پیشنهاد پارسینه
بدین ترتیب، مورخان شیعه و اهل سنت، شمار مسلمانانی که از مدینه همراه پیامبر گرامی اسلام روانه مکه شدند را از هفتاد هزار تا یکصد و بیست هزار نفر ذکر کرده اند.
۰۲ آبان ۱۳۹۲ - ۰۶:۲۸
۰
پیامبر اکرم (ص) بنا بر امر الهی، در سال دهم هجرت، سال پایانی عمر شریف و گهر بار خود، حج گزارد. پیش از عزیمت به خانه خدا، فرستادگانی گسیل داشت تا به مسلمانان مناطق مختلف حجاز پیام رسانند که "این آخرین حج رسول خدا و دارای اهمیت فراوانی است. هر کس که توانایی و استطاعت دارد، لازم است که پیامبر را در این سفر همراهی نماید".

بدین ترتیب، مورخان شیعه و اهل سنت، شمار مسلمانانی که از مدینه همراه پیامبر گرامی اسلام روانه مکه شدند را از هفتاد هزار تا یکصد و بیست هزار نفر ذکر کرده اند.

مورخان و صاحب‌نظران از این سفر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) با عنوان "حجة‌الوداع"، "حجةالاسلام"، "حجة‌البلاغ"، "حجة الکمال" و "حجة التمام" یاد کرده اند.

امام علی(ع)، پیش از تصمیم پیامبر برای به جای آوردن مناسک حج، از طرف ایشان برای تبلیغ اسلام و نشر معارف الهی به یمن فرستاده شده بود؛ اما هنگامی که از تصمیم پیامبر برای سفر حج و لزوم همراهی سایر مسلمین با آن حضرت در این سفر، آگاه شد، به همراه عده‌ای از یمن به سمت مکه حرکت کرد و در آن جا پیش از آغاز مناسک، به رسول‌ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) پیوست.

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و همراهیان آن حضرت، در میقات مسجد "شجره" مُحرم شد و بدین ترتیب اعمال حج را آغاز نمود. گرچه اصول و کلیات مناسک حج قبلاً و به هنگام نزول آیات مربوط، توسط رسول‌ اکرم(ص)  توضیح داده شده بود، اما در این سفر، پیامبر این اعمال را به طور عَملی به مردم آموزش داد و جزئیات را برای آنان تبین نمود و در مواقف گوناگون، با ایراد خطابه هایی، آن ها را نسبت به سایر تکالیف الهی و وظایف شرعیشان آگاهی بخشید.

سرانجام، اعمال حج، پایان یافت و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به همراه جمعیت کثیری که ایشان را همراهی می‌نمودند، شهر مکه را ترک نمود و رهسپار مدینه شد و در بین راه به محل غدیر خم رسید.

"غدیر" در لغت به معنای آبریز و مسیل، و غدیر خم در جغرافیا، نام محلی است که به خاطر وجود برکه‌ای در این محل، که در آن آب باران جمع می شده است، به این نام (غدیر خم) شهرت یافته است.

غدیر در سه کیلومتری جُحفه واقع شده و جحفه در 64 کیلومتری مکه قرار دارد که یکی از میقات‌های پنجگانه است. در جحفه راه، اهالی مصر، مدینه، عراق و شام از یکدیگر جدا می‌شد. غدیر خم به علت وجود مقداری آب و چندین درخت کهنسال، محل توقف و استراحت کاروانیان واقع می‌شد اما دارای گرمایی طاقت ‌فرسا و شدید بود.

هنگامی که رسول‌ اکرم در روز 5‌شنبه، هجدهم ذی‌الحجه به وادی غدیر خم رسید و پیش از جدایی اهالی شام، مصر و عراق، جبرئیل امین از جانب خداوند بر ایشان نازل گردید و آیه «یا أیها الرّسول بلّغ ما أنزل الیک من ربّک فان لم تفعل فما بلّغت رسالته و الله یعصمک من النّاس...ای رسول، آن چه از جانب پروردگارت به تو نازل شده بود را به مردم برسان، که اگر چنین نکنی، رسالت الاهی را به جای نیاورده ای و خدا تو از از گزند برخی از مردم، در امان خواهد داشت. »(1) را نازل نمود.

در این هنگام، پیشتازان کاروان و افرادی که جلوتر حرکت می‌نمودند، حوالی جحفه رسیده بودند. رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) پس از نزول این شریفه، دستور توقف کاروانیان را صادر نمود و امر فرمود تا آنانی که پیشاپیش حرکت می‌نمودند، به محل غدیر بازگردند و افرادی که در پس قافله، عقب مانده بودند، سریعتر به کاروان در این وادی، ملحق شوند.

