بايد بگويم که يک راه قطعي نهايي نيز وجود دارد که اگر شما به مرحله اي رسيديد که احساس کرديد بايد آنرا انجام دهيد، مي بايست در انجام آن براي هميشه استمرار ورزيد.
۰۷ شهريور ۱۳۹۴ - ۱۶:۲۷
۰
زمانيکه صحبت از "ترس از تعهد" به ميان مي آيد مي توان آن را به زبان ساده به اين شکل توصيف کرد: "نوعي ترس غير واقعي از پيمان بستن، تعهد دادن و پذيرا شدن التزام براي باقي ماندن در يک ارتباط ثابت و صادقانه در کنار يک شخص ديگر براي هميشه" اين در حالي است که بسياري از افراد مجرد بر اين باورند که متعهد شدن يعني دست کشيدن از تمام آزادي هاي فردي.                                                                                                                                                                                                                                    
اين نوع ترس براي افراد مجرد کاملاً عادي و طبيعي است. بيشتر افراد مجرد تصور مي کنند که با ازدواج و قبول تعهد، امنيت و آسايشي که زندگي مجردي به آنها مي داده را از دست خواهند داد. به هر حال هر برهه از زندگي مزاياي خاص خود را به همراه دارد. دوران مجردي نيز خالي از لطف نيست: شما هر زمان که بخواهيد به خانه مي آييد و هر موقع که بخواهيد خارج مي شويد، لباس ها و ظرف هاي کثيف را تا هر زماني که بخواهيد به حال خود باقي مي گذاريد، و از وقت و پول خود هر طور که مايل باشيد استفاده مي کنيد. در مقابل ديگران هر طور که بخواهيد خودتان را نشان مي دهيد و مي توانيد ضعف ها و کاستي هايتان را پنهان کنيد.                                                                                                                                                    
در اغلب زمينه ها "ترس" به اين دليل در افراد ايجاد مي شود که به نحوي آنها را از موقعيت هاي مخاطره آميز دور نگه دارد. به عنوان مثال براي يک انسان، کاملاً طبيعي و بجاست که از يک مار، صداهاي بلند و مهيب، و يا بوهاي ناخوشايند بترسد. او بدين طريق مي تواند خود را از موقعيت هاي خطر آفرين مصون نگه دارد؛ اما براي خلق يک ارتباط اطمينان بخش و صميمي با شريک زندگي، فرد بايد با ترس هاي مختلفي روبرو شود و خود را پذيراي ريسک هاي عاطفي نمايد.

با موفقيت انجام دادن اين هدف نيازمند آن است که: "به چيزي که از دست مي دهيد فکر نکرده و از آن نترسيد بلکه به چيزهايي فکر کنيد که در ازاي آن بدست مي آوريد – اعتماد، صميميت، نزديکي – " شما با قرار گرفتن در يک رابطه ي صادقانه و عاشقانه از کليه ي مزاياي آن بهرمند خواهيد شد. حال اين کار را چگونه بايد انجام دهيد؟    

 گام اول – ابتدا بايد مطمئن شويد که مي خواهيد زندگيتان را با فرد ديگري تقسيم کنيد. بسياري از افراد مجردي که نمي توانند تعهد را قبول کنند دليلشان اين است که نمي توانند تصميم بگيرند که آيا واقعاً کسي را مي خواهند يا خير. ابتدا بايد اهداف زندگي را براي خودتان معين کنيد تا بعد بتوانيد به آنها دست پيدا کنيد. پس بايد کار را با تعيين خواسته هايتان شروع کنيد.       

گام دوم – از ترس هايتان آگاه شويد. ببينيد در چه زمينه هايي ترس بر شما غلبه مي کند و تشخيص دهيد که چه چيزي سبب مي شود که از دست يافتن به اهدافتان باز بمانيد. بايد بدانيد که وجود ترس هايي نظير ترس ازعدم پذيرش، تغيير، و از دست دادن آزادي کاملاً معقول و طبيعي است. اگر از وجود آنها اطلاع داشته باشيد، مي توانيد استراتژي هايي براي فائق آمدن به آنها ايجاد نماييد. يک چنين استراتژي ها و تکنيک هايي را مي توانيد با کمک گرفتن از يک دوست، مشاور و يا در صورت لزوم يک مربي، گسترش دهيد. مربي به شما کمک مي کند که فردي صادق باقي بمانيد، توجه خود را به رابطه معطوف کنيد، و اهدافي را که در سر داريد به راحتي دنبال کنيد. 

گام سوم – سرعت پيشرفت ارتباط را تنظيم کنيد. تعداد زيادي از افراد مجرد در همان مراحل ابتدايي ارتباط به دام شهوت و اشتياق بيش از حد گرفتار مي شوند و زمانيکه که نوبت به تصميم گيري براي آينده مي رسد، عقب نشيني مي کنند. عده ي ديگري از افراد نيز هستند که آنقدر تعلل و درنگ به خرج مي دهند که از نظر نقطه ي تمرکز اصلي و محدوده ي زماني دچار مشکل مي شوند. در حين اينکه آهسته و پيوسته به جلو پيش مي رويد بايد به اين مطلب نيز توجه داشته باشيد که انجام چه کاري در چه بازه ي زماني براي شما ثمربخش خواهد بود.   

