پاسخی به شعر معروف امام خمینی،توکه خود خال لبی، ارچه گرفتار شدی؟
پارسینه: تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی
من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم چشم بیمـار تـو را دیـدم و بیمار شدم
فارغ از خود شدم و کوس اناالحق بزدم همچو منصور خریدار سر دار شدم
غم دلدار فکنده است به جانم، شررى که به جان آمدم و شهره بازار شدم
درِ میخانه گشایید به رویم، شب و روز که من از مسجد و از مدرسه، بیزار شدم
جامه زهد و ریا کَندم و بر تن کردم خرقه پیر خراباتى و هشیار شدم
واعظ شهر که از پند خود آزارم داد از دم رند مى آلوده مددکار شدم
بگذارید که از بتکده یادى بکنم من که با دست بت میکده بیدار شدم
جواب :
تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی تو طبیب همه ای از چه تو بیمار شدی
تو که فارغ شده بودی ز همه کان و مکان دار منصور بریدی همه تن دار شدی
عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو شرر ای که در قول و عمل شهره بازار شدی
مسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدی وه که بر مسجدیان نقطه پرگار شدی
خرقه پیر خراباتی ما سیره توست امت از گفته در بار تو هشیار شدی
واعظ شهر همه عمر بزد لاف منی دم عیسی مسیح از تو پدیدار شدی
یادی از ما بنما ای شده آسوده ز غم ببریدی ز همه خلق و به حق یار شدی
شعر منسوب به امام لطف دیگری دارد
سلام و صلوات بر روح پر فتوح حضرت امام (ره).
از کجا معلوم که شعر از حضرت امام باشد. چون متن پیاما و سخنرانی های ایشان با این شعر فرق دارد.
چرا اسم شاعر شعر دوم رو نمیگید؟
مگه شاعر ایت ا.. خامنه ای نیست؟ خیر، شاعر ایشان نیستند
بابا یه بار تو یه روزنامه ای این شعر دوم رو به آقای آیت الله خامنه ای نسبت داده بودن همین چند سال پیش نزدیک مراسم ۱۵خرداد !!