پیشنهاد پارسینه
۱۰ مرداد ۱۳۹۰ - ۰۴:۲۹

زبان امروزی ساکنان قره داغ ( ارسباران ) تركي آذربايجاني می‌باشد که در نقاط مختلف آن با لهجه‌های گوناگون تلکم می‌شود. زبان نوشتار و رسمی آذربایجان در بیشتر دوره‌های تاریخی آن، زبان ترکی بوده‌است. اکثریت قریب به اتفاق نوشته‌ها و آثار مردم این منطقه نیز در دوره‌های مختلف به فارسی و ترکی بوده ‌است.زبان تركي داراي تاريخ بيش از هفت هزار ساله در جهان است كه داراي گويشهاي مختلف آذربایجانی ، استانبولي ، تركمني ، ازبكي ، ياقوتي ، چاووشي ، اويغوري ، چيني ، قرقيزي ، آلبانيائي ، بلغارستاني و ... هستند. 


آنها از شرق آسيا تا اروپا و حتي آمريكا گسترانيده شده اند و مجموعاً 360 ميليون نفر از جمعيت دنيا را تشكيل مي دهند كه بعد از زبانهاي چيني ، هندي ، انگليسي و اسپانيائي و بالاتر از زبانهاي عربي و فارسي بعنوان پنجمين جمعيت دنيا محسوب مي شوند.
 

زبان امروزي ساكنين قره داغ ( ارسباران ) و تاريخچه آن

در جهان اسلام نيز زبان تركي با 300 ميليون نفر متكلم ، بيشترين تعداد را دارد و حتي بالاتر از زبان عربي قرار دارد. بعد از زبان تركي ، زبانهاي عربي ، اردو و فارسي بيشترين تعداد مسلمانان را تشكيل مي دهند.

در ايران نيز بيش از 20 ميليون نفر ترك زبان در آذربايجانغربي و شرقي ، اردبيل ، همدان ، زنجان ، قزوين ، تهران ، خراسان ، فارس و ديگر نقاط ايران بصورت پيوسته يا پراكنده زندگي مي كنند.

از نظر زبانشناسان ، زبان تركي زبانيست شكرين ، بغايت زيبا و دلنشين و اصيل و قانونمند با ريشه اي هزاران ساله. تمام قواعد و گرامر اين زبان هنري و شكري موزون و مبتني بر ملودي است تا جائيكه بعضي زبانشناسان ، اختراع آنرا فوق بشري و اعجاز گونه و اعجاب انگيز خوانده اند.

زبانشناس نامي ، Man Muller ، انگشت به دهان از عظمت فوق بشري زبان تركي ، چنين سخن مي راند: « زمانيكه ما زبان تركي را با دقت و موشكافانه مي آموزيم با معجزه اي روبرو مي شويم كه خرد انساني در عرصه زبان آنرا آفريده است». Herman Vanbery از نظر زيبائي و كمال ، جايگاه آنرا بالاتر از زبان عربي مي داند. « نيكيتا هايدن» زبانشناس نامي آلماني و عضو مؤسسه اروپائي يوروتوم ، با شك و شبهه نسبت به خلق زبان تركي توسط فرمولهاي پيچيده توسط انديشمندان مي گويد: « انسان در آنزمان قادر به خلق چنين زباني نبوده ، يا موجودات فضائي اين زبان را خلق كرده اند و يا خداوند به پيامبران خود ، اين عاليترين كلام ارتباطي را هديه كرده است».

در زبانشناسي تطبيقي ، فصل بسيار جذاب ، شيرين و علمي اتيمولوژي ، به ريشه شناسي كلمات بصورت علمي مي پردازد. مي توان بوسيله علم اتيمولوژي ، تأثير زبانهاي مختلف روي هم را ديد. زبان غالب ، زباني است كه توانمند بوده و زبان ديگر را تحت سيطره خود درآورده است ، طوريكه گاهي زبان مغلوب به گويشي از زبان غالب تعبير مي شود ، مانند زبان فارسي كه بنا به آخرين نتائج علمي و تحقيقاتي سازمان يونسكو بعنوان 33 مين گويش زبان عربي معرفي شد و بصورت زباني مستقل پذيرفته نشد.

تأثير زبانها روي هم گاهي براي دو زبان همسايه جغرافيائي اتفاق مي افتد ، مانند زبان عربي و فارسي. گاهي براي دو زبان همسايه ادبي پيش مي آيد ، مانند زبان انگليسي و فارسي كه هر دو از زبانهاي هند و اروپائي اند. اما گاهي يك زبان با درنورديدن قله هاي زمان و مكان ، همه را به تسخير مي كشد ، مانند زبانهاي تركي و انگليسي.

زبان تركي بعنوان كهنترين زبان دنيا با متكلماني كه شرق و غرب عالم را تحت حاكميت خود درآورده بودند ، جا پائي در تمام زبانهاي دنيا دارد. شايد زباني وجود نداشته باشد كه تحت تأثير اين زبان قرار نگرفته باشد. البته اين تأثير در كنار گستردگي جمعيتي و وسعتي حكومت تركان ، ناشي از توانمندي و زيبائي و قانونمندي زبان تركي نيز بوده است.

براي بررسي ميزان تأثيرگذاري زبان تركي بر زبانهاي صاحب نام جهان كافيست به گزارش سال 2002 مؤسسه A.M.T تحت مديريت برجسته ترين زبانشناسان اروپا و آمريكا نظري داشته باشيم. طبق اين گزارش:

20% واژگان انگليسي
40% واژگان ايتاليائي
17% واژگان آلماني
10% از واژگان فرانسوي

از زبان تركي گرفته شده اند. زباني كه بتواند در آنسوي عالم چنين نفوذي در زبانهاي غير همنوع (تركي از زبانهاي اورال ـ آلتاي و زبانهاي مذكور از زبانهاي هند ـ اروپائي) داشته باشد ، بي ترديد تأثير عظيمي روي زبان همسايه خود ، پارسي ، خواهد داشت. دو قوم همسايه مانند ترك و فارس كه صدها سال باهم زندگي كرده و در كنار هم بوده اند و با هم وصلت نموده اند ، از لحاظ فرهنگي و اجتماعي روي هم تأثير نزديك و متقابل داشته اند و اين تأثير متقابل فرهنگ ها اجتناب ناپذير مي باشد. از جمله اين تأثيرات ، مي توان به تأثير فرهنگ ، آداب و رسوم ، اصطلاحات ، مثلها ، متلها ، داستانها ، لغات و حتي قيافه اشاره داشت كه اكثراً با ازدواجها وارد فرهنگ ديگر مي شود. در حدود يك پنجم لغات زبان فارسي را نيز لغات تركي تشكيل مي دهند.تأثير زبان تركي بر فارسي در تاريخ اجتناب ناپذير است بطوريكه John Perry ، مورخ نامي ، مي نويسد: «همانگونه كه زبان عربي بعنوان زبان مبلغين اسلام تأثير زيادي روي فارسي داشته است، پس تعجب آور نيست كه زبان تركي بعنوان زبان مبلغين شيعه ، تأثير ژرفي در فارسي داشته باشد» زبان تركي اكنون در تمام جهان جاي خود را پيدا كرده است و بعنوان كاملترين زبان در بسياري از صنايع پيشرفته جا پا باز كرده است. مثلاً پيچيده ترين سيستم عامل كامپيوتري OS 2/8 و windows زبان تركي را بعنوان پايه فونتيكي قرار داده اند ، يا اينكه تمام اطلاعات ارسالي از رادارهاي جهان به سه زبان انگليسي ، فرانسوي و تركي علايم پخش مي كند. كليه سيستمهاي اويونيكي و الكترونيكي هواپيماهاي تجاري از سال 1996 به اينطرف به سه زبان انگليسي ، فرانسوي ، تركي در كارخانه بوئينگ آمريكا مجهز مي شوند. كليه سيستمهاي جنگنده قرن يعني «جي.اس.اف» به دو زبان انگليسي و تركي در 7000 فروند در حال ساخت است.زبان تركي و يا به بيان كلي ، زبانهاي اورال ـ آلتاي در تقسيم بندي زبانهاي دنيا يكي از خانواده هاي گسترده و متنوع را در كنار خانواده زبانهاي هند و اروپائي تشكيل مي دهند. زبان تركي ـ صرفنظر از انواع گويشهاي آن ـ جزو زبانهاي كوتاه صائت التصاقي است. اين زبان مانند زبانهاي هند و اروپائي به قسمتهاي جزئي تر تقسيم مي شود. يكي از آنها زبان تركي با گويش آذربایجانی است.

منبع: راسخون
پــنــجــره
نظرات
گيلاني
توهم
محمد
درسته همش توهمه اصلا منبع ندارند.
ناشناس
میشه لینک این موسسه معتبر رو برامون بزاری ؟؟؟؟؟؟؟؟
کلا تمام مطالبی که شما گفتی و یک عدع به وجد اومدن باید از یه منبعی به دست آورده باشی که به راحتی میتونی لینکش رو بزاری وگرنه تمام مطالبت دروغ و چرت محض هست که البته خواننده های گرامی با کمی وقت گذاشتن و سرچ در گوگل به چرت بودن مطالب ذکر شده و پی خواهید برد :-)
ناشناس
ترکی عشق است.من به 4 زبان زنده دنیا مسلط هستم اما هیچ زبانی در گفتار ونثر به اندازه ترکی دوست ندارم ونخواهم داشت.
ترک اوغلو
نه سی و سومین لهجه عربی.
این زبان قدرتمند ترک چه فکر کردی بی فکر.
جاسم
دده قورقوت یعنی پدر توامان پدر خایه و قصاص این مهم‌ترین و پرافتخارترین و اصلی‌ترین و کهن‌ترین و غنی‌ترین کتاب ترکان و ادب ترکی - که بنا به توهم مبلغان پان‌ترکیسم، سرمنشأ همه‌ی متن‌های ادبی و حماسی و اخلاقی و تعلیمی و فلسفی جهان است و همه‌ی اسطوره‌های باستانی جهان نیز از داستان‌های آن الگو گرفته است - تا سده‌ی نوزدهم میلادی بر عالم بشریت ناشناخته بود و سپس به ناگاه دو نسخه از آن یکی در آلمان و دیگری در واتیکان یافته شد!!!
آیا تاکنون قصه‌ای تا بدین حد عجیب و حیرت‌انگیز و مضحک شنیده یا خوانده‌اید؟ کتابی که می‌گویند بین سده‌های سوم تا پنجم ق. در آذربایجان نوشته شده و سابقه‌ی داستان‌های آن نیز به هزاران سال پیش باز می‌گردد، در ایران و آذربایجان‌اش مطلقاً ناشناخته بوده و هیچ کس نامی از این کتاب، داستان‌ها و شخصیت‌های‌اش نگفته، نشنیده و ننوشته بوده است تا آن که اروپاییان در سده‌ی نوزدهم میلادی این مهم‌ترین و مردمی‌ترین و باشکوه‌ترین متن ادبی ترکان را که تا آن زمان خود ترکان از آن ناآگاه و بی‌اطلاع بودند به ایشان معرفی کردند و آن را در دو نسخه‌ آماده کرده، تحویل‌شان دادند! نسخه‌هایی که نه نام نویسنده دارند، نه کاتب، نه تاریخ کتابت و نه محل کتابت! آیا برای اثبات جعلی و بی‌ریشه بودن کتاب دده قورقود، استدلال و برهانی صریح‌تر و قوی‌تر از این ممکن است؟
اما زبان اصلی این کتاب نیز هیچ ربطی به زبان ترکی آذربایجان ندارد و امکان فهم آن برای ایرانیان ترک‌زبان عموماً ناممکن است.
ناشناس
جالبه نوشته منبع راسخون سایت راسخون فهمید دروغه مطلب رو از رو سایتش برداشت اینا هنوز برنداشتن
ایرانی
اینقدر از زبان ترکی تعریف کردید پس چرا در این زبان آثار فرهنگی و ادبی قابل توجهی به وجود نیامده است؟ آیا زبان ترکی آثاری همردیف آثار حافظ و سعدی و مولوی و خیام و عطار و ... به وجود آورده است؟ نه. زبان ترکی زبان زندگی روزمره بوده است نه زبان اندیشه و تفکر. علت آن هم این است که ترک ها در گذشته دامداران کوچ نشین بوده اند که ارتباطات زبانی آنها محدود بوده است به نیازهای زندگی محدود روزمره کوچ نشینی. به همین علت زبان آنها توسعه پیدا نکرده است. امروزه هم در کشورهای ترک زبان تدریس در دانشگاه ها به زبان ترکی نیست چون این زبان اصولا ظرفیت مباحث پیچیده علمی را ندارد. مثلا در ترکیه دانشگاه ها به زبان انگلیسی تدریس می کنند و متون درسی آنها به زبان انگلیسی است یا در آسیای میانه مثلا ازبکستان و ترکمنستان زبان روسی زبان علمی آنهاست و زبان ترکی در تدریس دانشگاهی آنها جایی ندارد. البته من شخصا زبان ترکی را دوست دارم خصوصا زبان ترکی آسیای میانه را و علاقه به یادگیری آن دارم و محدود بودن زبان ترکی به نیازهای روزمره زندگی و عدم غنای آن به معنای بی فایده بودن آن نیست چون نیازهای زندگی عادی روزمره هم بخش بزرگی از نیازهای انسانی است.
ناشناس
ان شخصی که گفته ترکها فقط دامداری داشتند لطفا بگوید کدام ملت از ملل ذنیا کشاورزی ودامداری نداشته اند این مشاغل جزو مشاغل پایه ای برای قالی بافی گلیم نمد وپارچه بافی بوذ این شخص اگر کمی با زبان ترکی اشنا باشد می بیند هر گروه از انها چنان زبان غنی و زیبایی دارند که کم از شاهنامه و کتابهای فارسی نیستند اگر شاهنامه برای ذنیا کافی بود در دانشگاه ترکیه تدریس به زبان فارسی میشد نه انگلیسی . چرا به خودمان اجازه مدهیم که اینقدر راحت به سایر اقوام توهین کنیم ایا از بی دانشی ما نیست
ناشناس
سلام عزیز تو رو خدا وقتی میخوای نظر بدی آبروی خودت را نبر خواهشا"حتما" مطالعه کن بعد نظر بده ، در دانشگاههای اکثر کشورها تدریس به دو زبان انگلیسی و زبان همان کشور تدریس میشود (البته درزمان شوروی سابق بطور مثال درآذربایجان تحصیل به دو زبان آذربایجانی وروسی بوده والان به سه زبان اذری ،انگلیسی وروسی میباشد) ومانده به خود دانشجو که کدام زبان را انتخاب بکنه ، درترکیه خیلی ازفامیل های ما در پنجاه سال پیش به زبان ترکی دکترا گرفته اند،حتما" مطالعه بفرمائید
ایران اوغلو
دشمنی بعضی از ملت ایران با زبان ترکی تمامی نداره..برادر پان ایران من..ترکی یکی از قدرتمند ترین و با قاعده ترین زبان دنیاست و در ایران هم در زمان صفویه زبان رسمی این کشور بوده ، البته تا اواسط و در مورد ترکیه فقط دانشگاه میدل است به زبان انگلیسی کلاس هاشو برگزاار می کنه ولی حاجت تپه و فنی استانبول و غیره و در کشورهای آلمان و آسیای مرکزی و غیره زبان دانشگاه محسوب می گردد...و از تاریخ هم کتیبه نادر شاه افشار در کلات و کناب ختایی هم از یادگاران تاریخ بعد از اسلام این زبان هستند..و زبان فارسی هم همینطور یکی از بهترین زبان ها و از لحاظ ادبی زبان بزرگ و حتی دومین زبان جهان اسلام محسوب می گردد..
پاسخ و به برادر بی منطق
بله
1- کتاب حماسی دده قورقود
2- کتاب قارا مجموعه شیخ صفی
3- کتاب ختایی شاه اسماعیل
4- کتاب نوایی علیشیر نوایی
4- کتاب صفاحات محمد عاکف ارسوی و هزاران کتاب دیگر..
سارا
دده قورقود دارای 170 واژه فارسی و 350 لغت عربی هست و به لهجه ترکی عثمانی قرن شانزدهم خیلی نزدیک تر هست که مربوط به تشکیلات نظامی عثمانی بود و ربطی به ترکمان های اق قوینلو ها ندارد و در زمان غوز ها اصلا چنین اصطلاحاتی وجود نداشت این کتاب بودن مولف هست و تا قرن 19 ناشناخته بود و در حد شاهنامه نیست این را تمام اهل ادب گفته اند
ناشناس
در جواب دوستی که گفت تورک ها حافظ دارند و غیره باید عرض کنم
آیا پروین اعتصامی را میشناسی هم به تورکی و هم به فارسی شعر گفته آیا کتاب ادبی وهنر کور اوغلو را میشناسی اصلا میدانی تمام شاعرانی که به فارسی شعر گفته اند تورک هستند و بهزبان تورکی هم شعر گفته اند البته اکثریت نه همش دوست عزیز چیزی بگو که در عقل انسان بگنجد شاهنامه فردوسی یک کتاب فاشیستی هستش که به هرکی از راه رسیده توهین کرده اول روی حرفات فکر کن بعد چرت و پرت بگو خطاب به
تورک
سارا خانم کتاب ده ده قورقود به زبان اغوزی همان زبان آذربایجان جنوبی هستش چجوری عثمانیه؟؟؟چون ما به زبان تورکی تدریس نداریم زبان فعلیمون از زبان اصلی فاصله گرفته و فارسی قاطی شده وگرنه زمان نوشتن کتاب ماهم مثل اونا حرف میزدیم.بعدشم چرا پس نمیگید 66 درصد فارسی عربیه و بیست درصدشم تورکی.کتاب ماناس تورکها اندازه ده برابر شاهنامه است و قدمتشم از اون بیشتره
حمید
واقعا جالب بود
آنقدر از زبان مادریمان بد گفته و یا طنز های سخیف ساخته اند که خواندن اینگونه مطالب سبب شعف و شعور می شود.ممنون از مطلب زیبایتان
عليرضا
واقعا''؟(لطفا با لهجه خانم شيرزاد بخوانيد!)
adam
چرا بعضی‌ها زورشون میاد، کجا در تورکی در دانشگاها به زبان انگلیسی هستند!
ali
بتر يانديريب بعضي لر دئيه سن! خيلي زيبا بود
ali
اله بوجور دی
شريف
متاسفم به برادري بزرگواري كه چنين به زبان تركي تاخته است آيا ميداني بر اساس آمار يونسكو، تركي بعد از عربي و فرانسه سومين زبان دنياست.آيا زبان فولكور نميتواند زبان انديشه وتفكر باشد بردار بزرگوار يا خانم محترم شما به اساسيات زبانشاسي بايد واقف باشيد تا اظهار نظر كنيد نعوم تشومسكي ميگويد زبان فولكور را زبان زنده است وروش دياكروني و سنكروني در زبان هم براي تعريف ساختار منهج تاريخي و وصفي آن است. آيا اشعار مولانا را ديده ايد آيا اشعار فضولي و شهريار را خواند ه ايد چه كسي ميتواند تعبير زيباي جون شهريار را در سهنديه به تصوير بكشد: براي مثال دربانان قصر فيروزه را ماردت وهاروت لقب ميدهد كه ماني از به تصوير كشيدن نقاشي آن عاجز است
محمد
خواب ديدي خيره
ناشناس
کدام آمار یونسکو
سهیلا
نخست باید گفت که هر سال یا چندسالی سازمان یونسکو بزرگداشت مشاهیر و آثارهای فرهنگی کشورهای گوناگون را جشن میگیرد و جشن دده‌قورقود متعلق به کشورهای ترک‌زبان بوده است و نه کل کشورهای یونسکو. چنانکه برای نمونه جشن بزرگان ایرانی مانند ناصر خسرو و فردوسی یا زردشت جشن کشور عربستان نبوده است. یعنی این چیز خاصی نیست و یونسکو کم و بیش هرسال جشن مشاهیر و دستاوردهای فرهنگی کشورها(آنها که پیشنهاد بزرگداشتی را میکنند) را انجام میدهد.

اما بخش دروغین این روزنامه همان جمله‌ی نخستین آنست. یعنی یونسکو هرگز چنین آمار و ارقام دروغینی نداده است. برای نمونه هر زبان شناسی میداند که ما چیزی به نام "زبان ترکی" نداریم بلکه خانواده‌ی زبانهای تورکیک داریم که دوتا از این زبانها همان ترکی آذربایجانی و ترکی استانبولی است.

با کمال اندوه ولی باید گفت که بجای اینکه مقامات فرهنگی ایران، از جمله "فرهنگستان ایران" پاسخگوی این دروغها باشند ، آنها خوابیده بودند و ناچار پان‌ترکیستها نیز در نشریات خاص خود این دروغها را گسترش دادند. در نهایت یکی از پژوهشگران ایرانی به نام سلیم نیساری، مچ دروغ‌گویان را گرفته و موضوع را به طور نوشتاری دوجانبه با سازمان علمی و فرهنگی یونسکو در میان گذاشت.

پاسخ یونسکو هم این بود:

یونسکو-مورخ مارس 13 2002

در جواب نامه‌ی مورخ 12 ژانویه 2002 که پرسیده بودید آیا یونسکو اعلامیه‌ای در مورد درجه بندی زبان‌های مهم جهان منتشر ساخته است، اشعار می‌دارد که یونسکو هرگز به صدور چنین اعلامیه‌ی غیرمنطقی مباردت نکرده است.

بنگرید به:

جلال متینی، "دروغهای بزرگ درباره‌ی آذربایجان"، ایرانی‌شناسی، دوره‌ی جدید، سال 16

و همچنین:

«اطلاعیه‌ی یونسکو در مورد درجه بندی زبانها»، کتاب هفته، تهران، مورخ 25 اردبیهشت 1381.