                                                                                                                     
 گام چهارم – تصميم بگيريد که آيا قرار گرفتن در يک ارتباط متعهد، مد نظر شما هست يا خير. يکي از راههايي که مي تواند مهارت هاي متعهد شدن شما را تقويت کند اين است که با هم توافق کنيد که براي مدت زماني به صورت انحصاري با هم ارتباط برقرار کنيد. در مورد اهداف زندگي و آرزوهايي که در سر مي پرورانيد با هم صحبت کنيد. همچنين جنبه هاي روحي و باطني و شخصيت دروني خود را براي طرف مقابل آشکار نماييد. انجام اين کار موقعيت هاي نابي براي تجربه ي اعتماد، صميميمت و نزديکي فراهم مي آورد. 

 بايد بگويم که يک راه قطعي نهايي نيز وجود دارد که اگر شما به مرحله اي رسيديد که احساس کرديد بايد آنرا انجام دهيد، مي بايست در انجام آن براي هميشه استمرار ورزيد. 

و اما گام پنجم – تشخيص اين مطلب که قرار گرفتن در يک رابطه تعهد آميز اين فرصت را به شما مي دهد تا کليه ي ويژگي هاي منحصر بفردتان را آشکار ساخته و تبديل به بهترين کسي شويد که مي توانيد.  زوج هايي که در يک ارتباط سالم قرار مي گيرند يکديگر را تشويق مي کنند تا تبديل به افرادي با قدرت عملکرد و توانايي بالقوه بالا براي جامعه باشند. افراد موفق مکرراً شريک زندگي خود را براي موفقيت هايي که بدست مي آورد، تشويق کرده و به او اعتبار و امتياز مي دهند.

 همانطور که مشاهده کرديد ترس از تعهد به خاطر از دست دادن هويت و آزادي هاي فردي نوعي تشويش واهي و غير واقعي است. در زندگي مشترک داشته ها آنقدر زياد است که ترس از دست دادن استقلال در مقابل آن رنگ مي بازد. مسلماً اين امر در ابتدا مستلزم پذيرش ريسک بالايي است اما با در نظر گرفتن مراحلي که در بالا به آنها اشاره شد، پس از چندي متوجه مي شويد که مزايايي که بدست آورده ايد تا چه حد بيشتر از "زيان" هايي است که به شما وارد شده.
بايد بگويم که يک راه قطعي نهايي نيز وجود دارد که اگر شما به مرحله اي رسيديد که احساس کرديد بايد آنرا انجام دهيد، مي بايست در انجام آن براي هميشه استمرار ورزيد.
زمانيکه صحبت از "ترس از تعهد" به ميان مي آيد مي توان آن را به زبان ساده به اين شکل توصيف کرد: "نوعي ترس غير واقعي از پيمان بستن، تعهد دادن و پذيرا شدن التزام براي باقي ماندن در يک ارتباط ثابت و صادقانه در کنار يک شخص ديگر براي هميشه" اين در حالي است که بسياري از افراد مجرد بر اين باورند که متعهد شدن يعني دست کشيدن از تمام آزادي هاي فردي.                                                                                                                                                                                                                                    
اين نوع ترس براي افراد مجرد کاملاً عادي و طبيعي است. بيشتر افراد مجرد تصور مي کنند که با ازدواج و قبول تعهد، امنيت و آسايشي که زندگي مجردي به آنها مي داده را از دست خواهند داد. به هر حال هر برهه از زندگي مزاياي خاص خود را به همراه دارد. دوران مجردي نيز خالي از لطف نيست: شما هر زمان که بخواهيد به خانه مي آييد و هر موقع که بخواهيد خارج مي شويد، لباس ها و ظرف هاي کثيف را تا هر زماني که بخواهيد به حال خود باقي مي گذاريد، و از وقت و پول خود هر طور که مايل باشيد استفاده مي کنيد. در مقابل ديگران هر طور که بخواهيد خودتان را نشان مي دهيد و مي توانيد ضعف ها و کاستي هايتان را پنهان کنيد.                                                                                                                                                    
در اغلب زمينه ها "ترس" به اين دليل در افراد ايجاد مي شود که به نحوي آنها را از موقعيت هاي مخاطره آميز دور نگه دارد. به عنوان مثال براي يک انسان، کاملاً طبيعي و بجاست که از يک مار، صداهاي بلند و مهيب، و يا بوهاي ناخوشايند بترسد. او بدين طريق مي تواند خود را از موقعيت هاي خطر آفرين مصون نگه دارد؛ اما براي خلق يک ارتباط اطمينان بخش و صميمي با شريک زندگي، فرد بايد با ترس هاي مختلفي روبرو شود و خود را پذيراي ريسک هاي عاطفي نمايد.

