كدخبر: ۱۸۲۷۰
تاريخ انتشار: ۱۹ اسفند ۱۳۸۸ - ۲۱:۱۰
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
حکایت گروه تروریستی "المنتقم" در دانشگاه امام صادق(ع)
دانشگاه امام صادق (ع) برای کسانی است که یک چیزهایی را اول برای خودشان حل کردند و بعد می‎آیند این دانشگاه نسبت شان با انقلاب و امام و روحانیت بالاخره دانشگاه ما دانشگاه آخوندی است ما افتخار می‎کنیم که در این دانشگاه درس می‎دهیم و درس خوانده‎ایم و کار می‎کنیم یک کسی اگر با روحانیت و این‎ها نسبت سختی داشته باشد هر روز احساس تنش و فشار می‎کنید. به نظر من محیط این جا این قدر بسته نیست ولی مواردی را داشتیم که تا جاهای خیلی دوری رفتند ما از همین دانشگاه و در اوایل دهه هفتاد یک گروه «المنتقم» داشتیم که چهارده نفر به اتهام تلاش بمب گزاری دستگیر شدند .
دانشگاه امام صادق(علیه السلام) توسط چه کسانی و با چه ایده ای تاسیس شد ؟

پیروزی انقلاب اسلامی‎چند مسئله در پیش روی روحانیت که حاکم شده بود قرار داد شیوه اداره حکومت ابتدا خیلی ساده تلقی شد شما می‎توانستید واگذارش کنید به بوروکرات‎های متدین، این کار انجام شد و نظر امام هم بود تجربه بوروکرات‎های متدین چند چیز را خیلی صریح روشن کرد یکی این که بوروکراسی آن‎ها بر تدینشان در عمل غلبه کرد. دوم درواقع تجربیاتی که مربوط به دولت شاه بود و نمی‎توانست دولت انقلاب را اداره کند و سوم این که تازه آن‎هایی که شما پیدا کردید فقط کسانی بودند که در رأس دولت بودند. اما در زیر راس لزوما بوروکرات متدین هم نمی شد پیدا کرد. اندیشه ایجاد مؤسسه آموزشی ای که بتواند نیروهای انقلاب را در عرصه حکومت داری تربیت کند مطرح شد و ایده هم جالب است که یک ایده سه وجهی بود 1. بازار 2. روحانیت 3. دانشگاهیان.

از میان بازاریان، بازاریانی که تجربه دانشگاهی داشتند و دارای شعور اجتماعی بالاتری نسبت به آن‎ها بودند و دوم سابقه مبارزه داشتند و سوم سابقه کار با روحانیون و دانشگاهیان را داشتند لذا ترکیب اولیه هیئت امنای جامعه الامام صادق (ع) ترکیب بسیار جالبی است یعنی از بازاریان آقایان خانیان، حاج حسن معین که از همه شاخص تر بودند را می‎بینید.

از این طرف شما می‎بینید که دانشگاهیانی هم به این مجموعه اضافه می‎شوند که شاید چهره برجسته در آن دوران آقای دکتر اسرافیلیان که استاد برجسته دانشگاه علم و صنعت در رشته ریاضی محض بودند. رییس هیئت امنا که آیت الله منتظری بودند که این افراد در دوره ایشان جمع شده بودند و آیت الله مهدوی کنی که به عنوان رییس دانشگاه از همان اول انتخاب شدند. یک سبقه نجف آبادی در این هیئت امنا می‎بینید در همان اول نشان می‎دهد که این‎ها حول آقای منتظری جمع شدند به این ترتیب من یک تقسیمی‎می‎کنم که این بعدا در دانشگاه خیلی نمود دارد یعنی قسمت نجف آبادی هیئت امنا و قسمت تهرانیها.

نگاه آقای منتظری به دانشگاه امام صادق (ع) اساسا دانشگاه قدس بود ، تصور اولیه شان از این دانشگاه این بود که ما می‎خواهیم نیرو برای خارج از کشور و جهان اسلام تربیت کنیم این نگاه که اولویت اول برای دانشگاه امام صادق (ع) خارج است می‎بینید که در نظام تعلیم و تربیت این دانشگاه خیلی نمود داشت که از آن پیشینه برمی‎خیزد. اما یک نگاه دیگری هم وجود داشت که نگاهش به داخل کشور بود چون کسی که می‎خواست رییس این دانشگاه شود دارای سابقه وزارت کشور و نخست وزیری بود. نگاه دوم هدفش تربیت کادر برای جمهوری اسلامی‎بود و جالب هم است که سه رشته در دانشگاه راه‎اندازی شد اقتصاد، سیاست و تبلیغات . این سه رشته است که حکومت را اداره می‎کند. بعدا هم که دانشگاه گسترش پیدا کرد حقوق و مدیریت را اضافه کرد که هردو جزو کمبودهای حکومتی بود.

