پیشنهاد پارسینه
موج درخواست طلاق توافقی در تمام سنین/
چین و چروک دستان زن، از دستی که لبه ی روسری اش را به جلو کشیده و دستش را به همان حالت و سپر وار نگاه داشته تا مبادا حتی همسرش بتواند صورت او را ببیند پیداست.
۲۹ خرداد ۱۳۹۳ - ۱۹:۵۶

پارسینه؛ مرجان سهرابی: وارد دفتر که می شوند آرام اند و سر به زیر. هر دو چهره ی جوان و معصوم، لبخندی کم رنگ برلب و چشمان نگرانشان در جستجوی پاسخی که گویا سوالش جلوی چشمانشان است. تصویر مبهم زوج جوانی که تنها پس از گذشت چند ماه از ازدواجشان، به دفتر خدمات قضایی برای ثبت دادخواست طلاق مراجعه کرده اند. کمی آن طرف تر، زن مسنی که اگرچه که هم ردیف همه، اما تقریبن پشت به دیگران نشسته است از بس خودش را به سمت دسته ی سمت راست صندلی چرخانده تا چشمش به چشم همسرش که کنار دستش نشسته است نیفتد.

چین و چروک دستان زن، از دستی که لبه ی روسری اش را به جلو  کشیده و دستش را به همان حالت و سپر وار نگاه داشته تا مبادا حتی همسرش بتواند صورت او را ببیند پیداست.

سر میز کنار دفتر، زن و مرد میانسالی ایستاده اند که به وضوح از همدیگر دلخورند و برای پر کردن فرم مشترک درخواست ثبت دادخواست طلاق توافقی، مدارک و قلم را هرچند گاهی به سمت همدیگر نیم پرت می کنند...

دختر نوجوانی که برای گرفتن اذن دادگاه برای ازدواج در نوبت ثبت دادخواست ایستاده است با شور و هیجان زیادی مرتب از دفتر خارج می شود و خنده کنان دوباره به داخل اتاق برمی گردد نوبتش که می رسد متصدی ثبت دادخواست از او می پرسد درخواستش چیست و او شروع می کند به توضیح دادن که می خواهد ازدواج کند و مرد زندگیش را پیدا کرده ولی پدرش با ازدواج او مخالف است و  او هم آمده تا بجای اذن پدر با اذن دادگاه ازدواج کند...

گوشه ی دیگر دفتر، مرد بلند بلند برای زن توضیح می دهد که یا طبق توافق هیچ نمی خواهی و طلاق توافقی درخواست می کنیم یا من چیزی امضا نمی کنم. زن شروع به فریاد زدن می کند.

مرد دست زن را می گیرد و از دفتر بیرون می روند و صدای کوبیده شدن جسم محکمی به آینه ی داخل آسانسور و صدای مهیبی که در دفتر می پیچد و فریاد زن و هوار مرد، حکایت از مسیر تلخی در آسانسور ساختمان تا طبقه ی اول دارد... زن جوان با اضطراب مدارک را روی میز می گذارد و آرام سرش را جلو می آورد و می گوید تو را خدا کار ما را زودتر انجام بدهید

 برویم تا سکته نکرده ام از غصه... و من همینطور که مدارکشان را کنترل می کنم پیش خودم می گویم کاش احساس نکنند بعد از جدایی دنیای بی سختی و بی دردسری در انتظارشان هست.

پیرمرد و پیرزن عصا به دستی که دقایقی است جلوی میز مسول دفتر ایستاده اند و بحث می کنند بالاخره توافق می کنند. پیرمرد بلند می گوید چک پولهایی که بابت مهریه گرفته ای بده؟ و زن در حالیکه عصبانی می شود می گوید خب گفتم دریافت کردم نیاز نیست باز بخواهی مدارک و مستندات نشان هر کس که در مسیرت هست بدهی.

حالا هم می رویم درخواست طلاق می دهیم و خلاص!... مردی که برای دادخواست مطالبه وجه چک برگشت خورده اش دقایقی است فرم خود را تحویل داده و منتظر جواب است مرتب میان دفتر از این سو به آن سو می رود و با هر بار تامل در میان هر زوجی که در دفتر در نوبت طلاق نشسته
 است، به وضوح عصبانی تر می شود و مدام لبهایش را می جود...

فرم کاغذ آ-چهاری که برای درج درخواستهای طلاق توافقی دست ارباب رجوع می دهیم تمام شده است برمی خیزم تا از اتاق انتهای دفتر بیاورم. از میان تمام زوج زوج چشمهایی که در صف دادخواست طلاق توافقی نشسته یا ایستاده اند عبور می کنم و نگرانی و تشویشی که در درون نگاه یکایکشان بی قرار و مستقر است ذهنم را به پیچیدگی ای مبهم سوق می دهد...

بی اینکه دلیلی و حرفی برای پاسخ به سوالات پیچیده در ذهنم به این سیل مراجعان این روزهای ثبت دادخواست طلاق توافقی در سن های مختلف متصور شود و پاسخگوی علامتهای سوال متعددم در این روزها باشد و جوابی برای حیرتم از این سیل وخامت بار بیابم، این جمله را  ذهنم زمزمه ناخوداگاه شروع به زمزمه می کند که یا ازدواجها این روزها زیاده آبکی شده یا صبر و حوصله ی ما...

این اتفاقات ساده اگرچه که روایتی کوچک از لحظاتی حضور در یک دفتر خدمات قضایی باشد اما در سطح کلان شاید تلنگری باشد برای ضرورت بازخوانی گسترده ی این مقوله ی هجوم آورده به دل زندگی مردمان این روزها، و غیرقابل انکار نیاز مبرمی باشد که نهادهای موثر و تصمیم ساز و سیاستگزار هرچه سریعتر ورود به این موضوع و آسیب شناسی آن را در اولویت های خود قرار دهند.