خوب این هم یک نمونه دیگر از دروغ‌های پان‌ترکیستها. این جماعت هرگز به اصول راست‌گویی پایبند نبوده است و دروغ‌گویی و تحریف تاریخ و آمار همواره بخشی جدا‌ناپذیر از آرمان‌های پان‌ترکیستها بوده است.
ali
آیا این متن را با منابع معتبر راستی آزمایی کرده اید تا ناخواسته به شایعه پراکنی و دروغ گویی دامن نزده باشید؟
فامير
من خودم ترك هستم و به زبان مادريم عشق مي ورزم وفقطوفقط ياشاسين اذربايجان
مهران
جالب بود
به اون اخوی مون که گفته بودند زبان ترکی آیا کتاب هایی همردیف با شاهنامه و ... دارد توصیه می کنم دنبال شاهکار بزرگ زبان ترکی یعنی دده قورقوت باشند و ببینند که 17برابر شاهنامه ی شماست و الان هم دست ایتالیا است و به ترکیه نمی ده!واسه چی چون ترکی در اروپا اثرش بیشتر بوده تا آسیا!!!!!
محمد حسن
ببين شاهنامه جز سومين يا چهارمين شاهكار ادبي جهانه تولستوي يا گوته و اديبان ديگر از اين اثر به بزرگي ياد كردن مهم حجم نوشته نيست مهم اينه كه در چه زماني نوشته شده چه اثري بز ادبيات فارسي و ديگر زبان ها گذاشته
محمد حسن
مهران شاهنامه يكي از بهترين شاهكارهاي ادبي جهان شناخته شده حتي بسياري از اديبان ان را همرديف اديسه هومر و رايامانا مي دانند . يكي از شاهكار هاي ادبي كه تاثير فراواني بر ادبيات جهان گذاشته كشور تركيه چون خودش بخشي از اروپا است وكاملا روشنه به دليل داشتن موقعيت جغرافيايي و عامل هاي ديگه همه با فرهنگ اون اشنايي دارن ولي ايران فرسنگ ها با اروپا فاصله داره ولي با اين وجود اروپاييان با فرهنگ ايراني كه نمونه اش شاهنامه است اشنايي دارن يعني هنر اينه كه با وجود دوربودن از كشور هاي ديگه فرهنگ كشورت به سرزمين هاي ديگه نفوذ كنه
مصطفی
شاهنامه شما؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!! ببخشید شما کجایی تشریف دارین؟؟؟؟؟
در این که زبان ترکی بسیار شیرین ودارای قواعد منظمیه هیچ شکی نیست ولی بدون که شاهنامه اسمش روشه و همیشه شاهنامه است و باعث سربلندی و افتخار هر ایرانی که ارغ ملی داره.
ناشناس
ححححححححححححححح شاهنامه چی داره اخه یک و درتا دروغ نوشتن گذاشتن اونجا
پیمان
آخه ساده اگه خود فردوسی هم به قول شما ارغ ملی داشت نمیگفت آخر شاهنامه خوش است و پیروزی عرب هارو بر فارسها خوش میدونست
خیلی مونده شماها مثل ترکها غیرت داشته باشین و مثل ستارخان از گشنگی علف بخورین و به عثمانی ها گردنم کج نکنین و خاک ندین حالا بیشعور و بی غیرت هایی مثل شماها سر اون قضیه به ما میگین ترک خر
خاک تو سرتون
سهند
فردوسی را چند تا کشور میشانسند ؟
محمد
همين كه چهارمين شاهكار ادبي جهان شناخته شده و بسياري از اديبان به نيكي ازش ياد كردن
عليرضا
همين كه بيش از 3000نسخه تاريخي از ان بدست امده ولي از دده قورقت 2نسخه بيش تر بدست نيامده كه در ايران هم نيست
شبنم
واقعاً برای بعضی از هم وطنای عزیزم متأسفم. عزیزان من این که زبان ترکی یک زبان اصیل و با ریشه است واقعیت محضه حال این که شما عزیزان نمی خواهید قبول کنید بسی جای تعجب دارد. با انکار شما واقعیت حذف نمیشه محو نمیشه قبول کنید که تو دنیا زبان ما معمول تر و معروف تره زبان فارسی هم زبان شیرینی هستش و من به عنوان یک ترک هم زبان خودم رو دوست دارم هم فارسی رو. هم عاشق ادبیات ترکی هستم هم فارسی. اما سیل عظیم اهانت و تحقیر از جانب شما سبب می شود که در علاقه ی خود کمی تأمل ورزم؟ برای من دده قورقوت، کور اوغلی و ... عزیزه غزل های حافظ هم عزیزه اما نمی تونم بگم که شاهنامه هم عزیزه چون که متاسفانه تو اون همه اش به قومیت ما توهین شده:-( عزیزان من با توهین و انکار حقیقت عوض نمیشه شما دم از فرهنگ و ادب می زنید میشه یک مثال از آثار ترکی بیارید که توش به شدت به قوم فارس توهین شده؟ اما متاسفانه شما از همان ابتدا تا همین امروز بنای ناسازگاری و تحقیر را داشته اید! آیا در سریال های ما هست که نگهبان، قاچاقچی، دزد و آدم های خلاف فارس هستند؟ یا اینکه چنین آثار ادبی و فرهنگی همیشه از افکار ناشایست شما برمیخیزد؟ عناد و تحقیر چاره ی کار نیست، پذیرفتن حقیقت چاره ی کار است، بگذریم که اکثر سلاطین بزرگ و مفاخر این مرز و بوم همیشه از قوم ترک برخواسته است. سلجوقیان، صفویان، عباس میرزا، میرزا حسن رشدیه، باغچه بان، ستار خان، زینب پاشا و هزاران هزار ادیب و شاعر و سلحشور و ... که از ابتدای تاریخ تا بدین روز بوده اند و خواهند بود. تاریخ انکار ناپذیر است چونکه تاریخ حقایقی است که اتفاق افتاده و ثبت شده است. دهقان بودن شرافت دارد کسب حلال از طریق دامداری و کشاورزی شرافت دارد اما خیانت و توهین و تحقیر، بعید می دانم دوستان.
سجاد
اخه آذری ها چه ربطی به محمود غزنوی دارند که می گی فردوسی به ترک ها اهانت کرده ؟ اطلاعات تاریخی نداری الکی فردوسی را جلو آذری ها خراب نکن اگر چه خراب کردنی نیست . فردوسی از شاه محمود غزنوی که ترک آسیا میانه بوده بد گفته !!!منظور فردوسی اون بوده .
رضاجوانشیر
سلام
ایکاش بدون توهین به همدیگر اینرا می دانستیم ما همه ایرانی هستیم و بدون تکیه به هم ناقص هستیم ،از ترک و لر و فارس و کرد و بلوچی و عرب و شمالی و جنوبی همه و همه ایرانی هستیم وبس.
اگر افتخاری برای یکی از ماست دلیل شکست یا کوچک بودن دیگری نیست.
زبان ترکی بعنوان یکی از زبانهای اصلی در یونسکو ثبت جهانی شده و این افتخاری نه برای من ترک بلکه برای ایرانیان هست.
اگر فارسی هم ثبت می شد چه بهتر ،البته خود دوستان هم می بینند که بیشتر سعی می شود فارسی به سوی عربی شدن برود نمونه اش را زیاد درسایتها و خبرگزاریها می بینیم ،دیروز در رادیو به مجلس گوش میدادم چندین بار شنیدم که لفظ استماع از طرف نمایندگان تکرار می شود و اصرار باین کلمه بجای شنیدن و یا نمونه های بی شمار دیگر،اینهم تقصیر من ترک نیست خود شما هم بجای مجادله با ترکها یا اقوام دیگر که حتی بعضا" کار به فحاشی هم می کشد کمی بیشتر خود تلاش کنید ،من بنوبه خودم برای زدودن کلمات عربی از فارسی تلاش میکنم(البته توهین به عربی و عرب زبانان نمیکنم ولی هر زبانی با قواعد خودش زیباست) نمونه اش همین کلمه تلاش(سعی) یا نمونه(مثال) و...را جای دیگری استفاده می کنم شاید روزی فارسی هم ثبت شود و ما هم خوشحال می شویم.
رسول حقی
امیدوارم خیلی از دوستان فارس دست از نژادپرستی بی مورد بر دارند ...
وطن
زبان برای رفع نیاز است و هرچه زبان ساده تر باشد یادگیری ان اسانتر است بعنوان مثال زبانهای پر قانون برای یادگیرنده موجب گیچی می شود مثلا بزرگوار می کویند که زبان عربی قانونمند ترین زبان دنیا است و بعد ترکی شاید اینطور باشد نقص بزرگ زبان عربی این است که واژگان زیادی از زبانهای یونانی ترکی فارسی هندی عبری مصر باستان و...... وارد ان شده است یک نمونه ان ما شیعیان معتقد حضرت علی جانشین پیامبر است ولی اهل سنت مراد از ولی را دوست می دانند و مثال دیگر اداب وضو که صرفا اختلاف بر سر لغت هستو دیگری مسئله اعراب گذاری در زبان عربی است که گاهی شما اگر بجای فتحه یا تنوین چیز دیگری بکار ببری ممکن درگیری قبیله ای اون هم از نوع جگرخواری پیش بیایدو اما بزرگوار من یک دو رگه فارس ترک هستم به زبان ترکی علاقه دارم و می توانم حرف بزنم در ترکی کلمه ای معادل من فارسی وجود ندارد واز من که اول شخص باشد استفاده می شود از ان گذشته فرموده اید که یک پنجم کلمات فارسی از زبان ترکی گرفته شده که بنظر من این عیب نیست اگر امار شما درست باشد شما بگویید که برای کلمه عشق ایمان صداقت مبارزه استقلال جمهری و.............هزاران کلمه ای که عربی هستند می گویم شاید چون باید ریشه شناسی شوند و از فارسی وارد عربی شده اند و بگذریم ازکلمات فارسی که در زبان ترکی زیادندو تنها زبان خالص زبان همدلی است که واژه های ان قرض دادنی نیستند واز ان گذشته اگر زبان ترکی اینقدر گرانبار است چرا خط ترکی نداریم در حالیکه زبان فارسی دارای خط دبیره و دیگر خط ها می باشد و چرا هیچ امپراتوری ترک زبان رسمی ان ترکی نبوده برای مثال ازبکان عثمانیها و ترکان هند و قاجار و سلاجقه همه زبان فارسی را زبان رسمی دربار خود قرار داده بودند مراجعه شود به کتاب خواجه تاجدار و چرا ترک ها تاریخ مکتوب ندارند و بعد عربهابا گرفتن قدرت مدنیت را اموختند و از همه گذشته مگر سازمان ملل و یونسکو کیست که بگویدفارسی زبان نست انان گاوچرانانی هستند که قدرت تحمل تمدن های شرقی را ندارند از غنای فارسی همین بس که سردرب سازمان ملل شعر سعدی نقش بسته نه شیکسپیرو نه عربی که در شعر بقول مشتسرقین ید طولایی دارندو از ان گذشته برادران ترک مولوی را ترک دانستند تمدن سومر را از ان خود دانستند زرتشت تولستوی و اخیرا با پیدا کردن قبیله ای فقیر در استان فارس بنام کرش سعی دارند انرا به قریش نسبت دهندو حضرت محمد را هم ترک کنند برادران تفرقه های قومی زبانی مذهبی را کسانی ایجاد کرده اند که دولت قدرتمند عثمانی را به زانو در اوردند دولت قدرتمند صفویه افشار زند با همین تفرقه های قومی از هم پاشید ما نه ترک و نه فارس و نه لر و نه بلوچ بلکه همه زاده این وطن هستیم بیایید تاریخ را خود تکرار نکنیم اگر تا دیروز روسیه تزاری و انگلیس دشمن ما بود امروز تقریبا دیگر همه دشمنان ما هستند چون هر کدخدایی ممی خواهد کلانتر و هر کلانتری فرماندار و..... و کشور بزرگتری داشته باشد
دیار
برادر در زبان ترکی هم شاعران بزرگی داریم که بیشتر شعرهای انها به فارسی است این عیب نیست قانون و شفای بوعلی سینا هم به زبان عربی است ولی گوهر اندیشه های ایرانی یا ترکی اثر خود را از دست نمی دها نویسنده بزرگ اذری صمد بهرنگی کتاب های فولکلور اذری را به فارسی نوشته اما من نمی دانم این سایت اتحاد اقوام ایرانی است یا چند دستگی مرده باد دشمن اقوام ایرانی
علی از بناب
زبانها مثل رنگها زیبا هستند وکور است کسی که ان را نمی بیند ترکها وکردها ولرها فرهنگی به بلندای تاریخ دارند وتوهین نشانه ابلهی و بی منطقی است مرده باد تحقیر وظلم به دیگران
علي
تمامي زبان ها و گويش ها در ايران قابل احترام و ارزشمند هستند. تاريخ هزاران ساله ايران هميشه تركيبي از قوميت ها و زبان هاي گوناگون بوده اند. همه قوميت ها و زبانهاي اين كشور نام زيبا و غرورآفرين ايران را زينت خود دارند. همه ما يا ايراني فارسي زبان، ايراني ترك زبان، ايراني كرد زبان، ايراني عرب زبان، ايراني بلوچ زبان، ايراني گيلكي زبان، ايراني تركمن، همه و همه در يك چيز وجه مشترك داريم و آن نام مقدس ايران است و بس.
اصغر
فقط میتوانم بگویم فارسی زبانها به شعر الا ای داور دانای شهریار مراجعه کنند که آذریها نگذاشتند اکنون برخی دم درب منزلشان صندلی بگذارند وبنشینند تا..... بیاید. لطفا جرات داشته باشید و نمایش دهید تا این شعر را فارسی زبانان بخوانند.
اصغر
با عرض معذرت منظور بنده فارسی زبانان منافق هستند. بیاندیشند ببینند شاید یکی از پرشان ترک درآمد چون ترک زبانان و آذریها همه در همه جای کشور هستند مثل اجلشان
lpln
تربيت خانوادگيتو نشون نده hwyv
ل
چشمت کور ما متمدیم می اییم همه جارو ببینیم تا مثل شما تا نوک دماغمون رو نبینیم !
اصغر
زبان آذری
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
برای دیگر کاربردها، آذری (ابهام‌زدایی) را ببینید.

این مقاله پیرامون زبان آذری از خانوادهٔ زبان‌های ایرانی است برای دیدن مقالهٔ پیرامون زبان ترکی در آذربایجان به زبان ترکی آذربایجانی رجوع کنید.

نمونه‌ای از سروده‌های فهلوی-آذری برگرفته از کتاب سفینه تبریز

زبان آذری زبانی است از خانواده زبان‌های ایرانی غربی که در منطقه آذربایجان (آتورپاتکان) پیش از گسترش زبان ترکی رایج بوده‌است و امروزه گستره آن محدود شده‌است. بیشتر دانشمندان ایران‌شناس، در بازگویی ریشه تاریخی زبان دیرین مردم آذربایجان، باور دارند که زبان باستانی آذری بازمانده و دگرگون شده زبان مادها است و ریشه آریایی دارد که تاریخ‌دانان و جغرافی‌نویسان اسلامی آن را فارسی(ایرانی)، فهلوی و آذری خوانده‌اند.

هر چند که مطالعه بر روی این زبان پیشینه طولانی در نزد خاورشناسان غربی دارد، اما نخستین پژوهش گسترده روی آن در ایران توسط احمد کسروی انجام گرفت. احمد کسروی، تاریخ‌نویس ایرانی، در کتاب آذری یا زبان باستان آذربایجان نمونه‌هایی از این زبان و ارتباط آن را با زبان تاتی نشان داد. زبان‌شناسان با اشاره به وجود زبان‌های تاتی و هرزنی در چندین روستای آذربایجان شرقی، اردبیل، نمین، خلخال (کلور)، عنبران، پیله رود و میناباد آنها را از بقایای آن زبان باستانی می‌داند. همچنین این زبان به زبان تالشی نزدیک است.[۱] زبان «آذری»، یکی از شاخه‌های زبان پهلوی است که پس از حمله عرب‌ها و هجوم اقوام ترک همچنان به زندگی خود ادامه داده‌است. ولی با پا گرفتن زبان ترکی در آن دیار، رفته رفته زبان «آذری» رو به سستی و نابودی نهاده‌است. گو اینکه هنوز در پاره‌ای از روستاها و بخش‌های آذربایجان نقشی و نشانی از آن باقی است.

محتویات

۱ منابعی که از زبان آذری باستانی یاد کرده‌اند
۲ نقش کسروی
۳ از نگاه دانشمندان
۴ تاریخ زبان آذری
۴.۱ آذری باستان
۴.۲ آذری پس از حمله عرب‏ها
۴.۳ فراموش شدن زبان آذری باستان
۵ گویش‌های کنونی
۶ شاعران آذری‌گوی
۷ آثار آذری
۸ واژه‌های تبریزی
۹ همسنجی بعضی واژه‌های آذری در سایر زبان‏های خانواده ایرانی
۱۰ پانویس
۱۱ منابع
۱۲ جستارهای وابسته
۱۳ پیوند به بیرون

منابعی که از زبان آذری باستانی یاد کرده‌اند

منابع مسلمانان که به زبان آذری باستان اشاره کرده‌اند[۲]:

قدیم‎ترین منبع درباره زبان آذری باستانی قول ابن مقفع (د ۱۴۲ق/۷۵۹م) است که در الفهرست ابن ندیم نقل شده‌است. به گفتهٔ ابن مقفع زبان مردم آذربایجان پهلوی (الفهلویه) است منسوب به پهله (فهله) یعنی سرزمینی که شامل ری و اصفهان و همدان و ماه نهاوند و آذربایجان بوده‌است.
همین گفته ابن مقفع را حمزهٔ اصفهانی (به نقل یاقوت) و خوارزمی نیز نقل کرده‎اند.
مورخ دیگری که به این زبان بدون ذکر نام آن اشاره کرده بلاذری است که کلمهٔ «حسان» به معنی «حائر» یعنی منزل و کاروانسرا را از کلام اهل آذربایجان نقل کرده‌است. این کلمه همان کلمهٔ «خان» به معنی کاروانسراست که در متون فارسی به کار رفته‌است.
اما دومین مؤلفی که بعد از ابن مقفع از کلمهٔ آذری یاد کرده یعقوبی است که کتاب خود را در ۲۷۸ق/۸۹۱م تألیف کرده‌است. این مؤلف آذری (آذریّه) را به عنوان صفت در مورد مردم آذربایجان به کار برده‌است.
مؤلف دیگری که از زبان آذری باستان نام برده مسعودی (د ۳۴۶ق/۹۵۷م) است که در ۳۱۴ق/۹۲۶ از تبریز دیدار کرده‌است. این مؤلف از میان زبانها ایرانی پهلوی، دری و آذری را ذکر کرده‌است که ظاهراً در نظر او مهم‎ترین زبانها و گویشهای ایرانی بوده‎اند
پس از مسعودی، حمزه اصفهانی (د بعد از ۳۵۰ق/۹۶۱م) است که به نقل از یک ایرانی نو مسلمان به نام زرتشت‎بن آذرخور معروف به ابوجعفر محمدبن مؤبد متوکلی در میان زبانهای پنجگانهٔ ایرانی از زبان پهلوی یاد می‎کند و آن را منسوب به پهله می‎داند که شامل ۵ شهر اصفهان، ری، همدان، ماه نهاوند و آذربایجان است. مؤلف دیگری که بعد از حمزهٔ اصفهانی از زبان اذربایجان و ایرانی بودن آن سخن گفته‌است
ابواسحاق ابراهیم اصطخری است که کتاب خود المسالک والممالک را در پایان نیمهٔ اول قرن ۴ق/۱۰م نوشته‌است. اصطخری صریحاً زبان مردم آذربایجان و ارمنستان (بجز دبیل و پیرامون آن) و ارّان را ایرانی (الفارسیه) ذکر می‎کند و زبان مردم بردعه را ارّانی می‎داند
مؤلف بعدی ابوالقاسم محمدبن حوقل (د بعد از ۳۷۸ق/۹۸۸م) است که اساس مطالب خود را از اصطخری گرفته و دربارهٔ زبان مردم آذربایجان و ارمنستان و زبان مردم بردعه همان مطالب اصطخری را تکرار کرده‌است (ص ۲۹۹)
ابوعبداللّه بَشّاری مقدسی مؤلف دیگری است که در قرن ۴ق/۱۰م از زبان مردم آذربایجان سخن گفته‌است. وی در سخن از اقلیم رِحاب که در نوشتهٔ او شامل آذربایجان و اران و ارمنستان می‎شود، می‎گوید زبانشان خوب نیست و فارسی آنها مفهوم است و در حروف به فارسی خراسانی شبیه‌است و در جای دیگر می‎گوید زبان آذربایجان بعضی دری است و بعضی منغلق (یعنی پیچیده) که ظاهراً غرضش تمیز میان زبان عام رسمی (فارسی دری) و گویشهای محلی است
داستانی که سمعانی دربارهٔ ابوزکریا خطیب تبریزی (د ۵۰۲ق/۱۱۰۹م) و استادش ابوالعلاء معری آورده، مؤبد رواج زبان آذری در آذربایجان در قرن ۵ق/۱۱م است. براساس این داستان روزی خطیب تبریزی در معرّه‎النعمان در مسجد نزد استاد خود بوده که یکی از همشهریان او به مسجد وارد شده‌است. خطیب با زبان خود با او صحبت کرده و سپس که استادش دربارهٔ این زبان از او پرسیده گفته‌است این زبان «اَذْرَبیّه» نامیده می‎شود.
حمداللّه مستوفی در نزهه‎القلوب (تألیف در ۷۴۰ق/۱۳۳۹م) زبان زنجان و مراغه و گشتاسفی را پهلوی ذکر می‎کند. تا قرن پنجم در همهٔ مأخذی که از زبان آذربایجان یاد شده بجز بلاذری که یک کلمه از این زبان نقل کرده بقیه فقط اشاره به نام این زبان دارند و نمونه‎هایی از این زبان به دست داده نشده‌است.
در نیمهٔ اول قرن ۵ق/۱۱م ابومنصور موفق‎الدین هروی در الابنیه عن حقائق‎الادویه کلمهٔ «کلول» به معنی خُلّر را از این زبان نقل کرده و بعد از او اسدی و شاگردانش که در آذربایجان می‎زیسته‎اند در لغت فرس کلمات متعددی از زبان آذری باستان نقل کرده‎اند
در قرن ۷ق/۱۳م یاقوت دربارهٔ آذری می‎گوید: «مردم آذربایجان زبانی دارند که آن را آذری (الاَذریه) می‎نامند. برای دیگران مفهوم نیست».

