پیشنهاد پارسینه
اظهارنظرهای ناآگاهانه باعث شده تا شایعه‌های متعددی در جامعه مطرح شود که در نتیجه از اعتماد شهروندان به امدادگران کاسته است. اما اکنون می‌بایست بدون تعصب، احساسات و خشم، ابعاد مختلف حادثه خیابان جمهوری را مورد بررسی قرار داد تا حقیقت نمایان شود.
۱۲ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۲:۳۴

پارسینه: همزمان با پیشرفت‌های بی‌سابقه دولت ایران در مذاکرات هسته‌ای که به کاهش اندک تحریم‌های اقتصادی منجر شده، اما داخل کشور با یک هولوکاست اجتماعی مواجه شده است.

حدود ساعت 11 صبح یک‌شنبه 29 دی‌ماه یک کارگاه تولیدی پوشاک در ساختمان شماره 117 خیابان جمهوری تهران که اصول ایمنی را رعایت نکرده بود، دچار حریق شد. در این حادثه، دو کارگر زن از طبقه پنجم ساختمان سقوط کردند و جان خود را از دست دادند.

هرچند آن روز آتش‌نشان‌ها موفق شدند 25 شهروند را که در محاصره دود و آتش بودند نجات دهند، اما انتشار عکس و ویدئوی سقوط یکی از کارگرها در رسانه‌ها، بلافاصله موج بزرگی از احساسات و خشم در جامعه ایجاد کرد که اکنون به یک بحران تبدیل شده است.

از آنجایی که مدیرعامل کنونی سازمان آتش‌نشانی و کادر اداری و حلقه مشاوران او به جز معاونان عملیاتی، درجه‌دار نظامی هستند و پیشتر در بخش‌های مختلف نیروی انتظامی به کار مشغول بوده‌اند، به همین دلیل پاسخ‌گویی به رسانه‌ها و ابهام‌زدایی اهمیتی نمی‌دهند. هرچند تا پیش از این امدادگران از عملکرد آنها راضی بوده‌اند، اما ایشان با تفکرات محافظه‌کارانه نظامی خود تلاش کرده‌اند تا هیچ اطلاعات و جزئیات تازه‌ای از آنچه که روز حادثه در خیابان جمهوری رخ داد منتشر نشود و در این کار هم موفق عمل کردند.

اکنون ادامه سیاست سکوت مسؤولان شهرداری پایتخت باعث شده تا آتش‌نشان‌ها از سوی افکار عمومی مورد اتهام و افترا قرار گیرند که برای جان شهروندان ارزشی قایل نیستند و به همین دلیل روحیه خود را از دست بدهند.

هرچند ماجرای حادثه رخ داده در خیابان جمهوری تهران با ابهامات زیادی همراه بوده، اما شهرداری تهران معتقد است همه باید آن را فراموش کنند، چون رسانه‌ها با «اهداف سیاسی» آن را دنبال می‌‌کنند، چون به دنبال شنیدن خبر استعفای محمدباقر قالیباف هستند.

انفعال روابط‌عمومی سازمان آتش‌نشانی و خدمات ایمنی تهران بزرگ در مقابل وقایعی که رخ داده، باعث شده تا شایعات و گمانه‌زنی‌های مختلفی در این زمینه منتشر شود و در نتیجه آن آتش‌نشان‌ها همان جایگاه اجتماعی اندکی که داشتند را نیز از دست بدهند.

رفتار ناشایست و بی‌سابقه بخشی از جامعه با امدادگران تا جایی پیش رفته که گزارش شده برخی مغازه‌داران در تهران از فروختن اجناس خود به آتش‌نشان‌ها خودداری کرده و در مواردی نیز حتی آنها را با فحاشی و توهین از فروشگاه خود بیرون انداخته‌اند.

از سوی دیگر ورود روزنامه‌نگاران و رسانه‌هایی که با حوزه حوادث آشنایی ندارند و نگاه احساسی آنها به موضوع، باعث شده تا مخاطبان آنها این دروغ را باور کنند که آتش‌نشان‌ها از روی عمد نردبان را باز نکرده‌اند. همچنین کارتونیست‌های آمارتور و نوظهوری که به لطف پیج‌های فیس‌بوکی آثارشان دیده می‌شود نیز بدون اطلاع داشتن از جزئیات حادثه، کارتون‌هایی را همسو با موج احساسات جامعه به تصویر کشیدند و باعث رواج بیشتر این باور اشتباه شدند که آتش‌نشان‌ها کار خود را بلد نیستند و قاتلانی هستند که لباس امداد به تن کرده‌اند.