پــنــجــره
نظرات
کیوان
آقا 90درصد این طلاقها مقصر خانم هاست و از این 90درصد 75درصدشون یا دماغ عملین یا بعد از طلاق دماغ عملی میشن...کاش خدا این دماغ رو درست نمیکرد واسه خانم ها خخخ
ناشناس
مقصر از دماغ نیستش.بلکه اونی مقصر هستش که علم جراحی زیبایی رو بوجود آورده.
ضدکیوان!!!!!!!
حالا شما این رقمهای کارشناسیتون را از همون سیستم دماغی استخراج کردید آقا کیوون؟
ناشناس
مقصر اون مردی که با تحقیر قیافه زنش یا مقایسه اون با دیگران اعتماد بنفسش رو نابود می کنه.
ناشناس
ناشناس 13:14 :
درد مقایسه کردن همسر و همسنگ زندگی آدم، با رهگذران زیر هفتصد و هفتاد و هفت رژیم و ارایش از معضلات عجیبی هست که وجود داره و خب البته خود جامعه زنان در این بخش بی تقصیر نیستند. رقابت علنی زنانه و ولع علنی مردانه برای ارضای تنوع طلبی و انتخاب از بین این نمایش عمومی!!؟ شبیه جنگل نشده ایم؟
ناشناس
آخه این دهه شصتی های سوسول تشکیل خانواده ندهند نمیشه ؟! یه مشت نازپرورده لای پر قو بزرگ شده سر هر چیز بی اهمیتی می زنند به تیپ هم میرن طلاق می گیرند !!! نسلی که سختی نکشه آخرش میشه این .(البته اواخر دهه پنجاه هم دست کمی ندارند) حالا هی بگین کنکورمون سخت بود سوختیم !!!
بوشهر
اقا کیوان دهان کشوئی هم هست دهانشون گنده میکنند و گونه هان شون هم ژل تزریق میکنند انگا دو تا توپ پیک پنک تو دهانشون جا سازی کرده اند
ناشناس
شرایط جامعه عوض شده
وقتی ازدواج صرفا برای تجربه رابطه جنسی انجام می شود نتیجه هم همین می شود
ناشناس
ما رکورد زدیم
ناشناس
کی گفته ازدواج صرفا برای تجربه جنسی هست؟اتفاقا برعکس تجربیات جنسی جاهای دیگه میتونه انجام بشه ازدواج ها صوری و برای خلاصی جوانها از شر اصرار خانواده ها یا استفاده ی جوانها از مزایای خانواده طرف مقابل یا صرفا اسم ازدواج هست.فلسفه ازدواج رفته زیرسوال
ناشناس
موافقم .من نمیگم نیاز روحی ندارم .اما با این اخلاقایی که تو بعضی دخترا میبینم و شرایط سختی که برای ازدواج پسرا بوجود میارن تمایلم کمه برای ازدواج هرچند دوست دارم ازدواج کنم .اما این چیزی که بیشتر بهم فشار میاره تا ازدواج کنم نیاز جنسیه .
ناشناس
حرفش اساساً درسته، شاید بهتر بود میگفت "وقتی که ازدواج تنها راهه مقبول تو اجتماع واسه ارتباط جنسی تعریف میشه" نتیجه همین میشه. چون وقتی محرک ازدواج به جای تمایلات روحی و انسانی جای خودش رو به غریزه میده، طبیعتاً بعد از ارضائ غریزه اونوقت تازه سرحساب میشن که با هم هیچ تفاهمی ندارن.
1
اخه مگر کم هستند کسایی که چه قبل و چه بعد ازدواج برای رابطه ی جنسی متفاوت روابط خارج از چارچوب دارند؟ و نیازی هم به ازدواجشون برای این تجربه نیست.پس چطور تجربه ی رابطه را دلیل بسیاری از ازدواجها می دونید و تایید می کنید؟ بنظرم موج سنگین مشکلات اقتصادی بیشتر موثر بوده تا نفس رابطه.
ناشناس
خیلی ممنون از همه دوستان که نظر دادند

خود من واقعا متحیرم در این مسئله، از طرفی باید نیاز جنسی برطرف شود، مگر چقدر می شود این نیاز طبیعی را سرکوب کرد؟ مگر می شود گفت کسی وقتی تشنه است، آب نخورد؟

از طرف دیگر تنها راه مقبول پاسخ به نیاز جنسی ازدواج هست و از طرف دیگر در کشورهای غربی هم که نیاز جنسی قبل ازدواج پاسخ داده می شود هم شرایط مناسبی ندارد.

راه حل میانه چیست؟ کجاست؟
ناشناس
به نظر من ازدواج نباید صورت بگیره اما وقتی صورت گرفت باید در حفظش تلاش کرد.
الان متاسفانه بعضی ها فقط برای اینکه به قول خودشون نترشن ازدواج میکنن و سریع هم طلاق میگرن
آدم به قول شما بترشه بهتر از این است که امروز ازدواج کنه فردا طلاق بگیره و ماجراهای بعدی ..
ناشناس
در کشورهای دیگه قبل ازدواج آزادندوبعدش به شدت مراقب زندگی و زوجیت هستند.اینجا داره برعکس میشه همش هم تاثیر این فیلمهای کره ای شبکه فارسی وان ملعون هست.روابط خارج از خانواده را عادی و طبیعی کرده.همه را به هوس بی پروایی و بی مرزی انداخته.خدالغنتشون کنه
ناشناس
برای اینه که درکشورهای دیگه موج معشوقه ها بوجود اومده؟؟؟؟؟برو بابا..
خداترسی وتقوا کم شده همین وبس
محمد
امیدوارم همه ازدواج کنن و هیچکسی طلاق نگیره-البته خودمم یکی از اونایی م که باید ازدواج کنم که ازدواج نکردم-قببلا فک میکردم ازدواج بده-اما الان میگم خدایا یه دختر خوب پیدا شه که ما هم سر و سامون بگیریم و از گناه بیرون بیاییم. وارد ورطه های خطرناک میشم که شدم و میگم
ناشناس
الان با دعا چی حل میشه؟با ازدواج؟ بااینهمه مشکلاتی که هست چطور میشه ازدواج کرد؟یه وام ازدواج میدن اندازه یک صدم پول پیش خونه هم نمیشه حقوق کارمندی تمامشو که بدی برای اجاره یک خانه زیر متوسط میتونی بگیری قسط وام ازدواجت و خورد و خوراک و خرچ زندگی و هزینه های زندگی را هم خدا خودش میرسونه ولی با چه استرس و اضظرابی؟
ناشناس
با همين آخرين دختري كه صحبت كردي ازدواج كن دختر خوبيه
ناشناس
ازدواج بروز عینی اراده یک جامعه است برای ادامه زندگی.
هشدارباش برا ی همه کسانی که دلواپس هستند.
ناشناس
یعنی الان اراده جامعه به کلافگی و سردرگمی است؟
ناشناس
جامعه بي معيار و شاخص شده است.
كساني كه قبلا گروه مرجع بودند و مردم به حرف انها توجه مي كردند وارد سياست و قدرت شدند و رد پاي خوبي به جا نگذاشتند و اين باعث شد بسياري از حجب وحياها از جامعه رخت بر بندد
ناشناس
دقیقا این بی معیار و شاخص شدن نقطه ظریفیه.شاید گفتمان و بررسی اگر روزی در این موضوع شکل بگیره همین شاخض ها و بررسی معیارها تلنگر بزرگی برای سرنخ های خوب باشه
ناشناس
اما ربط قضیه به قدرت و سیاست و ردپا گذاشتن چی بود؟
ناشناس
آزادیهای بی حدو حصر و روابط آزادانه بین دو طرف زندگی شاید یکی از عوامل دلزدگی زوجین و اسان شدن طلاقها شده است
ناشناس
دلزدگی از چی؟
اگه دلیل ازدواج تفاهم و علاقه مندی و کلام مشترک و اینا باشه که با آزادی از بین نمیره. مشکل اینه که تو جامعه بسته ما دلیل ازدواج چیز دیگه ایه.
ناشناس
زوجین
ناشناس
یه کلمه از مادر عروس؟ زوجین خالی؟ مقصر زوجین هستند؟ یا مشکل اصلی؟
داوود
فقر و گرانی یک دلیله

