پیشنهاد پارسینه
۱۹ بهمن ۱۳۸۹ - ۰۱:۱۳
۳
عمليات Citadel (نبرد كورسك)
4 جولاي تا 18 آگوست سال 1943


موقعيت منطقه كورسك
با انهدام ارتش ششم در استالينگراد و انجام عمليات آفندي متقابل در جناح جنوبي جبهه روسيه توسط نيروهاي آلماني در اوايل سال 1943، هر دو طرف نياز فوري به توقف عمليات جنگي داشتند . كه چنين چيزي درعمل با فرا رسيدن فصل زمستان و انتظار براي بهار و مساعد شدن زمينها براي انجام نبرد تحقق يافت.

در خلال اين مدت هر دو طرف در حال برنامه ريزي براي بدست آوردن مجدد ابتكار عمل در جبهات جنگ بودند. آلمانها اين موقعيت را در تصرف منطقه اي داراي برآمدگي ( برجستگي) به نام كورسك مي ديدند. كورسك حدفاصل ميان دو منطقه Orel و Belgorod بود و اندازه برآمدگي آن به سمت مغرب ، بالغ بر 80 مايل بود. نقشه آلمانها اين بود تا ريشه اين برآمدگي را با يك حمله گاز انبري قطع كنند. يعني در جبهه شمالي ، ارتش بشدت تقويت شده نهم ميبايست ازمنطقه Orel تا Ponyri حمله را آغاز و به سمت كورسك پيشروي نمايد. در جبهه جنوبي هم ارتش چهارم تانك ميبايست از جنوب غربي منطقه Belgorod تا Oboyan عمليات نموده و سرانجام درمنطقه كورسك به صورت گازانبري به ارتش شمالي ملحق شود.

نقشه مارشال ژوكف

مارشال (گئورگي) ژوكف به اين باور رسيده بود كه عمليات آفندي نيروهاي آلماني در منطقه كورسك در فصل تابستان انجام خواهد شد. او به استالين پيشنهاد كرد تا نيروهاي روسي در عمق آن منطقه به صورت پلكاني و چند رديفي حالت دفاعي به خود بگيرند تا با انبوهي از نيروهاي ذخيره و پشتيباني بتوانند جنگي فرسايشي را بر ضد مهاجمان آلماني آغاز كنند. در واقع براي نخستين بار در تمام جبهات جنگ در شرق ، نيروهاي روس بجاي عمليات آفندي تن به عمليات پدافندي ميدادند.
اما استالين نگران بود كه مبادا نيروهاي آلماني با موفقيت در نبرد بار ديگر بتوانند مسكو را به خطر اندازند ولي مارشال ژوكف با تلاش زياد استالين را متقاعد ساخت كه ميتواند آلمانها را متوقف كند و سرانجام طرح خود را نيز به تصويب او رساند .


تداركات روسها

فرماندهي جبهه مياني ارتش روسيه بر عهده ژنرال كنستانين روكوسوفسكيKonstantine Rokossovsky بود كه منطقه شمالي كورسك را در اختيار داشت. او بخش اعظم نيروهايش را در قوس شمالي برآمدگي كورسك حدفاصل مناطق Trosna و Maloarkhangelsk به طول 50 كيلومتر متمركز كرده بود. نيروهاي او در دو رديف چيده شده بودند. رديف اول از سه سپاه 13 ، سپاه 48 و سپاه 70 تشكيل شده بود. خود اين رديف مجددا به دو رديف ديگر تقسيم ميشد و اين آرايش جنگي (بصورت پلكاني) در تمام نقاط منطقه كورسك تكرار ميگرديد و ژنرال روكوسوفسكي براي پشتيباني از مناطق مذكور دو سپاه تانك را به عنوان ذخيره در Fetezh مستقر كرده بود.

در منطقه جنوبي كورسك به طول 100 مايل نيز سپاه 60 و 65 مستقر شده بودند. نيروهاي سپاه 18 و تانكهاي ارتش 9 و ارتش 18 هم به عنوان ذخيره موضع گرفته بودند.

نيروهاي مستقر در جبهه Voronezh به فرماندهي نيكلاي واتوتين Nikolai Vatutinدر محور Kharkov ، Oboyan و بزرگراه Kursk متمركز شده بودند . در اين جبهه نيز ارتش ششم منطقه اي به طول 30 مايل و ارتش هفتم 25 مايل از مناطق جنوي كورسك را تحت اختيار داشتند. نيروهاي ذخيره در اين منطقه نيز شامل ارتش يكم تانك مستقر در منطقه Oboyan و ارتش 69 مستقر در منطقه Olkhovka بود كه محورBelgorod ، Korocha ، Volchansk و Novy Oskol را پوشش ميدادند.

علاوه بر موارد فوق در جبهه جنوبي ، در منطقه اي ديگر سپاه سي و هشت و ارتش چهلم مستقر بودند كه توسط سپاه سي و پنجم تفنگدار و سپاه دوم و پنجم تانك حمايت ميشدند.

در پشت منطقه كورسك ، ارتش سرخ حجم انبوهي از نفرات و تجهيزات را در طول خط فاصله ميان منطقه Livny تا Stary Oskol را فراهم آورده بود. اين نيروهاي ذخيره كه درمناطق استپ ( بي درخت) متمركز شده بودند شامل سپاه چهارم ، پنجم ، بيست و هفتم ، پنجاه و سه و پنجاه و هفتم پياده و سپاه پنجم تانك بود. در داخل خود منطقه كورسك علاوه بر نيروهاي مستقر ، استحكامات دفاعي زيادي نيز احداث شده بود. اولين خط دفاعي از 5 لايه كانال به هم پيوسته تشكيل شده بود كه ازدرون با سنگر سلاحهاي ضد تانك مرتبط بود. اين سنگرهاي ضد تانك بسيار مستحكم به صورت صفحه شطرنج آرايش داشتند و عمق آنها از نيم تا 5 مايل متغير بود. اين سنگرها بوسيله خندق و ميادين مين محافظت ميشدند و طوري طراحي شده بودند كه مهاجمين به سوي خط آتش آنها هدايت شوند . بيش از 500 مايل سيم خاردار و ساير موانع ضد تانك نيز تهيه شده و بيش از يك ميليون مين ضد تانك و ضد نفر در منطقه كار گذاشته شده بود. اين خطوط دفاعي تا 50 مايل عمق داشت. و در نهايت تعداد زيادي طرح هاي ايذائي براي گول زدن نيروهاي اطلاعات آلماني نيز تدارك ديده شده بود. تلاشهاي زيادي نيز صورت گرفت تا پادگانهاي كاذب ، ايستگاههاي راديوي موهوم ، تجهيزات و هواپيماهاي بدلي و حتي فرودگاههاي دروغين براي اغفال آلمانها ايجاد شود. تاكيد زيادي شده بود تا سكوت راديوئي حفظ و تحركات نيروها نيز در شب و با استتار كامل انجام شود. در پشت جبهه آلمانها ، عمليات پارتيزاني سازمان يافته به شكل بسيار فعال و مخربي در حال انجام بود به طوريكه فقط در ماه ژوئن بيش از يكهزار حمله برعليه خطوط تداركاتي ريلي آلمانها شامل انهدام 44 پل و 300 لكومو تيو صورت پذيرفت.





تداركات آلمانها

در آنسو ، آلمانها در فصل زمستان به تجهيز و تدارك نيروها پرداخته و منتظر فرارسيدن فصل بهار بودند تا با گرم شدن هوا به عمليات بپردازند. در شاخه شمالي منطقه كورسك سپاه نهم ارتش آلمان به فرماندهي ژنرال والتر مودل Walter Model مستقر بود كه اين سپاه لشگرهاي چهل و يك ، چهل و شش و چهل و هفتم تانك بانضمام لشگر بيست و سوم پياده نظام را دربرميگرفت كه حد فاصل مناطق Trosna وSlobodka Krasnaya متمركز شده بودند. در غرب Trosna نيروهاي لشگر بيستم و گروه نيروهاي موسوم به Von Esbeck به صورت ذخيره مستقر شده بودند. جناح چپ ژنرال مودل به سمت شرق و شمال منطقهOrel توسط سپاه دوم تانك پوشش داده ميشد. شاخه جنوبي نيز توسط ارتش چهارم تانك ژنرال هوث Hoth و نيروهاي ژنرال ورنر كمپف Werner Kempf تحت كنترل بود. ارتش چهارم تانك شامل لشگر چهل و هشتم ، لشگر دوم تانك SS و لشگر پنجاه و دوم پياده نظام بود و نيروهاي ژنرال كمپف ( كه در تاريخ با نام Detachment Kempf شناخته ميشود ) هم شامل لشگرهاي سوم و يازدهم تانك و لشگر چهل و دوم پياده نظام بود. نيروهاي ذخيره هم شامل لشگر بيست و چهارم تانك بود. بخش جلوئي برآمدگي منطقه كورسك هم توسط ارتش دوم به فرماندهي ژنرال والتر وايز Walter Weiss پوشش داده ميشد.

فرماندهي عالي نيروهاي آلمان با انجام اين عمليات دست به قمار بزرگي زد. تقريبا 70% توانائي هاي زرهي آلمان در جبهه شرق گرد هم آمدند تا اين عمليات با نام سيتادلCitadel را انجام دهند.

به تمام نيروها جهت تجديد قوا استراحت داده شده و براي چند هفته هم دوره هاي آموزشي براي انجام هرچه بهترعمليات برايشان برگزار شده بودند. فرماندهي عالي ارتش آلمان بر روي تجهيزات و سلاح هاي جديد سرمايه گذاري زيادي كرده بود تا بتواند توازن قوا در عمليات را به نفع خود بر هم زند.
تانكهاي جديد Panther و Elephant نيزدرطول عمليات به نيروهاي آلماني پيوستند.

آغاز عمليات Citadel

مرحله مقدماتي عمليات Citadel در شب سوم جولاي و با پاكسازي راهها و مناطق مين گذاري شده پيش روي سپاه نهم توسط مهندسين آلماني آغاز گرديد. در بخش تحت كنترل ارتش چهارم زرهي ، تعدادي تپه هاي كم ارتفاع مشرف بر مواضع نيروهاي آلماني وجود داشت كه در خط مقدم نيروهاي روس واقع شده و روسها از آنها براي ديده باني توپخانه استفاده ميكردند و اين تپه ها ميبايست قبل از آغاز مرحله اصلي عمليات توسط آلمانها تصرف ميشد.

در ساعت 03:00 بامداد چهارم جولاي ، لوفت وافه بمباران هوائي نيروهاي روس را آغاز كرد كه در ساعت 03:30 با اجراي آتش توپخانه آلمان ادامه يافت . متعاقب اين آتشباري ، نيروهاي لشگر چهل و هشتم تانك پيشروي خود را به سوي مناطق گسترده جنوب منطقه Butovo آغاز كردند. نيروهاي لشگر 199 تفنگدار روس نيز مورد حمله واقع و از تمام مواضعش توسط گردان سوم از هنگ Grossdeutschland به عقب رانده شد . در همين حال مواضع نيروهاي روس در شرق منطقه Butovo نيز توسط يگانهاي مقدم لشگر يازدهم تانك آلمان به تصرف درآمد. بعلاوه ، نيروهاي لشگر تانك SS هم پيشروي خوبي داشتند و توانستند مناطق گسترده اي از Yakhontovo و Streletskoye را كه توسط نيروهاي لشگر 52 ارتش روس پدافند ميشد به تصرف خود درآوردند. به هرحال ، در غرب منطقه Butovo هنگ 394 از لشگر سوم تانك با مقاومت شديدي در منطقه Gertsovka مواجه شد. در اين منطقه نيروهاي هنگ 71 پياده نظام ارتش روسيه تلاش كرد تا پيشروي نيروهاي آلماني را كند سازد و توانست ضربات و تلفات سنگيني هم به آنها وارد نمايد اما سرانجام در نيمه شب چهارم جولاي نيروهاي آلماني در اين منطقه توانستند به اهداف خود دست يابند و در تمام شب هم به حملات خود ادامه دادند. در ساعت 22:30 نيمه شب چهارم و 02:30 دقيقه بامداد پنجم جولاي توپخانه سپاه سوم ارتش روس آتشباري شديدي را برعليه تپه هاي تصرف شده و مواضع توپخانه ارتش آلمان در منطقه آغاز كرد.

در منطقه عملياتي ارتش نهم آلمان در شمال كورسك ، حمله اصلي درساعت 05:00 بامداد روز پنجم جولاي و متعاقب بمباران هوائي مواضع نيروهاي ارتش سيزدهم روسيه توسط لوفت وافه آغاز گرديد. مهندسين خشمگين آلماني توانستند در ساعت 08:30 بامداد معابري را در ميادين مين باز كنند تا نيروهاي اصلي بتوانند از ميان آنها عبور نمايند. در اين جبهه ارتش نهم آلمان از لشگرهاي ششم ، هفتم ، سي و يكم ، هفتاد هشت ، شصت و چهار و دويست و نود و دوم پياده نظام و لشگر بيستم تانك براي هجوم به منطقه اي به طول 15 مايل كه توسط لشگرهاي پانزدهم و هشتادو يكم روس پدافند ميشد استفاده كرد. در ساعت 09:30 بامداد لشگر بيستم تانك درحال نبرد نبرد براي رسيدن به روستاي Bobrik بود و سرانجام توانست با تصرف روستا نيروهاي هنگ 321 پياده نظام ارتش روسيه را ازآنجا بيرون بريزد. لشگر ششم پياده نظام آلمان هم با عبوراز رودخانه Oka روستاي Novy Chutor را تصرف كرد و توانست با حمايت گردان 505 تانك ، پس از عقب زدن نيروهاي هنگ 676 روس ، روستاي Yasnaya Polyana را هم تصرف نمايد.

