختف مانند چالوس، اشکور و جور اشکور مازندران موارد زیادی را ثبت کرده­ام که مردم قدیمی منطقه از واژه گیلکی به عنوان زبان خودشان استفاده می­کردند.

این مردم گیلک در گذشته بر اساس شیوه تولیدشان تقسیم بندی می­شدند. با توجه به شواهدی که فعلا وجود دارد، تمدن مردم این منطقه از ارتفاعت و کوه­ها آغاز شده و جلگه تا زمان­های نه چندان دور قابل سکونت نبوده و تمدن چندانی نداشته است. بعدها با توجه به پیشرفت در نحوه زیستن و شیوه­های تولید، این­ها به ۳دسته تقسیم شدند.

دسته نخست که ما آن­ها را به نام «گالش» می­شناسیم، کسانی هستند که دام­دار اند و شیوه تولید آن­ها شبانی است و کوچ نشین اند. گالش­ها در ارتفاعات زندگی و ییلاق و قشلاق می­کنند.

دسته دوم «کلایی»ها هستند که متاسفانه در گفتارها تا حد زیادی حذف و اکثرا با نام گالش ثبت شده­اند. کلایی­ها نیز در کوهپایه­ها زندگی می­کنند اما برعکس گالش­ها یکجانشین و شیوه تولیدشان کشاورزی بوده است، اما کشاورزی دیم. این درواقع خط سیر پیشرفت در زندگی انسان است؛ از زندگی شبانی و کوچ نشینی یکجا نشین می­شود و سپس دست به کشت و زرع می­زنند که نیاز به تخصص بالاتری نسبت به دامداری دارد.

و اما دسته سوم که «گیله مردان» هستند، در جلگه­ها زندگی می­کنند. در آن­برهه زمانی که گیله مردان به جلگه­ها آمدند، آنقدر تخصص در انسان­ها بالا رفته بود که توانستند زمین­های جلگه­ای را زهکشی و جنگل­ها را صاف کنند و به کشت آبی دست بزنند. در واقع گیله مردها مانند کلایی­ها یکجا نشین بودند، اما شیوه تولیدشان بر اساس کشت آبی(یعنی تخصصی ترین نوع کشاورزی) و همینطور صیادی است.

این­ها ۳دسته از قوم گیلک هستند که ویژگی­های مشترک زیاد و در کنار آن تفاوت­هایی نیز با هم دارند.

گفتید که در حدود ۳دهه پیش نوروزبل برگزار می­شد. در آن زمان این آئین را چطور برگزار می­کردند؟

خیلی ساده، آتشی بود و شب کنار آتش می­نشستند و دور هم نقل می­کردند. البته واقعا چیز مستندی از آن موقع به جا نمانده که بخواهیم به آن استناد کنیم و این­ها نیز از خاطرات گالش­ها و کلایی­هایی است که در آن زمان این آئین را دیده­اند.

آیا نوروزبل در گذشته  نیز مانند امروز جشنی بوده که به طور دسته جمعی برگزار می­شده یا اینکه در آن زمان آتش توسط عده­ای و با هدفی خاص روشن می­شد؟

در گذشته هم این جشن کاملا جمعی بوده است. البته یکی از فرضیه­ها این است که این آتش بر روی کوه­ها برای اطلاع دادن به مناطق پایین دست روشن می­شده است.

ویژگی اساسی نوروزبل این است که به شدت وابسته به مازاد تولید آن مردم و برداشت محصول بوده است. اما امروزه کارکرد اجتماعی آن تغییر کرده است، کسانی که الان نوروزبل را جشن می­گیرند کشاورز نیستند، محصولی این بین وجود ندارد و به نظرم خیلی اشتباه است که بخواهیم در راستای تغییر این کارکرد اجتماعی به صورت نمادین چیزهای مختلف و ویترینی را وارد آن کنیم. نوروزبل در حال حاضر یک موقعیت است که همان مردم را دور هم جمع و ایجاد شادی می­کند، اما با ویژگی های زمانه خودش، سال ۱۵۸۴!

یعنی نوروزبل می­خواهد جشنی باقی بماند که به طور دسته جمعی و با در کنار هم بودن آدم­ها برگزار شود و قرار نیست برگزاری آن به سمت برگزاری نوروز جمشیدی که جشنی در محیطی کوچک و خانوادگی است، برود؟

بله، حتما، اساسا ویژگی­های بنیادی نوروزبل با نوروز جمشیدی متفاوت است. نوروز جمشیدی از پایه وابسته به خانواده و ویژگی­های بنیادی مربوط به آن است و ویژگی اجتماعی به آن گونه نداشته است. البته فکر می­کنم که در گذر زمان و به اجبار نوروز جمشیدی هم از این حالت بیرون بیاید.

