پیشنهاد پارسینه
۱۳ دی ۱۳۸۸ - ۰۴:۱۰
۰
حسین شریعتمداری، مدیرمسئول و نماینده ولی فقیه در موسسه کیهان در یادداشت امروز کیهان نوشت:

خوشبيني حكم مي كند كه نامه سرگشاده آقاي محسن رضايي به رهبر معظم انقلاب را ناشي از درك سياسي اندك ايشان تلقي كنيم ولي برخي از شواهد و قرائن موجود و آنچه در متن اين نامه آمده است زمينه چنداني براي خوشبيني باقي نمي گذارد و بيم آن مي رود كه خوشبيني و «حمل به صحت» درباره اقدام ايشان مصداق «حمله به صحت»! باشد.

و اما، اگر ماجرا به خود آقاي رضايي ختم مي شد و دنباله ديگري در پشت صحنه نداشت، نوشتن اين يادداشت نيز ضروري نبود، ولي با عرض پوزش از آقاي رضايي بايد گفت نامه سرگشاده ايشان به رهبر معظم انقلاب و بيانيه اخير مهندس موسوي دو روي يك سكه اند كه با دو ادبيات به ظاهر متفاوت نوشته شده اند، به همين علت، اشاره به نكاتي در اين باره ضروري به نظر مي رسد.

1- با توجه به دسترسي آسان و سريع آقاي محسن رضايي به بيت رهبر معظم انقلاب و ارسال مستقيم نامه به محضر ايشان، انتخاب نامه سرگشاده و انتشار عمومي آن، ترديدي باقي نمي گذارد كه مخاطب اصلي آقاي رضايي در اين نامه سرگشاده، رهبر معظم انقلاب نبوده است و نامه ياد شده با هدف ديگري نوشته شده. راستي چرا آقاي رضايي نامه اي را كه ظاهرا خطاب به رهبر معظم انقلاب نوشته است، پيشاپيش در رسانه ها منتشر مي كند؟! مگر نامه خطاب به رهبري نبوده است؟!... استقبال گسترده و ذوق زدگي بي حد و حصر مقامات و رسانه هاي آمريكايي و اسرائيلي و به به و چه چه منافقين، بهايي ها، سلطنت طلبان و همه دشمنان تابلودار اسلام و انقلاب براي آقاي محسن رضايي مي تواند، پاسخ گويا و روشني به اين پرسش باشد.

2- يك روز بعد از انتشار اين نامه سرگشاده خبرنگار خبرگزاري ايلنا - خبرگزاري نزديك به سران فتنه- از محسن رضايي مي پرسد؛ «با توجه به صدور نامه شما به مقام معظم رهبري كه بلافاصله پس از صدور بيانيه ميرحسين موسوي بود، آيا شما با معترضين- بخوانيد اهانت كنندگان به ساحت امام حسين(ع) در روز عاشورا- هماهنگي داشته ايد»؟ و آقاي رضايي كه ظاهرا انتظار اين سؤال را نداشته است در پاسخ مي گويد «من نامه به مقام معظم رهبري را از قبل آماده كرده بودم و وقتي بيانيه آقاي موسوي صادر شد، بخش هاي مربوط به آن را در نامه ام اضافه كردم»!

اين در حالي است كه نامه آقاي رضايي از شروع تا پايان با استناد به بيانيه منافقانه موسوي نوشته شده است و در آن تقريباً هيچ جمله يا پاراگرافي را نمي توان يافت كه بيرون از اين موضوع و بدون استناد به بيانيه موسوي باشد. بنابراين بايد از آقاي رضايي پرسيد اگر آن گونه كه ادعا مي كنيد نامه سرگشاده شما قبل از بيانيه موسوي و بدون هماهنگي با تهيه كنندگان آن نوشته شده است، چرا در تمامي متن آن به بيانيه منافقانه موسوي استناد كرده ايد؟! و چنانچه - باز هم به قول خودتان- بعد از صدور بيانيه موسوي، بخش هاي مربوط به بيانيه را در نامه خود گنجانده ايد، مشخص بفرماييد كه بخش هاي مورد ادعا در كجاي نامه شما آمده است؟! جز در يك جمله كه به هنگام توصيف حضور حماسي مردم از «صحنه تظاهرات ديروز» ياد مي كنيد كه البته مي تواند نشانه تهيه نامه قبل از بيانيه موسوي باشد، ولي اين توصيف نيز نهايتاً در توجيه بيانيه مهندس موسوي به كار گرفته شده است!