در اوسط روز ، اتصال دو لشگرروس در معرض خطر گشوده شدن قرار گرفت كه در اينصورت جناح راست ارتش هفتادم روسيه در به خطر مي افتاد. بنابراين فرمانده جبهه مياني ، ژنرال كنستانتين روكوسوفسكي Constantine Rokassovsky يك جابجائي سريع را براي مواجهه با خطر انجام داد و لشگر سوم از سپاه دوم تانك را به سمت جنوب منطقه Ponyri و لشگر شانزدهم را نيز به شمال غرب همان منطقه و لشگر نوزدهم تانك را به غرب منطقه Olkhovatka اعزام نمود .

در حاليكه لشگر 292 پياده نظام آلمان در حال پيشروي به سوي Butyrki براي الحاق به لشگر ششم تانك بود ، پيشروي نيروهاي آلماني در منطقه شمالي با اشكال مواجه شده بود. لشگر 78 پياده نظام ماموريت داشت تا تپه 253.5 در شرق Ponyri تصرف نمايد اما خيلي زود در باتلاقي از كانال هاي پر پيچ و خم گير افتاد و تجهيزات پشتيباني آن نتوانست از نيروهاي پياده نظام حمايت لازم را بعمل آورد. در ادامه روز ، لشگر بيستم تانك از هدف اصلي خود ، تصرف Gnilets ، كه فقط 4 مايل از نقطه آغاز عمليات فاصه داشت دور افتاد. علاوه بر اين ، خودروهاي زيادي را هم در ميادين مين و يا با آتش نيرومند سلاحهاي ضد تانك روسها از دست داد بنحوي كه تلفات قابل تحمل نبود. با فرا رسيدن روز ششم جولاي ، لشگر 86 پياده نظام آلمان موفق شد تا با شكستن خط سوم دفاعي روسها راه خود را ادامه داده و هنگ هجدهم لشگر 86 توانست حومه شمالي Ponyri را به تصرف خود درآورد. در همان زمان لشگر 292 پياده آلمان نيز در حال نزديك شدن به Aleksandrovka بود.

در بخش جنوبي كورسك ، فرمانده ارتش چهارم تانك آلمان ، ژنرال هرمن هوثHermann Hoth ، بر اساس گزارشات شناسائي هوائي از منطقه به صورت ابتكاري تصميم گرفت تا براي اجتناب از درگيري با سپاه يكم تانك ارتش روسيه ، به سمت Prokhorovka دربخش شمالي حركت كند. اين امر سبب شد تا روسها كه منتظر حمله مستقيم او از منطقه Oboyan بودند از دفاع در آن منطقه منصرف شوند. اين حمله مجددا با آتش بسيار سنگين توپخانه و هواپيماهاي پشتيباني نزديك لوفت وافه آغاز گرديد. اين حمله به سرعت با برخورد به موانع ايجاد شده و ميادين گسترده مين روسها به اشكال مواجه شد اما با اين وجود يگانهاي پيشروي لشگر Grossdeutschland در حال نزديك شدن به Cherkasskoye بودند و با فرا رسيدن شامگاه ، شهر به چنگ نيروهاي آلماني افتاد. نيروهاي لشگر دوم تانك SS هم به روستاي Beresov حمله برده و پيشروي خوبي را پس از تصرف آن آغاز كردند . در پايان روز آلمانها تقريبا 12 مايل در عمق خطوط دفاعي لشگر ششم روس نفوذ كرده و بزرگراه Belgorod-Oboyan را نيز به تصرف خود درآورده بودند.

حمله المانها در صبح روز ششم با اشغال منطقه Soborovka توسط لشگر دوم تانك آغاز گرديد. لشگر بيستم تانك پس از پاكسازي جاده منتهي به Teploye در روستاي Samodurovka درگير يك نبرد خونين شد . اين درگيري راه را براي پيشروي لشگر چهارم تانك به سمت تپه 272 باز نمود كه با پشتيباني هوائي گسترده لوفت وافه همراه شد . ژنرال روس Rokossovsky با درك اهميت اين منطقه ، آنجا را قبلا بشدت تقويت كرده بود. در پايان روز منطقه به تصرف آلمانها درآمد و آنها اقدام به پاكسازي تپه ها نمودند. اين منطقه سه بار به تصرف آلمانها درآمد و سه بار هم با ضد حملات سنگين روسها از دست آنها خارج شد.

در منطقه Olkhovatka لشگر ششم خود را به دامنه تپه 274 رسانده و درهمانجا متوقف شده بود . در منطقه Ponyri لشگر 292 خط آهن منطقه را تصرف كرده و عناصري از لشگر نهم و هجدهم تانك جاي پائي در شهري كه توسط هنگ 1032 از آن دفاع ميشد براي خود باز كرده بودند اما درگير جنگي شديد در كارخانه تراكتور سازي ، مدرسه و ايستگاه راه آهن شده بودند . در روز هشتم جولاي ژنرال Model لشگر چهارم تانك را مامور تسخير روستاي Teploye نمود. اما ژنرال Rokossovsky از روستا بشدت دفاع نمود و حمله لشگر چهارم تانك آلمان پس از دو روز نبرد سنگين دفع شد. در شب دهم جولاي ژنرال Model آلماني لشگر 292 را به عقب كشيد و لشگر دهم تانك را جايگزين آن نمود و توانست ضد حملات روسها در روز يازدهم و دوازدهم جولاي را دفع كند. نيروهاي آلمان در جبهه شمال در تصرف ارتفاعات ناكام ماندند و با تمام تلاشي كه در حملات به خرج دادند نتوانستند آنها را به محدوده پيشروي خود بيافزايند

در جنوب منطقه كورسك نيروهاي آلماني بهتر از منطقه شمال عمل كرده بودند. در حاليكه در روز ششم نيروهاي لشگر چهل و هشتم در عبور از منطقه بين Alekseyevka و Sertsev ناتوان مانده بودند ، نيروهاي لشگر دوم تانك SS وضعيت بهتري داشتند. هنگاميك لشگر Leibstandarte تپه مهم 243 را تصرف و راه را به سوي Luchki باز كرده بود ، لشگر Totenkopf از جناح خارجي به روسها حمله كرده و با 20 مايل پيشروي به سمت شمال بزرگراه Belgorod-Oboyan را قطع نموده و خط آهن Belgorod-Kursk را شب هنگام در ششم جولاي به تصرف خود درآورد. روسها با عجله به سوي لشگر 27 شتافتند و سعي كردند تا شكاف ايجاد شده را پر كنند.


در هفتم جولاي سپاه پنجم تانك روس حركت خود به سوي Prokhorovka را آغاز نمود ، در حاليكه نيروهاي ارتش 48 آلمان سرانجام تصميم به عبور از رودخانه گرفته و در آنسو ، در روستاي Sertsev ، لشگر Grossdeutschland توانست با درهم شكستن خطوط دفاعي نيروهاي روس ، باقيمانده نيروهاي سپاه ششم روس را به آن سوي روستاي Sertsev وGremutschy به عقب براند. لشگر Grossdeutschland و عناصري از لشگر يازدهم تانك به سمت شمال غرب روستاي Sertsev به پيش راندند . يعني جائي كه آخرين خط دفاعي روسها قبل از منطقه Oboyan تلقي ميشد. در اين منطقه بود كه دو لشگر آلماني با پاتكهاي لشگر سوم مكانيزه و لشگر ششم تانك روس متوقف شدند. علاوه بر اين لشگر سوم تانك آلمان پيشروي كندي به سوي Berezovka داشت و همين موضوع سبب شد تا جناح چپ لشگر Grossdeutschland به نحو خطرناكي خالي بماند. شرايط زماني بدتر شد كه روسها لشگر 67 تفنگدار را به كمك نيروهاي منطقه Sertsevo فرستادند.


لشگر دوم تانك SS در حال پيشروي بود و در كنار لشگر Leibstandarte به منطقه Psolknee دست يافتند و در همين منطقه با پاتك سنگين لشگر سوم مكانيزه روس مواجه شدند. در جناح راست لشگر دوم تانك SS نيروهاي موسوم به Kempf Detachment نتوانست پيشروي لازم را در شرق منطقه Donets انجام دهد و نيروهاي لشگر دوم روسيه از همين نقطه ضعف استفاده كرده و از جناح راست بي دفاع به لشگر دوم تانك SS حمله كردند. حمله روسها در صبح روز هشتم جولاي به سمت غرب و به قصد قطع كردن بزرگراه Belgorod-Oboyan آغاز شد. اين حمله با حملات هواپيماهاي پشتيباني نزديك لوفت وافه متوقف شد و نيروهاي روس تعداد زيادي از خودروهاي زرهي خود را از دست دادند. در همان روز لشگر Grossdeutschland به سمت جاده Oboyan پيشروي نمود ، تپه 260.8 را دور زد و با قدرت روستاي Verkhopenye را تصرف كرد .

ساير عناصر لشگر هم به تپه 243 هجوم بردند كه پس از نبردي سنگين در شامگاه همان روز آن را متصرف شدند. برغم اين موفقيتها ، ارتش روس سلسله پاتكهائي را در طول شب اجرا نمود. در روز نهم جولاي لشگر دوم تانك SS راه خود را به سوي آخرين خط دفاعي روسها در آن منطقه پيش گرفت. لشگر Totenkopf با عبور از رودخانه Psel روستاهاي Vasilyevka, Koslovka و Krasny Oktober را به تصرف خود درآوردند كه با وجود پاتكهاي متعدد سپاه شصت و نهم روس ، آن روستاها در دست نيروهاي آلماني باقيماند. لشگر 48 تانك آلمان در پيشروي به سوي غرب با مقاومت شديد نيروهاي روس مواجه شد اما لشگر سوم تانك توانست به پيشروي خود ادامه داده و در پايان همانروز با عبور از رودخانهPena سر پل كوچكي را ايجاد و تثبيت نمايد. در روز دهم جولاي لشگر Grossdeutschlandنيز از رودخانه Pena عبور كرد و به سمت جنوب غرب راند تا باقيمانده نيروهاي روس در شهر Berezovka را پاكسازي نمايد.

با پشتيباني سنگين هوائي تپه هاي 243 و 247 و سپس خود شهر پاكسازي گرديد . در اين ضمن ، ارتش پنجم تانك روس به به جنوب غرب منطقه Stary Oskol رسيد و در همانجا به لشگر پنجم احتياط ملحق شد. در غرب Stary Oskol ، لشگر دوم تانك و لشگر دوم احتياط تانك براي مواجهه با تهديد احتمالي از جنوب Prokhorovka آرايش گرفته بودند. در روز يازدهم جولاي نيروهاي مستقر در جنوب پيشروي به سوي Prokhorovka را با پيشقراولي لشگر دوم تانك SS آغاز كردند. در شرق همان منطقه نيروهاي موسوم به Detachment Kempf به سمت شمال و مواضع ارتش 69 روس در حومه Rzhavets پيشروي نمود كه آن منطقه هم در همان شب توسط عناصر لشگر ششم تانك آلمان به تصرف درآمد. در حاليكه پيشروي نيروهاي لشگر دوم تانك SS در جنوب Prokhorovka متوقف شده بود.

در روز 12 جولاي لشگر ششم تانك اقدام به ايجاد يك سرپل در آن سوي رودخانه Donetsبه سمت شمال Rzhavets نمود در شرايطي كه در شرق همان منطقه لشگر دوم تانك SS هنوز درگير يك نبرد سنگين در اطراف روستاي Alexsandrovka شده بود كه سرانجام در پايان روز توانست روستا را تصرف نمايد. عمده ترين نبرد در همان منطقه Prokhorovka در جريان بود كه لشگر دوم تانك SS و سپاه پنجم احتياط تانك روس درگير نبردي خونين و فراموش نشدني بودند كه سرنوشت تمام جنگ را تعيين ميكرد. در ساعت 06:30 لوفت وافه اقدام به بمباران هوائي منطقه نمود كه اين بمباران با پاسخ متقابل توپخانه روسها بر روي مواضع نيروهاي آلماني مواجه گرديد. همانطور كه نيروهاي زرهي طرفين درگير جنگ بودند ، ميدان نبرد بخاطر نزديكي مواضع طرفين بسيار آشفته و مغشوش شده بود به طوري كه نه نيروي هوائي و نه توپخانه طرفين نميتوانست ادوات نيروي مقابل را بدليل نزديكي مواضع هدف قرار دهند. در ساحل شمالي رودخانه Psel لشگر Totenkopfدرگير جنگ شديدي با عناصر لشگر 31 تانك و 33 احتياط پياده شده بود در حاليكه لشگر Das Reich مورد حمله لشگر دوم احتياط تانك روسي قرار گرفته بود. در مركز خطوط دفاعي روسها ، لشگرهاي دوم و 29 تانك موفق شدند تا پيشروي لشگر Leibstandarte را سد كنند. اما در بعداز ظهر همان روز لشگر دوم احتياط پياده و لشگر دوم تانك در منطقه بين غرب Belenichino و شرق Kalinin دچار شكست شدند . نقطه الحاق لشگر پنجم احتياط پياده و لشگر پنجم احتياط تانك و لشگر 18 تانك روسها به دليل پيشروي تانكهاي آلماني به سمت شمال غرب منطقه Prokhorovka در معرض خطر جدي قرار گرفته بود. بناچار روسها نيروهاي ذخيره لشگر دهم مكانيزه و تيپ 24 تانك را به آن منطقه گسيل داشتند تا شكاف ايجاد شده را تامين كنند. اين نيروها اقدام به تثبيت موقيعت نمودند تا سرانجام دو طرف همان شب به لاك دفاعي فرو رفتند كه بتوانند براي نبردهاي فردا آماده شوند.

