مدتی است که چالشی در اینستاگرام رواج پیدا کرده است که باید به این سوال پاسخ بدهید که آیا اسم پسر با ق داریم؟
۱۱ فروردين ۱۳۹۹ - ۰۲:۵۳
۰

در روزهای گذشته چالشی در اینستاگرام رواج پیدا کرده است که طی آن باید به این سوال پاسخ بدهید که «آیا اسم پسر با ق داریم؟» و اگر به سوال اشتباه پاسخ داده شد، این سوال را در صفحه خودتان مطرح کنید و اسم فردی را که به او باخته اید هم ذکر کنید.

جواب این چالش ساده و کوتاه ساده است: بله!

 

اما اگر دانستن اسامی پسرانه با حرف «قاف» جذاب است، می توانید نگاهی به فهرست زیر داشته باشید:

 
قادر قادر اسم پسرانه است، معنی قادر: (عربی) ۱- دارای قدرت، توانا؛ ۲- از نام‌ها و صفات خداوند.

قاسم قاسم اسم پسرانه است، معنی قاسم: (عربی) ۱- (در قدیم) بخش کننده، مقسم؛ ۲- (اَعلام) ۱) قاسم ابن حسن: [حدود ۴۴-۶۱ قمری]فرزند امام حسن (ع) و از نخستین یاران امام حسین (ع) که در واقعه‌ی کربلا شهید شد؛ ۲) نام یکی از فرزندان پیامبر اسلام (ص).

قانع قانع اسم پسرانه است، معنی قانع: (عربی) ۱- آن که به دارایی خود یا آنچه در اختیار دارد، راضی است و بسنده میکند، قناعت کننده، خرسند؛ ۲- راضی و خرسند از جواب یا از سخنی که شنیده است، مُجاب.

قائد قائد اسم پسرانه است، معنی قائد: (عربی) ۱- آن که جمعی از مردم را رهبری میکند، رهبر، پیش رو، پیشوا؛ ۲- (در قدیم) رئیس قافله، کاروان سالار؛ ۳- (در قدیم) (در نجوم) نام ستاره‌ای در انتهای دُم صورت فلکی دُب اکبر.

قائم قائم اسم پسرانه است، معنی قائم: (عربی) ۱- ایستاده، به حالت عمودی قرار گرفته؛ ۲- (در ادیان) لقب امام دوازدهم شیعیان که غایب است (عج)؛ ۳- (در قدیم) اقامه کنندهی حق، برپادارندهی دین؛ ۴- (به مجاز) قدرتمند و با اراده؛ ۵- (اَعلام) ۱) دومین خلیفهی فاطمی مغرب [۳۲۲-۳۳۴ قمری]، لشکر کشی او به کرانه‌های فرانسه، ایتالیا و اسکندریه توفیقی نداشت؛ ۲) خلیفهی عباسی [۴۲۲-۴۶۷ قمری]، که در زمان او بساسیری در بغداد قیام کرد. طغرل سلجوقی به دعوت خلیفه به بغداد رفت و قیام را سرکوب کرد [۴۵۰ هجری].

قباد قباد اسم پسرانه است، معنی قباد: ۱- محبوب، شاه محبوب، سرور گرامی؛ ۲- (اَعلام) ۱) (در شاهنامه) پهلوان ایرانی، پسر کاوه و برادر قارِن، که به دست پهلوانی تورانی کشته شد؛ ۲) (در شاهنامه) (= کیقباد) شاه داستانی ایران، نخستین شاه از سلسلهی کیانیان و از تبار فریدون، که در البرزکوه به سر می‌برد. زال پس از مرگ گرشاسپ، رستم را به جستجوی او فرستاد و او را به پادشاهی خواند. او صد سال پادشاهی کرد و پایتختش شهر استخر بود؛ ۳) نام دو تن از شاهان ساسانی ایران. قباد اول: شاه [۴۸۸-۴۹۴؛ ۴۹۸-۵۳۱ میلادی]، که پس از خلع بلاش از سوی بزرگان ایران به شاهی برداشته شد. در زمان او مزدک ظهور کرد و قباد آیین او را پذیرفت. در نتیجه بزرگان او را خلع و زندانی کردند [۵۹۴ میلادی]. او پس از مدتی از زندان گریخت و با کمک هپتالیان به سلطنت بازگشت [۵۹۸ میلادی]و این بار به تدریج از مزدکیان دور شد و سرانجام به یاری پسرش انوشیروان به قتل عام مزدکیان پرداخت. [۵۲۹ میلادی]. قباد دوم، معروف به شیرویه: شاه [۶۲۸ میلادی]، که پدرش خسرو پرویز را همراه با ۱۷ تن از برادران خودش کشت و پس از ۶ ماه سلطنت بر اثر مسمومیت کشته شد.