موج منفی گسترده علیه امدادگران تا جایی پیشرفت کرده که در روزهای اخیر حتی چندین آتش‌نشان باسابقه که مسؤول نردبان هستند، تقاضای بازخرید برای بازنشستگی زودهنگام را مطرح کرده‌اند. نکته مهم و قابل توجه این است که اکنون مخالفان و موافقان مدیریت شهری تهران، هر دو گروه برای رسیدن به اهداف سیاسی خود، اعتبار و جایگاه اجتماعی آتش‌نشان‌ها را به بازی گرفته‌اند. اقدامی که آسیب‌های آن هرگز قابل جبران نیست و می‌بایست هر چه زودتر متوقف شود.

با توجه به این که بررسی این حادثه یک موضوع تخصصی است، اظهارنظرهای ناآگاهانه باعث شده تا شایعه‌های متعددی در جامعه مطرح شود که در نتیجه از اعتماد شهروندان به امدادگران آتش‌نشانی کاسته است.


بررسی شایعه‌ها

اکنون بررسی فنی 8 شایعه بزرگ که درباره حادثه خیابان جمهوری مطرح شده، رسانه‌ها و افکار عمومی را برای رسیدن به حقیقت یاری خواهد کرد:


1- «اگر نردبان خراب نبود، الان هر دو قربانی زنده بودند.»

این جمله بارها و بارها از زبان شاهدان حادثه در رسانه‌ها نقل شده، اما باید توجه داشت یکی از کارگرها پیش از رسیدن نیروهای آتش‌نشانی از بالای ساختمان سقوط کرد و جان خود را از دست داد. برخلاف آنچه که جامعه شنیده و تکرار کرده، وقتی امدادگران به آنجا رسیدند، فقط یکی از خانم‌ها بیرون از پنجره ایستاده بود.


2- «نردبان آتش‌نشانی باز نشد.»

تجهیزات آتش‌نشانی که درباره آن جنجال ایجاد شده، ساخت کشور آلمان هستند و بدون بررسی دقیق و بهره‌ گرفتن از تجربه و نظر کارشناسان، قابلیت‌ها و مشخصات فنی آن را زیر سوال برد. براساس گزارش‌های اولیه، تاکنون سه احتمال اصلی برای باز نشدن نردبان در عملیات نجات خیابان جمهوری مطرح شده است:

الف) تعمیر یا سرویس شدن قطعات دستگاه توسط افراد غیرمتخصص:

نماینده فروش شرکت آلمانی « «IVECO MAGIRUSدر تهران که تجهیزات نردبان را به آتش‌نشانی فروخته، به مقامات قضایی علام داشته که شهرداری تهران از مدت‌ها قبل اجازه بازدید کارشناسان فنی این شرکت از دستگاه‌ها را نداده بود و این کار را به افراد متفرقه‌ای سپرده که صلاحیت انجام آن را نداشته‌اند. این شرکت همچنین گفته که برای تعمیر دستگاه‌ها از قطعات غیراصلی استفاده شده در حالی که حتی تحریم‌های غرب هم مانع واردات نیازمندی‌های فنی تجهیزات نبوده است و مشخص نیست چرا چنین تصمیم گرفته شده. در هر حال تاکنون آتش‌نشانی تهران واکنشی به این اظهارات نشان نداده است.

ب) آسیب‌دیدگی نردبان در مسیر ایستگاه تا محل حادثه:

بالابر آتش‌نشانی زمانی قابل استفاده است که ابتدا جک‌های آن روی زمین ثابت شود تا در زمان عملیات، تعادل کامیون برقرار باشد. از آنجایی که نردبان طول زیادی دارد، ممکن است در اثر یک اشتباه اپراتور، بالابر با کامیون حامل آن سقوط کند. به همین دلیل، تعدادی سنسور و میکروسوئیچ در دستگاه وجود دارد که از رخ دادن خطای پیشگیری می‌کند تا ضامن ایمنی دستگاه باشد.

اگر این سنسورها و میکروسوئیچ‌ها در اثر سوختن فیوز یا حتی ضربه خوردن به خاطر چاله‌های آسفالت خیابان آسیب دیده باشد، یک سیستم هوشمند از باز شدن جک‌ها و بالابر جلوگیری می‌کند تا به دلیل برقرار نبودن تعادل کافی، نردبان سقوط نکند و فاجعه رخ ندهد.