سومین مسئله ای که مطرح کردم و می‎خواهم به آن توجه دهم نسبت این دانشگاه با دانش است، دانشگاه امام صادق (ع) یک رویه ایی را پیش گرفت که دانش را باید از سرمنشأ آن آموخت. یعنی اگر قرار است ما معارف اسلامی‎بخوانیم باید از منابع دسته اول بخوانیم، همان را بخوانیم که در حوزه خوانده می‎شود و همان طور هم بخوانیم که آن جا خوانده می‎شود. بحث دوم دروس دانشگاهی است در این زمینه هم تلاش شد که استادان دسته اول این کار را انجام دهند و اگر قرار است که ما علوم سکولار را بخوانیم از آن‎هایی بخوانیم که هم واقعا بلدند و هم اعتقاد به آن دارند با این نگاه دانشگاه خیلی باز عمل کرد در دعوت از استادان دانشگاه‎های دیگر حتی آن‎هایی که سابقه اخراج داشتند یا جدا شده بودند از نظام آموزشی و توان بالایی برای تدریس داشتند.

با دانشجویان که صحبت می کنیم نسبت به دوره هشت سال دفاع مقدس حرف و نقل هایی وجود دارد مبنی بر عدم اجازه دانشگاه به حضور دانشجویانش در عرصه دفاع ملی .

در تاریخچه این دانشگاه جنگ یک جایگاه خیلی ویژه ای دارد چون در گزینش این دانشگاه مسئله انقلابی بودن لحاظ می‎شده و الان هم می‎شود. به معنای التزام، حمایت و علاقه به آرمان‎های انقلاب اسلام و امام است. در نتیجه وقتی جنگ شد دانشگاه دچار تعارض شد، عقل مسئولین دانشگاه می‎گفت که دانشجویان را حفظ کنند و نگذارند که از دست بروند و دل دانشجویان می‎گفت که باید بروند. این تقابل عقل مسئولین دانشگاه و دل دانشجویان نتیجه اش این شد که در دوره ای که دانشگاه حداکثر هشتصد دانشجو داشت چهل شهید داشته باشد و چون زندگی خوابگاهی این جا خیلی جدی بود کاملا دیده می‎شد که بچه‎ها از کنار هم در حال رفتن هستند در نتیجه یک فضای انقلابی و معنوی تشدید شده در دانشگاه به وجود آمد.

این جمله را به این دلیل عرض کردم که پاسخی به تیتر روزنامه اعتماد بدهم یکی از شهدای دانشگاه به نام رامین عقدایی که بچه مشهد بود و از خانواده فرهنگی فوق العاده ذوق ادبی بالا و خط زیبا و طبع شعر داشت و یکی از ویژگی‎های این شهید این بود که یک کوته‎نوشته‎هایی داشت. در وصیت نامه اش نوشته که بچه ها درست است ما دانشگاه مان در پل مدیریت اما مراقب باشید که دانشگاه را پلی برای مدیریت قرار ندهیم. این برای دانشگاه ما یک سنت و سیره است اگر کسی آمده دانشگاه امام صادق (ع) که مدیر شود مسئله خودش است اما این دانشگاه قرار نبوده که پلی شود که افرادی به مدیریت برسند بیشترین کاری که امام صادق (ع) قصد انجام آن را داشته تربیت کارشناس بوده نه مدیر. عمده خروجی‎های دانشگاه امام صادق (ع) اتفاقا جذب هیئت علمی‎دانشگاه‎ها شدند.

وجود یک پیشینه علمی‎و یک سنت علمی‎دانشگاهی و یک مدیریت باثبات در دانشگاه که رییس دانشگاه مان بیست و هشت سال است که رییس دانشگاه است و معاون آموزشی دانشگاه ما بیست و دو سال معاون آموزش دانشگاه بوده. این ثبات مدیریتی باعث شد که دانشگاه بتواند سنت پیدا کند و این سنت به ما اجازه داد که از تربیت کارشناس به تدریج یک قدم دیگری برداشته شود که این به اصطلاح مربوط به دهه سوم دانشگاه است و آن چیزی است که به عنوان تولید دانش و مرجعیت علمی‎از آن صحبت می‎شود تا مثلا تا دهه دوم دانشگاه ما معاونت اول دانشگاه ما معاونت آموزشی بوده الان در حال جابه جا شدن است و معاونت پژوهشی اهمیت خیلی بیشتری را پیدا کرده .

آقای دکتر دانشگاه را موفق می‎دانید نسبت به آن اهدافی که مؤسسین و مجموعه مدیریتی داشته‎اند؟
بگذارید این طوری بیان کنم که دانشگاه امام صادق (ع) به نظر من به نسبت تصوری که بنیان گذار آن داشته که بنیان گذارش را در مرحله عملی حاج آقای مهدوی کنی می‎دانم بسیار موفق تر از آن چیزی بوده که ایشان فکرش را می‎کرده.

