عصر نیروی چند نسلی، مزیت رقابتی جدید بانکها
یکی از مهمترین تحولات خاموش اقتصاد جهانی، هوش مصنوعی، جنگهای تجاری یا نرخ بهره نیست، بلکه پدیدهای است که آرامتر اما عمیقتر در حال تغییر دادن ساختار سازمانهاست؛ ظهور «عصر نیروی کار چندنسلی»
گزارش «اقتصاد طول عمر» مجمع جهانی اقتصاد نیز بر همین واقعیت دست میگذارد. جهان در حال ورود به دورهای است که برای نخستین بار چهار و حتی پنج نسل مختلف به طور همزمان در محیطهای کاری حضور دارند.
برای دههها، سازمانها تصور میکردند که «نوآوری» از جوانی و ثبات از « تجربه» حاصل میشود، اما گزارش مجمع جهانی اقتصاد نشان میدهد این دوگانه دیگر کارایی ندارد. اقتصادهای موفق، شرکتهای موفق و بانکهای موفق، آنهایی هستند که توانستهاند «تجربه» را به «سرمایه» تبدیل کنند و همزمان « نوآوری» را نیز وارد ساختار تصمیمگیری کنند.
در همین چارچوب، تنوع سنی دیگر یک شعار مدیریتی نیست؛ یک دارایی اقتصادی است، همانگونه که اقتصاددانان درباره تنوع سرمایهگذاری صحبت میکنند، امروز باید درباره تنوع سرمایه انسانی نیز صحبت کرد. سازمانی که فقط به یک نسل متکی باشد، درست مانند سرمایهگذاری است که تمام دارایی خود را روی یک سهم متمرکز کرده و ریسک خود را افزایش می دهد.
به همین دلیل است که «کمیته بازل» به طور مستقیم از «تنوع دیدگاه» و «ترکیب متوازن مهارتها و تجربیات» سخن میگوید و استدلال آن هم امروز روشن است. هنگامی که مدیران یک بانک همگی از یک نسل، یک مسیر حرفهای و یک الگوی ذهنی باشند، سازمان در معرض پدیدهای قرار میگیرد که اقتصاددانان رفتاری آن را «اتاق پژواک» مینامند؛ جایی که همه، یک چیز را میبینند، یک چیز را میگویند و در نهایت یک اشتباه را تکرار میکنند. از این منظر، تنوع سنی بخشی از زیرساخت مدیریت ریسک است.
از همین زاویه میتوان تحولات اخیر نظام بانکی خودمان را مورد ارزیابی قرار داد. مقایسه عملکردی بانک هایی که با این قاعده از نسل باتجربه در راس مدیریت و بدنه جوان برای حفظ پویایی بهره گرفتند در مقابل بانکهایی که به بهانه جوانگرایی، تجربه را از مدیریت حذف کردند.
در مدل اول شاید اقتصاد نوین نمونه کاملی باشد. بانکی که با یک تیم مدیریتی با تجربه و نیروی انسانی جوان توانسته کارنامه درخشانی در تمام شاخصهای عملکردی در دوسال رقم بزند و با توسعه خدمات دیجیتال، تمرکز بر بانکداری مدرن، چابکسازی فرآیندها، افزایش اختیارات اجرایی، تقویت ارتباط با مشتریان و گسترش همکاری با بخشهای مولد اقتصاد در چارچوب یک مدل حکمرانی، تجربه و تحول را در کنار یکدیگر قرار دهد؛ الگویی که از ترکیب سنی هیات مدیره فعلی پدید آمده است.
در این میان، نقش مدیرعامل اهمیت ویژهای پیدا میکند. ارزش یک مدیرعامل در بانکداری مدرن تنها به سابقه حرفهای او محدود نمیشود؛ بلکه به توانایی او در ساختن تیمی چندنسلی و ایجاد تعادل میان ریسک و نوآوری وابسته است.
نتیجه استفاده بانک اقتصادنوین از تجربه مدیران با سابقه با دهها سال تجربه در ترکیب هیئت مدیره در کنار مدیران جوانتر در هیات مدیره و ترکیب تجربه و دانش به ویژه در لایه های معاونت مدیرعامل همچنان این فرمول را حفظ کرده و توانسته در شرایط سخت کشور، عملکردی قابل قبول را ثبت کند. کمترین نتیجه این ترکیب، دو رقمی شدن کفایت سرمایه بانک است؛ اتفاقی که شاید تا چند سال پیش در این بانک غیرممکن می نمود.
شاید کسی باور نکند که بانک نه چندان بزرگ اقتصادنوین، اکنون بیش از10 درصد تراکنشهای ارزی کشور را به خود اختصاص داده و یا در روزهای تلخ بازار سرمایه، «ونوین» یکی از سهم های همواره در صف خرید بود.
همین فرایندهاست که باعث شده اکنون نام بانک اقتصادنوین به عنوان یکی از بانک های در انتظار تبدیل شدن به «بانک جامع» مطرح شود و یا بانکی چون پاسارگاد که با ثبات مدیریتی و مبتنی بر تجربه در کنار جوانها و متخصصان توانسته کارنامه مثبت تری از خود ثبت نماید.در نقطه مقابل این سبک ترکیب مدیریتی در عملکرد بانکهایی مشاهده نمود که از راس آنها تجربه نظام بانکی حذف شد و جوانهایی بدون تجربه بر راس نشستند و با حذف متخصصهای باتجربه، افسار کار را به دست دانش آموختگان بدون تجربه اجرایی سپردند و آسیب های جبران ناپذیر بر بدنه اقتصاد کشور برجای گذاشتند.
تمامی آمار و ارقام و تجربیات موفق دنیا کاملا نشان دهنده این است که در نظام اقتصادی کشور باید فرمول مورد تاکید مجمع جهانی اقتصاد و بازل مدنظر قرار گیرد. در این شرایط بحرانی باید به عصر نیروی کار ترکیبی توجه کرد و تجربه را تکیه گاه روزگار سخت اقتصادی کشور در تمام بخشها اعم از بانک و بیمه و ... قرار داد.
ارسال نظر