پیشنهاد پارسینه
اظهارات پرویز ثابتی، مدیر امنیت داخلی ساواک بعد از سه‌دهه سکوت
۲۱ بهمن ۱۳۹۰ - ۲۳:۵۲
به گزارش پارسینه، پرویز ثابتی، سخنگوی غیر رسمی ساواک -سازمان اطلاعات و امنیت کشور-  و مرد امنیتی مرموز حکومت شاه، بعد از سی و سه سال سکوت در گفتگو با صدای رسمی دولت آمریکا، به بیان خاطرات خود و دفاع از رژیم شاه و ساواک پرداخت.

ثابتی که مدیر امنیت داخلی ساواک  بوده است در مورد نوشتن خاطراتش گفت: خاطراتم را از همان اول انقلاب نوشته ام ولی تاحالا منتشر نکرده ام، مسائل منفی را نگفته بودم که مورد سوءاستفاده جمهوری اسلامی قرار نگیرد و تنش نیروهای مخالف رژیم شاه را زیاد نکند!

ثابتی در مورد ارتباط ساواک و شخص خودش با موساد و سیا گفت: باسیا و موساد در تماس بودیم و ارتباط حرفه ای داشتیم مبادله اطلاعاتی داشتیم و سفر به اسرائیل هم می کردم، ولی رابطه خارج از مسائل اداری با موساد نداشتم!

پرویز ثابتی
پرویز ثابتی در سالهای قبل از انقلاب

ثابتی در این مصاحبه که غیرزنده و به صورت ضبط شده، انجام شده بود و در ضمن تصاویر قدیمی وی هم پخش می‌شد در تحلیلی درباره علل سقوط رژیم شاه گفت: تا سال 55 همه نیروهای مسلح ضد رژیم شاه سرکوب شده بودند اما افرادی که زندان رفته بودند و بیرون آمده بودند دارای تجربه شده بودند.

وی افزود: در این مقطع می خواستند تجربه دوره علی امینی سالهای 1340 را تکرار کنند، یعنی کاری کنند که مخالفان رژیم با فشار خارج روی شاه به صحنه بیایند، ولی این دفعه فرق داشت، من یک گزارشی تهیه کردم و به شاه دادم، در آن گزارش گفتم که آن موقع تهران یک ملیون جمعیت داشت-دهه چهل- و حالا چهار میلیون شده بود، دانشجویان از دو میلیون، ده میلیون شده اند و وضع فرق کرده و  این دفعه اگر این اتفاق بیفتد کار به جاهای غیرقابل کنترل می رسد. شاه از این گزارش عصبانی شد و مرا متهم به جمع کردن سیاهی ها و مشکلات کرد و گفت: هیچ اتفاقی نمی افتد این مال آذر 1355 بود، فکر می کرد همانطور که در دوره کندی توانست بحران را از سر بگذراند، این دفعه هم می تواند.



به گزارش  پارسینه، ثابتی ادامه داد: با موافقت شاه برای بازدید صلیب سرخ از زندان ها، مخالفان به اصطلاح فهمیدند که "دست ما زیر ساطور" است.

این مقام امنیتی رژیم پهلوی درباره درگذشت حاج آقا مصطفی خمینی و دکتر شریعتی مدعی شد: شاه با جلوگیری از ختم مصطفی خمینی مخالفت کرد و تمام انسجام آخوندها در دوره ختم های مصطفی خمینی بود، ما خیلی از آخوندها خبر داشتیم، یا در زندان بودند یا تبعید، همه شان کنترل شده بودند، در آن زمان ابراهیم یزدی آتش بیار معرکه عجیبی بود و تلاش کرد که از {امام} خمینی، اعلامیه ای بگیرد که ساواک، شریعتی راکشته است و سراین موضوع خیلی تلاش کرد.


پرویز ثابتی، مرد مخوف و بی رحم ساواک در سالهای اخیر

وی مدعی شد: ما در خانه {امام}خمینی هم مامور داشتیم،حتی {امام}خمینی هم معتقد به قتل مصطفی خمینی نبود، اینها را نهضت آزادی درست کرد!

پرویز ثابتی درباره مقاله اهانت آمیز روزنامه اطلاعات به قلم احمد رشیدی مطلق علیه امام خمینی(ره) گفت: مقاله 17 دی به سفارش شخص شاه نوشته شد و این بخاطر عصبانیت شاه از ختم های پی در پی مصطفی خمینی در ایران بود و این چهلم ها را موتلفه و فداییان اسلام به راه انداختند.

ثابتی گفت: در این مقطع ساواک پیشنهای برای ختم کردن جریان انقلاب را داد، ما گفتیم اگر 1500نفر را دستگیر کنیم، کار تمام است، این پیشنهاد را به جمشید آموزگار -نخست وزیر وقت- گفتم، او گفت: اینها را دستگیر کنیم، جواب مجامع بین المللی را چه بدهیم؟ گفتم: جوابش با تو، من باید طبق وظایف ساواک و طبق قانون عمل کنم!

