پیشنهاد پارسینه
یک کارشناس مسائل مذهبی در شبکه اول سیما در اظهارنظری عجیب، درباره نحوه برخورد با بازداشت‌شدگان در اعتراضات به گرانی بنزین و نا آرامی‌های اخیر گفت: حکم برخورد با آن‌ها بریدن دست و پا و زجرکُش کردن است!
۰۷ آذر ۱۳۹۸ - ۱۸:۱۰
50
پــنــجــره
نظرات
شیرین صفوی
یااااااا خدا !!!! یه بار هم این آقا فرموده بود زیاد به توبه دلخوش نباشید که بخشیده میشید از این خبرها نیست!!!!
سبحان شاهمرادی اصولگرا
ترحم بیجا عین ظلم هست
سبحان شاهمرادی اصولگرا
احسنت فراوان به این کارشناس مذهبی عالم و ملا
ایشان صراحت قرآن درباره چگونگی
کیفر اشرار و اعدا امنیت اسلام و مسلمین را خواندند
و همان طور که پیشتر هم گفتم
اگر یکبار برای همیشه با اشرار متجاوز خیابانی
محکم و با صلابت و بدون ترس برخورد عادلانه شود
این قبیل جرمها کیفرش خاصیت بازدارندگی خواهند داشت
و به شدت وقوع چنین حوادث تلخی بر جان و مال مردم عارض نخواهد شد
کسانی که از این اشرار حمایت میکنند هنوز خانه و مرکب و دکانشان و افرادشان تحت ظلم و جنایت اینان قرار نگرفته هست وگرنه
اگر چنین مصیبت هایی برایش حادث میشد هرگز
دلسوزی بی جا نمیکردند
بهروزی
اونهایی که ثابت بشه از عربستان و آمریکا پول گرفته اند و این اغتشاش را بوجود آوردند باید اعدام شوند اما اون جوانهایی که دچار هیجان شده و یا افافرادی که مشخص شود صرفا بخاطر اعتراض به گرانی در این شلوغی ها شرکت کرده اند اگر تخریب و آتش سوری کرده ان که بایستی به همان اندازه مجازات شوند و اگر چنین کاری هم نکرده اند بایستی رها و یا با مجازات اندکی آزاد شوند.اگر کسی به بی لیاقتی مسیولین اعتراض کرد جنک با خدا و رسول نیست.ضمنا مگر صدا و سیما مجبور است با هر کسی مصاحبه یا برنامه زنده داشته باشد و نتواند آن را کنترل کند.lمثلما قوه قضاییه به این افاضات توجه نخواهد کرد
شیرین صفوی
قاضی داعشی کارشناس داعشی !!!!!! همین حرف ها رو زدین که دیگر از دین نه نامی مانده نه نشانی !!!!!! خود این فرد به خاطر افکار داعشی و سخیف و افترا به خدا و پیغمبر و دین و آیین باید مجازات بشه چند سال پیش هم از این افاضات کرده بود که فکر نکنید با توبه گناهان بخشیده میشه فکر نکنید ک به این راحتی خدا از گناهان میگذره !!!!!! کلا به قرائت دیکه ای از خدا و دین و آیین و قرآن داره سخیییییف !!!!!
ناشناس
کجاش افترا است؟ عین ایه قران رو خونده! تو هم یا این وری هستی یا اون وری نمیتونی تفسیر و توجیه کنی
سلام
دیوانه و سادیسمی تو این مملکت کم نداریم اینم یکیشونه .....
سیاوش
ببخشید شما کارشناس قرآنی یا یاسای چنگیز لطف کنید قرآن رو با دل سیاه خودت تفسیر نکن بگذار کارشناسان واقعی قرآن نظر بدهند
درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد
نهال دشمنی برکن که رنج بیشمار آرد
ناشناس
جلاد .....
یک ایرانی
تفکر منحوس داعشی گونه موجب تنفر جوانان ما از اخلاق و دین و اسلام میشه. این شخص به دلیل چنین تفکر باطلی باید خودش مجازات بشه چون موجب دین گریزی همگانی میشه.واقعا خجالت آوره چنین عقاید باطلی. کجارو با کجا قیاس می کنه این مثلا کارشناس علوم قرآنی!!!!!!!
ناشناس
تهرانی ساواک هم همین تفسیر رو از قرآن کریم داشت
ناشناس
کسانی که با خدا و رسول به محاربه برخواستند رو گفته ..حالا نگفتی تو خدا هستی یا رسول ؟
سلام
خدا و رسولش هم از این جماعت نادان به ستوه اومدن
ناشناس
خوب اینا هم میگن مردم با ما محاربه می کنن پس باید کشته بشن! هر کس تفسیر خودش رو داره
سعید
کارشناسانی اینچنین که با عدم درک صحیح از توصیف آنچه اشراف کامل بدان ندارند تتمه ایمان جوانان این کشور را هم ازبین میبرند هر سخن جائی وهر نکته زمانی دارد
صالح
چرند نگو و بیشتر ازین چهره دین رو خراب نکنین... شما اول عصمت مسوولین ما رو ثابت کن بعدا از روی قران حکم صادر کن...
شیرین صفوی
آشیخ سبحان خان نظری ندارند آیا یهویی !!! فکر کنم در تاییدات کلمات قصار این فرد تکبیر گو باشند !!!!!!!!!
سید حسن
بگذارید حرف بزنه بگو حاج آقا بازم بگو خخخخخ
ناشناس
بعد میگن چرا جوانان دین گریز شده اند قاری قرانمون اونجوری کارشناس دینمون اینجوری امامان جمعه که فقط رو منبر فحاشی می کنند معلومه درد اینا دین وقران نیست دکانی به نان دین زده اند سالها کاسبی کرده اند اونم نه با جنس اصلی (اسلام رحمانی) بلکه با جنس فیک وتقلبی(اسلام داعشی) حالا دیگه سکه کاسبیشون از رونق افتاده است.
سبحان شاهمرادی اصولگرا
دواعش افراد بیگناه را میکشت این را بفهم
این آیه درباره اشرار و کسانی هست که دارند امنیت امثال تو را
خراب میکنند
در ثانی دواعش کیفیت این احکام جنگی اسلام را هم بلد نبوند
ناشناس
این شخص ضد مذهب و مخالف اسلام و محارب هست و حکم محارب معلوم
ناشناس
احمق چرا آیه نصف نخواندی وسط آیه را نخوانده حکم این شخص محارب هست انشاالله به درک واصل شود
صالح
حاج آقا باور بفرما هین گرانی و مشکلات اقتصادی براشان بدترین مجازاته
مینا
داعشی واقعی این شخصه که با تفسیر نابجا همه رو از از قرآن و رسول زده میکنه واقعا باید همین بلا رو سر خودش بیارن تا طعم واقعی خشونت رو بچشه فکر کنم اینقدر تو رفاهه و از این مملکت چسبیده به تن و هفت جد و آبادش که فاز اعتراض رو درک نکرده
در ضمن آیه گفته خدا و حضرت رسول و پیامبر معصوم نه حکومت پر از اشتباه الان ......
ناشناس
این همان شیوه داعش است
ناشناس
امام حکومت دینی را "میدانست".
این بزرگوار آنرا " میبیند"!