نقش کسروی

وقتی پان‌ترک‌ها ادعا کردند از آن‌جا که مردم آذربایجان به ترکی سخن می‌گویند، زبان بومی مردم این منطقه ترکی بوده‌است، احمد کسروی در تحقیقات گسترده‌ای از منابع فارسی، عربی و حتی منابع تاریخی یونانی استفاده کرد. او نتیجه گرفت که مردم آذربایجان اصالتاً به زبانی ایرانی به نام آذری سخن می‌گفته‌اند که بعد از هجوم ترک‌ها، زبان ترکی مورد استفاده قرار گرفته، ولی هنوز هم ردپایی از زبان آذری در آن مناطق به جا مانده‌است. زبان آذری گاهی به جای زبان ترکی مورد استفادهٔ مردم آذربایجان اطلاق می‌شود؛ اشتباهی که حتی در ویرایش دوم دانشنامهٔ اسلام هم صورت گرفته‌است.[۳]

به گفتهٔ یارشاطر، کسروی نخستین دانشمندی بود که این زبان را موضوع بحث و تحقیق قرار داد و اثر او در این باب هنوز هم استفاده می‌شود.[۴] آثار تاریخی کسروی توسط دیگر دانش‌پژوهان نیز به رسمیت شناخته شده‌است.[۵] ولادیمیر مینورسکی در مورد او می‌گوید:

کسروی روح تاریخ‌نگار راستگو را داراست. او در جزئیات دقیق و در ارائه شفاف است.[۶]

از نگاه دانشمندان

پروفسور ولادیمیر مینورسکی در رابطه با زبان آذری می‌گوید:

مردمان بومی و اصیل یک‌جانشین روستایی و کشاورز آذربایجان در دوران فتح اعراب به لقب تحقیرآمیز علوج (غیرعرب) خطاب می‌شدند. این‌ها به گویش‌های متفاوتی همچون آذری و تالشی تکلم می‌کردند که هنوز هم امروز جزیره‌هایی از این زبان‌ها در میان مردمان ترک‌زبان آذربایجان دیده می‌شود. تنها سلاح این جمعیت آرام و صلح‌جوی روستایی فلاخن بود و بابک خرمدین با پشتیبانی این گروه برضد خلیفه قیام کرد.[۷]

پروفسور ژیلبر لازار هم می‌گوید:

زبان آذری در حوزهٔ آذربایجان رواج داشت و یک زبان مهم ایرانی بود که مسعودی آن را در کنار دری و پهلوی نام می‌برد.[۸]

پروفسور مارکوارت -ایران شناس آلمانی- در کتاب ایران‌شهر که در سال ۱۹۰۱ م (۱۲۸۰ شمسی) در برلین چاپ کرده بود، در اعلام جغرافیای ایران دربارهٔ زبان آذربایجان تصریح کرده بود که:

زبان حقیقی پهلوی زبان آذربایجان است که زبان اشکانیان بوده‌است.[۹]

تاریخ زبان آذری
آذری باستان

زبان آذری را باید دنباله زبان مادی دانست. هیچ مدرک تاریخی در دست نیست که نشان دهد پیش از غلبه ترکی زبان دیگری جانشین زبان مادی در آذربایجان شده باشد. جز آن که می‌توان تصور کرد که زبان اشکانی و سپس پارسی به نوبت در مرکزهای بزرگ آذربایجان تا اندازه‌ای رواج یافته و اثرهایی در آذری به وجود آورده‌است. چون از زبان مادی باستان اثر مستقلی در دست نیست و از آن جز برخی اصطلاح‌ها و نام‌ها و واژه‌های پراکنده، بیشتر در کتیبه‌های هخامنشی، به جا نمانده‌است، تشخیص دقیق‌تر آذری و خصوصیات آن تنها از مطالعه آثار آذری دوره اسلامی و همچنین بقایای آذری در آذربایجان کنونی امکان‌پذیر است.[۱۰]
آذری پس از حمله عرب‏ها

سخن گفتن به آذری در آذربایجان طی نخستین قرن‌های اسلامی در کتاب‌های گوناگون روشن شده‌است. قدیمی‌ترین مرجع در این راستا، گفته ابن مقفع (متوفی۱۴۲ هجری/۷۵۹ میلادی) به نقل ابن ندیم است که زبان آذربایجان را پهلوی(الفهلویه)، منسوب به فهله، یعنی سرزمینی دربرگیرنده اصفهان، ری، همدان، ماه نهاوند و آذربایجان، می‌شمارد[۱۱]. همین قول در عبارت حمزه اصفهانی (به نفل یاقوت در معجم البلدان) و مفاتیح العلوم خوارزمی منعکس است.

ذکر واژه آذری را پس از ابن مقفع در کتاب البلدان یعقوبی می‌توان یافت که نزدیک ۲۷۸ هجری/۸۹۱ قمری نوشته شده‌است. وی مردم آذربایجان را مخلوطی از ایرانیان آذری و جاودانیهٔ قدیم می‌شمارد و به نظر می‌رسد منظورش آذربایجانی‌های مسلمان و آذربایجانی‌های پیرو بابک خرّم‌دین است. ابن حوقل (درگذشتهٔ ۳۷۱ هجری/ ۹۸۱ میلادی) نوشته‌است: «زبان مردم آذربایجان و بیشتر مردم ارمنستان ایرانی(الفارسیه) است که آن‌ها را به هم پیوند می‌زند و عربی نیز میان آنان به کار می‌رود و از آنان که به پارسی سخن می‌گوید، کمتر کسی است که عربی را نفهمد...»[۱۲]

یاقوت حموی می‌گوید: «مردم آذربایجان را زبانی است که آن را آذری (الاذریه) می‌نامند و مفهوم کسی جز آنان نیست[۱۳] رواج آذری را هم‌زمان حمله مغول تایید می‌کند. زکریا بن محمد قزوینی در آثار البلاد که در ۶۷۴ هجری/۱۲۷۵ میلادی نوشته شده‌است می‌گوید که: «هیچ شهری از دستبرد ترکان محفوظ نمانده‌است مگر تبریز». چنین بر می‌آید که دست کم تا زمان اباقا از کارایی ترکی بر کنار بوده‌است.

«ابوعبدالله مقدسی» نویسندهٔ اواخر سدهٔ چهارم ق. ، ایران را به هشت اقلیم تقسیم نموده می‌نویسد: «زبان مردم این هشت اقلیم، ایرانی (العجمیة) است؛ جز این که برخی دری و بعضی پیچیده (منغلق) است و همهٔ آن‌ها فارسی نامیده می‌شود». و می‌افزاید که «فارسی آذربایجان در حروف، به فارسی خراسان شبیه‌است» [۱۴]

مردم آذربایجان پیش از رواج ترکی به زبانی که از گویش‌های مهم ایران بوده و به فراخور نام آذربایجان آذری خوانده می‌شده‌است، سخن می‌گفته‌اند. آن زبان که با زبان ری و همدان و اصفهان از یک دست بوده‌است، تا سدهٔ دهم و به گمان بسیار مدت‌ها پس از آن نیز زبان غالب آذربایجان بوده‌است.

پس از حملات عرب‌ها گروهی از مردم مراغه از آن شهر کوچیده و به منطقه رودبار الموت رفتند. این کوچندگان امروز نیز به نام مراغی‌ها نامیده می‌شوند و در ۷-۸ روستای رودبار الموت سکونت دارند. آن‌ها زبان اصلی مادی مراغه آذربایجان را حفظ کرده‌اند و امروز نیز به زبان ایرانی آذری سخن می‌گویند.[۱۵] حمدالله مستوفی، دین مراغی‌های الموت را آیین مزدکی نامیده‌است.[۱۶]
فراموش شدن زبان آذری باستان

تضعیف تدریجی آذری با رسوخ ترک زبانان به آذربایجان ایران شروع شد. اولین ترک زبانان در زمان محمود غزنوی وارد منطقه شدند. ولی این در زمان سلجوقی بود که قبایل ترک شروع به مهاجرت گسترده به آذربایجان کرده و در آنجا سکنی گزیدند. جمعیت ترکی در دوره اتابکان الدنیز آذربایجان (۵۳۱-۶۲۲ هجری) همچنان رشد کرد، ولی اوج آن در دوره ایلخانان مغول بود که اکثریت سربازان شان ترک بودند و آذربایجان را به مرکز سیاسی خود بدل ساختند. زدوخورد و ناآرامی پیوسته که به مدت ۱۵۰ سال بین افول ایلحانان و صعود صفویان در آذربایجان حکمفرما بود، باز موجب جذب عناصر نظامی ترک بیشتری به منطقه شد. در این دوره آذری در دوره ترکمانان قرا قویونلو و آق قویونلو آذری با سرعتی بیشتر از قبل منقرض شد، تا جایی که صفویان که در اصل طایفه‌ای ایرانی زبان بودند ترکی سازی شدند و ترکی را به عنوان زبان بومی خود اختیار کردند.[۱۷]

حکمرانی صفوی که در ابتدا مبتنی بر حمایت قبایل ترک بود و پس از این که حکومت پایگاهی گسترده تر یافت همچنان مورد حمایت و تاثیر قزلباشان بود به نوبه خود به گسترش ترکی و افول آذری، که حداقل دیگر در مراکز شهری مورد استفاده قرار نگرفت، کمک کرد و ترکی تدریجاً به عنوان زبان آذربایجان شناخته شد. نتیجتاً لفظ آذری توسط برخی مؤلفین ترک و در پی آنان شرقشناسان غربی به ترکی آذربایجان اطلاق شد.[۱۸]

در اثر مهاجرت ترک‌های آسیای مرکزی به آذربایجان و دیگر عوامل که عموماً در فاصله سده‌های پنجم[۱۹] تا دهم هجری رخ داده‌است و ادامه این مهاجرت، زبان ترکی کم کم زبان آذری را به بوته فراموشی سپرده، خود جای آن‌را گرفته‌است.

پروفسور پیتر گلدن در صفحه ۳۸۶ کتاب خود که یکی از جامع‌ترین کتاب‌ها درباره تاریخ گروه‌های مختلف ترک چاپ شده‌است روند ترکی زبان شدن آذربایجان را به سه مرحله بخش کرده‌است[۲۰]: نخست ورود سلجوقیان و مهاجرت قبایل اغوز به ناحیه آذربایجان و آران و آناتولی، دوم حمله مغولان که بیشتر سربازان شان ترک‌تبار بودند، و سوم دوران صفویان که بسیاری از قبایل اغوز-ترکمان قزلباش از آناتولی به ایران سرازیر شدند.

دکتر محمد جواد مشکور درباره آمدن تیره‌های ترک به آذربایجان می‌نویسد: پیشامدهای متناوب یکی پس از دیگری آذربایجان را آماج تهاجمات پیاپی قرار داد. با نفوذ اقوام ترک و گسترش زبان ترکی، سیطرهٔ زبان آذری محدود و رفته رفته رو به کاهش نهاد. در دوران مغول‌ها که بیشتر سربازان آنان ترک بودند و آذربایجان را تخت‌گاه خود قرار دادند، ترکان در آن جا نفوذ گسترده‌ای یافتند. حکومت ترکمانان آق قویونلو و قراقویونلو و اسکان آنها در آذربایجان بیش از پیش مایه رونق ترکی و تضعیف زبان «آذری» شد. جنگ‌ها و عصیان‌هایی که در فاصله بر افتادن و برخاستن صفویان پیش آمد سربازان ترک بیشتری را به آذربایجان سرازیر کرد. وجود قزلباش‌های ترک نیز مزید بر چرایی شد و زبان ترکی را در آن سرزمین رونق بخشید. از جمله دیگر کسانی که تبریز و مراغه را پایتخت خویش قرار دادند هلاکوخان ایلخانی بود.[۲۱]

ولادیمیر مینورسکی در دانش‌نامه اسلام فرایند تغییر زبان مردم آذربایجان را چنین توضیح می‌دهد: در حدود قرن شش هجری تحت لوای سلجوقیان قبیله غوز ابتدا در تعداد اندک و سپس در تعداد قابل توجهی آذربایجان را اشغال می‌نمایند. در نتیجه مردمان ایرانی‌زبان آذربایجان و نواحی ماوراء قفقاز تبدیل به ترک‌زبان شدند، هرچند که ویژگی‌های تمایزبخش زبان ترکی آذربایجانی، مانند آواهای پارسی و نادیده گرفتن تطابق صوتی، منشا غیرترکی جمعیت ترک‌زبان شده را منعکس می‌کند.[۲۲]

ریچارد فرای نیز زبان آذری را زبانی گسترده و زبان اصلی در جغرافیای آذربایجان می‌داند. به نظر وی این زبان غالب آذربایجان از قرن چهاردهم میلادی به طور تدریجی جایگاهش را به ترکی آذربایجان داد.[۲۳]

پروفسور ژان دورینگ شرق‌شناس و موسیقی‌دان نیز تایید می‌کند که شهر تبریز در قرن ۱۵ میلادی هنوز ترک‌زبان نشده بود.[۲۴]
گویش‌های کنونی

باوجود تضعیف زبان آذری باستانی از زمان غلبهٔ مغول، گویش‌های آن زبان به گونهٔ کامل از میان نرفته، بلکه هنوز هم به صورت پراکنده و بیش‌تر با نام تاتی با آن‌ها سخن می‌گویند. این گویش‌ها از شمال به جنوب عبارت‌اند از:[۲۵][۲۶]

کرنگان از روستاهای شهرستان ورزقان در استان آذربایجان شرقی.
کلاسور و خوینرود از روستاهای شهرستان کلیبر در استان آذربایجان شرقی.
گلین‌قیه از روستاهای شهرستان مرند در استان آذربایجان شرقی.
عنبران از شهرهای شهرستان نمین در استان اردبیل.
بیش‌تر روستاهای بخش شاهرود شهرستان خلخال در استان اردبیل.
شماری از روستاهای شهرستان طارم در استان زنجان.
شماری از روستاهای بخش رامند شهرستان بوئین‌زهرا در استان قزوین.
تالش از بخش شاندرمن شهرستان ماسال در جنوب تا تالش جمهوری آذربایجان.
اشتهاردی از شهر اشتهارد در استان البرز.

شاعران آذری‌گوی

شیخ صفی‌الدین اردبیلی
محمدشیرین مغربی تبریزی
تاج‌النساء ماماعصمت
مهان کشفی
همام تبریزی
معالی
یعقوب اردبیلی
مغربی تبریزی
بانو باغبان اردبیلی[۲۷]

آثار آذری

آثار نوشتاری آذری که در آثار دوره اسلامی پراکنده‌است، عبارتند از جمله‌هایی از زبان تبریزی در نزهه القلوب حمدالله مستوفی، جمله‌ای به زبان تبریزی و دو جمله از شیخ صفی الدین اردبیلی، یک دو بیتی از شیخ صفی، یک دو بیتی به زبان اردبیلی، یک دو بیتی به زبان خلخالی که همه در صفوه الصفای ابن بزاز(چاپ بمبئی) معاصر شیخ صدرالدین فرزند شیخ صفی الدین(سده هشتم) موجود است، یازده دو بیتی از شیخ صفی در سلسله النسب صفویان نوشته شیخ حسین از جانشینان شیخ پارسا گیلانی مراد شیخ صفی الدین چاپ برلین، ۳۳-۲۹ ملمعی از همام تبریزی(متوفی ۷۱۴ هجری/ ۱۲۱۴ قمری) به پارسی و زبانی محلی که باید زبان تبریز باشد.[۲۸] زبان آذری با زبان دری در خراسان متفاوت است و تا جایی که قطران تبریزی(قرن ۱۱) مجبور می‏شود آن را در یک بیت شعر بگوید:
بلبل به سان مطرب بیدل فراز گل گه پارسی نوازد، گاهی زند دری

بسیاری از جملات و عبارات و کلمات موجود در کتاب‏ها و نسخ دست نویس قدیمی از وجود این زبان حکایت می‏کنند.حمدالله مستوفی یک جمله از زبان تبریزی نقل می‏کند:
تبارزه(تبریزی‏ها) اگر صاحب حُسنی را با لباس ناسزا یابند، گویند «انگور خلوقی بی چه در، درّ سوه اندرین»؛ یعنی انگور خلوقی(انگوری مرغوب) است در سبد دریده.

در شعرهای ایرانی آمیختگی از زبان‏های دیگر نیز هست. این یک شعر از همام تبریزی است که با لهجه تبریزی و لهجه دری آمیخته شده‌است:

بدیذم چشم مستت رفتم اژ دست // کوام و آذر دلی کویا بتی مست // دل‌ام خود رفت و می‌دانم که روژی // به مهرت هم بشی خوش کیانم اژ دست // به آب زندگی ای خوش عبارت // لوانت لاود جمن دیل و کیان بست // دمی بر عاشق خود مهربان شو // کزی سر مهرورزی کست و نی کست // به عشق‌ات گر همام از جان برآیذ // مواژش کان بوان بمرت وارست // کرم خا و ابری بشم بوینی // به بویت خته بام ژاهنام[۲۹]

بیت دیگری از همام تبریزی:
وهار و ول و دیم یار خوش بی اوی یاران مه ول بی مه وهاران

معنی:بهار و گل و روی یار خوش هستند. اما بدون دوست هیچ گل و بهاری نیست.

کشف جدید دیگری به نام سفینه تبریزی شامل جملات خاص زبان تبریزی می‏باشد. اینها در دوران ایلخانی جمع گشته‌است. یک جمله از بابا فرج تبریزی در سفینه تبریزی به این صورت است:

انانک قدهٔ فرجشون فعالم آندره اووارادا چاشمش نه پیف قدم کینستا نه پیف حدوث.
معنی:چندانک فرج را در عالم آورده‌اند چشم او نه بر قدم افتاده‌است نه بر حدوث.

سفینه تبریزی شامل جملات و شعرهای از زبان آذری می‏باشد. در یک قسمت از این کتاب نویسنده خود مستقیما این زبان را زبان تبریزی می‏خواند:

دَچَان چوچرخ نکویت مو ایر رهشه مهر دورش
چَو ِش دَ کارده شکویت ولَول ودَارد سَر ِ یَوه
پَری بقهر اره میر دون جو پور زون هنرمند
پروکری اَنزوتون منی که آن هزیوه
اکیژ بحتَ ورامرو کی چرخ هانزمَویتی
ژژور منشی چو بخت اهون قدریوه
نه چرخ استه نبوتی نه روزو ورو فوتی
زو ِم چو واش خللیوه زمم حو بورضی ربوه

یک جمله از زبان تبریزی موجود است که به وسیله بزاز اردبیلی در صفوت الصفا ترجمه شده‌است:
«علیشاه چو در آمد گستاخ وار شیخ را در کنار گرفت و گفت حاضر باش بزبان تبریزی گو حریفر ژاته یعنی سخن بصرف بگو حریفت رسیده‌است. در این گفتن دست بر کتف مبارک شیخ زد شیخ را غیرت سر بر کرد»

در یک جمله پیر ذهتاب تبریزی حاکم قراقوینلو اسکندر خطاب کرده و گفته:

اسکندر، رودم کشتی، رودت کشاد!
ترجمه:اسکندر، پسرم کُشتی، پسرت کشته باد!

کلمه رود به معنی پسر هنوز در بسیاری از لهجه‏های خانواده زبان‏های ایرانی استفاده می‏شود مانند لهجه لارستانی، اطراف استان فارس و لری بختیاری.

چهار رباعی با عنوان فهلویات از خواجه محمود خوجانی، متولد شده در خوجان یا خورجان در نزدیکی تبریز توسط عبدالقادر مراغی ثبت گردیده‌است. یکی از آن چهار رباعی این است:
همه کیژی نَهَند خُشتی بَخُشتی بَنا اج چو کَه دستِ گیژی وَنیژه
همه پیغمبران خُو بی و چو کِی محمدمصطفی کیژی وَنیژه

یک غزل و چهارده رباعی تحت عنوان فهلویات از مغربی تبریزی باقی مانده‌است.

یک نوشته از مادر عصمت تبریزی که یک زن شاعر و صوفی بوده‌است که این نوشته اکنون در ترکیه نگاه داشته می‏شود. درباره زیارتگاه مقدسی در تبریز گفته‌است. که عبارت بوری بوری که در فارسی معنی بیا بیا را می‏دهد که مولانا از زبان شمس تبریزی نقل می‏کند:
ولی ترجیع پنجم در نیایم جز به دستوری که شمس الدین تبریزی بفرماید مرا بوری
مرا گوید بیا، بوری که من باغم تو زنبوری که تا خونت عسل گردد که تا مومت شود نوری

کلمه بوری را کربلایی حسین تبریزی از خواجه عبدالرحیم اژابادی نقل می‏کند که به معنی بیا است.[۳۰] در لهجه هرزندی در هرزند آذربایجان مانند لهجه کارنگی در آذربایجان که هر دو در قرن بیستم ثبت گردیدند. دو کلمه بیری و بوراه هر دو به معنی آمدن و از یک ریشه هستند.[۳۱]

و همچنین در زبان لکی واژه بوری به معنی بیا هنوز کاربرد دارد[۳۲] در اشعار باباطاهر لغت «بوره» به همین معنی "بیاً بکار رفته‌است:
بوره بلبل بنالیم از سر سوز
بوره آه سحر از مو بیاموز
تو از بهر گلی ده روز نالی
مو از بهر دل‌آرامم شو و روز

همچنین شعری از بانو باغبان اردبیلی که در آن شیخ صفی الدین اردبیلی را مخاطب قرار داده بود نیز به این زبان موجود است:
دیره کین سربه سودای ته گیجی دیره کین چش چو خونین اسره ریجی
دیره سرباستانه اچ ته دارم خود نواجی کووربختی چوکیجی

معنی فارسی:«دیرگاهی است که این سر با سودای تو گیج است، دیرگاهی است که این چشم اشک خونین می‏ریزد، خود نمی‏گویی که بدبخت چه کسی هستی؟»

محسنی در زیربخش "زبان پهلوی آذری" نمونه‌های برجای مانده از زبان کهن آذری را آورده‌است. از جمله:

۱- دو شعر از همام تبریزی ۲- دوبیتی از یعقوب اردبیلی ۳- یازده دو بیتی از شیخ صفی اردبیلی ۴- اشعاری از مهان کشفی ۵- اشعاری از معالی ۶- یک جمله از زبان تبریزیان در کتاب نزهه القلوب ۷- سه جمله از شیخ صفی ۸- یک جمله از زنی عارف به نام ماما عصمت اسبستی ۹- یک جمله از پیر حسن زهتاب تبریزی به اسکندر قراقویونلو ۱۰- شمار فراوانی از واژه‌های برجای مانده از زبان پهلوی آذری... همچنین "رسالهٔ مولانا روحی انارجانی" را نمونه‌ای بازمانده از یکی از گویش‌های زبان آذری باستان می‌داند که البته با زبان پهلوی آذری یکسان نیست.[۳۳]
واژه‌های تبریزی

در واژه‌نامه‌ای به نام «فرهنگ جهانگیری» (سدهٔ یازدهم ق.) به صراحت میان زبان مردم تبریز و زبان ترکی جدایی نهاده، نوشته شده‌است: «آژخ (= زگیل): به ترکی «لوینک» و به زبان تبریز «سکیل» گویند»[۳۴] (کیا، ص ۱۵). در ادامه، به نمونه‌هایی از این واژگان آذری اشاره می‌شود:

چراغله = کرم شب‌تاب (کیا، ص ۱۱)؛ زوال = انگشت (همان، ص ۱۴)؛ زیوال = شبنم (همان جا)؛ سودان = سار (همان، ص ۱۶)؛ سور = لوچ (همان جا)؛ شفت = ناهموار (همان، ص ۱۷)؛ شم = کفش (همان، ص ۱۸)؛ نگ/ تگ = کام دهان (همان، ۱۸ و ۳۰)؛ کلاه‌دیوان = قارچ (همان، ص ۲۱)؛ کنگر = جغد (همان، ص ۳-۲۲)؛ مشکین‌پر = خفاش (همان، ص ۲۴)؛ مله = ساس (همان جا)؛ انین = نیزه (همان، ص۲۹)؛ تیته = مردمک (همان، ص ۳۱)؛ برز = بلندی (همان، ص ۳۹)؛ کریوه = عقبه (همان جا)؛ سهراب = سرخاب
محمد حسن
قابل توجه اقاي ربيعي ويكي پديا دانشنامه معتبريه ويكي نويسان بايد همه نوشته هايشان را به همراه سند و مدرك درست و محكم ارائه دهند اين دانشنامه داراي متخصص هاي گوناگوني بوده و اگه كسي مطلب نادرست بنويسد اصلا در ويكي پديا گذاشته نمي شود.
زنجان اوغلو
این حنا ها دیگه رنگی نداره تاریخ تحریف شده خودتون رو به رخ ما نکش ما از اول ترک بودیم وخاهیم بود این نوشتت هم به درد خودت میخوره
محمد
زنجان جون همه ي اين ها واقعيته و در كتاب هاي تاريخي آورده شده .بسياري از تاريخ نگار ها اين مطلب را تاييد كرده اند.حقيقت تلخه
محمد حسن
اتفاقا نام ادرباييجان در كتاب ديوان لغات ترك كاشغري به صورت آذرابادگان كه دگرگون يافته اتروپاتكان مي باشد آمده و اين سرزمين را از سرزمين تركان جدا كرده است.
زنجان اوغلو
این حنا ها دیگه رنگی نداره تاریخ تحریف شده خودتون رو به رخ ما نکش ما از اول ترک بودیم وخاهیم بود این نوشتت هم به درد خودت میخوره
ناشناس
اخه از نگاه شما هر چيزي كه به سودتان نباشه تحريفه و دروغ مي باشد ولي تا كسي يه مطلبي رو ميگه كه به سودتون باشه چشم بسته مي پذيريد.
ناشناس
ای عزیز دوسلاریم وهم دیلریم.وای دوستان ایرانی من.بخوانید وتجزیه وتحلیل کنید سپس هرچه که شماها بگید. یازیسان هی قلمی اغلادیسان اولمادکی نقدیر یازسا قلم سن پوزوسان اولمادکی درگهونده گزیرم من دل پروانه تکین گوزلیم من گلیرم سن قاچیسان اولمادکی
اصغر بهرا همان اصغر قبلی از یزد
این شعر ترکی را بخوانید وواقعا تجزیه وتحلیل کنید ودوستیها را با نفاق از بین نبرید تا دشمنان ایران ولاشخوران سوء استفاده نکنندالبته شعر بالا را بی نام من که ارسال کردم
اصغر بهرا همان اصغر قبلی از یزد
علی جان بناب اوشاغی اورگیمنن دانشسان دردون الام دم به دم اوزلریمیزدن دیون تا تاریخ بیزلری بیسین کیموخ ونینه مشوخ بو مملکته ده جانیم ده روحوم ده همدیلیم قربانوزام
اصغر
برای همزبانان عزیزم که از نوشته های بنده بد برداشت میکنند. یازیسان هی قلمی آغلادیسان اولمادکی/ نقدر یازسا قلم سن پوزوسان اولمادکی/درگهونده گزیرم من دل پروانه تکین / گوزلیم من گلیرم سن قاچیسان اولمادکی... یاشاسین آذری دیللر
اصغر بهرا از یزد
زنجان اوغلی لطف ایله هم انشاوی دووز یاز وهم برداشتووی بندنین یازمالارینان دووز ایله قبانام سیزلره ای هم وطنریموای آذری دیللر
احمد کایا
توصیه ای برای برادران باغیرت ترک خود دارم (تاکید می کنم برادران ترک نه اززززری) دارم و ان اینکه نیازی به اثبات زبان ترکب نیست چون کسی که اندک دانشی داشته و مطالعه بدون تعصب و سرشار از حماقت نداشته باشد پی به زیبایی و شیوایی زبان ترکی برده و بدون تعصب کورکورانه نظر انسان دوستانه خود را می دهد. تلنگرب هم به فارس زبانان به اصطلاح پارسی گوی دارم که همین فارسی در کشورهای پیشرفته ای چون افغانستان و تاجیکستان که هم اکنون نیز دامدار و بیابانگرد هستند مورد استفاده قرار می گیرد . خدای ناکرده توهین نباشد فقط مثال فارغی بود جهت تلنگر به دوست ناسپاس که می شود همان مرد پارس......... دراخر همین ترکان ساکن ایران سالها در این مملکت حکمرانی داشته اند و بارها در مقابل دشمنان ایران به همراه اقوام غیور و بی ادعایی چون لر- کرد -بلوچ - عرب ایرن به اصطلاح شما اریایی را حفظ کردهاند پس ای برادر پارسی گوی قدر این عشایران باغیرت را بدان که وجودت به خواست خدا و همت این اقوام است. و اما جمله اخر که ما یکی از اقوام شناخته شده در دنیاییم و فارغ از ایران و نیازی به تعریف نداریم و گستاخی برخی نابخردان نشان از عجز - حماقت- خود کم بینی اجتماعی - به مثال فرد قدرتمندی که دربین افراد ضعیف مورد تمسخر قرار می گیرند است. انسان احمق در مقابل فرد قذرتمند فرد را تا مرحله حماقت خود برده و در مرحله حماقت با ابزار خوذ پیروز می شود امیدوارم شما جزئ افراد اینچنینی نباشید به امید شافاق
علیزاد
لطفا پوخ یمه
غیرت ترکی در کاباره‌ها و عشرتکده‌های نخجوان و استانبوله
کسی اندک دانشی درباره‌ی گویش قارت و قوزی ترکی داشته باشه مضحکی و زشتی ترکی برایش هویداست.
محمد
قابل توجه نويسنده كه زبان فارسي را لهجه33 معرفي مي كند و اين را به يونسكو نسبت مي دهند و يكي از خبرنگاران همين موضوع را پيگري كرد و خود يونسكو در پاسخ گفت كه يونكسو اصلا چنين آماري را نداده است. متاسفم كه حتي تعريف زبان و لهجه را نمي داند و فارسي را لهجه معرفي مي كند. در همين زبان تركي خودمان پر از واژه فارسي عربي فرانسوي است . بعدشم از كجا مي دونيد كه پيشينه تركي 7000 ساله است. قديمي ترين سندي كه از تركي به دست آوردند مربوط مي شود به قرن 11 ميلادي كه با الفباي اورخون نوشته شده است.بعدش درباره واژه هاي زبان هاي ديگر كافي است كه يك فرهنگ نامه تركي را باز كرده آن وقت ببينيد كه چند درصد واژه ها اصيل هستند. دكتر محرم ارگين كه استاد ادبيات و زبان تركي در پژوهش هاي گسترده خود نوشته اند كه تركي 7000 واژه از فارسي 9000 واژه از عربي و 12000 واژه از فرانسوي گرفته حتي اصلا چنين چيز ها واقعيت ندارد. من خودم در بخش خبر نگاري كار مي كنم و زماني كه اين گفته ها پراكنده شد به سرعت پيگير موضوع شديم و فهميديم كه يه روزنامه محلي ساده به نام اميد زنجان نوشته والا يونسكو و سازمان هاي جهاني هم اينو رد كردند. اين جا جاي توضيح دادن زياد نيست ولي در تارنماهاي ديگه به اين مطالب دروغين پاسخ درست و معتبر داده شده است.
محمد حسن
سلام بسياري از اين مطالبي كه بالا نوشته اصلا منبع درستي ندارد من خودم دانشجو زبان شناسي هستم و با بهترين سايت ها در ارتباطم و حتي پيگير اين موضوع شدم ديدم كه اصلا هيچ نهاد سازمان يا دانشمندي چنين چيزي را تاييد نكرده است . همه اين مطالب از يك روزنامه محلي به نام اميد زنجان نوشته شده كه كلي نوشته را به يونسكو نسبت مي دهد در صورتي كه يونسكو اصلا چنين چيز ها يي را تاييد نكرده است . لطفا كمي بيانديشيد .متاسفم برايتان
محمد حسن
دكتر محرم ارگين استاد زبان و ادبيات تركي دانشگاه استانبول پس از تحقيق هاي گسترده كتابي به نام تورك ديلي نوشته كه نتيجه ان به صورت زير است:7000واژه تركي از فارسي گرفته شده9000 واژه از عربي و 12000 واژه از فرانسوي حالا اين نويسنده محترم از خدا بي خبر كه مطلب هاي دروغين رو پخش مي كنه و اصلا منبعي هم نمياره بايد نگاه كنه . والا اين مطالب دروغه هيچ نهاد يا سازماني تاييد نكرده. در دانشنامه هاي معتبر جهاني مانند ويكي پديا ايرانيكا بريتانيكا و ... همه فارسيو به عنوان زبان جدا و هند و اروپايي شناختند كه سرچشمه آن 600پسش از ميلاد است.
محمد حسن
قابل توجه اقاي ساوالان افسانه ماناس به تركي قرقيزي نوشته شده نه تركي اذري. يه چيز درست و درمان از خودتان يعني تركي اذري بياوريد.ميان قرقيزي و اذري زمين تا اسمان تفاوت هستش و اين افسانه هم به تازگي نوشته شده
محمد حسن
اقاي ربيعي كه فرمودند فارسي زبان دانش نيست اتفاقا دانشمندان مانند بوعلي سينا دو كتاب علمي خود يعني دانشنامه علايي و رساله رگ شناسي كه كتابي پزشكي است را به فارسي نوشتند. كتاب التفهيم ابوريحان نيز كه درباره رياضي و ستاره شناسي است به فارسي نوشته شده نه عربي يعني دانشمندان به فارسي هم اثاري نوشته اند.
فرشید
سلم زبان ترکی زبانی است که بالای 300میلیون جمعیت از آن استفاده میکند و دلنشین تر از زبان فارسی است
یاشاسین ترک یاشاسین آذریبایجان
علیزاد
گویش ترکی دلنشین نیست ، دل گریز است (منظور از شکم گریخته)
مگسها هم ۳۰۰ میلیارد شاید باشند پس وز وزشون یک زبان مهم و جهانی و ... است؟
Xoy gizi
یاشاسین بوتون تورک إئلی یاشاسین توران
علیزاد
توران سرزمین سکاهای آرین است نه تورکهای آلتایی.
بگو یاشاسین آلتای
سید
یاشاسی تورکی دیلی
اگه فارسا راست میگن اسم چندتا دانشمند فارسی رو ببرن البته ابوعلی سینا وابوریحانو اسم نبرن که همه میدونن اونا از اعرابی بودن که اجدادشون بعد فتح ایران توسط اعراب وارد ایران شدن مخصوصا ابوعلی سینا که پدرش ار حکام عرب بوده حتی یونسکو هم عرب بودن اونو تایید کرده درضمن اکثر کتاباش به زبان عربی بوده.فارابی رو هم که قبرش تو سوریه ست کل دنیا میدونن که از ترکای ترکمن بوده حتی چندسال پیش تواخبار ایران نشون دادکه تو سالگردش بزرگداشتی گرفته بودن که بشاراسد با رئیس جمهور ترکمنستان سر مزارش گل میذاشتن
پس الکی دانشمندای اقوام دیگه رو مال خود جا نزنید
دروغتون معلوم میشه خودتون ضایع میشید
محمد حسن
شما مگه از ابن سينا يا بيروني ازمايش ژنتيكي گرفتي كه ميگي از اعراب بودند شما مدركت چيه كه به اين آساني اين مطلبو ميگي؟ابن سينا پدرش از اهالي بلخ بوده و اصلا حكام عرب هم نبوده و كار هاي ديواني را در حكومت سامانيان ايراني به عهده داشت. ابوريحان هم كه در كتاب هاي خودش مانند التفهيم كه فارسي است و اثار الباقيه ي عربي مردم خوارزم را شاخه اي از درخت پارسيان دانسته و درباره ايرانيان و اعياد و فرهنگ پادشاهان ان ها اطلاعات خوبي مي دهد.هم چنين خود را خوارزم دانسته است. در ضمن فارابي هم درمورد نژادش بحث بوده و لي بيش تر بر ايراني بودن او با دلايل محكم هم نظر هستندحضور رييس جمهور تركمنستان با بشار اسد هم دليلي بر ترك بودن او نمي شود.
تورک اوغلو
محمد حسن مثل اینکه یادت رفته سر پدر بزرگتون کوروش سگ را یک زن ترکی سر برید.
تورک قزی
محمد حسن جان فکرکنم شما مامور ثبت احوالی هالا هی من بیام به تو و یا تو یه کتابی بنویسم بابام و جدم اهل کاناداست ولی در اصل اهل تبریزه و من این جا دارم زر اضافی می زنم توبایه باور کنی
ناشناس
شما که عید نو روزتون هم از زبان ترکی است.از اساتید فارس زبان یا اینتر نت بزنید اوغوز بایرامی در ایران به نو روذ بایرامی تبدیل شده
رضا
اين ادعاي پوچي مي باشد.
یاشاسین
من میجم عید کریسمس هم بدزدیم بذاریم دوققوز بایرامی.
علی
قابل توجه تمام هموطنان فارس و ترک:
جلال آل احمد در کتاب درخدمت و خیانت روشنفکران اعتراف میکند؛از جمعیت ۳۳ میلیونی ایران ۱۱ میلیون ترک زبانند(دهه ۴۰)گذشته، از اینکه ترکها کی بودند و از کجا آمدند به کنار ،و باید قبول کرد که زبان مردم و یک منطقه را نمیشه به این راحتی عوض کرد همچنان که الان با وجود رسانه مطبوعات مدرسه به زبان فارسی در ۱۰۰ اخیر تغییر در زبان منطقه صورت گرفته نشده و حکومت به جای محدودیت اقدام به تدریس زبان ترکی در آزربایجان می نمود از آن طریق می توانست به غنای قشر روشنفکر جامعه کمک شایانی می کرد که این مهم الان هم اتفاق نیافتاده است
محمد حسن
خب اين جمعيت يعني حدود 30درصد در حالي كه متعصبان ادعا مي كنند نزديك به 50درصد يا حتي بيش تر ترك ساكن ايران است.
علیزاد
ادعای جلال آل .. اعترافه یا ادعا؟
چطور زبان یک قاره رو میشه اسپانیولی کرد/ ۲۲ تا کشور عرب میشن ولی ترکی اینقدر داغونه که نمیشه توی کت کسی کرد؟
ناشناس
آقای علیزاد ببخشیدا ولی فکر کنم اسپانیاپولیا با کشت و کشتار زبانشون رو تو کت سرخپوستا کردن عرباهم همینطور
ببخشید آقا کلمه ای مغولی است و معادل فارسی ندارد
در ضمن اگر ترکی داغونه زبان یا همون لهجه خوتون که داغونتره چون فقط زبان رسمی 3 تا کشوه
ایران افغانستان تاجیکستان
علی
قابل توجه تمام هموطنان فارس و ترک:
جلال آل احمد در کتاب درخدمت و خیانت روشنفکران اعتراف میکند؛از جمعیت ۳۳ میلیونی ایران ۱۱ میلیون ترک زبانند(دهه ۴۰)گذشته، از اینکه ترکها کی بودند و از کجا آمدند به کنار ،و باید قبول کرد که زبان مردم و یک منطقه را نمیشه به این راحتی عوض کرد همچنان که الان با وجود رسانه مطبوعات مدرسه به زبان فارسی در ۱۰۰ اخیر تغییر در زبان منطقه صورت گرفته نشده و حکومت به جای محدودیت اقدام به تدریس زبان ترکی در آزربایجان می نمود از آن طریق می توانست به غنای قشر روشنفکر جامعه کمک شایانی می کرد که این مهم الان هم اتفاق نیافتاده است
ناشناس
جلال احمق خیلی حرف مفت داره.شاید جمعیت محله‌شون رو گفته.
ببین ترکی چقدر افتضاحه که عربی و اسپانیولی هرکدوم زبان دهها کشور شدند ولی ترکی ناتوانه!؟
محمد
من وقت نکردم همه پاسخ هارابخوانم ولی یک جواب کلی میدهم برای عزیزان ضدترک بریت فهرست دانشمندان وعالمان ایران رادربیاورید وببینیدچند تای اوناترک هست. (ملوی ازشاعران ترکهاست
علیزاد
کل دانشمندان ترک : ۱-علی جوان -۲-محسن هشترودی و دیگر هیچ!
ناشناس
من از سایت پارسسینه بابت این مقاله که حقانیت زبان ترکی رو به کسانی که به زبان ترکی توهین میکنند اثبات کرده و به دور از تعصب عمل کرده به عنوان یک ترک تشکر میکنم از سایت ملی کشورم پارسینه
علیزاد
وجود غیرت دارانی همچون سایت پارسینه و حاج ابراهیم کلانتر و کمالوند و...
باعث شده چند قبیله از آلتای مغولستان بیان در ایران هزار سال فلاکت بر سر کشور بیارند و نصفش را نابود کنند.
وحید
یاشاسین آذربایجان
وحید
هرکی نگه یاشاسین / ایشالا اششک اولسین
بهمن یوسفی
من خودم ترک سنی هستم از خوی من حرفای برادران ترکم رو قبول دارم ..همه ترکهای دنیا برادران ما میباشند یاشاسین اذربایجان، نه موتلو تورکوم دیینه
مهرزاد ازشيراز
من ايرانيم وترك قشقايي .افتخارمي كنم به اينكه ايراني هستم وبه خودمي بالم ازاينكه درفارس زندگي مي كنم وترك زبانم .ايران وايراني رادوست دارم .متعصب هستم به قوميتم ومعتقدم زبان دليلي براي تفرقه ماايراني هانمي تواندباشد.ماترك كرد لر بلوچ وعرب ايراني براي سلامتي ملت وكشورعزيزمان بايدازگزافه گويي نسبت به يكديگربپرهيزيم . ياحق پيروزباشيد
alper
فارسها گویا معتقدند که ادبیات فارسی قوی ترین ادبیات دنیاست؛ یا حداقل جزو قوی ترین هاست...حالا اگه ازشون بپرسی به چند تا زبون مسلطی؟ میگن همین فارسی!با ادبیات چه کشورها و چه زبان هایی آشنایی داری؟ میگن همین فارسی!این پدیده ها معتقدند فرهنگ و هنر تو خون پاک آریایی و نوادگان کوروشه و بقیۀ ملت ها همه گوسفندچرون و سوسمارخور و ... بودن و اگر هم الان یه چیزایی بارشونه به لطف همون عصر طلایی ایران باستانه!
alper
هر وقت شما توانستید اثری به زبان دری(فارسی) مربوط به قبل از قرن 4 در جغرافیایی کنونی ایران یا قبل از قرن 7 در استان فارس( مرکز هخامنشیان که مرکز زبان فارسی باید باشد) معرفی کردید بعد درباره حضور زبان تورکی در ایان بحث میکنیم. اما چه بسا اشعار دری در همان قرنها در افغانستان امروزی سروده میشدند.
پس زبان پهلوی جدا از زبان دری است، که بعدها از طریق حاکمان به ایران راه پیدا میکند و زبان قوم فارس در ایران میشود و بخاطر آن در ایران زبان فارسی شناخته میشود
علیزاد
نخستین شعر عروضی در مدح یعقوب لیث در قرن سوم سال ۲۵۱ هجری:
ای امیری که امیران جهان خاصه و عام / بنده و چاکر و سگبند و غلام
-------------------------------------------
کتیبه‌ی داریوش هخامنشی مربوط به ۲۵۰۰ سال پیش به پارسی باستان= پارسیگ
Ali
اصلا شما نگاه کنین که چقدر کلمات ترکی تو فارسی وجود داره کلمه قاچاق از کلمه قاچماق به معنای فرار کردنه یا امید وار در ترکی وار به معنای بهرهمند بودن است مانند: " توب ، تفنگ ، خمباره، قنداق، چخماق، ماشه، لول، میل، خان، گلنگدن، باروت، فشنگ، ساچمه، گلوله، بوکه ، قطار و ...." ترکی هستند . مثل بعزیا حرفهام بدون دلیل و منطق نیست و اگر فارسی کامل بود اینجوری ترکی واردش نمیشد و شاید امار های بابلا دروغ باشه ولی روی فارسی تاثیر داشته
سجاد
خوبه همه اصطلاحات جنگی و تفنگ است. به دلیل این که تفنگ در زمان صفویه از طریق عثمانی به ایران معرفی شد این اصطلاحات ترکی است . پس جو نگیرتت . طبق کتاب کتاب تورک دیلی نوشته پرفسور محرم ارگین 7000 واژه ترکی از زبان پارسی وارد شده .
علیزاد
هزار برابر واژه‌های ترکی- واژه های فارسی در ترکی وجود داره :

--------------------------
توپ،تفنگ هردو فارسی هستند از فعل تپیدن-تپاندن که تپانچه که از آن ساخته شد = توپ،توپنگ،توپان- توپنده
خمپاره = خم+پاره که هردو جزء واژهای معروف و قدیمی‌اند
پوکه = پوک =پوچ = خالی + ه که همگی فارسیند.
قطار = رشته شتر عربی است
گلوله و فشنگ و باروت و میل و لوله هیچکدام ترکی نیستند. اگر بود در فرهنگنامه‌های قدیم ترکی میآمد.
خان سغدی است.