ج) سهل‌انگاری مسؤول نردبان

سلامت و عملکرد کلیه دستگاه‌ها و تجهیزات ایستگاه‌های آتش‌نشانی هر روز ساعت 7 صبح چک می‌شود. ممکن است آن روز کسی که در ایستگاه مسؤول بررسی وضعیت کامپیوتر بالابر بوده تا از سالم بودن آن مطمئن شود، در انجام وظایف خود کوتاهی کرده باشد که البته احتمال واقعیت داشتن این فرضیه بسیار ضعیف‌تر از دو مورد دیگر است و تنها گروهی که از وظایف آتش‌نشان‌ها اطلاعی ندارند روی آن پافشاری می‌کنند.


3- «کارگرها بهترین کار ممکن را انجام دادند که معلق ماندند.»

از میان 7 شهروندی که هنگام وقوع آتش‌‌سوزی در آن کارگاه حضور داشتند، دو تن با بقیه هم‌نظر نبودند و ایستادن کنار پنجره را خطرناک دانستند و خودشان راه دیگری برای ترک این دنیا برگزینند تا درد کمتری را تحمل کنند.

معلق ماندن آن دو خانم از پنجره هیچ ضرورتی نداشته و آنها با تصمیم شخصی خودشان این کار را انجام دادند. این دو قربانی، چون می‌ترسیدند زنده زنده در آتش بسوزند، وقتی هنوز آتش حتی به آن اتاق نرسیده بود و فقط آنجا در محاصره دود قرار داشت و تنفس دشوار شده بود، تصمیم گرفتند از همکاران خود جدا شوند و بیرون پنجره منتظر رخ دادن معجزه بمانند.

این که آن لحظه درون ذهن آن دو خانم چه گذشته که تصور کرده‌اند معلق بودن در آن ارتفاع آنها را از خطر دور نگاه خواهد داشت، موضوعی است که روان‌شناسان می‌بایست پاسخی برای آن بیایند.

شاهد حادثه در مصاحبه با روزنامه شرق به چند نکته مهم اعتراف کرده که تاکنون کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

«حسین جعفری»، گفته: «من آخرین لحظه، یک دقیقه مانده بود که خود را به پایین پرت کنم. یعنی اگر یک ‌دقیقه دیرتر نردبان دوم آتش‌نشانی را می‌دیدم، من هم خودم را به پایین پرت می‌کردم. لحظه آخرم بود و نمی‌خواستم بسوزم. آنها هم واقعیتش به خاطر این که زنده نسوزند از پنجره بیرون آمدند و بعد افتادند و مردند. شما هم باشید همین کار را می‌کنید، زنده سوختن بهتر است یا در یک دقیقه مردن؟»

این شاهد، به روشنی اعتراف کرده که آن دو خانم ترجیح داده‌اند در عوض زنده زنده سوختن، راه دیگری برای مرگ انتخاب کنند. خود او نیز اظهار داشته که از روی ناامیدی قصد خودکشی داشته است تا راه دیگری برای مرگ انتخاب کند.

این اظهارات احساسات بسیاری از مخاطبان مصاحبه را برانگیخت و خبرنگار شرق که شاهد را مورد پرسش قرار داده بود، به دلیل آشنا نبودن با فضای روزنامه‌نگاری حوادث، از بررسی انگیزه‌های او غافل ماند و خود نیز تحت تاثیر هیجان مصاحبه‌شونده قرار گرفت. همین احساس او به خوانندگان روزنامه نیز منتقل شد. اکنون گروهی از جامعه ناخودآگاه با قربانیان همزات‌پنداری می‌کند و حق را به آنها می‌دهد، در حالی که به نظر نمی‌رسد همه تنها با مشاهده دود ناشی از آتش خود را بین طبقه پنجم ساختمان و کف خیابان معلق کنند تا نجات یابند.


4- آتش‌نشانی برای نجات خانمی که معلق بود، تشک فنری نداشت.»

ذهنیتی که افکار عمومی جامعه از تشک فنری دارد، صفحه‌ای دایره‌ای شکل که از اطراف با چندین فنر به یک قاب فلزی وصل است که «Trampolin» نام دارد. آتش‌نشان‌ها در سراسر دنیا سال‌هاست که دیگر از ترامپولین استفاده نمی‌کنند و این وسیله اکنون در حیاط خانه‌ها به عنوان یک وسیله تفریحی وجود دارد. آن چیزی که برخی درباره آن صحبت کرده‌اند و به ماجرای خیابان جمهروی ربط داده‌اند، به ذهنیت آنها از چیزی که در فیلم‌های صامت تاریخ سینما و انیمشین‌ها دیده‌اند نشأت گرفته و در عملیات‌های نجات واقعی کاربرد ندارد.