به جز دوره کوتاهی در زمان معصومین (ع)، حکومت دینی در تاریخ جز این نبوده است. حکومت دینی فقط در قامت معصوم (ع) است، و چنین گستره ای از اختیارات و بسط ید، در حد هیچ مخلوقی به جز معصوم نیست، بلکه خطرناک است!
ناشناس
ملکای مسئولین سابق رو با این توجیها کشیدید بالا همتون میلیاردر شدید تا کی میخواید خودتون رو نماینده انحصاری خدا جا بزنید شیادا؟
ناشناس
ایشان با این فرمایش خود، صلاحیت عضویت در زمره فقهای شورای نگهبان در جوار علمای بزرگواری چون حضرات آیات جنتی، لاریجانی، و یزدی را احراز کردند.
ابراهیم
واقعا جای تأسف داره ،چرا باید اجازه داد دیدگاه های داعشی وار به صدا و سیما ورود پیدا کنه ،اصلا چرا باید کسی که اینقدر قلبش سیاه هست و اینقدر از دیگران نفرت داره در مورد قرآن صحبت کنه ،قران نور هست و روشنایی و اگر کسی با خواندنش به این جا رسید باید به خودش شک کنه
من که واقعا دلم گرفت ،حرف هاش را شنیدم
ماری
چه پرچم دین رو‌گرفته دستش فکر کرده روی هر کی دلش خواست میتونه عنوان‌محارب رو بگذاره، تو چطور فهمیدی اینا محارب هستن؟ هر کی معترض بود با وحشی گری سرکوب شه؟چون تو‌مسلمونی بقیه کافرن؟
بعد هم این احکام عبادی هستن که قابل تغیر نیست احکام مربوط به مجازات انسانها رو‌میشه با توجه به زمان و‌مکان تغیر داد و دیگه دست و‌پای آدما رو قطع نکنن که موجب ترس و نفرت از دین نشه، چون اونچه مهمه دین خداست و عبادت کردن تنها خدا، وگرنه شکل مجازات ها رو‌میشه تغییر داد! باعث شرم که تو قاضی کشور من باشی! و چنین روحیه وحشیانه و منفوری داری! مگه میخوای سلاخی کنی؟ میرفتی قصاب میشدی تا همه احساسات وحشیانت اونجوری تخلیه شه! اصولا انسانها مجازات میشن تا اصلاح بشن نه ااینکه مثل تو دچار کینه و عقده بیشتری بشن! تازه اونهم در صورتی که جرمشون اثبات بشه!
راستی ایکاش راجع به دزدی ها و اختلاسها هم جرات داشتی اینطور یا خشونت حرف بزنی! بی شرف!
محسن
عدالت اجتماعی از پایه‌های اساسی یک حکومت دینی بوده و از میان انواع عدل، قرآن با اختصاص 16 آیه به عدالت اجتماعی، بیشترین تأکید را بر این نوع از عدالت نموده، تا آن‌جا که خداوند آن‌را رسالت عمومی پیامبران بیان داشته است: «به تأکید پیامبران خود را با دلایل آشکار روانه کردیم و با آنها کتاب و ترازو را فرود آوردیم تا مردم به عدالت برخیزند».