3- آقاي محسن رضايي از يكسو مي نويسد «حضور باشكوه و ميليوني و يكپارچه ملت ايران در روز چهارشنبه در خيابان هاي تهران و شهرستان هاي سراسر كشور، شرمندگي ناشي از اهانت به مراسم عاشورا را جبران كرد» و از سوي ديگر بدون كمترين اشاره به اين كه اهانت كنندگان به ساحت مقدس امام حسين عليه السلام چه كساني بوده و در حمايت از چه كساني به صحنه آمده بودند؟! نسخه وحدت با آنها را مي پيچد و مي نويسد «صحنه تظاهرات ديروز مصداق بارز پيام وحي بود كه واعتصموا بحبل الله جميعاً و لا تفرقوا»! آقاي رضايي توضيح نمي دهد اگر منظور ايشان وحدت ملت مسلمان و عاشقان امام حسين(ع) با يكديگر است كه تحقق اين وحدت به قول خود ايشان در تظاهرات چند ده ميليوني روز چهارشنبه به وضوح ديده شده است و اگر مقصودشان وحدت با اهانت كنندگان به ساحت مقدس امام حسين عليه السلام است كه بايد به ايشان يادآور شد، اسلام با كفر و نفاق قابل جمع نيست و در همان پيام وحي آمده است «كساني كه به خدا و روز قيامت ايمان دارند هرگز با دشمنان خدا و رسول دوستي نمي كنند، هرچند كه آن دشمنان پدران و فرزندان و برادران و خويشاوندان آنها باشند» سوره مباركه مجادله آيه 2.2 آخر چگونه مي توان با دشمن امام حسين عليه السلام دوستي كرد و با اهانت كنندگان به ساحت مقدس ايشان نرد وحدت باخت؟! جناب آقاي رضايي! از جنابعالي خيلي بعيد بوده و هست.

4- آقاي محسن رضايي بيانيه منافقانه مهندس موسوي را مثبت! ارزيابي كرده و مي نويسد «عقب نشيني آقاي ميرحسين موسوي از انكار دولت احمدي نژاد و پيشنهاد سازنده ايشان به اين كه مجلس و قوه قضائيه به وظايف قانوني خود در قبال پاسخگو كردن دولت عمل كنند، هرچند ديرهنگام بود ولي مي تواند سر آغاز يك حركت وحدت بخش در جبهه معترضين با ديگران باشد»! دراين باره گفتني است كه؛

الف: كجاي بيانيه موسوي، مثبت! و به قول آقاي رضايي نشانه عقب نشيني است؟! او اهانت كنندگان به ساحت مقدس حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام را «مردم خداجوي» ناميده است! آيا جناب رضايي با اين نظر الحادي موافق هستند؟! موسوي درباره هتاكي هواداران خود به عاشوراي حسيني(ع) بدون آن كه هتاكي آنها را محكوم كند مي نويسد، اين مردم خداجوي! بر اثر اقدامات تحريك آميز، شعارهاي آنچناني داده اند؟! آقاي رضايي! بر فرض كه ادعاي موسوي درباره تحريك را بپذيريم، آيا مردم خداجوي! اگر تحريك شوند، به امام حسين(ع) اهانت مي كنند؟! از موسوي انتظاري نيست چرا كه او مأمور بيگانه است ولي شما را چه مي شود جناب رضايي؟! كدام انسان خداجوي را سراغ داريد كه به امام حسين(ع) و عاشوراي حسيني اهانت كند؟! أين تذهب؟!

ب: و اما، مي دانيد كه اراذل و اوباش اجاره اي با نقشه قبلي- دستور العمل صريح راديو اسرائيل- و با سوءاستفاده از حضور مردم در مراسم عزاداري و سينه زني به خيابان آمده و دست به آن جنايت زدند و بلافاصله بعد از اطلاع و حضور مردم، پا به فرار گذاشتند. اگر مردم به هنگام اهانت آنها حضور داشتند كه به آنان فرصت اهانت و جسارت نمي دادند. آيا غير از اين است؟ ديديد و ديديم كه چنين بود.

5- معلوم نيست آقاي محسن رضايي در نامه سرگشاده خود با تظاهرات چند ده ميليوني مردم همراهي مي كند و يا - خداي نخواسته- عليه آن موضع مي گيرد ؟! چرا كه همه حرف مردم در راهپيمايي بي نظير روز چهارشنبه، خشم و خروش عليه اهانت كنندگان به عاشوراي حسيني(ع) بود و خواسته آنان، محاكمه و مجازات سران فتنه، از جمله موسوي و كروبي و خاتمي. آقاي رضايي مي نويسد كه خود از ميدان فردوسي تا دانشگاه تهران در جمع راهپيمايان بوده است. بنابراين از خواسته و شعارهاي آنان باخبر است. شعارها و خواسته هايي كه با شور و شعور بر زبان ها جاري و روي پلاكاردها دست نويس شده بود و صداوسيما و رسانه ها از انتشار بسياري از آنها خودداري ورزيدند. خب! آقاي رضايي اگر با مردم همراه هستيد- كه انشاءالله هستيد- چرا برخلاف نظر يكپارچه مردم از موسوي حمايت مي كنيد؟! و بيانيه منافقانه او را كه در آن از اهانت كنندگان به ساحت امام حسين(ع) با عنوان مردم خداجوي! ياد كرده است، مثبت!! ارزيابي مي فرمائيد؟! و اگر خداي نخواسته حامي سران فتنه هستيد! چرا تظاهرات چند ده ميليوني مردم را با شكوه و در ادامه پيروي از امام حسين عليه السلام مي دانيد؟! اين تناقض را چگونه توجيه مي فرمائيد؟! با يك دل كه نمي توان «صد دله» بود!
در كلام وحي آمده است كه «ما جعل الله لرجل من قلبين في جوفه... خدا درون يك انسان دو قلب قرار نداده است» سوره مباركه احزاب آيه 4. بديهي است كه مي دانيم جنابعالي چنين نيستيد ولي باور بفرمائيد كه فريبتان داده اند.

