بازخوانی تاریخ/

معصومه ابتکار، مجری مصاحبه اجباری تلویزیونی با گروگانهای آمریکایی!

پارسینه: به خود می بالیدم که توانسته ایم در فضای سیاسی بسیار متشنج و فشارهای بین المللی فوق العاده ، این وظیفه ی دشوار را به خوبی و با هماهنگی به انجام برسانیم
۰۳ فروردين ۱۳۹۴ - ۲۰:۲۵


به گزارش پارسینه معصومه ابتکار در کتاب خاطراتش نوشت، هرچه روز آزادی گروگان ها نزدیک تر می شد، به آن ها اجازه دسترسی بیشتری به اطلاعات می دادیم . نخستین واکنش آن ها به خبر آزادی قریب الوقوعشان آمیزه ای از ناباوری و بدگمانی بود. بسیاری از آنان عقیده داشتند کارتر به فکر جان آن ها نیست و برای آزادی آن ها هیچ کاری نمی کند. 

در روزهای آخر با دانشجویان تماس مستقیم نداشتم . به عنوان سردبیر یکی از روزنامه های انگلیسی زبان تهران منصوب شده و چون دانشگاه ها تعطیل بود، بیشتر وقت خود را آنجا می گذراندم . یک روز بعدازظهر یکی از برادرها تلفن کرد و با تاکید بر اینکه مسئله محرمانه است ، گفت که به کمک من نیاز است . 

وقتی به ویلای هویدا رسیدم ، دانشجویان برایم توضیح دادند که قصد انجام چه کاری دارند . چقدر جو نسبت به روزهای اول اشغال سفارت تغییر کرده بود !


صبح روز بعد طبق طرح دانشجویان ، با کاترین کوب و الیزابت سویفت که تنها زنان گروگان باقیمانده بودند ، دیدار کردم . به آنها گفتم به زودی آزاد می شوند ، مجلس در این باره تصمیم گیری کرده و امریکایی ها اکنون این فرایند را کند می کنند . آن ها حرف مرا باور نکردند و بسیار نومید بودند. با برادرها درباره ی این مسئله صحبت کردم و قرار شد روزنامه انگلیسی زبان را در اختیار آن ها بگذاریم . صبح روز بعد از دکه ی روزنامه فروشی نسخه هایی از روزنامه ی کیهان اینترنشنال و تهران تایمز را خریدیم . تنها در آن موقع بود که کوب و سویفت آنچه را گفته بودیم باور کردند. اگر بگوییم طرز برخورد و روحیه ی گروگان ها بسیار بهتر شده بود ، حق مطلب را ادا نکرده ایم . 


به گزارش پارسینه معصومه ابتکار افزود، پس از اینکه ترتیبات نهایی آزادی گروگان ها انجام شد ، از پزشکان الجزایری خواستیم با هریک از گروگان ها ملاقات ووضعیت جسمانی آن ها را کنترل کنند. اتاق بزرگی در کاخ هویدا به کلینیک موقتی تبدیل شد : یک تخت معاینه با کلیه ی تجهیزات پزشکی مورد نیاز . گروگان ها یکی یکی وارد اتاق شده ، فشار خون ، نبض ، دمای بدن ، وضع انقباض مردمک چشم و سایر علائم حیاتی آن ها کنترل و ثبت می شد. از پزشکان خواستیم تا بدن آن ها را برای یافتن هرگونه علائم بدرفتاری جسمی معاینه کنند. 


بسیاری از گروگان ها ، بویژه آن هایی که مستقیما در عملیات جاسوسی شرکت داشتند، آن قدر درباره آزادی قریب الوقوع خود بدبین بودند که پیوسته از پزشکان الجزایری می پرسیدند آیا همه ی گروگان ها آزاد خواهند شد.
آن ها این پرسش را با پچ پچ از پزشکان می پرسیدند و ما باوجود اینکه قرار بود با یکدیگر صحبت نکنند، این مسئله را نادیده می گرفتیم . اینک شرایط ما برآورده شده و هیچ چیز به این اندازه مهم نبود. 


از آنجا که پیش بینی می شد به دنبال آن ، تبلیغات خصمانه ی امریکایی ها آغاز شود، تصمیم گرفتیم با هریک از گروگان ها قبل از آزادیشان یک مصاحبه ی ویدئویی داشته باشیم . وظیفه ی انجام این کار تا حدی به من محول شد . هر یک از این مصاحبه ها بین 3 تا 4 دقیقه طول می کشید و پرسش ها درباره ی وضع سلامتی گروگان ها، نحوه ی رفتار با آنان ، چگونگی گذران اوقات و کیفیت غذایشان بود. بخصوص می پرسیدم که آیا در دوران اسارت با آن ها بدرفتاری شده است یا خیر.
از بین همه ی گروگان هایی که آن روز مورد مصاحبه قرار گرفتند ، رفتار مایک مترینکو ، مامور سازمان سیا را خوب بخاطر دارم. او با غرور وارد اتاق مصاحبه شد و رک و راست اعلام کرد دوست ندارد یک زن با او مصاحبه کند.


بسرعت در پاسخ او گفتم :«این برای شما بعنوان یک جاسوس مایه ی افتخار است که یک زن مسلمان با شما مصاحبه می کند. من کاری که باید ، انجام می دهم وگرنه از مصاحبه با یک جاسوس امریکایی خودداری می کردم.»
مترینکو شاید عجیب ترین گروگان ما بود . شخصیت مرموز و رفتار نامتعارف او، ایرانی ها و امریکایی ها را بطور یکسان آزرده می ساخت. او زندان انفرادی را ترجیح می داد و  در هیچ یک از مراسم مذهبی که برای گروگان ها ترتیب می دادیم شرکت نمی کرد. نیازی به گفتن نیست که آن روز با او مصاحبه ای به عمل نیامد.