بهم نخوردن و بالا بودن توقعات هم دلایل دیگر
ناشناس
اقتصاد همه را نابود کرده.زندگی را با هزار امید و ارزو و تصور کنار امدن باهمدیگه شرو می کنند در مواجهه با مشکلات یهو می بینند تحملشون در بین سیل مشکلات و توقعات و چشم و هم چشمی ها تمام شده و کم میارن و طلاق.نقش خانواده ها و طلاق را نباید نادیده گرفت.دخالتهای بیجا و راهنماییهای اشتباه.
ناشناس
مردای باهوش می تونن دختران قانع با توقعات پایین را پیدا کنند اما مردان کم هوش مدام دخترانی پرتوقع را پیدا می کنند و بعد می گویند توقعات بالا رفته این درحالی که اونها قادر نیستند طرفشان را درست انتخاب کنند.
ناشناس
ناشناس13:21حرف حق زدی.
ناشناس
تو تاریخو اگه نگاه کنی همیشه گفتن مادر شوهر .مادر زن .زن . خوب اخه چرا به خودتون و هم جنسای خودتون اینقدر ظلم میکنید .البته منظورم اوناییند که واقعا ایراد دارن . بیشترین عامل طلاق هم دخالت خانواده ها و بیشترین درخواست طلاق هم از طرف خانم ها بوده .دیگه تا اخرشو و حدس بزنید .
بانو
شما به استناد کدام آمار میگی بیشتر آمار و درخواست طلاق از طرف خانم ها بوده؟
ناشناس
چون مردها اگه درخواست طلاق بدهند برایشان بار مالی دارد بنابراین پدر زنان را در می آورند تا آنها خودشان بروند درخواست طلاق بدهند.
مثلاً با بی بند و باری یا بی احترامی های لفظی
ناشناس
ازدواج رسمیت دادن به یک ارتباطه، وقتی تو سیستم ما خود ارتباط با ازدواج شروع میشه، خصوصاً اینکه تو ازدواجهای سنتی عملاً شناخت چندانی هم دو طرف از هم دیگه ندارن، تو شرایط اجتماعی جدید که کم کم برای طلاق مثل قبل قبحی لحاظ نمیشه - که شخصاً معتقدم نباید بشه چون نفس وجود طلاق بر اساس ضرورت انسانی اجتماعی شکل گرفته و دلیلی برای قبیح بودن اون وجود نداره - طبیعتاً دلیلی برای تحمل با هم بودن اجباری وجود نداره. معتقدم بنیانهای خانوادگی تو ایران سست تر نشده، بلکه بروز مشکلات و تحمل های اجباری ،که قبلاً هم وجود داشته، به دلیل برداشته شدن تابوهای اجتماعی که برای طلاق متصور بوده، زیاد شده.
ناشناس
الان که دیگه بیشتر زندگیها براساس دوستی های قبل ازدواج داره شکل می گیره. کدام سیستم ازدواج سنتی؟ تحمل ها هم تعریف داره نه مثل نسل قبلی بگن با پیرهن سفید میریم با پیرهن سفیدبرمی گردیم نه مثل الان که تقی به توقی می خوره دست به شناسنامه می شن برای طلاق. فکر کنم جامعه ما دچار افراط و تفریط شده. بیماره.
ناشناس
به طرف می گیم از کدوم اخلاق این دختره خوشت اومد رفتی گرفتیش؟ می گه آخه چادر سرش بود!!!!!!
ملاکت منو کشته! ظاهر بینی عامل بسیاری از طلاق هاست یا از این ور بوم میفتن یا اون ور بوم. مهمترین ملاک شخصیته.
ناشناس
من اينو قبول دارم.مادربزرگ خودم هميشه تعريف ميكنه بابا بزرگم با 6تا بچه همش با كمربند ميزدتشو پي الواتيش بوده و خرج زندگيشو دود ميكرده،ولي آيا مادربزرگ بيچارم طلاق گرفته؟هنوزم داره باهاش زندگي ميكنه
مازیار
جامعه خیلی وقته واژگون شده و مردم ما تو سیمنارها ومراسمات ملت برتر هستن ودر واقع از هرلحاظ جهان سومی تشریف دارند
ناشناس
باباعرف عوض كنن بذارن خانومابيان خواستگاري اقايون باباترشيديم ديگه الان وضع باباي دخترابهتره باباخونه ازماخرج عروسي ازما مهريه هم نمي خوايم باباتعارف نداريم بيان دست دختراروبگيرن ببرن ديگه باباصداوسيمافرهنگ سازي كنه
هانیه
30سال اززندگی مشترکم گذشته بامشکلات مالی ساختم ولی همسرم تمام محبتش به مادروخواهرش بودومیگفت درقبال انها وظیفه دارددرحالی که پدرش هست درتنهایی ها بافرزندانم زندگی کردم واوباانها به مهمانی ومسافرت می رفت حتی روزهای تعطیل..دریغ ازکوچکترین محبت سالهاست من وفرزندانم به سفر نرفتیم او از نظر اقتصادی بسیاربه ما سخت می گرفت ودرعوض انها..مدت زیادی است که خانه راترک کرده وفرزندانم که حالاجوان هستندمعنای پدررانمی دانند حتی مخارج ما رانمی دهدومی گوید خودتان کارکنید بااین بیکاری چه کنندچطوراوبرای خانواده خودوظیفه داشت اما برای فرزندان خود وهمسر ..این چه مسلمان بودنی است