6- آقاي محسن رضايي براي اين كه بيانيه موسوي را مثبت جلوه دهد! مي نويسد «آقاي ميرحسين موسوي از انكار دولت احمدي نژاد عقب نشيني كرده است» كه اگر خوش بينانه به اين بخش از نامه رضايي نگاه كنيم، بايد از ساده انديشي و كم دانشي ايشان ابراز تأسف كرده و به وي اين مسئله بسيار بديهي را يادآور شد كه اولاً موسوي در جايگاهي نيست كه دولت برخاسته از رأي مردم را بپذيرد يا نپذيرد، وانگهي مگر موضوع فتنه و اهداف فتنه گران، دولت احمدي نژاد بوده است كه اكنون از انكار آن عقب نشيني كرده باشند؟ آيا جناب رضايي اين نكته بديهي را نمي داند كه «انتخابات» و «تقلب در انتخابات» و «دولت احمدي نژاد» و... فقط بهانه فتنه گران بوده است و سران فتنه آشكارا عليه اسلام، امام و نظام به صحنه آمده بودند. مخالفت با احمدي نژاد و فلان معضل اقتصادي و فلان انتقاد به سياست خارجي و... چه ربطي به حمايت از اسرائيل و آمريكا و بهائيان و منافقين و اهانت به امام حسين(ع) و حضرت امام(ره) و... دارد؟ يعني بعد از اينهمه شواهد و قرائن و اسناد و مواضع خصمانه سران فتنه عليه اسلام و امام و رهبري و انقلاب هنوز آقاي رضايي- با آنهمه ادعاي سياستمداري!- نمي داند كه هدف اصلي فتنه، اسلام و انقلاب و امام(ره) و رهبري بوده و هست؟!

7- آقاي رضايي به خيال خود، هوشمندي به خرج داده و مي نويسد «شك ندارم كه افراط گرايان هر دو طرف با رفتارهاي نادرست از يكسو و دشمنان كمين كرده ملت ايران با بغض و عصبانيت از سوي ديگر تلاش خواهند كرد آثار و دستاوردهاي اين حركت عظيم- تظاهرات روز چهارشنبه- را خنثي كنند».

با اين بخش از نوشته ايشان موافقيم كه دشمنان داخلي و خارجي نظام سعي مي كنند دستاوردهاي حضور حماسي و بي نظير مردم در دفاع از ساحت امام حسين(ع)، حضرت امام، رهبري معظم و نظام اسلامي را خنثي كنند ولي سؤال اين است كه چه كساني دست به اين حركت خائنانه زده و مي زنند؟ مگر غير از اين است و مگر آقاي رضايي نمي بيند و نمي داند كه آمريكا، اسرائيل، اروپا، بهايي ها، منافقين، سلطنت طلب ها و همه دشمنان تابلودار اسلام و انقلاب بلافاصله بعد از حماسه عظيم روز چهارشنبه، با بهره گيري از هزاران سايت اينترنتي، صدها شبكه تلويزيوني و خبرگزاري و... براي خنثي كردن اين حضور حماسي دست به كار شده و همان مردمي كه آقاي رضايي از حضور «باشكوه» آنها سخن مي گويد را به دريافت پول و ساندويچ و سانديس براي حضور در راهپيمايي متهم مي كنند؟! آقاي رضايي! برادر عزيز! به كجا مي رويد؟!

8- و بالاخره خطاب به برادر محسن- واژه متداول در ميان برادران سپاه براي ناميدن آقاي رضايي- بايد مشفقانه گفت؛ مراقب خود و فريب فتنه گران باشيد و از توده هاي عظيم مردم خدا دوست و عاشورايي فاصله نگيريد. دشمن درپي فريب شماست و متاسفانه و با عرض پوزش در مقصود خود چندان هم ناموفق نبوده است. انتظار از جنابعالي آن است كه «قطع اين مرحله بي همرهي خضر» نكنيد تا مانند توده هاي عظيم ملت- همان ها كه در نامه خود آنان را ستوده ايد- از كيد و فريب دشمنان در امان باشيد. انشاءالله.
حسين شريعتمداري
پــنــجــره
ارسال نظر
نمای روز
آخرین اخبار
سداد
شفا دارو