پیشنهاد پارسینه
مثلا یکیشون عاشق یک خواننده بود و هر شب براش نامه می نوشت! منم نامردی نکردم و دو سه بار از طرف اون خواننده براش جواب نوشتم!
۲۷ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۹:۰۷
۰
آذر صدارت - سال های ابتدایی نوجوانی من، هم زمان بود با پخش جُنگ «ساعت خوش» و اغلب زنگ تفریح ها، یک دعوای درست و حسابی بین عاشقان سینه چاک رضاعطاران و نصرا... رادش به راه بود. بازیگران شاد و بانمکی که برای دختربچه هایی که ما بودیم، جذاب ترین جوان های دنیا به حساب می آمدند. کمی بعد، جک، ستاره فیلم پر سر و صدای «تایتانیک» با آن نگاه و لبخند و فرم متفاوت مو، تبدیل شد به پسر مورد علاقه بعضی از دخترمدرسه ای ها. با دیدن عکس و پوسترش جیغ می کشیدند و برای داشتن کیف و ساعتی با چهره و لبخندش، قلب شان تالاپ تالاپ می تپید. بعدتر، سرِ بازی های جام جهانی 1998، یک شبه خیلی ها عاشق باتیستوتا، بازیکن تیم آرژانتین که خوش تیپ ترین فوتبالیست جام بود شدند. فکر کنم بعضی از ما تا وقتی دیپلم گرفتیم، چند ده بار عاشق و فارغ شدیم. رضاشاهرودی، پائولومالدینی، یکی دو تا خواننده، بازیگران سریال هایی مثل «در پناه تو»، «روزگار جوانی» و... آدم هایی بودند که هر کدام در دوره ای، توفانی در قلب دختران نوجوان و احساسی به پا کردند و پوسترهایشان به در و دیوار اتاق و عکس هایشان توی دفتر خاطرات جا خوش کرد. این تازه حال و هوای بچه های معمولی تر بود؛ بعضی های دیگر که کلا به هذیان و تخیل افتاده بودند و مثلا عابدزاده، همسایه مادربزرگشان بود و دو تا جمعه قبل تر هم پارسا پیروزفر را در مهمانی دخترخاله شان دیده بودند و اتفاقا خشایار اعتمادی هم بهشان ابراز علاقه کرده بود! الان با به یاد آوردنش یک دل سیر می خندیم و می پرسیم: عقلمان کجا رفته بود؟ و با حیرت اعتراف می کنیم: چقدر ساده بودیم! البته بودند دخترهای نوجوان زیادی که اصلا دچار چنین احساساتی نمی شدند یا اگر می شدند بروز نمی دادند و تبدیل به نقطه ضعفی در زندگی شان نمی شد. طبیعی است که با نگاه و تفکر و تجربه امروز، آن همه محبت و علاقه به ستاره ها، الکی و بی ارزش است ولی آن موقع اگر بزرگترها چنین حرفی می زدند، به نظر عجیب و غیرمنطقی می آمد. کما این که این روزها هم اگر گشتی در فضای مجازی بزنید، با انبوه فن پیج های آدم معروف هایی مواجه می شوید که توسط دختران نوجوانِ علاقمند و متعصب، مدیریت می شود. انگار این علاقه های بی اساس و بی نتیجه، مثل تمام تغییرات دوره بلوغ و نوجوانی، خاصیت این دوره، به ویژه برای بعضی از دختر خانم هاست که محدود به ستاره ها هم نمی شود و گاهی به شکل زود گذر اما ظاهراً عمیق شامل پسرخاله و بوتیکی سرکوچه و... هم می شود. امروز قرار است درباره همین موضوع حرف بزنیم: عشق های دوره نوجوانی دختران به خصوص عشق به ستاره ها! این که خانواده ها برای پیشگیری از این احساسات عجیب چه کنند و در صورت بروزش چه واکنشی داشته باشند و...