ترامپولین


5- «آتش‌نشان‌ها تشک بادی نجات نداشتند.»

تشک بادی نجات که در ایران مورد استفاده امدادگران قرار می‌گیرد و برخی از جمله خانواده‌های قربانیان به آن اشاره داشته‌اند، همیشه قابل استفاده نیست. این تجهیزات به فضایی نسبتا بزرگ‌تر از تصور ما نیاز دارد و همچنین بین 5 تا 10 دقیقه زمان لازم است تا باز شود و فرمانده عملیات آتش‌نشانی که در صحنه حاضر است، تشخیص می‌دهد امداد و نجات می‌بایست چگونه انجام شود. اگر این مقام مسؤول در حادثه خیابان جمهوری مرتکب تشخیص اشتباه شده و باید پس از بریدن درخت مقابل ساختمان از تشک بادی استفاده می‌کرد، اکنون در مقابل تصمیم و دستورات خود پاسخ‌گو خواهد بود. البته باید توجه داشت آن روز اگر نیروهای آتش‌نشانی 10 دقیقه از وقت خود را برای باز کردن تشک بادی صرف می‌کردند، اکنون بیشتر کسانی که از حادثه نجات یافته‌اند، زنده نبودند.

تشک بادی نجات


فضای مقابل ساختمان شماره 117


6- «آتش‌نشان‌ها برای نجات کارگری که معلق بود، هیچ کاری نکردند.»

کارگر دوم با آن که شاهد بود همکارش سقوط کرد، اما باز هم معلق بودن را به ایستادن در محیط دودآلود اتاق ترجیح داد. او همچنین از حضور آتش‌نشان‌ها در محل حادثه اطلاع داشت، ولی به فریادهای آنها که می‌گفتند: «برو توی اتاق!» توجهی نکرد، چون تصورش این بود که با این اقدام، خود را میان شعله‌های آتش می‌اندازد. این قربانی با خواست خودش بیرون از پنجره ایستاده بود، زیرا نگران بود که شاید در آتش بسوزد.

قربانی با خواست خودش بیرون از پنجره ایستاده بود


7- «آتش‌نشان‌ها آن‌قدر روی کارگر آب پاشیدند تا دستش لیز خورد و سقوط کرد.»

طبق آنچه که در ویدئو هم مشخص است، آتش در پنجره کناری محل ایستادن کارگر زن زبانه می‌کشد. در چنین شرایطی حرارت ناشی از این آتش از طریق نمای کامپوزیت ساختمان به او می‌رسد و می‌تواند فرد را دچار سوختگی شدید کند. آتش‌نشان‌ها وقتی متوجه شدند که آن زن قصد ندارد داخل اتاق بازگردد، به ناچار از پایین به سمت بالا آب پاشیدند تا کامپوزیت را خنک نگاه دارند و دست‌ها و بدن آن زن در اثر حرارت نسوزد.

آتش‌نشان‌ها آب پاشیدند تا کامپوزیت را خنک نگاه دارند


این در حالی است که اگر چنین اقدامی صورت نمی‌گرفت و در گزارش پزشکی قانونی اشاره می‌شد که دست‌های زن دچار سوختگی شدید شده بود، این‌بار رسانه‌ها انتقاد می‌کردند: «آتش‌نشان‌ها چرا آب به کامپوزیت نپاشیدند تا خنک شود و آن زن سقوط نکند؟»


8- «نردبان آتش‌نشانی سبد نداشت»

برخی رسانه‌ها انتقاد کرده‌اند که چرا بالابر آتش‌نشانی سبد نداشته، اما در پاسخ باید گفت از سبد برای نصب امکاناتی چون نورافکن و مدل‌های مختلف پاشش آب استفاده می‌شود و در همه عملیات‌های امداد و نجات کاربرد ندارد.

سبدی که از آن صحبت به میان آمده، تا 400 کیلوگرم وزن را تحمل می‌کند، اما به این دلیل که تجهیزات آن بسیار سنگین است، در عملیات‌های بزرگی چون اطفای حریق کارخانه‌ها و سوله‌ها از آن استفاده می‌شود. اما از آنجایی که بالابرهای بدون سبد وزن سبک‌تری دارند، در نتیجه سریع‌تر حرکت می‌کنند و در عملیات نجات بسیار مفیدتر هستند.

