پیشنهاد پارسینه
مهدی حسین زاده در 22 دسامبر 1919 در روستای نوخانه (نوخانه یک واژه به زبان تاتی میباشد و به معنای خانه جدید است) در جمهوری باکو در اتحاد شوروی متولد شد.
۲۸ فروردين ۱۳۹۳ - ۱۴:۰۲
پس ازحمله ارتش آلمان نازی به اتحاد شوروی در سال 1941، مهدی حسین زاده در آگوست همان سال به ارتش سرخ پیوست و درسال 1942 از آموزشگاه نظامی پیاده نظام تفلیس فارغ التحصیل و به جبهه جنگ فرستاده شد.

اودرنبرد استالینگراد فرماندهی یک جوخه از افراد واحد خمپاره انداز را برعهده داشت. در آگوست همان سال مهدی حسین زاده در نزدیکی شهر کالاچ نا دونو (KALACH - NA DONU) به شدت زخمی شد و توسط نیروهای آلمانی دستگیر شد. آلمان ها او را مانند بسیاری از اسرا به برلین فرستادند. وی در آنجا به فراگیری زبان آلمانی مشغول شد و به عنوان مترجم عمل می کرد. وی مدتی بعد موفق شد فرار کند و به نیروهای پارتیزان یوگسلاوی ملحق شد. در سال 1944 او به فرماندهی واحد ویژه اکتشاف و شناسائی ستاد سپاه یازدهم یوگسلاوی وابسته به ارتش خلق آزادیبخش برگزیده شد و در این زمان بود که با نام مستعار میخائیلو شناخته شد در اواسط ژانویه 1944 میخائیلو موفق شد یک نقشه توپوگرافی از دشمن را به چنگ آورد. ماه بعد وی با لباس یک افسر آلمانی وارد یک سربازخانه ارتش آلمان شد و با کار گذاشتن یک بمب در آنجا موفق شد این سربازخانه را به تلی از آوار تبدیل نماید و تلفات زیادی به نیروهای آلمانی وارد نماید.

درماه آوریل 1944 میخائیلو به همراهی نامزد خود میرداماد سیدوف (MIRDAMATSEIDOV)وارد سینما آپچینا در شهر تریست شدند و با کار گذاشتن یک بمبتاخیری موجب کشته شدن 80 سرباز آلمانی و زخمی شدن 260 تن دیگرشدند. 40 تن از زخمی ها نیز بعدها در بیمارستان بر اثر شدت جراحات درگذشتند. در پایان ماه آوریل مهدی حسین زاده به همراه هانس فریتز (او یک آلمانی همکار حسین زاده بود و در ارتش آلمان خدمت میکرد) و علی تقی اف (ALITAGIYEV)پل یک راه آهن در نزدیکی پوستاینو باعث خارج شدن 24 واگن قطار از خط آهن شدند. در ماه می حسین زاده و نامزدش سیدوف یک کازینو را منفجر کردند که موجب کشته شدن 150 سرباز آلمانی و زخمی شدن 350 تن دیگر شد. این عملیات ها موجب شد مقامات آلمانی برای کشته شدن حسین زاده مبلغ 400 هزار رایش مارک (رایش مارک واحد پول آلمان نازی بود) پاداش تعیین نمودند. در یکی از روزهای سال 1944 او به همراه گروهی از پارتیزانهای منتخب تصمیم به انفجار یک کاروان بزرگ سوخت در حومه شهر گوریتسی گرفتند. این کاروان نیز با یک بمب تاخیری منهدم شد و 3 هفته بعد در نزدیکی همان محل آنان موفق شدند دومین کاروان سوخت را نیز منهدم کنند. او همچنین یک بار با حمله به یک بانک موفق شد میلیونها لیره ایتالیائی را به ستاد پارتیزانها تحویل دهد.

در 2 نوامبر
مهدی حسین زاده تصمیم گرفت یک کاروان حامل سوخت برای قوای اتحاد محور را نابود کند. وی به این منظور از کمینگاه خود خارج شد و با موفقیت توانست عملیات خود را انجام دهد اما در هنگام بازگشت در دام کمین نیروهای آلمانی در اطراف ویتول گرفتار شد و به سوی نیروهای آلمانی آتش گشود. آلمان ها قصد داشتند تا او را زنده دستگیر کنند اما مهدی حسین زاده موفق شد 25 تن از آنان را بکشد. سرانجام در جریان این درگیری با اصابت یک گلوله به قلب مهدی حسین زاده در 2 نوامبر 1944 و در سن 25 سالگی در اطراف ویتول در نزدیک بندر تریست در اسلونی امروز کشته شد.

پس از اتمام جنگ و سالها پس از مرگ مهدی حسین زاده یک نویسنده آذربایجانی به نام عمران قسیموف در کتابی به نام اوزاخ ساحیل لرده (UZAQSAHILLARDA)به شرح اقدامات شجاعانه وی پرداخت و مهدی حسین زاده را به جامعه آذربایجان و مردم وروی معرفی نمود. یک فیلم سینمائی نیز به همین نام و در سال 1956 تولید و پخش شد که به شرح زندگی پارتیزانی مهدی حسین زاده می پرداخت. امروزه یک پیکره به یادبود مهدی حسین زاده در شهر باکو نصب گردیده است

