پیشنهاد پارسینه
۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۱ - ۲۳:۵۱
۰
سایت اصولگرای بولتن‌نیوز نوشت:

توزیع گسترده کلیپی از استاد حسن عباسی طی هفته های گذشته مبنی بر مردود دانستن نتایج فعالیت های معرفتی برخی از علما منجر گردید که انتقادات فراوانی علیه او در سایت های خبری منتشر شود و گویی تعدادی به انتظار چنین فرصتی نشسته بودند.

در رابطه با همین موضوع به گفت و گو با پیام فضلی نژاد پرداختیم و سعی در نقد محترمانه استاد حسن حسن عباسی داشته ایم و این توضیح را لازم می دانیم که درج این مطلب به هیچ عنوان دلیلی بر رد استادی محترم همچون حسن عباسی نیست و تلاش های مستمر ایشان طی سال های اصلاحات و پس از آن مطمئنا به یادگار خواهد ماند.

پیام فضلی نژاد نیز طی این مصاحبه بر اینکه نکته بسیار تاکید داشتند که صرفا پیرامون سخن اخیر نقد دارند و احترام ایشان واجب است.

پیام فضلی نژاد در مصاحبه با بولتن نیوز در توضیح مقام فلاسفه گفت: در کارآمدی فلسفه اسلامی همان بس که اتحادیه اروپا ۹ اسفند ۱۳۸۹ نام علامه مصباح یزدی را به صدر لیست «تحریم شخصیت های ایرانی» افزود. برای اولین بار در تاریخ معاصر روابط بین المللی، یک نهاد بین المللی قاره ای یک فیلسوف الهی- اسلامی (علامه مصباح یزدی) را رسما تحریم میکند، چون احساس خطر جدی را از جانب حکمت و فلسفه ای ahکه او در قامت یک «عارف مبارزه جو» در جهان تشیع می گستراند، احساس خطر می کند، همانطور که در همین زمان برای اولین بار نام آقای شریعتمداری را به عنوان مدیرکیهان در کنار نام علامه به این لیست افزود. پیشنهاد من این است حال که پس از این چند روز جنجال آقای عباسی، علامه مصباح یزدی به عنوان قطب‌نمایی ارزنده از بحث ماهیت و نسبت و کارآمدی فلسفه اسلامی در نشست "علم دینی" شبه‌زدایی کردند و می‌توان آن را رافع شبهات دعوی اخیر و فصل الخطاب دانست، آقای حسن عباسی نیز به این عالم ربانی اقتداء کنند. حداقل انتظار این است که ایشان به عنوان یک فعال در «جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی» و فعال «قرارگاه عمار» صریحا اعلام کنند که به تبیین علامه مصباح یزدی از فلسفه معتقدند.

نویسنده کتاب «ارتش سری روشنفکران» ادامه داد: براساس نص صریح سخنان امام خمینی(ره) تبیین مباحث معرفتی و فلسفه اسلامی برای اذهان عمومی در شان «روحانیت متعهد به اسلام» است. بنابراین ورود ژورنالیستی و جنجالی یک غیرمتخصص در این حوزه که متخصص رشته دیگری است، نه تنها گره‌گشا نیست بلکه بر گره‌ها می‌افزاید؛ تا جایی که علامه مصباح یزدی هفته گذشته در همایش "علم دینی" فرمودند، بحث علوم انسانی اسلامی و علم دینی دارای ظرافت‌هایی است که "حتي تيزهوشان را به دام مي‌اندازد." امام خمینی در منشور روحانیت فرموده‌اند "اگر فقهاي عزيز نبودند، معلوم نبود امروز چه علومي به عنوان علوم قرآن و اسلام و اهل بيت ـ عليهم السلام ـ به خورد توده‌ها داده بودند."

پژوهشگر موسسه کیهان درباره ادعایی که حسن عباسی درباره ناکارآمدی فلسفه اسلامی کرده است، افزود: آقای حسن عباسی که از قضاء همیشه به من لطف هم دارند در واکنش خود به انتقادات روحانیون بزرگوار که برخی از آنان مجتهدانی عالیقدر هستند، پاسخی دادند که فایل صوتی سه چهار ساعته و متن آن را نیز منتشر کردند که از لحن ایشان نسبت به برخی بزرگواران جای گله بسیار می‌گذارد ای کاش با این ادبیات بحث نمی کردند و ضمناً، ایده‌ها و گزاره‌ها و دعوی خود را به نحوی روشمند و علمی ارائه کنند؛ نه لا‌به‌لای طعنه به منتقدان. با تمسخرهای زیرکانه و البته گاه جذاب برای مستمعان، آن هم برای پاسخ به نقد ناقدانی بصیر و گرانقدر، شبه ای زدوده نمی شود و گره ای از گره های فکری و اعتقادی نسل ما و دیگران باز نمی شود. در کارآمدی فلسفه اسلامی همان بس که اتحادیه اروپا ۹ اسفند ۱۳۸۹ نام علامه مصباح یزدی را به لیست «تحریم» خود افزود. برای اولین بار در تاریخ معاصر روابط بین المللی، یک نهاد بین المللی قاره ای یک فیلسوف الهی- اسلامی (علامه مصباح یزدی) را رسما تحریم میکند، چون احساس خطر جدی را از جانب حکمت و فلسفه ای که او در قامت یک «عارف مبارزه جو» در جهان تشیع می گستراند، احساس خطر می کند، همانطور که در همین زمان برای اولین بار نام آقای شریعتمداری را به عنوان مدیرکیهان در کنار نام علامه به این لیست افزود.