ناشناس
چرا فقط من ( مرد ) وظیفه دارم ( قانون ) که همه ی مسائل و مشکلات اقتصادی خانواده رو حل کنم در حالی در صد زنای شاغل کم نیست ...
ناشناس
الان دقیقا کجای همه مسائل و مشکلات اقتصادی روی دوش شمای "مرد" هست؟ درحالیکه همه حانواده ها هر دونفر دارن به سختی کار می کنن. شاید یکی از دلایل این خسته شدنهای از همدیگه یا کم حوصله شدن ها یا به قول تیتر، آبکی شدن حوصله ها، همین خستگی از فشار کار و شکسته شدن کمر طرفین زیر بار فشار اقتصادی و تخمل مشکلات زیادی روانی بیرون از خانه و در محیط کار باشه که وقتی در خانه به هم می رسند با توجه به استانه تخملی که افول کرده قادر به تحمل همدیگه نیستند و آنقدر همدیگه را کلنجار می کنند و کلافه می شوند که خسته می شوند و طلاق بهترین راهکار برای خروج از بن بست ایجاد شده باشد. این چه ربطی به بار مسولیت داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ناشناس
شما مال چه دوره تاریخی هستی ؟ چون مادر شصت و سه ساله من هنوز هم که ده سالی از بازنشستگی اش می گذره داره دوش به دوش پدر هفتاد ساله ام کار می کنه هم بیرون هم توی خونه . چه برسه به من سی و پنج ساله که با همسرم هم بیرون کار می کنم هم کار خونه روی دوش منه .و البته هیچ قدردانی ای هم از شوهرم که هم سن هستیم نمی بینم . واقعا وقیح هستید . نسل جدید مردها بی غیرت و مفت خور و بی مسئولیت هستند و مدام می خواهند از زنان بیگاری بکشند .
انامیکا
این مردها کلا مفت خور وبی غیرت شدن "البته نه همه مردها"
پاسخ
در صد زنای شاغل کم نیست ... نه اینکه زنا کار نمیکنن ( افتاد ) شاید تو خیلی جاها اصن درامد زن هم بیشتره ولی تو کجای قانون مسئولیت مالی و... برای زن قائل شده ...
من مال اون تاریخی ام که کالایی رو به اسم مهریه نمیخرن شاید شما هنوز به این تاریخ نرسی...
زنا برای خوشگذرونی و... دم از استقلال و برابری میزنن ولی موقع اجاره و مخارج و... دم از غیرت مرد میزنن دیگه گذشت اون زمون
ناشناس
زنا به مردایی که براشون حمالی نمیکنه میگن بی غیرت ...
ناشناس
انتظارات و توقعات هرروز بیشتر میشه همه میخواهند یک شبه ره صد ساله را بروند این اخلاق حتی به همه ارکان جامعه وارد شده در کل اخلاق در حال نابودی هست بطور مثال وقتی تصادف میشه به جای اینکه کمک کنند با موبایل هایشان شروع فیلم گرفتن میکنند و ...
ناشناس
مجردی بهترین دوران زندگی است اگر می خواهی بد بخت و ذلیل شوی زن بگیر تا خانواده زن اتو طلبکار شود و مهریه بگیرد و به زندان بفرستدو قانون هم از زن حمایت می کند و مرد ها را به یک حمال تبدیل کرده اندومن از ازئواج متنفرم واگر اگاهی داشتم هرگز ازدواج نمی کردم
ناشناس
اگر انتخاب درست می کردید الان در این وضعیت نبودید در جامعه ای که حق انتخاب آقایون بیشتر است و انتخاب اشتباه می کنند یعنی آن مرد بسیار قدرت شناخت کمی دارد.
MOHAMMAD
امان ازاین مردها وزنان خیانتكار
ناشناس
طلاق خیلی هم چیز خاصی نیست . همون طور که ازدواج . به نظر من کسی که خیلی به فردیت اش اهمیت میده و اهل مسئولیت پذیری و تحمل مشقات نیست(اکثر نسل جوان فعلی در طبقات متوسط شهری همین طور بار اومدند) اصلا ازدواج نکنند سنگین ترند.چون بعد برای هر چیز بی اهمیتی می خواهند دعوا راه بیاندازند و راه بیافتند طلاق بگیرند . اون هم با این خرج های سنگین ازدواج که روی دست خانواده های بدبخت گذاشتند . هم باید ازدواج کردن رو سهل کرد هم کسانی رو که فقط برای مسایل جنسی ازدواج می کنند رو برحذر داشت .
مرجان سهرابی
اوضاع پیچیده و غیرقابل تحلیلی شده که نیازمند ورود جدی آسیب شناسانه تحلیل گرایانه متخصصان جامعه شناسی روانشناسی حقوق را می طلبد و نیز نیازمند همین مباحثات مردمی در ارائه نگاهها رویکردها و آنچه در نظرشان موثر در این موضوع است.
بوشهر
انواع طلاق:
طلاق انواع مختلفی دارد که عبارتند از:

الف- طلاق توافقی:
در قانون چیزی به نام طلاق توافقی وجود ندارد و در واقع طلاق توافقی محصول ابتکار زنانی است که در برخورد با نواقص قانون مردسالار آن را به وجود آورده اند و با توجه به این که در قانون، طلاقی به نام خُلع وجود دارد، در این نوع طلاق به واسطه کراهتی که زن از مرد دارد، باید مالی کم تر، معادل یا بیشتر از مهریه خود را به مرد بدهد تا او راضی به طلاق کند. قضات دادگاه ها نیز طلاق توافقی را به لحاظ قانونی با مواد مربوط به طلاق خُلع توجیه می کنند . به هر حال، به طلاق هایی که هر دو طرف با اصل طلاق و اجزای فرعی آن از قبیل: مهریه، نفقه، جهیزیه، اجرت المثل، حضانت و ملاقات فرزندان مشترک توافق کاملی دارند طلاق توافقی گفته می شود که در حال حاضر، رایج ترین شکل طلاق است. در این حالت، ‌همسران برای این که بتوانند زودتر از یکدیگر جدا شوند اقدام به طلاق توافقی می کنند. در این نوع از طلاق، هر دو طرف از این موضوع رضایت دارند و در مورد حقوق مالی زن مانند: مهریه، جهیزیه و حتی حضانت فرزندان با یکدیگر به سازش می رسند. این توافق در حکم دادگاه ثبت می شود و ضمانت اجرای قانونی پیدا می کند. ولی متأسفانه از آن جایی که زن ها هیچ ابزاری برای راضی کردن همسر خود ندارند، معمولاً با بخشش تمام امتیازات و حقوق خود، همسرشان را به جدایی راضی می کنند. چون مردان باید تمام حق و حقوق همسرشان را هنگام طلاق بپردازند، معمولاً ‌درخواست طلاق نمی دهند، بلکه عرصه را آن چنان بر زن تنگ می کنند تا او درخواست طلاق بدهد و قسمت عمده حق و حقوق خود را ببخشد. به همین دلیل بیشتر طلاق ها از سوی زنان و بیش ترین نوع جدایی هم طلاق توافقی است. در این گونه از طلاق، چیزی از همسران سؤال نمی شود و حکم به سادگی صادر می شود. هم چنین، ‌زوج ها خوب راهنمایی نمی شوند و مشاورانی که به آن ها آگاهی دهند نیز وجود ندارند. شاید بتوان مهم ترین علت طلاق های توافقی را چالش های قانونی دانست. این چالش ها هم برای زن و هم برای مرد مشکلاتی ایجاد می کند که باعث می شود افراد ترجیح دهند به جای این که چندین میلیون تومان پول وکیل دهند، ‌یا چند سال درگیر پیچ و خم های قانونی باشند و مدام از پله های دادگاه ها بالا و پایین بروند، ‌در یک برآیند کلی تصمیم به طلاق توافقی بگیرند؛ زیرا آن ها فکر می کنند با این کار هم صرفه جویی مالی می کنند و هم از لحاظ روانی آسوده تر هستند. یکی دیگر از دلایل طلاق های توافقی، ‌ترس از تجارب تلخی است که دیگران به علت چالش های قانونی طلاق غیر توافقی داشته اند. درصورتی که طلاق توافقی ظرف یک هفته صورت می گیرد. اما ایراد این نوع طلاق آن است که برای چاره اندیشی درست، به افراد زمان نمی دهد. در حالی که بسیاری از افراد در چالش هایی که دادگاه ها برایشان ایجاد می کنند متوجه می شوند که راهی برای زندگی دوباره وجود دارد. بنابراین یکی از مناسب ترین راه حل ها برای کاهش طلاق های توافقی، آموزش مهارت های ارتباطی و زندگی است.