بدین ترتیب اگرچه ظلم در همه‌ی انواع خود گناه و مستحق مجازات است، ولی ظلم اجتماعی از بالاترین انواع ظلم به شمار می‌رود که نه تنها اعتراض قلبی و زبانی، بلکه گاهی فدا کردن مال و جان هم برای آن واجب می‌گردد. بنابر این، اگر حکومتی بر پایه‌های ظلم و قوانین متضاد با عدالت بنا شده باشد، تمامی مسئولان آن حکومت در ظلم شریک خواهند بود؛ مانند نظام‌های سرمایه‌داری: «همانا مردم به فقر و احتیاج و گرسنگی و برهنگی دچار نشده‌اند، مگر از رهگذرِ گناهان ثروت‌مندان»[2] و یا حکومت‌هایی که تسلط کفار بر مسلمانان را تنها برای رفاه اقتصادی و منافع بیشتر باز گذاشته‌اند، در حالی‌که بر اساس آموزه‌های قرآن کریم نباید با کافران پیمان دوستی بسته و افراد با ایمان را به حاشیه راند.

ظلم اجتماعی پایه‌های دولت و حکومت را تضعیف می‌کند[4] و در نهایت موجب فقر عمومی و حتی از دست رفتن ارزش‌ها و اعتقادات مردمی می‌شود؛[5] تا آن‌جا که در جمله‌ای مشهور و منتسب به پیامبر اکرم(ص) آمده است: «حکومت با کفر به همراه عدل باقی می‌ماند ولی با ظلم به همراه ایمان باقی نمی‌ماند».

البته تنها مراتب ضعیف ایمان با ظلم سازگار است و آیۀ کریمۀ «کسانى که ایمان آورده و ایمان خود را به ظلم نیالوده‏اند، آسایش برای آنان است و ایشان راه ‏یافتگانند»،[7] اشاره به این نکته دارد؛ زیرا آنچه از آیات و روایات به دست می‌آید، این است که اگر داعیه داران حکومت، ایمان داشته باشند، به عدالت هم رفتار خواهند کرد.

رشد اقتصادی و بهره‌وری کافی نیز به دنبال ایمان و تقوا خواهد آمد: «اگر مردم آبادی‌ها ایمان آورده و پرهیزگاری کرده بودند، هرآینه برکت‌هایی را از آسمان و زمین بر آنان می‌گشادیم».[9] و از امام باقر(ع) نقل شده است: «چه وسیع و گسترده است عدل! بی‌گمان هر گاه عدالت در میان مردم اجرا شود همگى مستغنى می‌شوند، و آسمان رزقش را نازل می‌کند، و زمین برکتش را به فرمان خداى عزّ و جلّ برمى‏آورد».
محسن
تشبیه عالم بی عمل در قرآن

خداوند متعال در آیه ۵سوره جمعه ، قوم از خود راضی یهود را که تنها به نام تورات یا تلاوت آن قناعت می کردند ،بی آنکه در محتوای آن اندیشه کنند و عمل نمایند، به دراز گوشی تشبیه کرده که کتاب هایی بر پشت دارد، اما از آن چیزی جز سنگینی احساس نمی کند. «کسانی که مکلف به تورات شدند ،ولی حق آن را ادا نکردند،مانند دراز گوشی هستند که کتاب هایی حمل می کنند،(آن را بر دوش می کشند، اما چیزی از آن نمی فهمند!)گروهی که آیات خدا را تکذیب می کنند،مثال بدی دارند،و خداوند قوم ستمگر را هدایت نمی کند.» این گویا ترین مثالی است که برای عالم بی عمل می توان بیان کرد،چون سنگینی مسئولیت علم را بر دوش دارد، بی آنکه از برکات آن بهره بگیرد. کسانی که با الفاظ قرآن سروکار دارند،ولی از محتوا و برنامه ی آن بی خبرند،مشمول همین آیه اند. این احتمال وجود دارد که یهود با شنیدن آیات نخستین این سوره گفته باشند،ما نیز اهل کتابیم،و مفتخر به بعثت حضرت موسی کلیم هستیم. قرآن در پاسخ آنها می گوید:چه فایده؟ که دستورات تورات را زیر پا نهاده اید، و آن را در زندگی خود هرگز پیاده نکرده اید.به هر حال این هشداری است برای همه مسلمانان که مراقب باشند،سرنوشتی هم چون یهود پیدا نکنند، قرآن کتاب زندگی است و باید در تمام زندگی ما جریان داشته باشد ، نه این که قرآن در جلدهای نفیس،روی طاقچه خاک بخورد،یا برای چشم زخم و دوری از بلا و حادثه ،فقط هنگام سفر از زیر قرآن رد شویم،یا برای شگون هنگام ورود به منزل جدید آیینه قرآن با خودمان ببریم. یا آخرین همت مان تلاش برای تجوید و تلاوت زیبا و حفظ قرآن باشد،ولی در زندگی فردی و اجتماعی،کمترین انعکاسی نداشته باشد و عقیده و عمل به آن جایی در زندگی نداشته باشد. در روایتی از امام سجاد می خوانیم: «علم و عمل دو دوست صمیمی یکدیگرند،بنابراین هر کس خدا رابشناسد،از(مخالفت در برابر دستورات)او می ترسد،و همین ترس او را به عمل و اطاعت خدا وا می دارد،وعالمان حقیقی کسانی هستند که خدا را به خوبی شناخته اند،و به مقتضای علمشان،عمل می کنند به سوی او رغبت دارند.»[
سعدی نیز می گوید:
علم چندان که بیشتر خوانی
چون عمل در تو نیست نادانی
نه محقق بود نه دانشمند
چارپایی بر او کتابی چند
آن تهی مغز را چه علم و خبر
که بر او هیزم است یا دفتر
امام خمینی(ره) در این باره می فرمودند: «علمی که تربیت در او نباشد ،تزکیه در او نباشد،این علم فایده ندارد،همان طوری که اگر الاغ و حمار،اگر چنانچه الاغ به بار او کتاب باشد،هر کتابی باشد،کتاب توحید باشد،کتاب فقه باشد،کتاب انسان شناسی باشد،هر چه باشد،در بار او باشد و به دوش او باشد،چطور فاید ندارد و آن حمار از او استفاده نمی کند ،آنهایی هم که انبار علم در باطنشان هست و باطنشان را تمام علوم فرض کنید،تمام صناعات را،تمام تخصصات را داشته باشند،لکن تربیت و تزکیه نشده باشند،آنها هم علومشان برای آنها فایده ندارد بلکه بسیاری از اوقات مضر است.
چه بسا عالمانی که برای بشر تباهی هدیه می آورند ،آنها از جهال بدتر هستند و چه بسا متخصصانی که برای بشر هلاکت ایجاد می کنند ،تباهی ایجاد می کنند،آنها از مردم عامی بدتر هستندضررشان بیشتر است،...»
محسن
رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمود:«ایَّاکُمْ وَالْمُثْلَةَ وَ لَوْ بِالْکَلْبِ الْعَقُورِ» «بپرهیزید از بریدن عضوی، هر چند از جسم سگ هاری باشد.»