این را با ایشان هم مطرح کردید؟
این یک بحث بسیار چالشی است که ما هدف گذاری مان چه بوده، بنده می‎گویم هدف گذاری تربیت کارگزار بوده و الان به نظریه‎پردازی رسیده و بسیار موفق بوده.


یعنی شما معتقدید که دانشگاه امام صادق (ع) نظریه پرداز تحویل جامعه می‎دهد و یا به این سمت می‎رود؟
هم به این سمت می‎رود و هم بعضی‎ها هستند. شما آقای دکتر افتخاری را در حوزه امنیت یکی از بهترین نظریه پردازان کشور است هیچ رودربایسی‎ای ندارد ممکن است ما به عنوان دوستان نبینیم همدیگر را ولی چرا نبینیم. آقای دکتر اکبری در فلسفه اخلاق یکی از بهترین‎های کشور است ، در حوزه اقتصاد چرا من باید اهمیت یک کسی مثل آقای دکتر صادقی را دست کم بگیرم؟ کسی مانند دکتر عسکری در اقتصاد اسلامی به دقت نظر حرفه ای ایشان کسی را نمی‎شناسم ، یا دکتر شعبانی. این‎ها واقعا باید دیده شوند یا در حوزه فرهنگ و ارتباطات آقای دکتر باهنر به نظر من حرف اول یا دوم را در کشور می‎زند. آقای دکتر همایون در زمینه گردشگری و دین کار بسیار خوبی انجام داده و نظریه دارد . آقای دکتر سعید مهدوی کنی در زمینه دین و سبک زندگی اصلا کار دیگری غیر از کار ایشان نداریم. لذا من تصورم این است که با این مبنا اگر بگوییم بسیار موفق تر بوده یعنی در حد تربیت کارشناس فکر بوده ولی الان کارشناس را تربیت می‎کند و انتشارات علمی‎و طرح نظریه‎های باارزش را هم دارد. دانشگاه امام صادق (ع) هیچ وقت کمیت گرا نبوده در نتیجه پیشرفت کمی‎هم نداشته و نخواسته هم داشته باشد و از اول این دانشگاه بسیار نخبه گرا بوده الان اگر به این دانشگاه ایرادی وارد است که امثال بنده ممکن به دانشگاه ایراد وارد کنم این است که چرا نخبه گرایی اش کم شده؟

پس چرا هنوز نسبت به علوم انسانی نگرانی وجود دارد ؟

دانشگاه امام صادق (ع) هم یکی از آن مجموعه‎هایی است که جمهوری اسلامی‎درست کرده که مسایل علوم انسانی را مورد توجه قرار دهد ما در کنار دیگران در حال فعالیت هستیم لذا شکست و موفقیت مان هم به نسبت رفقای مان است فرض کنید ما یک پژوهشکده حوزه و دانشگاه داریم قرار بوده که متون تلفیقی یا متون اسلامی‎شده علوم انسانی را آن‎ها تولید کنند خب ببینید چه تولید کرده‎اند؟ مؤسسه پژوهشی و آموزشی امام خمینی را داریم خب مؤثر و محترم است تولیدات اسلامی‎و دیگر هم دارد مجموعه تولیداتی که داشته در دانشگاه‎ها چقدر مصرف می‎شود؟ خیلی از نوشته‎هایی که تحت عنوان نوشته‎های حوزوی منتشر می‎شود چیزی جز جمع آوری نیست و طبیعی هم هست که مورد استقبال قرار نگیرد.بحث دیگری هم هست که تا الان که ما سراغ داریم بیشتر این حوزویان هستند که اظهار علاقه می‎کنند که بیایند در دانشگاه تحصیل کنند ورود دانشگاهیان به دروس حوزه چقدر در حال افزایش پیدا می‎کند یعنی شما چند نفر دارید که لیسانس جامعه شناسی گرفته باشند و بگویند که حالا ما می‎خواهیم برویم در حوزه درس بخوانیم؟ این یک مسئله جدی است.

حس نمی‎کنید این حصارهای دانشگاه ارتباط با دانشگاه‎ها و اساتید دانشگاه‎های دیگر و ارتباط بین دانشجویی کم شود ؟

من اگر بخواهم بیایم دانشگاه شما من را راه می‎دهند؟

شما را بله.
نه من را هم راه نمی‎دهند یعنی اگر من بخواهم بیایم حتما باید در نگهبانی آفیش شده باشم تا با ماشین بتوانم بیایم و اگر نشناسنم حتما سئوال می‎کنند که اگر جوان تر بودم اصلا راهم نمی‎دادند. این که دانشگاه‎ها محیط کاملا عمومی‎نیست به نظر من این یک واقعیت است.