به طور کلی، برای انتقال حادثه‌دیدگانی که قدرت بدنی کافی برای راه رفتن را دارند، به استفاده از سبد نیازی نیست. از سوی دیگر نردبان‌ها به دلیل داشتن پله، کاملا ایمن و راحت‌تر هستند.

نردبان برای نجات سریع حادثه‌دیدگانی که سلامتی جسمی دارند بهترین گزینه است


جک‌های نردبان چون به زمین فقط تکیه می‌دهند، حدود 2 دقیقه زمان لازم است تا باز شوند. اما جک بالابری که سبد دارد، کامیون را از روی زمین بلند می‌کند که این مرحله در حدود 4 دقیقه انجام می‌شود. پس نردبان از هر جهت بهتر و سریع‌تر است و استفاده از سبد در حادثه خیابان جمهوری ضرورتی نداشته است.

جک‌های نردبان به زمین فقط تکیه می‌دهند و سریع‌تر عمل می‌کنند



جک بالابری که سبد دارد، کامیون را از روی زمین بلند می‌کند و کندتر است

اکنون که به شایعات پاسخ داده شد، می‌بایست بدون تعصب، احساسات و خشم، ابعاد مختلف حادثه خیابان جمهوری را مورد بررسی قرار داد تا حقیقت نمایان شود.


فرورتیش رضوانیه

روزنامه‌نگار محقق و سوروایولیست

پــنــجــره
نظرات
ناشناس
کشششششششششش نده مشیت الاهی بوده
ناشناس
اینهارو که همه میدونن یکم برامون مطالب در رابطه با تن فروشی و صادرات دختران ایران به امارات بگو
ناشناس
ﺧﻮﺏ ﺩﺍﺭﻳﺪ ﻣﺎﺳﺖ ﻣﺎﻟﻲ ﻣﻴﻜﻨﻴﺪ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺭﻭ
فرورتیش رضوانیه
برای شما و کسانی که مانند شما فکر می‌کنند، واقعا متاسفم!
تا زمانی که چنین تفکری را در پیش گرفتید، شاهد تکرار فجایعی خواهیم بود که به دلیل ناآگاهی امثال شما رخ می‌دهد.
تاکنون 1270 کاربر این گزارش را در پارسینه خوانده‌اند و ناگهان شما از «ماست‌مالی» سخن می‌گویید.
ما چه نفعی از این ماجرا می‌بریم یا چه چیزمان در خطر است که بخواهیم ماست‌مالی کنیم؟ اصلا چرا باید امنیت و جان شهروندان را ماست‌مالی کنیم؟
باید از عقل و فکر و شعورمان استفاده کنیم و احساسات و تعصب را کنار بگذاریم تا حقیقت را ببینیم.
اگر شما اصرار دارید که گمراه باشید، ابتدا نام و شغل خودتان را بیان کنید و بگویید که در چه زمینه ای دانش و تجربه دارید و پشت اسم «ناشناس» پنهان نوشید.
ما با هویت خودمان از حقیقت دفاع می‌کنیم و شما ناشناس‌ها می‌خواهید آن را انکار کنید.
hajiagha
30 die in fire in Canada QC in senior housing
hajiagha
حدود ۳۰ نفر در آتش سوزی در ایالت کبک کانادا که همه گی مسن بودند در خانه های سالمندان ناپدید شدند اجساد آنا هنوز زیر یخ و برف است
ناشناس
کافی بود این اتفاق در اسرائیل رخ میداد و دو زن کارگر فلسطینی جان خود را از دست میدادند و روز بعد تیتر روزنامه کیهان این بود:
رژیم اشغالگر قدس دو زن مبارز مسلمان را زنده زنده در آتش سوزاند.
سارا
کافی بود زمان احمدی نژاد میبود اون موقع تا شصت سال ولش نمیکردین
ناشناس
سارا خانم هر اتفاقی بیفته اول حکومت مقصر بعد دولت
ناشناس
از مهدکودک تا دانشگاه باید راجب زلزله اتش سوزی سیل... آموزش تئوری و عملی بدهند
هادی
عالی بود
هادی
عالی بود
داتیس
عذر بدتر از گناه