ب- طلاق عاطفی:
در کنار طلاق توافقی، نوع دیگری از طلاق نیز به چشم می خورد که به «طلاق عاطفی» مشهور است. به این معنا که خانواده هایی وجود دارند که از یکدیگر جدا زندگی نمی کنند، ‌اما از لحاظ عاطفی و احساسی از یکدیگر جدا هستند (صادقی، 1388: 29). در این گونه از طلاق که امکان اثباتش سخت است، زن و مرد به همراه فرزندان خود در یک خانه زندگی می کنند؛ اما عملاً همسران با یکدیگر ارتباط عاطفی اندکی دارند. در این نوع از زندگی که فقط نام خانواده را یدک می کشد، ‌فرزندان در فضایی سرد رشد می کنند و تنها از این موقعیت برخوردارند که دیگر نیاز ندارند خود را فرزند طلاق معرفی کنند. البته مشکلات این نوع خانواده ها خاص است و با گذشت زمان پیچیده نیز می شود؛ به شکلی که ممکن است یک زوج پس از سال ها زندگی در این شرایط با بزرگ شدن فرزندانشان در سنین میان سالی تن به طلاق دهند.

نگاه قانون به موضوع:
تا وقتی که زندگی بر وفق مراد است و زن و شوهر در سازگاری کامل به سر می برند هیچ بحث و مشکلی وجود ندارد؛ ولی مشکل از جایی شروع می شود که ناسازگاری و عدم تفاهم بین دو طرف بالا می گیرد. اگر در چنین شرایطی مردی بخواهد همسرش را طلاق دهد، تکلیف این زن که با تمام وجود و از روی عشق کارهای منزل را انجام داده است چیست؟ آیا می توان همه کارها و زحمات زن را در خانه یا بیرون از آن نادیده گرفت؟ و آیا این نادیده گرفتن ظلم نیست؟. طبق قانون مدنی، طلاق در اختیار مرد است و مرد هرگاه بخواهد می تواند با مراجعه به دادگاه، زن خود را طلاق دهد. در مقابل، قانون برای این که تا حدودی اختیار مرد را محدود کرده باشد، ‌هم چنین برای این که راهی برای جلوگیری از تضییع حق و حقوق زن در برابر زحمات او در خانه شوهر اندیشیده باشد، ‌قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق را در سال 1371 تصویب کرده و به این صورت حق و حقوقی برای زن در هنگام طلاق در نظر گرفته است. از تاریخ تصویب این قانون، زوج هایی که قصد طلاق و جدایی از یکدیگر را دارند، ‌باید برای رسیدگی به اختلاف خود به دادگاه مدنی خاص مراجعه کرده و اقامه دعوی کنند و اگر اختلاف آن ها از طریق دادگاه مدنی خاص حل و فصل نشد، دادگاه با صدور گواهی عدم امکان سازش، آنان را به دفاتر رسمی طلاق خواهد فرستاد، ولی اجرای صیغه طلاق و ثبت آن در دفتر موکول به تأدیه حقوق شرعی و قانونی زن اعم از: مهریه، نفقه، ‌جهیزیه، و غیره بصورت نقد می باشد. بنابراین دفاتر رسمی طلاق تا زمانی که مرد کلیه حق و حقوق قانونی زن را نقدی به او پرداخت نکند، از صیغه طلاق ممانعت به عمل می آورند. البته در سه صورت مرد لازم نیست که حق و حقوق زن را نقدی پرداخت کند و آن در شرایطی است که:
1ـ زن حق و حقوقش را ببخشد یا رضایت دهد که به صورت مدت دار این حقوق پرداخت شود که در این صورت طلاق امکان پذیر است.
2ـ در صورتی که شوهر نتواند حقوق شرعی زن را نقدی پرداخت کند و حکم قطعی اعسار او صادر شده باشد.
3ـ هنگامی که زن به علت کراهت از شوهر یک قسمت یا تمام حقوق خود را به شوهر بخشیده باشد.
هم چنین در این قانون پیش بینی شده است که زن بعد از طلاق حق دارد حق الزحمه کارهایی که در زمان ازدواج انجام داده است را از دادگاه مطالبه کند. بنابراین در صورتی که طلاق به درخواست زن نباشد، ‌هم چنین طلاق به دلیل ناشزه بودن یعنی تخلف او از وظایف همسری نباشد، ‌می توان اجرت المثل کارهایی که از لحاظ شرعی بر عهده او نبوده و بنا به درخواست مرد مجانی انجام داده است را مطالبه کند. بنابراین زن می تواند در ازای کارهای منزل از قبیل، تهیه غذا، شست و شوی لباس شوهر، حتی به صراحت قرآن شیر دادن به بچه که جزء وظایف شرعی زن نمی باشد، اجرت المثل مطالبه کند. مورد دیگری که در این قانون پیش بینی شده است، ‌این است که اگر زن بنا به دلایلی نتوانست اجرت المثل انجام کارهایی که از نظر شرعی به عهده اش نبوده را مطالبه کند، دادگاه باید با توجه به سال های زندگی مشترک و نوع کارهایی که زن در خانه شوهر انجام داده است و استطاعت مالی مرد، مبلغی را برای زن از باب بخشش (نحله) تعیین کند.

طلاق از نگاه اسلام:
در اسلام، قواعد و مقرراتی وجود دارد که زن و شوهر در صورت عدم توافق، راه حلی برای یکدیگر پیدا می کنند تا شرایط ادامه زندگی یا ترک آن فراهم شود. ولی اصل بر این است که زن و شوهر با شناخت یکدیگر سازگاری پیدا کنند تا کار به محاکم و دادگاه ها کشانده نشود. بسیاری از مسائل با صبر و تحمل حل می شوند و خانواده از متلاشی شدن در امان می ماند. اگر زن و شوهر راه جهاد با نفس را در پیش بگیرند و بر سوء خلق همسر صبر پیشه کنند، چه بسا از فنای خانواده جلوگیری خواهد شد و البته چنین صبر و تحملی از نظر خداوند بی پاداش نخواهد ماند. رسول خدا(ص) در این باره فرموده اند: «آن کس که بر سوء خُلق همسرش صبر کند و به حساب خدا بگذارد، برای او در هر بار صبر، ‌پاداشی همانند پاداشی است که خداوند به حضرت ایوب در گرفتاری و بلایش داده است» . حضرت محمد (ص) در مورد طلاق می فرمایند: «خداوند در روی زمین هیچ چیز را بدتر از طلاق نیافریده است». هم چنین حضرت علی(ع)می فرمایند: «ازدواج کنید و زنان خود را طلاق مدهید؛ زیرا عرش خدا از طلاق به لرزه در می آید». حضرت امام جعفر صادق (ع) نیز از قول پیامبر گرامی اسلام(ص) می فرمایند: «هیچ امری نزد خدا محبوب تر از آن نیست که خانواده ای با ازدواج برپا و استوار شود و هیچ چیزی مبغوض تر و منفورتر از این نیست که خانواده ای در اسلام با طلاق و جدایی به هم خورده و منحل شود». با این وجود، ‌اسلام طلاق را پذیرفته، ولی موانع بسیاری در راه تحقق آن ایجاد کرده و مسلمانان را از آن برحذر داشته است. از نظر اسلام، فقط در موارد خاصی که دیگر چاره ای برای زن و شوهر متصور نمی باشد، باید به آن متوسل شد و به عنوان آخرین راه چاره از آن استمداد و یاری طلبید( . آیه (241) از سوره بقره به برخورد انسانی با زنان مطلقه از جانب شوهران اشاره کرده و با وجود این که رابطه زوجیت قطع شده است، ‌برای این که هر چه بیشتر از انتقام جویی و ابراز کینه جلوگیری شود به همه مردان توصیه می کند که چه در زمان عده و چه بعد از آن، ‌به همسر مطلقه خود هدیه ای بپردازند. علامه طباطبایی(ره) عبارت «مطاع» را که در این آیه آمده است شامل تمامی زنان مطلقه دانسته و معتقد بود هدیه دادن به تمامی زنان که طلاق می گیرند مستحب است. طلاق و جدایی گاهی با آزارها، ‌کینه ورزی ها و برخوردهای نابهنجار جانبی همراه است. قرآن از این موضوع پیشگیری کرده و در آیه (231) سوره بقره آورده است: «هر گاه زنان را طلاق دادید و مهلتشان سرآمد، یا آنان را به نیکو وجهی نگه دارید؛ یا به نیکو وجهی رها سازید و برای این که به آنان زیان برسانید در خانه نگاهشان مدارید و هر کس چنین کند به خویشتن ستم کرده است و آیات خدا را به ریشخند مگیرید»
مهدي
در اين وسط نقش سيستم پس كجاست؟؟!!!
آيا اونها مقصر نيستند؟؟
آيا فقط مردم مقصرند؟؟!!!
اين گراني و تورم و تحريم و مشكلات اقتصادي و فقر و بيكاري و فحشا كه موجب بوجود آمدن مشكلات اجتماعي در كشور ما شده ، آيا باعث و بانيش مردم ما هستند ا؟؟!!!!!!!
عرفان
میانگین:ازدواج؛طلاق..طلاق..طلاق..طلاق
بوشهر
بچه ها عرفان هم طلاق گرفت
بوشهر
اگر همسرتان تکراری شده!!