قدرت قدرت اسم پسرانه است، معنی قدرت: (عربی) ۱- توانایی، توان، سلطه و نفوذ؛ ۲- (در فلسفه قدیم) توانایی ویژهی موجود زنده که با آن از روی قصد و اراده عملی را انجام میدهد یا ترک میکند.

قدرت الله قدرت الله اسم پسرانه است، معنی قدرت الله: (عربی) قدرت خداوند.

قدوس قدوس اسم پسرانه است، معنی قدوس: (عربی) (در قدیم) ۱- پاک و منزه؛ ۲- از نام‌ها و صفات خداوند.

قدیر قدیر اسم پسرانه است، معنی قدیر: (عربی) ۱- (در قدیم) توانا، قادر؛ ۲- از نام‌ها و صفات خداوند.

قطب الدین قطب الدین اسم پسرانه است، معنی قطب الدین: (عربی) ۱- محور آیین و کیش؛ ۲- (اَعلام) ۱) قطب الدین شیرازی: (= محمود ابن مسعود) [۶۳۴-۷۱۰ قمری]دانشمند و حکیم ایرانی، شاگرد خواجه نصیر الدین طوسی و استاد کمال الدین فارسی. سفر‌های زیادی کرد. پیدایش رنگین کمان را توضیح داد. بر قانون ابن سینا و حکمت اشراق سهروردی شرح نوشت. تحریر اصول اقلیدس خواجه نصیرالدین طوسی را به فارسی به نام دُرَةالتّاج، تألیف کرد و کتاب‌های نَهایَتُ الاِدراک و تُحفهی شاهی را در نجوم نوشت؛ ۲) قطب الدین رازی: (= محمّدابن محمّد) [قرن ۸ هجری]حکیم ایرانی، که در دمشق سکونت داشت، مؤلف کتاب محاکمات به عربی، در مقایسهی شرح نصیرالدین طوسی و شرح فخر رازی بر کتاب اشارات ابن سینا و شرح شمسیه؛ ۳) قطب الدین شاهجهان: آخرین امیر قراختایی کرمان [۷۰۲-۷۰۳ قمری]، که از سوی الجایتو ایلخان مغول معزول شد؛ ۴) قطب الدین مبارکشاه: آخرین شاه دهلی [۷۱۶-۷۲۰ قمری]از سلسله خلجی، که به دست غلام محبوبش کشته شد و او را هم چند ماه بعد غیاث الدین تغلق کشت. ۵) قطب الدین آیبک: [قرن ۶ و ۷ هجری]امیر ترک، که از سوی معزّالدین محمّد سام امیر سلسلهی آل شنسب، حکومت متصرفات او را در هند به دست گرفت [۵۹۲ هجری]و سپس بدائون، قنوج و قلعه کالنجر را تسخیر کرد و پس از کشته شدن معزّالدین [۶۰۲ هجری]، مرکز حکومتش را از دهلی به لاهور منتقل کرد.
 
قلی: (ترکی) ترکیبی است از قل به معنی غلام + «ی » علامت اضافه : محمد قلی ، عباسقلی ، حسنقلی .

