عضو حقوقدان شورای نگهبان روایتی از حال و هوای دزفول در روز رحلت امام (ره) را به رشته تحریر در آورده است.
۱۴ خرداد ۱۳۹۹ - ۱۷:۳۹
۰

هادی طحان نظیف در اینستاگرام نوشت: "چهارده خرداد ۶۸ را به خوبی به یاد دارم. هفت سالم بود. آخرین کار‌های بازسازی خانه‌ای که در ایام جنگ، موشک خورده بود، در حال اتمام بود و کارگران مشغول کار بودند. ما نیز در گوشه‌ای از همان خانه موشکی! زندگی می‌کردیم.

در آن ایام از رادیو و تلویزیون پیگیر اخبار سلامتی امام بودیم و مثل بقیه شب و روز را با اخبار ایشان سپری می‌کردیم و برای سلامتی‌شان دعا می‌کردیم.

صبح چهاردهم خرداد که از خواب بیدار شدم، دیدم مرحوم مادرم گریه می‌کنند. متوجه خبر ارتحال امام شدم.

برادر ۱۹ ساله‌ام از شنیدن خبر تاب نیاورد و همان روز برای تشیع پیکر امام به سمت تهران راه افتاد.

با اینکه سنم کم بود، اما دوست داشتم همراه او به تهران بروم. اما فقط به همراهی برادر دیگرم که کمی از من بزرگتر بود رضایت داد. از دزفول تا تهران راه زیادی بود و قبول حضور من در چنین سفری برای خانواده دشوار بود.

چون نتوانسته بودیم در تشییع تهران حاضر شویم از تلویزیون تصاویر تشییع تاریخی را تماشا می‌کردیم.

حال و هوای مسجد جامع دزفول هم چیزی کمتر از حسینیه جماران نداشت. مردم دسته دسته به مسجد می‌آمدند و عزاداری می‌کردند. صحنه‌هایی عجیبی بود و مردم از خود بی‌خود شده بودند. مردم انگار پدرشان را از دست داده بودند؛ و حقیقتا امام پدر امت بود و تکیه‌گاه و مایه آرامش‌شان.

داغ رفتن حضرت روح‌الله تسکین نیافت، تا امامی دیگر قامت راست کرد. امام خامنه‌ای هدایت امت را به دست گرفت و کشتی ایران را در دریای طوفان‌ها ناخدایی کرد. نگذاشت انقلاب خمینی از راه خود منحرف شود و آرمان‌های امام و ملت فراموش شود. نگذاشت ایران حقیر شود و استعمار و استبداد جای جمهوریت را بگیرد. نگذاشت فشار‌های دشمنان کشور را فروبپاشد و دست ملت جلوی اهریمن دراز گردد.

ما به راه امام باور داریم، به رهبرمان ایمان داریم و به آینده روشن امید داریم. "

View this post on Instagram

. چهارده خرداد ۶۸ را به خوبی به یاد دارم. هفت سالم بود. آخرین کارهای بازسازی خانه‌ای که در ایام جنگ، موشک خورده بود، در حال اتمام بود و کارگران مشغول کار بودند. ما نیز در گوشه‌ای از همان خانه موشکی! زندگی می‌کردیم. در آن ایام از رادیو و تلویزیون پیگیر اخبار سلامتی #امام بودیم و مثل بقیه شب و روز را با اخبار ایشان سپری می‌کردیم و برای سلامتی‌شان دعا می‌کردیم. صبح چهاردهم خرداد که از خواب بیدار شدم، دیدم مرحوم #مادرم گریه می‌کنند. متوجه خبر ارتحال امام شدم. برادر ۱۹ ساله‌ام از شنیدن خبر تاب نیاورد و همان روز برای تشیع پیکر امام به سمت تهران راه افتاد. با اینکه سنم کم بود اما دوست داشتم همراه او به تهران بروم. اما فقط به همراهی برادر دیگرم که کمی از من بزرگتر بود رضایت داد. از دزفول تا تهران راه زیادی بود و قبول حضور من در چنین سفری برای خانواده دشوار بود. چون نتوانسته بودیم در تشییع تهران حاضر شویم از تلویزیون تصاویر تشییع تاریخی را تماشا می‌کردیم. حال و هوای #مسجد_جامع_دزفول هم چیزی کمتر از #حسینیه_جماران نداشت. مردم دسته دسته به مسجد می‌آمدند و عزاداری می‌کردند. صحنه هایی عجیبی بود و مردم از خود بی‌خود شده بودند. مردم انگار پدرشان را از دست داده بودند. و حقیقتا امام #پدر_امت بود و تکیه‌گاه و مایه آرامش‌شان. داغ رفتن حضرت روح‌الله تسکین نیافت، تا امامی دیگر قامت راست کرد. #امام_خامنه‌ای هدایت امت را به دست گرفت و کشتی ایران را در دریای طوفان‌ها ناخدایی کرد. نگذاشت انقلاب خمینی از راه خود منحرف شود و آرمان‌های امام و ملت فراموش شود. نگذاشت ایران حقیر شود و استعمار و استبداد جای جمهوریت را بگیرد. نگذاشت فشارهای دشمنان کشور را فروبپاشد و دست ملت جلوی اهریمن دراز گردد. ما به راه امام باور داریم، به رهبرمان ایمان داریم و به #آینده_روشن امید داریم. #هادی_طحان_نظیف

A post shared by هادی طحان نظیف (@haditahaan) on

عضو حقوقدان شورای نگهبان روایتی از حال و هوای دزفول در روز رحلت امام (ره) را به رشته تحریر در آورده است.