بنابر حرف خودت پس ترکی از ناقص هم ناقصتره که ساختارش هم از فارسی و پهلوی برداشته شده:
یق = تنها پسوند صفت ساز در ترکی
ناشناس
ترک ایرانی نیست
ناشناس
زنده باد آذربایجان
گرگ سیاه
ببینم شما که پدرزبان فارسیتان رودکی است که در200الی سال بعد از اسلام بوده چه انتظاریه. قدمت زبان تورکیرو که نفیهمه.آره تو زمان حکومت سومری ها که قدیمی ترین تمدن دنیاست باید لوح های گلی که به ترکی نوشته شدو اسمشو گذاشتن گیل گمیش اگه مردی درجش
کن
علیزاد
۱- جنوب عراق چه ربطی به ترک و آلتای مغولستان داره؟
۲- لوح ترکی؟!! یک سایت معتبر(غیرترکی) بیار که تأییدت کنه
۳- قدیم‌ترین تمدن جهان سیلک کاشان ۱۰ هزارساله است
۴-خط ۵ هزارساله اختراع شده(خط هندسی جیرفت کرمان) قدیمیترین لوح به کدام ترکی نوشته شده؟
۵- اگر به اسم هم باشه گیلکها باید ادعا کنند نه توی اغوزی
۶- زبان همه‌ی بدویان پسوندیه مثل سیاهان هند / سیاهان استرالیا و سرخپوستان . این دلیل غارت تمدن عراق نمیشه
ایلیا
همون قبایل بدوی سرخپوست شعورشون از شما بیشتره
همون بدویان مغول در حمله به حکومت عباسیان از موشک استفاده کردن
همون قبایل بدوی سرخپوست اون زمانی که اجدادتون از قلابسنگ استفاده میکردن تفنگ بادی داشتند
در ضمن زبان سیاهان بدوی استرالیا پسوندی نیست
alper
دوست عزیزمان فقط اصطلاحات جنگی رو گفتن ولی میشه از هر بعد که بگین کلمات تورکی توی فارسی رو گفت.
مثل دوقلو، باتلاق، سنجاق، قشلاق ، کوچ، ییلاق، قاشق، بشقاب، آقا، دولمه، چکمه، اطو، اطاق، چالش، قشنگ، تخم....
این رو هم اشاره کنم هر کلمه ای که حرف ق داشته باشه صددرصد فارسی نیست. یا عربی یا تورکی هست.
علیزاد
پشقاب=پیشکاپ = پیش + کابای سکایی
آقا = هخا پارسی باستان = اخی عربی
اطو = etuvee روسی
اطاق = اتاق = وثاق عربی
قشنگ و تخم!! واژه‌های معروف و باستانی هم ترکی؟
لابد گوزل فارسیه؟!
حرف ق به سلیقه گذاشته شده : کند= قند / چاکو = چاقو
ادعای تو بنابر فرهنگنامه‌های قدیمی ترکی کاملا رد است.
ناشناس
آقای علیرضا فوق دکترای زبان شناسی از دانشگاه داریوش!!!!!! دارن به حرفش گوش کنید
ایلیا
آقا واژه ای مغولیه توی فرهنگنامه معین هم ذکر شده
اتاق از اتراق گرفته شده
فشنگ در قرن نوزده اختراع شد چجوری باستانیه؟
alper
آقای ناشناس تعریف شما از ایرانی چیه که میگین تورک ایرانی نیست؟؟؟؟؟
چرا این سایت اون حرفو وارد نظرات کرده؟
علیزاد
خاستگاه ترک ، آلتای مغولستان است. امروزه ترکها خطرناکترین دشمنان ایران چه از تجزیه‌طلبی و چه دشمنی دولتی(باکو-آنکارا) هستند.

در ایران هرکس ترک‌تر باشد تجزیه‌طلب‌تر هم هست.
ata
چرا متنی رو که من فرستادم چاپ نکردین ؟
پارسا
از نوشتار طنزی که گذاشتید بسیار سپاسگذارم.
اورهان التای
گوزلین- اروپاللار فارسلاری برک فیشکریپلار.
پیمان
تبریز باکی آنکارا
بیز هارا فارسلار هارا
ترجمه
تبریز و باکو و آنکارا
ما کجا و فارسها کجا؟؟؟؟
عزیزان ترک به خودمان باید افتخار کنیم و این فارسا ارزش بحث با مارو ندارن ولشون کنید به حال خودشان
یاشاسین
علیزاد
تکه اولی که خوردی خوب بود برای کسانی که خود را به خواب میزنند بویژه دولتی‌ها و استانهای ترک ندیده
------------------------------------------
تکه دوم منو یاد فیلمی ژاپنی انداخت که پیرزن گدا میگفت به نوه که ما باید افتخار کنیم که فقیر هستیم چون نگران پول نیستیم!
حالا اگه افتخار نکنی چه کنی؟
تغبعهف
یه نگاهی به خودت تو ایینه بکن اگه قیافت مثل مغولا یا نزدیکتر مثل ترکمن ها یا ازبک ها بود اون موقع قبول دارم از نسل اونایی. برو شعر شعرای تبریز همون موقع رو نگاه کن تا از کشتار مردم تبریز بدست ترکان اگاهی یابی وسنگ اونایی رو که کشتند و به نوامیس مردم رحم نکرند رو به سینه نزنی
علیزاد
به قول آلمانی‌ها «هرچی بوی مدفوع بده و شکل مدفوع باشه حتما مدفوعه»
در ترکیه هم بسیاری پوماکهای بلغار+لازها+چرکسها+اوبیخها و آدیغی‌ها و...
با گذشته معلوم و متفاوت الآن فرهنگ توحش را آموخته و به عنوان ترک به جرم و جنایت مشغولند.
هرچه بودند رفتار و کردارشان ترکی است.
مهدی
خدا کور کنه کسانی که چشم ندارند ترکها راببینند آن کسانی که به ترکها بد می گویند بروند تاریخ را بخوانند دردوران دفاع مقدس این ترکها بودند که ایران را نگه داشتند ما خط شکن بودیم
علیزاد
در دفاع مقدس ، کمترین شهید را تبریز و بیشترین شهید را نجف‌آباد اصفهان داد.
amir
یاشاسین تورک‌لر و تورک دیلی ، یاشاسین آذربایجان ♥♥♥
ناشناس
هرکی نگه یاشاسین / ایشالا ایششک اولسین
alper
آقای تغبعهف
مگر تورک بودن به چشم بادامی و کم ریش بودن صورت هست؟؟ آنوقت اون دری(فارس) زبانهای افغانستان و تاجیکستان که شبیه همون مغولها و و تورکمن ها هستند حسابشون چی میشه؟؟؟ لطفا بدون تعقل و دور از منطق حرف نزنید. ما ترک هستیم و سنگ کسی رو سینه نمیزنیم. قرار نیست با تورکیه ای ها دشمنی کنیم بخاطر اشتباه آب و اجدادمان. همین هم زیانهای خودتان از افغاستان به رهبری محمود افغان چه جنایتها کردن تو اصفهان؟ پس چرا اونارو انکار نمیکنید و از کشور خارج نمیکنید؟؟ یا همین رضاخان وحشی تو سال 1324 چه جنایتها تو آذربایجان کرد؟ حالا ما باید بخاطر توحش رضاخان از همه فارسها متنفر باشیم؟؟
ناشناس
کتاب تاریخت رو چندبار دیگر بخوان.
محمود افغان رفتار خوبی با ایرانیان داشت و در محاصره صفویان ایرانیان به او کمک کردند.
در افغانستان فقط هزاره‌ها چشم‌بادامی‌اند که از نسل مغولهای ایرانی شده‌اند. آنها شرافت یافتند ولی زیردستان ترکشان هرگز.
شما ذاتتان تنفرساز است نگاه به نوشته‌های امیرعلیشیرنوایی در ۴۰۰ سال پیش بنداز- اقدامات ترکیه در دفاع از داعش و کشتار ارامنه و اکراد وجه اشتراک شماست.
مونا
رضا خان 1323 در گذشت حکومتش در 1320 پایان یافت
ایلیا
سوزاندن کتابها و گرم کردن گرمخانه ها رفتار خوبی بوده؟
ذات خودتون چیه؟
علی
من خودم ترکم خواهشا با هم دعوا نکنید همه این حرف ها به خاطر عدم مطالعه هست دوستان همه ایرانیها با هر زبانی از یک نژاد هستند اینو میتونید بین دوستان و اطرافیانتون با قومیت های مختلف ببینید به نظر شما قیافه یک آذری بیشتر شبیه به یک شمالی یا یک کرد یا مشهدی یا اصفهانی هست تا به یک چینی یا آفریقایی
سعید
قابل توجه فارس ها:
*دیوارا درماشدیم*
هر معادل فارسیشو پیدا کردین با ما ترکا بپرین
یاشا آذربایجان
ناشناس
ما نه بال مثل شما داریم بپریم و نه شاخک و ۶ پای شما را
راستی در ترکی دیوار هم معادل نداره
ترك اصيل
ياشا....قابل توجه قوم محترم پارس؛اگه فقط چندتا فعل تركي ازلهجتون برداشته بشه دست به عصا ميشيد...باتشكر
ایلیا
دیوار خودش ترکیه معادل ترکی نداره؟
عین اینه که بگیم دراز آویز زینتی معادل فارسی نداره
درسته شما هنوز کرمید هر وقت رفتید تو پیله و دگردیسی پیدا کردید بیاین با هم راجع به لهجتون صحبت کنیم
ایرانی
مطلب رو معلومه از سایت های پانترکی رونوشت برداشتید . زبان فارسی برای همه واژگان مغولی(ترکی) معادل دارد .
reza
نظر دانشمندان غربی در مورد زبان اذری مغرضانه است چون مثلا دانشمندان روسی که بیشتر سرزمینشان درگذشته و حال ترک نشین بوده و هم چنین با ترکان عثمانی و تاتارها وترکان قفقاز در حال نبرد بودهاند نوشته هایشان به نفع ریشه ایرانی ادر بایجان بوده است چون از سوی انها احساس خطر نمی کرده اند و تا حدودی هم خانواده هستند در مورد داشمندان اروپایی نیز نبرد با ترکان مزید علت بوده
ناشناس
حالا چهارتا ترک در ایران چه فرقی به حال روسیه و اروپا میکنه؟
ببین بخاطر من یا پسر همسایمون اینطور نگفتند؟
محم
باسلام وخسته نباشید به اقایونی که ترکی روبی ارزش میدونن بگم فارسی چیه تومیتونی با ترکی درهفتادو کشور راحت باشی اما با فارسی هیچی نیستی اینم بگم فردوسی همون کسی بود که باسهترکا چاپلوسی میکرد یاشاسین پوتین ترک میلتی
ناشناس
فارسی یکی از ۴ زبان کلاسیک جهان و دارای غنی‌ترین ادبیات جهانی و زبانی لطیف و آهنگین و منعطف است.
ترکی تبریز را در ترکیه نمی‌توان بکار برد همچنانکه ازبکی را در ایران و ...
با فارسی روی پای خود می‌ایستی و میشی دکتر رضا رئیس ناسا / دکتر سمیعی بزرگترین جراح مغز جهان و البته موفقترین اقلیت آمریکا پس از یهودیان

فردوسی لابد با بیت :
کسی را ز ترکان نباشد خرد/ کز اندیشه‌ی خود رامش برد
چاپلوسی میکرد؟
محم
باسلام وخسته نباشید به اقایونی که ترکی روبی ارزش میدونن بگم فارسی چیه تومیتونی با ترکی درهفتادو کشور راحت باشی اما با فارسی هیچی نیستی اینم بگم فردوسی همون کسی بود که باسهترکا چاپلوسی میکرد یاشاسین پوتین ترک میلتی
اتابک
قابل توجه کسانی که میگویند دده قورقود داستان چوپانان است خب فردوسی هو دهقان ودهقانزاده بود پس شاهنامه هم داستان دهقانان است به علاوه اریایی هایی که به ایران امدندهم دامدار وکوچنشین بودند دوستی گفته بود که ترکی خط نداره پس نوشتههایی که در ترکستان مربوط به ده هزار ساله چیه یکی دیگه گفته بود ترکی زبان نیازهای روزمره است خب اریایی ها هم درابتدا دامداربودندپس زبان انها هم زبان دامداری وساده بوده
ناشناس
دهقان یعنی خرده‌مالک ، زمیندار روستا و از لحاظ معنا ایرانی اصیل
۲- آریاییان از ایران رفتند نه به ایران آمدند
۳- خط ۵ هزارساله اختراع شده ۱۰ هزار سال رو از کجا یافتی؟
۴- آریاییان در زمان غارتگری ترکها ، دانشگاه گندی شاپور داشتند.
پیشینه‌ی دانش آریاییان را از روایت ۳ مغ مسیحیان ببین.
ناشناس
دانشگاه گندی شاپور!!!!! بابا عجب تخیلاتی
این ساسانیان به زبان محاوره ای خودشون هم اهمیتی نمیدادن و تازه خطی هم نداشتن و از خط سامی استفاده میکردن برای کارهای اداریشون هیچ آثاری هم ندارن خوشبختانه و تمام آثار فارسی بعد از قرن چهارم هجریه جهت اطلاعت
چقدر شماها اعتماد به سقف دارین و پررو هستین
ایلیا
آریاییان از ایران رفتند؟
اگه کسی اندازه کلاس چهارم سواد داشته باشه میدونه اریاییها به ایران آمدند
برو کتاب مطالعات اجتماعی چهارم دبستان رو بخون شیرفهم شی
Uygur
سلام!
خدمت همه کسانی که به زبان جهانی ترکی توهین کردند عرض بدارم که در طول تاریخ بالای تمام آسیا ترکان حکومت کردند و صد ها اثر علمی وتاریخی را بر جا گذاشتند مثلا دیوان لغات الترک که نویسنده اش محمود کاشغری است هزار سال پیش نوطته شده بود در حدود بیست و پنج هزار سال پیش گذشته گان ترکان از طریق آلاسکا به قاره امریکا رفته بودند. بزرکترین جهانگشا ها از همین قوم به میان آمده است که چنگیز خان ٫امیر تیمور و آتیلا مثال های مرغوب آن است .
در قسمت شاهنامه فردوسی عرض بدارم که آن شاهنامه همه اش خیال های جناب فردوسی بوده و حماسه هشتاد در صد دروغ میباشد
خودم منحیث یک ترک همیشه در مورد ملت ام مطالعه داشته ام. در این میان از مطالعه تاریخ زبان فارسی و فارسی زبان ها غافل نیستم ولی من حق ندارم تا به فارسی و فارسی زبانان توهین کنم
ناشناس
افتخار به چنگیز و تیمور و آتیلای فرزندخوار بزرگترین افتخار شماست.
شاهنامه‌ی فردوسی را متخصصین میشناسند نه توی متعصب مغرض و بیسواد.
کتاب کاشغری یک لغتنامه ساده ترکی-عربی است.
اولا چطور ثابت میکنی که سرخپوستها ترک بودند؟
ثانیا یک دانشمند یا یک شخصیت جهانی از سرخپوستان بگو
ata turk
جایگاه زبان ترکی و بررسی آن در مقایسه با سایر زبانها

کلیه ی اطلاعات زیراز موسسه ی ائی. ام. تی و آ. ام. تی که در اروپا و آمریکا واقع شده و تحت مدیریت برجسته ترین زبان شناسان اداره می شود، گرفته شده است و همه ساله گزارشهای زیادی را درباره ی زبانها منتشر می کنند و کلیه ی استانداردهای زبان شناسی از این ادارات که دولتی هستند،اعلام می شود. به اطلاعات استخراجی از این موسسات توجه کنید:
- 19% کلمات انگلیسی از زبان ترکی گرفته شده است.
- 92% کلمات فارسی از عربی و ترکی گرفته شده و مابقی بدون هیچ فرمولی تولید شده اند.
- 2% کلمات ترکی از ایتالیایی، فرانسوی و انگلیسی گرفته شده است.
- در هیچ یک از زبانهای بین المللی لغتی از زبان فارسی وجود ندارد.
- 39% کلمات ایتالیایی، 17% کلمات آلمانی و 9% کلمات فرانسوی از زبان ترکی گرفته شده است.
- 100% کلمات ترکی ریشه ی اصلی دارند.
- 100% کلمات انگلیسی، آلمانی ، فرانسوی و ترکی دارای عمق ریخت شناسی هستند.
- 83% کلمات انگلیسی ریشه ی اصلی دارند.
- جملات ترکی 2% ابهام جمله ای ایجاد می کنند.(یعنی اگر یک خارجی زبان ترکی را از روی کتاب یاد بگیرد، پس از ورود به یک کشور ترک زبان مشکلی نخواهد داشت.)
- جملات انگلیسی نیم درصد و جملات فرانسوی تقریبا 1% ابهام تولید می کنند.
- جملات فارسی 67% ابهام تولید می کنند.(یعنی یک خارجی که فارسی را یاد گرفته، به سختی می تواند در ایران صحبت کرده و یا جملات فارسی را درک کند مگر آنکه مدت زیادی در همان جامعه مانده و به صورت تجربی یاد بگیرد ) که این برای یک زبان ضعف نسبتا بزرگی است.
- جملات عربی 8 تا 9% ابهام تولید می کنند.
- معکوس پذیری(ترجمه ی کامپیوتری) کلیه ی زبانها به جز زبانهای عربی و فارسی امکان پذیر بوده و برای عربی خطای موردی 45% و برای فارسی 100% است. یعنی زبان فارسی را نمی توان با فرمولهای زبان شناسی به زبان دیگری تبدیل کرد.

زبان ترکی را شاهکار زبان معرفی کرده اند که برای ساخت آن از فرمولهای بسیار پیچیده ای استفاده شده است. هم اینک زبان ترکی در بیشتر پروژه های بین المللی جا باز کرده است. به مطالب زیر که برگرفته از مجله ی New science چاپ آمریکا و مجله ی International Languages
چاپ آلمان است، توجه نمایید:
- کلیه ی ماهواره های هواشناسی و نظامی اطلاعات خود را به زبانهای انگلیسی، فرانسوی و ترکی به پایگاههای زمینی ارسال می کنند.
- پیچیده ترین سیستم عامل کامپیوتری os2/8 و معمولی ترین windows زبان ترکی را به عنوان استاندارد پایه ی فنوتیکی قرار داده اند.
- کلیه ی اطلاعات ارسالی از رادارهای جهان به 3 زبان انگلیسی، فرانسوی و ترکی علایم پخش می کنند.
- کلیه ی سیسستم های ایونیکی و الکترونیکی هواپیماهای تجاری از سال 1996 به 3 زبان انگلیسی، فرانسوی و ترکی در کارخانه ی بوئینگ آمریکا مجهز می شوند.
- کلیه ی سیستم ها و سامانه های جنگنده ی قرن 21 "جی- اس- اف" که به تعداد هفت هزار فروند در حال تولید است، به 2 زبان انگلیسی و ترکی طراحی شده اند.

همه ی این مطالب نشان دهنده ی استاندارد بودن و بین المللی شدن و اهمیت ژئوپولیتیکی زبان ترکی است. متاسفانه زبان رسمی ما(فارسی) از هیچ قاعده ی فنولوجیکال نیز پیروی نمی کند و دارای ساختار تک دینامیکی است. اما زبان ترکی با در نظر گرفتن تمام وجوه به عنوان سومین زبان زنده ی دنیا شناخته شده است، طی یک دستورالعمل اجرایی در تاریخ مه 1992 رسما از طریق همین موسسات به سازمان بین المللی یونسکو اعلام شده که زبان ترکی در کلیه ی دانشگاهها و دبیرستانهای اروپا و آمریکا جزو درسهای رسمی شود و این مسئله هم اکنون در کلیه ی دانشگاههای اروپا و دانشگاههای مطرح آمریکا اجرا شده و دومین زبانی است که در حال تهیه ی تافل مهندسی دانشگاهی برای آن هستند. اما زبان فارسی رتبه ی 261 را به خود اختصاص داده است آن هم نه به عنوان زبان، بلکه به عنوان لهجه که این زبان را با ساختاری که بتوان جمله سازی مفهومی ایجاد کند، شناخته اندو و اگر روی این مسئله کار جدی نشود، در یادگیری مثلا زبان انگلیسی، ترکی یا فرانسوی مشکل عمده ای ایجاد کرده و می کند و می بینیم که فارسی زبانان برای یادگیری زبان انگلیسی با مشکل عمده ای مواجه هستند، ولی ترک زبانان با مشکل یادگیری و تلفظ مواجه نیستند. این مسئله به رفتارهای مغز انسان برمی گردد که خود دارای بحثهای دامنه داری است و اینکه بسیاری از جملات فارسی بر اساس عادت شکل گرفته اند نه براساس فرمول ساخت و با این وضعیت فرمول پذیری آن امکان ندارد. حال با توجه به اطلاعات فوق می توان فهمید یه چرا باید :

.پارسی را بعنوان 33مین گویش زبان عربی پاس بداریم و تورکی را بعنوان سومین زبان قانونمند و توانمند دنیا ترک کنیم!. 1

2. پارسی را با 60 میلیون متکلم پاس بداریم و ترکی را با 360 میلیون متکلم ترک بکنیم!

3.پارسی را با 2500 سال قدمت پاس بداریم و ترکی را با 7200 سال قدمت ترک بکنیم!

4.پارسی را با 4000 وا‍‍‍ژه ی اصیل پاس بداریم و ترکی را با 100000 واژه ی اصیل ترک بکنیم!

5.پارسی را با 600فعل اصلی پاس بداریم و ترکی را با 3500 فعل اصلی ترک بکنیم!

6.پارسی را با0 350 فعل غیر اصلی پاس بداریم و ترکی را با 24000 فعل غیر اصلی ترک بکنیم!

7.پارسی را با 11 زمان فعلی پاس بداریم و ترکی را با 46 زمان فعلی ترک بکنیم!

8.پارسی را که 7% از کلماتش ریشه دارند پاس بداریم ترکی را که 100% از کلماتش ریشه دارند ترک بکنیم!

10.پارسی را با 6 آوا پاس داریم و ترکی را با 9 آوا (کاملترین آوای خلقت)ترک بکنیم!

11.پارسی را بعنوان ربان محلی پاس بداریم و ترکی را بعنوان زبان بین المللی ترک بکنیم!

12.!پارسی را بعنوان گلچینی از زبانهای دیگر پاس بداریم و ترکی را بعنوان شاهکار زبان و ادبیات بشری ترک بکنیم

13.پارسی را بخاطر عدم کارایی کامپیوتری پاس بداریم و ترکی را بعنوان استاندارد پایه فونتیکی ویندوز ترک !بکنیم

14. پارسی را بعنوان زبان شعر پاس بداریم و ترکی را بعنوان زبان استاندارد ارسال دیتای رادارهای جهان ترک !بکنیم

15.پارسی زبان رسمی افغانستان و تاجیکستان را پاس بداریم و ترکی زبان استاندارد یونسکو در اروپا و آمریکا را ترک !بکنیم

16.پارسی را با 97000 عنوان کتاب در دنیا پاس بداریم و ترکی را با 450000 عنوان کتاب در دنیا ترک بکنیم!