محقق حلّی می‌نویسد: مثله کردن دشمنان (اهل الحرب) حرام است.
صاحب مسالک الافهام چنین اضافه کرده است... هر چند دشمنان کار مثله را در حق مسلمانان انجام دهند، باز هم برای مسلمانها جایز نیست، پیکر آنان را مثله کنند.
ناشناس
این شخص فراموش کرده که این اعتراضات به دزدی شبانگاهی دولت بود که ملت را دست برد زدوگرنه برای دزدان ایه ای از قران میخواند و حکمی صادر میکرد
ناشناس
دلم برای دین اسلام میسوزه که این گونه افراد تهی مغز مفسر آن میباشند تمام جوانها‌ی ما رو دارن از دین جدا میکنن
ناشناس
خدا لعنتت کنه
ناشناس
خدا جوابتون بده که با زندگی جوونای مردم بازی میکنین
ناشناس
حیف است که اسم کارشناس قران روی شما بگذارند چون اگر قران خوانده بودی همچین حرفی را بیان نمی کردی.
ناشناس
اتفاقا داره از رو قران میخونه
مسعود
سکوت و توضیح ندادن دیگر کارشناس مسائل مذهبی به این بی خرد یعنی چی وچرا؟؟؟؟!!!!
فقیه جعفری
امام صادق (ع) فرمود:همسر عثمان بن مظعون نزد پیامبر (ص) آمد و گفت:ای رسول خدا! عثمان، روزها روزه می‌گیرد و شب‌ها به عبادت مشغول است. رسول اکرم (ص) با حالت غضب آلود به سوی خانه او حرکت کرد. عثمان به نماز مشغول بود و با دیدن پیامبر (ص) از نماز منصرف شد. حضرت به او فرمود:
(یا عثمان! لم یُرسلنی الله بالرهبانیة ولکن بعثنی بالحنیفیة السهلة السمحة، أصُوم وأصلی واَلمِس أهلی، فمن أحبّ فطرتی فلیستنّ بسنّتی ومن سنتی النکاح)؛ [۱۵]
ای عثمان! خداوند مرا برای رهبانیت (زهدگرایی و ترک دنیا) نفرستاد بلکه مرا به دین مستقیم، آسان و سازگار فرستاد. من روزه می‌گیرم، نماز می‌خوانم و با همسرم آمیزش می‌کنم. هرکس فطرت مرا دوست دارد، باید به روش من عمل کند و از روش های من نکاح است.
ناشناس
خدا لعنتت کنهنه خوارج!
شیرین صفوی
باز اون ناشناس گشت ارعاب پیداش شد !!!!!!!! شما ها از صفات خدا الرحمن الراحمینی رو نمیبینین !!!!!!!
ناشناس
مگر این مسئولان ممکلتی پیغمبر ویا نعوذبالله خدا هستند که این آیه در مورد آن صدق کند مگر پیغمبر اختلاص کرد مثل اینها اصلا
حیف هست که این دو حکومت را باهم مقایسه کنیم
محمد
احسن تقویمت این بود؟
احمدی
انها اموالمان رااتش زدندوتودینمان را اگردرنفوزی بودنت شک داشته باشم درصهیونیست بودنت شک ندارم ازخداوندعاجزانه میخواهم به زودی آبرویت راببرد که آبروی دینمان را بردی ابله تراچه بهتفسیرقرانعطیم الشان
ناشناس
این بابا رو در جوانی بخاطر عدم صلاحیت اخلاقی از حوزه علمیه انداختن بیرون حالا چکار میکرده بماند
ناشناس
این میزان بی رحمی در برخورد با مردم، تنها نشانه است از یک چیز: با خبر بودن ازشدت انزجار و نفرت مردم ...
ناشناس
شیطنت رسانه . معترضین نه . گفت محاربین
ناشناس
فقط باید خبرنگارها یه سرک بکشند توی زندگی این ببینند توی این چهل سال از بقل این نظام چه چیزایی گیرش اومده .. ملک خودرو وام سفرهای مجانی
ناشناس
این ایه برای محاربین نازل شده نه معترضین در ضمن یقتلوا هم اونطوری که من شنیدم زجر کش کردن معنی نمی شود توضیح جامع درباره این ایه در این لینک هست https://plus.irna.ir/news/83571859/%D9%88%D8%A7%DA%A9%D9%86%D8%B4-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3-%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D9%85%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%85%D8%AD%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D9%87
محمد
ماها بزرگتریم باز متوجه میشیم این مغزش پوک شده حالیش نیست چی میگه ولی یه بچه ده دوازده ساله ممکنه حرفهای اینو بشنوه و جوری به اسلام شک کنه که دیگه نشه درستش کرد
مجتبی صمیمی
لا اِکراه فی الدین رو باور کنم یا استبداد و اعدام و زجر کش کردن در قبال قیام در برابر بی عدالتی و ظلم ؟؟؟
ناشناس
وقتی داعش انسانهارامی کشدباگفتن آیاتی کشتن خودراتوجیه می کنندمانبایدمثل آنهاباشیم واینگونه تفسیرکنیم که خدای ناکرده آب به آسیاب دشمنان ریخته وادیان دیگر بتوانندسوء استفاده کرده ومسلمانان را وحشی بدانند!
ناشناس
خدا امثال ای مفسران رو هدایت کنه که بخاطر منافع خودشون مثل خوارج تفسیر به رای می کنن برای خودشون خدا به فریادشون برسه که اینقد طینت شیادی دارن.
ناشناس
ترجمه المیزان
إِنَّما جَزاءُ الَّذِينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً" كلمه" فسادا" در اين جمله مصدرى است كه به عنوان حال به كار رفته (و معناى در حالى كه مفسدند را مى‏دهد)، و جمله:" يُحارِبُونَ اللَّهَ" از آنجا كه معناى تحت اللفظى‏