قمرالزمان قمرالزمان اسم پسرانه است، معنی قمرالزمان: (عربی) ۱- ماه دوران؛ ۲- (اَعلام) نام یکی از اشخاص هزار و یک شب (الف لیله ولیله).

قوام قوام اسم پسرانه است، معنی قوام: (عربی) استواری، استحکام.

قوام الدین قوام الدین اسم پسرانه است، معنی قوام الدین: (عربی) ۱- موجب استواری و استحکام دین؛ ۲- (اَعلام) نام چند تن اشخاص در تاریخ.

قهار قهار اسم پسرانه است، معنی قهار: (عربی) ۱- نیرومند، پر زور؛ ۲- (در قدیم) سلطه گر و غالب و چیره؛ ۳- از نام‌ها و صفات خداوند.

قهرمان قهرمان اسم پسرانه است، معنی قهرمان: (معرب پهلوان)، ۱- آن که در کار دشوار و مهمی مثل ورزش یا جنگ تلاش زیادی کرده و به شهرت رسیده است؛ ۲- پهلوان؛ ۳- دلاور؛ ۴- (در قدیم) نگهبان و محافظ.

قَیس قَیس اسم پسرانه است، معنی قَیس: (عربی) ۱- با خودنمائی و برازندگی راه رفتن، سختی، اندازه کردن، چیزی را به چیزی قیاس و اندازه نمودن؛ ۲- (اَعلام) ۱) قیس ابن سعد انصاری: [قرن اول هجری]از اصحاب پیامبر اسلام (ص)؛ ۲) قیس ابن مسهر صیداوی [قرن اول هجری]از یاران امام حسین (ع) که توسط ابن زیاد دستگیر و به شهادت رسید؛ ۳) قیس ابن مُلَوَّح عامری [قرن اول هجری]ملقب به مجنون: شاعر عرب عصر اموی، که عشق او به لیلی موضوع داستان‌های فراوانی در ادبیات عربی و فارسی بوده است.
مدتی است که چالشی در اینستاگرام رواج پیدا کرده است که باید به این سوال پاسخ بدهید که آیا اسم پسر با ق داریم؟

در روزهای گذشته چالشی در اینستاگرام رواج پیدا کرده است که طی آن باید به این سوال پاسخ بدهید که «آیا اسم پسر با ق داریم؟» و اگر به سوال اشتباه پاسخ داده شد، این سوال را در صفحه خودتان مطرح کنید و اسم فردی را که به او باخته اید هم ذکر کنید.

جواب این چالش ساده و کوتاه ساده است: بله!

 

اما اگر دانستن اسامی پسرانه با حرف «قاف» جذاب است، می توانید نگاهی به فهرست زیر داشته باشید:

 
قادر قادر اسم پسرانه است، معنی قادر: (عربی) ۱- دارای قدرت، توانا؛ ۲- از نام‌ها و صفات خداوند.

قاسم قاسم اسم پسرانه است، معنی قاسم: (عربی) ۱- (در قدیم) بخش کننده، مقسم؛ ۲- (اَعلام) ۱) قاسم ابن حسن: [حدود ۴۴-۶۱ قمری]فرزند امام حسن (ع) و از نخستین یاران امام حسین (ع) که در واقعه‌ی کربلا شهید شد؛ ۲) نام یکی از فرزندان پیامبر اسلام (ص).

قانع قانع اسم پسرانه است، معنی قانع: (عربی) ۱- آن که به دارایی خود یا آنچه در اختیار دارد، راضی است و بسنده میکند، قناعت کننده، خرسند؛ ۲- راضی و خرسند از جواب یا از سخنی که شنیده است، مُجاب.

قائد قائد اسم پسرانه است، معنی قائد: (عربی) ۱- آن که جمعی از مردم را رهبری میکند، رهبر، پیش رو، پیشوا؛ ۲- (در قدیم) رئیس قافله، کاروان سالار؛ ۳- (در قدیم) (در نجوم) نام ستاره‌ای در انتهای دُم صورت فلکی دُب اکبر.