وی در ادامه گفت: وقتی لیست دستگیری ها را پیش شاه بردیم، شاه گفت نهضت آزادی و جبهه ملی چون کمیته حقوق بشر راه انداخته اند و با آمریکایی ها مرتبط هستند، نمی خواهد اینها را  بگیرید، با دستگیری طلاب فیضیه قم هم مخالفت کرد، اما با دستگیری وعاظ افراطی موافقت کرد.

ثابتی گفت: مخالفان قصد داشتند 15 خرداد 57 به مناسبت سالروز پانزده خرداد 42 تظاهرات کنند که ما با دستگیری سیصد نفر از وعاظ طرفدار {امام}خمینی، کاری کردیم که آب از آب تکان نخورد و مخالفان نتوانستند در این روز قدرت خود را به رخ بکشند.

این مقام امنیتی رژیم پهلوی گفت: درست است که ما سه هزار زندان سیاسی داشتیم، اما مسئله بحران رهبری بود، مملکت ما آماده انقلاب نبود و اصلاحات می خواست، من معتقد بودم که اول باید به طرفداران رژیم آزادی بدهیم که حرفهایشان را بزنند تا مخالفان رژیم خلع سلاح بشوند، بعد به مخالفان هم آزادی بدهیم(!)

ثابتی گفت: معتقد بودم باید قدرت را حفظ کرد و بعد آمد دنبال راههای مسالمت آمیز گشت، از روزی که مخالفان فهمیدند که رژیم رفتنی است، همه چیز به سمت فروپاشی رفت، این مال شش ماه آخر حکومت شاه بود. مریضی شاه را که ما خبر نداشتیم، باعث شد که توان تصمیم گیری قاطع نداشته باشد.

به گزارش  پارسینه، وی در مورد شایعه نقش ساواک در قتل جهان پهلوان غلامرضا تختی گفت: این شایعه ای بود، تختی مشکل ناتوانی جنسی و گرفتاری خانوادگی پیدا کرده بود و رفته بود در هتل آتلانتیس، همان سه روزی که آنجا بود به اتفاق کاظم حسیبی از اعضای جبهه ملی در محضر رفته بود برای بچه اش قیم تعیین کرده بود، خوب معلوم بود که می خواهد خودکشی کند، یا مثلا صمد بهرنگی رفته بود ارس شنا کند، شنا بلد نبود و غرق شد ولی گفتند کار ساواک بود، همینطور جلال آل احمد.

ثابتی که به شکنجه های غیرانسانی از جمله ادارار کردن در دهان زندانیان شهرت دارد،گفت: من همیشه با شکنجه مخالف بودم، نه شکنجه کردم و نه بازجویی کرده ام!

وی افزود: در زمان مصدق که الان می گویند سمبل دموکراسی است، در زندان های مصدق شکنجه به شدت برقرار بود!

به گزارش پارسینه، پرویز ثابتی در سال ۱۳۱۵ در سنگسر سمنان و در خانواده ای بهایی به دنیا آمد. او در دانشکده حقوق دانشگاه تهران از ۱۳۳۴ تا ۱۳۳۷ تحصیل کرد و لیسانس قضایی را اخذ کرد. در بهمن ماه ۱۳۳۷ با معرفی ضرابی (مدیر کل نهم ساواک) به استخدام ساواک درآمد.

او پس از انفلاب ایران در سال ۱۳۵۷ شمسی به اسرائیل رفت در سال ۱۳۴۵ به ریاست اداره یکم از اداره کل سوم رسید، سال ۱۳۴۹ معاون دوم اداره کل سوم بود و سال ۱۳۵۲ همه کاره و مدیر کل اداره سوم شد و به نسق گیری و بگیر و ببند خو گرفت.

ثابتي از زمره دوستان نزديک هويدا بود و در ملاقات‌هايي که هر چهارشنبه شب با وي داشت اطلاعاتي را در اختيار وي قرار مي داد که بي گمان يکي از ابزار تثبيت و تداوم قدرت هويدا بود. در هر ارزيابي از موقعيت هويدا نام وي به ميان مي آيد زيرا در تمام دوران زندگي روابط نزديک با همکيش خود داشته است.

یکی از گفته های بسیار شایع درمورد ثابتی این است که راننده پرویز ثابتی، در برابر چشمان مردم، مردی را که به همسر ثابتی نگاه کرده بود با شلیک گلوله کشت، این قتل در زمان قدرت ثابتی و سال های  پایانی حکومت شاه، در كفاشی "شارل ژوردن" در خيابان وزرای تهران اتفاق افتاد.