ج‏5، ص533

و حقيقتش در مورد خداى تعالى محال است، و ناگزير بايد بگوئيم معناى مجازى آن منظور است، از اين جهت معناى وسيع و دامنه دارى خواهد داشت، (چون معناى مجازى" محاربه با خدا" همان دشمنى كردن با خدا است)، و دشمنى با خدا معناى وسيعى است كه هم شامل مخالفت با يك يك احكام شرعى مى‏شود و هم بر هر ظلمى و اسرافى صادق است و ليكن از آنجا كه در آيه شريفه رسول خدا (ص) را هم ضميمه كلمه" اللَّه" كرده، و فرموده:" الَّذِينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ" اين معنا را به ما مى‏فهماند كه مراد از محاربه، دشمنى با خدا در خصوص مواردى است كه رسول نيز در آن دخالتى دارد و در نتيجه تقريبا متعين مى‏شود كه بگوئيم: مراد از محاربه با خدا و رسول عملى است كه برگشت مى‏كند به ابطال اثر چيزى كه رسول از جانب خداى سبحان بر آن چيز ولايت دارد، نظير جنگيدن كفار با رسول و با مسلمانان، و راهزنى راهزنان كه امنيت عمومى را خدشه‏دار مى‏سازد، امنيتى را كه باز گسترش دامنه ولايت رسول آن امنيت را گسترش داده.

و همين كه بعد از ذكر محاربه با خدا و رسول جمله:" وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً" را آورده، معناى منظور نظر را مشخص مى‏كند و مى‏فهماند كه منظور از محاربه با خدا و رسول افساد در زمين از راه اخلال به امنيت عمومى و راهزنى است، نه مطلق محاربه با مسلمانان، علاوه بر اينكه اين معنا ضرورى و مسلم است كه رسول خدا (ص) با اقوامى كه از كفار با مسلمانان محاربه كردند بعد از آنكه بر آنان ظفر يافت و آن كفار را سر جاى خود نشانيد معامله محارب را با آنان نكرد، يعنى آنان را محكوم به قتل يا دار زدن يا مثله و يا نفى بلد نفرمود، و اين خود دليل بر آن است كه منظور از جمله مورد بحث مطلق محاربه با مسلمين نيست.

علاوه بر اين استثنايى كه در آيه بعدى آمده خود قرينه است بر اينكه مراد از محاربه همان افساد نامبرده است، براى اينكه ظاهر آن استثناء اين است كه مراد از توبه توبه از محاربه است نه توبه از شرك و امثال آن.