مهم ترین ویژگی نوجوان، خیال پردازی است
سال های بلوغ، سال های رشد همه جانبه است. نه فقط رشد جسمی و جنسی، بلکه رشد روحی، روانی، عاطفی، هیجانی، شناختی، اجتماعی و از همه مهم تر، عقلانی! در دختران، معمولا از 10 یا 12 سالگی و در پسران، از 13 سالگی بلوغ شروع می شود و گاهی تا 18 یا 20 سالگی ادامه دارد. همیشه خوانده و شنیده ایم که سال های بلوغ و نوجوانی، سال های حساسی است که باید با دقت و توجه نوجوان و والدین سپری شود تا آسیب های خاص این سن مثل علاقه افراطی به ستاره ها و چهره های مشهور که گاهی عاقبت تلخی دارد، کمرنگ شود. برای به دست آوردن شناخت عمیق از سنین نوجوانی، علاقه نوجوان به سلبریتی ها و راه های پیشگیری و کنترل اینجور علاقه ها، با سرکار خانم سمانه علویان، مشاور امور خانواده که کارنامه پرباری از تعامل با نوجوانان دارد، به گفت و گو نشستیم. در ادامه، نظرات و تجربیات ایشان در این زمینه را می خوانید:
بلوغ، دوره تحولات اساسی
در سن بلوغ و سنین نوجوانی، کل وجود شخص متحول می شود و در تمام زمینه های فیزیولوژیک و روحی، فرد دچار تغییرات بنیادین می شود. البته این تغییرات یک شبه و با هم اتفاق نمی افتد و در آدم های مختلف به شکل های گوناگون بروز می کند. اولین نشانه های بلوغ، جسمی و ظاهری است اما بیشتر تغییرات در ذهن نوجوان شکل می گیرد. البته که منشاء اغلب این تغییرات، ترشح هورمون های شیمیایی است که خودش را در جسم یا رفتار نشان می دهد. تحریک پذیری و حساس شدن، احساس بزرگسال بودن، نیاز به تنهایی و استقلال، جست وجوی هویت، بررسی فلسفه وجود، بازبینی اعتقادات مذهبی، خلاقیت و خودشکوفایی و... همه از جمله تغییرات بلوغ است.
نیازهای جدید و عمیق یک نوجوان
در سنین نوجوانی، یک سری نیازهای جدید در فرد شکل می گیرد. یا اگر جدید هم نیست و از کودکی وجود داشته، حداقل با جنس و عمق تازه بروز می کند؛ مثلا نیاز به دیده شدن، مورد توجه بودن، محبت دیدن و محبت کردن، مورد قدردانی قرار گرفتن، نوازش شدن، کلمات محبت آمیز و امیدوار کننده شنیدن، مورد قبول واقع شدن، احساس تعلق کردن و... که ممکن است از بدو تولد در وجود فرد بوده، اما در نوجوانی با شدت و سمت و سوی متفاوتی دیده می شود که اتفاقا همین کمبود و عطش، در صورتی که در خانواده و توسط محارم سیراب نشود، نقطه شروع دوستی های خیابانی یا عشق و علاقه های خیالی و یک طرفه به ستاره هاست.
سرگردانی و خیال پردازی
مهم ترین ویژگی نوجوان، خیال پردازی است. خیال پردازی به نوجوان کمک می کند هر آنچه را که در واقعیت وجود ندارد در خیال تجربه کند. نوجوانی، مرز میان کودکی و بزرگسالی است. جسم، شبیه آدم بزرگ هاست ولی روحیه و عقل در عوالم کودکی سیر می کند. بزرگ ترها به دلیل رشد جسمی از نوجوان توقعات و انتظاراتی دارند اما نوجوان هنوز برای مسئولیت پذیری آماده نیست. نوجوان دلش می خواهد مورد توجه جمع باشد اما هیچکس قبولش ندارد. خلاصه همه چیز کمی مبهم است. اینجاست که خیال پردازی به کمک نوجوان می آید. نوجوانی که دوست دارد مورد توجه جنس مخالف باشد، نوجوانی که دوست دارد مشهور و محبوب باشد، دوست دارد زیبا و خوش تیپ و ایده آل باشد و خود را مرکز دنیای محدودش می داند، در خیال، خودش را به جای ستاره های موفق یا همسر و دختر سلبریتی ها تصور می کند. تخیل، محدودیت و چارچوب های دنیای واقعی را محو می کند و فرصت تجربه هر آنچه را که نمی توان در دنیای واقعی تجربه کرد فراهم می کند. نوجوان به تخیلاتش پر و بال می دهد و متاسفانه گاهی در این تخیلات غرق می شود.
