حكايتي اسفناك درباره ديوار چين
پارسینه: شبي در اثناي گريستن، آواز مهيبي شنيد. سرش را بلند كرد ديد ديوار شكاف برداشته است. در داخل شكاف جسد شوهر خود را تشخيص داد. آخر لباسي را كه شوهرش بر تن داشت خوب مي‌شناخت. مون جيان نو بي‌درنگ خود را روي جسد شوهر خود افكند و ديگر بيرون نيامد. اكنون اين حكايت اسفناك همچنان در ميان مردم چين بر سر زبان‌هاست و سرزنشي از بيداد و ستم گذشتگان دارد.
۲۵ فروردين ۱۳۹۰ - ۱۰:۰۷
۰
جام جم آنلاین:
كمتر كسي است در جهان كه نام ديوار چين را نشنيده باشد كه بين مغولستان و چين به معني اخص ممتد است. اين ديوار بزرگ بيش از 2 هزار سال عمر كرده است و بيش از 6 هزار كيلومتر طول دارد.

بلندي آن قسمت ديوار كه در شمال پكن بنا شده است، 8.5 متر و در نقاط ديگر از 4 تا 15 متر است و قطر ديوار 4.5 تا 7.5 متر است. ديوار چين شامل ديوارهاي متعدد جداگانه شده است، چراكه هر دودمان پس از روي كار آمدن ديوارهايي بر آن مي‌افزودند.

ساختن ديوار در قرن سوم قبل از ميلاد در عهد امپراتور «شي خوانگ تي» از سلسله سلاطين چين (108 تا 221 قبل از ميلاد) شروع شد و دامنه كار ديوارسازي طي سلطنت آن دودمان بسيار وسيع گرديد.

يك ميليون براي اين كار بسيج شده بودند و چون شرايط كار بسيار سخت بود گروه كثيري از كارگران مي‌رفتند و برنمي‌گشتند.

كساني كه در محل ساختمان مي‌مردند جسدشان را لاي ديوار مي‌گذاشتند. اكنون در انتهاي شرقي اين ديوار يعني در «شان‌هاي گوان» معبدي وجود دارد كه مي‌گويند براي بانويي به اسم «مون جيان نو» ساخته شده است.

مون جيان نو دختري بود كه با جواني از مردم دهكده خود ازدواج كرده بود. چند روز پس از ازدواج شوهر را براي ديوارسازي بردند. چند سالي از رفتن او گذشت و هيچ خبري از او نرسيد.

مون جيان نو كه پيوسته نگران سرنوشت شوهر خود بود، عاقبت تصميم گرفت شخصا برود و از وي سراغي بگيرد و او را بيابد.

روزي عازم محل كار او شد پس از طي مسافت بسيار سرانجام به محل كار شوهر رسيد، ولي شوهر خود را پيدا نكرد. همكارانش به او گفتند خيلي احتمال دارد كه شوهرش مرده باشد و جسد او را هم لاي ديوار گذارده باشند.

مون‌ جيان نو اين خبر را كه شنيد بسيار غمگين گرديد و همانجا ماند و روزها و شب‌ها زير آن قسمت ديوار مي‌نشست و گريه مي‌كرد.

شبي در اثناي گريستن، آواز مهيبي شنيد. سرش را بلند كرد ديد ديوار شكاف برداشته است. در داخل شكاف جسد شوهر خود را تشخيص داد. آخر لباسي را كه شوهرش بر تن داشت خوب مي‌شناخت. مون جيان نو بي‌درنگ خود را روي جسد شوهر خود افكند و ديگر بيرون نيامد. اكنون اين حكايت اسفناك همچنان در ميان مردم چين بر سر زبان‌هاست و سرزنشي از بيداد و ستم گذشتگان دارد.

سايت تاريخ جهان
ارسال نظر
نمای روز
حواشی پلاس
آخرین اخبار
به پرداخت ملت
سداد2