توقف عمليات

وقوع برخي رخدادها در مناطق ديگر ، آينده عمليات Citadel را تحت تاثير قرار داد. در دهم جولاي نيروهاي متفقين در جزيره سيسيل ايتاليا توانستند نيرو پياده كنند و جنوب ايتاليا را در معرض خطر قرار دهند. در دوازدهم جولاي نيروهاي روس حمله بزرگي را در شمال برآمدگي منطقه كورسك آغاز كردند تا بتوانند در عقبه سپاه نهم آلمان شكاف ايجاد كنند. اين شكاف در مواضع سپاه ضعيف شده دوم آلمان و در جبهه غرب توسط نيروهاي احتياط ارتش يازدهم روس و در جبهه Bryansk توسط ارتشهاي سوم ، شصت و يكم و شصت و سوم و در مناطق مركزي توسط ارتش سيزدهم و هفتادم بوجود آمد. اين عمليات در روز يازدهم جولاي و انجام عمليات شناسائي گسترده و با حمايت حملات هوائي و آتش توپخانه در صبح روز 12 جولاي آغاز گرديد.

در شامگاه روز چهاردهم نيروهاي احتياط سپاه يازدهم 10 مايل و نيروهاي سپاه يازدهم و سپاه چهارم تانك هم براي پشتيباني از اين نيروها آنها را حمايت ميكردند. در جبهه جنوبي هم درروز سيزدهم نيروهاي لشگر دوم تانك SS توان هيچگونه عمليات آفندي را نداشته و بدليل ضعف تداركات امكان بازسازي تجهيزات و امكاناتش را از دست داده بود. نيروهاي روس به درون عقبه لشگر سوم تانك SS در جاده Rakovo-Kruglik پيشروي كرده و تپه 274 و شهر Berezovka را بازپس گرفتند. در روز چهاردهم جولاي لشگرTotenkopf از سرپل ايجاد شده در ساحل شمالي رودخانهPsel به عقب رانده شد. در همين حال لشگرDas Reich توانست پيشروي محدودي داشته باشد و شهرBelenichino را تصرف كند. به لشگرGrossdeutschland دستور داده شد تا به حمله اي به سمت غرب داشته باشد تا بتواند زمينهاي از دست داده شده توسط لشگر سوم تانك را بازپس بگيرد. پس از يكروز نبرد سنگين لشگر مذكور توانست به لشگر سوم تانك در شهر Berezovka ملحق شود اما موفق نشد تا نيروهاي روس را از تپه 247 براند.

در پانزدهم جولاي لشگر Das Reich به لشگر هفتم تانك ( بخشي از نيروهاي Kempf ) متصل شد و توانست پيشروي كمي در جبهه جنوب داشته باشد. به هرحال عمليات آفندي روسها در منطقه شمالي اكنون توانسته بود تا عقبه سپاه نهم را تهديد كند و آن را مجبور ساخت تا براي جلوگيري از خطر محاصره به عقب نشيني منظمي به سمت مناطق غربي دست بزند. در پايان روز پانزدهم ، تقريبا تمام عمليات هجمومي در اطراف شهر Prokhorovkaمتوقف و نيروهاي آلماني به لاك دفاعي فرو رفتند. در روز هفدهم ، روسها سلسله عمليات هجومي جديدي را در تمام جبهه شرق آغاز كردند . لشگر دوم تانك SS و لشگرGrossdeutschland از سپاه چهارم تانك جدا شده و عمليات متوقف گرديد. در 23 جولاي سپاه چهارم تانك هم به سمت نقطه آغاز عمليات عقب نشيني كرد و در منطقه شمالي در تاريخ 18 آگوست سپاه نهم توانست خود را به سلامت به عقب بكشد.

نتيجه گيري

عمليات Citadel براي نيروهاي آلماني در جبهه شرق تبديل به مصيبت بزرگي شد. فرمانده عالي نيروهاي آلماني براي اين عمليات اهدافي را در نظر داشت كه جاه طلبانه و دور از دسترس بود.

از طرفي تاريخ آغاز عمليات با تاخير پي در پي مواجه ميشد كه همين امر فرصت كافي را براي نيروهاي روس فراهم ميكرد تا نيروهاي خود را در كورسك تقويت سازند. روسها از قبل به كمك شبكه جاسوسي در سوئيس و دولت انگلستان كه توانسته بود كدهاي رمز مخابراتي آلمان را بشكند به خوبي از قصد نيروهاي آلماني اطلاع يافته و توانسته بودند تا امكانات خود را در برآمدگي منطقه كورسك متمركز سازند . خطوط متعدد دفاعي درعمق منطقه ، ميادين مين گسترده ، قرارگاههاي دفاعي متعدد و مواضع سلاح هاي ضدتانك چنان طراحي شده بودند كه سبب شد تا عمليات آلمانها بتدريج دچار فرسايش شود. در حاليكه آلمانها در تلاش بودند تا راه خود را به سمت جلو هموار سازند به تدريج توان و منابع خود را از دست ميدادند. قبل ازعمليات ، نيروهاي زبده تانك آلمان كه با دقت زياد در كنار يكديگر قرار ميگرفتند ، توسط روسها خسته و از پاي درمي آمدند و در مقابل روسها با دقت انكارناپذيري ، به عمليات مي پرداختند . جبهه جنگ اكنون تبديل به ميدان عقب نشيني مداوم براي آلمانها و پيروزي هاي پي در پي براي روسها شده بود.


حصر كورسان – Korsun


موقعيت منطقه
در جريان عمليات تهاجمي روسها در زمستان سال 1943-44 ، خطوط دفاعي آلمانها در ميانه رودخانه دنپر Dnepr زير فشار سنگين ارتش سرخ درهم شكسته شد. روسها تلاش داشتند تا با عبور از رودخانه به پيشروي خود به سمت غرب ادامه دهند . آلمانها فقط در يك برجستگي – به وسعت 80 مايل – بين Kanev و Cherkassy و به موازات نوار غربي رودخانه هنوز مواضع دفاعي خود را حفظ كرده بودند. نيروهاي آلماني مستقر در اين منطقه كه بخشي از ارتش هشتم تلقي ميشدند ، شامل دو سپاه يازدهم و چهل و دوم بودند. اين دو سپاه نيز از گردانهاي 57 ، 88 و 72 جمعي لشگر 389 پياده و لشگر پنجم تانك SS موسوم به Wiking تشكيل
شده بودند. علاوه بر آنها ، گروه نيروهاي B شامل اجزاي لشگر 258 و 112 پياده نظام و نيروهاي مختلط زرهي ، مكانيزه هم از آنها پشتيباني ميكردند. يك پايگاه هوائي پشتيباني هم در Korsun ايجاد شده بود تا در صورت لزوم بتواند هر يگان عملياتي گرفتار شده در محاصره دشمن را از طريق هوائي پشتيباني كند.
با وجود اين فلد مارشال فون مانشتاين Von Manstein ، فرمانده ارتش جنوب در جبهه روسيه مكررا از هيتلر درخواست ميكرد تا اجازه دهد دو سپاه يازدهم و چهل و دوم ( مستقر در همان 80 مايل) از مواضع خود عقب نشيني كنند تا خطوط دفاعي آلمانها يكپارچه شود. اما هيتلر با رد درخواست مانشتاين دستور داده بود حتي با وجود خطر محاصره ، نيروهاي آلماني نبايد از مواضع خود عقب نشيني كنند. او معتقد بود اگر بتوان حمله روسها را متوقف نمود ، در آنصورت از آن برجستگي ميتوان بعنوان سكوي پرشي براي بازپس گرفتن كي يف Kiev استفاده نمود. [/
JUSTIFY]
لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد
ستاد فرماندهي ارتش روسيه فرصت را براي محاصره نيروهاي آلماني موجود در منطقه مناسب مي ديد. با اينكار نه تنها بخش عمده اي از نيروهاي ارتش هشتم آلمان نابود ميشد ، بلكه حتي به نظر ميرسيد راه عقب نشيني ارتش هشتم براي پيوستن به نيروهاي ديگر ارتش آلمان – گروه نيروهاي A- در جنوب جزيره كريمه نيز قطع خواهد شد. براي دستيابي به اين اهداف گروه نيروهاي اوكرايني به فرماندهي ژنرال كوني يف Konev و ژنرال واتوتين Vatutin مامور شدند تا از دو طرف به جناح جنوب شرق و شمال غربي برجستگي كورسان حمله كنند. ارتش يكم اوكراين به فرماندهي ژنرال واتوتين شامل سپاه يكم و ششم تانك سپاه چهلم پياده نظام بود. ارتش دوم اوكراين به فرماندهي ژنرال كوني يف هم از نيروهاي سپاه پنجم تانك و سپاه چهارم و پنجاه و سوم پياده نظام تشكيل شده بود. نيروهاي ارتش 27 و 52 مي بايد مناطق شمالي و شرقي كورسان در طول رودخانه دنپر Dnepr را تحت فشار قرار مي دادند.


محاصره تكميل شد

هر دو سپاه اوكرايني حمله خود را در روز 24 ژانويه سال 1944 آغاز كردند. نيروهاي سپاه دوم كه منطقه جنوب شرقي را مورد حمله قرار داده بودند پيشروي عالي را داشتند و توانستند اتصال لشگر يازدهم و چهل و دوم و متعاقبا ارتباط با ارتش هشتم را قطع نمايند. در همان موقع ارتش يكم اوكراين هم از شمال غرب حمله را آغاز نموده و به سمت جناح غربي منطقه پيشروي مي نمود. نيروهاي سپاه هفتم آلمان زير فشار سنگين از پاي درآمد و نيروهاي لشگرهاي 88 و 198 هم با نااميدي با تانكهاي روس ميجنگيدند. اين يگانها ، با پشتيباني ناچيز زرهي ، تنها نيروهائي بودند كه هنوز خط دفاعي را حفظ كرده بودند و اگر آنها نيز شكست ميخوردند راه براي رسيدن به ارتش پنجم تانك روسها در كمتر از 90 كيلومتري جنوب شرقي منطقه باز ميشد .

اگر دو ارتش اكرايني هم به يكديگر ملحق ميشدند برجستگي منطقه قطع و محاصره تكميل ميشد. اين هدف در 28 فوريه و در نزديكي شهر Zvenigorodka و با اتصال عناصر لشگرهاي ششم و پنجم تانك به يكديگر تحقق يافت. اكنون 57.000 سرباز آلماني در "حصر كورسان" گرفتار آمده بودند.
با تكميل حلقه محاصره ، فرماندهي باقيمانده نيروهاي آلماني به ژنرال ويلهلم اشتيمرمن Wilhelm Stemmerman منتقل شد و از آن پس نيروهاي محاصره شده را نيروهاي Stemmerman مي ناميدند. مهمترين راه حل عقلاني اين بود كه هر چه سريعتر حلقه محاصره شكسته شود قبل از آنكه روسها آن را مستحكم نمايند. هيتلر هم فرمان داده بود كه نيروهاي محاصره شده بايد مقاومت كنند. هيتلر معتقد بود كه نيروهاي روسي محاصره كننده كورسان ، خود بايد محاصره شده و نابود شوند چرا كه اكنون بسيار ضعيف خسته شده اند. به هر حال به نيروهاي آلماني ناتوان و بي رمق دستور داده شد تا حلقه محاصره را بشكنند. در اين ميان فقط لشگر 22 تانك تازه نفس بود كه آنهم به لحاظ تجهزات به شدت نياز به جايگزيني داشت . وضعيت تداركاتي آلمانها وخيم بود و كمبود شديد نفرات و تجهيزات وجود داشت . علاوه بر خسارات ناشي از عمليات زمستانه روسها ، ضعف نيروهاي زميني آلمان ، حملات هوائي بي وقفه روسها و عمليات خرابكاري پارتيزانها هم مزيد بر علت شده و روحيه آلمانها را به شدت تضعيف كرده بود . در نخستين هفته ماه فوريه هوا اندكي روبه گرما گذاشت كه خود سبب كاهش مشكلات آلمانها براي عقب نشيني گرديد.


ضدحملات آلمانها آغاز ميشود.
در صبح روز چهارم فوريه ژنرال برايث Breith پاتكي را برعليه نيروهاي روسي در منطقه محاصره شده و با فشار لشگرهاي 16 و 17 تانك به منطقه جنوبي آغاز نمود. اين حمله مصادف شد با بيم نيروهاي روس از آب شدن يخها در فصل بهار. پيشروي خزنده اي آغاز شد اما خيلي زود متوقف گرديد. در جنوب منطقه مدوين Medvin ، هنگ تانكهاي سنگين تحت امر سرهنگ دوم باكه Bake در حال پيشروي بود و جناحين آن توسط پياده نظام لشگر 34 و 198 تامين ميشد. تانكهاي Bake در ميان مقاومت شديد نيروهاي روس و موانع ايجاد شده توانستند به آرامي و فقط 6 مايل پيشروي كنند. در جريان يكروز نبرد شديد ، هر دو طرف تلفات سنگيني را متحمل شدند اما روسها توانستند مواضعشان را حفظ كنند و پيشروي تانكها نيز متوقف شد.