[مراد از" محاربه با خدا و رسول" در آيه شريفه، اخلال به امنيت عمومى است بطور مسلحانه‏]

بنا بر اين مراد از محاربه و افساد بطورى كه از ظاهر آيه بر مى‏آيد اخلال به امنيت عمومى است و امنيت عمومى با ایجاد خوف عمومى که جای امنیت عام را می گیرد خلل مى‏پذيرد و بر حسب طبع وقتى محارب مى‏تواند چنين خوفى در جامعه پديد آورد كه مردم را با اسلحه تهديد به قتل كند و به همين جهت است كه در سنت يعنى رواياتى كه در تفسير اين آيه وارد شده نيز محاربه و فساد در ارض به چنين عملى يعنى به شمشير كشيدن و مثل آن تفسير شده است.

ج‏5، ص534

ان شاء اللَّه آن روايات در بحث روايتى اين فصل از نظر خواننده مى‏گذرد.

[چهار حكم براى محارب‏]

" أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا ..." كلمه" تقتيل" و" تصليب" و" تقطيع" از باب تفعيل است و قتل و صلب و قطع، وقتى به باب تفعيل مى‏رود، شدت و يا زيادت در معناى آن كلمات را مى‏رساند، (و بنا بر اين تقتيل و تصليب و تقطيع به معناى كشتن و دار زدن و بريدن به شدت و يا به بسيارى است) لفظ" أو" كه در بين اين چهار كلمه قرار گرفته دلالت بر ترديد دارد تا شنونده نپندارد كه هر سه مجازات را بايد در باره محارب اعمال كرد، بلكه يكى از اين سه مجازات را، و اما اينكه اين ترديد به نحو ترتيب است، بطورى كه تا اولى ممكن باشد نوبت به دومى نرسد، و يا بطور تخيير است و حاكم مخير باشد به اينكه هر يك را خواست و مصلحت ديد به اجرا در آورد، از خود آيه استفاده نمى‏شود، بلكه بايد از قرينه خارجى يعنى قرائن حالى و مقالى استفاده شود، آيه شريفه از اين جهت خالى از اجمال نيست، و تنها سنت است كه اجمال آن را رفع و ابهامش را بيان مى‏كند و به زودى خواهد آمد كه از ائمه اهل بيت (ع) روايت شده كه حدود چهارگانه يعنى قتل و دار زدن و قطع عضو و تبعيد بر حسب درجات افساد رتبه‏بندى شده است، مثلا كسى كه شمشير بكشد و كسى را بكشد و مالى را ببرد، با كسى كه فقط كسى را بكشد و مالى را نبرد، و يا به عكس تنها مالى را بدزدد و كسى را نكشد و يا تنها شمشير بكشد ولى نه كسى را بكشد و نه مالى را ببرد فرق دارد، هم چنان كه اين ترتيب در بحث روايتى آينده ان شاء اللَّه مى‏آيد.

و اما اينكه فرمود:" أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ"، منظور از قطع ايدى و أرجل از خلاف اين است كه هر يك از دست و پاى مجرم از طرف مخالف آن ديگر قطع شود، مثلا اگر دست راست او را قطع كردند پاى چپش را قطع كنند و اين خود قرينه است بر اينكه مراد از قطع ايدى و ارجل قطع بعضى از دست و پا است، نه همه آن، يعنى مراد قطع يك دست و يك پا است نه هر دو، چون اگر مراد قطع هر دو بود ديگر مراعات خلاف معنا نداشت.

و مراد از نفى در جمله:" أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ" طرد كردن و غايب كردن مجرم است كه در سنت تفسير شده به خارج كردن او از وطنش به شهرى ديگر، و در اين آيه بحث‏هاى ديگرى است كه چون مربوط به فقه است، بايد به كتب فقهى مراجعه نمود. " ذلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيا وَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظِيمٌ" كلمه:" خزى" به معناى فضيحت و رسوايى است، و چون معناى جمله روشن است مى‏گذريم بعضى از مفسرين به اين جمله استدلال كرده‏اند به اينكه صرف جارى كردن حد الهى كه يا قتل است و يا بدار آويختن و يا قطع دست و پا و يا نفى بلد، باعث نمى‏شود كه‏

ج‏5، ص535

عذاب آخرتى مجرم بر طرف شود «1» و اين استدلال تا حدودى حق است.

" إِلَّا الَّذِينَ تابُوا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَقْدِرُوا عَلَيْهِمْ ..." يعنى مگر آن محاربى كه قبل از دستگيرى توبه كرده باشد، و اما بعد از دستگير شدن و قيام دو شاهد بر اينكه او شمشير كشيده، و يا كسى را كشته ديگر توبه حد شرعيش را بر نمى دارد، و اما اينكه فرمود:" فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ" كنايه است از برداشته شدن حد از آنان- در آن صورت كه قبل از دستگيرى توبه كرده باشد- پس در واقع اين آيه از مواردى است كه مغفرت به غير امر اخروى تعلق گرفته، (چون معنايش اين است كه چنين كسى در صورتى كه توبه كند لازم نيست خود را به محكمه معرفى نموده، و اقرار به قتل كند، تا حاكم حكم اعدامش را صادر و اجراء كند، تا گناهش آمرزيده شود، بلكه همين كه خود و خدا توبه كند حدش آمرزيده و يا ساقط مى‏شود).

