۰۳ شهريور ۱۳۹۴ - ۰۰:۱۲
۷
پارسینه : مردم سالاری در سرمقاله خود با عنوان 'برای افغانی‌های هم زبان' نوشت:* «ساره گل» دختری افغان است که نامه‌ای سرگشاده نوشته و به دفتر روزنامه فرستاده است. عنوانش، بازگو کننده محتوایش بود:«اگر بارگران بودیم، رفتیم»؛ اما تلخ... 

*او نوشته بود:«ایرانی عزیز مرا ببخش اگر با مهاجرت اجباری، از دست جنگ، از دست بنیادگراهای مذهبی(طالبان زن خفه کن)،پا به خاکت گذاشتم. مرا ببخش اگر از نانت استفاده کردم، نانی که حق بچه‌هایت بود. مرا ببخش برای تمام آب و برق و گازی که- هرچند با پرداخت پول- استفاده کردم. مرا ببخش اگر از صفحات وبت برای درددل شخصی استفاده کردم. 

*مرا ببخش اگر در کوچه‌ها و خیابان‌هایت راه رفتم و قدم زدم. مرا ببخش اگر پدر و برادر کارگرم روی ساختمان‌هایت و زمین کشاورزی‌ات کار کردند و یک فرصت شغلی را شاید از پدر و برادرت گرفتند. مرا برای همه چیز ببخش. می‌دانم با همه پوزش خواهی، باز بدهکارم، بقیه بدهکاریهایم را ببخش. 

*ایرانی عزیز، ازت ممنونم که به من جا و پناه دادی تا به این سن برسم. سپاسگزارم که گذاشتی از هوای اکسیژن پاک خاکت، نفس بکشم. تشکر که گذاشتی چند سالی بر نیمکت‌های کلاس درست بنشینم و از گچ و تخته‌ات استفاده کنم. البته من در مدرسه خودگردان افغانی درس می‌خواندم، ممنونم که اجازه دادی چند سالی در مدرسه خاک تو و پیش معلم‌های ایرانی نیز درس بخوانم.معلم ایرانی از تو هم ممنونم که به من خواندن و نوشتن یاد دادی. 

*شاید برای همین از این که گاهی مرا به گناه فقط افغانی بودن، تحقیر کرده‌ای، بخشیدمت...»ساره گل در ادامه نامه‌اش از ایرانی‌هایی نوشته که به افغانی‌ها توهین می‌کنند که من نه تنها از نوشتن دوباره آن احساس شرم می‌کنم، بلکه از خواندن آن هم شرمنده شدم. بعد هم نوشته:«بد و خوب در هر قومی هست. همه افغانی‌ها تجاوزگر و جنایتکار نیستند. خائن، و]... [ نیستند. مثلا برادر و پدر من برای بزرگ کردن من در خاک خوب شما، یک عمر و روزی 10تا12 ساعت کار توانفرسا و کارگری کردند و دست از پا خطا نکردند. به هرحال اگر بارگران بودیم، رفتیم. قبلا نمی‌توانستم، چون بچه بودم ولی اینک که بزرگ شده‌ام می‌توانم به کشورم برگردم تا دیگر بهم نگویند: افغانی]...[ و ]... [ و در جواب من به جای دو کلمه حرف دوستی که هزینه‌ای ندارد... ناسزا بنویسند.» 

*وقتی نامه ساره‌گل را خواندم، از این که برخی از ما ایرانیان اینگونه به مردم افغانستان نگاه می‌کنیم شرمسار شدم. تاسف‌آور است که وضع - حال به هر دلیلی – به جایی رسیده که با مردمانی که همکیش و هم دین و هم زبان ما هستند، آداب و رسوم مشترکی با ما دارند و در حوزه تمدن ایرانی قرار دارند طوری رفتار می‌کنیم که هنگام بازگشت از ایران، خاطره‌ای که برایشان مانده، خاطره شیرینی نیست. بهترین آنها همین دختر افغان است که تمام گلایه‌هایی را که در دلش داشته با مصرع مودبانه‌ای از یک شعر بازگو می‌کند: «اگر بار گران بودیم رفتیم». 