خسته نباشید ...
فرورتیش رضوانیه
کدام عذر و کدام گناه ما نه از حلقه ریاست آتش‌نشانی هستیم و نه از بستگان آن دو مرحوم... ما فقط حقیقت را گفتیم.
یک شهروند
1- چرا شهرداری تهران برای پست های کلیدی و بالا از نیروهای نظامی و انتظامی استفاده میکند (تا در چنین مواقعی حاضر به مصاحبه نباشند)
2- چرا با این همه منم منم شهردار وضعیت خیابانها اینجوریه که باعث خرابی سنسور بشه
3- چرا هنگام تغییر کاربری ( همونی که شهرداری تحت عنوان توافقات میفروشه ) و یا صدور پایانکار نظر آتش نشانی رو نمیخواد
4- چرا تعمیرات و نگهداری چنین دستگاه حساسی رو به شرکت دیگه ای واگذار کرده
5- یه جایی خونده بودم که نهایتا" سالی 2000 نفر به شیعه مشرف میشن اونوقت ما با بی خیالی های مسئولین سالی 2000000 نفر رو نابود میکنن (خودرو سازی + بهداشت +راهسازی و ...)
6- این مسئله هم نهایتا" تا یکی دو ماه دیگه ماست مالی میشه میره پی کارش
پیر مرد24 ساله
*مقاله ای کوتاه از پیر مردبیست و چهار ساله :
با خواندن مطالب احساس گناه و عذاب وجدان به من دست داد. این طوری که از مطالب پیداست انگار همه مقصر هستند به جز اتش نشانی. من با خودم می گم چرا من اون روز اون جا نبودم تا کمک بکنمراخه وظیفه من و امثال من هست که کاری بکنیم نه اتش نشانی!!
با خواندن مطالب فوق سوالات ذهن امثال من که یک شهروند عادی هستیم و نگران از این که شایدمن هم یه روزی به اتش نشانی متاسفانه نیاز پیدا کنم و ماشین اتش نشانی بیاد و در مخزن ان اب وجود نداشته باشد و من زنده زنده کباب بشم و مسولین بگن: مشیت الهی بوده..... قالیباف استعفا نمی ده.... یا این که بگن اون مرحوم یعنی من!! اگه نیم ساعت دیگه طاقت می اورد کباب نمی شد!!!
شایدم خوب یکی بیاد بگه اون بنده خدایی که من!! باشم مرد باید کپسول اتش نشانی با خود همراه داشت یا لباس های قابل اشتعال نمی پوشید..!!!
وقتی اظهار نظر های این چنینی رو می خونم نمی دونم گریه کنم یا بخندم. گریه که شاید نفر بعدی من باشم. و خنده از این که آیا من و امثال من اینقدر ساده لوح هستیم که این چنین با این اظهار نظر هایی سوال های ما رو پاسخ می دهند.
چند تا سوال:
افراد نظامی چه دلیلی داره که رِِیس اتش نشانی باشند؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ایا سایر نقاط دنیا این گونه نیست که فردی به مرور تجربه کسب می کند و پیشرفت می کند و می شود ریس یک بخش اتش نشانی نه این که مثل ایران یه شبه بشه ریس!!! اونم از نوع نظامی.
سوال بعدی این که شایسته نبود مسولان اتش نشانی به خاطر سهل انگاری عمدی یا سهوی شان یک عذر خواهی می کردند و این گونه طلب کارانه برخورد نمی کردند؟؟؟
من سال ها راهنمایی و دبیرستان را در جایی می رفتم که از جلوی ایستگاه اتش نشانی رد می شد من که توی این سال ها که دور و ور ساعت هفت صبح بود یه بار هم ندیدم کسی وسایل را چک کند خوب شاید چشم بصیرت می خواد!!!
در این که تجهیزات اتش نشانی چک می شود تردید ندارم. اما این که آیا واقعا هر ورز صبح ساعت هفت چک می شود نمی تونم خیلی خوشبین باشم.
آن چیزی که بعد از هر اتفاق ناگواری مجددا بر من ثابت می شود ترفند تکراری مسولان است که ان هم جمله ی **کی بود کی بود من نبودم.**
است.
خدا رو شکر حافظه ی بدی ندارم.
من که هنوز یادم نرفته نقص فنی اشکار خودو های ایران خودرو که باعث سوختن مردم در ماشین های ایران خودرو می شد یادمه مسولان با جمله ی تکراری ابعاد حادثه در دست بررسی است به خوبی سعی در به فراموشی سپردن اتاقاق ها داشتند.