هنگامی که حضرت، از نماز ظهر فارغ شد، از جهاز شتران، در همان محلی که به فرمان رسول خدا توسط صحابه آماده شده بود، منبری ساختند و وجود مقدس پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بر فراز آن در آمد و شروع به ایراد خطبه، با صدایی بلند و رسا نمود؛ در حالی که جمعیت فراوان همراه پیامبر، بر گرداگرد حضرتش جمع شده بودند و به سخنان او  گوش فرا می‌دادند و برخی از افراد نیز برای آن که همگان از کلام رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) مطلع گردند، سخنان آن حضرت را با صدایی بلند برای افرادی که دور تر قرار داشتند، تکرار می‌نمودند.

اصحاب حاضر در غدیر   
موخان سرشناس اهل سنت و شیعه، بیش از یکصد تن از اصحاب بزرگ پیامبر، از جمله: ابوبکر بن ابی قحافه، عایشه بنت ابی بکر، عمار یاسر، عمر ابن خطاب، سلمان فارسی، زبیر ابن عوام، جابر ابن عبدالله انصاری، عثمان ابن عفان، ابوذر غفاری، عباس ابن عبدالمطلب، ام سلمه، ابو هریره و ابو بکر ابن ابی قحافه را  در زمره حاضران محضر پیامبر اسلام در غدیر خم ذکر کرده اند.

آن چه رسول خدا در غدیر به مردم گفت
خطابه حضرت در میان جمعیت بدین گونه ایراد گردید: «حمد و ستایش مخصوص خداوند است و از او یاری می‌خواهیم و به او ایمان داریم و از شرور نفسهایمان و زشتی های کردارمان به او پناه می بریم؛ خداوندی که هیچ هدایتگری وجود ندارد برای کسانی که گمراهشان نماید و گمراه کننده‌ای وجود ندارد برای اشخاصی که او هدایتشان نماید و شهادت می‌دهم که جز خدا، معبودی نیست و محمد، بنده و فرستاده اوست... 

و اما بعد؛ ای مردم، خداوند لطیف و خبیر مرا خبر داد که من به زودی (به سوی او) فرا خوانده می‌شوم و (دعوت او را) اجابت خواهم نمود. من مسئول هستم و شما نیز مسئولید. پس (درباره دعوت و مسئولیت من) چه می‌گویید؟»

حاضران در پاسخ گفتند: «شهادت می‌دهیم که دعوت خویش را ابلاغ نمودی و نصیحت کردی و کوشش نمودی، پس خداوند تو را جزای خیر دهد.»

سپس رسول خدا(ص)  فرمود: «آیا شهادت نمی‌دهید که معبودی جز خدا نیست و محمد، بنده و فرستاده اوست و  بهشت و دوزخ خداوند، حق است و مرگ، حق است و قیامت می‌آید و در آن شکی نیست و خداوند کسانی را که در قبرها آرمیده اند، مبعوث می‌گرداند؟»

حاضران گفتند: «بله ای رسول خدا، شهادت می‌دهیم.»

سپس در ادامه، رسول اکرم، از مردم پرسید: «آیا (کلام مرا) می‌شنوید؟»

حاضرین گفتند: «بله یا رسول‌الله می شنویم.»

پس، حضرتش فرمود: «من پیش از شما در کنار حوض (کوثر) حاضر می‌گردم و شما در کنار آن بر من وارد می‌گردید؛ پس بنگرید که پس از من چگونه درباره ثقلین (دو شئ گرانبها) رفتار می‌نمایید.»

در این هنگام فردی ندا داد که « ثقلین چه هستند ای رسول‌ خدا؟»

رسول اکرم فرمود: «ثقل اکبر، کتاب خداست. جانبی از آن به‌دست خداوند و جانب دیگر آن در دستان شماست؛ پس به آن متمسک شوید (آن را گرفته و از هدایت آن بهره‌ برید) که اگر به آن تمسک جویید، گمراه نمی‌شوید. و ثقل دیگر و کوچکتر، عترت (خاندان) من هستند. خداوند لطیف خبیر مرا خبر داد که این دو ثقل تا هنگامی که در کنار حوض بر من وارد شوند، نباید از یکدیگر جدا شوند و من این را از پروردگارم مسئلت نموده‌ام. پس، از این دو چیز گرانبها پیشی نگیرید که هلاک می‌گردید و از این دو، باز نمانید که هلاک می‌شوید.»

سپس رسول خدا، دست امام علی را بلند نمود تا همه مردم، او را در کنار رسول خدا مشاهده نمودند.