با اين وجود ژنرال Breith حاضر به تسليم نبود . او يگانهائي از لشگر SS موسوم به وفاداران به هيتلر ( منبعد SS LAH ) را در اختيار داشت و عناصري از لشگر يكم تانك نيزبا پيشروي هم اكنون در حال رسيدن به او بود . او يك پيام راديوئي ساده را به نيروهاي محاصره شد ارسال كرد: " دارم مي آيم!" . در هشتم فوريه لشگر يكم تانك Bushanka را تصرف نمود. سرانجام در همانروز نيروهاي روس مجبور به عقب نشيني به آنسوي رودخانه Gniloy Tikich شدند . يعني جائي كه لشگرهاي 16 و 17 تانك آماده بودند تا سرپل كوچكي را ايجاد كنند. اما موقيت نامناسب زميني و مقاومت سرسختانه روسها هر گونه پيشروي در آن منطقه را با اشكال مواجه ميساخت. نيروهاي آلماني در محاصره بايد براي پيدا كردن راه خروج به سختي با نيروهاي روس ميجنگيدند.

در دوازدهم فوريه ، لشگر SS LAH در منطقه Vinograd در حال نبرد با روسها بودند در حاليكه نيروهاي لشگر 16 تانك در راه رسيدن به Medvin با مقاومت شديدي از جانب روسها دست به گريبان بودند. لشگر 17 تانك هم در منطقه جنوب غرب Medvin با تانكهاي سپاه هفتم تانك روسيه درگير شده بود. در همين حال لشگر يكم تانك هم در حال ادامه فشارحملات خود به منطقه Lysianka بود. بالاتر در منطقه شمالي ، نيروهاي لشگر 47 تانك در منطقه Zvenigorodka واقع در 30 كيلومتري حلقه محاصره و 25 كيلومتري لشگر سوم تانك متوقف شده بود. نيروي لشگر يكم تانك به پايان رسيده بود.


حلقه محاصره به سمت جنوب حركت ميكند.

ژنرال اشتيمرمن Stemmerman به سرعت متوجه وخامت اوضاع گرديد. فقط يك تصميم سريع و قاطع ميتوانست از تبديل اين وضعيت به يك فاجعه بزرگ جلوگيري كند. نيروهاي آلماني در محاصره بايد خيلي زود نجات مي يافتند اما ابتدا ميبايست از درون مستحكم ميشدند. براي انجام اين عمل ، نخستين كار ، گشودن جبهات جديد در مناطقي بود كه احتمال شكستن محاصره در آن مي رفت كه اين مناطق ترجيحا در لبه جنوبي حلقه محاصره واقع شده بود. اما مشكل اينجا بود كه بخش عمده اي از نيروهاي آلماني در شمال و شرق حلقه محاصره و در حاشيه رودخانه دنپر Dnepr مستقر بودند و اين نيروها مي بايد به سلامت در محيط حلقه محاصره به سمت جنوب جابجا مي شدند.

از ارتش هشتم فرمان رسيد " نيروهاي گروه Stemmerman بايد با كاهش خطوط درگيري به هر شكل ممكن و در زمان مقتضي مستقيما به سمت Shenderovka و در جهت نيروهائ امدادي كه خارج از حلقه محاصره به درون فشار مي آورند حركت نمايد ".

اين حركت مستلزم داشتن مهارت فوق العاده در جابجائي نيروهاي درون حلقه محاصره بود. ژنرال اشتيمرمن Stemmerman با تخليه نيروهاي لشگر 42 از مواضعشان در حاشيه ساحل رودخانه دنپر Dnepr توانست با موفقيت وظيفه جابجائي نيروها در لبه شمالي حلقه محاصره را انجام دهد. در همان وقت حلقه محاصره توسط نيروهاي لشگر يازدهم آلمان با هدف تصرف سه روستاي كليدي Shenderovka ، Novaya-Buda و Komarovka به سمت جنوب بسط داده شده بود. نقطه اصلي تمام فعاليتها Korsun بود كه در مركز حلقه محاصره قرار داشت و تنها پايگاه هوائي منطقه را در خود جاي داده بود. در اين فرودگاه در صورت مساعد بودن هوا ، با حدود 70 سورتي پرواز روزانه ، تجهيزات تخليه و مصدومان بارگيري ميشدند. به استثناي تماسهاي راديوئي ، اين تنها نقطه تماس نيروهاي آلماني با خارج از حلقه محاصره بود.


حلقه محاصره ضعيف ميشود

درمحدوده روستاي Novaya-Buda ، به هنگ شديدا آسيب ديده 105 از لشگر 72 ماموريت داده شد تا به آن روستا حمله كند. فرمانده هنگ ، سرگرد كاستنر Kaestner ميدانست كه براي رسيدن به اين هدف بايد ازيك سراشيبي عبور كند بنابراين يك حمله شبانه را درنظر گرفت. اين حمله در شب يازدهم فوريه آغاز شد. نيروهاي او شب هنگام به صورت سينه خيز ، در سكوت و با سرنيزه ، خنجر و وسايل حفر خندق به سوي مواضع نيروهاي روس حركت خود را آغاز كردند. آنها ميتوانستند صداي صحبت و خنده نيروهاي روسي را بشنوند. آنها خيلي سريع توسط نگهبانان روس شناسائي شدند. افراد هنگ آلماني با غافلگيري دشمن در حال دويدن به سوي آنها شليك ميكردند . جنگ خونيني درگرفته بود و نيروهاي آلماني در بالا و پائين كانالها آخرين مقاومتهاي روسها را سركوب ميكردند. در دوازدهم فوريه كورسان با آن فرودگاه قيمتي اش تخليه شده بود. اما حدود 3.000 مجروح آلماني با كادرپزشكيي برجاي ماندند تا توسط روسها اسير شوند. از اين پس در فرودگاه نه ديگر كمكهاي امدادي تخليه و نه ديگر مجروحين بارگيري ميشدند. در روز سيزدهم ، درون حلقه محاصره ، هنگ 105 در حمله به روستاي Komarovka موفق شد تا 240 سرباز روس را اسير و 21 تانك دشمن را منهدم نمايد اما براي كنترل روستا آسيبهاي شديدي را متحمل شد . روستاي Shenderovka نيز در بعدازظهر همانروز تصرف شد تا نقطه از پيش تعين شده براي شكستن حلقه محاصره تامين شود.

با فرا رسيدن پانزدهم فوريه ، حلقه محاصره در نهايت استادي جابجا شده و هر دو جناح آن در برابر فشار روسها حفظ شده بود. نقطه پرش به بيرون از حلقه محاصره ، يعني روستاي Shenderovka نه فقط در مقابل فشار زميني بلكه در مقابل حملات پي در پي هوائي مقاومت ميكرد. همانروز هنگ 105 روستاي Chilki را تصرف و پاتكهاي سنگين روسها را نيز دفع كرد. اكنون روستاي Shenderovka به مركز منطقه محاصره تبديل شده و محدوده آن نيز به 65 كيلومتر مربع كاهش يافته و 40.000 سرباز را در خود جاي داده بود.


[B]زمينگير شدن لشكر سوم تانك

در روز پانزدهم فوريه ، تانكهاي لشگر سوم تانك آخرين فشار خود از سرپل رودخانه Gniloy Tikich براي تصرف تپه 239 واقع در شمال غرب رودخانه آغاز كردند. اين منطقه توسط عناصري از لشگر ششم تانك لشگر 27 ارتش روس دفاع ميشد. در اين موقع روسها خطوط دفاعي مستحكمي را آماده كرده و به طور مداوم نيز آنها را تقويت ميكردند. با اين وضع تانكهاي لشگر يكم و هفدهم ارتش آلمان نميتوانستند تا تپه را تصرف كنند و پيشروي آنها در امتداد خطوط دفاعي اطراف شهرهاي Lysianka ، Oktyabr و Chishintsy كه حدود 12 كيلومتربا هدف (تپه 239) فاصله داشت متوقف شد. اين به آن معني بود كه مردان گير افتاده در محاصره براي بازكردن راهشان بايد با نيروهاي پياده نظام روس كه با نيروي زرهي و سنگرهاي محكم حمايت ميشدند ميجنگيدند . روسها در دو موقعيت قرار داشتند. از درون با نيروهاي ژنرال اشتيمرمن Stemmerman و از بيرون با تلاشهاي لشگر سوم تانك براي شكستن حلقه محاصره درگير بودند.

در همان روز فرماندهي ارتش هشتم فرمان جديدي براي نيروهاي محاصره شده صادر كرد " نيروهاي Stemmerman بايد تلاش كنند تا خودشان هرچه زودتر حلقه محاصره رادر منطقه Zhurzintsy/ تپه 239 بشكنند. آنها در اين نقطه به لشگر سوم تانك ملحق خواهند شد."

اما دراين فرمان مشخص نشده بود كه تپه 239 هنوز در دست نيروهاي روس است. اشتيمرمن Stemmerman از پيام اينگونه نتيجه گرفت كه تپه 239 در اختيار نيروهاي خودي است. او بلافاصله اقدام به تهيه مقدمات شكستن حلقه محاصره نمود . او بايد با نيروهاي پشت سر باقي ميماند و ژنرال ليب Lieb بايد خط محاصره را ميشكست. اين كار براي يكبار انجام ميشد و بايد يگانها ارتباط مخابراتي كمي با هم برقرار ميكردند. فرماندهان هم انضباط سختي را ما بين يگانها برقرار كردند.

[B]شكسته شدن حلقه محاصره

در شانزدهم فوريه ، سه هفته از آغاز محاصره نيروهاي گرفتار گروه Stemmerman ميگذشت و با گذشت هر روز اوضاع سخت تر ميشد. ترس از دلسردي هيتلر از حمايت از تلاشها براي شكست حصر Kursan و اطلاع از وضعيت نابسامان نيروهاي محاصره شده ژنرال فون مانشتاين Von Manstein را برآن داشت تا به ژنرال Stemmerman فرمان دهد كه حمله خود را آغاز كند . كلمه رمز "آزادي ، Freedom " بود. فرمان رسمي او مختصر بود :" اسم رمز Freedom ، هدف Lysianka ، ساعت 23:00" . پس از ابلاغ فرمان آغاز عمليات ، مانشتاين به Stemmerman هشدار داد كه تپه 239 هنوز در دست روسهاست. اما مخابرات نابود شده و امكان برقراي ارتباط با نيروهاي محاصره شده وجود نداشت.
چند دقيقه بعد سرهنگ Franz ، معاون ستاد ژنرال اشتيمرمن توانست پيام را بخواند. تمام نيروها توجيه شدند و طرح عمليات براي شكستن محاصره كه شامل سه نوبت درگيري با دشمن بود اجرائي شد. در شمال غرب ، نيروهاي گروه B جناح راست حلقه محاصره را مورد حمله قرار ميدهند. در منطقه مياني ، هنگ زرهي 105 بايد راه خود را باز نمايد. موفقيت هنگ 105 در تصرف روستاي Novaya-Buda سبب شده بود تا نيروهاي آلماني به آنها به ديده احترام بنگرند. در جنوب غرب هم بايد عناصر لشگر پنجم SS موسوم به Wiking عمليات ميكردند.

ژنرال Stemmerman بايد پوشش نيروها و كنترل عقب نشيني را هم نظارت ميكرد. تمام تجهيزات سنگين غير ضروري را هم بايد برجاي گذاشته ميشدند. در ساعت 03:30 دقيقه عمليات آغاز شد.
هنگ 105 در تاريكي شب و سكوت كامل تا دامنه تپه 239 به جلو رفت. يك گروه شناسائي به فرماندهي ستوان بندر Bender تا منطقه را رصد كند. اميد ميرفت تا او بتواند به عناصر لشگر يكم تانك ملحق شود. اما ستوان Bender خيلي زود و با اخباري تلخ بازگشت. " در جلويمان تانكهائي وجود دارند. اما خودي نيستند . شش دستگاه تانك T-34 در راه حركت به جلو موضع گرفته و تعداد زيادتري تانك هم در غرب آنها قرار دارند. " پس از تمام تلاشها معلوم شده كه راه باز نيست و نيروها دريافتند كه براي رسيدن به مواضع امن لشگر يكم تانك بايد بجنگند.

سرگرد كاستنرKaestner فرمانده هنگ 105 نيروهايش را بخوبي ميشناخت و آنها را از قبل براي يك حمله سريع آماده كرده بود. نيروهاي كاستنر يكبار ديگر و در سكوت به سمت مواضع نيروهاي دشمن پيشروي و با سرنيزه و دشنه و لوازم حفر خندق به آنها حمله كردند. نيروهاي روس اقدام به تيراندازي گسترده اي در تاريكي كردند. فرماندهان تانكها هم به سرعت به تانكهايشان رفتند و با روشن كردن چراغها گروه هائي از نيروهاي به سرعت در حال فرار آلماني را مشاهده كردند. حالا ديگر هيچ پيشروي قانونمندي وجود نداشت و هركس براي نجات خودش مي گريخت. در تمام طول خط نيروهاي آلماني با شتاب و با تحمل تلفات زياد در حال فرار بودند. آنها هيچ راهي به جز فرار به جلو نداشتند.
نيروهاي لشگر يكم تانك و هنگ سنگين زرهي سرهنگ دوم باكه Bake كه سرو صدا و كشتار سربازان در حال فرار را شاهد بودند به جلو حركت كردند تا در حد توان به آنها كمك كنند. فقط 220 نفر از جمع 1100 نفر نيروهاي هنگ 105 باقيمانده بود كه سرانجام توانستند خود را به نيروهاي نجات دهنده خود در Lysianka برسانند. آنها هم با صداي بلند كلمه رمز " Freedom-freedom " را فرياد مي زدند. آنها مورد استقبال ستوان فرايهر فون دورنبرگ Freiherr von Dornberg قرار گرفتند و او سرگرد كاستنرKaestner را درآغوش خود گرفت.

