گوناگون

میانجی‌گری ستون سیاست خارجی قطر است

میانجی‌گری ستون سیاست خارجی قطر است

استاد دانشگاه جورج تاون قطر می‌گوید: «مسئله چندان به قطر یا حتی عمان بستگی ندارد. آنچه تعیین‌کننده است، تفاوت برداشت و روش ایران و آمریکا در قبال مذاکره است. ما شاهد دو رویکرد متفاوت هستیم؛ دولت ایران، آن‌گونه که به نظر می‌رسد، خواهان مذاکرات غیرمستقیم و طولانی‌مدت است، در حالی که دولت ترامپ به‌دنبال مذاکره مستقیم، سریع و دستیابی به یک پیروزی نمادین است.»

به گزارش پارسینه به نقل از خبرآنلاین در حالی که تلاش‌های دیپلماتیک برای کاهش تنش میان تهران و واشنگتن ادامه دارد، ارزیابی نقش کشورهای عربی خلیج فارس به یکی از محورهای مهم تحلیل مناسبات بین‌المللی تبدیل شده است.

مهران کامروا، استاد و مدیر مرکز مطالعات بین‌المللی و منطقه‌ای دانشگاه جرج‌تاون قطر، در گفت‌وگو با خبرآنلاین ضمن تشریح شکاف میان کشورهای عربی درباره جنگ احتمالی میان ایران و آمریکا می‌گوید در حالی که عمان، قطر و عربستان به‌دنبال تنش‌زدایی هستند، امارات جنگ کوتاه‌مدت و تضعیف نظامی ایران را به سود خود می‌بیند. 

این استاد دانشگاه تاکید می‌کند که مسئله اصلی نه میانجی‌گری قطر یا عمان، بلکه ناهماهنگی تهران و واشنگتن بر سر روش مذاکره است.

در ادامه متن کامل گفت و گوی «خبرآنلاین»  با مهران کامروا، استاد دانشگاه جورج تاون قطر، مطالعه می‌کنید.

حمله به العدید عبور از یک خط قرمز بود

*** کشورهای عربی منطقه تا چه اندازه در فرایند پیشبرد مذاکرات ایران و آمریکا نقش ایفا کرده‌اند؟

کشورهایی مانند عمان و قطر نقش بسیار مؤثری داشته‌اند. عربستان سعودی نیز نسبت به هرگونه برخورد میان ایران و آمریکا به‌شدت نگران است. یکی از دلایل اصلی این نگرانی، هشدارهای جدی جمهوری اسلامی به کشورهای منطقه بود مبنی بر اینکه در صورت وقوع درگیری، پایگاه‌ها و نیروهای آمریکایی در منطقه هدف حمله قرار خواهند گرفت.

نکته قابل توجه این است که امارات متحده عربی، با وجود اعلام اینکه حاضر نیست خاک یا آسمانش برای حمله به ایران مورد استفاده قرار گیرد، به اندازه سایر کشورها به‌طور جدی وارد این روند نشده است. به نظر من یکی از دلایل اصلی این رویکرد آن است که ابوظبی بر این باور است که در صورت وقوع حمله‌ای میان ایران و آمریکا، جمهوری اسلامی از نظر نظامی تضعیف خواهد شد. این برداشت در میان اماراتی‌ها وجود دارد که تضعیف بیشتر جمهوری اسلامی، چه در آینده نزدیک و چه در بلندمدت، می‌تواند شرایطی فراهم کند که امارات بتواند جزایر سه‌گانه خلیج فارس را تصرف کنددر ژوئن ۲۰۲۵ شاهد عبور از یک خط قرمز بودیم. کشورهای منطقه، با وجود هشدارهای مکرر ایران، تصور نمی‌کردند که تهران حاضر به حمله به پایگاه‌های آمریکایی باشد. اما زمانی که ایران پایگاه العدید قطر را هدف قرار داد، این اقدام به‌مثابه عبور از خط قرمزی بود که نشان داد ایران آمادگی چنین اقدامی را دارد. این تحول برای کشورهای منطقه درسی مهم به همراه داشت؛ اینکه در آینده نیز ممکن است ایران مجدداً چنین اقدامی انجام دهد.

سفر وزیر امور خارجه ایران به عمان و قطر و تماس‌های متعددی که تهران با این کشورها داشته، موجب شده است که قطر، عمان و عربستان سعودی به‌طور جدی در مسیر تنش‌زدایی حرکت کنند.