پــنــجــره
نظرات
فريد
خدا لعنتش كنه.آخه پارسينه اين چه خبريه كه گذاشتي؟نكنه ميخواي از اين كمونيستا هم قهرمان بسازي؟
بوشهر
کمو نیست یعنی اینکه شکمو نیست رژیم گرفته ؛ غذا کم میخوره ، کمونیست = شکمو نیست
ناشناس
وطن دوستی فارغ از مرام ارزش دارد.
قاسم
خدا لعنتش كنه و اونو با استالين و چرچيل جنايتكار محشور كند.الهي آمين
امیرحسین
میدونید چرا این جا کسی نظر نگذاشته ؟؟ چون این مطلبتون خواندنی داشت تا نوشتنی متاسفانه افراد بیکاری که نظرات شخصی خودشونو مدام عرضه میکنند و فکر هم میکنند که روشن فکرند حوصله خوندن مطلب بیش تراز 5 خط را ندارند !!! :-)
ناشناس
"نظر"!؟ آنهم تو این صفحه سانسورگر!؟ وظیفه این صفحات دامن زدن به گفتمان های روشنگرایانه نیست بلکه مشغول کردن مخاطبان، متأسفانه، کم اطلاع است که در این صفحه پرسه میزنند. امروز سحر دو صفحه در پاسخ به مطلبی در مورد مقایسه بازسازی کشور پس از جنگ بین آلمان و ایران نوشتم که اینها تماماً سانسور کردند. آنها وظیفه شان را انجام میدهند!
بوشهر
این که سوپر من و بتمن خودمونه ، عجب مجسمه ای ! برنزه یا طلا یا نقره یا برنج ؟ چند می ارزه؟
سعيد
پارسينه ي ناقلا، از كي تا حالا طرفدار كمونيستا شدي؟دارم ازت سؤال مي پرسم پس سانسور نكن.
بوشهر
فوضولی نکن ، به توچه ؟
رضا
بوشهر ادب داشته باش
بوشهر
رضا بشین خسته میشی
علی
حسین زاده نه تنها کمونیست نبود بلکه دشمن کمونیسم بود ولی این واقعیت تا فروپاشی شوروی و دسترسی عموم به برخی اسناد مربوط به جنگ دوم پنهان بود. آلمانیها از مجموعه ملیت های غیر روس ساکن شوروی ارتشی ساخته بودند و حسین زاده عضو یگانی بود بنام دیویزیون قفقاز-اسلام که متشکل از آذری ها،چچن ها
داغستانی ها و ... بود . این افراد انگیزه زیادی برای جنگیدن با روسها داشتند ولی آلمان آنها را به مقابله با پارتیزان های یوگسلاوی، ایتالیا و فرانسه و یا به جنگ در جبهه های غرب و یا شمال افریقا می فرستاد و این مسئله به مرو موجب نارضایتی و شورش در بین این نیروها شد. بعد از جنگ، اسناد اطلاعاتی آلمان بدست روسها افتاد و آنها با مخفی کردن اسناد ، گذشته ای جعلی برای حسین زاده پدید آورده و فیلم مذکور را ساختند.
ناشناس
نگید آلمان بلکه فاشیسم آلمان! آدم وقتی این "نظرات" را می خواند با خود می گوید چه بلایی بسر این مردم در 3 دهه گذشته افتاده است!
mohammad97
این اگه زنده میموند هیچ المانی زنده نمی موند
پرپرک
خوراکش سربازان آلمانی بود.
علی ج ی ج ی
کار بسیار بدی کرده است این نفر
بوشهر
کدام میگی ؟
ناشناس
البته خدا می دونه چقدر از این مطالب واقعیت داشته باشه!کی اونجا بوده و دیده چند نفر کشته شدند؟!از این خالی بندی ها و قهرمانان ساختگی زیاده
اميد
گفتي اسم فيلمش چي بود
منو ياد فيلم هاي هندي با بازي اميتا پاچان انداختي
آزربایجان عسگری
یولداش میخاییلوو.روحون شاد اولسون.
آزربایجان عسگری
یولداش میخاییلوو.روحون شاد اولسون.
ناشناس
وقتی ازنفراتی که درجلفای مرند جلولشگری ازارتش سرخ می ایستندومظلومانه کشته میشوند یادی نمیشود واطراف قبرشان نیزتنها نرده ای کشیده میشودویابقول دوستی دریکی ازسایتها قبرشجاعانی که درراه دفاع ازکشورمان کشته شده اندازبین برده می شود بایدهمدرکشورهای دیگربدنبال قهرمان بگردیم وازایشان تجلیل کنیم چراکه انگارماچیزی نداریم.براستی ماچرااینگونه شده ایم؟
ناشناس
وقتی ازنفراتی که درجلفای مرند جلولشگری ازارتش سرخ می ایستندومظلومانه کشته میشوند یادی نمیشود واطراف قبرشان نیزتنها نرده ای کشیده میشودویابقول دوستی دریکی ازسایتها قبرشجاعانی که درراه دفاع ازکشورمان کشته شده اندازبین برده می شود بایدهم درکشورهای دیگربدنبال قهرمان بگردیم وازایشان تجلیل کنیم چراکه انگارماچیزی نداریم.براستی ماچرااینگونه شده ایم؟
poria
دمت گرم مهدی خان عزیز. اگر در جنگ های ایران علیه عراق شرکت داشت خیلی خوب میشد
عارف
به اسمش توجه کنید این شخص آیا کمونیست بود ؟ یا در کشور کمونیستی زندگی میکرد؟
ارسال نظر
نمای روز
آخرین اخبار
سداد
شفا دارو