شبکه های پر دردسر
این روزها دسترسی ساده، سریع و بی واسطه به ستاره ها در فضای مجازی، به دنبال کنندگان و طرفدارانشان توهم ارتباط، تعامل و صمیمیت می دهد و به علاقه های افراطی نوجوانان به سلبریتی ها دامن می زند. اگر نوجوان نسل قبل، در صورت علاقه به چهره های مشهور، راه و کانالی برای ابراز این علاقه نداشت و بالطبع امیدی هم به ملاقات، ارتباط و وصال نبود، صفحه های شخصی هنرمندان در شبکه های اجتماعی به نوجوان امروز، فرصت ارتباط بی واسطه و بی پروا با ستاره را می دهد و اینطوری هاست که من به عنوان یک مشاور فعال در حوزه نوجوانان، سالانه با تعداد زیادی نوجوانِ عاشق رو به رو هستم که از شدت علاقه و محبت به یک بازیگر، خواننده یا بازیکن فوتبال، به شرایط خاص و وخیمی رسیده اند.
علاقه یک طرفه، عشق نیست!
همان طور که می دانیم عشق به معنی یک پیوند دوطرفه است با سه ضلع تعهد و صمیمیت که با تعقل کامل می شود. مهم ترین و اصلی ترین راه پیشگیری از بسیاری از آسیب های نوجوانی، دقت و توجه والدین در دوره کودکی بچه هاست، این که بچه، دوره کودکیِ خوب و شیرینی را تجربه کند. کودکی خوب و شیرین، نه با پول و امکانات که بیش از همه چیز، با محبت و حوصله و وقت گذاشتنِ پدر و مادر برای بچه رقم می خورد. همانطور که می دانیم، کودکی دو دوره است. دوره اول که از تولد تا هفت سالگی است و دوره دوم از هفت تا حدود زمان بلوغ. در دوره اول، بهترین روش برخورد با کودک، بازی است و در دوره دوم، بهترین راهِ ارتباط با بچه، کارهای مشارکتی است. ضمن این که از همان کودکی باید حواسمان به رفتار و گفتارمان که مهم ترین الگوی بچه است، باشد. بچه ها هر آنچه را که در کودکی ضبط کردند در نوجوانی بروز می دهند و آن موقع دیگر برای اصلاح و تربیت خودمان یا آن ها دیر است.
نوجوانت را بشناس
قدم بعدی، به دست آوردن شناختِ عمومی و اختصاصی از نوجوان است. این که والدین و بزرگ ترها به شکل کلی، اطلاعات کافی درباره خصوصیات و ویژگی های دوره بلوغ و نوجوانی داشته باشند و به شکل خاص، نوجوانِ خودشان را بشناسند، از جزئیات رفتاری نوجوانشان مطلع باشند و سطح توقع و انتظارشان از فرد، واقع بینانه باشد تا هم خودشان حرص نخورند، هم عزت نفس و اعتماد به نفس نوجوان پایین نیاید. باید ذهن نوجوان را با برنامه های فکری مشغول نگه داشت و با ایجاد برنامه های ورزشی، انرژیِ نوجوان را تخلیه کرد و با سپردن مسئولیت های کوچک، به نوجوان فرصتِ ابراز وجود داد.
حفظ رابطه صمیمانه
باور کنیم که نوجوان از کنترل شدن و سوال و جواب و امر و نهی گریزان است و تجسس والدین، به پنهانکاری و شیطنتِ بیشتر نوجوانان دامن می زند. مهم ترین نیاز نوجوان، صمیمیت با والدین است. این که احساس امنیت بکند و بتواند اعتماد کند و حرف دلش را راحت و بدون ترس به پدر و مادر بزند و بابت حرف و عملش، حتی اگر احمقانه و کودکانه باشد، مورد سرزنش و تمسخر و بی تفاوتی قرار نگیرد. نوجوان بیش از هر چیز به یک دوست صمیمی نیاز دارد. پدرها می توانند به بهترین شکل این نقش را برای دختران ایفا کنند و بسیاری از نیازها و کمبودهای دخترشان به محبتِ جنس مخالف را با محبت و توجه پدرانه، تامین کنند. برای یک دختر نوجوان، هیچ چیز دلگرم کننده تر از حمایت و پشتیبانی همه جانبه پدر نیست. متاسفانه در ایران، دختران نوجوان بیشترین فاصله را با پدرانشان دارند و پدرها به اشتباه، به محض این که احساس می کنند دخترشان کمی بزرگ شده، دور می شوند و این زمینه ساز نزدیکی دخترخانم به مردانِ دیگر است.