*همین دسته از ایرانیان وقتی به خارج از کشور خودمان بروند، اگر ببینند همان رفتاری که خودشان با افغانی‌ها در ایران دارند بر سر خودشان می‌آید، چه احساسی پیدا می‌کنند؟ در این نکته تردیدی نیست که حضور افغان‌ها در ایران، بخشی از فرصت‌های شغلی را که می‌توانست در اختیار ایرانیان باشد به آنها اختصاص داده است.اما به اعتقاد من انتقادهایی که با تمسک به این موضوع در مورد حضور افغان‌ها در ایران صورت می گیرد اغلب قابل توجیه نیست. چرا که اولا افغانی‌ها در ایران اغلب در مشاغلی حضور دارند که خیلی از ایرانی‌ها آن را نمی‌پذیرند و ثانیا مگر یادمان رفته که آقای احمدی‌نژاد گفته بود در ایران برای 120 میلیون جمعیت هم ظرفیت داریم؟ پس وجود یک میلیون- یا کمی بیشتر- افغانی در ایران، چقدر می‌تواند جا را برای ایرانیان تنگ کند؟
پارسینه : مردم سالاری در سرمقاله خود با عنوان 'برای افغانی‌های هم زبان' نوشت:* «ساره گل» دختری افغان است که نامه‌ای سرگشاده نوشته و به دفتر روزنامه فرستاده است. عنوانش، بازگو کننده محتوایش بود:«اگر بارگران بودیم، رفتیم»؛ اما تلخ... 

*او نوشته بود:«ایرانی عزیز مرا ببخش اگر با مهاجرت اجباری، از دست جنگ، از دست بنیادگراهای مذهبی(طالبان زن خفه کن)،پا به خاکت گذاشتم. مرا ببخش اگر از نانت استفاده کردم، نانی که حق بچه‌هایت بود. مرا ببخش برای تمام آب و برق و گازی که- هرچند با پرداخت پول- استفاده کردم. مرا ببخش اگر از صفحات وبت برای درددل شخصی استفاده کردم. 

*مرا ببخش اگر در کوچه‌ها و خیابان‌هایت راه رفتم و قدم زدم. مرا ببخش اگر پدر و برادر کارگرم روی ساختمان‌هایت و زمین کشاورزی‌ات کار کردند و یک فرصت شغلی را شاید از پدر و برادرت گرفتند. مرا برای همه چیز ببخش. می‌دانم با همه پوزش خواهی، باز بدهکارم، بقیه بدهکاریهایم را ببخش. 

*ایرانی عزیز، ازت ممنونم که به من جا و پناه دادی تا به این سن برسم. سپاسگزارم که گذاشتی از هوای اکسیژن پاک خاکت، نفس بکشم. تشکر که گذاشتی چند سالی بر نیمکت‌های کلاس درست بنشینم و از گچ و تخته‌ات استفاده کنم. البته من در مدرسه خودگردان افغانی درس می‌خواندم، ممنونم که اجازه دادی چند سالی در مدرسه خاک تو و پیش معلم‌های ایرانی نیز درس بخوانم.معلم ایرانی از تو هم ممنونم که به من خواندن و نوشتن یاد دادی. 