نکته قابل توجه این است که امارات متحده عربی، با وجود اعلام اینکه حاضر نیست خاک یا آسمانش برای حمله به ایران مورد استفاده قرار گیرد، به اندازه سایر کشورها به‌طور جدی وارد این روند نشده است. به نظر من یکی از دلایل اصلی این رویکرد آن است که ابوظبی بر این باور است که در صورت وقوع حمله‌ای میان ایران و آمریکا، جمهوری اسلامی از نظر نظامی تضعیف خواهد شد. این برداشت در میان اماراتی‌ها وجود دارد که تضعیف بیشتر جمهوری اسلامی، چه در آینده نزدیک و چه در بلندمدت، می‌تواند شرایطی فراهم کند که امارات بتواند جزایر سه‌گانه خلیج فارس را تصرف کند.

همه کشورهای عربی نگاه یکسانی به جنگ بالقوه میان ایران و آمریکا ندارند

*** در ایران دو دیدگاه وجود دارد؛ نخست اینکه هرچند کشورهای عربی به‌صورت علنی از مذاکره و کاهش تنش حمایت می‌کنند، در خفا و در مذاکرات خصوصی به اقدام نظامی آمریکا علیه ایران علاقه‌مند هستند. دیدگاه دوم بر این باور است که کشورهای عربی، چه علنی و چه پشت‌پرده، واقعاً خواهان کاهش تنش میان ایران و آمریکا هستند. شما کدام دیدگاه را به واقعیت نزدیک‌تر می‌دانید؟

کشورهای عربی برداشت یکسانی از تنش میان ایران و آمریکا ندارند. عمان، قطر، عربستان سعودی و کویت خواهان تنش‌زدایی هستند. به نظر من، امارات متحده عربی در این چارچوب قرار نمی‌گیرد؛ زیرا این برداشت در ابوظبی وجود دارد که یک درگیری میان ایران و آمریکا می‌تواند به تضعیف نظامی جمهوری اسلامی منجر شود و این تضعیف در آینده به نفع امارات خواهد بود.

بحرین نیز تاکنون موضع علنی مشخصی اتخاذ نکرده است؛ چراکه ناوگان پنجم آمریکا در این کشور قرار دارد و از این منظر می‌توان گفت بحرین تا حدی سیاست خارجی مستقلی را در این زمینه دنبال نمی‌کند. به همین دلیل موضع روشنی در این خصوص اعلام نکرده است.

در مجموع نمی‌توان گفت همه کشورهای عرب حوزه خلیج فارس به‌طور یکسان به این مسئله نگاه می‌کنند. عوامل و ملاحظات متفاوتی در میان است. قطر و عربستان سعودی واقعاً خواهان کاهش تنش هستند، اما به نظر من امارات و تا حدی بحرین، چه در خفا و چه به‌صورت علنی، بدشان نمی‌آید که یک درگیری بزرگ میان ایران و آمریکا شکل بگیرد.

قطر همواره تلاش کرده میان ایران و آمریکا نقش میانجی را ایفا کند

*** به طور خاص، نقش قطر در میانجی‌گری میان ایران و آمریکا را تا چه اندازه مهم ارزیابی می‌کنید؟

قطر خود را یک بازیگر اصلی میانجی‌گری در منطقه و حتی در عرصه بین‌المللی تلقی می‌کند. برای دوحه، میانجی‌گری یکی از اصول اصلی سیاست خارجی محسوب می‌شود و این رویکرد حتی در قانون اساسی این کشور نیز مورد تأکید قرار گرفته است. بیش از یک دهه است که قطر همواره تلاش کرده میان ایران و آمریکا نقش میانجی را ایفا کند.

روش میانجی‌گری قطر عمدتاً علنی است؛ این کشور ترجیح می‌دهد فرآیند میانجی‌گری را به‌صورت آشکار دنبال کند و حتی در تعیین دستورکار یا دست‌کم در شکل‌دهی به آن نقش داشته باشد. در مقابل، کشوری مانند عمان رویکرد متفاوتی دارد و تلاش می‌کند مذاکرات به‌صورت محرمانه برگزار شود و از رسانه‌ای شدن آن پرهیز شود.

به همین دلیل، ایران و آمریکا، به‌ویژه ایران، عمان را به‌عنوان میانجی ترجیح داده‌اند. البته نقش قطر نیز مهم بوده است؛ برای نمونه، موضوع آزادسازی شش میلیارد دلار از دارایی‌های ایران در کره جنوبی که از طریق قطر انجام شد یا تبادل زندانیان، با میانجی‌گری دوحه صورت گرفت. با این حال، مذاکرات اصلی عمدتاً از طریق عمان یا برخی کشورهای دیگر پیگیری شده و نه از مسیر قطر.

