پُست مهدی کوشکی بعد از خبر مهاجرت همسر سابقش ریحانه پارسا + عکس
پارسینه: مهدی کوشکی با انتشار این عکس نوشت، صفحه اینستاگرام خود را به روز کرد.
۲۹ مهر ۱۳۹۹ - ۱۲:۵۰
۵

مهدی کوشکی با انتشار این عکس نوشت: آن بوسه و آن آغوش قتاله و مقتل بود

در سیر مراکشتن این پرده اول بود
ای بر پدرت دنیا آهسته چه ها کردی
بین منو دیروزم مغلوبه به پا کردی
_
انکه دایٔم هوس سوختن ما می کرد
انکه از هیچ نگاهی به تماشا نرسید
کاش می امد و از دور تماشا می کرد
_
من اسیرم، تو برو شاخ زمین‌را بشکن
گور بابای سر و این همه سرگردانی
_
اه اگر سیب نبود عشق چه باید می کرد
من رسیدم که دل از بند دل آویزان شد
رد انگشت تو بر سینه سیب است هنوز
من غلط کرده و مغضوب خداوند شدم
بعد از آن‌ هم که تو با سنگ زدی شیشه شکست
من خریدار تن و‌جای کمربند شدم
رد انگشت خودت بود ولی ما خوردیم
شوکران از لب لیوان تو خوردن دارد
موج کف کرده و طوفانی و بی و ماه و نگاه
دل به این ورطه ی تاریک سپردن دارد
رد انگشت تو بر گودی فنجان من است
از کجا دست به اینده فالم بردی
همه دیدن که یک سیب معلق دارم
لعنتی پیش خودم زیر سوالم بردی
_
می رود بمب دلم فاجعه اغاز کند
هر کسی دور تر است عاقبت اندیش تر است

#علیرضا_آذر

 

View this post on Instagram

آن بوسه و آن آغوش قتاله و مقتل بود در سیر مراکشتن این پرده اول بود ای بر پدرت دنیا آهسته چه ها کردی بین منو دیروزم مغلوبه به پا کردی _ انکه دائم هوس سوختن ما می کرد انکه از هیچ نگاهی به تماشا نرسید کاش می امد و از دور تماشا می کرد _ من اسیرم، تو برو شاخ زمین‌را بشکن گور بابای سر و این همه سرگردانی _ اه اگر سیب نبود عشق چه باید می کرد من رسیدم که دل از بند دل آویزان شد رد انگشت تو بر سینه سیب است هنوز من غلط کرده و مغضوب خداوند شدم بعد از آن‌ هم که تو با سنگ زدی شیشه شکست من خریدار تن و‌جای کمربند شدم رد انگشت خودت بود ولی ما خوردیم شوکران از لب لیوان تو خوردن دارد موج کف کرده و طوفانی و بی و ماه و نگاه دل به این ورطه ی تاریک سپردن دارد رد انگشت تو بر گودی فنجان من است از کجا دست به اینده فالم بردی همه دیدن که یک سیب معلق دارم لعنتی پیش خودم زیر سوالم بردی _ می رود بمب دلم فاجعه اغاز کند هر کسی دور تر است عاقبت اندیش تر است #علیرضا_آذر @abbasbahgdadi

A post shared by Mehdi Koushki | مهدی کوشکی (@mehdi_koushki) on

 
منبع: پارسینه
بهترین خرید
نظرات
ناشناس
بدجور سوختی ها.
برای بار سوم و با بیست سال اختلاف سنی دری به تخته ای خورده بود و عروس به خانه برده و در ایام قرنطینه کرونایی شب و روز از هول حلیم افتاده بودی تو دیگ ولی یهو دیدی مرغ از قفس پرید.
ناشناس
چه حال بهم زنه این
آمنه
می فهممت داداش اما گذر زمان همه چیز را عوض می کنه غصه نخور بر میگرده
شیرین صفوی
مردم دارن در آغوش کرونا جان میدن این هپلی هپلو ها به چه فکر میکنن !!!! والله !!!
ناشناس
اصلا ربطی نداشت به موضوع این نوشته ها
ارسال نظر
بهترین خرید
نمای روز
بهترین خرید
بهترین خرید
بهترین خرید
بهترین خرید
بهترین خرید
حواشی پلاس
آخرین اخبار
بهترین خرید
سداد2