بعد از گذر سال ها نه ابعاد حادثه بررسی شد نه دیه ای به باز ماندگان اتش سوزی های داخل خودرو پرداخت شد.
نمونه ی دیگرش هم همین چند هفته پیش بود که حاج محمود کریمی شد هفت تیر کش شهر ما.
شما فهمیدید کدام دستگاه و سازمان و با کدام استنباط این مجوز را به ایشان داده بود...؟؟؟!! من که نفهمیدم.
معمولا وقتی سارقان ضبط خودرو را می گیرند با ان ها مصاحبه کرده و از ان ها اعتراف می گیرند. شایسته بود این زوج ارازل!!!!!!!!!!!! را هم به همگان معرفی می کردند. نمی دانم شاید اصلا ارازل نبوده اند. و ارازل خواندنشان تا ارازل بودن برخی دیگر به چشم نیاید!!!
یا شایدم ابعاد حادثه در دست بررسی است.!!!
راستی نا خوداگاه یاد بیمارانی افتادم که چندی پیش در جاده ی کهریزک توسط امبولانس !! مثل زباله کنار جاده رها شدند هر چند که جای زباله هم کنار جاده نیست . شهر ما خانه ی ما...
اما خوب... ابعاد حادثه در دست بررسی است.
همیشه وقتی حادثه ای رانندگی منجر به فوتی اتفاق می افتد. علت حادثه خواب الودگی راننده عدم رعایت فاصله طولی و.... عنوان می شود. شکی نیست که عوامل گفته شده سهم بسزایی در سوانح رانندگی دارد.
اما ایا وضعیت جاده ها از لحاظ استاندارد و دید کافی و علایم هشدار دهنده در سطح کشور در سطح مطلوبی هست؟؟؟ هیچ گاه جاده های ما باعث کشته شدن افراد نمی شوند؟؟ همیشه راننده خواب الود است ؟؟؟ یا مسولان خود را به خواب می زنند؟؟
هیچ گاه خودرو های بی کیفیت داخلی مقصر حادثه نیستند و همیشه این راننده ی فوت شده ای که نیست از خود دفاع کند و مرحوم شده است خواب الود عنوان می شود و خودروی بی کیفیت داخلی که اگر در یک کشور پیشرو از لحاظ ایمنی ببریم برایس تست ایمنی مسلما بیشترین نمره ها را می گیرد بله بیشترین نمره ها تعجب نکنید چون همه ی نمرا منفی است.!!
من
پیر مرد24 ساله
در ادامه ی مطالب باید بگم که یک ویزگی مشترک در بین اکثر مسولین وجود دارد که هیچ گاه به خاطر اشتباهاتشان عذر خواهی نمی کنند و این مردم هستند که همیشه مقصر هستند. یکی نباید از اتاق پر از دود بیاد بیرون و خودشو اویزان کنه. در شرایطی که الومینیوم پنجره ها طبق نظر شاهد عینی ذوب شده چه اصراری است که بگوییم باید در اتاق می ماندند و بیرون نمی امدند. یا این که یاد بگیریم همیشه حق تقدم با مداح است و گرنه ارازلی بیش نیستیم.
بستان ابادي
اقا دنيا جمع بشه بگه گناهگاريد به اين مسئولين امكان نداره قبول كنن.دلم ناراحت شد وقتي اين خانمها را مجدد ديدم. خدا به خانوادشون صبر بده.
رهگذز
آقای رضوانیه عزیز شما مثل چوپان دروغگو شدی مطالب حقیقت گونه ات را کسی باور نمیکند از بس بشوخی طنز دروغ نوشتی و انتشار دادی
فرورتیش رضوانیه
نه عزیز! مشکل از من و اسمم نیست. حقیقت را نمی‌خواهند بشنوند.
ناشناس
انشائش ضعیفه
فرورتیش رضوانیه
نگارش خوب بماند برای شما و سایت‌هایی که آتش‌نشان‌ها را مقصر دانستند تا جامعه از آن متنفر شود.
ناشناس
متاسفم برای کسانی که حکومت رو جدا از دولت میدونن
hajiagha
من تبدیل شدم به کارگر ماهر ساختمانی در کانادا و آموزش پلیس و ایمنی هم دارم مردم ایران به صورت نا آگاه ودشان تصمیم می گیرند عجول هستند در کار پلیس و اتش نشانی دخالت می کنند . مامور باید لوازم خود را هر روز آزمایش می کرد و چند ماشین باید از چند ایستگاه به محل حرق می رفتند تا کمک هم باشند صاحب ساختمان باید نکات ایمنی را اجا می کرد نصب الارم حساس و کپسول ایمنی و غیره ...