تفسیر نور

نَّما جَزاءُ الَّذِينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيا وَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظِيمٌ «33»

همانا كيفر آنان كه با خداوند و پيامبرش به محاربه برمى‌خيزند و (با سلاح و تهديد و غارت) در زمين به فساد مى‌كوشند، آن است كه كشته شوند، يا به دار آويخته شوند، يا دست و پايشان بطور مخالف بريده شود يا آنكه از سرزمين (خودشان) تبعيد شوند. اين كيفر ذلت بار دنيوى آنان است و در آخرت برايشان عذابى عظيم است.

نکته ها
در شأن نزول آيه آمده است كه جمعى از مشركانِ مكّه به مدينه آمده، مسلمان شدند. ولى چون بيمار بودند به فرمان پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به منطقه‌ى خوش آب و هوايى در بيرون مدينه رفته و اجازه يافتند از شير شترهاى زكات بهره ببرند؛ امّا چون سالم شدند، چوپان‌هاى مسلمان را گرفته، دست و پايشان را بريدند و چشمانشان را كور كرده، شتران را به غارت بردند و از اسلام هم دست كشيدند. رسول خدا صلى الله عليه و آله دستور داد آنان را دستگير كنند و همان كارى را كه با چوپانان كرده بودند، بر سر خودشان آوردند. آيه‌ى فوق نازل شد.

كيفرهايى كه در آيه آمده، «حقّ اللّه» است و از جانب حكومت يا مردم قابل عفو و تبديل نيست. «1» ودر تفسير الميزان آمده است كه انتخاب يكى از چهار كيفر، با امام مسلمانان است و اگر اولياى مقتول هم عفو كنند، بايد يكى از كيفرها اجرا شود.

«1». تفسير اطيب‌البيان.

جلد 2 - صفحه 285

كلمه‌ى‌ «جَزاءُ» به معناى كيفر و پاداش كافى است؛ يعنى حدود و مجازات‌هاى چهارگانه براى مجرم عادلانه و كافى است. «1»

براى اصلاح جامعه، هم موعظه و ارشاد لازم است، هم شمشير و برخورد قاطع و انقلابى. (آيه قبل، پيام و هشدار به قاتل بود و اين آيه، عقوبت افراد محارب و مفسِد را بيان مى‌كند)

عقوبت بايد همراه با عدالت باشد. چون فسادها و خصوصيّات مفسدان متفاوت است، كيفرها هم يكسان نيست؛ مثلا اگر فساد، فجيعانه بود، كيفرش قتل است؛ ولى اگر سطحى بود، كيفر آن تبعيد است. اين معنا از روايات فهميده مى‌شود، از جمله آنكه: كيفر قتل، اعدام است، كيفر ارعاب، تبعيد است، كيفر راهزنى و سرقت، قطع دست و پا است و كيفر قتل و راهزنى وسرقت مسلحانه، قطع دست و پا و به دار آويختن است. «2»

اجراى احكام و حدود الهى، در سايه‌ى برپايى نظام و حكومت اسلامى ميسّر است، پس دين از سياست جدا نيست.

آنان كه بر امام و رهبر مسلمانان يا حكومت اسلامى خروج كنند، مشمول‌ «يُحارِبُونَ اللَّهَ» مى‌شوند. «3»

طبق آيه‌ى 279 سوره‌ى بقره، رباخوار، «محارب» خدا و پيامبر است، «فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ» چون امنيّت اقتصادى را به هم مى‌زند. همچنين در روايات، توهين به مسلمان، محاربه‌ى با خدا به حساب آمده است: «من أهان لى ولياً فقد بارزنى بالمحاربة». «4»

پیام ها
1- وظيفه‌ى نظام و حكومت، حفظ امنيّت شهرها، روستاها، جاده‌ها و برخورد با متخلّفان است. إِنَّما جَزاءُ ...

2- جنگ با خلق خدا، جنگ با خداست وآنكه با مردم طرف شود، گويا با خداوند طرف است. «يُحارِبُونَ اللَّهَ»

«1». تفسير راهنما.

«2». تفسير صافى.

«3». تفسير فى‌ظلال‌القرآن.

«4». بحار، ج 4، ص 65.

جلد 2 - صفحه 286

3- نافرمانى از دستورات پيامبر و مبارزه با آنها، جنگ با خداوند است. «يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ»

4- براى آنان كه امنيّت جامعه را بر هم مى‌زنند، چند نوع كيفر مقرر شده است: اعدام، تبعيد، قطع دست و پا، به دار آويختن. يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا ...