در همان موقع حمله مجدد تانكهاي روس به عقبه نيروهاي آلماني توسط هنگ پنجم تانك از لشگرWiking به عقب زده شد . اين هنگ بعدها در جريان عمليات بطور كامل نابود شد. در همان روز هم ژنرال اشتيمرمن Stemmerman در حال تلاش براي تغيير موضع فرماندهي با شليك يك راكت ضد تانك كشته شد و ژنرال ليب Lieb فرماندهي نيروها را برعهده گرفت. لئون دگرل Leon Degrell كه در تيپ والوني از لشگر Wiking خدمت ميكرد اوضاع از اينگونه توصيف مي كند : " در رقابت براي فرار ، برخي گاريهاي حامل مجروحين واژگون مي شد . به سرعت يك ستون از تانكهاي روسي از راه ميرسيد ، از روي آنها عبور ميكرد و مثل قوطي كبريت يكايك آنها را خرد ميكرد. آنها اسبها را به گلوله ميبستند و از روي جسد آنها با شني تانك عبور ميكردند.

در آن هرج و مرج ، افراد گروهان سوم از گردان 389 ضد تانك ، به گرفتاري جديدي دچارشد. گروهبان كراسه Krause كه رهبري گروهان را برعهده داشت به مردانش فرمان حركت داد. آنها با چند راكت ضد تانك به سمت بالاي تپه اي در همان نزديكي رفتند و هفت تانك T-34 را در حال شليك به نيروهاي پائين تپه مشاهده كردند. آنها به سوي نزديكترين تانكها شليك و دو عدد از آنها را منهدم كردند. بقيه تانكها كه نميدانستند از كجا مورد حمله واقع شده اند با دستپاچگي فرار كردند. در جائي ديگر يك ستون از لشگر Wiking مورد حمله تانكهاي روسي قرار گرفته بود. در ميان حيرت افراد ستون ، مردي سوار بر اسب از ميان شكاف تنگ دو تپه بالا آمد در حاليكه حدود 3000 نفر را فرماندهي ميكرد. آن مرد اسب سوار سرهنگ دوم مولر Muller بود كه به نيروهاي فرمان حمله به خطوط روسها را مي داد. سرانجام با وجود دهها نفر تلفات خطوط مستحكم دشمن شكسته شد و آنها به عقب رانده شدند. آلمانهاي باقيمانده هم به درون جنگل رفتند و از آنجا هم راه رودخانه را در پيش گرفتند.
سرهنگ Franz كشتارفجيع مجروحين لشگرWiking را شاهد بود و خودش يك اسب داشت كه آنهم در جريان جنگ با گلوله كشته شد . در جريان پيشروي با پاي پياده به گروه ديگري از سربازان ملحق شد و با آنان به راه خود ادامه داد. آنها خيلي زود در جلوي خود با آتش تفنگ و تيربارمواجه شدند. دو سرباز جمعي تيپ والوني از راه رسيدند و به آنها هشدار دادند كه يك تيربارروسي راه آنها را جلوتر مسدود كرده است. سرهنگ Franz بلافاصله يك تفنگ دوربين دار طلبيد و به سوي سنگر تيربار دشمن رفت. او با دوربين تفنگ سه سرباز روس را ديد كه پشت تيربار هستند. او به سرعت نشانه گرفت و با سه شليك پياپي هر سه را كشت. Franz يرخاست و به باقيمانده نيروهايش فرمان حركت داد.


[B]رودخانه Gniloy Tikich
[/B]
در پايان روز ، نيروهاي نجات يافته گروه ژنرال اشتيمرمن به ساحل رودخانه Gniloy Tikich رسيدند. آخرين يخها هم آب شده و با افزايش جريان آب در حال عبور آن را تبديل به رودخانه خروشاني كرده كه اكنون راه آنها را سد كرده بود. جريان آب حدود 30 متر عرض و 180 سانتيمتر عمق داشت. هيچ پلي ديده نميشد و عبور به نظر غير ممكن مي آمد. لشگر يكم تانك ، حدود يك مايل بالاتر و در شمال غرب نيروهاي پياده گرفتار شده ، هنوز يك پل را در اختيار داشت كه نيروهاي پياده از آن اطلاعي نداشتند و افراد گردان مهندسي ، رزمي Jena هم توانسته بود يك سرپل كوچك را برپا سازند. هنگاميكه نخستين گروه از افراد به رودخانه رسيدند ، نخستين تانكهاي T-34 هم پديدار شدند. آنها با شليكهاي پياپي وحشت آفرين شده بودند. سربازان آلماني يا بايد با جريان نيرومند آب مقابله ميكردند يا سر جاي خود كشته ميشدند. تمام افراد گروه به آب زدند و سعي در عبور از رودخانه داشتند. عده اي را جريان آب با خود برد و عده ديگر نيز بدليل وزن زياد لباسهايشان غرق شدند. باقيمانده افراد هم لباسهاي خود را درآوردند تا شانس سلامت خود را براي عبور افزايش دهند. افرادي كه توانستند به آن سوي رودخانه برسند با سرماي شديدي مواجه شدند. هوا در صبح همانروز 5- درجه سانتيگراد بود. آنا هنوز يك مايل ديگر را بايد ميان برفها مي پيمودند تا به خطوط امن آلمانها برسند. برخي يگانهاي ديگر هم سعي كردند تا به شكل سازمان يافته از رودخانه عبور نمايند. ژنرال هربرت گيله Herbert Gille فرمانده لشگر Wiking فرمان داد تا يك تراكتور را به ميان رودخانه برانند تا به عنوان پايه موقت براي عبور استفاده شود. اما جريان آب خيلي زود تراكتور را با خود برد. سپس او زنجيره اي انساني از نيروها را سازماندهي كرد كه به صورت متناوب در آب و خشكي حركت كنند تا از عرض رودخانه عبور نمايند. اين روش به خوبي جواب داد اما زمانيكه آثار كرختي پديدار شد عده اي از افراد آن را رها كردند. زنجير به سرعت پاره شد و امواج افراد را از هم جدا كرد. افراديكه زودتر از رودخانه گذشته بودند به خطوط مقدم لشگرSS LAH و لشگر يكم تانك رسيدند و شرايط بسيار دشوار نيروها در جنوب را برايشان تشريح كردند . در آنسوي رودخانه گروهي هم به پناه آوردگان اعزام شدند تا به انتقال آنها به سمت شمال كمك كنند. يك دسته تانك و مهندسين رزمي هم به سرعت به محل اعزام شدند تا كمك نيروهاي قبلي بتوانند معبري را براي عبور ايجاد كنند. در طول روز عمليات عبور از رودخانه ادامه داشت . يگانهاي ذخيره ارتش توانستند با موفقيت گذرگاهي را ايجاد كنند. در پايان روز شانزدهم فوريه ، بيشتر نبرد ها در حاشيه رودخانه پايان يافت و اكثريت نجات يافتگان از حلقه محاصره عبور كرده بودند . خطوط دفاعي آلمانها مرتب شد و حدود 35 هزار نفر از مجموع 65 هزار نفر نيروي محاصره شده نجات يافتند . بيش از 10 هزار نفر كشته و حدود 17 هزار نفر هم باسارت درآمده بودند.


[B]نتيجه گيري
[/B]
روسها ديگر اكنون در اجراي عمليات هجومي خبره شده بودند. نيروهاي آنها با تجربه ترشده و داراي تجهيزات ساده و با كيفيت بهتري بودند . برخورداري گسترده از نيروي انساني و عزم نجات سرزمين مادريشان از چنگ مهاجمين منفورآلماني سبب تحميل تلفات زيادي به ارتش آلمان شده بود. نيروهاي آلماني با دخالتهاي پياپي هيتلراز كار بازداشته شده بودند . عدم تمايل او به تسليم زمين در مقابل بدست آوردن يك موقعيت تاكتيكي بهتر، سرنوشت دو ارتش به محاصره درآمده را بر باد داد. برداشت نادرست او از وضعيت سبب شد تا نتواند درك كند كه بيشتر لشگرهايش شديدا تحت فشار، بدون تجهيزات كافي و بشدت خسته بودند. لوفت وافه يكبار ديگر همچون استالينگراد ، در انتقال هوائي تداركات به نيروهاي به محاصره درآمده ناتوان نشان داد. برتري هوائي روسها و كمبود هواپيماهاي جنگنده براي حمايت از هواپيماهاي ترابري سبب بروز خسارات زيادي شد. نبود شرايط مناسب زميني ، مخصوصا درهنگام هجوم روسها ، توان تحرك آلمانها را تحت تاثيرمنفي قرار داده بود. همين امر نيروهاي خارج از حلقه محاصره را از انجام عمليات هجومي ناتوان و قدرت مانور نيروهاي درون حلقه را هم تحت تاثير قرار داده بود.

هر چند روسها موفق به نابودي دو ارتش آلماني مستقر در محاصره نشدند ، اما توانستند توانائي عملياتي بيش از شش لشگر آلماني را خنثي كنند. بيشتر مردان نجات يافته سلاح نداشتند و تجهيزات سنگين را هم برجاي گذاشته بودند. نيروهاي آلماني جاي پاي خود را در ساحل رود دنپر Dnepr از دست داده بودند. نيروهاي روس بايد مجددا دور هم گرد آمده و خود را براي عمليات آفندي جديدي در تابستان آماده ميكردند. عمليات باگراتيون Bagration ، كه برعليه قرارگاه مشترك نيروهاي آلماني انجام ميشد ، آنها را از روسيه سفيد Byelorussiaاخراج ميكرد


عمليات باگراتيون – Bagration

موقعيت

به رغم آنكه در زمستان سال 1941-42 نيروهاي قرارگاه مركزي ارتش آلمان از اطراف مسكو به عقب رانده شدند ، اين نيروها هنوز مواضع خود را حدفاصل باتلاقهاي Pripyat و رودخانه Dvina را در اختيار داشتند. اين منطقه با فرمي به شكل يك برآمدگي خيلي بزرگ به وسعت 250 مايل به سمت شرق بود كه Orsha و Mogilev و سواحل شرقي رودخانه Dnepr را شامل ميشد.

روسها براي انجام يك عمليات آفندي بزرگ در تابستان ، چهار جبهه را در نظر گرفته بودند تا بتوانند اين برآمدگي را كاهش داده و قرارگاه مركزي ارتش آلمان را نابود سازند.

چهار جبهه عبارت بودند ، از شمال به جنوب جبهه اول در بالتيك Baltic ، و جبهات دوم ، سوم و چهارم در روسيه سفيد (Belorussian ) .
جبهه اول بايد از ارتش ششم احتياط و ارتش چهل و سوم براي مشاركت در حمله به منطقه Vitebsk استفاده ميكرد و درعين حال جناح باز شمالي را هم پوشش ميداد. اين جبهه مي بايست از يك گروه مكانيزه و سواره نظام هم بهره ميبرد كه شامل نيروهاي احتياط لشگر سوم مكانيزه و نيروهاي احتياط لشگر سوم سواره نظام بود .

جبهه سوم در مرزهاي روسيه سفيد در قطاع Orsha و Mogilev ، لشگر يازدهم احتياط بايد حمله اي از شمال به شرق به موازات بزرگراه موجود و خط آهن منتهي به Orsha با حمايت نيروهاي لشگر دوم تانك احتياط انجام ميداد . سپاه 31 هم بايد حملاتي را در جنوب منطقه عملياتي لشگر يازدهم انجام ميداد. در منطقه Vitebsk هم سپاه پنجم و سي و نهم بايستي به جنوب آن منطقه حمله ميكردند.
در جبهه دوم روسيه سفيد ، با استفاده از ارتش چهل و نهم كه با حمايت تيپ 22 احتياط تانك صورت ميگرفت ، حمله اي مستقيم به جنوب Mogilev انجام مي شد.

در جنوب و در جبهه اول روسيه سفيد ، بايد حمله به سمت Rogachev با استفاده از سپاه سوم صورت ميگرفت. سپاه 65 هم با حمايت نيروهاي لشگر يكم احتياط تانك و لشگر 28 بايد حمله اي به Bobruisk انجام ميداد. دراين جبهه هم از نيروهاي مكانيزه لشگر يكم و لشگر چهارم سواره نظام احتياط براي پوشش جناح جنوبي استفاده ميشد . سپاه پنجم تانك هم به عنوان احتياط در نظر گرفته شده بود تا در صورت نياز،هرگونه رخنه يا شكاف ايجاد شده در خطوط دفاعي را پوشش دهد.
دراين حالت نيروهاي قرارگاه مركزي ارتش آلمان با تمام توان زرهي خود با آنها درگير ميشدند . اين نيروها به آن منطقه آمده بودند تا بتوانند نيروهاي قرارگاه مركزي در شمال اوكراين را تقويت كنند. اينجا همان محلي بود كه هيتلر و اكثريت قريب باتفاق ژنرالهايش معتقد بودند فشار اصلي روسها در حمله تابستانه از آن نقطه خواهد بود.

نيروهاي آلماني موجود مستقر در آن برآمدگي از شمال به جنوب شامل سپاه سوم تانك مستقر در Vitebsk ، سپاه چهارم مستقر در Mogilevو سپاه نهم مستقر در Bobruisk بود. هيتلر فرمان داده بود تا نيروهاي آلماني در يك خط ثابت دفاع كنند ، در حاليكه استحكامات متعددي ( يا بقول آلمانها fester platz ) در مناطق مشخص شده اي را هم در اختيار دارند كه آنها هم به مراكزمهم ارتباطي مرتبط ميشوند. اين مراكز عبارت بودند از : Slutsk ، Bobruisk ، Orsha ، Polotsk و Mogilev . هر fester platz، در واقع يك خط دفاعي در خط مقدم هر لشگر بود ، باستثناي Mogilev كه داراي سه خط دفاعي fester platz بوده است. توجه قرارگاه مركزي نيروها به دفاع متمركز بود و علاوه بر اين ، موانعي هم براي جلوگيري از پيشروي گسترده نيروهاي زرهي احداث شده بود. مهمترين ويژگي طبيعي منطقه ، وجود رودخانه هاي متعدد در آن منطقه بود كه اغلب از شمال به جنوب جريان و Dnepr ، Drut ، Berezina ، Dvina غربي ، Svisloch ، Ptich و Neman نام داشتند. هر كدام از اين رودخانه به صورت بالقوه يك مانع طبيعي محسوب ميشدند كه متاسفانه مدافعين آلماني در مورد آنها دچار توهم شدند . به نظر آلمانها ، اين رودخانه ها از پس از باتلاقهاي موجود درمنطقه در درجه دوم اهميت قرار داشت. اين باتلاقها هرگونه تحرك در مناطق بياباني و دورافتاده را محدود ميساخت و جاده هاي اصلي ، خطوط آهن و شهرها را مهمتراز هر زمان مينمود.

عمليات پارتيزاني

عمليات باگراتيون با آغاز گسترده ترين و هماهنگ ترين سلسله عمليات پارتيزاني كه تا آن موقع در جبهه شرق انجام شده بود صورت ميگرفت. در شب نوزدهم ژوئن ، نيروهاي پارتيزاني روسيه سفيد با انجام عمليات هماهنگ خرابكارانه عليه خطوط ريلي ، جاده ها ، مراكز مخابراتي و پلها باعث قطع ارتباط مخابراتي و انتقال تجهيزات و نيروهاي كمكي شدند. آنها در منطقه انجام عمليات بزرگي را انجام دادند كه 9600 مورد تخريب خطوط ريلي و حمله به روستاهاي تحت كنترل آلمانها و انبارهاي تداركاتي را دربر مي گرفت. آنها با فرا رسيدن شب ، 892 مورد تخريب ريلي دقيق در خطوط آهن Minsk-Orsha و Mogilev-Vitebsk انجام دادند كه اين خطوط را براي چند روز كاملا فلج ساختند. پارتيزان ها علاوه بر انجام عمليات متمركز خرابكاري ، با يگانهاي رزمي هم همكاري نزديكي داشتند. آنها در چند مورد ، در جبهه جنگ در كنار نيروهاي ارتش روسيه و تحت فرمان آنها با اشغالگران مي جنگيدند.

Vitebsk

ارتش سرخ قصد داشت حمله را در چند مرحله آغاز كند تا اهداف واقعي آنها براي دشمن روشن نشود. مرحله اول عمليات توسط پارتيزانهاي روسيه سفيد در شبهاي 19 و 20 ژوئن انجام پذيرفت. مرحله دوم عمليات در 22 ژوئن انجام شد . اين تاريخ مستقيما توسط استالين و به يادبود سومين سال حمله آلمان به روسيه و با هدف برانگيختن روحيه و احساسات ملي سربازان روس تعيين شده بود. در اين مرحله عناصري از سپاه يكم بالتيك و سپاه سوم روسيه سفيد به مواضع سپاه سوم تانك آلمان بين Polotsk و Orsha حمله كردند.

در يك توالي سريع ، كه 16 دقيقه بطول انجاميد ، ارتش ششم احتياط و ارتش 43 به شمال غرب منطقه Vitebsk حمله كردند. در طول روز ، نيروهاي سپاه نهم مستقر در جناح چپ سپاه سوم تانك از منطقه Sirotino به عرض 9 مايل ، پنج مايل به عقب رانده شدند . آلمانها تلاش كردند تا منطقه از دست رفته را با ورود نيروهاي لشگر 24 پياده نظام و حملات يك تيپ توپخانه بازپس بگيرند تا محدوده در خطر افتاده Obel را بتوانند تامين كنند. از آنسو در شرق ، نيروهاي لشگر 53 توانسته بودند نخستين دور حملات روسها را دفع كنند.

در شرق و جنوب منطقه Vitebsk ، ارتشهاي سي و نهم و پنجم متعلق به جبهه سوم روسيه سفيد ، حمله خود به سپاه 23 آلمان آغاز كردند. در پاين روز ، لشگر پنجم پيشروي خوبي داشت و لشگرهاي 299 و 197 پياده نظام (آلمان) كه مورد هجوم واقع شده بودند خسارات سنگيني را متحمل شدند.


در روز 23 ژوئن ، در غرب Vitebsk نيروهاي ارتش نهم فرمان عقب نشيني به جنوب و تصرف ساحل رودخانه Dvina را دريافت نمود. در ميانه روز 24 ژوئن ، يگانهاي مقدم لشگر ششم احتياط روس با فشار توانستند از رودخانه عبور كنند. لشگر 246 پياده آلمان بيهوده تلاش كرد تا با يك ضد حمله به سرپل روسها ، راه فراري براي نيروهاي آلماني مدافع Vitebsk ايجاد كند. اين حمله توسط نيروهاي روس و با حمايت گسترده نيروي هوائي ارتش سرخ با شكست مواجه شد.

در اواسط روز بيست و پنجم Vitebsk به محاصره كامل لشگر 206 پياده نظام درآمد. برغم درخواست هاي مكرر نيروهاي محاصره شده براي شكست محاصره و خروج از شهر ، هيتلر به نيروهاي مستقر در شهر دستور داد تا سرجاي خود بمانند و شهر را حفظ كنند. سرانجام فرمانده سپاه 53 ، ژنرال گلويتزر Gollwitzer با مسئوليت خودش فرمان شكست محاصره و تخليه شهر را صادر كرد. در صبح روز بيست و هفتم ، نيروها ، شهر را ترك و تلاشهاي خود براي شكست حلقه محاصره به سمت جنوب را آغاز كردند. اين نيروها منطقه اي به وسعت 12 مايل در جنوب غرب شهر را تحت فشار قرار دادند . جائي كه مجددا به محاصره درآمد.
سرعت پيشروي روسها كه با گسترش وسعت آن ، عرصه را بر نيروهاي آلماني تنگ كرده و آنها را بلحاظ مهمات ، سوخت و ملزومات در مضيقه قرار داده بود سبب شد تا اكثر نيروهاي باقيمانده از سپاه پنجاه و سوم آلمان شامل عناصري از لشگر چهارم و ششم زميني لوفت وافه و لشگر 246 پياده نظام كشته يا اسير شوند. در همان حال ، پيشروي سريع روسها به منطقه Lepel رسيده و شكاف گسترده اي ميان سپاه سوم تانك در شمال و ارتش چهارم در جنوب ايجاد كرده بود.

به سوي Berezina

در 23 ژوئن ، جناح چپ جبهه سوم روسيه سفيد حركت به سمت سپاه چهارم آلمان را آغاز كرد. نيروهاي سپاه 11 احتياط به سمت مواضع مستحكم لشگر 78 پياده و لشگر 25 زرهي آلمان يورش بردند اما در جناح راست خود موفقتر نشان دادند. فرمانده اين لشگر ، ژنرال گاليتسكي Galitsky براي آنكه در اين جناح بتواند موفقيت نهائي را كسب كند ، لشگرها را جابجا نمود. در 24 ژوئن دو لشگر دوم و 24 احتياط زرهي بدرون شكاف ايجاد شده در جناح راست نفوذ كردند . در غروب 24 ژوئن يگانهائي از ارتش چهارم آلمان ، در عملياتي در شرق Orsha ، بدرون خط دفاعي موسوم به Tiger ، حد فاصل Bogushevsk و Orekhovsk عقب رانده شدند . در همان روز جناح شمالي ارتش چهارم نيز به مواضع حاشيه رودخانه Dnepr عقب نشست.
در روز 26 ژوئن نيروهاي لشگر دوم احتياط تانك بزرگراه Vitebsk-Orsha را قطع كردند و با گردش به سمت جنوب ، جاده Orsha-Minsk را هم بريدند. همان شب نيروهاي لشگر 11 و 31 با پشتيباني تيپ 25 زرهي احتياط ، Orsha و راه آهن مهم آن را تصرف كردند ولي فرداي آن روزارتش پنجم تانك روسيه از مواضعش به عقب رانده شد اما توانست با يك ضد حمله مجددا مواضع قبلي را بدست آورده و اينبار مستقيما به سمت Borisov و رودخانه Berezina پيشروي كند.

Mogilev

اين منطقه در صبح روز 23 ژوئن شاهد آتشباري شديد توپخانه با حمايت هوائي جنگنده هاي ارتش سرخ بود كه مقدمه انجام حملات از جبهه دوم و سوم روسيه سفيد بر عليه مواضع ارتش چهارم آلمان در منطقه Mogilev بود. در روز 26 ژوئن يك شكاف توسط يگانهاي ارتش چهل و نهم ايجاد و با عبور از رودخانه Dnepr در شمال Mogilev ، جناح شمالي لشگر دوازدهم پياده آلمان در شرق اين شهر به خطر افتاد. در روز بيست و هفتم لشگرهاي 238 و 139 پياده نظام روس توانستند سرپلي را بر روي رودخانه Dnepr در منطقه Lupolovo ايجاد كنند. همان شب آنها با درهم شكستن خطوط دفاعي و با حمايت لشگر 330 پياده توانستند شهر Mogilev را تصرف كنند.
در روز 28 ژوئن ، يگانهاي درهم شكسته ارتش چهارم آلمان ، اقدام به عقب نشيني به سمت غرب و استقرار در مواضع دفاعي جديد پشت رودخانه Drut نمودند. بلافاصله عمليات كنترل و فرماندهي نيروهاي روس آغاز شد و آنها توانستند از جناح چپ به پشت نيروهاي آلماني رخنه كنند . در جنوب نيروهاي لشگر دوم تانك احتياط با نفوذ به خطوط دفاعي آلمان اقدام به پيشروي به سمت Borisov نمودند . پيشروي به سمت غرب اكنون با كندي صورت ميگرفت چرا كه راه ها مملو از اسراي آلماني و ساكنين مناطق عملياتي بود كه تردد در جاده ها را مختل ميكردند. ستون هاي در حال عقب نشيني آلمان هم به صورت پي درپي هدف حملات خرابكارانه پارتيزانها يا زير رگبار مسلسل هواپيماهاي روسي كه اكنون آسمان را در اختيار داشتند قرار ميگرفت . در پايان روز به باقيمانده نيروهاي آلماني هم دستورات جديدي مبني بر عقب نشيني با حداكثر سرعت به سمت جاده Berezina ابلاغ شد.
در جريان روز 29 ژوئن ، نيروهاي لشگر 12 پيشروي آرامي را به سمت نقطه Brodets آغاز كردند در حاليكه به صورت ناگهاني با لشگرهاي 39 تانك و ششم پياده ارتش آلمان كه در حال عقب نشيني از مواضعشان در حاشيه رودخانه Drut بودند مواجه شدند. اين دو لشگر آلماني قصد عبور به سمت Shukovets در شمال منطقه را داشتند. در واقع گذرگاه Berezino هنوز باز بود اما خيلي سريع هدف فشار يگانهاي لشگر دوم احتياط تانك روسها قرار گرفت.
در 30 ژوئن سرپل Borisov شكسته شد و امكان عقب نشيني نيروهاي ارتش چهارم آلمان محدودتر شد. در روز بعد نيروهاي روس توانستند با محاصره تدريجي بقاياي نيروهاي آلماني يك حلقه محاصره كامل را در منطقه Pekalin واقع در شرق شهر Minsk( مركز روسيه سفيد) تشكيل دهند. در اين شرايط ، نيروهاي آلماني زيادي سعي ميكردند تا با استفاده از گذرگاه هاي معدود باقيمانده كه هنوز بسته نشده بودند از Berezina عقب نشيني كنند. در حاليكه از لحاظ مهمات ، سوخت و آذوقه در تنگنا بودند.

Bobruysk

حمله نيروهاي روس به مواضع ارتش نهم آلمان تا روز 24 ژوئن صورت نگرفت. همچون گذشته ، اين عمليات با آتشباري گسترده توپخانه و بمباران سنگين هوائي ارتش سرخ آغاز شد. سپاه سوم روس پيشروي قابل ملاحظه اي را در شمال شرق شهر Bobruysk آغاز و حدود 7 مايل مابين ارتش چهارم و هفتم آلمان به جلو رفت. اين نفوذ با ضد حمله لشگر 20 تانك آلمان متوقف شد . در جنوب اين منطقه هم ارتش 48 روس پيشروي كمي داشت اما اين نيروهاي سپاه شصت و پنجم ژنرال Batov بود كه توانست با بيشترين پيشروي ، پنج مايل در ميان خطوط 18 مايلي آلمانها نفوذ كند. به لشگر 20 زرهي آلمان ماموريت داده شده تا از ضد حمله خود برعليه سپاه سوم روس دست برداشته و با حركت به سمت جنوب به داد موقعيت خطرناك اين منطقه برسد. اين منطقه توسط يگانهايي از لشگر يكم احتياط روسها كه در حال حركت به سوي غرب و به سمت شهر Bobruysk بود مورد حمله واقع شده و روسها عناصري از لشگر 34 پياده نظام آلمان را دقيقا روبروي Berezina به دام انداخته بودند. اما با وجود بيشترين تلاشهاي لشگر 20 زرهي آلمان ، به صورت شتابزده اي به نيروهاي لشگر يكم تانك روس دستور داده شد تا جلوي پيشروي لشگر آلماني را سد كند.

