پیشنهاد پارسینه
شرق نوشت:
۱۵ آذر ۱۳۹۵ - ۰۷:۵۲
۰
 چندی پیش، مأموران پلیس آبادان، در جریان زورگیری‌های مسلحانه دو جوان موتورسوار در سطح شهر قرار گرفتند و تیمی از مأموران برای دستگیری زورگیران مسلح وارد عمل شدند.
 
رئیس باند موسوم به «شبح آبادان»، با هدیه‌ای که در جشن عروسی‌اش از پدر خود گرفته بود، به سرقت‌های مسلحانه دست می‌زد.  
 
کارآگاهان، در گام نخست، پی بردند مردان مسلح با استفاده از کلت ساچمه‌ای، اقدام به زورگیری از طعمه‌هایشان کرده و در این سرقت‌ها با تیراندازی‌های‌شان باعث زخمی‌شدن طعمه‌های خود شده‌اند. تیم پلیسی، در اولین قدم، دوربین‌های مداربسته محل‌های سرقت را بررسی کرده و خیلی زود موفق به شناسایی یکی از متهمان سابقه‌دار به نام «مسلم» شد.  ردیابی‌های پلیسی برای دستگیری مسلم، کلید زده شد و صبح روز دوشنبه، هشتم آذر، مأموران در عملیاتی غافلگیرانه، موفق به دستگیری دزد مسلح شدند و در بررسی از مخفیگاه وی، یک سلاح ساچمه‌ای، دو بی‌سیم و شوکر به دست آوردند.  مسلم، در تحقیقات پلیسی، خود را بی‌گناه دانست و حتی وقتی در برابر هفت نفر از طعمه‌هایش قرار گرفت، ادعا کرد در سرقت‌ها حضور نداشته است.  در این مرحله، بازپرس شعبه چهارم دادگاه عمومی و انقلاب آبادان با تقاضای انتشار عکس این متهم، درخواست کرد کسانی‌ که در دام مسلم گرفتار شده‌اند، به اداره پلیس مراجعه کنند و در ادامه، تحقیقات برای دستگیری دیگر اعضای این باند، در دستور کار مأموران پلیس آگاهی آبادان قرار گرفت.  در ادامه، مسلم که اصرار بر بی‌گناهی داشت و خود را بدون سابقه و ٢٣ساله معرفی کرده بود، در اختیار تیم تشخیص هویت قرار گرفت و پس از انگشت‌نگاری، مشخص شد او ١٨ساله است و هفت سابقه زورگیری و سرقت دارد. همین کافی بود تا متهم جوان پرده از راز زورگیری‌هایش بردارد.

مسلم به مأموران گفت: ١٠ ماه پیش از زندان آزاد شدم و پدرم که در وضعیت مالی خوبی قرار دارد، یک کارگاه خیاطی را در اختیارم قرار داد و پول خوبی به دست می‌آوردم. در این مدت نیز با یکی از دخترهای فامیل ازدواج کردم و پدرم به عنوان یادگاری، یک اسلحه کلت ساچمه‌ای به من هدیه داد.  وی افزود: از نظر مالی تأمین بودم؛ تا اینکه چند بار قرص روان‌گردان خوردم و باعث شد جنون سرقت، دوباره به سراغم بیاید. از ٤٠ روز پیش، با دو نفر از دوستانی که در زندان با آنها آشنا شده بودم، تماس گرفتم و قرار شد با هم یک باند مخوف تشکیل دهیم تا در سطح شهر معروف شویم.


مسلم ادامه داد: با دوستانم در خیابان‌های خلوت پرسه می‌زدیم و پس از شناسایی طعمه‌هایمان، به بهانه پرسیدن آدرس، به آنها نزدیک می‌شدیم و با استفاده از اسلحه، دست به سرقت می‌زدیم؛ سپس برای قدرت‌نمایی و ترساندن طعمه‌هایمان، به سمت آنها شلیک می‌کردم.
وی افزود: یکی دوستانم که در بیمارستان کار می‌کند و فکر نمی‌کرد سرقت‌ها کار من باشد، به من گفته بود زن جوانی را به بیمارستان انتقال داده‌اند که دزدان پس از سرقت به سمتش تیراندازی کرده‌اند و زن جوان فکر می‌کرد به قتل رسیده است.


مسلم که دو ماه دیگر فرزندش به دنیا می‌آید، در حالی‌که ابراز پشیمانی می‌کرد، دو همدست دیگرش را که مهدی و محمد نام دارند، لو داد.  مأموران عصر پنجشنبه، ١١ آذر، در عملیاتی غافلگیرانه، با شناسایی دو متهم فراری پرونده، موفق به دستگیری مهدی و محمد شدند.  محمد در اعترافاتش گفت: دو ماه پیش از زندان آزاد شدم و به‌خاطر مشکل مالی که داشتم، داخل یک چادر مسافرتی در پارک زندگی می‌کردم؛ تا اینکه مسلم که در زندان با هم آشنا شده بودیم، به سراغم آمد. ابتدا فکر کردم قصد دارد مرا در کارگاه خیاطی‌اش مشغول به کار کند؛ اما فهمیدم مسلم قصد دارد با مهدی که از هم‌سلولی‌هایمان بود، باند سرقت تشکیل بدهد.


وی افزود: پیشنهاد مسلم را به خاطر اعتیادم به شیشه و بی‌پولی، قبول کردم و وارد باند سرقت شبح شدم.  محمد ادامه داد: مسلم برای من نیز یک اسلحه تهیه کرده بود؛ تا در صورت نیاز، از آن استفاده کنم. قصد داشتیم به شهرهای دیگر برویم و سرقت‌هایمان را ادامه دهیم که دستگیر شديم.  مهدی نیز در ادامه گفت: به خاطر تأمین هزینه‌های اعتیادم، وارد باند شبح شدم و چون در زمان سرقت مواد زیادی کشیده بودم، از لحظه‌های سرقت صحنه زیادی به یاد ندارم.


به گزارش رکنا، متهمان پس از افشاگری، پیش روی مأموران، صحنه‌های سرقت‌شان را بازسازی کردند. به دستور بازپرس پرونده، سه سارق خشن در اختیار مأموران اداره مبارزه با جرائم خشن پلیس آگاهی آبادان قرار گرفته‌اند.

 

50
پــنــجــره
ارسال نظر
50
نمای روز
50
50
50
50
50
آخرین اخبار
50
سداد
شفا دارو