17.پارسی را که هرگز خط نگارش نداشته پاس بداریم و ترکی صاحب اولین دومین و سومین خط بشری ترک !بکنیم

18. پارسی با 3 درجه صفت را پاس بداریم و را ترکی با 5 درجه صفت را ترک بکنیم!

19.پارسی را با شاهنامه ای افسانه ای پاس بداریم و ترکی را با حماسه دده قورقود ترک بکنیم!

20.پارسی عاری از قوانین آوایی را پاس بداریم و ترکی با وقانین ملودیک بین اصوات و حروف را ترک بکنیم!
خوابگزار
خوابی که دیدی نشان از روانپریشی داره. تعبیرش اینه که اگر در اولین فرصت به روانپزشک مراجعه نکنی باید با زنجیر در تیمارستان ببندنت
(دانش‌آموخته‌ی زبان‌شناسی ارشد علوم تحقیقات تهران)
اولا این متن که همه جا تبلیغ میشود نژادپرستانه ترین متنی است که در قرن 21 میتوان دید. فقط نژادپرستها زبانها را ارزش گذاری میکنند.
دوما زبان ترکی یک زبان مرده است و مدتهاست به صورت زبانهای مختلفی متحول شده است : مثل ترکی آذربایجانی و استانبولی و ...
سوما یونسکو نژادپرست نیست که زبانها را ارزش گذاری کند.
چهارما یونسکو بیکار نیست راجع به زبان ترکی و یا هر زبان مرده و زنده ی دیگری بیانیه بنویسد.
پنجما یونسکو متولی زبانشاسی دنیا نیست.
ششما به کوری چشم همه پانترکهای دنیا تنها زبان کلاسیک دنیا زبان فارسی است و روز به روز بر اهمیت آن افزوده میشود.
هفتما من فارس نیستم.ترک هم نیستم.
هشتما لطفا جمله " زبان ترکی سومین زبان زنده دنیاست " را ترجمه کنید ما هم بفهمیم. سومین زبان از چه لحاظ ؟
امیر از مشهد
وهم ترکی باز.بابا شما خسته نمیشید؟با چه زبونی بگیم مردم ترکیه نژاد \رستند و فقط به خاطر تجزیه طلبیه واسه مقاصد امریکا واسراییله میگن ترک.وگر نه از نژاد ما ایرانیا مثل عربا متنفرن حالا میخواد هر قومی باشه.نمونش مردم کردستان ترکیه است که چقدر ازارشون میدن.دیوانه
امید غلام زاده
عشق فقط تورک اوغلی یاشاسین آذربایجان
ایرانی
ترکینه این مطلب جعلی و پانترکی رو از روی سایتت بردار
ناشناس
چه چرندیاتی.
خجالت داره واقعا یه عده واسه اسم در کردن حاضرن. هر توهین و دروغی رو بنویسن...
اسی
جهل-بیسوادی-عقده-سلطه جویی-زیاده خواهی-تهاجم و........با عث بروز این بحثها میشود-کمی به اطراف خود بنگرید-نتیجه این بحثها کیست -خدا باور وجهان وطن باشیم !
تبریزی
متاسفم برای اون دسته از اذریهای که همه اثار و نوشته های برجا مانده از گذشته,ایرانیرتبار بودن ما رو ثابت می کنه و اونا هنوز دست بردار نیستن.با دروغ و جعل تاریخ نمیشه,فرهنگ ساخت,زبان ترکی که ما باهاش صحبت می کنیم یک زبان بیگانه است,ما مردم اذربایجان,پهلوی زبان بوده ایم,اگر ما ترک تبار بودیم,چرا همه اثار شاعران قدیم اذربایجان به زبان فارسی است,چرا هیچ مورخی از ترک زبان بودن مردم اذربایجان چیزی ننوشته,کمی منطقی باشید,یاساشین اذربایجان و ایران اریایی
کرد
با سلام به همه آخر همه حرفها انسان بودن مهمه برای خدا فرقی نمی کنه کرد ترک یا فارسی برای چیز های الکی به خودتون فشار نیارید
علیزاد
امیرعلیشیرنوایی(مقایسة اللغتین)
نزدیک به ۵۰۰ سال پیش آخرین وزیر مغولان-امیرعلیشیرنوایی- به خیال خود خواست با نوشتن کتابچه‌ای - به نام مقایسة اللغتین- فارسی را کوچک نشان دهد و ترکی را بزرگ جلوه دهد. در آن زمان نه حکومت فارسی‌زبانی وجود داشت و نه کسی معنی وطن و وطنپرستی را می‌دانست که بهانه‌ای امروزین برای دشمنی با زبان فارسی بشود. بنابراین تنها دلیل نوایی احساس حقارت بخاطر ناچیز بودن ترکی در مقابل عظمت زبان فارسی بود.
به قول سعدی : مگسی کجا تواند که برافکند عقابی؟
امروزه هیچ زبانشناسی استدلال نوایی را علمی نمی‌داند ولی راه او برای هم‌قبیله‌های او هنوز پررهرو است.
تنها دلیل او این بود که صد واژه را آورده که در فارسی برابر ندارد!
یکم: در برابر هر یک واژه‌ای که آورده می‌توان صد واژه‌ی فارسی آورد که در ترکی برابر نداشته باشد همچون: یا ، و ، که ، برای ، درود ، شهر ، خیابان ، کوچه ، پنجره ، نماز ، فرهنگ ، هوش ، دین ، آدم ، خرد ،داستان ، پرداختن ، پژوهیدن ، خریدن، برخاستن،داشتن و …

دوم: لغات یک روستایی با یک شهری همزبان یکی نیستند. چه بسیار واژه‌های وابسته به کشاورزی و دامداری و طبیعت که یک شهری برایشان مفهومی ندارد و چه بسیار واژه‌ها وابسته به زندگی شهری که یک روستایی مفهومی برایش ندارد.
همچنین حتی فرهنگنامه‌ها هم واژه‌ها را حدودی معنی می‌کنند چراکه آری فارسی دقیقا همان نعم عربی نیست

سوم : کسی که دو فرزند دارد به این معنی نیست که از کسی که ده فرزند دارد ضعیف‌تر است.چنانچه می‌بینیم بسیار افراد ضعیف‌بنیه بسیار فرزند دارند و قوی‌ترین مردان جهان بیش از ۲-۳ تا ندارند.
بنابراین شمار واژه‌های یک زبان نیاز کاربران آن زبان را نشان می‌دهد که اگر منزوی بوده باشند واژه‌های خالص‌تری خواهند داشت مگر اینکه دستی (غیرطبیعی) با فرهنگستان و … بخواهند واژه‌سازی کنند.

چهارم : واژه‌ی هرکسی درد خودش را درمان می‌کند. ۳ هزار واژه برای شتر در عربی به درد خود عرب می‌خورده آن هم نه امروزی بلکه عرب بادیه
اگر در ترکی چند نوع درد وجود دارد نشان از دردمندی این قبایل می‌دهد. اگر چند نوع جنایت وجود دارد نشان از جنایتکاری و …

پنجم : متخصص نبودن نویسنده و نداشتن صلاحیت در رشته‌ای که سر از آن درنمی‌آورد دلیل یاوه‌گویی وی بوده است چنانکه هم‌اکنون نیز هم‌قبیله‌های ایشان را می‌بینیم که بی‌آنکه سررشته‌ای در زبانشناسی یا مردمشناسی یا تاریخ داشته باشند برای خود سخن‌پراکنی می‌کنند:
جواد هیئت پزشک / تقی زهتابی دکترای ادبیات از ترکیه! و مأمور صدام / صادق نایبی لیسانس ایکس‌وایگرگ‌بازی /و دیگر پانترکیست‌های دست‌فروش و رفتگر و قالیباف و عرق‌فروش و...
ناشناس
آدم کلمه ای عربیست
کوچه کلمه ترکیست پهلوی آن کوی میباشد
علیزاد
غلو کردن وجود واژه‌های ترکی در زبان فارسی
فرهنگنامه‌ی‌ معین ۱۰۰ هزار واژه دارد که از آن ۱۲۰۰ واژه‌اش را ترکی دانسته یعنی یک و دو دهم درصد. حال این حدود یک درصد ترکی را پانترکیست‌‌ها گاه به ۱۰ برابر و گاه به ۵۰ برابر بزرگ می‌کنند درحالیکه همین ۱درصد هم بیشترشان بدست نویسندگاه ترک در متون فارسی به کار رفته است که امثال معین آن را ضبط کرده‌اند و هیچ کاربردی در فارسی عموما نداشته است.
از میان گروهی از این یک درصد هم که همگانی شده‌اند موقتاً در زمان قجرها و صفویان بوده و امروزه هیچ کاربرد دیگر ندارند.
بسیاری از این واژه‌ها هم اصلاً ترکی نیستند و بدون بررسی و از روی حدس و گمان ترکی دانسته‌ شده‌اند.
از این میان فقط کمتر از ۷۰ واژه را می‌توان یافت که هنوز ( آن هم نه هر فارسی‌زبانی بلکه در لهجه‌ی تهرانی که معیار رسانه‌هاست )هنوز کمابیش زنده‌اند. که اگر بخواهیم نسبت به کل واژه‌های فارسی بسنجیم یک هزارم هم نمی‌شوند.
از سویی اگر بخواهیم واژه‌های فارسی که در ترکی رایج هستند را بسنجیم هزار برابر خواهد بود.
گفتنی است نفوذ بیشمار واژه‌های فارسی منحصر به ایران هم نمی‌شود بلکه در قفقاز-ترکیه و ازبکستان هم وضع به همین منوال است.
علیزاد
واژه‌های مسروقه:
واژه‌هایی هستند که ترکی نیستند ولی دوستان از ناآگاهی آنها را پیشکش کرده و دشمنان از نادانی و دشمنی آنها را دزیده‌اند:
1. آش( واژه‌ی سنسکریت که فقط ۴ هزار سال پیشینه در ایران دارد یعنی ۲۵۰۰ سال پیش از وجود ترکها)
2. اتاق(اتاق از وثاق عربی است نه ترکی اگر بخواهیم به ترکی ترجمه کنیم :علفی= اوت+اق)
3. اتو (واژه‌ی روسی اتو را به خیال اینکه چون شبیه «بشین» در ترکی است، ترکی می‌نامند!)
4. بشقاب(پیشکاب در افغانستان ← پیش‌کابا : فارسی + سکایی/ واژه‌ی پیش‌دستی هم از همین الگو ساخته شده)
5. بیگ(بیگ،بک ، بویوک دگریده‌ی بگ از بغ که در پهلوی به معنی بزرگ بود و در نام بغداد بکار رفته)
6. تک (= فرد،تنها،دگریده‌ی تاک که معربش طاق است در قمار ، در برابر جفت: باباطاهر:به طاق جفت ابروی تو سوگند. که همجفت غمم تا از تو طاقم/سنایی:من نخواهم جفت را از جفت بگذر طاق زن/سعدی:تو گرو بردی اگر جفت و اگر طاق آید)
7. توپ(توپ ریشه‌ی توپیدن دگریده‌ی تپیدن و همخانواده‌ی توپان،توپنده که به سان طوفان و طوفنده می‌نویسند. این مفهوم هم بر گوی معنادار است بخاطر پرتاب شدنش و هم توپ جنگی برای پرتاب کردنش)
8. چاقو ( چاقو دگریده‌ی چاکو : چاک‌دهنده که در هند هنوز بکار می‌رود همانند شکمو،دماغو و...)
9. دول (= دلو معرب از دول پهلوی)
10. سوغات (= سوق + ات =بازار عربی از سوک پهلوی/چنین ساختاری در واژه‌سازی ترکی بی‌معناست)
11. قاپیدن (قاپیدن : دگریده‌ی کپیدن که شاعرانی همچون عنصری هم به همین معنا بکار برده‌اند)
12. قاشق( قاشق معرب کاوچک از کفچک. پیوندی با قاش(ابرو)ترکی برایش نیافتم )
13. قاطر (= استر برگرفته از کرتر سغدی)
14. قالی(برخی ترک‌گرایان آن را قالین و ترکی می‌دانند درحالیکه در ترکی قالین یعنی مانده! نوایی قومگرا نیز این واژه را ترکی و برابر با قالی‌چه دانسته! در استان پارس نزدیک به جهرم شهری است به نام غالینی که از دیر باز مردم آن بوب می‌بافته‌اند، گمان می‌رود که غالی و غالین هر دو پیوندی با نام این شهر داشته باشند، معین آن را برگرفته از گالیگولا می‌داند که امپراتور خون‌خوار روم بوده است(برهان قاطع:شادوَرد، غالی)
15. قوتی(=قوطی،قوتو : برگرفته از کیوُت پهلوی)
16. قوچ (همان غوچ پهلوی است که پهلوی‌نخواندگان به ترکی پیشکش کرده‌اند)

خوب است بدانید که این موجودات عقده‌ای دزدیدن واژه‌های فارسی اشتهایشان را بیشتر کرده و دیده می‌شود که در وبلاگها و پی‌دی‌اف‌هایی که در اینترنت می‌پراکنند حتی به واژه‌های عربی و اروپایی و تبری هم دستبرد می‌زنند.
مثلاً دیده شده عاشق عربی را آشیق/قطار عربی را قاتار / قلعه عربی را قالا / کیجا تبری را با ۷۷ هزار سال پیشینه از قیز ترکی ۱۵۰۰ ساله / سویم : شنای انگلیسی را چون آغازش با sw است را به سو(آب)ترکی تعبیر کرده و دنبالش را سرهم بندی کرده و ترکی می‌نامند!
و حتی واژه‌هایی را از کجایشان درآورده و به زبان سومریان جنوب عراق نسبت داده و یک تیرو دو نشان می‌زنند مثلاً حالین یاخچی دی را می‌گویند شبیه جمله هالون یاخچو دو از سومری! است!! حال در کدام سند چنین واژگانی آمده که شبیه به ترکی باشد یا نباشد باید در تخیلات ایشان جست.
علیزاد
واژ‌ه‌های دخیل
جامی:زشت باشد که عیب خودپوشی. واندر افشای دیگران کوشی

این واژه‌ها را در ترکی از زبان‌های گوناگون اگر از زبانهای در دسترس باشند(مثل فارسی،عربی،پهلوی،مغولی،چینی،ارمنی،آشوری،روسی،یونانی و...) با کمی پژوهش می‌توان پیدایشان کرد ولی اگر از زبانهای دور از دسترس همچون تورانی‌ها(سکایی،سغدی،تخاری و...)یا بومیان سرزمین‌های غصب‌شده (مادی،آذری،لازی،هیتی،هوری و...)باشند، نمی‌توان از ترکی بازشناسی‌شان کرد. به هرروی نمونه‌ای از بازشناخته‌ها به فهرست زیرند:

واژه‌های دخیل‌های در ترکی ۲ گونه‌اند:
۱-واژه‌های دخیل پنهان در ترکی که دگرگون شده‌اند یا واژه‌ی مبدأ فراموش شده‌است که از نمونه

آجی(= تلخ : برگرفته از اجاج عربی که در قرآن بکاررفته است)
آروات (=زن:عورت عربی است که جواد هیئت پانترکیست‌ معروف هم به آن اعتراف کرد)
اخوماق (=خواندن : اخون=خوان+ماق : افزودن الف به آغاز واژه در فریدون:افریدون/رومیه:ارومیه/روسی:ارسی)
اروج: ا+روج= روزه (ویژگی‌ای از ترکی است که ترکی‌زبان را از تلفظ صامت ابتدای واژه ناتوان می‌کند)
اَسین: نسیم!(تلفظ بیسوادی)
امیک : مک (بن مکیدن که در فارسی محاوره برخی «میک زدن» را بکار می‌برند)
اوت ( =آتش :آذر،آدر در فارسی ، آتور در پهلوی ، آتر در اوستایی،آدری در سنسکریت،آگر در کردی)
اوچون: همان «چون»فارسی است که یک پیشوند او افزوده شده برای گفتن «بخاطره» بکار می‌رود که همین چون را می‌رساند
اوغول-اوغولان: قلی-غلی مخفف غلام از عربی
ایس(له‌مک؟): خیس
ایسباناق: اسفناج
اینام-اینان: ایمان (تلفظ بیسوادی) از عربی
اینجی‌مک: رنجیدن
باجا : (= روزنه،دریچه از پاچنگ فارسی)
باش ( =سر : برگرفته از بوآش پهلوی که بمعنی نوک ، بالای سر بوده)
باغیشله(= بخشش اله : همانند دیگر افعال مشتق و مرکب ترکی چندریشه‌ای‌است)
باها (گران) : بهاء( آذری)=قیمت
بویوک (= بزرگ: برگرفته‌ از بیگ ، بک ، بگ که از بغ پهلوی گرفته شده که در بغداد هم بکاررفته)
پامبوق : پنبه
پیس (= بد : همان بئس عربی است که تفاوت تلفظی اندک ولی با همان معنا)
تانماق(= دان‌ماق ← تانیسان = دانی‌سان= دانی تو؟ = بلد بودن ، شناختن)
تر له‌مک: تر کردن= عرق کردن
تِز: تیز (برای زود هم بکار می‌رود چنانکه در فارسی عامیانه می‌گویند تیز رفتن)
تزه : تازه
توپراق/تورپاق: تراب عربی
توممان: تنبان
جیر : از جَر فارسی که در گذشته بمعنی شکاف – شکاف زمین بکار می‌رفته
جوت : جفت
چنه : چانه
دُر(= دار : تلفظ ماوراءالنهری آ که تبدیل به ضمه می‌شود در واژه‌های بایندر،قلدر،بهادر و...)
دَرمک: درو+ مک= چیدن!
دنه: دانه(در شمارش بیر دنه / ایکی دنه و … بسیار شنیده می‌شود)
دوز(=درست : که نخست ت را انداخته و سپس س را به ز دگرانده و ۲ ضمه را اوی زوزه‌ای کرده‌اند)
ساباه (=فردا از سبا سنسکریت که در گویش‌های بوشهری و گزی و … با فتحه یا کسره بکار می‌رود)
سیک ( در مازندران چیک ، در پهلوی و کردی چوک )
عومور: عمر عربی
قالا: قلعه عربی
قایدا: قاعده عربی
قلی: مخفف غلام عربی
قیدا : غذا عربی
قیر : قِر ( قر ریختن و قر آمدن و...)
قیفیل: قفل عربی
کاتان: کتان
کؤشک: کوشک
کد : روستای فارسی : دهکده ، کدیور ، کدخدا
کند،کنت : روستای سغدی : سمرقند(پایتخت سغد)، تاشکند (چاچ قند)و...
لوت : لخت
لومو: لیمو
ماهنا: باهنا=بهانه
مِشَه:بیشه
وار ( همان «ور» فارسی است که هم‌معنی «دار» و در واژه‌های کهن پیشه‌ور-کدیور بکار رفته)
ویل : ول ( ویلله = ول اله = ول کن)
هن (همان «هان» فارسی است که با اکراه مخصوص ترکی تلفظ می‌شود=هه،هیه)
یابان : بیابان
یاردیم(یارالماق): یاری
یانی : یعنی عربی
ینی(ینگی) ← یانگهوا=نوآباد (پارسی‌باستان)
بوق(=بوخار(تلفظ ترکی بخار عربی)=> بوخ (مخفف ،حذف ار)= بوق)
۲- واژه‌های دخیل‌های آشکار که بیشمارند:
از فارسی: آدام (آدم) ، چیرکین، شاواش ، گل ، یار ، جان ، جوان، خوش ، یا ، و ، که ، شهر ، خیابان ، کوچه ، پنجره ، چاره ،بابا ، ننه ، دایی، جوجه ، من ، او ،تک -چشمه- ننه - زنجفیل- داد - دوشاب -مس - هر -کی -من-آزاد -سراب-تولا(توله)-کوسا(کوسه) و ...

از عربی : عمه، خاله، قحبه ، عمو، عزیز ، خبر ، قطار ، کیتاب ، فیکر ، دولت ،عادت ، حمام ، خیال،حاق(حق)،قابل ، ساواد(سواد)-ارباب-طبیل-کوثر-سلسبیل-اولا-واختا-طاباق -ادویه- جواهیر -اصلی -بدل-تشخیص– زیبیل -عاغیل-مثلی-دونیا-تاریخ -ناغیل-قیصر -اسیر-طبع-عشق- طبیعت- حمیل -انسان -ذلیل -خلقین -الله -انسان- ذلیل -عرش ، اصیل-شعر-شاعیر-کسیل-سفره-اهلی-ظالیم - قیصاص - دفعه -ملت -غم -جن -شئیطان-،(چف:کف ←چفی چالین: کف‌بنوازید!)و ...