با توجه به تمام این­ها به نظرتان در جهت تثبیت نوروزبل چه کاری باید انجام داد؟ (به خصوص با توجه به اتفاقات امسال)

نوروزبل امسال به همه ثابت کرد که نوروزبل با متولی دولتی و حتی غیر دولتی به هیچ جا نمی­رسد. آفت اساسی نوروزبل موزه­ای و کالایی شدن آن است. اگر به آن به عنوان یک داشته، یک سنت و یک میراث نگاه شود،ناقوس مرگش به صدا درآمده است. این را می­شود در تعداد دوربین­هایی که برای ثبت نوروزبل در این سال­ها آمده اند دید.

از  حرف­هایی که زدید می­توانیم این نتیجه را بگیریم که از نظرتان نوروزبلی که در حتی آن آتش روشن نشود و به دادن اس ام اس ختم شود، ما را به هدف رسانده است؟

(با کمی مکث) بله، تا حدودی، ولی خود آتش هم می­تواند نقش ایفا کند، ولی اگر این آتش هم بخواهد حذف شود، برای خودش حذف می­شود و نمی­توانیم جلوی آن را بگیریم. بگذارید با یک سوال و به نحو دیگری جوابتان را بدهم، آیا شما دوست دارید که سالی یکبارو در روزی خاص با دوستان و همزبانانتان آتشی روشن کنید و دور آن آتش شاد باشید و موزیک اجرا کنید و به معنای واقعی جشن بگیرید؟ اگر جوابتان آری است، این همان نوروزبل است.

شما جزء کسانی بودید که ۴سال پیش تلاش­های خود را برای بازبرگزاری نوروزبل  شروع کردید. هدف این تلاش چیست و از ابتدا به دنبال چه بوده­اید؟ برگزاری نوروزبل صرفا به عنوان یک جشن، یا برگزاری آن به عنوان نوروز برای گیلک­ها!

کاملا مشخص و واضح است که این تقویم متعلق به گیلک­ها است. مشخص است که آرزوی من این است که خودم و مردمی که هم زبان من­اند و این تقویم متعلق به آن­هاست این جشن و آئین را، این روز را، قبول کنند و به رسمیت بشناسند و حتی این تقویم را استفاده بکنند.

بگذارید یک سوال دیگر بپرسم، ناگهان در این سن به من نوجوان گفته می شود که نوروز (نو شدن سال) تو نوروزبل است. اما من از بچگی با خاطرات زیادی نوروز باستانی ایران را  با آن پیشینه به عنوان نو شدن سال جشن گرفته­ام. با چه توجیحی من را قانع می کنید که نوروزبل را به عنوان نوروز(نو شدن سال) جشن بگیرم؟ اگر جشن و شادی است، اگر آئین و باستانی بودن است که تمامی این ها به طور کامل و با جشن های مختلف دیگر(مانند چهارشنبه سوری) در نوروز جمشیدی وجود دارد. برای من چه تفاوتی دارد که ازین پس بخواهم نوروزبل را به جای نوروز جمشیدی به عنوان نو شدن سال جشن بگیرم؟ چرا باید این کار را بکنم؟

این بحث دقیقا زمانی که شما نوروز جمشیدی را در کنار نوروزبل قرار می­دهید پیش می آید. این دو در کنار هم یک رابطه قدرت ایجاد می­کنند، بین یک چیزی پذیرفته شده و رسمی و چیزی که در حاشیه بوده است و تازه می­خواهد خودش را اثبات کند. در چنین رابطه­ای من جوابی برای گفتن ندارم. اما من به همین دلیل می­آیم در این مقایسه نوروز جمشیدی را برمی­دارم.

نوروز جمشیدی همیشه با ما بوده است و تک تک ما با آن خاطرات زیادی داریم. ولی اصلا بحث نوروز جمشیدی نیست. نوروزبل قرار نیست در کنار یا در مقابل نوروز جمشیدی قرار بگیرد. می­خواهم بگویم که این­ها را در مقابل هم نگذارید.