قائم قائم اسم پسرانه است، معنی قائم: (عربی) ۱- ایستاده، به حالت عمودی قرار گرفته؛ ۲- (در ادیان) لقب امام دوازدهم شیعیان که غایب است (عج)؛ ۳- (در قدیم) اقامه کنندهی حق، برپادارندهی دین؛ ۴- (به مجاز) قدرتمند و با اراده؛ ۵- (اَعلام) ۱) دومین خلیفهی فاطمی مغرب [۳۲۲-۳۳۴ قمری]، لشکر کشی او به کرانه‌های فرانسه، ایتالیا و اسکندریه توفیقی نداشت؛ ۲) خلیفهی عباسی [۴۲۲-۴۶۷ قمری]، که در زمان او بساسیری در بغداد قیام کرد. طغرل سلجوقی به دعوت خلیفه به بغداد رفت و قیام را سرکوب کرد [۴۵۰ هجری].

قباد قباد اسم پسرانه است، معنی قباد: ۱- محبوب، شاه محبوب، سرور گرامی؛ ۲- (اَعلام) ۱) (در شاهنامه) پهلوان ایرانی، پسر کاوه و برادر قارِن، که به دست پهلوانی تورانی کشته شد؛ ۲) (در شاهنامه) (= کیقباد) شاه داستانی ایران، نخستین شاه از سلسلهی کیانیان و از تبار فریدون، که در البرزکوه به سر می‌برد. زال پس از مرگ گرشاسپ، رستم را به جستجوی او فرستاد و او را به پادشاهی خواند. او صد سال پادشاهی کرد و پایتختش شهر استخر بود؛ ۳) نام دو تن از شاهان ساسانی ایران. قباد اول: شاه [۴۸۸-۴۹۴؛ ۴۹۸-۵۳۱ میلادی]، که پس از خلع بلاش از سوی بزرگان ایران به شاهی برداشته شد. در زمان او مزدک ظهور کرد و قباد آیین او را پذیرفت. در نتیجه بزرگان او را خلع و زندانی کردند [۵۹۴ میلادی]. او پس از مدتی از زندان گریخت و با کمک هپتالیان به سلطنت بازگشت [۵۹۸ میلادی]و این بار به تدریج از مزدکیان دور شد و سرانجام به یاری پسرش انوشیروان به قتل عام مزدکیان پرداخت. [۵۲۹ میلادی]. قباد دوم، معروف به شیرویه: شاه [۶۲۸ میلادی]، که پدرش خسرو پرویز را همراه با ۱۷ تن از برادران خودش کشت و پس از ۶ ماه سلطنت بر اثر مسمومیت کشته شد.

قدرت قدرت اسم پسرانه است، معنی قدرت: (عربی) ۱- توانایی، توان، سلطه و نفوذ؛ ۲- (در فلسفه قدیم) توانایی ویژهی موجود زنده که با آن از روی قصد و اراده عملی را انجام میدهد یا ترک میکند.

قدرت الله قدرت الله اسم پسرانه است، معنی قدرت الله: (عربی) قدرت خداوند.

قدوس قدوس اسم پسرانه است، معنی قدوس: (عربی) (در قدیم) ۱- پاک و منزه؛ ۲- از نام‌ها و صفات خداوند.

قدیر قدیر اسم پسرانه است، معنی قدیر: (عربی) ۱- (در قدیم) توانا، قادر؛ ۲- از نام‌ها و صفات خداوند.