5- مخالفان ولايت رسول اللّه كه قصد براندازى دارند و با نظام الهى در جنگند، بايد به سخت‌ترين كيفر مجازات شوند. يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ‌ ... أَنْ يُقَتَّلُوا

تفسیر نمونه( برگزیده)

(آيه 33)-

شأن نزول:

نقل شده كه: جمعى از مشركان خدمت پيامبر آمدند و مسلمان شدند اما آب و هواى مدينه به آنها نساخت، رنگ آنها زرد و بدنشان بيمار شد، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله براى بهبودى آنها دستور داد به خارج مدينه، در نقطه خوش آب و هوايى از صحرا كه شتران زكات را در آنجا به چرا مى‏بردند بروند و ضمن استفاده از آب و هواى آنجا از شير تازه شتران به حد كافى استفاده كنند، آنها چنين كردند و بهبود يافتند اما به جاى تشكر از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله چوپانهاى مسلمان را دست و پا بريده و چشمان آنها را از بين بردند و سپس دست به كشتار آنها زدند و از اسلام بيرون رفتند. پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دستور داد آنها را دستگير كردند و همان كارى كه با چوپانها انجام داده بودند به عنوان مجازات در باره آنها انجام يافت، آيه در باره اين گونه اشخاص نازل گرديد و قانون اسلام را در مورد آنها شرح داد.

تفسير:

كيفر آنها كه به جان و مال مردم حمله مى‏برند- اين آيه در حقيقت بحثى را كه در مورد قتل نفس در آيات سابق بيان شد تكميل مى‏كند و جزاى افراد متجاوزى را كه اسلحه به روى مسلمانان مى‏كشند و با تهديد به مرگ و حتى كشتن، اموالشان را به غارت مى‏برند، با شدت هر چه تمامتر بيان مى‏كند، و می‌‏گويد: «كيفر

ج‏1، ص512

كسانى كه با خدا و پيامبر به جنگ برمى‏خيزند و در روى زمين دست به فساد مى‏زنند اين است كه (يكى از چهار مجازات در مورد آنها اجرا شود. نخست:) اين كه كشته شوند، (ديگر) اين كه به دار آويخته شوند، (سوم) اين كه دست و پاى آنها بطور مخالف (دست راست با پاى چپ) بريده شود (چهارم) اين كه از زمينى كه در آن زندگى مى‏كنند تبعيد گردند» (إِنَّما جَزاءُ الَّذِينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ).

در پايان آيه مى‏فرمايد: «اين مجازات و رسوايى آنها در دنيا است و (تنها به اين مجازات قناعت نخواهد شد بلكه) در آخرت نيز كيفر سخت و عظيمى خواهند داشت» (ذلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيا وَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظِيمٌ).

از اين جمله استفاده مى‏شود كه حتى اجراى حدود و مجازاتهاى اسلامى مانع از كيفرهاى آخرت نخواهد گرديد.

(آيه 34)- سپس براى اين كه راه بازگشت را حتى به روى اين گونه جانيان خطرناك نبندد، مى‏گويد: «مگر كسانى كه پيش از دسترسى به آنها توبه و بازگشت كنند كه مشمول عفو خداوند خواهند شد و بدانيد خداوند غفور و رحيم است» (إِلَّا الَّذِينَ تابُوا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَقْدِرُوا عَلَيْهِمْ فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ).

البته توبه آنها، تنها تأثير در ساقط شدن حق اللّه و مجازات محارب دارد و اما حق الناس بدون رضايت صاحب حق، ساقط نخواهد شد- دقت كنيد.
ناشناس
دقیقا تهرانی ساواک و بقیه ی ساواکی ها هم توجیه شون همین بود، مردم رو اشرار میدونستن و به خودشون حق میدادن واسه امنیت کشور همه جور کثافتکاریی بکنن
ناشناس
"قرآن ، گروهی را گمراه می‏سازد و گروهی را هدايت می‏كند ، و جز بدكاران را گمراه نمی‏سازد "

سوره بقره آیه 26

مولانا به شکل بسیار زیبایی این موضوع را بیان کرده :

از خدا می‏خواه تا زين نكته‏ ها
در نلغزی و رسی در منتها

ز آنكه از قرآن بسی گمره شدند
زين رسن قومی درون چه شدند

مر رسن را نيست جرمی ای عنود
چون تو را سودای سر بالا نبود

رسن : ريسمان ، طناب.

با طناب ، هم می‏شود از چاه (نفس و خودبینی ) بيرون آمد و هم‏ می‏شود به درون چاه رفت ، تا كدام را انتخاب كنيم
حسین
روح ابوبکر بغدادی در این فرد حلول یافته
حسن
عربستان جلاد استخدام می کنه حقوقش هم خوبه
شناس
شما بگو ما چجوری اعتراض خودمونو نشون بدیم که بفهمن،،،توفرانسه اونقدر خسارت زدن سیما وحکومت تو ایران نگفتن خرابکار،گفتن برا گرونی اومدن بیرون،،اگه خدا رو میشناسید یه رای گیری آزاد بدون ترسوندن مردم انجام بدین،که مردم دوس دارن چجوری زندگی کنن،،نظرتونو تلقین نکنید به ملت
ناشناس
سابقه این آقا نزد خدا محفوظه
ناشناس
تاسف از تلویزیون که این بیماران روانی صاحبنظرش هستن
ارسال نظر
50
نمای روز
50
50
50
50
50
آخرین اخبار
50

‍‍‍
سداد
شفا دارو