از فرانسوی وانگلیسی:تلویزیون،رادیو،کامپیوتر،موبایل،ماشین،اینترنت،پست،اتوبوس،‌ هلی‌کوپتر،تلفن،فامیل ، شامپو ، تاید-فولکلوری- رومی ..
علیزاد
کمبودهای واژه‌ در ترکی:
زبان یک عنصر فرهنگی است و واژه عنصری از زبان. بنابراین نوع و شمار واژه‌هایی که در یک زبان ساخته و بکار برده می‌شوند بستگی به فرهنگ گویشوران دارد. چنانکه واژه‌های یک دین فقط به دست پیروان همان دین استفاده می‌شود نه همه‌ی مردم. یا نامواژه‌های جانوران و گیاهان یک منطقه را فقط مردم همان منطقه می‌دانند نه همه‌ی جهان یا مردم مناطقی که با آن جانوران و گیاهان سروکار ندارند.
قبایل بدوی آلتای مغولستان-قزاقستان هم هیچ‌گاه شهرتی به دانش و فرهنگ نداشته و زمانی هم که به خاورمیانه تاختند جز ویرانی و کشتار از خود اثری بجا نگذاشتند. حکومتهای ایشان هم مایه‌ی بدبختی مردمان سرزمین‌های غصب شده بود که نمونه‌های آن صفویان معتاد و شرابخوار بودند که جنوب و غرب ایران را از دست دادند و قاجاریان بیمار جنسی بودند که شمال و شرق کشور را از دست دادند. نادرشاه افشار بود که فقط غارت هندوستان بی‌دفاع را بلد بود و خوارزمشاهیان که باعث حمله‌ی مغول به ایران شدند.
بنابراین نباید توقع داشت که فرهنگ ترکی واژه‌‌ای جز درباره‌ی جرم و جنایت و البته زندگی بدوی داشته باشد. فهرست زیر نمونه‌ای از واژه‌های نداشته ترکی است:

آدم
استاد
باغ
برای (چون این واژه را ندارند نویسندگان ترک هنگامیکه فارسی می‌نویسند بجای «برای» واژه‌ی «به» را بکار می‌برند)
بزرگ
پدربزرگ
پزشک
پسته
پگاه (صبح)
پول
پهلوان
جوانمرد-رادمرد
چادر
خروس
جوجه
خویشاوند(فامیل)
دد (=وحشی در برابر دام=اهلی ← حافظ : دد و دامت کمین از پیش و از پس)
درباره
درود (سلام)
درویش
رنگ
زهر
سو
شاید
شکر
شلوار
فرهنگ
قند
قنددان
قهرمان (در نوشته‌های پانترکیستی کوشش می‌شود «عر» که یعنی شوهر را قهرمان ترجمه کنند)
کوچک
گوناگون
مادربزرگ
مردم
ناز
ناشتا
نامه
و
هر
هفته
همشهری
همکار
همیشه
هوش
هوشبهر
یا
یار
یارو
زنجیر
رُخنه(کاغذ)
لیوان
پیاله(استکان)
من
او
داستان
علیزاد
کپی‌برداری تحت‌اللفظی واژه‌ها ، اصطلاحات و ضرب‌المثل‌ها از فارسی

دیل(چون در فارسی اندام زبان(لسان،tangue) با طرز مکالمه(لغة-language) هردو یک واژه «زبان» دارد ، در ترکی هم دقیقاً همینگونه است)

قیز ( چون در فارسی دختر-فرزند (daughter)با دختر-جنس(girl) هر دو با یک واژه «دختر» یاد می‌شود ، در ترکی هم دقیقاً همینگونه است)

اغول-اوقلان ( چون در فارسی پسر-فرزند(son) با پسر-جنس(boy) هردو یک واژه «پسر» دارند ، در ترکی هم دقیقاً همینگونه است)

الچک ( چون در فارسی دستکش پوشش دستی بوده که از دست+کش ساخته شده ، در ترکی نیز همین ترجمه شده و دست= ال + کش=چک(ریشه چکمک=کشیدن)که گاه با خفیف کردن الجک هم تلفظ می‌کنند)

ال ورمک (چون در فارسی اصطلاح hand-shaking یا «مصافحة» معنی «دست دادن» می‌دهد ، در ترکی دقیقاً همین را تحت‌اللفظی ترجمه کرده و «ال» را بجای دست و «ورمک» را بجای دادن گذاشته‌اند).
علیزاد
دیوان اللغات الترک (محمود کاشغری)
محمود کاشغری در زمان عباسیان واژه‌نامه‌ای جامع ترکی به عربی می‌نویسد که در پیشگفتارش آورده: همه‌ی بیابانهای ترکستان را گشتم تا یک واژه‌ را هم جا نگذارم. این کتاب دارای ۷ هزار سرواژه (مدخل) می‌باشد که بهترین سند برای اثبات واژه‌دزدی پانترکیست‌های امروزی است.
هرچند که کوچکترین نوشته‌ای از ترکی متعلق به پیش از اسلام وجود ندارد و واژه‌هایی که پانترکیست‌ها امروزه مصادره می‌کنند دارای پیشینه‌ی پیش از ترکان هستند. که البته بخاطر ناممکن بودن بررسی زبانهای فراموش‌شده‌ی مالباخته همچون تورانی‌ها (سکایی و سغدی و تخاری و...) و ایرانی‌ها (پهلوی، آذری،اوستایی و..) و نبود کسی که زبانهای مالباخته‌ی زنده ( چینی،مغولی،ارمنی،آشوری و...) را بررسی کند، همان ۷ هزار واژه‌ی کاشغری را هم ناچاریم ترکی بنامیم.
اگرچه شواهد نشان می‌دهد قبایل آلتایی بسیار بدوی و درنده بودند و اصولاً نیازی به سخن نداشتند و تنها اهل عمل(خوردن،خوابیدن،کشتن،تاختن و شهوترانی)بودند. همچنانکه اجداد یاجوج و مأجوج آن‌ها (معرب اغوز ماغوز) به نفهمیدن زبان شناخته می‌شدند(که اگر منظور نفهمیدن عربی یا عبری یا پهلوی بود لازم به گفتن چنین ویژگی‌ای درباره‌ی آن‌ها نبود چراکه هر بیگانه‌ای چنین هست).

این حقیقت زمانی برای نویسنده اثبات شد که با توجه به اینکه بومی ترین اجزاء یک زبان افعال ساده آن است و با جداکردن پسوندهای فعل‌های بسیط ترکی به یک دسته صدا خواهیم رسید:
e=بکن/ye=بخور/ya=بخواب/ge=برو/ga=بیا/o=بشو/و...
علیزاد
محدودیت‌های ترکی و پیامدش: ناتوانی ساختاری ترکی

۱-هجایی بودن : ساختار واژه در ترکی هجایی است بنابراین شعر ترکی هم از عروضی شدن عاجز است. افزون بر این تعداد هجاها هم برای ساخت ریشه واژه‌ها محدود است.چراکه الفبای ترکی اگر ۳۰ واج داشته باشد (صامت و مصوت)و هر هجا هم از ۱ تا ۳ واج می‌تواند داشته باشد که اگر تک‌ واجی بود حتماً واکه(مصوت)است وگر بیشتر بقیه صامت خواهند بود بنابراین ۹ مصوت ترکی که در استانبولی ۸ تا هست را چنین بر پایه اصل شمارش حساب می‌کنیم ۸×۲۹×۲۸ چراکه برخلاف ریشه‌های عربی تکرارپذیر هم نیستند. حاصل این‌ها می‌شود کمتر از۷ هزار هجا.
البته در ترکی هرگز ۷ هزار هجا ساخته نشده و این بر فرض محال است مثل اینکه بگوییم یک نفر می‌تواند چقدر پول داشته باشد ولی لزوماً تا آن حد ندارد و هیچ کسی هم نداشته است.
ولی زبانهایی همچون فارسی که محدودیت هجا را ندارند بینهایت می‌توان در آن‌ها واژه ساخت

۲- پسوندی بودن: ترکی را التصاقی می‌گویند چون از چسبیدن پسوندها به ریشه‌ها واژه ساخته می‌شود. شگفت این است که با اینکه تکیه ترکی به پسوند است ولی شمار این پسوندها به ۴۰ تا نمی‌رسد(البته اگر پسوندهای واقعی را از کتاب‌های پیش از ظهور پانترکیسم بررسی کنیم نه پسوندهای مسروقه از امثال فارسی و پسوندهای چند بار شمرده شده مثل لی=لیق=لو=لوق=لیگ=لوگ=لوخ=لیخ که همگی یکی هستند)
تنها راهکار ترکی برای فرار از ناتوانی در واژه‌سازی بکارگیری چند پسوند همزمان در یک واژه است که گاه تا ۵-۶ تا باهم نیز می‌شود که حاصلش واژه‌های ۳متری سخت تلفظ و بدآهنگ است.

۳- قانون هماوایی : قانون هم‌آوایی آن است که اگر در یک واژه واکه (مصوت) درشت «آ،او،ایی» باشد باید دیگر واکه‌ها هم درشت باشند.مثلا آدم فارسی باید «آدام» تلفظ شود یا «الله» عربی «آللاه» گفته می‌شود.این قانون از یک سو واژه‌سازی را در ترکی محدود کرده که نتوان واژه‌هایی ساخت که هم مصوت درشت داشته باشند و هم مصوت ریز «ضمه،کسره،فتحه»که این‌ها در زبانهای جهان بسیارند.
از سوی دیگر باعث ناتوانی ترک‌زبانان در تلفظ درست واژه‌های زبانهای گوناگون شده که خود مایه‌ی خنده‌ی دیگران و پایه‌ی ساخت جوک شده(البته این تنها مصوتهاست و جدا از صامتهایی همچون «ق -ک-گ» است که مصیبت دیگری برای ایشان است).
علیزاد
بی‌قاعدگی‌ در واژه‌سازی ترکی

ساختار ترکی پسوندی(التصاقی) است. یعنی ریشه + پسوند
بنابراین با جداسازی ریشه از پسوندها می‌توان معنی تک‌تک اجزاء را دریافت. درحالیکه در عمل چنین قاعده‌ای وجود ندارد. پس برای توجیه معنی یک واژه ناچار به آسمان ریسمان کردن می‌شوند که آن هم پایه و اساسی ندارد که بتوان به آن اطمینان کرد.
ولی این راهی شده که برای واژه‌دزدی بتوان واژه‌های زبانهای گوناگون را صلاخی کرده و هر قطعه‌ای را که بتوان به یک واژه‌ی معروف به ترکی نسبت داد و با مغلطه و کلی‌گویی با کمک تخیل آن را توجیه نمود. مثلاً تپه که واژه‌ای فارسی از مصدر تپیدن است را به تپل پیوند داده و می‌گویند هرچیز گرد! یا سلام از ریشه ساوالان به معنی هرچیز خوب!!

در فارسی هرگاه الگویی برای یک واژه تعیین شد همه‌ی واژه‌ها با آن الگو همسان هستند مثلاً وقتی پسوند «یدن» مصدرساز است واژه‌ای نداریم که این پسوند را داشته باشد ولی مصدر نباشد. ولی در ترکی هر پسوندی ممکن است کارکرد خود را داشته باشد یا نداشته باشد و در این باره قاعده‌ای ندارد!مثلا ماق را پسوند مصدر در نظر گرفته‌اند مثل وورماق،توتماق و... درحالیکه می‌بینیم واژه‌های بسیاری که این پسوند را دارند ولی مصدر نیستند!! مثل باشماق(کفش) ، بارماق(انگشت) ، یاشماق(دهانبند عروس ترک)
ایرانی
تمام مشکلات از بی اطاعی بوجود میاید. خدا میگوید اهل جهنم افراد بی عقل هستند. هر که اگاهتر جانش فزون.
ناشناس
بترکه چشم حسوووووووووود.تا کور شود هر آنکه نتواند دید.
مهدی
فهرست های معتبر آمار زبان پارسی و آذری و ... براساس جمعیت در مراکز بین المللی ثبت آمار

یونسکو، سازمانهای آمار و اطلاعات جهانی،‌ مراکز آمار و اطلاعات بین المللی و زبان ها را تنها براساس آمار گویشوران، چاپ و نشر، کاربرد در اینترنت، زبان نیتیو و... در رنکینگ قرار داده اند و هیچ آمار و ارقامی جز این ها در هیچ جا بدنبال برتری جویی های اوهام گونه برخی نبوده و نیست.
در صفحه مربوط به زبان ها در یونسکو تنها 6 زبان بین الملی وجود دارد و اساسا سایت یونسکو به شش زبان است (همین شش زبان)!

http://www.un.org/en/sections/about-un/official-languages/

اما در همه رنکینگ ها و آمارهای جهانی، زبانهای هند و اروپایی و زبانهای خانواده پارسی و تر کی و آذری به شرح ذیل است:

زبانهای هم خانواده فارسی و رتبه آنها : هندی (رتبه 4) ، پنجابی (رتبه 10) ، اردو (19) ، پارسی (رتبه 21) ، پشتو (رتبه 30) = به لینک ها مراجعه کنید!
زبانهای هم خانواده ترکی و رتبه آنها : ترکی (رتبه 22) ،‌ آذری (رتبه 52) = به لینک ها مراجعه کنید

همینطور که در لینکهای مراکز معتبر آمار زیر می توانید ببینید زبانهای هندی، پنجابی، اردو، پارسی همگی در رنکینگ بالاتر از ترکی و آذری هستند. توضیح اینکه میزان شباهت آذری به ترکی دقیقا همسان شباهت پارسی به هندی و اردو و... است.

همچنین زبان اصیل کردی با جمعیت بالا در ایران، ترکیه، عراق و... رتبه 57 را در تمامی لیست ها دارد.

نکته: در همه آمارها و اطلاعات همچنان که پارسی و اردو و پشتو و پنجابی و هندی علیرغم شباهتهایشان به عنوان یک زبان مستقل ارزیابی شده اند، زبان ترکی و زبان آذری هم جداگانه در یست قرار گرفته اند.

در زیر معتبرترین مراکز اطلاعات و آمار بین المللی (ریسرچ امیکس گروپ، ویکی پدیا، گوتنبرگ، ویستاواید ...) آمده است . سایر وب سایت ها و آدرس مراکز بین اللملی آمار جهان را می توانید به راحتی پیدا کنید و ببینید. خیلی ساده است. افسوس که منبع و رفرنس برخی، نشریه امید زنجان با تیراژ 200 نسخه است!!!! قضاوت با شما!



http://research.omicsgroup.org/index.php/List_of_languages_by_number_of_native_speakers