با موفقيت انجام دادن اين هدف نيازمند آن است که: "به چيزي که از دست مي دهيد فکر نکرده و از آن نترسيد بلکه به چيزهايي فکر کنيد که در ازاي آن بدست مي آوريد – اعتماد، صميميت، نزديکي – " شما با قرار گرفتن در يک رابطه ي صادقانه و عاشقانه از کليه ي مزاياي آن بهرمند خواهيد شد. حال اين کار را چگونه بايد انجام دهيد؟    

 گام اول – ابتدا بايد مطمئن شويد که مي خواهيد زندگيتان را با فرد ديگري تقسيم کنيد. بسياري از افراد مجردي که نمي توانند تعهد را قبول کنند دليلشان اين است که نمي توانند تصميم بگيرند که آيا واقعاً کسي را مي خواهند يا خير. ابتدا بايد اهداف زندگي را براي خودتان معين کنيد تا بعد بتوانيد به آنها دست پيدا کنيد. پس بايد کار را با تعيين خواسته هايتان شروع کنيد.       

گام دوم – از ترس هايتان آگاه شويد. ببينيد در چه زمينه هايي ترس بر شما غلبه مي کند و تشخيص دهيد که چه چيزي سبب مي شود که از دست يافتن به اهدافتان باز بمانيد. بايد بدانيد که وجود ترس هايي نظير ترس ازعدم پذيرش، تغيير، و از دست دادن آزادي کاملاً معقول و طبيعي است. اگر از وجود آنها اطلاع داشته باشيد، مي توانيد استراتژي هايي براي فائق آمدن به آنها ايجاد نماييد. يک چنين استراتژي ها و تکنيک هايي را مي توانيد با کمک گرفتن از يک دوست، مشاور و يا در صورت لزوم يک مربي، گسترش دهيد. مربي به شما کمک مي کند که فردي صادق باقي بمانيد، توجه خود را به رابطه معطوف کنيد، و اهدافي را که در سر داريد به راحتي دنبال کنيد. 

گام سوم – سرعت پيشرفت ارتباط را تنظيم کنيد. تعداد زيادي از افراد مجرد در همان مراحل ابتدايي ارتباط به دام شهوت و اشتياق بيش از حد گرفتار مي شوند و زمانيکه که نوبت به تصميم گيري براي آينده مي رسد، عقب نشيني مي کنند. عده ي ديگري از افراد نيز هستند که آنقدر تعلل و درنگ به خرج مي دهند که از نظر نقطه ي تمرکز اصلي و محدوده ي زماني دچار مشکل مي شوند. در حين اينکه آهسته و پيوسته به جلو پيش مي رويد بايد به اين مطلب نيز توجه داشته باشيد که انجام چه کاري در چه بازه ي زماني براي شما ثمربخش خواهد بود.   

                                                                                                                     
 گام چهارم – تصميم بگيريد که آيا قرار گرفتن در يک ارتباط متعهد، مد نظر شما هست يا خير. يکي از راههايي که مي تواند مهارت هاي متعهد شدن شما را تقويت کند اين است که با هم توافق کنيد که براي مدت زماني به صورت انحصاري با هم ارتباط برقرار کنيد. در مورد اهداف زندگي و آرزوهايي که در سر مي پرورانيد با هم صحبت کنيد. همچنين جنبه هاي روحي و باطني و شخصيت دروني خود را براي طرف مقابل آشکار نماييد. انجام اين کار موقعيت هاي نابي براي تجربه ي اعتماد، صميميمت و نزديکي فراهم مي آورد. 

 بايد بگويم که يک راه قطعي نهايي نيز وجود دارد که اگر شما به مرحله اي رسيديد که احساس کرديد بايد آنرا انجام دهيد، مي بايست در انجام آن براي هميشه استمرار ورزيد. 

و اما گام پنجم – تشخيص اين مطلب که قرار گرفتن در يک رابطه تعهد آميز اين فرصت را به شما مي دهد تا کليه ي ويژگي هاي منحصر بفردتان را آشکار ساخته و تبديل به بهترين کسي شويد که مي توانيد.  زوج هايي که در يک ارتباط سالم قرار مي گيرند يکديگر را تشويق مي کنند تا تبديل به افرادي با قدرت عملکرد و توانايي بالقوه بالا براي جامعه باشند. افراد موفق مکرراً شريک زندگي خود را براي موفقيت هايي که بدست مي آورد، تشويق کرده و به او اعتبار و امتياز مي دهند.

 همانطور که مشاهده کرديد ترس از تعهد به خاطر از دست دادن هويت و آزادي هاي فردي نوعي تشويش واهي و غير واقعي است. در زندگي مشترک داشته ها آنقدر زياد است که ترس از دست دادن استقلال در مقابل آن رنگ مي بازد. مسلماً اين امر در ابتدا مستلزم پذيرش ريسک بالايي است اما با در نظر گرفتن مراحلي که در بالا به آنها اشاره شد، پس از چندي متوجه مي شويد که مزايايي که بدست آورده ايد تا چه حد بيشتر از "زيان" هايي است که به شما وارد شده.
بهترین خرید
ارسال نظر
بهترین خرید
نمای روز
بهترین خرید
بهترین خرید
بهترین خرید
بهترین خرید
بهترین خرید
آخرین اخبار
بهترین خرید
بهترین خرید