*شاید برای همین از این که گاهی مرا به گناه فقط افغانی بودن، تحقیر کرده‌ای، بخشیدمت...»ساره گل در ادامه نامه‌اش از ایرانی‌هایی نوشته که به افغانی‌ها توهین می‌کنند که من نه تنها از نوشتن دوباره آن احساس شرم می‌کنم، بلکه از خواندن آن هم شرمنده شدم. بعد هم نوشته:«بد و خوب در هر قومی هست. همه افغانی‌ها تجاوزگر و جنایتکار نیستند. خائن، و]... [ نیستند. مثلا برادر و پدر من برای بزرگ کردن من در خاک خوب شما، یک عمر و روزی 10تا12 ساعت کار توانفرسا و کارگری کردند و دست از پا خطا نکردند. به هرحال اگر بارگران بودیم، رفتیم. قبلا نمی‌توانستم، چون بچه بودم ولی اینک که بزرگ شده‌ام می‌توانم به کشورم برگردم تا دیگر بهم نگویند: افغانی]...[ و ]... [ و در جواب من به جای دو کلمه حرف دوستی که هزینه‌ای ندارد... ناسزا بنویسند.» 

*وقتی نامه ساره‌گل را خواندم، از این که برخی از ما ایرانیان اینگونه به مردم افغانستان نگاه می‌کنیم شرمسار شدم. تاسف‌آور است که وضع - حال به هر دلیلی – به جایی رسیده که با مردمانی که همکیش و هم دین و هم زبان ما هستند، آداب و رسوم مشترکی با ما دارند و در حوزه تمدن ایرانی قرار دارند طوری رفتار می‌کنیم که هنگام بازگشت از ایران، خاطره‌ای که برایشان مانده، خاطره شیرینی نیست. بهترین آنها همین دختر افغان است که تمام گلایه‌هایی را که در دلش داشته با مصرع مودبانه‌ای از یک شعر بازگو می‌کند: «اگر بار گران بودیم رفتیم». 

*همین دسته از ایرانیان وقتی به خارج از کشور خودمان بروند، اگر ببینند همان رفتاری که خودشان با افغانی‌ها در ایران دارند بر سر خودشان می‌آید، چه احساسی پیدا می‌کنند؟ در این نکته تردیدی نیست که حضور افغان‌ها در ایران، بخشی از فرصت‌های شغلی را که می‌توانست در اختیار ایرانیان باشد به آنها اختصاص داده است.اما به اعتقاد من انتقادهایی که با تمسک به این موضوع در مورد حضور افغان‌ها در ایران صورت می گیرد اغلب قابل توجیه نیست. چرا که اولا افغانی‌ها در ایران اغلب در مشاغلی حضور دارند که خیلی از ایرانی‌ها آن را نمی‌پذیرند و ثانیا مگر یادمان رفته که آقای احمدی‌نژاد گفته بود در ایران برای 120 میلیون جمعیت هم ظرفیت داریم؟ پس وجود یک میلیون- یا کمی بیشتر- افغانی در ایران، چقدر می‌تواند جا را برای ایرانیان تنگ کند؟
بهترین خرید
نظرات
ناشناس
بسیاری از مردم افغانستان مقیم مشهد که من می شناسم افراد شریفی هستند. من با بناهای افغانی کار کرده ام خداییش اکثرا نونشون را حلال می کنن. اما اما وقتی یک افغانی سرم را کلاه میذاره برام اصلا قابل قبول نیست شاید اگر یک ایرانی این کار می کرد بی خیال می شدم و نهایتش یک بد و بیراه بود. اما اگه روزی به اروپا برم جایی که منو تحقیر کنن خوب نهایتش با خودم می گم من یک خارجی ام دیگه این همه گله گذاری نمی کنم. در مورد سرزش بعضی از آدمای بی خرد هم امام صادق میگه اگه کسی بنده ای را سرزنش کنه تا قبل از مرگ همون سرزنش را در باره خودش می شنوه.
ناشناس
احساساتی نشین..همین افغانی ها کلی هزینه روی دست کشور گذاشتن و الان هم اگر مجبور نمیشدن نمیرفتن..بسته شدن اب هامون توسط افغانستان رو فراموش نکنین...لطفا تایید کن
ممد
آقای احمدی‌نژاد گفته بود در ایران برای 120 میلیون جمعیت هم ظرفیت داریم؟ پس وجود یک میلیون- یا کمی بیشتر- افغانی در ایران، چقدر می‌تواند جا را برای ایرانیان تنگ کند؟

عجب!!!!!!!!!!!