روزهای اول ازدواج‌تان را به‌خاطر آورید كه چطور عاشق و دلباخته همسرتان بودید. حتی تصور دوری از همسرتان غیرممكن بود اما بعد از گذشت زمان این شیفتگی و علاقه كمرنگ شده است. در این شرایط آیا شما جزو گروهی هستید كه از این وضعیت به همسرتان شكایت می‌كنید؟ مطمئنا به همان میزان كه همسرتان نسبت به روزهای اول ازدواج تغییر كرده است شما نیز تغییر كرده‌اید اما به جای شكایت و ناامیدی بهتر است به‌دنبال اصلاح رابطه‌تان باشید.
اولین مشخصه تغییر

یكی از دلایلی كه باعث تكراری شدن رابطه شما با همسرتان می‌شود تغییر ظاهر شماست. در طول سال‌هایی كه با هم بوده‌اید، آنچه مسلما تغییر كرده است ظاهر و قیافه شماست. بنابراین برای جلوگیری از خستگی از وضع ظاهر باید به فكر تغییر آن باشید. آن‌چه را كه روزی باعث شد به همسرتان علاقه‌مند و مجذوب او شوید را به‌خاطر آورید و به تحسین آن مشخصه‌ها در افكار خود بپردازید. از كلماتی كه همسرتان را به وجد می‌آورد و شما را به یاد روزهای اول زندگی مشترك‌تان می‌اندازد، استفاده كنید. روزهای شیرین دوران نامزدی خود را به یاد آورید كه برای دیدن یكدیگر لحظه شماری می‌كردید.

خستگی زوجین از یكدیگر مشكلی است كه درمان آن دوباره زنده كردن رابطه است. مشكلاتی كه همسران در طول زندگی مشترك‌شان مواجه هستند را می‌توان به چند دسته تقسیم كرد؛ خیانت، انجام‌ندادن تعهدات تا كشمكش، حسادت و خودخواهی. اما خستگی زوجین از یكدیگر مسئله‌ای متفاوت است و به‌طور واضح ارتباطی با جنگ و دعوا و خودخواهی بین زوجین ندارد.
چگونه بفهمید شوهرتان از شما خسته شده است؟

اگر متوجه شدید شوهرتان كمتر حرف می‌زند و به جای گذراندن وقت آزاد خود با شما، وقت خود را با دوستانش در بیرون از خانه می‌گذراند اكنون زمان آن رسیده كه دست به كار شوید. اگر اوضاع را به حال خود رها كنید شاید روزی را ببینید كه همسرتان وقت خود را با شخص دیگری می‌گذراند تا لحظه‌ها برایش لذت بخش‌تر باشد. از خودتان شروع كنید. اگر دیدید شوهرتان علاقه‌ای به گذراندن وقت خود با شما را ندارد از خود سوال كنید چه چیزی باعث چنین عملی شده است، شاید به این علت است كه شما غرق در مسئولیت‌های خانه شده‌اید. روز‌های اول آشنایی‌تان را به خاطر آورید زمانی كه تازه ازدواج كرده بودید به چه اندازه از هم شناخت داشتید؟ قابل فهم است كه تغییر در وضعیت خانواده نیاز به تغییر در اولویت‌ها دارد؛ زمانی را در بیرون از خانه با همسرتان سپری كنید و لحظات لذت‌بخشی را با یكدیگر داشته باشید تا تاثیرش را ببینید.
به ظاهر خود اهمیت دهید

بسیار دیده می‌شود خانم‌ها چند سال پس از ازدواج دیگر به ظاهر خود اهمیت نمی‌دهند و خود را رها می‌كنند. درحالی‌كه پس از ازدواج هم باید همیشه آراسته باشید و به ظاهر خود اهمیت دهید. برای رفتن به آرایشگاه برنامه هفتگی داشته باشید. سعی كنید از مدل موها و آرایش جدید استفاده كنید. اگر توان مالی ندارید می‌توانید خودتان به آرایش موهای خود بپردازید و لباسی زیبا به تن كنید. مطمئن باشید كه همسرتان متوجه تغییر شما خواهد شد و شرایط از آن پس كمی بهتر می‌شود. ورزش كنید با ورزش نه تنها می‌توانید به وزن ایده‌آل خود برسید بلكه قلب و پوستی سالم خواهید داشت. وقتی شما احساس خوبی نسبت به‌خود داشته باشید مطمئنا شوهرتان همین احساس را نسبت به شما پیدا می‌كند.
به‌دنبال علائق مشترك باشید

تلاش كنید تمامی فعالیت‌هایی كه از انجام آن با همدیگر در گذشته لذت می‌بردید را به خاطر آورید و آن‌ها را تكرار كنید. اگر امكان پیاده‌روی در روزهای آخر هفته در كوه را ندارید به پیاده‌روی در پارك اطراف خانه خود بسنده كنید. بهتر است كاری كه هردوی‌تان از آن لذت می‌برید، انجام دهید.
صمیمیت‌ها را از نو زنده كنید

اگر همسرتان از این‌كه از شما خسته شده است شكایت می‌كند، شاید منظور او از این شكایت این است كه شوهرتان به صمیمیت بیشتری نیاز دارد. وقتی مسئولیت‌های كاری و خانواده تمامی وقت شما را پر می‌كند نخستین چیزی را كه تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد روابط زناشویی شماست. روابط زناشویی در زندگی مشترك بسیار مهم است و یكی از چند راهی است كه می‌توانید با آن صمیمیت را به زندگی خود بازگردانید.
دلایل همسرتان را جویا شوید