فضلی‌نژاد با اشاره به اینکه شیوه ژورنالیستی خاص آقای عباسی در این مساله را یک خطر می داند، ادامه داد: آقای عباسی در فایل صوتی پاسخ خود فرمودند‌ه‌اند که به خاطر نقد نظریه‌شان توسط منتقدان متخلف، پروژه شهید مطهری را از دستور کار مرکزشان خارج کرده‌اند! آن هم نزدیک ایام شهادت این فیلسوف معظم که مخزن معرفتی انقلاب هستند و همه ما باید خود را معتقد به بسط نگرش فلسفی ایشان می دانیم، چون امام فرمودند آثار شهید مطهری "بلااستثناء مفید است". این چه شیوه واکنش و پاسخ به نقدهایی است که حالا شاید بخشی از آن ها توسط مغرضانی که همیشه بوده اند نیز پوشش و بازتاب نامناسبی داده شده باشد. به خاطر دلخوری از چند سایت که مدام آقای عباسی در فایل صوتی پاسخشان به آنها اشاره کرده اند که نباید یک فکر فلسفی تمدن ساز در جهان اسلام را چنین زیر سوال برد. اکنون که عصر بیداری اسلامی است و جهان اسلام بیش از هر موقع تشنه فلسفه اسلامی است، چه جریانی به قوت جریان فلسفی علامه مصباح یزدی که مدافع فلسفه اسلامی است، کار ساختارمند می کند که بخواهیم این چنین به این بزرگواران - خواسته و ناخواسته- حمله کنیم؛ بعد هم در زمانی که رهبر انقلاب در سفر تاریخی به قم چنان دفاعی از فلسفه می کنند و یک جنبش برای دفاع از علوم انسانی اسلامی و نقد علوم انسانی غربی مشغول جد و جهد است، چرا آقای عباسی ناگهان در این برهه زمانی و در این بحثی که همه می خواهند خلوص و چارچوب معرفتی عمیق تری بیابد، ساز مخالف می زنند؟ من از موضع یک فردی که برای ایشان احترام قایلم عرض می کنم در مثل مناقشه نیست و اصلا هم در مقام مقایسه نیستم، اما صراحتا می گویم این روش ورود به مباحث معرفتی به نحو ژورنالیستی و خط بطلا کشیدن بر فلسفه اسلامی و صدرایی و به چنین نحوی ساز مخالف زدن، شیوه ای بود که عبدالکریم سروش از آن پیروی میکرد که این شیوه، خودش یک متدولوژی سکولار است برای تخریب منتقدان به اقامه ادله اثباتی و اقناعی.

نویسنده روزنامه کیهان گفت: سوال من از چهره‌ای مانند آقای عباسی این است که امروز شهید مطهری کجاست؟ مگر علامه مصباح یزدی به روایت رهبر معظم انقلاب که خود یک حکیم متاله هستند، خلاء فلسفی شهید مطهری و خلاء معنوی علامه طباطبایی را پر نکرده‌اند؟! مطهری زمانه ما مصباح است و یک فیلسوف الهی. اکنون فکر فلسفی انقلاب اسلامی را علامه مصباح یزدی برای فعالان عرصه گفتمانی در جبهه انقلاب اسلامی با تکیه بر معرفت شناسی امام و رهبری ارائه می‌کنند. اینجا بحث تعبد نیست؛ بحث تبیین فلسفه یک انقلاب است و علامه مصباح یزدی نیز هم از مخازن معرفتی و هم قطب‌نمای فلسفی انقلاب هستند؛ همانگونه که شهید شهید مطهری چنین بودند.

