پیشنهاد پارسینه
در عملیات خیبر، هنگام سوار شدن بر آمبولانس در پاسگاه زید، یک توپ ۱۵۵ کششی دشمن مستقیم روی سقف آمبولانس اصابت می‌کند و او که در حال سوار شدن بود چندین متر پرتاب می‌شود و روی زمین می‌افتد. تمام شش سرنشین آمبولانس تکه تکه می‌شوند و به شهادت می‌رسند.
۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۱۱:۱۱
۰

او چندین متر آنطرف‌تر روی زمین افتاده و در حالی به خودش می‌آید که دست چپش قطع شده و به مویی بند است و پایین پاهایش در آتش می‌سوزد. گوشش زوزه می‌کشید و سرش گیج می‌رود. پس از مدتی، در تاریکی مطلق و سرزمینی غریب، لحظه‌ای خودش را پیدا می‌کند، نفسی می‌کشد و به سختی آتش چکمه‌هایش را خاموش می‌کند. همان لحظه متوجه می‌شود دست چپش به مویی بند است. احساس ضعف شدید می‌کند. چشم‌هایش را می‌بندد. خوابش می‌آید. گذشته‌ها و اتفاق‌ها جلوی چشمش می‌آیند. کسی برای کمک نیست و از دستش خون می‌رود. برای چندمین بار شهادتین را می‌خواند اما هنوز به هوش است. آرام آرام خوابش می‌برد.

حمیدرض تحصیلی می‌گوید: از آن لحظه به بعد فقط نقاط سفید فراوانی می‌دیدم، گاهی می‌شناختم و گاهی نامعلوم بود. آرام آرام حس می‌کردم در فضایی لایتناهی و از بالا همه چیز را می‌بینم. همه چیز ماننند تصویری گنگ در ذهنم است. ناگهان سیاهی پررنگی دیدم که نقطه‌های سفید به سمتش می‌رفتند. سرعت کشش به داخل آن سیاهی فوق‌العاده زیاد بود و من سعی می‌کردم وارد نشوم. ولی احساسی داشتم که باید وارد شوم. تنها چیزی که یادم هست نزدیک سیاهی که مانند تونلی بزرگ بود شدم و احساس کردم دستی من را گرفته که بعدها فهمیدم زجه‌های مادرم بوده که نتوانستم به خیل همرزمانم بپیوندم.
تمام این مدت که مانند چند لحظه کوتاه بود، ۵۲ ساعت طول کشید. در این‌ مدت، تحصیلی داخل پلاستیکی گذاشته و در سردخانه بود. همرزمانش در ورودی سپاه پاسداران کامیاران حجله بسته و ترحیم هم گرفتند. اما هنگام تحویل جسد به خانواده مشاهده می‌کنند که پلاستیک کمی بخار کرده وشک به حیات می‌کنند و بلافاصله مراحل احیا طی می‌شود و متوجه زنده بودن او می‌شوند.
او در کمال ناباوری زنده ماند و این مجروحیت باعث شد از ناحیه دست چپ معلول شود و نیمی از روده بزرگش هم تخلیه شود. هنچنین، در منطقه در حالت بیهوشی از گاز شیمیایی نیز بی‌بهره نماند.
اما این اولین حادثه برای او نبود. نخستین مجروحیت تحصیلی اصابت گلوله به پای چپش بود که هنوز هم بعد از سی سال، گلوله در ساق پایش جا خوش کرده است. مجروحیت دوم مربوط به زمانی می‌شود که با خودروی تویوتا در یکی ازجاده‌های کوهستانی در سقز روی مین ضدتانک رفته که چون چرخ عقب روی مین رفت دو نفر عقب متلاشی شدند و او و دو نفر دیگر که در کابین و جلو بودند دندان‌هایشان شکسته و دچار موج گرفتگی شدند.
بار دیگر هم در جاده سقز به همراه همرزمانش در کمین کوموله افتاد که پس از فرار از تیربارها و آرپی‌جی‌های آنها با لاستیک‌های کاملا پاره شده خودرو، از دره‌ای بسیار عمیق سقوط کرده که از ناحیه شکم و کمر دچار آسیب جدی شد، اما توانستند از کمین فرار کنند.
مهندس حمیدرضا تحصیلی جانباز ۳۰ درصد، در حال حاضر مدیرعامل شرکت ساماندهی صنایع و مشاغل شهرداری تهران است.

پــنــجــره
ارسال نظر
نمای روز
آخرین اخبار
سداد
شفا دارو