در این هنگام، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از حاضرین پرسید: ای مردم، آیا من از خود شما، بر شما اولی و مقدمتر نیستم؟

مردم پاسخ دادند: «بله، ای رسول خدا.»

حضرت در ادامه فرمود: «خداوند، ولی من است و من ولی(سرپرست و صاحب اختیار) مؤمنین هستم و من نسبت به آنان از خودشان اولی و مقدم‌ می‌باشم.»

آن گاه فرمود: «پس هر کس که من مولای او هستم، این علی مولای اوست.»

رسول خدا سه بار این جمله را تکرار نمود و فرمود: «خداوندا، دوست بدار و سرپرستی کن، هر کسی که علی را دوست و سرپرست خود بداند و دشمن بدار هر کسی که او را دشمن می‌دارد و یاری نما هر کسی که او را یاری می نماید و به حال خود رها کن، هر کس که او را وا می-گذارد.»

سپس خطاب به مردم فرمود: «ای مردم، حاضرین به غایبین این پیام را برسانند.»

هنوز انبوه جمعیت متفرق نشده بود که بار دیگر جبرائیل نازل شد و از جانب خداوند، آیه «ألیوم أکملت لکم دینکم و أتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الإسلام دیناً...امروز، دین شما را کامل ساختم و نعمت خویش را به تمامی در اختیارتان گذاردم و از اسلامتان، به عنوان دین، خرسند شدم.(2) را بر پیامبر فرو فرستاد.

هنگامی که این آیه نازل گردید، نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود «الله‌اکبر بر کامل ‌شدن دین و تمام گشتن نعمت و رضایت پروردگار به رسالت من و ولایت علی پس از من."

در این هنگام، مردم به امیر مؤمنان، امام علی(علیه السلام) تهنیت گفتند. از جمله کسانی که پیشاپیش سایر صحابه، به امام علی تهنیت گفتند، جناب ابوبکر و عمر بودند. جناب عمر پیوسته خطاب به امیر مؤمنان می‌گفت: «بر تو گوارا باد ای پسر ابی طالب، تو مولای من و مولای هر مرد و زن با ایمان شدی.»

رسول خدا سپس، رو به علی‌بن ‌ابی طالب کرد و فرمود: «یا علی، برخیز که من تو را برای امامت و هدایت خلق بعد از خود (و از جانب خداوند) شایسته دیدم.»

حدیث غدیر از زبان علمای بزرگ اهل سنت و تشیع
پس از تابعین (مسلمانانی که در زمان حیات پیامبر زنده نبوده اند اما اصحاب رسول خدا را دیده اند)، در میان علمای اهل تسنن، از قرن دوم تا قرن سیزدهم، 360 تن، حدیث غدیر را در آثار خویش نقل نموده‌اند که 3 تن از صاحبان صحاح سته و دو تن از پیشوایان فقهی اهل تسنن (ابوعبدالله، احمد بن حنبل شیبانی (پیشوای حنابله) و  ابو عبدالله، محمد بن ادریس شافعی (پیشوای شافعیه) نیز در شمار این بزرگان جای دارند.(3)

در بین محدثین و علمای شیعه نیز افراد فراوانی حدیث غدیر را در کتب مختلف، روایت نموده‌اند که از جمله، می توان به مرحوم شیخ کلینی، شیخ صدوق، شیخ مفید و  سید مرتضی اشاره کرد.

بنا بر آن چه که ذکر گردید، در میان بزرگان و محدثین اهل سنت و به دنبال دقت آنان بر روی راویان و طرق متفاوت نقل حدیث غدیر، اندیشمندان بسیاری، حدیث غدیر را حدیثی حسن و عده کثیری روایت غدیر را روایتی صحیح دانسته‌اند و حتی نزد عده‌ای از بزرگترین صاحب نظران اهل تسنن، با توجه به شمار فراوان راویان و طرق متعدد نقل حدیث، آن را حدیثی متواتر ذکر نموده‌اند. علما، بزرگان و محدثین شیعه نیز بالاتفاق، غدیر را حدیثی متواتر می‌دانند.

بر این اساس و بر طبق آنچه که گذشت، به خوبی آشکار می‌گردد یکی از مهمترین وقایع تاریخ پرفراز و نشیب اسلام که در بین عامه مسلمانان، واقعه‌ای مسلم، پذیرفته شده و قطعی تلقی می‌گردد، واقعه غدیر خم است.

تعیین مصداق اولوالامر در غدیر
خداوند متعال در نخستین آیه از سوره شریفه نساء، به اهل ایمان دستور می دهد که باید از خدا، رسول گرامی اسلام و اولوالامر(صاحبان ولایت) اطاعت کنند... یا ایها الذین امنو اطیعوالله و اطیعو الرسول و اولی الامر منکم....

