سکه ثامن
پیشنهاد پارسینه
برخورد جالب یک فروشنده با مشتریان در پیرانشهر!
۱۹ بهمن ۱۳۹۴ - ۰۳:۲۹

سکه ثامن
پــنــجــره
نظرات
ماجیک
راحتی زیاد دل فروشنده رو میزنه...
ایران
شوخی نیست ... پیرانشهره ... یه هویی دیدی منفجر شد
ناشناس
یعنی اون هایی که پول ندارن می تونن مجانی وسیله بردارند ...شاید این هم نوعی دیوار مهربانی باشد
امید 001
سامان حمله کن اینج دیگه گیر نمیوفتی
ارزن و جو بخر ببر خونه کوفت کن
سامان میرزائی
دو تخم مرغ و یک هویج جایزه داره امید برو زود باش رایگان است
به شیرین جانت هدیه کن
سامان میرزائی
جوابیه وصلت امید شیرینچون که شد صیغه عاقد جاری
هر دو گشتند خر یک گاری
بعد از آن وصلت خوب و خرکی
هر دو خوشحال و لیکن الکی
هر دو خر کیف ازین وصلت پاک
روز و شب علتزنان در دل خاک
نرخر بود پی ماچه خویش
آخورش چال ،علف اندر پیش
ماچه خر ا ادب طنازی
داشت میداد خرک به بازی
برد سم های جلورا به فراز
پوزه را چرخاندبه صد عشوه و ناز
گفت به به چه خر رعنائی
مردم از بی کسی و تنهائی
یک طویله خری ای شوهر من
تو کجا بودی ای ای دلبرمن
بین خر نبود عین تو خر
آمدی نزد خودم بی سر خر
بود مادر تو در برمن
نبود خواهر تو سر خر من
چون جدا گشتی از ان جمع خزان
کور شد چشم همه ما خران
بعد از ین در چمن و سبزه و باغ
نیست غیر از من و تو هیچ الاغ
یونجه زاریست دراین دشت بعل
ببر آنجا تو مرا ماه عسل
زود میپوش کنون پالون نو
پر بکن توبره از یونجه جو
باز شد نیش خر از خوشحالی
گفت به به چه قشنگ و عالی
عرعر کرد به آواز بلند
هر دو از فرط خریت خرسند
ماچه خر بود پر از باد غرور
که عجب نره خری کرده به تور
بعد ماه عسل و گشت و گذار
نره خر گشت روان در پی کار
شغل او کارگر خراطی
گاه میرفت پی الواطی
نر خر چون خرش از پل رد شد
بازن خویش شدیدا" بد شد
عرعر و جفتک او گشت فزون
دل ان ماچه ، نگو ، کاسه خون
ماچه خر بسی گشت دل نگران
چه کند با ستم نره خران
مادرش گفت کنون در خطری
زود اور بر سزش کره خری
میخ خود گر تو نکوبی عقبی
مگراربیخ تو جانا عربی
ماچه خر حرف ننه باور کرد
پالون تاپ لسش را به تن کرد
دلبری کرد به صد مکر و فسون
ماچه خر لیلی و شوهر مجنون
بعد از چندی شکمش باد نمود
از بد حادثه فریاد نمود
گشت ابستن و زایید خری
شد اضافه به جهان کره خری
نره خر دید که افتاده به دام
جفتک خویش بیافزاید مدام
ماچه خر داد زکف صبر و شکیب
در طویله تک و تنها و غریب
یک طرف کره خریدر آغوش
بار یک نره خری برهم دوش
گشت بیچاره ، چو این کاره نبود
جر طلاق از خر نر چاره نبود
کرد افسار و طنابش پاره
شد جدا ماچه خر بیچاره
تاره فهمید که آزادی چیست
در جهان خرمی و شادی چیست
دیگر او خر نشود بیهوده
تاره او گشته کمی آسوده
هرکه یکبار شود خر کافیست
بیش ار آن احمقی علافیست
مغر خر خورده هر آن کس دو بار
با خری باز نهد قول و قرار
گفتم این قصه خرهای جوان
پند گیرند زما کهنه خزان
سامان
باشه!برای تو و شیرین هم استخون میخرم! زود بیاین!!!
ماژیک
سلام به همه
پارسینه ثبت کن یه بار سامان به من سلام کرد اینجا میخوام جوابشو بدم
عرض سلام به برادر سامان عزیز تو اینقد برای کاربرای پارسینه و حتی خود پارسینه که خودش یه بار نوشت عزیز که با اراجیف امید و شیرین صفوی و امثالشون از عزیز بودنت کم نمیشه به این ها توجه نکن
دوستت ماژیک
ناشناس
امیدو هم برای خودش و شی شی علوفه خرید!!!
امید 001
8:08 باشه بعد تو بیا دست دومش رو بخور نوش جونت
ناشناس
قبول نیست ماژیک و سامان ائتلاف کردن
ناشناس
سامی کپی شما یک انگلیسی زاده ی جنتلمن هستی!اینکارها از شما بعیده!!!!!!!
ناشناس
سامان بدو که شانست گفته!!! ایندفعه کپی نکن! همه را کات کن و بریز توی خورجینت!!!
سامان میرزائی
اخه میدونی که من بابات هستم اشکالی نداره فرزندم هستی
ناشناس
سمورکپی خورجین نداره! یک توبره داره که اونم همیشه سرپوزشه و مشغول نشخواره و با چهاردست و پاش فقط کپی میکنه!!!
ضد ماده
دزد همه کس و کارته بی شرف



این جمله بالا رو حتماباید زیر اون نوشته نوشت
ناشناس
مرده شور اون اسم مسخرتو ببره
مثل اینکه یه ماده بدجور گذاشته تو کاست
محمد
یه دوربینی همیشه روشنه!!
اون دوربینو اگه می دیدیم ، نیاز به این همه دوربین تو کوچه و خیابون و جاده و فروشگاه و بانک و اداره و ...نداشتیم!
ماژیک
سلام به همه

عکسه واقعیه ؟ خخخخ هدفش چیه؟ خخ
ناشناس
خخخخ
خخ
خ
ضد ماده
هدفش خ خ خ خ اینه که خ خ خ خ تو رو خ خ خ خ اُسکول خ خ خ خ کنه خ خ خ خ
ماژیک
من دوست دارم لباس زنونه بپوشم
شیرین صفوی
لوسی لوسی لوسی لوسی رانی کرانچار
ناشناس
شی شی توهم خیلی لوسه لوسه لوسی!!!
ناشناس
بالای یخچال زده هرکی هرچی دلش خواست می دزده
ناشناس
منظورش اینه که اگر خواستین دست توی دماغتون کنین راحت باشید
محمد
جسارت نباشه حماقت کردند.
ارسال نظر
سکه ثامن
نمای روز
سکه ثامن
سکه ثامن
سکه ثامن
سکه ثامن
سکه ثامن
آخرین اخبار
سکه ثامن
شفا دارو
آسیا تک داخلی
شاتل 2