طنز/ كريستف كلمب یا کریم پوست کلفت!
پارسینه: - خدابيامرز سه تا اسم داشت؛ آمريكاييها به او ميگفتند كريستف كلمب، اسپانياييها ميگفتند كريستوبال كُلُن ولي در اصل كريم پوستكلفت بود....
- خدابيامرز سه تا اسم داشت؛ آمريكاييها به او ميگفتند كريستف كلمب، اسپانياييها ميگفتند كريستوبال كُلُن ولي در اصل كريم پوستكلفت بود.
- اصليت او را ايتاليايي و اهل جنوا ميدانند و عدهاي هم معتقدند كه وي اسپانيايي است كه درواقع همان اصفهاني است كه معرب اسپانياست. كريستف(!) بعدها به خاطر علاقهاي كه به پرتقال داشت مقيم پرتغال شد (از همان شوخيهاي بيمزه با پرتقال و پرتغال؛ نه كه بقيه نكتههاي اين ستون خيلي بامزه است)!
- او در حالي كه قصد داشت به هندوستان سفر استاني بكند، آمريكا را كشف كرد.
- برخلاف قرائت دستگاههاي سياسي حاكم در سراسر اروپا، كريس (در خانه و محل چيز ديگري صدايش ميزدند) به گرد بودن زمين اعتقاد داشت و به همين دليل از آن طرف اروپا ميخواست به آسيا برسد.
البته يك احتمال هم هست اينكه نقشهاي كه براي آن سفر طراحي كرده بود چون نقش بر آب شده بود چارهاي نداشت جز اينكه بدون نقشه و از بيراهه به هندوستان برود و از آمريكا سر دربياورد.
- وقتي پايش به آمريكا رسيد، بوميهاي ايراني را كه سالها در لسآنجلس زندگي ميكردند از شهر بيرون كرد مردك نژادپرست خائن به وطن!
- كشور كلمبيا از اسم آمريكايي او برداشته شده، درحالي كه روايت داريم جزيره كريمه از نام ايرانياش يعني كريم پوستكلفت گرفته شده است. حالا كه اينجوري شد پس نتيجه ميگيريم تيم اف ث كلن هم متعلق به نام اسپانيايي اوست.
- «این مردم دین ندارند و حتی بت نمیپرستند. بسیار نجیبند و نمیدانند بدی چیست. هیچ نوع سلاحی ندارند؛ نه یکدیگر را میکشند و نه از هم سرقت میکنند.» اين پيغامي بود كه كريم بعد از كشف آمريكا براي ملكه فرستاد و از او خواست كه به اين كشور تهاجم فرهنگي شود به صورت دستهجمعي.
- چهار بار به آمريكا رفت و هر بار چند كشور جديد را كشف و خنثي(!) كرد. در سفر پنجم قصد داشت آبادان را در آمريكا كشف كند كه عمرش كفاف نداد.
- كلمب با اينكه رفتار نامناسبي با بوميان داشت و آنها را به بردهداري ميكشاند و استثمار ميكرد، خدمت بزرگي به جهان كرد و كاري كرد كه برخي كشورها دشمني به نام آمريكا داشته باشند و از منافع اين دشمني بهرهمند شوند، روحش شاد و تو اون روحش قرين رحمت!
منبع: روزنامه قانون
- اصليت او را ايتاليايي و اهل جنوا ميدانند و عدهاي هم معتقدند كه وي اسپانيايي است كه درواقع همان اصفهاني است كه معرب اسپانياست. كريستف(!) بعدها به خاطر علاقهاي كه به پرتقال داشت مقيم پرتغال شد (از همان شوخيهاي بيمزه با پرتقال و پرتغال؛ نه كه بقيه نكتههاي اين ستون خيلي بامزه است)!
- او در حالي كه قصد داشت به هندوستان سفر استاني بكند، آمريكا را كشف كرد.
- برخلاف قرائت دستگاههاي سياسي حاكم در سراسر اروپا، كريس (در خانه و محل چيز ديگري صدايش ميزدند) به گرد بودن زمين اعتقاد داشت و به همين دليل از آن طرف اروپا ميخواست به آسيا برسد.
البته يك احتمال هم هست اينكه نقشهاي كه براي آن سفر طراحي كرده بود چون نقش بر آب شده بود چارهاي نداشت جز اينكه بدون نقشه و از بيراهه به هندوستان برود و از آمريكا سر دربياورد.
- وقتي پايش به آمريكا رسيد، بوميهاي ايراني را كه سالها در لسآنجلس زندگي ميكردند از شهر بيرون كرد مردك نژادپرست خائن به وطن!
- كشور كلمبيا از اسم آمريكايي او برداشته شده، درحالي كه روايت داريم جزيره كريمه از نام ايرانياش يعني كريم پوستكلفت گرفته شده است. حالا كه اينجوري شد پس نتيجه ميگيريم تيم اف ث كلن هم متعلق به نام اسپانيايي اوست.
- «این مردم دین ندارند و حتی بت نمیپرستند. بسیار نجیبند و نمیدانند بدی چیست. هیچ نوع سلاحی ندارند؛ نه یکدیگر را میکشند و نه از هم سرقت میکنند.» اين پيغامي بود كه كريم بعد از كشف آمريكا براي ملكه فرستاد و از او خواست كه به اين كشور تهاجم فرهنگي شود به صورت دستهجمعي.
- چهار بار به آمريكا رفت و هر بار چند كشور جديد را كشف و خنثي(!) كرد. در سفر پنجم قصد داشت آبادان را در آمريكا كشف كند كه عمرش كفاف نداد.
- كلمب با اينكه رفتار نامناسبي با بوميان داشت و آنها را به بردهداري ميكشاند و استثمار ميكرد، خدمت بزرگي به جهان كرد و كاري كرد كه برخي كشورها دشمني به نام آمريكا داشته باشند و از منافع اين دشمني بهرهمند شوند، روحش شاد و تو اون روحش قرين رحمت!
منبع: روزنامه قانون
ارسال نظر