در روز 27 ژوئن ، يگانهاي لشگر يكم تانك احتياط به يگانهاي لشگر نهم تانك در شمال شهر Bobruysk ملحق شدند. در روز بيست و هشتم نيروهاي آلماني مستقر در شهر فرمان شكستن محاصره و عقب نشيني به سمت غرب را دريافت كردند. لشگر 12 تانك آلمان هم در حال رسيدن به منطقه بود تا نيروهايش بتوانند مواضعي را در امتداد رودخانه Svisloch بين منطقه Talka و Pogoreloje در اختيار بگيرند. در همانروز يگانهائي از لشگر يكم تانك روس تلاش كردند تا از رودخانه Lapichi عبور نمايند اما به عقب رانده شدند.

در يكم جولاي يگانهاي لشگر 12 تانك آلمان توانستند در تلاش خود براي حركت به سمت Svisloch و به قصد بازكردن يك معبر جهت خروج نيروهاي محاصره شده در Bobruysk موفقيتي كسب كنند و نيروهاي مستقر در شهر را در وضعيت بسيار دلهره آوري از آنجا خارج ساخته و به خطوط امن دفاعي آلمان منتقل سازند . در همان حال نيروهاي لشگر يكم تانك در تلاش براي وارد ساختن فشار و نفوذ به Marina Gorka واقع در جنوب شرقي شهر Minsk بودند. به لشگر 12 تانك آلمان دستور داده شد تا به عقب باز گردد و مواضعي را جنوب شرقي شهر در اختيار بگيرد اما سرعت پيشروي روسها اوضاع را تغيير داد. نيروهاي سواره نظام لشگر يكم روس به رودخانه Niemen در منطقه Stolbtsy واقع در جنوب غرب شهر Minsk رسيد و پلهاي آنجا را تصرف نمود . لشگرآلماني توانست با همكاري لشگر چهارم و 28 تانك ضمن پيشروي به سمت غرب به اهداف خود براي بازپس گيري مناطق ازدست رفته دست يابد. اين لشگرها در سوم جولاي به آن مناطق رسيدند اما با سلسله حملاتي مواجه و برخي مناطق را از دست دادند. اين حملات روسها در صبح روز چهارم جولاي آغاز و با وجود كسب برخي موفقيتهاي مقدماتي ، خيلي زود متوقف شد. با توقف حملات روسها لشگر 12 تانك آلمان ماموريت يافت تا با عبوراز ساحل غربي Berezina ، از طريق يك پل موقت نظامي ، به سمت شمال و شهر Eremichi پيشروي كند. در پايان روز ششم جولاي ، باقيمانده نيروهاي لشگر 12 تانك آلمان ، از Berezina گذشت.


Borisov

در 27 ژوئن ، لشگر پنجم تانك آلمان به منطقه Borisov واقع در شمال شرق Minsk رسيد. اين امر همزمان بود با فرامين جديد صادره فرماندهي ارتش آلمان مبني بر بازگشت به مواضع پدافندي واقع در حاشيه رودخانه Berezina . به لشگر پنجم تانك نيز دستور داده شد تا شكاف مابين دو سپاه چهارم و سوم (تانك) را كه با نفوذ سريع ارتش پنجم تانك روس ايجاد شده بود را پر نمايد. در بيست و نهم ژوئن ، تانكهاي ارتش 29 روسيه به مواضع لشگر پنجم تانك در شمال شرق Borisov يورش برد. اواخر همانروز نيروهاي احتياط لشگر سوم مكانيزه نوار شمالي رودخانه Berezina را مورد تهديد قراردادند كه متقابلا يگانهائي از لشگر پنجم تانك آلمان براي مقابله با اين تهديد اقدام به انجام يك ضد حمله در شهر Logoysk نمودند. در جنوب شهر ، نيروهاي لشگر دوم تانك روس به رودخانه Berezina رسيده و از آن عبور كردند.
عبور از Borisov سبب شد تا راه براي عقب نشيني نيروهاي ارتش چهارم آنقدر باقي بماند تا آنها بتوانند با تمام تجهيزاتشان به سمت Berezina عقب نشيني كنند. سرانجام در 30 ژوئن و با وخيمتر شدن اوضاع ، مهندسين آلماني پلهاي رودخانه Berezina را منهدم كردند. در دوم جولاي با به خطر افتادن مركز مهم مخابراتي آلمان در شهر Molodechnoتوسط نيروهاي لشگر پنجم تانك روسيه ، به لشگر پنجم تانك آلمان ماموريت داده شد تا براي تامين شهر در شمال غرب آن مستقر شود .

Minsk


در دوم جولاي نبردهاي خونين در اطراف Krasnoe و Radoshkovichi واقع در شمال غرب و Logoysk در شما ل شرق شهر Minsk بالا گرفت. يگانهاي لشگر پنجم تانك آلمان فشار آوردند و تلاش كردند تا خطراتي را كه در جناح شمالي Minsk وجود داشت مهار كنند. در همان شب هيتلر دستور عقب نشيني از مينسك را صادر و مقدمات تخليه شهر نيز آغاز گرديد. لشگر دوم تانك روسيه كه از شمال شرق اين شهر به سرعت در حال نزديك شدن بود منطقه Smolovichi را تصرف كرد. اين ارتش در فرداي همانروز به Minsk رسيد و برغم مقاومتهاي پراكنده آلمانها شهر را تصرف كرد . بعدا در همانروز واحدهاي سپاه يكم تانك هم از شمال شرق وارد شهرشدند . باقيمانده نيروهاي ارتش چهارم آلمان هم توسط يگانهاي 31 ، 33 ، سپاه 49 و 51 مورد تعقيب واقع و در منطقه Pekalin در شرق Minsk به محاصره درآمدند و با نااميدي اقدام به مقاومت كردند تا بتوانند سرعت پيشروي روسها را كم كنند.


ارتش چهارم محاصره را مي شكند

با فرا رسيدن پنجم جولاي نيروهاي ارتش چهارم آلمان در شرق Minsk به محاصره كامل درآمده بودند. فرماندهان قرارگاه تصميم گرفتند تا كل نيروها را به دو بخش تقسيم كنند. يگانهاي ارتش 27 از سمت غرب و در همان حال نيروهاي ارتش 12 از شمال غرب اقدام به شكستن حلقه محاصره ميكردند. عمليات در نيمه شب و با حمله لشگر 25 زرهي آلمان به Dzerzhinsk واقع در غرب آغاز شد .

اين لشگر بتدريج به گروه هاي كوچكتر تقسيم شد و آن بخش از نيروها كه توانستند از خط آهن Bobruisk-Minsk عبور كنند شهر Minsk را به سمت شمال دور زدند. سرانجام نيروها به واضع امن نيروهاي آلمان در Molodechno رسيدند. لشگر 57 پياده نظام آلمان كه پيشروي كندي داشت در صبح روز ششم جولاي به باقيمانده نيروهاي آلماني موسوم به لشگر Feldherrnhalle ملحق شد. دو لشگر تلاش كردند تا همان شب از جاده Cherven-Minsk عبور كنند اما لشگر Feldherrnhalle متفرق شد و بيشتر نفراتش باسارت درآمدند. لشگر 57 پياده نظام هم به واحدهاي كوچكتري تقسيم شد و بيشتر نفراتش نيز كشته يا اسير شدند. لشگرهاي 78 و 267 هم سرانجامي بهتر از آنها نداشتند. در تلاش براي شكست محاصره در مراحل اوليه كه با موفقيتهائي همراه بود ، اكثر نفرات آلمان كشته و يا اسير شدند. تعداد نفرات آلماني به محاصره افتاده حدود 105.000 نفر تخمين زده ميشد. بنا به نظر روسها ، تا روز 11 جولاي تعداد 45000 سرباز آلماني كشته و 57000 نفر هم اسير شدند.

پيروزي هاي مهم پس از عمليات باگراتيون

در روز سوم جولاي ، نيروهاي روسي مكانيزه / سواره نظام در جناح شمالي ، مناطق Molodechno و Smorgon را متصرف شدند. در هفتم جولاي نيروهاي سپاه 65 به همراه نيروهاي مكانيزه / سواره نظام مركز مهم مخابراتي در شهر Baronovichi را آزاد كردند. اين شهر از دو محور در شمال وشهر مورد هجوم واقع و در همان روز با تخليه نيروهاي آلماني به سمت Slonim به تصرف روسها درآمد. با آزادي شهر Minsk و به دام افتادن ارتش چهارم آلمان ، نيروهاي روسي براي سازماندهي مجدد و كسب آمادگي براي عمليات در مرزهاي روسيه سفيد ، دست به توقف عمليات زدند. به نيروهاي منطقه يكم بالتيك ماموريت داده شد تا نيروهاي آلماني در شمال روسيه سفيد را پاكسازي كند. اين نيروها بعدا به عمليات Kaunaa پيوسته و توانستند در اين عمليات كه از تاريخ 28 جولاي تا 28 آگوست به طول انجاميد به سمت ليتواني پيشروي نمايند. نيروهاي جبهه دوم روسيه سفيد هم درعمليات آزاد سازي Bialystok / Brest مشاركت كرده كه در اين عمليات هم بقاياي نيروهاي ارتش چهارم آلمان به سمت مرزهاي لهستان به عقب رانده شدند. جناح چپ نيروهاي بالتيك بين 17 تا 31 جولاي توانست با تصرف Lublin و Brest به سمت كرانه شرقي رودخانه Vistula در شهر ورشو پيشروي نمايد .

نتيجه گيري

روسها تلاش زيادي كردند تا زمان آغاز عمليات نيروها را آماده و منسجم و درعين حال قصد خود براي عمليات را نيز مخفي نگهدارند. طراحي عمليات هم در يك دايره بسته توسط ستاد كل فرماندهي نيروهاي ارتش سرخ (STAVKA) انجام پذيرفت و فرماندهان مستقر در خطوط عملياتي هم تا قبل از 31 ماه مه از آن اطلاعي نداشتند. جزئيات وظائف يگانهاي مختلف هم چند روز قبل از آغاز عمليات به آنها ابلاغ شد. نيروهاي مستقر در خطوط نبرد هم اقدام به ساخت استحكامات دفاعي كردند تا قصد آنها از هجوم مخفي بماند. حركت نيروها به سمت مناطق آغاز عمليات ، ساعاتي قبل از آن انجام و اين نقل و انتقال هم در شب و تحت مراقبت كامل صورت گرفت. آلمانها نتوانستند از انتقال و قصد نيروها براي انجام عمليات آگاه شوند . آنها تصور ميكردند كه لشگر كشي تابستاني روسها براي انجام عمليات از جبهه جنوب خواهد بود . به همين دليل به نحو خطرناكي اجازه دادند تا ارتش چهارم لشگرهاي تانكش را از منطقه اصلي عمليات تخليه كند.

اين امر سبب شد تا نيروهاي روس در زمينه پياده نظام ، توپخانه ، زرهي و قدرت هوائي بر آلمانها تفوق داشته و آلمانها شانس كمي براي موفقيت داشته باشند.
هيتلر اصرار داشت تا دژهاي مستحكم دفاعي در خطوط ثابت و محدود عملياتي (fester platz ) ايجاد شود. اين امر سبب شد تا دفاع محدود شود و روسها به راحتي با دور زدن آنها ، تمام نيروهاي مستقر در آنجا را بدام اندازند. نيروهاي متحرك روس به سرعت جابجا ميشدند و اين امر شكستن خطوط محاصره براي نيروهاي آلماني و رسيدن به خطوط امن را ناممكن مي ساخت. برتري هوائي هم نقش قاطعي را در پبروزي عمليات يفا كرد. به دنبال پياده شدن متفقين در سواحل نورماندي ، اكثريت اسكادرانهاي لوفت وافه براي حمله به متفقين به جبهات غربي منتقل شد تا به نيروهاي زميني آلمان براي جلوگيري از پياده شدن متفقين كمك كنند. نيروي هوائي ارتش سرخ با برتري كامل هوائي در ميدان نبرد كمك بزرگي به شكست نيروهاي آلماني نمود و به طور مداوم آنها را در حال عقب نشيني هم مورد حمله قرار مي داد.

اين عمليات بي اندازه موفق بود . نه فقط از جهت آزادسازي مناطق تحت تصرف آلمانها ، بلكه به لحاظ موفقيت در نابودي كامل قرارگاه فرماندهي ارتش چهارم . از 34 لشگر آلماني مستقر در خاك روسيه ، تقريبا 28 لشگر به صورت كامل نابود يا توان عملياتي خود را از دست دادند. تقريبا 300 هزار سرباز آلماني كشته و يا اسير شدند و چنان شكاف عميقي در خطوط آلمانها ايجاد شد كه راه را براي فتح برلين بازكرد.


نبرد Memel
تاريخ : 5 اكتبر تا 22 اكتبر سال 1944( حمله اصلي )
28 ژانويه سال 1945 ( محاصره Memel )
منطقه نبرد : ليتواني / پروس شرقي
نتيجه : پيروزي ارتش سرخ

نبرد Memel يا محاصره شهر Memel در پي عمليات هجومي ارتش سرخ به آن شهر در اواخر سال 1944 روي داد. اين حمله ، منجر به محاصره سه ماهه نيروهاي آلماني در شهر Memel و بندر و سرپل كوچك آن گرديد. ، سرانجام سرپل شهر ، در نتيجه حمله بعدي روسها به پروس شرقي در اوايل سال 1945 درهم شكسته شد.