اگر دختر نوجوانمان...
بدانیم علاقه به ستاره ها در سنین نوجوانی، مورد نادر و عجیبی نیست. همه مان، چه زن، چه مرد یک جورهایی تجربه اش کرده ایم و با گذشت زمان حل شده و از آن جز خاطره خنده داری باقی نمانده است. پس اگر متوجه علاقه نوجوانمان به یک سلبریتی شدیم، قبل از هر چیز درک کنیم، بفهمیم و موضوع را بزرگ نکنیم. همراهی نکنیم اما در فضایی امن و آرام به گفت و گو بنشینیم و درباره ابعاد مختلف این علاقه حرف بزنیم. از تجربه های شخصی بگوییم و ضمن احترام به این احساس، واقع بینی را در نوجوان تقویت کنیم. چشم نوجوان را باز کنیم و جهانِ تخیلی و رنگارنگ نوجوان را با بیان واقعیات، ترمیم کنیم. عزت نفس را در نوجوان پررنگ کنیم و یادآوری کنیم راهِ درازی برای رشد و پیشرفت و تجربه یک عشق واقعی و چشیدن طعم شیرین زندگی در پیش دارد.
پدرها به دختران شان محبت کنند
دکتر مجید ابهری(آسیب شناس و متخصص علوم رفتاری)- عشق و علاقه های سنین نوجوانی، بیش از این که بر مبنای منطق و احساس باشد، بر اساس تحولات فیزیکی و هورمونی است. و این به معنای دروغین یا کم ارزش بودنش نیست، بلکه صرفا باید هوشیار بود. علاقه دختران نوجوان به جنس مخالف، علاوه بر تمام تحولات دوران بلوغ، یک دلیل بسیار مهم دارد و آن، دوری دختران از پدرانشان و کمبود حضور یک مردِ مهربانِ قابل اعتماد در زندگی آن هاست. به عنوانِ یک آسیب شناس، به تازگی با پدیده اجتماعیِ جدیدی رو به رو هستم و آن عشق و محبت و رابطه دختران جوان با مردان مسن است. وقتی از دخترخانم می پرسی چرا؟ می گوید: این آدم، هم جای دوست پسرم است و هم جای خالی پدر را برایم پر می کند! پس قبل از هر چیز، پدرها به عنوان اولین و مهم ترین مرد زندگی یک دختر، برای در امان ماندن فرزندشان از آسیب های دوره نوجوانی، همیشه و به ویژه در این دوره حساس، حسابی هوای دخترخانمشان را داشته باشند. وقت بگذارند، حوصله به خرج بدهند، محبت کنند، حرف بزنند، بیرون بروند و خلاصه نوجوان را به لحاظ محبت و توجه، سیراب کنند. ولی به شکل خاص، علاقه دختران نوجوان به ستاره ها و سلبریتی ها، دو وجه دارد. یکی عملکرد خودِ ستاره ها که معمولا جوان هایی هستند که پیش از رسیدن به جنبه و ظرفیتِ لازم، به شهرت و ثروت و محبوبیت رسیده اند و گاهی به شکل های مختلف، دست به سوءاستفاده از این امکانات می زنند. مثلا به تازگی شنیدم برخی چهره ها با گرفتنِ مبلغی پول، به عنوانِ سورپرایز در مهمانی های تولد و جشن های عروسیِ طرفدارانشان ظاهر می شوند. بُعد دیگر ماجرا، خیال پردازی نوجوان است که دنیای ستاره ها را بیش از چیزی که هست، جذاب و رنگارنگ و زیبا می بیند و متوجه واقعیت های تلخ و تکان دهنده ای که دور و بر این ستاره ها در جریان است، نیست. مثلا نوجوان هیچ وقت به این فکر نمی کند که بودن و ازدواج با آدمی که تقریبا کل یک کشور به او علاقه مند هستند و به شیوه های مختلف سعی در نزدیک شدن به او و ابراز محبت دارند، چقدر می تواند سخت باشد. شاید در چنین شرایطی، بهترین کار این باشد که والدین، به خصوص پدرها، با محبت و توجه، ابعاد پنهانِ چنین علاقه هایی را برای نوجوانِ بی تجربه شان باز و بیان کنند و نوجوان را دعوت به صبر و تلاش برای رشد شخصیتی، علمی، معنوی و اجتماعی کنند.