سند ساواک درباره خروج پرویز ثابتی از ایران

ثابتی در اول آبان 1357 و هنگامی که دریافت رژیم شاه رفتنی است، به آمریکا رفت و در فلوریدا ساکن شد. در آمریکا، پرویز ثابتی، نام کوچک خود را به « پیتر»  تغییر داد و همچنان به شرکت خود با عباس در زمینه خرید و فروش زمین و ساختمان سازی در آمریکا و فرانسه ادامه داد. اغلب معاملاتی که ثابتی انجام می دهد  به نام همسر و دو دخترش می باشد و در محضر یکی از بستگانش در آمریکا، به نام هوشنگ ثابتی،  به ثبت می رسد. ثابتی، مالک چند شرکت ساختمانی در آمریکا و اروپا  می باشد.

نکته جالب زندگی ثابتی این است که دختر پرویز ثابتی، "پردیس ثابتی" از دانشمندان ژنتیک آمریکا است، او سومین زنی در تاریخ است که با معدل ۱۰۰ و مدارج کامل (به لاتین: Summa Cum Laude) از مدرسه پزشکی دانشگاه هاروارد آمریکا فارغ التحصیل شده‌است.

پــنــجــره
نظرات
ناشناس
عجب دروغ گوی بی وجدانی...
مخاطب
بله .. این مجری هم شرافتش رو فروخت و براحتی بهش فرصت داد و بحث رو به جایی میبرد که خودش دوس داشت این اقا با اون پسر شاه دستشون تو یه کاسه ست فک میکنند آب گلالودیه و میتونن ماهی بگیرن
گیوی
" من همیشه با شکنجه مخالف بودم، نه شکنجه کردم و نه بازجویی کرده ام"
همین یک جمله کافیست که بدانیم او دروغگوی کم حافظه ای است . جلاد لقبی بود که مبارزان آن دوران به او داده بودند.
ناشناس
وی در مورد شایعه نقش ساواک در قتل جهان پهلوان غلامرضا تختی گفت: این شایعه ای بود، تختی مشکل ناتوانی جنسی و گرفتاری خانوادگی پیدا کرده بود
ناشناس
خیلی جالب بود
علي
سلام
بسيار مطلب جالبي بود.ممنون پارسينه.اينها بايد در تاريخ ثبت بشه.هنوز هم هنوزه هيچ كس به روايت ثابتي در باره دلايل سقوط محمدرضا پهلوي نرسيده.اما تفسير پرويز ثابتي درباره بگير و ببندها و ايجاد خفقان به نظرم بسيار جاي مباحثه و بررسي و تحليل داره.
ناشناس
چهلم های پی درپی در ترحیم مرحوم آیت الله آسید مصطفی خمینی را نه موئتلفه و نه فدائیان اسلام هدایت می کردند . آنکس که آن دوران را از نزدیک دیده و لمس کرده است می داند که در آن دوران فقط روحانیان و اائمه جماعت می توانستند چنین کار عظیمی را انجام دهند و استارت این جریان هم در تهران به توسط مرحوم آیت الله ثقفی طهرانی پدر زن آیت الله خمینی زده شد و هدایت این جریان را هم مرحوم آیت الله شیخ حسین لنکرانی می نمود و با یکی یکی روحانیان مساجد تماس می گرفت و خواهش می کرد که این ترحیم ها ادامه پیدا کند و این جریان به این صورت پیش رفت نه به آن شکلی که پرویز ثابتی گزارش می کند
افرا
من یک گزارشی تهیه کردم و به شاه دادم، در آن گزارش گفتم که آن موقع تهران یک ملیون جمعیت داشت-دهه چهل- و حالا چهار میلیون شده بود، دانشجویان از دو میلیون، ده میلیون شده اند.
بر پدر هر چی بهائی لعنت . مرتیکه کل دانش آموختگان مراکر آموزش عالی حکومت پهلوی 500 هزار نفر سرجمع بوده . در کشوری که متوسط سطح تحصیلات آن 2 سال تحصیلی بوده این ده میلیون را از کجات آوردی ؟
ناشناس
ای ول،زدی تو خال.
مازیار
شما چرا به هر کس میرسین زودی بهش مارک بهایی بودن میزنین ؟
یک ایرانی
دوست عزیز جناب مازیار؛ خود ثابتی در نامه ای که در سال 1337 برای تقاضای استخدام در ساواک می نویسد شخصا تصریح می کند که از پدرو مادری بهایی متولد شده است. برای کسب اطلاعات بیشتر در این باره به کتاب "ساواک: سازمان اطلاعات و امنیت کشور" نوشته مظفر شاهدی مراجعه فرمایید.
ناشناس
دمش گرم
مراد
خدالعنت شاه واین نوکرانشان که اینقدربیرحم بودند
احمد اشرفي نوشنق اردبيلي
نوكرتون هستم تمام مطالبتون عاليه
نحن صامدون
خدا روشکر که شرشون از سرمون کم شد.
بیشترشون هم فرار کردن، از شاه لعنتی گرفته تا بقیه نوچه هاش .ترسو های بزدل.
ارسال نظر
نمای روز
آخرین اخبار
سداد
شفا دارو