در این آیه شریفه، اطاعت از خدا، هم طراز و همانند اطاعت از رسول خدا و اولی الامر تلقی شده است. بدین ترتیب، سرپیچی از اطاعت دستور رسول خدا و اولی الامر، همانند سرپیچی و طغیان در برابر دستور خداوند است.

در غدیر، که به دستور حضرت پروردگار، ادامه راه خلافت الاهی در علی علیه السلام، منحصر گردید، خدای بزرگ، از زبان پیامبر، بر ولایت امر امیر مومنان تاکید و تصریح فرموده است؛ و چنین است که نا فرمانی از دستور و منش و مشی علی و خروج از مسیر او، حقیقتا به مثابه خروج از راه خدا و رسول اوست.

آن چه در غدیر گذشت به ما می فهماند که اسلام راستین در امیر مومنان و راه او امتداد می یابد و خارج از آن، هر چه باشد گمراهی است. بدین سبب، خدا در غدیر به پیامبر فرمود که اگر علی را جانشین خود نسازی، گویی رسالت سنگین اسلام را اساسا تمام نکرده ای و مسیر خدا را پس از خویش، بی هادی و فرمانده رها ساخته ای!

آیا اگر پس از رحلت جانگداز پیامبر اسلام(ص) به دستور خدا و او عمل می شد و هدایت امت اسلام در دستان پاک علی و امامان معصوم علیهم السلام قرار می گرفت، جامعه اسلامی گرفتار جانشینان دروغین و خیانت پیشه ی اموی و عباسی می شد؟!

غدیر، عامل دشمنی و افتراق میان مسلمانان؟!
با آن که در غدیر، به گونه ای صریح و شفاف، علی علیه السلام، جانشین پیامبر خدا معرفی شد، اما اجتهاداتی مانع از آن شد که او بر مسند پیامبر تکیه زند و هدایت رسمی امت و دولت اسلامی را بر دوش گیرد.

امیر مومنان، با توجه به وضعی که گریبان امت رسول خدا را گرفته بود، به خاطر حفظ اساس اسلام و وحدت امت، لب به اعتراض نگشود و اقدامی برای احقاق حق مسلم خویش نکرد. 

او که دلداده راستین اسلام بود می دانست که اگر صبر و سکوت و بیعت نکند، شمشیرها از نیام ها بر کشیده خواهد شد و جنگ و خونریزی میان مسلمانان در خواهد گرفت و بسیاری از تازه مسلمانان، به راه شرک و جاهلیت عربی باز خواهند گشت. بدین سبب است که فرمود "... و صبرت و فی الحلق شجی و فی العین قضی...صبر پیشه کردم در حالی که گویی خار در چشم و استخوان در گلو دارم.."(3)

و اما اکنون، پس از چهارده قرن، گروهی از به ظاهر عالمان "نادان" شیعه، به جای التزام عملی به گوهر پاک اسلام و آموزه های نبوی و علوی، کاسه از آش داغ تر شده اند و به بهانه دفاع از حق امیر مومنان علیه السلام، به صحابی پیامبر توهین می کنند و جاهلانه بذر کینه و خصومت میان مسلمین می پراکنند؛ چیزی که مطلوب سران کفر جهانی و صهیونیست های کمر بسته به نابودی اسلام و قرآن است!

در آن سو نیز، گروهی سلفی و وهابی منحرف، حکم به ارتداد و کفر شیعیان می دهند و خون مسلمانان مظلوم را مباح می دانند و سر ها از بدن ها جدا می سازند و جگر ها به دندان می کشند!

کدام عقل سلیم و فطرت پاک خدایی می پذیرد که امت اسلام، که امروز در محاصره گرگ‌های کفر و شرک گرفتار آمده و این جا و آن جا دریده می شود، در میان خود به اختلاف و دشمنی گرفتار آید و قدرتش به فنا رود؟!
 
اکنون، بدون تردید، آن چه در برخی شبکه های به اصطلاح تبلیغ اسلام، متعصابانه و جاهلانه،  در رد عقاید شیعه و سنی بیان می شود را باید القائات اسراییل و انگلیس دانست و به زباله دان فرو ریخت!

به امید وحدت و انسجام داخلی و اقتدار روز فزون امت اسلامی.

---------------
1- سوره مائده- آیه 67
2- سوره مائده – آیه 3
3- برای اطلاعات بیشتر، رک. به الغدیر، مرحوم علامه امینی، جلد اول
4- نهج البلاغه - خطبه سوم

محمدحسین خوشوقت
پــنــجــره
ارسال نظر
نمای روز
آخرین اخبار
سداد
شفا دارو