با نوجوانان دیروز و امروز درباره علاقه به سلبریتی ها
تغییرات فیزیکی و هورمونی، تغییرات شناختی، جست و جوی هویت، کنجکاوی و بی پروایی، تاثیرپذیری عمیق از گروه همسالان، میل به زیبایی و... همه از ویژگی های دوران بلوغ و نوجوانی دختر خانم هاست. دوره ای خاص و استثنایی که یک جورهایی تعیین کننده بقیه مسیر زندگی و آینده شخص است. یکی از ویژگی های مهم و اساسی دختران نوجوان در این دوره، رقیق بودن احساسات و نیاز به محبت دیدن و محبت کردن است. اینطوری هاست که معمولا این قشر، رابطه ای صمیمی و عمیق با دوستان و همکلاسی های خود دارند، به یکی از معلم هایشان بیش از بقیه علاقه مند می شوند و با نامه و تلفن ارتباط برقرار می کنند، یا این که خیلی ساده و راحت به ستاره ها و سلبریتی ها دل می بازند و بی تعارف علاقه شان را ابراز می کنند. شاید بهترین راهِ بررسی و تحلیل این موضوع، حرف زدن با نوجوانان امروز و مشاهده مسئله از زاویه دید آن هاست. از آنجا که دختران نوجوان، برای بیان این جور حرف ها، کمی سخت به مخاطب اعتماد می کنند، گزارشم را در یکی از تالارهای گفتمان مجازی که پاتوق خانم های جوان و دختران نوجوانِ زیادی با نام های کاربری و روحیات گوناگون است مطرح می کنم. می خواهم برایم بگویند به کدام ستاره ‌ها علاقه‌ داشتند، دلیل آن همه عشق و رویابافی و وقت تلف کردن را چه می‌ دانند و نگاه و تحلیل امروزشان درباره آن سال ‌ها چیست؟
* فرانک، 18 ساله، دانشجوی عکاسی، اولین کسی است که پاسخ می دهد: «من عاشق صدای یه گوینده رادیو شدم به اسم حسن اسماعیل پور. بهش می گفتن بمب رادیو جوان. هنوز هم گاهی که اتفاقی صداش رو از رادیو می شنوم، لبخند می زنم! این اقتضای سن بلوغه که همه عاشق یه چیزی می شن. حتما سلبریتی یا جنس مخالف هم نیست. یکی عاشق کاکتوس اتاقش می شه و باهاش درددل می کنه، یکی عاشق عروسکش، یکی هم به پتوی خاصش دلبسته و وابسته می شه. تو این سن هرکسی یه علاقه هایی داره و هرکی انکار کنه، باید به آدم بودن و قلب داشتنش شک کرد.»
* رفیعه، 19 ساله می نویسد: «همه دوستان من عاشق فرهاد مجیدی بودن و منم که پرسپولیسی بودم، تظاهر می کردم علی کریمی رو دوست دارم. شاید دلیل تظاهرم این بود که نمی خواستم جلوی بقیه کم بیارم و دلم می خواست تو شور و هیجان بقیه شریک باشم. همیشه کلی پول می دادم برای خرید روزنامه های ورزشی که هیچ وقت هم نمی خوندمشون.»
* سارا که 17 سال دارد و تجربی خوانده می گوید: یه دوستی هم دارم که عاشق یه بازیگر کره ایه و هی خیالبافی می کنه و از اهداف مهمش اینه که بره کره ببینش. همین چندوقت پیش فهمید یارو قراره ازدواج کنه و کلی گریه و زاری کرد. نمی دونم دلیل و ریشه این علاقه ها چیه، شاید چون این شخصیت ها حداقل از دور جذاب و دوست داشتنی اند و یک جورهایی تبلور تمام آرزوها و ایده آل های ما.»
* آیدی حقیقت می نویسد: «یه دختره تو خوابگاهمون بود که از خانواده جدا شده بود، اومده بود تهران کار پیدا کنه صرفا واسه اینکه نزدیک به شخصیت تلویزیونی محبوبش باشه. خیلی افسرده بود. تصور کنید یه دختر جوون از یه خانواده مولتی میلیاردر واسه عشق ِ یه طرفه و تخیلی به یه ستاره، از شهرش دل بکنه و با یه حقوق خیلی کم، تو خوابگاه درب و داغون یه شهر غریب زندگی کنه.»