سینا
استدلال مسخره ای داشتین. اتاقی که اون خانم از پنجره اش اومده بود بیرون با اتاقهایی که دو نفر در اون ها مونده بودن فرق داشت و نزدیکتر به آتش بود. از تصاویر هم معلومه که آتش از سمت راست ساختمون داره گسترش پیدا می کنه. و اون خانم چاره ای جز این نداشته که بیاد بیرون چون تقریبا آتش بهش رسیده. استدلال بسیار بچگانه بود.
محمد اصغری
من به حرف شما ایمان ندارم چرا که چند وقت پیش یه همچین حادثه ای با موضوع سقوط از کوه برای من پیش اومد وقتی که زنگ زدیم به آتش نشان گفت به ما چه زنگ بزنید اسپایدر من نجاتتون بده؟؟!!
من 8 ساعت تو کوه گیر کرده بودم و 3 بار به دلیل نداشتن وسایل ایمنی تا دم مرگ رفتم و مرگ رو به چشم خودم دیدم
خود ناجی میگفت اگر وسایل بود نه پات میشکست و تا ساعت 4 بعد از ظهر پایین بودی...
این در صورتی بود که وقتی اخبار سقوطمو از تلوزیون دانلود کرم گفته بودند :
بلافاصله پس از اولین تماس نیرو های ما به محل حادثه اعزام شدن(تا 3 ساعت نیومدن) و عملیان پایین آوردنشون 8 ساعت طول کشید و سر انجام صحیح و سالم با ایمنی کامل به پایین هدایت شدن!!!
ناشناس
چندسالی تو هلال احمر بودم چندباری هم امدادرسانی تصادف و زلزله رفتم باور کنید یک امدادرسان تمام تلاشش رو برای نجات جان مصدومین انجام میده حالا امکانات ضعیف باشه نباشه یه حس عجیبی به ادم دست میده که دلش میخواد مصدوم به سلامتی نجات پیدا کنه
سيما
اكثراً اتش نشانها به دليل نوع شغلشون بسيار رئوف و دلسوز هستند
انساني با اين خصوصيات تمام تلاشش را براي نجات جان انسانها انجام ميدهد
شما اگر به ارگاني كه مربوط به حفظ گونه هاي در خطر هستند زنگ بزنيد و بگوييد يك بچه شير در اتوبان هست كه ترسيده و هر لحظه به مرگ نزديكتر ميشود ، بعد از مكثي طولاني جواب ميشنويد كه حوصله شوخي را ندارد . اين تماس بارها و بارها هم اتفاق بيفتد انها را مجاب نميكند كه موضوع جديست . وقتي با نااميدي و نگران با ١٢٥ تماس ميگيريد و صداي پشت گوشي آدرس ميپرسد ، باز هم باورتان نميشود تا وقتي صداي آژيرشان زودتر از خودشان ميآيد . در جايي ديگر تقاضاي كمك ميكنيد براي نجات بچه گربه اي كه سرش جايي گير كرده و در حال خفگيست و باز هم آنها ميايند ، انسانهايي كه براي كمك به حيوانات عجله ميكنند ، تصور نميكنم در امداد به انسانها كوتاهي كنند
اتفاقاً من يكي از عزيزانم رو كه آتش نشان بود در عملياتي كه انهم مربوط به اتشسوزي ميشد ، از دست دادم . بزرگ مردي كه هرگز كسي لب به شكايت از او نگشود و در مراسم ختمش ما متعجب بوديم از تعداد جمعيت كه هر لحظه هم بيشتر ميشد
تمام آنهايي كه نميشناختمشان كساني بودند كه روزي با كمك او خطر مرگ را از سر گذرانده بودند
بعد از گذشت سالها هنوز هستند كساني كه وقتي ميشنوند او مرده اشك ميريزند
متاسفانه بعد از مرگش فهميدم كه چقدر بزرگوار بود
آرمین
حالا اون بنده خداها که فوت شدن ... این آتش نشانهای بیچاره چه گناهی دارن ؟ اتفاقی بوده که افتاده باید سعی کرد که دیگه تکرار نشه
پیر مرد24 ساله
ممنون از پارسینه عزیز به خاطر پوشش اکثر نظرات.
ناشناس
اگه این خانم همسر یا مادرت هم بود اینجوری صحبت میکردی.

ابو علی سینا میگه اگه یه اشتباه کردی بعد هزارتا دلیل اوردی بدون هزار و یک اشتباه کردی
ارسال نظر
نمای روز
آخرین اخبار
سداد
شفا دارو