https://en.wikipedia.org/wiki/List_of_languages_by_number_of_native_speakers

http://gutenberg.us/articles/list_of_languages_by_number_of_native_speakers

http://www.vistawide.com/languages/top_30_languages.htm

http://list25.com/the-25-most-influential-languages-in-the-world/3/
ترک
ببینین داداشا اگه اثار ادبی ترکا رو ما ایرانیا نمیشناسیم به خاطر اینکه زبان رسمیمون زبان فارسیه به زبان فارسی درس میخونیم رسانه هامون فارسی زبانن .یاشاسن اذربایجان زنده باد ایران
آذربايجان اوغلو
ايراني نژاد نيست ايراني يه فرهنگه،آذري ها پارس ها ترك ها و لر ها و....بهش شكل ميدن
اون دوستي هم كه گفت تركي اثر ادبي نداره،
آذربايجان حتي بعد از حمله اعراب و مغول،فرهنگ ايراني خودش رو حفظ كرد و شاعران بزرگي چون نظامي و خاقاني و صائب تبريزي رو تقديم ادبيات فارسي كرد
حتي دستگاه شاعري موسوم به سبك آذربايجاني هم در آذربايجان پرورش يافته
ملا محمد فضولي بزرگترين غزل سراي اسلام،عماد الدين نسيمي،شاه اسماعيل ختايي از بزرگترين شاعران آذربايجان هستن،دوران معاصر هم شاعر بلند پايه اي مثل شهريار پرورش داديم،قدرتمند ترين امپراتوري هاي بعد از اسلام هم آذري بودن،اينقدر كه ما به ايران خدمتت كرديم مادر به بچه نميكنه
آذرآبادگان(قبل از اينكه توركا بريزن توش) هميشه آخرين منطقه اي بود كه دست دشمن ميوفتاد مانند همين ساتراپ هخامنشي مقابل اسكندر،سردار سورنا، و بابك مقابل مسلمين،عربا بهش ميگفتن الارض مفتوحه عنوه،يعني سرزمين هايي كه سخت فتح شدند،حتي بعد از اسلام كه زبان توركي به جاي آذري باستان نشست،بزرگترين امپراتوري هاي قرون اسلامي آذري ها بودن....در دوران ساساني هم آذرآبادگان اهميت پيدا كرد چون بزرگترين آتشكده كشور در تبريز بود و شخص اول سپاه ساساني،رستم فرخ زاد شاهزاده آذرآبادگان بود...ماد ها(ماد كوچك)هم آذر آبادگان برخاسته بودن؛در اين بيت اسكندر نامه نظامي گنجوي،مقاومت آذرآبادگان رو مقابل اسكندر مقدوني ميبينيم:همي تاخت تا آذرآبادگان،ديار بزرگان و آزادگان
آذربايجان اوغلو
ايراني نژاد نيست ايراني يه فرهنگه،آذري ها پارس ها ترك ها و لر ها و....بهش شكل ميدن
اون دوستي هم كه گفت تركي اثر ادبي نداره،
آذربايجان حتي بعد از حمله اعراب و مغول،فرهنگ ايراني خودش رو حفظ كرد و شاعران بزرگي چون نظامي و خاقاني و صائب تبريزي رو تقديم ادبيات فارسي كرد
حتي دستگاه شاعري موسوم به سبك آذربايجاني هم در آذربايجان پرورش يافته
ملا محمد فضولي بزرگترين غزل سراي اسلام،عماد الدين نسيمي،شاه اسماعيل ختايي از بزرگترين شاعران آذربايجان هستن،دوران معاصر هم شاعر بلند پايه اي مثل شهريار پرورش داديم،قدرتمند ترين امپراتوري هاي بعد از اسلام هم آذري بودن،اينقدر كه ما به ايران خدمتت كرديم مادر به بچه نميكنه
آذرآبادگان(قبل از اينكه توركا بريزن توش) هميشه آخرين منطقه اي بود كه دست دشمن ميوفتاد مانند همين ساتراپ هخامنشي مقابل اسكندر،سردار سورنا، و بابك مقابل مسلمين،عربا بهش ميگفتن الارض مفتوحه عنوه،يعني سرزمين هايي كه سخت فتح شدند،حتي بعد از اسلام كه زبان توركي به جاي آذري باستان نشست،بزرگترين امپراتوري هاي قرون اسلامي آذري ها بودن....در دوران ساساني هم آذرآبادگان اهميت پيدا كرد چون بزرگترين آتشكده كشور در تبريز بود و شخص اول سپاه ساساني،رستم فرخ زاد شاهزاده آذرآبادگان بود...ماد ها(ماد كوچك)هم آذر آبادگان برخاسته بودن؛در اين بيت اسكندر نامه نظامي گنجوي،مقاومت آذرآبادگان رو مقابل اسكندر مقدوني ميبينيم:همي تاخت تا آذرآبادگان،ديار بزرگان و آزادگان
ناشناس
منشا داستانهای رستم:
رستم ایرانی همان ارجونای هندوان است که داستانهای او عینا در منظومه حماسی مهابهاراتای هندوان آمده و به همانگونه جوانمردی و پهلوانی او در نبرد با دشمنان همواره مورد تکریم هندوان نیز بوده است.بر اساس مهابهارتای هندوان که یک منظومه حماسی بسیار قدیمی است ارجونَ سومین فرزند پاندو و زنی به نام كونتی است.پاندو فرزند ویاسه از نوادگان هستین و فرزند کورو از نسل بهارت بود که نسب انها به پورو فرزند ییاتی میرسید . به موجب دفتر اول مهابهارتا، پاندو پدر ارجونَ، در هنگام تولد به دليل زرد متمايل به سفيد بودن و بی رنگ بودن پوست بدن، پاندو يا بي‌رنگ = زال، ناميده شده بود. بر اساس فهرست اعلام لغات سنسکریت سر اکبر در جلد دوم کتاب اوپانیشادها ویاسه پدر پاندو بدلیل سیه چردگی کریشنا نیز نامیده میشد که البته این شخص جدا از کریشنا هشتمین مظهر ویشنو است. کریشنا معادل سانسکریت واژه سام در زبان اوستایی و هر دو به معنای سیاه می باشند. هستينَ (در سانسكريت به معناي دستان یا صاحب دست) جد پاندو بود و نام او یاداور نام دستان است که در منابع ما نام دیگر زال گردیده است. بنابر این ارجونَ نيز چون رستم فرزند شخصی زال و نسبش به دستان ميرسيد. ارجون نیز چون رستم يك پهلوان شكست‌ناپذير بود. گزارش مهابهارتا از داستان نبرد وی با رويين تني به نام كرنا تقریبا نسخه هندی داستان ایرانی نبرد رستم با رويين تني به نام اسفنديار در شاهنامه فردوسي را به نمایش میگذارد. و نکته مهمتر اینکه ارجون نیز چون رستم با فرزند چهارده ساله خود كه در ديار غربت داشته و او را نمي شناخته به نبرد تن به تن و مبارزه اي مرگ آور مبادرت مي كند كه نهايتا منجر به درخواست نوشدارو مي گردد.
حسین
http://www.ewazstars.com/vajebigane.htm
سلام به همه دوستان عزیز....در اول من به تمام زبانهای دنیا احترام میگذارم.
دوم یاشاسین آذربایجان و ایران و ملت ترک.
سوم اون دسته از برادران که ادعای عربی و لهجه سی و سوم بودن فارسی را قبول ندارند به آدرس بالا یه سر بزنند بعد ادعا کنند ... داداش من تاریخ انکار ناپذیره... در تاریخ ایران تاثیر گذارترین ملت ترکها بودن . همین اصفهان نصف جهانتونو صفویان ساختن. از هر لحاظ ایران مدیون ترکهای با غیرته.... اونهایی هم که اسم آذربایجان رو میارن اول باید دهنشونو با گلاب بشورن بعد در مورد آذربایجان عزیز حرف بزنن... آنایوردوم آذربایجان...یاشاسین آذربایجانیم...
محمد
اقایونی دم از اریایی میزنن بدونن اریایی به اعتراف خودشون 3500سال پیش به ایران اومد .قبل اون هزاران تمدن درخشان توایران وجود داشت که زبان وفرهنگ شون رو از اونا وام گرفتن.شما شوونیست فکر میکنید هر منطقه ای تحت پادشاهی هخامنشی بود از نزاد اریایی و فارس بود.دو نظریه وجود دارد یا اریایی ها هنگام ورود به ایران همه تمدن هاوانسان هارو ازبین بردن یا یا همه روبه اروپاو افزیقا کوچاندند.چطور میشود نزاد دی.ان.ای .همه اونایی که تواون جغرافیا بودن اریایی باشه یه کمی مغز پان فارسی توبکار بنداز بعد.نظریه زبان اذری برای اولین بار توسط کسروی به میان امد اون هم زمانی بود که رژیم پهلوی درحال یکسان سازی واسمیله کردن قومیت ها برای ساختن قوم وزبان واحد بود.وبه هر جنایتی دست زد.زبان تاتی یا پهلوی؟؟ بسیار شبیه به تالشی است هم اکنون هم توالش در منطقه غرب خزر ساکن هستند والان کورد هم داریم تو اردبیل که یه زمانی ازکردستان اومدن .بودن چند روستا تواذربایجان دلیل بر تات بودن اونا نمیشه.ارمنی ها از قدیم در بسیا،ی از کشورهای مختلف پراکننده اند واکثرا ادمای باسوادی بوده اند اینکه در اصفهان ارمنی وجود دارد دلیل نمیشود بگویم کلا ارمنی بوده اند.همین کوروش تا زمان رضا خان هیچ اسمی ازش نبود ویهودی ها بودند که داستان کوروش وقبرو اورا ساختن.نه اینکه نبوده بلکه کمی متفاوت تر.وجنایتکارتر.قبر مادر سلیمان توسط یهودیات شد قبر کوروش درحالی که سر اورا تومریس ملکه اذ،بایجان برید.چطور اورا به پاسارگاد اورده ومومیایی کردند کم چاخان ودوروغ بگویید همین فردوسی انقدر عقده از ترک هاداشت که توداستان هاش همیشه نزاد خودشو خوب وپیروز جلوه میداد.درحالیکه فارس همیشه درمقابل تورک زانو زده وخواهد زد.تورک توایران تاریخ هزاران ساله دارد ولی شما انقدر دروغ و داستان وچرت به خوردتون دادن که زورتون میاد.قبول کنین .وفقط تاریخ رو از هخامنش به بعدشوقبول دارید .شما همان هایی هستید درمقابل قتل وعام داشناک های ارمنی سکوت کردید وکشتار اونارو توارمیه وتبریز وشهرهای دیگه نادردیده گرفتید تازه بنابه درذخواست دولت ارمنی میخواستید غرامت هم به اونا بدید ننگ تان باد شرم بر شما .مرگ بر نژاد پرست.زنده باد کسانی که به انسانیت وبشریت احترام میزارن نه به تیره ونژاد...فارس،وترک وکرد وبلوچ همه انسانیم ومخلوق خدا هیچ برتری نسبت به هم نداریم.
حسنی
بسیار زیبا و نشان دهنده سواد و مطالعات بالای شماست مستدل و مستند
ناشناس
ياشاسين ديليميز
تورک اوغلی
یاشاسین آذربایجان
هاشم
سلام اونایی که اینجا از لهجه فارسی دفاع میکنن سوالی داشتم لطفا این عبارت را به زبان شیرینی که میگین ترجمه کنین.( وزارت امور خارجه)اگه عربین اینو قبول داریم اگه از فارس بودنتون دفاع میکنین بازم این عبارت عربیه حالا ترجمه کنین به فارسی
ناشناس
دیوان امور برونمرزی
عرفان
اخر منبع داره يا نه؟معتبره مطلباش؟
ناشناس
ازربایجان وار اولسون
ایستمین کور اولسون
به تو چه
کلی به خاطر نظرای مزخرف بعضیا خندیدممم
ممنون
فرشید
قبل از این حرفا همه ما آریای هستیم واشتراکات زیادی داریم،تمام تفرقه ها از منابعی صورت میگرد که اهداف بلندمدتی را دنبال میکنند و خودمان از روی نادانی به این هراژی ها دامن میزنیم،کشورهای پیشرفته غربی برای خود اتحادیه اروپا و آمریکا درست کرده اند و بفکر تکنلوژی برترن تا در جهان آقای کنن ما هم اینجا همدیگرو مسخره میکنیم تا آنان به اهدافشان برسن
ناشناس
من هر دو زبان آذری واستانبولی رومسلطم برای مثال اخبار باکو گوش کنید. بدون واژههای فارسی غیر ممکنه اصولا ترکی خیلی فقیره. مطالب بالا رفرنس معتبر نداره
مرداویچ
اون کسی که گفت زبان ترکی 7000سال در ایران قدمت داره خواهش می کنم کورکورانه و بی سوادی مطلبی ارایه نکنه که دروغ به این مسخره وخنده دار بگه خدا را شکر ما گیلکها را جز قوم آلتایی به حساب نیاوردین شما ها که در ایران تاریخی ندارین اما باید بگم که همه ی دانشمندان زبان بر این عقیده اند که زبان عیلامی هیچ ارتباطی با زبان مغولی ندارد و اسکلتشان هیچ شباهتی به اسکلت های ترک و مغول نداره
سعید
یا ترکان در این منطقه بودن یا حد اقل 1000 ساله در این منطقه حکومت کردند فرقی نمیکنه 1000 ساله حکومت ها رو بشمارید همش ترک بوده در ضمن شما از شعرای والاتون سعدی حافظ مولوی که ماله شما نیست خیام عطار ... یک بار هم از سرزمینی بنام ایران یاد نشده این فقط افکار هگلی 100 سال اخیر است که دیگه منسوخ شده در ضمن یک نگاه به این شعر ها بندازید کلمات عربی و ترکی را حذف کنید چیزی از شعرای به اصطلاح فارسی نمی مونه اگه حرفی دارین بزنید
ناشناس
فارسی امروز رو خشک اندیشایی مانند شما نیمه تباه کردن باید برید پژوهش کنید.
هر کس که از دانش بهره یی داشته باشه این ادعاهای بی پایه نمیرنجوندش.همه ی آذریان برای من گرامی اند ای کاش برن پژوهش و بررسی کنم و خودشون رو ترک نخونن.
اميد
همه متن چرت و پرت بود. آمارش هم من درآوردي و احمدي نژادي بود. خودتون رو مسخره كرديد كه مي گيد يك پنج واژه هاي فارسي ريشه تركي دارن؟!!!! فكر كردين ما خريم و هيچ نوشته ي قديمي رو تا حالا نخونديم كه بفهميم زبان فارسي از پهلوي ريشه داره و زبان تركي از مغولي، تازه از سده ي چهارم پنجمه كه تركي به فرارود مي رسه. تعصبي كه دوستان ترك زبان بر ترك بودن خودشون دارن واقعا قابل درك نيست. قصري واسه خودشون درست كردن كه پوشاليه، تاريخي كه وجود نداره. مگه خودشون چي ديدن از عثماني و تركيه جز وحشيگري و خون ريزي.... از خواب بيدار شيد
افشین
سایت پارسینه به اسم پارسینه ای یا ...؟ من قبلا هم مطالبتو خوندم کاملا تناقض داشت . البته اصلا منظورم بی حرمتی به آذری های عزیزم نیست . اما خواستم بگم خدمت تمام آذری ها و با وحود اینکه خودم ی رگ آذری دوری دارم باید بگم مخصوصاا نسل جوون تر بدونن ریشه زبان آذری والا بخدااا تـاتی ست و لاغیر ... ساده ترین و کوتاه ترین دلیل تا حالا شده از خودتون بپرسین تو آذربایجان روستای تات زبان که نه مهاجرت کردن و نه تبعید شدن به منطقه آذربایجان چگونه تات زبان هستن؟؟ زبان تاتی شده جزیزه جزیره و بزرگترین شهرش شده تاکستان قزوین. دیر بجنبیم همینم نابود میشه ...
نارسیس
دوستانی که گفتن زبان ترکی حافظ و یا....نداشته بهتره بدونن علتش احترام اقچام ترک زبان و مغول ها به زبان فارسی بوده که این زبان رو تا مرزهای هندوستان بردن و این نشان از شعور بالای این اقوام بوده اما هم اکنون که حق زبان مادری جزو حقوق بشر هستش هموطنان فارس زبانمون از اینکه گفته میشه زبان ترکی زبان زیبایی است ناراحت میسن دوستان کسی نگفته زبان فارسی زشته یا بده یا صعیفه اما زبان فارسی در سایه مکتوب شدن و احترام و علاقه شاهان فارس و ترک در ایران پیشرفت کرده اما زبام ترکی سال ها محروم از کتابت بوده و اهمیت زیادی بعش داده نشده که در بدتربن زمان یعنی رضاشاه باهاش برخور کوبنده ای شده اگر زبان ترکی هم به اندازه کافی مانند فارسی بهش اجازه رشد داده میشد مطمعنا شاعران بسیار بالاتری از حافظ داشت که البته داره نسیمی فضولی و استاد شهریاربا منظومه حیدربابا که خودش نشان دهنده ی قدرت زبان ترکی هستش و اما من نمیدونم در هر کجای تاریخ که فارس ها برایران حکومت کردن زبان خودشون رو همیشه به زور تحمیل کردن هم زمانی که به هند حمله کردن هم زمانی که به ایران و اروپا ایران قبل از ورود اقوام به اصطلاح آریایی زبان های گوناکونی داشت و همینطور هند مانند زبان آشوری ،سومری،قفقازی،ایلانی و....و دراویدی ها در هند باسک ها در اروپا سرخپوست ها در آمریکا که همه این ها تمدن های بزرگی قبل از هجوم قوم به اصطلاح آریایی داشتن تاریخ رو با دقت بخونید و متاسفم بذای کسانی که هنوز در قرن نوزده و جنگ جهانی دوم و نازیسم موندن بخنره برید بخونید نظریه ماکس مولر که گفته زبان های هند و آریایی یا هند واروپایی اما منظور من نژاد نیست زبان هند و آریایی است که سال ها بعد فاشبست به نفع خودشون تعبیر کردن تا بقیه رو استعمار کنن دولت ساسانیان یاسامانیان هم همچین حکومت خوبی هم نبوده و اسلتم بود که مردن رو از ظلم‌اون ها نجات داد دوستان بهتره رک باشن و بگن که ما از زبان ترکی نه از هموطنان ترکمون متنفریم این کینه تاریخی از اعراب و اسلام و ترک ها تا به کی ادامه خواهد داشت و اینکه همچین حرف میزنید که انگار اجداد شمارو خدا از اول تو ایران خلق کرده خیر ایران تاریخش بیش از دوازده هزارساله با اقوام بسیار بسیار قدیمی تر از حتی سومرها هندی ها نهایتا چهار هزار ساله که به ابران وترد شدن میشه بگید قبلش کجا بودن ؟من میگم اقوام چادرنشین در سیبری اتفاقا نزدیک به ترک ها و مغول ها هم بودن از اونجا ایران و سایرقسمت ها رفتن ده هزار سال پیش حکومت مرکزی نبود هرکس دوست داشت هر کجا میرفت شما اصلا از کجا میدوتید جدتون مغوله که شش هزار سال پیش اومده ایران ؟!!!اقوام ترک مغول روس ایرانی همه در یک متطقه نزدیک به هم میریستنایرانم از اول مال هیچکس نبوده زمین خدا بوده هرکس قویتر بود میگیرفتش بعد یه قوم دیگه و.....
ناشناس
یاشاسین اذربایجان
امین
پارسینه دیگه شده وبلاگ پانتورکها.هر مضخرفی میخواهند توش مینیوسند.
امیر آریا
تشکار میکنم از مطالب خوبی که رو این سایت بود و متاسفم برا تمام کسانی که توهین میکنند... تمام انسانها و تمام زبانها محترم، عزیز و زیبا هستن... هرکسی به زبان مادری خودش صحبت میکنه... ماهمه انسان هموطن و حداقل همسایه هستیم باید به هم محبت و علاقه داشته باشیم... من عاشق تمام اقوام و ملتها هستم و آذری ها و ترکاهای عزیزم هم باتمام وجود احترام میزارم...
م م
با سلام به همه ایرانیها
با اجازه نظرم را در مورد همه این حرفها می گم . هم وطنان عزیز انتهای تمام این حرفها کجاست. و شما به کجا می خواهید برسید... دوستان عزیز تا میتونید تاریخ بخونید. هرچقدر بیشتر بخونید و با ملل دنیا آشنا بشید می فهمید هیچ نوع بشری بر دیگری برتری ندارد، هیچ زبانی بر دیگری و هیچ آداب و رسومی بر سایر سنن برتری ندارد. همه نشأت گرفته از حرکت انسان و رشد و تکامل اون در طی تاریخند. چه بسیار فرهنگهائی که بوده و به زوال گرائیده و چه بسیار تمدنها که دگرگون شده خود دانشمندها هم به این مطلب اعتراف دارند تمدنها در حال حرکت، گاهی ایستا، متغیر ، زوال پذیر و یا در حال تکامل هستند. این از بزرگی خلقت نوع بشر است که در طول تاریخ بشریت همواره در حال تغییر و حرکت و.. بوده تمدنها و زبانها و فرهنگها اگر با سایر فرنگها در نیامیزند و رشد نکنند نابود خواهند شود. نحوه تعامل آنها به اقلیم، حوادث ، جنگها و... و ده ها علت دیگر بستگی دارد. دلایل زیادی برای غنای زبان عربی وجود دارد. دلایل زیادی برای اهمیت و روانی زبان ترکی وجود دارد. زبان پارسی نیز علی رغم تغییرات بسیار بزرگ رخ داده در تاریخ ایران به حیات خود ادامه داده ماهیت اصلی زبان مهم است نه آنقدر که اثرات آن در زندگی عادی مردم چه از عوام باشد یه چه خواص و متفکران.
زبان پارسی وامدار بسیاری از زبانهاست واین غیر قابل انکار نیست اما آثار خروجی ادبی آن بسیار با ارزش و زیبا برعکس آن هم اینست که زبان عربی بسیار غنی است اما شاید بجز قرآن و چند اثر فوق العاده عربی نتوان خروج خاصی از آن دید . بنابراین این دلیل بر بد بودن یا خوبی آن نیست. دوستان عزیز تا می توانید تاریخ را بخوانید در مقابل سایر ملل مثل ژاپنیها، چینیها، هندیها، افریقائیها ، اروپائیها و حتی آمریکای لاتین و... این حرفها بسیار خنده دار به نظر می رسد. تمدن بشر حاصل تمام این فرهنگهاست. و واقعا هیچ قومی بر دیگری برتری ندارد جز آنچه خداوند فرموده یعنی در انسانیت و تقوا و خوبیها . دوستان عزیز یادتان باشد این حرفها به کینه و جدایی و نامهربانیها خطم می شود. به قول بزرگی استعمارگران بهتر از هر کسی فهمیدند که لقمه هر چه کوچکتر خوردنش راحتت تر . این بلائیست که استعمارگران در قرون معاصر بر سر سایر ملل آورده اند. بیایید در این خصوص با هم صحبت کنیم. برای مثال :
اگر امپراطوری عثمانی را آنگونه تکه تکه نمی کردند آیا جهان اسلام امروز اینقدر مشکل و بیچارگی داشت و.... بیشتر بیندیشید و کمتر سخن بگوئید. نکند باورتان شده که فرهنگ لاتینی (غربی) واقعا به خاطر آنها کشفیات و رشد علم و ادبیات و هنر و.. که اصلا نمی توان انکار کرد می تواند ادعا کند که بر سایر ملل و از جمله ما برتری دارد. خیر اینگونه نیست. به قول فیلسوفی نتیجه آنهمه رشد اگر به نخوت و غرور و برتری بینجامد مانند بسیاری از تمدنهای بزرگ و طلائی بشر از هم خواهد پاشید. و تنها آیندگان باید قضاوت کنند. هرچند که خود اندیشمندان غرب هم به این نتیجه رسیده اند که تمدنها در اوج رشد و قدرت اگر به انحراف از اخلاقیت و انسانیت برسند به انحطاط خواهند رسید... آنگونه که امروزه هم علائم آن را در جهان می بینید. آنهمه برتری و رشد صنعت و هنر و... هیچی تغییری در فطرت بشر پدید نیاورده هنوز بدیها و رذیلتها نابود نشده هنوز انسانها دروغ می گویند هنوز آنها هم نوع خود را می آزارند هنوز جهل و فقر در بیشتر نقاط جهان موج می زند ...... پس خیلی خود را درگیر این مسائل کوچک که در مقابل رنج انسانهای معاصرات هیچ است نکنید. جور دیگری بیاندیشد.
نیما
واقعا خوشحالم که به چنین زبانی صحبت میکنم ...
میترا
یاشاسین آذربایجانیم
ائل سسی
یاشاسین آذربایجان
علی
یه متن احساسی و بی پایه و اساس!!
محمدرضا
بهترین زبان زبان ترکی است . آنا دیلیم آذربایجان
حاجواكبر
ترك بودن برايم افتخاراست زنده باد تركها
فروزان
فکر نکنم معتبر باشه!یه جورایی خنده داره.
هامون
هیچکس با زبان شکم هم وطنان ترک مشکل نداره بخدا ، خودتون فکر مکنید از بقیه جا موندید ، ازتون میپرسن رسم الخط زبان شما چه شکلیه الفبای فونتیک رو برامون میکشید عزیزم ندارید دنبال چی میگردی نیست وجود نداره ، در ایران زبان ترکی نبوده تاریخ میگه حالا هی بگو فارسی لهجه سی و چندم عربیه
ایلیا
هیچکس هم با لهجه شما مشکل نداره
برو شهر قیزیل خط شش هزارساله اونجا روی سنگ نقش بسته
درسته نبوده ولی سوال اینجاست آریایی ها از اول در ایران بوده اند؟
آریاییها از شمال سیبری آمده اند
علی ترک اوغلو
شما حکومت هزار ساله ترکارو که نمیتونید رد کنید دو حکومت مغولی ایلخانی و تیموری رو ترک حساب نمیکنم چون ما ترکایه ایران باهشون جنگیدیم قبل از مغول حکومت ترکی خوارزمی بودحکومت هایه ترکی غزنوی سلجوقی خوارزمی اق گویین قره گویین صفویه افشاریه قاجاریه و حکومت هایه محلی کوچک رو میتوان نام برد اینکه شما میگید اذربایجان منطقه پهلوی زبان یا فارس زبان نشین بوده رو به فرض قبول کنیم تعداد فارس زبانها در اذربایجان خیلی کم بوده بدون شک یک به ده هم نمیشدن مهاجرت ترکی خیلی زیاد بوده تا اذربایجان ترک نشین بشه نه اینکه زبان منطقه عوض شده اینکه چهره مغولی رو ملاک ترک بودن میدونید مسغره هست ترک و مغول دو نژاد متفاوت هستند و بیشتر مهاجرت ازاناتولی و قفقاز صورت گرفته و نباید هم چهره مغولی باشه شش طایفه ترک قزلباش از اناتولی به ایران مهاجرت کردن و بسیاری از ترکهایه اذربایجان همدان اراک قزوین خراسان و کرج و دیگر شهرهایه ایران از همین مهاجرا هستند و هیچ کدوم چهره مغولی نداشتن ومغولی شدن چهره ترکها و تاجیک ها رو از ازدواج میان قوم مغول و ترکها وتاجیکها میشه حدس زد و ترک زبان شدن مغولها دلیل چهره مغولی عدهای از قزاق ها و ترکمن هاست
تورک اوغلان
دوسته عزیزی که نشستی داری در مورد زبان و زبان شناسی حرف میزنی اولا در حدی نیستی که بخوای در مورد زبان ترکی اظهار نظر کنی دوما نه سنت نه سوادت و درک و شعورت قد میده که بخوای در این مورد حرف بزنی ، هر وقت که این لهجه ای که داری حرف میزنی و فکر میکنی واسه خودت یه زبانه زصیل داری در رده بندیه جهانی از گویش زبانه زبان عربی بودن در بومد و تبدیل به زبان شد اونوقت بیا بحث رو ادامه میدیم البته بعد از اونم باید بری واسه خودت دنبال یه اصل و نسب بگردی که حداقل ریشه ی خودتو بشناسی بعد شاید به حدی رسیدی که با یه کلاس اولیه تورک بشینی در مورد زبان تورکی حرف بزنی
البته خوب میدونم الان چه حالی داری
داری احیاس حقارت و خود کوچک بینی میکنی در همه جا و همه چبز تورگاگها ازتون سر تر هستن اما خودتو اذیت نکن تا بوده همین بود نمیتونی کاری بکنی چون ...!
ناشناس
کلمات بشقاب.قاشق. اقا. خانم.قیچی.اذوقه.گمرک.اجاق.قاچاق.سنجاق.طبانچه.اسمان.اتش.قوش.باتلاق.قشلاق.ییلاق.گلدن گدن.قرقاول. چماق.قاچاقچی.قراول.اژان.خان. تومان. و.... از زبان ترکی به فارسی وارد شده
علی
آسمان یعنی چرخنده مانند آسیاب-آز زعنی گرسنگی آوقه زعنی چیزی که برای گرنگی برمیدارند-تفنگچه وآتش وگمرک وبشقاب اینا فارسیه خان وآقا وسو از شوی وهان وقاآن چینی درلهجه ترکیه گلنگدن ترکیه ولز آرو فارسی قشنگتره چون تصمیم گیرترک بوده اونو گذاشته
چون ترکا میبینند ساده ترین کلمات هم ازمای دیگره میگن ترکی زبانسوم جهانه سرچ میکنی میبینی پانزدهمه یا میگن فارسی لهجه ۳۳ عربی سرچ میکنی میبینی عربی۴ لهجه بیشترنداره وفارسی زبان جداست
amir
سلام به فارس ها و ترک ها من نیومدم انتقاد بی جا درباره زبان کنم من دو رگه هستم آذربایجانی و شیرازی و خوب از هر دو زبان سر در میارم اینجا اومدم یه جواب به تمام سوالاته شما بدم که زبان فارسی زبانه هنر اندیشه شعر و دانشه و زبان ترکی زبانه با قاعده اس هستش اگه بخوام واقعا برتری رو ثابت کنم خودم با فارسی بیشتر حال میکنم از جمع کردن کلماتش قافیه هاش و اینجور چیزا
علی
فقط اینو بگم‌و تموم آذربایجان سر ایران یاشاسین ادربایجان
ساغر
از مطالب با ارزش خود خیلی ممنون ...............................................................................................................
یاوروم
یاشا اردبیل
ابوالفضل
من به ترک بودنم افتخار میکنم
ناشناس
ای عزیز دوسلار فیکیر لریزی ددیز اللریز آغریماسین
اما دیسیز که تورک دیلی فارسیدان قاباخ دی پس نیه نظر لریذی
فارسی یازیسیز گویون اولار بیراز زحمت چهسینلر تورک دیلین اورگسینلر.
سورادا ، تورک دیلینده یازسینلار. اوندادا دییلر بس کی بیز اوز دیلیمیزی باشار میریخ اما
دونییا توسعه الیریخ تورک دیلینه احترام ساخلاسیننار
آجیزانه سیزدن ایستیرم کی نظر لریزی تورک دیلینده یازین.
بیر ده آذری دین دوسلاریمیز آذری دییر
((((((تورک))))))ده
ناشناس
دوستان با درود. پیشنهاد می کنم نگاهی بکنید به مقالات استاد یحیی ذکا تبریزی در باب ورود زبان ترکی به آذربایجان. و اینکه دوستان به هم توهین نکنیم. ما هممون یه درد مشترک دارم و البته یک سرزمین مشترم بنام ایران. همدیگر رو پاس بداریم.
ناشناس
خجالت آوره اینجور افتادین به جون هم. چرا با آذریها که همیشه سرباز وطن بوده اند مثل بیگانه رفتار می کنین؟؟؟ اینجا کشور همه ماست. ستارخان علف خورد تا تسلیم بیگانه نشه این حرکت کمتر از یک اثر ادبی ارزش داره؟؟؟؟ این نماد غیرت ایانی نیست؟؟؟ چرا ما اینارو متوجه نمیشیم. شاهنامه به همه تغلق داره به هر ایرانی همه چیز ایران به همه تعلق داره. چون همه برای ایران خون دادن خون خوردند و مو سفید کردن. دوستان به هم احترا بزاریم. وقتی اهل خونت رو از خودت میرئنی و دل آزرده می کنی خب اونم میره زلف گره میزنه با ترکیه که همه طول تاریخ و به گواه تاریخ دشمنش هم بوده. پان و مان رو برزید دور. فریب نخورید.
ارسال نظر
نمای روز
آخرین اخبار
سداد
شفا دارو