* سحر، 25 ساله، دانش آموخته ادبیات انگلیسی می نویسد: «آخه عاشق بازیگر شدن یعنی چی؟ اسمش روشه: بازیگر! یعنی داره بازی می کنه. من که تو زندگیم عاشق هیچ بازیگر، خواننده، جهنده و خزنده و پرنده ای نشدم ولی یکی از بهترین سوژه های اذیت کردنم، همین عشق های تخیلی دوستام بود. مثلا یکیشون عاشق یک خواننده بود و هر شب براش نامه می نوشت! منم نامردی نکردم و دو سه بار از طرف اون خواننده براش جواب نوشتم!»
*و نهایتا آیدی شمیسا، سی ساله می نویسد: «مستند زندگی حرفه ای جاستین بیبر رو دیدین که دخترهای آمریکایی و اروپایی چطور به خاطرش اشک می ریزن و جیغ می کشن؟ این نشون می ده عشق به سلبریتی ها منحصر به مملکت ما نیست و همه جا، دختران نوجوان تو این ویژگی به هم شبیهند. اما انسان های بزرگ به دنبال ایده ها هستند و آدم های کوچک، به دنبال شخصیت ها!»
در میان تعداد زیادی از دختران نوجوان که به شکل های گوناگون، عشق و علاقه های دوران نوجوانی به اطرافیان یا افراد معروف را تجربه کرده اند، دخترانی هم هستند که به شکلی ساده و منطقی، این موضوع را برای خودشان حل کرده اند و درگیرش نشده اند.
* ساناز، 18 ساله می گوید: «یه بار شنیدم چندهزار دخترخانم برای دیدن یه مجری تلویزیون، پشت در محل برگزاری مراسم، ساعت ها وقت تلف کردن و منتظر موندن. به نظر من علت این رفتارها غلبه احساسات بر عقلانیته و البته ویژگی یه سن خاصه و بعد از مدتی که شخص وارد فضا و شرایط تازه ای مثل دانشگاه شد از بین می ره.»
* سیما، 22 ساله، دانشجوی مهندسی عمران می گوید: «با وجود ابراز احساسات داغ دوستان و همکلاسی هایم به چهره های جذاب، راستش من به چند دلیل ساده هیچ وقت قاطی این مسایل نشدم. اول اینکه با خودم فکر می کنم دل بستن و علاقه مند شدن به کسی که از وجودت هم با خبر نیست، خیلی مضحک و بچگانه است. ثانیا با توجه به حواشی و خبرهای زردی که همیشه اطراف این ستاره ها وجود دارد، فهمیدن اینکه شخصیتِ این آدم ها، جلو و پشت دوربین تا چه حد متفاوت است، نیاز به نبوغ چندانی ندارد. سوم هم اینکه ذاتِ ستاره شدن و ستاره بودن، با خودشیفتگی و اعتماد به نفسِ بیش از حد گره خورده است و من کلا با آدم های خودشیفته میانه خوبی ندارم».
* مژده، 17 ساله که این روزها منتظر نتایج انتخاب رشته دانشگاهش هست هم می گوید: «من یک مشاور دارم و گاهی که کم می آورم، با مشاورم که خانمِ جوان فهمیده ای است، حرف می زنم. یک بار مشاورم حرف خوبی زد. گفت: عشق نوجوانی مثل یک میوه کال است که هنوز رنگ و طعم و بویی ندارد و اگر زودتر از موعد چیده شود، لطفی ندارد و از طرفی، دیگر به سرِ شاخه هم برنمی گردد. باید صبر کرد تا به وقتش رسیده و خوشبو و شیرین شود تا تاثیر واقعی اش را در زندگی بگذارد. عشق، تجربه فوق العاده ای است که نباید با عجله و خامی از دست برود. پختگی، عقل، آگاهی و... مکمل عشق هستند که فقط با گذشت زمان و بالاتر رفتن سن و مطالعه و تحصیل و تجربه به دست می آید».
پــنــجــره
ارسال نظر
نمای روز
آخرین اخبار
سداد
شفا دارو
شاتل 2