قطب الدین قطب الدین اسم پسرانه است، معنی قطب الدین: (عربی) ۱- محور آیین و کیش؛ ۲- (اَعلام) ۱) قطب الدین شیرازی: (= محمود ابن مسعود) [۶۳۴-۷۱۰ قمری]دانشمند و حکیم ایرانی، شاگرد خواجه نصیر الدین طوسی و استاد کمال الدین فارسی. سفر‌های زیادی کرد. پیدایش رنگین کمان را توضیح داد. بر قانون ابن سینا و حکمت اشراق سهروردی شرح نوشت. تحریر اصول اقلیدس خواجه نصیرالدین طوسی را به فارسی به نام دُرَةالتّاج، تألیف کرد و کتاب‌های نَهایَتُ الاِدراک و تُحفهی شاهی را در نجوم نوشت؛ ۲) قطب الدین رازی: (= محمّدابن محمّد) [قرن ۸ هجری]حکیم ایرانی، که در دمشق سکونت داشت، مؤلف کتاب محاکمات به عربی، در مقایسهی شرح نصیرالدین طوسی و شرح فخر رازی بر کتاب اشارات ابن سینا و شرح شمسیه؛ ۳) قطب الدین شاهجهان: آخرین امیر قراختایی کرمان [۷۰۲-۷۰۳ قمری]، که از سوی الجایتو ایلخان مغول معزول شد؛ ۴) قطب الدین مبارکشاه: آخرین شاه دهلی [۷۱۶-۷۲۰ قمری]از سلسله خلجی، که به دست غلام محبوبش کشته شد و او را هم چند ماه بعد غیاث الدین تغلق کشت. ۵) قطب الدین آیبک: [قرن ۶ و ۷ هجری]امیر ترک، که از سوی معزّالدین محمّد سام امیر سلسلهی آل شنسب، حکومت متصرفات او را در هند به دست گرفت [۵۹۲ هجری]و سپس بدائون، قنوج و قلعه کالنجر را تسخیر کرد و پس از کشته شدن معزّالدین [۶۰۲ هجری]، مرکز حکومتش را از دهلی به لاهور منتقل کرد.
 
قلی: (ترکی) ترکیبی است از قل به معنی غلام + «ی » علامت اضافه : محمد قلی ، عباسقلی ، حسنقلی .

قمرالزمان قمرالزمان اسم پسرانه است، معنی قمرالزمان: (عربی) ۱- ماه دوران؛ ۲- (اَعلام) نام یکی از اشخاص هزار و یک شب (الف لیله ولیله).

قوام قوام اسم پسرانه است، معنی قوام: (عربی) استواری، استحکام.

قوام الدین قوام الدین اسم پسرانه است، معنی قوام الدین: (عربی) ۱- موجب استواری و استحکام دین؛ ۲- (اَعلام) نام چند تن اشخاص در تاریخ.

قهار قهار اسم پسرانه است، معنی قهار: (عربی) ۱- نیرومند، پر زور؛ ۲- (در قدیم) سلطه گر و غالب و چیره؛ ۳- از نام‌ها و صفات خداوند.

قهرمان قهرمان اسم پسرانه است، معنی قهرمان: (معرب پهلوان)، ۱- آن که در کار دشوار و مهمی مثل ورزش یا جنگ تلاش زیادی کرده و به شهرت رسیده است؛ ۲- پهلوان؛ ۳- دلاور؛ ۴- (در قدیم) نگهبان و محافظ.

قَیس قَیس اسم پسرانه است، معنی قَیس: (عربی) ۱- با خودنمائی و برازندگی راه رفتن، سختی، اندازه کردن، چیزی را به چیزی قیاس و اندازه نمودن؛ ۲- (اَعلام) ۱) قیس ابن سعد انصاری: [قرن اول هجری]از اصحاب پیامبر اسلام (ص)؛ ۲) قیس ابن مسهر صیداوی [قرن اول هجری]از یاران امام حسین (ع) که توسط ابن زیاد دستگیر و به شهادت رسید؛ ۳) قیس ابن مُلَوَّح عامری [قرن اول هجری]ملقب به مجنون: شاعر عرب عصر اموی، که عشق او به لیلی موضوع داستان‌های فراوانی در ادبیات عربی و فارسی بوده است.
بهترین خرید
ارسال نظر
بهترین خرید
نمای روز
بهترین خرید
بهترین خرید
بهترین خرید
بهترین خرید
بهترین خرید
آخرین اخبار
بهترین خرید
بهترین خرید