میانجی اهمیت ندارد، مساله تفاوت رویکرد ایران و آمریکاست

*** با توجه به جایگاه قطر در سیاست خارجی آمریکا، تصور می‌کنید فعال‌تر شدن این کشور در میانجی‌گری میان ایران و آمریکا در مذاکرات فعلی تا چه اندازه می‌تواند به پیشرفت و نتیجه‌بخش بودن مذاکرات کمک کند؟

به نظر من این مسئله چندان به قطر یا حتی عمان بستگی ندارد. آنچه تعیین‌کننده است، تفاوت برداشت و روش ایران و آمریکا در قبال مذاکره است. ما شاهد دو رویکرد متفاوت هستیم؛ دولت ایران، آن‌گونه که به نظر می‌رسد، خواهان مذاکرات غیرمستقیم و طولانی‌مدت است، در حالی که دولت ترامپ به‌دنبال مذاکره مستقیم، سریع و دستیابی به یک پیروزی نمادین است.

روش میانجی‌گری قطر عمدتاً علنی است؛ این کشور ترجیح می‌دهد فرآیند میانجی‌گری را به‌صورت آشکار دنبال کند و حتی در تعیین دستورکار یا دست‌کم در شکل‌دهی به آن نقش داشته باشد. در مقابل، کشوری مانند عمان رویکرد متفاوتی دارد و تلاش می‌کند مذاکرات به‌صورت محرمانه برگزار شود و از رسانه‌ای شدن آن پرهیز شود.

در موارد مختلف مشاهده کرده‌ایم که ترامپ حوصله مذاکرات یا بحث‌های طولانی را ندارد و به‌سرعت از آن خسته می‌شود. این موضوع در رفتار او در قبال گرینلند، ونزوئلا و سایر کشورها نیز مشهود بوده است. اگر ایران همچنان بر مذاکرات غیرمستقیم، طولانی و بحث‌های مکرر درباره چارچوب مذاکرات تأکید کند، به نظر من این رویکرد به ضرر جمهوری اسلامی خواهد بود. این موضوع ارتباطی به قطر یا میانجی‌های دیگر ندارد؛ اختلاف اصلی بر سر روش مذاکره است.

به‌طور معمول ایران تمایل دارد روند مذاکرات طولانی‌تر باشد، اما به نظر من این شیوه لزوماً به نفع جمهوری اسلامی نیست. دلیل آن نیز این است که ترامپ فردی نیست که اصول مذاکره یا توازن در مذاکرات برای او اولویت داشته باشد. او یک چکش در دست دارد و به پشتوانه قدرت نظامی ایالات متحده، از جمله بزرگ‌ترین ارتش، نیروی دریایی و نیروی هوایی جهان، عمل می‌کند. اگر ایران نتواند یا نخواهد این واقعیت را در نظر بگیرد، ممکن است با پیامدهای زیان‌باری مواجه شود.

من نمی‌گویم ایران باید تسلیم شود، بلکه معتقدم باید شیوه تعامل در چنین شرایطی را بیاموزد و بداند چگونه می‌توان در این موقعیت، حداکثر منافع ملی را تأمین کرد. بسیاری از کشورها یاد گرفته‌اند چگونه با ترامپ تعامل کنند و منافع خود را پیش ببرند. به نظر من جمهوری اسلامی هنوز به‌طور کامل نیاموخته است که چگونه در تعامل با ترامپ منافع خود را پیش ببرد. شیوه مذاکراتی که از دوره ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد تاکنون دنبال شده، الزاماً در راستای منافع ملی کشور نبوده است.

کشورهای منطقه خواهان کاهش تنش هستند، فقط امارات ممکن است از یک جنگ کوتاه مدت و فشرده حمایت کند

*** قطر به‌طور خاص و دیگر کشورهای عربی منطقه چه اهدافی را در حمایت از مذاکرات ایران و آمریکا دنبال می‌کنند؟

هدف اصلی این کشورها تنش‌زدایی است. میلیون‌ها تبعه خارجی در کشورهای حوزه خلیج فارس زندگی و کار می‌کنند. در صورت وقوع جنگ یا حتی یک حمله نظامی، اقتصاد این کشورها به‌شدت آسیب خواهد دید؛ سرمایه‌گذاران و اتباع خارجی کشور را ترک می‌کنند و حتی شهروندان این کشورها نیز ممکن است مهاجرت کنند. چنین شرایطی به رکود اقتصادی منجر خواهد شد.

برای جذب سرمایه‌گذاری، ثبات سیاسی و امنیت نظامی اهمیت حیاتی دارد. این کشورها به‌طور جدی در مسیر توسعه اقتصادی حرکت می‌کنند و هرگونه جنگ یا بی‌ثباتی برای آن‌ها زیان‌بار است. در میان آن‌ها، تنها امارات متحده عربی این برداشت را دارد که یک جنگ فشرده و کوتاه‌مدت ممکن است در بلندمدت به نفعش باشد، اما سایر کشورهای منطقه در مجموع به‌دنبال تنش‌زدایی میان ایران و آمریکا هستند.

ارسال نظر

نمای روز

داغ

صفحه خبر - وب گردی

آخرین اخبار