پیشنهاد پارسینه
خزان سیاست ورزی ایران بود ؛ روزنامه نگاران ، این مرغان همیشگی عزا و عروسی‌ها، تحت شدیدترین فشارها بودند تا مبادا ترک بردارد ، چینی نازک تک صدایی دلخواه دولت مهرورزی .
۰۷ دی ۱۳۹۳ - ۰۲:۵۹
۰
شامگاه دلگیر ۱۶آذر۸۹ ، سه همکار «شرق»، از جمله آقای احمد غلامی در محل تحریریه روزنامه ، بازداشت و روانه زندان شدند. دعوت مسوولان «شرق» برای پذیرش مسوولیت سردبیری روزنامه تا زمان بازگشت آقای غلامی را پذیرفتم. ۸دی ماه سردبیر بازداشتی آزاد شد اما از اراده خود برای وداع با سردبیری «شرق» خبر داد ؛ اصرارهای مسوولان و همکاران روزنامه بر پافشاری آقای غلامی فائق نیامد ؛ او رفت و من ماندنی شدم تا ۳ دی ۹۳

طی این چهارسال و ۱۳ روز ، وقایعی مانند تجزیه و دوپارگی تحریریه «شرق» به دلیل اختلافات غیر تحریریه ای گردانندگان و مدیران ارشد روزنامه (بهمن ۸۹) و توقیف «شرق» ( آبان ۹۱) به اتهامی ناروا ؛ رخ داد که هر بار ، تجدید ساختاری گسترده را بر مجموعه تحمیل کرد. کنار این ضربات ؛ «شرق» نیز همانند سایر نشریات منتقد کشور در تیررس فشارهای آشکار و پنهان سیاسی بود.

توشه «شرق» برای گذر از این پرتگاه‌ها ، همت همکاران تحریریه و کوشش‌های بی شائبه آنان بود که توانستند در روندی تدریجی ، ضمن انتشار روزنامه ای مستقل و به دور از زد و بندهای سیاسی و مالی، اعتماد مخاطبان را جلب و «شرق» را به یکی از روزنامه‌های تاثیرگذار کشور با «ضریب نفوذ» بالا مبدل کنند. این همه ؛ میسر نمی‌شد مگر با حمایت مدیر مسوول روزنامه که آزادی عمل تحریریه را در چارچوب قواعد حرفه ای به رسمیت شناخت و ضمن ایفای نقش مدیر مسوولی کارآمد، به الزامات واگذاری مسوولیت تولید محتوا به تحریریه، پایبند ماند .

طی چهارسال و ۱۳ روز سردبیری «شرق» ، در بیشتر ایام، هماهنگی و همسویی کاملی میان من و آقای مهدی رحمانیان – مدیر مسوول- برقرار بود اما طی چند ماه اخیر ، رخدادهایی در جریان کار مشاهده کردم که به عقیده من ، در صورت استمرار و تبدیل شدن به «روند»، چالشی جدی برای آینده تحریریه و روزنامه «شرق» خلق می‌کرد. نگرانی ام را با مدیر مسوول در میان گذاشتم و پس از جلساتی توام با حسن نیت مدیر مسوول ، بنا شد برای رخدادهای نگرانی زا ، تدبیریابی و چاره اندیشی شود. خروجی تلاش‌ها ، محو برخی از این موارد و مهار شماری دیکر بود اما متاسفانه ، با وجود تلاش مشترک؛ بخشی از گره‌ها - در عمل- همچنان ناگشوده ماند و از آنجا که نواقص باقیمانده ، در زمره مسائل کلیدی مرتبط با تحریریه بود ، ضمن پذیرش حق مدیر مسوول در حوزه سیاستگذاری ها ، احساس کردم به احترام اصول حرفه ای؛ زمان برخاستن فرا رسیده ؛ باید رخت منصب از تن به در کرده و سبکبار از «شرق» بروم. تصمیم خود را به اطلاع مدیر مسوول رساندم و با وجود ابراز تمایل وی برای ادامه همکاری در وضعیت موجود؛ رفتن را بر ماندن ترجیح دادم.

این توصیف ؛ یکسویه وناقص خواهد ماند اگر با وجود اختلاف نظرهای جدی با مدیر مسوول «شرق» که فرجام کار را به استعفای من کشاند؛ به این واقعیت اشاره نشود که از نظر من ، با معیار معدل گیری ، مهدی رحمانیان از بهترین مدیران مسوول فعال در ایران است. گواهی می‌دهم در پی زد و بندهای سیاسی و مالی با جناح‌ها و نهادها نبوده و بر همین اساس ؛ در تمامی فهرست‌های مستند و نامستندی که پیرامون فساد مالی نشریات منتشر شده ؛ هیچ جا ، نام و نشانی از «شرق» نیست و هرگز ورودی به تحریریه برای تضعیف یا تقویت فرد و جریانی خاص نداشته است. به علت نوع مسوولیتم ؛ پل ارتباط تحریریه و مدیر مسوول بوده‌ام و دور از انصاف است اگر شهادت ندهم که رحمانیان ، درکمک به گشایش مشکلات روحی و مالی کارکنان تحریریه ؛ همگامی جدی است.

همین جا ، فرصت را مغتنم شمرده و از همکاران سخت کوش خود در تحریریه و سایر بخش‌های «شرق» سپاسگزاری می‌کنم ؛ هرچند ، نیک می دانم ، در قالب الفاظ و جملات ، قادر به جبران لطف بیکران آنان نیستم . همچنین ضمن تبریک به آقای غلامی ، امیدوارم روزنامه «شرق» با ترمیم کاستی‌ها همواره از طلایه داران مطبوعات «مستقل» ایران زمین باشد.

از یکایک پیشکسوتان و مطبوعاتی های ارجمندی که در سالیان گذشته مرا از نقدهای سازنده خود بی نصیب نگذاردند و پس از استعفا نیز محبت ناب شان را از من دریغ نکردند ، بی نهایت متشکرم و فردایی روشن تر برای خانواده گرانقدر مطبوعات کشور آرزومندم.
پــنــجــره
ارسال نظر
نمای روز
آخرین اخبار
سداد
شفا دارو