این را خوب می‎دانید یا بد؟
بنده خوب می‎دانم من دانشگاه را یک محیط نیمه عمومی‎می‎دانم نه محیط کاملا عمومی‎یعنی بین دانشگاه و پارک واقعا فرق می‎گذارم دانشگاه برای دانشجویانش است چون امکانات محدودی دارد و به خصوص یک دانشگاه غیردولتی که از دانشجو شهریه نمی‎گیرد و باید هزینه‎هایش را از جای دیگر تأمین کند و خوابگاه دارد طبیعی است که محدودیت رفت و آمد در آن اعمال می‎شود.

اما آیا این به معنی عدم ارتباط دانشجویان با همدیگر است من تصورم این است که نه، قالب‎های همکاری دانشجویی این جا وجود دارد شاید بعضی‎ها این قالب‎ها را نپسندند ولی وجود دارد مثلا قالب بسیج دانشجویی پیوند می‎زند این‎ها را با دیگر بسیج‎های دانشجویی، یا قالب سفرهای جهادی پیوند می‎زند با خیلی دانشگاه‎های دیگر.

اما دانشجویان این دانشگاه با خیلی افراد ارتباط نخواهند داشت. با دانشجویان و افکار طیفهای دیگری که ما در دانشگاه با آن روبروئیم.

خیلی وضع تغییر کرده از آن موقعی که ما دانشجو بودیم. زمانی که ما دانشجو بودیم دانشگاه شبانه روزی بود از شنبه تا چهارشنبه بعد از ظهر یعنی الان منعی برای رفت و آمد دانشجویان ما به بیرون وجود ندارد بحث استاد هم به نظر من در دانشگاه‎های کشور این جا افتاده که هر دانشگاهی استاد خاص خودش را دارد به خصوص از زمانی که طرح تمام وقتی که استادی داده شد.راجع به تعامل دانشجویان با پیاده نظام‎ اندیشه‎های دیگر برخورد کنند بله من این را قبول دارم که در این زمینه کمبود داریم. یک دوره ای است که در این دوره نمی‎توانید به همه چیز برسید

یعنی باز این را هم خوب می‎دانید ...
بچه‎ها خودشان انتخاب می‎کنند چون دانشجو وقتی بخواهد برسد به خیلی از کارهای دیگر نمی‎رسد.



ما خیلی‎ها را دیدیم در دانشگاه امام صادق (ع) نه تنها با نظام و انقلاب بلکه با دین یک مقداری دچار چالش شدند. چرا ؟
ویژگی‎های یک محیطی که در آن در واقع یک‎ اندیشه غلبه خیلی بیشتری دارد این است که دافعه اش هم به نسبت بالاست و این یک واقعیت است و نمی‎توان آن را نفی کرد یعنی دافعه دانشگاه امام صادق (ع) دافعه کمی‎نیست و برخی از دانشجویان خیلی زود متوجه می‎شوند که اشتباه آمدند.

یعنی شما معتقدید که آن‎هایی که دچار چالش با انقلاب می‎شوند اشتباه آمده‎اند؟
بله، دانشگاه امام صادق (ع) برای کسانی است که یک چیزهایی را اول برای خودشان حل کردند و بعد می‎آیند این دانشگاه نسبت شان با انقلاب و امام و روحانیت بالاخره دانشگاه ما دانشگاه آخوندی است ما افتخار می‎کنیم که در این دانشگاه درس می‎دهیم و درس خوانده‎ایم و کار می‎کنیم یک کسی اگر با روحانیت و این‎ها نسبت سختی داشته باشد هر روز احساس تنش و فشار می‎کنید. به نظر من محیط این جا این قدر بسته نیست ولی مواردی را داشتیم که تا جاهای خیلی دوری رفتند ما از همین دانشگاه و در اوایل دهه هفتاد یک گروه «المنتقم» داشتیم که چهارده نفر به اتهام تلاش بمب گزاری دستگیر شدند .

در دانشگاه جریانات مختلفی هم داخل و هم از بیرون وجود دارد و تقویت هم ممکن است بشود و ضعف‎های جدی ای هم دارد هم تربیتی و هم درسی داشته و دارد اما این باعث نمی‎شود که آدم نا امید شود از این دانشگاه و من فکر می‎کنم که دانشگاه امام صادق(ع) یک ظرفیت خوداصلاحی دارد به خاطر نظامی‎که از فارغ‎التحصیلان خودش می‎گیرد به خصوص این که از فارغ‎التحصیلانی که می‎روند بیرون و برمی‎گردند این نظام می‎تواند کمکش کند.

منبع: نشریه پنجره
نظرات کاربران:
* نام:
ايميل:
* نظر: