سکه ثامن
پیشنهاد پارسینه
ع.صاد :
۱۸ فروردين ۱۳۹۵ - ۰۹:۲۵
۰

مادرم به من درسی داد که فراموشم نمی شود: محمد پسر اول من می خواست به دنیا بیاید و این تجربه اول ما بود. نصف شب بود که درد به سراغ مادرش آمد. با داروهایی که می شناختم... کارسازی نمودم، ولی درد زایمان بود و شتاب می گرفت. به منزل پدر آمدم، هنوز ساعاتی تا اذان صبح مانده بود. مادرم با چند نفر از بستگان به پذیرایی از مادر محمد مشغول شد و مرا از اتاق تبعید کرد. من از دور فریادها و ناله ها را می شنیدم و زمان بر من کند می گذشت. تجربه اول من بود. حدود طلوع آفتاب خانم دکتر را آوردیم. با خیال راحت تری در انتظار تولد نشستیم؛ فریادها و ناله ها زیادتر می شد، اما از ولادت خبری نبود. مادرم را صدا زدم، من آشفته بودم و او سرخوش. پرسیدم: آیا مشکلی هست؟ جواب داد: کار زایمان طبیعی است. گفتم: پس چه وقت فارغ می شود؟ با این همه ناله کی کار تمام می شود؟ خندید و گفت: تا نای نالیدن دارد و توان فریاد کشیدن دارد نمی زاید. آن جا که درد توانش را گرفت آن وقت فارغ می شود. 
مدتی گذشت. از نای افتاده بود و فقط زنجموره بود که صدای گریه محمد بلند شد و این درس را فهمیدم که:

تا نای نالیدن داری و تا آن جا که توان داری ولادتی نیست. راه آنجا آغاز می شود که تو به پایان می رسی.»

سکه ثامن
پــنــجــره
ارسال نظر
سکه ثامن
نمای روز
سکه ثامن
سکه ثامن
سکه ثامن
سکه ثامن
سکه ثامن
آخرین اخبار
سکه ثامن
شفا دارو
آسیا تک داخلی
شاتل 2