کد خبر: ۱۹۰۲۵
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۲۰ فروردين ۱۳۸۹ - ۲۳:۳۴
ادموند هوسرل ( 1938 -1859) فيلسوف اگزيستانسياليست آلماني واستاد فلسفه مارتين هايدگر، در زمره تاثيرگذارترين فيلسوفان اخير ميباشد. اكثر فلاسفه معاصر نيز به عمق و اهميت انديشه هاي هوسرل اعتراف دارند. با اين وجود درباره ميزان تاثير هوسرل بر شكل دهي تفكر فلسفي هايدگر اختلاف نظر وجود دارد. اين اختلاف نظر، بيشتر حول و حوش نحوه تاثير پديدارشناسي هوسرل بر هايدگر قرار دارد.

هانس گئورگ گادامر، درمورد روابط اين دو انديشمند، اين گونه اظهار نظر مي كند: “زماني كه از پديدارشناسي پرسيده مي شود، هوسرل در اين پاسخي كه بلافاصله پس از جنگ جهاني اول داد، محق است: پديدارشناسي، عبارت است از من و هايدگر”. با ابن حال گادامر متذكر مي شود كه هايدگر دستيار چندان بردباري براي هوسرل نبود و ارتقاي سريع هايدگر، خودشيفتگي عجيب، و خلق و خوي تند وي، هوسرل را نسبت به هايدگر بدگمان مي ساخت.

عده اي از صاحب نظران، تاثير هوسرل بر هايدگر را چشمگير مي دانند. هايدگر، هرمنوتيك خود را بر شالوده روايتي از زمان قرار داد كه نه تنها از بسياري جهات با تعريف هوسرل، يكسان است، بلكه به نظر مي رسد كه از همان شيوه پديدارشناسانه هوسرل، بهره جسته است. شماري از شارحان نيز ادعاي هايدگر مبني بر فاصله گيري از هوسرل را ارائه نادرست كارهاي هوسرل بر ميشمارند. درست است كه اختلافات فكري هوسرل و هايدگر، فراوان است ولي اگر در نظر نگيريم كه پديدارشناسي هوسرل تا چه مقدار، چارچوب نگرش هايدگر را فراهم مي كند، نخواهيم توانست ماهيت دقيق پروژه هايدگر در “وجود و زمان” را مورد شناخت قرار دهيم.

درواقع هايدگر از سال 1916 و از دانشگاه فرايبورگ، دانش آموختن در محضر هوسرل را آغاز نموده و از اوايل سال 1919، به عنوان دستيار استادش مشغول به كار شد. هوسرل نيز با پشتيباني از هايدگر، مقدمات تصاحب كرسي فلسفه دانشگاه فرايبورگ توسط هايدگر پس از بازنشستگي خود را فراهم نمود. به دنبال بازنشستهشدن هوسرل در سال 1928، هايدگر كرسي تدريس استاد خود را به دست آورد. پس از روي كارآمدن هيتلر در آلمان، هايدگر در سال 1933 رياست دانشگاه فرايبورگ را پذيرفت.

در آوريل همان سال، مقامات دولت نازي به تمامي كاركنان يهودي دولت از جمله اساتيد وقت و بازنشسته دانشگاه فرايبورگ، بدگمان شدند. بنا به دستور حكومت نازي، تمامي اساتيد يهودي از دانشگاههاي آلمان اخراج گرديدند. ادموند هوسرل كه قبلابه مسيحيت تغيير آيين داده بود، نيز شامل اين قانون قرار گرفت. با اين حال، هايدگر به عنوان رئيس دانشگاه فرايبورگ، در برابر لغو امتيازات دانشگاهي استاد سابق خود يعني ادموند هوسرل، عكس العمل خاصي از خود نشان نداد.

پس از اين ماجرا، هايدگر هرگونه تماس با هوسرل به جز از طريق واسطه ها را قطع نمود. هايدگر بعدها ادعا كرد كه در آن موقع روابط وي با هوسرل، پس از تسويه حساب علني هوسرل با وي و ماكس شلر در اوايل دهه 1930، خود به خود تيره و متشنج بود. پس از فوت هوسرل در سال 1938 هايدگر حتي در مراسم تدفين وي نيز شركت نكرد. در سال 1941 هايدگر تحت فشار ناشر آثارش، پذيرفت تا عبارت تقديم كتاب “وجود و زمان” به هوسرل را از اين كتاب حذف نمايد. ( با اين حال در ويرايش هاي پس از اتمام جنگ جهاني دوم، اين عبارت دوباره درج گرديد.)

عملكرد هايدگر در قبال استاد خود يعني هوسرل، مناقشات فراواني را به وجود آورده است. در واكنش به رفتار هايدگر، كارل پوپر حتي تا جايي پيش رفت كه اعلام نمود: “ من از فلاسفه تمام كشورها مي خواهم كه متفق القول شده و ديگر هرگز اشاره اي به هايدگر نكنند و نيز با فيلسوفاني كه از هايدگر دفاع مي كنند، نيز گفتگو ننمايند. اين مرد يك شيطان بود. منظورم اين است كه وي در قبال استاد محبوب خود همانند يك شيطان عمل نمود و از سوي ديگر نفوذ اهريمنانه اي نيز در آلمان دارد.”

هانا آرنت نيز كه خود مدتي شاگرد هايدگر بود در ابتدا ادعا نمود كه عملكرد هايدگر، مرگ هوسرل را تسريع نمود. آرنت هايدگر را يك قاتل بالقوه ناميد؛ البته وي بعدها اين اتهام خود را پس گرفت.

منبع:روزنامه رسالت/عارف ایرانی
بازگشت به صفحه نخست
نسخه چاپی
ارسال به دوستان
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۱
امیر
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۲۰:۳۳ - ۱۳۹۰/۰۲/۰۷
0
0
عالیه
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدید ها
نظرسنجی
آیا ایران و غرب نهایتا به توافق هسته ای جامع می رسند؟
بله
خیر