فضلی نژاد با ارایه پیشنهادی به «حسن عباسی» اظهار داشت: پیشنهاد من این است حال که پس از این چند روز جنجال آقای عباسی، علامه مصباح یزدی به عنوان قطب‌نمایی ارزنده از بحث ماهیت و نسبت و کارآمدی فلسفه اسلامی در نشست "علم دینی" شبه‌زدایی کردند و می‌توان آن را رافع شبهات دعوی اخیر و فصل الخطاب دانست، آقای حسن عباسی نیز به این عالم ربانی اقتداء کنند. حداقل انتظار این است که ایشان به عنوان یک فعال در «جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی» و فعال «قرارگاه عمار» صریحا اعلام کنند که به تبیین علامه مصباح یزدی از فلسفه معتقدند. امیدوارم آقای عباسی علاقه‌مندان خود را به تعریف علامه احاله دهند که فرمودند "چه قدر کوتاه نظری است که کسانی بگویند فلسفه با دین هیچ ارتباطی ندارد. ما نسبت دینی و غیر دینی بودن یک علم را با عالم و متعلّم در نظر می‌گیریم؛ اگر عالم و متعلم با یک علم طوری برخورد کردند که به وسیله آن خدا را بشناسند و وجود او را اثبات کنند آن علم، علم دینی می‏شود."

نویسنده روزنامه کیهان ضمن تاکید بر اینکه هیچ یک از نقدها حرمت خدمات معرفتی را نباید مخدوش کند، گفت: من در این ایام دیدم و خواندم و شنیدم که فعالان علوم انسانی اسلامی از شیوه آقای عباسی احساس خطر کردند و البته بیم آن را داشتند که یک جریان ضدفلسفه و البته ضدغرب که نمونه بارز آن مکتب تفکیک است، ظهور کند. این تکثر در عرصه اندیشه مذموم نیست، اما وقتی به صورت سیاسی- ژورنالیستی به حوزه عمومی وارد می شود، می تواند فعالان جوان و کم تجربه فکری جبهه فکری انقلاب را سردرگم کند. گزاره هایی که آقای عباسی در پاسخ آخر خود و بحث «نسبت میان فلسفه و دین» که به امتناع نظری فلسفه اسلامی ختم می شود و سپس یک قرایت نظری جدید ارایه می شود و بعد، فرسنگها از مکتب امام که مظهر اسلام ناب هستند، به دور می افتد. در میان شارحان فلسفه امام رهبری، برجسته تر از علامه مصباح برای ما نسل جوان انقلاب وجود دارد؟

وی افزود: امام خمینی(ره) جمله زیبایی در "منشور روحانیت" دارند که به نظرم آقای عباسی عزیز دوباره بخوانند و در پروژه استراتژیکی که گفته‌اند در مرکزشان درباره اندیشه امام در دستور کار دارند، لحاظ کنند. در این سخنان امام اتفاقاً از نقش روحانیت عزیز در پاسداری از فلسفه آمده است. حضور امام در منشور روحانیت" (3 اسفند 1367) می‌فرمایند " اگر فقهاي عزيز نبودند، معلوم نبود امروز چه علومي به عنوان علوم قرآن و اسلام و اهل بيت ـ عليهم السلام ـ به خورد توده‌ها داده بودند. جمع‌آوري و نگهداري علوم قرآن و آثار و احاديث پيامبر بزرگوار و سنت وسيره معصومين ـ عليهم السلام ـ و ثبت و تبويب و تنقيح آنان در شرايطي كه امكانات بسيار كم بوده است و سلاطين و ستمگران در محو آثار رسالت همه امكانات خود را به كار مي‌گرفتند، كار آساني نبوده است كه بحمدالله امروز نتيجه آن زحمات را در آثار و كتب با بركتي همچون كتب اربعه و كتابهاي ديگر متقدمين و متأخرين از فقه و فلسفه، رياضيات و نجوم و اصول و كلام و حديث و رجال، تفسير و ادب و عرفان و لغت و تمامي رشته‌هاي متنوع علوم مشاهده مي‌كنيم."

پژوهشگر موسسه کیهان در خاتمه گفت: بنابراین، در مباحث معرفتی خصوصاً در عرصه فلسفه اسلامی و حکمت دینی، روحانیت متعهد به اسلام ملاک و معیار است. اقامه دعوایی خارج از دایره گفتمانی انقلاب اسلامی آن هم در سطح رسانه‌ای با صبغه معرفتی واقعا به نفع نسل جوان نیست، چون دامن زدن بر شبهات کاذب است. سرچشمه امروز ما برای حظ و بهره از فلسفه اسلامی باید امام خمینی و رهبر دانشمند انقلاب اسلامی در مقام یک حکیم باشند که علامه مصباح یزدی تجلی تفکر «اسلام ناب» به شمار می‌روند. البته دیروز نیز در بحثی عرض کردم که چه کسی می‌تواند انکار کند که سیاست عملی از دل فلسفه نظری درمی‌آید و چون فلسفه اسلامی علامه مصباح یزدی است که نقاد و جریان‌ساز و نهادساز و ساختارساز است، برای همین موجی از تخریب را علیه حضرت علامه یا پیروان مخلصشان و حتی علیه فلسفه ایشان که از «مخزن معرفتی» کارآمد انقلاب اسلامی است، در این چند روز به راه انداخته‌اند.
پــنــجــره
ارسال نظر
نمای روز
آخرین اخبار
سداد
شفا دارو
شاتل 2