مقدمه
عمليات هجومي ارتش سرخ در ماههاي ژوئن و آگوست سال 1944 موسوم به عمليات باگراتيون Bagration ، قرارگاه مركزي ارتش آلمان را در آستانه نابودي كامل قرار داد و آنها را از تمام خاك جمهوري بيلاروس و بخش عمده اي از ليتواني و لهستان به عقب راند. در طول ماههاي آگوست و سپتامبر اگر چه درهمان سال ، نيروهاي آلماني با انجام سلسله پاتك هائي موسوم به Doppelkopf و Casar توانستند پيشروي روسها را متوقف كرده و ارتباط ميان قرارگاه مركزي و شمالي نيروها را حفظ كنند اما ستاد فرماندهي ارتش سرخ نيروهاي ارتش يكم بالتيك را براي حمله به مواضع نيروهاي سپاه سوم تانك آلمان و سپس به منطقه Memel براي دو نيم كردن قرارگاه هاي شمال و جنوب آلمان آماده ميكرد.

طراحي عمليات
ژنرال روس ، Bagramyan ، قصد داشت تا حمله اصلي خود را در 19 كيلومتري غرب منطقه Šiauliai انجام دهد . او با متمركز كردن نيمي از نيروهاي خود را در اين منطقه و با استفاده از اصول اختفاء ، موفق شد تا نيروهاي آلماني را فريب داده و فرمانهان آلماني را متقاعد كند كه محور اصلي حمله او به سمت شهر Riga مركز ليتواني است.
آرايش نيروها

ارتش آلمان (Wehrmacht )
جناح شمالي سپاه سوم تانك به فرماندهي ژنرال Erhard Raus
نيروهاي لشگر 27 به فرماندهي ژنرال Hans Gollnick
نيروهاي لشگر 40 تانك به فرماندهي ژنرال Sigfrid Henrici

نيروهاي جبهه يكم بالتيك به فرماندهي ژنرال Hovhannes Bagramyan
ارتش پنجم تانك به فرماندهي ژنرال Vasily Volsky
ارتش سي و سوم به فرماندهي ژنرال Viacheslav Tsvetaev
ارتش چهل و سوم به فرماندهي ژنرال Afanasii Beloborodov
ارتش پنجاه و يكم به فرماندهي ژنرال Yakov Kreizer
نيروهاي ضربتي ارتش چهارم به فرماندهي ژنرال Petr Malyshev
ارتش ششم به فرماندهي ژنرال Ivan Chistyakov

آغاز حمله
در پنجم اكتبر ، ژنرال Bagramyan ، عمليات بر ضد نيروهاي ارتش سوم تانك ژنرال Raus را در منطقه اي به وسعت 60 مايل و با فشار براي نفوذ در صفوف نيروهاي ضعيف لشگر 551 نيروهاي مردمي آلمان آغاز كرد . خطوط دفاعي نيروهاي مردمي آلمان در همان روز اول درهم شكسته شد و نيروهاي روس توانستند 10 مايل پيشروي كنند . سپس باگراميان ارتش پنجم ژنرال Volsky را مامور تصرف ساحل شمالي شهر Memel نمود. در اين جبهه در هفتم اكتبر، شكست بزرگي بر نيروهاي ارتش سوم تانك آلمان وارد آمد و نيروهاي ارتش چهل و سوم ژنرال Beloborodov توانستند در جنوب شهر Memel پيشروي كنند. در عرض دو روز اين نيروها توانستند ساحل جنوبي شهر را تصرف كرده و نيروهاي ژنرال Volsky هم از شمال ، شهر را به محاصره خود درآورند.
در منطقه جنوب ، نيروهاي ژنرال چرنياخوفسكي Chernyakhovsky به سمت شهر Tilsit پيشروي كردند. با تصرف مقرهاي فرماندهي سپاه سوم تانك آلمان ، ژنرال Raus و افسران ستادش مجبور شدند تا از درون شهر Memel به نبرد بپردازند. با اين شرايط ، در نهم اكتبر ، ژنرال فرديناند شورنر Ferdinand Schoerner ، فرمانده قرارگاه نيروهاي آلماني مجاور ، متوجه شد كه بايد هر چه سريعتر حمله اي را ترتيب دهد تا در صورت تخليه نيروهاي مستقر در Riga بتواند شهر Memel را از محاصره نجات دهد . تصميم اجرائي براي اين حمله دير اتخاذ شد ، اما در اين ميان نيروي دريائي آلمان توانست بخش عمده اي از نيروهاي مستقر در Memel به همراه تعدادي از غير نظاميان را از طريق بندر شهر خارج سازد. نيروهاي لشگر 27 ژنرال Gollnick به تنهائي اقدام به ايجاد يك خط دفاعي در اطراف شهر نمود .
موفقيت در حمله انجام شده در بخش شمالي ، فرماندهي ارشد نيروهاي روس را تشويق نمود تا نيروهاي جبهه سوم روسيه سفيد را مامور تصرف منطقه عمومي پروس شرقي بنمايند . اين حمله كه با نام عمليات Gumbinnen شناخته ميشود با مقاومت شديد نيروهاي آلماني مواجه و در عرض چند روز متوقف شد.

محاصره
شكست نيروهاي روس در عمليات Gumbinnen به اين معني بود كه نيروهاي روس بايد نيروهاي آلماني در شهر Memel را همچنان در محاصره نگهدارند. نيروهاي آلماني كه عمدتا از يگانهاي لشگر Großdeutschland ، لشگر 58 پياده و لشگر هفتم تانك تشكيل شده بود ، از حمايت استحكامات دفاعي نيرومند موجود در شهر ، آتش توپخانه رزمناوها ( منجمله رزمناو Prinz Eugen ) در درياي بالتيك و ارتباط ضعيفي با باقيمانده پروس شرقي از طريق تالاب Curonian برخوردار بود.
محاصره و دفاع در تمام طول ماههاي نوامبر ، دسامبر و اكثر روزهاي ماه ژانويه ادامه يافت و در اين مدت غيرنظاميان باقيمانده در شهر و نظاميان مجروح از طريق دريا ( طي عمليات Hannibal ) تخليه شدند. همچنين نيروهاي لشگر Großdeutschland و لشگر هفتم تانك كه خسارات سنگيني ديده بودند با نيروهاي تازه نفس لشگر 57 پياده نظام كه از راه دريا آمده بود جايگزين شدند.

سقوط Memel
سرانجام شهر در 27 ژانويه سال 1945 تخليه شد. موفقيت روسها در عمليات پروس شرقي به سمت جنوب ، شهر Memel را در موقعيتي غيرقابل دفاع قرارداد و آلمانها تصميم گرفتند تا نيروها را از شهر به سمت Samland به عقب بكشند تا در آنجا به دفاع بپردازند. بنابراين نيروهاي لشگر 95 و 58 پياده نظام به سمت تالاب Curonian تخليه شدند. آخرين يگانهاي آلماني در 27 ژانويه 1945از شهر خارج و ساعتي بعد نيروهاي روس بندر را تصرف كردند. آلماني هاي تخليه نشده هم توسط روسها كشته شدند.

نتيجه گيري :
شهر Memel ، كه از سال 1923 تا 1939 بخشي از جمهوري ليتواني بوده و پس از اشغال به آلمان ضميمه شده بود ، مجددا به جمهوري ليتواني تحت كنترل روسيه بازگشت. در سال 1947 اين منطقه به صورت رسمي با عنواني ليتوانيائي به Klaipėda تغيير نام يافت

نبرد برسلائو

اين نبرد كه به نام محاصره برسلائو نيز مشهور است ، به محاصره سه ماهه شهر برسلائو واقع در ايالت سيلزي سفلي در خاك آلمان (شهر Wrocław در لهستان كنوني ) در پايان جنگ جهاني دوم در اروپا اطلاق ميشود. از 13 ژانويه تا 6 مه سال 1945 ، نيروهاي آلماني در برسلائو به محاصره نيروهاي روس درآمده و يك روز پس از تسليم ارتش آلمان آنها نيزخود را تسليم نمودند.

فرماندهان نيروهاي آلماني دربرسلائو :

1- سرلشگر Hans von Ahlfen – از 2 تا 27 فوريه سال 1945

2- سرلشگر Hermann Niehoff – از 2 مارس تا 6 مه 1945

در آگوست سال 1944 ، هيتلر اعلام كرد كه شهر برسلائو بايد تبديل به يك دژ نظامي شده و به هر قيمتي بايد حفظ شود . در اين راستا ، او مسئوليت نبرد در شهر را بر عهده Karl Hanke ، كه از سال 1941 فرماندار ايالت سيلزي بود، سپرد.

در 19 ژانويه سال 1945 ، جمعيت غيرنظامي مجبور به ترك شهر شدند . عده زيادي از آنها در اثر سرما و عده ديگر پس از رسيدن به شهر Dresden در اثر بمباران هوائي متفقين كشته شدند. ارتش آلمان در برسلائو كه توسط نيروهاي مقاومت مردمي و كارگران اجباري تقويت شده بود توانست شهر را به يك دژ واقعي تبديل كند . اكنون برسلائو قادر بود تا در مقابل هجوم طولاني مدت ارتش سرخ مقاومت نمايد. بخش وسيعي از مركز شهر تخريب و تبديل به يك فرودگاه نظامي شد. در اواخر ژانويه ، يك هنگ از نيروهاي سازمان جوانان هيتلري به برسلائو اعزام شد تا نيروهاي مستقر در شهر را تقويت نمايد. يك هنگ از نيروهاي SS موسوم به "Besslein" كه از داوطلبان هلندي و فرانسوي تشكيل شده بود نيز به آنجا اعزام شد.

در دوم فوريه ، Hanke براي سازماندهي جديد نيروهاي مردمي در شهر از رنگهاي مختلف استفاده كرد. در همان روز سرلشگر Hans von Ahlfen به عنوان فرمانده نيروي مستقر در دژ برسلائو معرفي شد. او كه فقط براي سه هفته فرماندهي نيروها را بر عهده داشت ، مستقيما توسط Ferdinand Schörner فرمانده ستاد نيروهاي ارتش جنوب انتخاب شده بود.

در دوم مارس سرلشگر Hermann Niehoff جايگزين Ahlfen شد و او اين مقام را تا تسليم نهائي شهر در ماه مه حفظ كرد.

ارتش ششم اوكراين به فرماندهي مارشال Ivan Konev توانست در 13 فوريه و بدنبال انجام عمليات هجوم به ايالت سيلزي سفلي ، شهر برسلائو را محاصره كند. نميتوان بدرستي تعداد نيروهاي آلماني محاصره شده در شهر را تخمين زد. عده اي شمار آنها را 150 هزار ، عده اي 80 هزار و برخي ديگر 50 هزار نفر عنوان كرده اند. محاصره برسلائو نبردهاي ويرانگر خانه به خانه اي را بدنبال داشت . برسلائو با آتش توپخانه ارتش ششم و بمبارانهاي مداوم هواپيماهاي سپاه دوم و هجدهم نيروي هوائي روسها به ويرانه تبديل شد. در جريان محاصره ، هر دو طرف نقاط سالمتر شهر را زير آتش قرار ميدادند.

در 15 فوريه لوفت وافه اقدام به برقراري يك پل هوائي براي كمك رساني به برسلائو نمود. لوفت وافه براي مدت 76 روز ، تا يكم ماه مه ، با بيش از 2000 سورتي پرواز 1637 تن تجهيزات و غذا براي شهر ارسال نمود.

در 22 فوريه ارتش ششم روسيه سه منطقه از حومه شهر برسلائو را تصرف كرد و روز بعد نيز توانست خود را به بخشهاي جنوبي شهر برساند. در 31 مارس حملات سنگين توپخانه اي به شمال ، جنوب و غرب برسلائو صورت گرفت. شاهداني عيني ارتش ششم روس ميگفتند در آن روز بيشتر شهر در حال سوختن بود.

در 20 آوريل ژنرال Niehoff به مناسبت 56 سالگي هيتلر بين نيروها شكلات توزيع كرد.در 4 ماه مه ، Pastor Hornig روحاني شهر ، دكتر Konrad اسقف و Canon Kramer از ژنرال Niehoff خواستند تا شهر را تسليم كند. بعد از ظهر همانروز Pastor Hornig درخواست خود را براي Hanke فرمانده كل نيروها تكرار كرد . متقابلا Hanke به ژنرال Niehoff دستور داد كه ديگر حق برقراري ارتباط با روحانيون شهر را ندارد.

در ششم ماه مه ، پس از 82 روز مقاومت و اندكي قبل از تسليم بي قيد و شرط آلمان در جنگ جهاني دوم ، ژنرال Niehoff دژ برسلائو را به روسها تسليم نمود. در جريان محاصره ، روسها تقريبا 29 هزار نفر از افراد نظامي و غير نظامي شهر را كشتند و 40 هزار نفر را باسارت درآوردند. روسها نيز حدود 6 هزار نفر كشته دادند. البته آمارها در اين مورد نيز متفاوت است.در هنگام تسليم شهر، Karl Hanke به پراگ گريخت . برسلائو نيز به لهستان ملحق و Wrocław نام گرفت.
پــنــجــره
نظرات
shahin
منبعشم بگید مرسی
ناشناس
عالی بود
ناشناس
خيلي مسخره بود
ارسال نظر
نمای روز
آخرین اخبار
سداد
شفا دارو