هادی طحان نظیف در اینستاگرام نوشت: "چهارده خرداد ۶۸ را به خوبی به یاد دارم. هفت سالم بود. آخرین کار‌های بازسازی خانه‌ای که در ایام جنگ، موشک خورده بود، در حال اتمام بود و کارگران مشغول کار بودند. ما نیز در گوشه‌ای از همان خانه موشکی! زندگی می‌کردیم.

در آن ایام از رادیو و تلویزیون پیگیر اخبار سلامتی امام بودیم و مثل بقیه شب و روز را با اخبار ایشان سپری می‌کردیم و برای سلامتی‌شان دعا می‌کردیم.

صبح چهاردهم خرداد که از خواب بیدار شدم، دیدم مرحوم مادرم گریه می‌کنند. متوجه خبر ارتحال امام شدم.

برادر ۱۹ ساله‌ام از شنیدن خبر تاب نیاورد و همان روز برای تشیع پیکر امام به سمت تهران راه افتاد.

با اینکه سنم کم بود، اما دوست داشتم همراه او به تهران بروم. اما فقط به همراهی برادر دیگرم که کمی از من بزرگتر بود رضایت داد. از دزفول تا تهران راه زیادی بود و قبول حضور من در چنین سفری برای خانواده دشوار بود.

چون نتوانسته بودیم در تشییع تهران حاضر شویم از تلویزیون تصاویر تشییع تاریخی را تماشا می‌کردیم.

حال و هوای مسجد جامع دزفول هم چیزی کمتر از حسینیه جماران نداشت. مردم دسته دسته به مسجد می‌آمدند و عزاداری می‌کردند. صحنه‌هایی عجیبی بود و مردم از خود بی‌خود شده بودند. مردم انگار پدرشان را از دست داده بودند؛ و حقیقتا امام پدر امت بود و تکیه‌گاه و مایه آرامش‌شان.

داغ رفتن حضرت روح‌الله تسکین نیافت، تا امامی دیگر قامت راست کرد. امام خامنه‌ای هدایت امت را به دست گرفت و کشتی ایران را در دریای طوفان‌ها ناخدایی کرد. نگذاشت انقلاب خمینی از راه خود منحرف شود و آرمان‌های امام و ملت فراموش شود. نگذاشت ایران حقیر شود و استعمار و استبداد جای جمهوریت را بگیرد. نگذاشت فشار‌های دشمنان کشور را فروبپاشد و دست ملت جلوی اهریمن دراز گردد.

ما به راه امام باور داریم، به رهبرمان ایمان داریم و به آینده روشن امید داریم. "

View this post on Instagram

. چهارده خرداد ۶۸ را به خوبی به یاد دارم. هفت سالم بود. آخرین کارهای بازسازی خانه‌ای که در ایام جنگ، موشک خورده بود، در حال اتمام بود و کارگران مشغول کار بودند. ما نیز در گوشه‌ای از همان خانه موشکی! زندگی می‌کردیم. در آن ایام از رادیو و تلویزیون پیگیر اخبار سلامتی #امام بودیم و مثل بقیه شب و روز را با اخبار ایشان سپری می‌کردیم و برای سلامتی‌شان دعا می‌کردیم. صبح چهاردهم خرداد که از خواب بیدار شدم، دیدم مرحوم #مادرم گریه می‌کنند. متوجه خبر ارتحال امام شدم. برادر ۱۹ ساله‌ام از شنیدن خبر تاب نیاورد و همان روز برای تشیع پیکر امام به سمت تهران راه افتاد. با اینکه سنم کم بود اما دوست داشتم همراه او به تهران بروم. اما فقط به همراهی برادر دیگرم که کمی از من بزرگتر بود رضایت داد. از دزفول تا تهران راه زیادی بود و قبول حضور من در چنین سفری برای خانواده دشوار بود. چون نتوانسته بودیم در تشییع تهران حاضر شویم از تلویزیون تصاویر تشییع تاریخی را تماشا می‌کردیم. حال و هوای #مسجد_جامع_دزفول هم چیزی کمتر از #حسینیه_جماران نداشت. مردم دسته دسته به مسجد می‌آمدند و عزاداری می‌کردند. صحنه هایی عجیبی بود و مردم از خود بی‌خود شده بودند. مردم انگار پدرشان را از دست داده بودند. و حقیقتا امام #پدر_امت بود و تکیه‌گاه و مایه آرامش‌شان. داغ رفتن حضرت روح‌الله تسکین نیافت، تا امامی دیگر قامت راست کرد. #امام_خامنه‌ای هدایت امت را به دست گرفت و کشتی ایران را در دریای طوفان‌ها ناخدایی کرد. نگذاشت انقلاب خمینی از راه خود منحرف شود و آرمان‌های امام و ملت فراموش شود. نگذاشت ایران حقیر شود و استعمار و استبداد جای جمهوریت را بگیرد. نگذاشت فشارهای دشمنان کشور را فروبپاشد و دست ملت جلوی اهریمن دراز گردد. ما به راه امام باور داریم، به رهبرمان ایمان داریم و به #آینده_روشن امید داریم. #هادی_طحان_نظیف

A post shared by هادی طحان نظیف (@haditahaan) on

بهترین خرید
ارسال نظر
بهترین خرید
نمای روز
بهترین خرید
بهترین خرید
بهترین خرید
بهترین خرید
بهترین خرید
آخرین اخبار
بهترین خرید
بهترین خرید
{*ticket:47634*}