همین الان همه ما وقتی که گوشی موبایل خو را باز می­کنیم می­خوانیم که امروز برای مثال ۱۹اکتبر است. همین کسانی که دارند الان این مصاحبه را می­خوانند اکثرا ماهواره دارند و زمانی که شب کریسمس می­شود سعی می­کنند که به برنامه­های کریسمس برسند و یا بقیه جشن­های جهانی را جشن بگیرند. شاید مثال عینی­تر آن که خیلی از همین بچه­ها با آن درگیر هستند، ولنتاین است. حال مگر نوروز جمشیدی و کریسمس با هم در تضاد اند و برگزاری یکی جلوی برگزاری آن یکی را گرفته است؟

حالا ما می­توانیم نوروزبل را هم به عنوان یک گزینه در کنار این­ها بگزاریم.

به هرحال نوروزبل یک رشته پیوند دارد با فرهنگ قومی ما، حتی اگر با حافظه تاریخی ما مناسبتی نداشته باشد، که ندارد، چون حافظه­مان آن را ندیده، هیچ رادیو و تلویزیونی در مورد آن حرف نزده، چون سال­هاست که برگزار نشده، چون هیچکس به ما تبریک نگفته و چون دلمان بابت این جشن شاد نشده است.

اگر کسی دچار این تناقض است، می­تواند این دو تا را از مقابل هم بردارد و به هرکدام جدا نگاه کند، نوروزبل هیچ تنافر یا تناقضی با نوروز جمشیدی ندارد و می­توانند در کنار هم قرار گیرند. نوروزبل ویژگی خاص خود را دارد و شاید تنها شباهت آنها نام نوروز باشد. حرفم این است که باید به هرکدام جدا نگاه کنیم.

البته فعلا تلاش همه ما این­است که نوروزبل و این تقویم را تا جایی که می­توانیم بشناسانیم.

و در آخر اگر چیزی برای گفتن مانده است.

حرف من یک چیز است…من هم در دوره دبیرستان بوده­ام و دچار خیلی از بحران­ها شدم، بحران به معنای واقعی. این ریشه­هایی که ما در اینجا از بخشی از آن صحبت کره­ایم، وجود دارد و مانند سایه همراه با ما است، اما این که ما با آن­ها چه می­کنیم مهم است.

ما آدم­هایی هستیم که در مناسباتی قرار گرفته­ایم که به خیلی از آن­ها هیچ ربطی نداریم. ما هنوز هم دچار تعارضیم. این دانش آموزی هم که این را می­خواند چند سال دیگر دانشجو می­شود و همین بحران ها را طی می­کند. به در و دیوار می­زند که چیزهایی را بفهمد. این مصاحبه را می­خواند، اگر ببیند که به دردش نخورد می­اندازد دور. کما این که خودم نیز خیلی چیزها را که برایم وحی منزل بود بعد از مدتی به دور انداختم.

اما ریشه­ها کماکان باقی است و حداقل کاری که می­توانیم بکنیم این است که این ریشه­ها را بشناسیم. ولی باید سعی کنیم که این شناختن را با این مفهوم گیلان شناسی که در این چند وقت به وجود آمده است، مغالطه نکنیم. چون همچون شناختی تنها باعث می­شود که این فرهنگ با تمام داشته­هایش به موزه برود، نه بیشتر.

·         یک توضیح
این مصاحبه مفصل تر از اینها بود که در سفید کمرنگ چاپ و سپس در ورگ منتشر شد. هم از لحاظ حجم مصاحبه، هم گستردگی مباحث. اما چون موضوع پرونده آن شماره نوروزبل بود، مصاحبه کوتاه شد.

 

 

و هر آن‌چه باید درباره‌ی تقویم دیلمی و نوروزبل بدانید:

http://v6rg.com/wp-content/uploads/2010/12/gil6ki-calender.pdf

سخن پایانی

در پایان لازم میدانم خاطر نشان کنم که:

با حلوا حلوا دهان شیرین نمی شود و با تسبیح آب کشیدن برخی ریاکاران نادان نمی توان به مقابله با دشمنان ایران رفت...

 

و اما فرتورهای از این مراسم که در سال گذشته در دیلمان کهن برگزار شد:

فرتورها از تارنمای امُرداد و از سیما مهرآذر است. برای بزرگ کردنشان، برویشان کلیک کنید.

نیایش خداوند یكی از بخشهای آئینی نوروز بل است.

 

یكی از مردان روستای دیلم با پوشش بومی.

 

هركس بدون درنظر گرفتن سن، می تواند شولا به تن كند.

 

مردم بومی دیلمان با لباس محلی.

 

مردم بومی با شولا، در حال آماده‌شدن برای آتش‌افروزی نوروز بل.

 

مردم بومی با شولا، در حال آماده‌شدن برای آتش‌افروزی نوروز بل.

منبع: سایت سیاهکل

ارسال نظر
نمای روز
حواشی پلاس
آخرین اخبار
به پرداخت ملت
سداد2