پیشنهاد پارسینه
۲۳ بهمن ۱۳۹۳ - ۲۳:۰۳
۲
پــنــجــره
نظرات
ناشناس
بلانسبت ایرانیهاقومی از اهالی ثرثار ( همان قوم سبا ) در میان وفور نعمت زندگی می کردند ، آنها از مغز گندم ، نان تهیه می نمودند . ( ولی به قدری اسراف کار و ناسپاس بودند که ) با همان نان ها محل مدفوع کودکان شان را پاک می نمودند ، به گونه ای که از انباشتن همین نان های آلوده کوهی از نان به وجود آمده بود مرد صالحی در حال عبور ، زنی را دید که با نان محل مدفوع کودکش را پاک می کند. به آن زن گفت : « وای بر شما ! ازخدا بترسید تا مبادا خدا بر شما غضب کند و نعمتش را از شما بگیرد. آن زن درپاسخ به طور مسخره آمیز و مغرورانه گفت : « برو بابا ! گویا ما را از گرسنگی می ترسانی ، تا هنگامی که ثرثار ( آب پر برکت این سرزمین ) جریان دارد ، ما هیچگونه ترسی از گرسنگی نداریم » طولی نکشید که خداوند بر آن هوسبازان و رفاه طلبان اسرافکار غضب کرد ، آب که مایه حیات است از آنها گرفته شد ، قحطی زده شدند ، کار به جایی رسید که همه اندوخته های غذایی شان تمام شد و مجبور شدند که به سوی آن نان های آلوده انباشته که مانند کوهی شده بود هجوم ببرند ، و سر صف به نوبت بایستند تا از آن نان که جیره بندی شده بود ، جیره خود را برگیرند.
خاک
منظورتون چیه از این داستان؟
مردم نون ندارن بخورن چه برسه بخوان با نون....
بعد از اینهمه شهید بعد از اینهمه دفاع مقدس مردا و زنان خوزستانی که باعث شد خوزستان دست دشمن نیفته
این حق مردم مظلوم نیست
اب کارون رو بردن
تالاب خشک شدن
خاک ریختن تو سر مردم
نمیذارن حتی اعتراض هم بکنن
اگه شهرها بالا بود...
تا چند سال دیگه عوارض این خاک سرطانی مشخص میشه
قیامت میشه
ارسال نظر
نمای روز
آخرین اخبار
سداد
شفا دارو