هر جا باب دل شما چیزی گفته باشه خوبه!!!!!!!!!!

وباید به حرفش عمل کرد

اما بقیه وقتا بده وباید دمار از روزگارش در آورد

همین یک میلیون نفر درصد بیشتری از جمعیت معمولی ایران خلافکار توشون هست

قتل هتک حرمت تجاوز قاچاق مواد مخدر و غیره

البته نباید به هیچ قوم وانسانی بی احترامی بشود
ولی لطفا از افغانها بت نسازید

وکاری نکنید که آنها خود را مظلوم ببینند وایرانیها را ظالم

چون این هم به اندازه بی احترامی به انها بد است

وحقی فراتر از واقع برای انها ایجاد میکند
ناشناس
"ساره گل"، دختر عزیزو نادیده ام
در دلت را درک میکنم و خود شاهد بی انصافی و پیش داوری هم وطنان ایرانی در حق پناهندگان زحمتکش افغانستانی بوده ام. از این بابت از تو و دیگرانی که نابخردانه مورد توهین و اذیت و آزار قرار گرفته اند عذر خواهی می کنم.
امیدوارم از ته دل ما را بخشیده باشی.
ناشناس
برای «افغان‌»های هم‌زبان! دختر خانم! شما خودت انگار خیلی جذب فرهنگ اصیل آریایی شدی!
ایرانی
بحث اشغال تعدادی فرصت شغلی توسط افاغنه نیست؛ بیشتر نارضایتی ایرانیان از حضور افاغنه به خاطر نا امنی هایی هست که عده ی زیادی از اونها تا به امروز در این مملکت انجام دادن، نمک هایی که خوردند و نمکدان هایی که شکستند، تجاوز، سرقت، قتل، زورگیری، آدم ربایی و بسیاری جنایت های دیگه که توسط هم ولایتی های "ساره گل" ، تنها به جرم میزبان بودن به سر نوامیس و عزیزان ما اومده.
یک طرفه نباید به قاضی رفت
کاش ساره گل همانطور که نامه اش ر ا با " اگر بار گران بودیم رفتیم" شروع کرد، با " "نمک خوردیم نمکدان را شکستیم" تمام می کرد
ناشناس
جواب:
تا حالا ایرانی مهاجری دیدی که در کشور دیگه علنی و با خیال راحت قاچاق کنه.؟.. سر ببره .؟...تجاوز کنه.؟...به راحتی کار پیدا کنه؟ ....آزدانه وارد خاک اون مملکت بشه و هر کجا عشقش کشید بره و مستقر بشه؟ ... بی سواد و بدون تحصیلات باشه ؟.... مدرسه مخصوص به خودش داشته باشه ؟راحت با جنس مخالفش مزدوج بشه؟ ...توی جامعه به راحتی قبولش کنند و دست آخر کلی هم از مردمان اون مملکت طلبکار باشه و باز هم تحملش کنند؟
بازم بگم یا نه؟
این زنه حالا که از کلی امکانات مملکت استفاده کرده و پر وار شده زبون در آورده . 2 سال پیش کجا بود ؟3سال پیش کجا بود ؟
آقا یا خانوم نویسنده که نوشته این افغانی رو تایید می کنی 1 بار برو به سفارت افغانستان و یا داخل افغانستان و رفتار اونها رو ببین اونوقت نظرت کاملا عوض میشه و خودت میشی لیدر اخراج اینها از وطنمون
ارسال نظر
بهترین خرید
نمای روز
بهترین خرید
بهترین خرید
بهترین خرید
بهترین خرید
بهترین خرید
آخرین اخبار
بهترین خرید
بهترین خرید