به گزارش پارسینه ابتکار نوشت، در پایان همگی نفس راحتی کشیدیم و از صمیم قلب خدا را سپاس گفتیم که در این 444 روز دشوار و بی ثبات ، حتی یکی از گروگان ها نیز آسیب ندیده یا زخمی نشده بود. به خود می بالیدم که توانسته ایم در فضای سیاسی بسیار متشنج و فشارهای بین المللی فوق العاده ، این وظیفه ی دشوار را به خوبی و با هماهنگی به انجام برسانیم . ما اشغال سفارت را بعنوان دانشجو آغاز کرده و اکنون با حس جدیدی از بلوغ فکری و سیاسی گروگان ها را آزاد می ساختیم.


نظرات
ناشناس
خواهشا پارسینه بخاطر جناح بازی الکی ازش دفاع نکنید اشغال و گروگان گیری سفارت آمریکا اشتباه محض بود اشتباهی که بزرگترین ضربه رو به روابط ایران و آمریکا زد و شان ایرانیها رو در حد گروگان گیر در دنیا پایین آورد
حسین
البته این فقط نظر جنابعالی و شاید همفکرانی مانند شما باشد نظر همه مردم نیست .
ناشناس
اشتباه مثبت دادم
ناشناس
اشتباه منفی دادم
علی
من مثبت دادم ...تنفر هرگز.
ایرانی
نظر همه مردم نیست اما اگر انصاف داشته باشیم نظر اکثریت مردم ایران است .
ناشناس
مملکت را همین ها به این روز انداختند!!!!!!!!!!!!!!!!
ناشناس
زفتار غرور امیز شما و برادرانتان باعث منزوی تر شدن ایران و تروریست و گروگانگیر دانستن ایرانی ها شده سفارت هر کشوری جزو خاک همون کشور محسوب میشه و این و هر آدم عاقلی تایید میکنه
هموطن آذری
رو برم خدا سرنوشت یک ملت را به بدترین شکل با احساسات خود بازیچه قرار دادند حالا مدعی هم هستند
هموطن پارسی
ما که از این سرنوشت خیلی هم راضی هستیم آنها از رو نمیروند که وطن فروش هستند !
ناشناس
شما هموطن پارسی که معلومه راضی هستی شماراضی نباشی کی باشه ؟
سالارخان
خودش یه پا افراطی بوده زمان خودش
سالارخان
یه پا افراطی بوده زمان خودش
رضا
گروگانگیری و اشغال سفارت امریکا از نقاط تاریک انقلاب اسلامی بود که لطمات جبران ناپذیری به کشور وارد کرد.
ناشناس
افتخارت تو حلقم
خدا رحم
کاش خانم ابتکار توضیح می دادند وصادقانه می گفتند که اشغال سفارت امریکا وبه گروگان گرفتن اعضای سفارت به مدت 444 روز چه دست اوردی برای این ملت داشته است.مگر سفارت یک کشور جز یی ازخاک ان کشور محسوب نمی شود مردم ایران هنوز تاوان اشغال سفارت امریکا را می پردازند
ناشناس
عذرخواهی بهترین کاره!
ناشناس
نیازی به گروگانگیری نبود،نهایت نهایتش سفارت امریکا رو تعطیل میکردید وسفیرانشان را از کشور اخراج ، ایا متمدانه تر نبود؟
ناشناس
اونموقع کارتر چطوری زمین میخورد و ریگان به قدرت میرسید؟!!!
یعقوب
باتشکر از پارسینه از انتشار این مطالب که با مراجعه به نظرات خوانندگان به نوعی یک نظرسنجی محسوب میشه نسبت به کار انجام شده
حجاب
خانوم ابتکارعزیز آیادرست است که پس ازاین ماجراایران مجبوربه پرداخت غرامت سنگینی به گرووگانهاشد؟لطفااین مساله راهم روشن بفرمایید.
هموطن
سرکارخانم ابتکار بزرگترین ضربه را شما با این کارتان به مملکت وارد کردید و هزینه های سنگینی را بابت ابن کار غیر دیپلماتیک شما متحمل شدیم که امروزه نیز آثار و عواقب منفی آن هویداست.
مش قاسم
دروغ چرا......... تا قبرآآآ
اگه فردا پس فردا در يكي از سفارت خانه هاي ما در يكي از كشورهاي جهان يهويي بخوان بريزن و سفيراي ما رو گروگان بگيرن پس ما ديگه جاي اعتراض نداريم. چون خودمون به جهانيان اين روش و اين كار رو ياد داديم!!!!!!!!
ميترا
اشغال سفارت با مصونيت سياسي نشان از بي سوادي شما روشنفكران بدبخت كننده بود.اونجا مگه واسه ماس ؟؟؟
racist
تو همین درگیری های یمن یک راکت در نزدیکی های سفارت ایران در صنعا بر زمین اصابت کرده بود دولت ایران به عربستان هشدار جدی داده بود این مسئله را با اشغال سفارت آمریکا در تهران و گروگانگیری مقایسه کنید
فرامرز
خانم نجیبی است و ژدان کاری داره
ارسال نظر
نمای روز
حواشی پلاس
آخرین اخبار
به پرداخت ملت
سداد2