برخلاف تلاش‌های شما برای بهبود رابطه، اگر همسرتان مانند گذشته از شما فاصله می‌گیرد و از بودن با شما خسته است، بهتر است با او مستقیما به گفت‌وگو بپردازید و از او صریحا سوال كنید چه چیزی موجب چنین تغییری در رفتار او شده است. اگر می‌توانید هردوی‌تان با تلاش یكدیگر به تغییر شرایط بپردازید و جرقه‌ای در رابطه‌تان ایجاد كنید. اگر همسرتان از جواب دادن به سوال شما خودداری كرد احتمالا مشكل جدی‌تر از آن است كه فكر می‌كنید، در این صورت بهتر است با یك مشاور متخصص مشكل خود را در میان بگذارید. نگران نباشید شاید روزهای سختی در كار خود گذرانیده است. اگر بر خلاف تلاش‌های‌تان نتوانستید علت را جویا شوید اجازه ندهید این شرایط بر شما تاثیر بگذارد و ناامید شوید. فعالیت اجتماعی خود را ادامه دهید. افراد اجتماعی و با اعتماد به نفس همیشه مورد تایید و تحسین همسران‌شان هستند، البته تلاش كنید تعادل را میان كار و زندگی مشترك خود رعایت كنید.
آیا شما از رابطه‌تان خسته شده‌اید؟

خستگی از روابط در هر جایی ممكن است اتفاق بیفتد نه تنها در زندگی زوجین بلكه حتی در محیط كار. اگر شما هر روز كار یكسان و ثابتی را انجام دهید نه تنها تا حدی از آن كار خسته می‌شوید بلكه كارتان كیفیت مطلوب نخواهد داشت. وقتی كار جدیدی را آغاز می‌كنید یا پیشرفتی در كارتان ایجاد می‌شود ناگهان نیروی تازه می‌گیرید. اگر رابطه با همسرتان برای شما خسته‌كننده شده است به جای این‌كه به فكر شخصی دیگر بیفتید و بخواهید دیگری را جایگزین كنید، بهتر است تغییری هر چند كوچك در زندگی‌تان ایجاد كنید. گاهی تنها با بیان احساسات و آرزوهای‌تان می‌توانید تازگی به روابط ببخشید. روابط بسیاری وجود دارند كه هر 2 در دل جمله -‌ ای كاش... - را تكرار می‌كنند ولی هیچگاه این موضوع را برای همسرشان بازگو نمی‌‌كنند درحالی‌كه با گفتن آرزوها می‌بینید تا چه اندازه نقاط مشتركی بین شما وجود دارد. این‌كه شما بدانید از روابط خود خسته شده‌اید اصلا خجالت‌آور نیست، آنچه باعث ناراحتی می‌شود و باید برای آن شرمنده شد، نپذیرفتن و آگاهی نداشتن از این خستگی است.
چطور به جای خستگی از روابط، آن را دوباره زنده كنیم؟

در 6 ماه تا یك سال اول زندگی مشترك همه چیز رمانتیك و عالی است اما با گذر زمان زندگی رنگ یكنواختی می‌گیرد اما این موضوع به این معنا نیست كه شما دیگر عاشق هم نیستید و همانند روز‌های دوران نامزدی از دیدن یكدیگر قلب‌تان به تپش نمی‌افتد و صدای قلب‌تان را نمی‌شنوید.

برای این‌كه روابط خود را زنده و عاشقانه نگه دارید 2 راهكار به شما پیشنهاد می‌شود :

حرف یكدیگر را بشنوید: درست است كه شما دوست دارید زمانی را تنها باشید اما باید زمانی را برای شنیدن حرف همسرتان در نظر بگیرید. این زمان می‌تواند موقع صرف شام یا هنگام شستن ظرف‌ها یا قبل از خوابیدن باشد. یكی از راه‌هایی كه نشان می‌دهد همسرتان نزد شما دارای ارزش است گوش دادن به حرف‌های اوست.

همسرتان را غافلگیر كنید:آخر هفته بدون برنامه‌ریزی و اطلاع قبلی همسر خود را بیرون ببرید یا هدیه‌ای هر چند كوچك به او دهید. این هدیه می‌تواند حتی یك شاخه گل باشد. خود را به جای همسرتان قرار دهید و از خود بپرسید اگر جای او بودم چه چیزی من را غافلگیر می‌كرد؟ این هدیه می‌تواند خاطرات زیبای گذشته را به یاد شما آورد.
آیا شما بر علائق خود سرمایه‌گذاری می‌كنید؟

هر كدام از شما این حق را در زندگی دارید كه به فعالیت‌های شخصی خود بپردازید. زمانی را صرف پیشرفت شخصی خود، علائق شخصی، سرگرمی‌ها و دوستان خود كنید. به همان اندازه كه نیاز به گذراندن وقت بیكاری خود با یكدیگر دارید باید وقتی را برای خود اختصاص دهید. با گذراندن وقت كافی با یكدیگر در پایان روز حرفی مشترك برای گفتن دارید كه این خود روابط را بهبود می‌بخشد.

دفترچه یادداشتی برای ثبت وقایع تهیه كنید

رابطه بین زن و شوهر همانند یك گیاه است. اگر آب و غذا به آن نرسد از بین می‌رود. اگر هردوی شما بسیار مشغله دارید كه این در‌گیری می‌تواند كاری، علائق شخصی یا كارهای فرزندان‌تان باشد در این بین سعی كنید زمانی را به نوشتن خاطرات مشترك‌تان در یك دفترچه با یكدیگر صرف كنید. حتی می‌توانید هر 2 هفته یك‌بار در یك عصر زیبا كه هردوی‌تان باهم هستید این كار را انجام دهید. برای این‌كه رابطه‌تان را تازه نگه دارید هرازگاهی به انجام كارهایی بپردازید كه غیرمعمول است.
مم تقي
اگر ميخواهيد در زندگي هيچوقت طلاق برايتان پيش نيايد راهكارش اين است كه اصلا هيچوقت ازدواج نكنيد!!!!!!!!!!!!!!!!
ناشناس
تكبير!!
ارسال نظر
نمای روز
آخرین اخبار
سداد
شفا دارو
شاتل 2