پیشنهاد پارسینه
تصمیم گرفت عجیب و جدی/تنهاست ولی "آغلادی گتدی!"/انجام وظیفه سی گوزل دی"/"دیداری یامان دی، گویما گلدی!"
۰۹ ارديبهشت ۱۳۹۱ - ۰۰:۴۰
به گزارش پارسینه در پی وقوع سیل اخیر و آبگرفتگی متروی تهران، بهمن وخشور، شعر طنز زیر را برای ما ارسال کرد که آن را از نظر می گذرانید:

یک روز در این فصل بهاری                شد سیل به پایتخت جاری
این شهر، ببخشید "کلان شهر"!      تبدیل شد امروز به یک "بحر"
در خط چهارِمتروی تهران               جاری شد از آن آب های "شهران"
یک نامه رسید دست چاپار                قربان سرت، برس به "سردار"!
سردار که روزی خلبان بود                   در شهر شلوغ، "شهربان" بود
اکنون به فکر "پاستور" است او            جایی به کسی نمی دهد رو
القصه، خبر گرفت از اخبار                  باید برود خودش سرکار
شخصا چون برفت سمت بحران         با همرهی "مهدی چمران"
بر صحنه حادثه شد حاضر                   سردار عزیز، "مشهدی باقر"
آن کاخ عمو همه فنا شد                     یک لحظه به فکر صد ثنا شد
آن جرثقیل که بود حاضر                      افتاد کنار پای "باقر"
ترسید و بگفت: جناب چمران!               قربانی کنید در این بیایان
گنجشک که مفت، سنگ هم مفت      در پاسخ او، "اویم" همین گفت!
چون خاتمه داد غائله ها را                    کم کرد تونل فاصله ها را
این بار برای کاخ رویا                             قربانی صد شتر مهیا!
تصمیم گرفت عجیب و جدی                تنهاست ولی "آغلادی گتدی!"
چون کی بو حکایتی اشیددی               یازدی بو سوزی "عمواوغلی" گتدی
"انجام وظیفه سی گوزل دی"              "دیداری یامان دی، گویما گلدی!"


شعر از : بهمن وخشور(عمواوغلی)



پــنــجــره
نظرات
ناشناس
یکی از بیمعنی ترین شعرهایی بود که توعمرم شنیدم
ضمن اینکه ترکی بودن به اصطلاح ابیات آخر کار پسندیده ای نبود
ماشا
الا طناز ترک با صداقت
مکن انگول در کار صدارت
صدارت را تو بسپر دست باقر
ببین بی قر و فر با صد کفایت
ناشناس
خیلی عالی بود واقعا سریع دقیق بجا
سجاد
یک روز کلاغ باوفایم
بر بام نشست و زد صدایم

گفتا چه نشسته ای که یک مست
در کفش تو کرده پا و هم دست!

رمزی ز دل ادب نسفته
یک کاره نشسته شعر گفته!

نی کنترل حواس کرده!
نی رحم به عام و خاص کرده!

گفتم که زبان خود نگهدار
آرام و سلیم، مثل سردار

این شاعرکان شبیه خاکند
باران چو رسد، همه هلاکند!
ناشناس
عالی بود، دمت گرم عمواوقلی، منتظر بعدی هستیم
ماشا
الا سجاد اصغر ...
شدیم مست و بی نزاکت؟
نی کنترل حواس کرده؟
ما شاعرکان شبیه خاکیم؟
باشد تو بدان که ما زخاکیم
لیکن نشویم خاک بر سر
سردار بسر نمی شویم هم
ما مردم خوب و با صفائیم
دنباله رو حرف حسابیم
سجاد
اگر تو طالب حرف حسابی
عوض کن اسم خود را انقلابی!

که گفتت حضرت وخشور هستی؟
تو که از حضرت حق دور هستی!

کمی اشعار ما را زیر و رو کن!
تلمذ کرده کسب آبرو کن!

چراغ معرفت در جان بیفروز
ز وزن و قافیه چیزی بیاموز

سر منبر وزیران را دعا کن!
به صدق ار نیست ممکن! با ریا کن!(1)

ولی بهتر همین باشد که فی الحال
در این محضر، به کنجی باشی و لال!
1 ـ ایرج میرزا
قره گوت شاپور
ياشاسين عمواوغلی
تايماز
عالي بود ، ياشاسين عمواوغلی
سولماز
یاشاسین سجاد! الاه سنه ساخ لاسون!
ناشناس
چه شعر بی وزن و بی مزه ای! شاعر از ابتدایی ترین اصول شعرنویسی ناآگاه است!!
عمواوغلی
معمولا وقتی آدما شعر خوندن بلد نیستند به اصول شعر نویسی ایراد می گیرند ، شما تقصیری ندارید دوست عزیز !!!
مهد
واقعا این شعر وزن نداشت. این که زورزورکی بخواهیم شعر را بخوانیم و بعد ادعا کنیم که دیگران شعرخوانی بلد نیستند درست نیست
حمید
ترکا که شعر بگن آخه کسی باید توجه کنه-این حاجی از اون ترک های اصله
ماشا
عروض و قافیه مال تو سجاد
عمو باقر ،عمو چمران همه مال تو سجاد
تملق چاپلوسی پاچه خواری
نباشد در مرامم آقا سجاد!
سجاد
می بینی پارسینه! لطفا به کلاس خودت توجه کن. برای درج اشعار خوب، با اهل فن مشورتی بکنی بد نیست. بلکه خیلی هم خوب است. دقت داشته باش که خوانندگان تو بیشتر اهل فضل اند تا اهل...بماند!
فری
هم سردار هم خلبان هم دکتر هم ریس نیروی هوای هم شهردارهم... بهتر میتواند بشود
آيدا فرحبخش
قاليباف نگو بگو پتروس فداكار !
من موندم اين پنجاه سال اخير را از كجا آوردند كه هرجا كم مي آورند مي گويند تو 50 سال اخير اين بارندگي بي سابقه بوده بگذريم فقط يادتون باشه در روز هاي باراني با مايو وارد مترو شويد و حتما" به فنون شنا آشنا باشيد و تجهيزات كافي همراه داشته باشيد.
http://iribnews.samenblog.com
خبرنامه ايران
مدير مسئول: آيدا فرحبخش
ارسال نظر
نمای روز
آخرین اخبار
شفا دارو
آسیا تک داخلی
شاتل 2