سکه ثامن
پیشنهاد پارسینه
آفتابک
۲۲ فروردين ۱۳۹۵ - ۰۸:۴۶
سکه ثامن
پــنــجــره
نظرات
ناشناس
یعنی ناسا که له شد اپلم تعطیل کرد رفت پی کارش وقتی هوش وابتکار این هموطنو دید
ناشناس
وای چقدر جالبه تا حالا همچین چیزی ندیده بودم مخترع این آفتابه خیلی باهوشه
ناشناس
اختراع!!! عجب فشار آبی داره چقدر هم بهداشتیه
محمد
مگه چشه؟!
اتفاقا خیلی هم لازم بود، خدا خیرتون بده
ناشناس
قبلا یک مدل دیگه هم دیده بودم که اتفاقا دسته هم داشت و به سر بطری بسته می شد.
ناشناس
:)
ناشناس
مات می‏توانیم. هنر نزد ایرانیان است و بس.
ناشناس
از این به بعد امار هپاتیت بالاتر میره هر کی دستش یه دونه از اینا میگیره پیش ابسرد کن و ابخوری حق به جانب اب پر میکنه.
ناشناس
پس ازتولیدانبوه این محصول جدیدوشگفت انگیز،به کوری چشم استکبارجهانی به تمام کشورهای جهان صادرمیکنیم!
ناشناس
تاجرش هم خودت باش!
ناشناس
من کارم با دو سه تا آفتابه واقعی هم راه نمی افته
این الان میخواد چه کار کنه دقیقا؟
ناشناس
دوست عزیز سفارش کارواش بده
ناشناس
شما حتما دستشویی را با حمام اشتباه میگیری!!!
ماژیک
من با 19:34 موافقم
سامان میرزائی
دیجیتالیه ؟.................
ناشناس
شما به اینا میگین دیجیتال؟!!!خخخخخخخخخخ
ناشناس
آفتابه ی تکامل یافته ،دیگه بهترازاین نمیشه هم ازنظراقتصادی باصرفه است وهم مقاومت خوبی داره !!
ناشناس
به شدت غیر بهداشتیه و احتمالا واسه همونایی خوبه که تو مسافرتاشون تو روشویی توالت عمومی میوه ها و ظرفاشونم میشورن و پابرهنه کنار جاده راه میرن و تو کثیفترین دسشویی ها وضو میگیرن...
پارسینه انصاف داشته باش منتشر کن
سامان میرزائی
محتسب در کوچه‌ای گفتا به دزد / خوب گیر افتادی ای آفتابه دزد

دزدی آفتابه در گام نخست / خود نشان ذوق و استعداد توست

در وجودت ای فلان بن فلان / هست استعداد دزدی کلان

ای بسا دزد کلان شد، جیب‌بر / آفتابه دزد، شد دزد شتر

روز روشن پیش چشم پاسبان / آفتابه می‌بری از مردمان

در شب تاریک و دور از چشم ما / خود چه دزدی‌ها کنی ای بی‌حیا

محتسب چون دیده بیدار خلق / آفتابه محرم اسرار خلق

آفتابه بوده انسان را از قدیم / در اتاق فکر انسان را ندیم

در اتاق فکر از روز الست / آفتابه دیدنی‌ها دیده است

دیده اما رازداری کرده او / چون نبوده اهل بحث و گفت‌وگو

اهل گمنامی و محرومی‌ست او / شاهکار صنعت بومی‌ست او

آفتابه لوله است و دسته است / شاهکار دیگران را شسته است

آن زمان که آمد از شهر فرهنگ / دستمال و شیر و سیفون و شلنگ

در اتاق فکر جای او نبود / آفتابه جلوه‌ای دیگر نمود

در خیابان‌های شهر و کوچه‌ها / کم کم آمد در میان ماجرا

با اراذل بود گاهی در مصاف / شدن مدال گردن اهل خلاف

گردن‌آویز اراذل شد چرا؟ / تا ندزدد هیچ‌کس آفتابه را

گفت دزد آفتابه: ای عمو / تو نمی‌دانی در این شهر از چه رو

آن که ثابت شد شتر دزدیدنش / نیست آویزان شتر از گردنش

گفت: هی هی حرف بودار است این / چشم بگشا خط قرمز را ببین

بیش از این پرونده را سنگین مکن / هرچه خواهی کن ولیکن این مکن
ناشناس
عکس فوران آب فتوشاپه؟
vhsmkndh
20
ارسال نظر
سکه ثامن
نمای روز
سکه ثامن
سکه ثامن
سکه ثامن
سکه ثامن
سکه ثامن
آخرین اخبار
سکه ثامن
شفا دارو
آسیا تک داخلی
شاتل 2