كدخبر: ۱۷۶۱۲
تاريخ انتشار: ۰۴ اسفند ۱۳۸۸ - ۱۱:۵۸
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
یادداشت هایی درباره "سالهای مشروطه" از قلم یک طلبه علوم دینی
س از این که برخی از سایت ها به نحوه تلفظ عبارت بای نحو کان در متن فتوای میرزای شیرازی درسریال سالهای مشروطه اشکال گرفتند، به جمع بینندگان آن پیوستم و هرشب در قسمت نظرات یکی از مطالب وب چند خطی می نوشتم. با توجه به این که قسمت های سریال توسط صداوسیما شماره بندی نشده، لذا براساس تاریخ تقدیم می گردد:

جمعه 23 بهمن1388:

-  از زبان عالم شیعه که شخصیتی مثبت است، بیان می شود که شاه از سنت اسلام فقط نکاحش را بلد است  و از طرفی کثرت نکاح شاه امری مذموم وبه منزله خوشگذرانی وعیاشی است. حال معنی این کار آیا جز تایید خوشگذرانی وعیاشی از نظر اسلام است؟


- این پاراگراف در کتاب حجامت درمانی نوشته حسین خیراندیش هست:
دکتر پولاک پزشک ویژه ناصرالدین شاه : درتمام مدت بیست سالی که درایران زندگی می کنم تقریبا تمام کسانی که بالای بیست سال دارند اثر خراشهای حجامت در کتف های آنان دیده می شود . جالب است که دراین مدت کمتر کسانی را دیدم که از عفونت جا[ی] حجامت شکایت کنند. کتاب ایران وایرانیان.
 در سریال از دکتر پولاک و حجامت ایرانیان خبری نیست.

درباره نحوه قتل امیر کبیر نیز برخی تاکید دارند بدین صورت بوده که امیر کبیر بسیار به حجامت وفصد علاقمند بود. پس از فصد کردن روی رگ را گرفته بود، قاتلان سررسیده و اجازه ندادند روی رگ را نگهدارد!

اگر من وشما باشیم راحت می گوییم بیا واین رگ را بزن واصرار هم می کنیم یا با توجه به تیزهوشی امیر کبیر که برای یک ثانیه هم ارزش قائل است به هر بهانه ای یک ثانیه نیز مرگ را تاخیر می اندازیم شاید فرجی حاصل شد!

سه شنبه 27 بهمن1388:

- امشب آیت الله شیخ فضل الله نوری یک لحظه سوادش خشکید و مانند یک بی سواد، دارالشوری را به صورت ال قمری تلفظ کرد نه ال شمسی!

روحانیون موقع صحبت مرتب راه می روند درحالی که نشسته صحبت کردن در میانشان امری معمول است آن هم روحانیون سطح بالا وعلمای بزرگ. علاوه برآن پشت کردن علما به یک دیگر وحتی اشخاص عادی بی احترامی به آنان است که شاید از انسان های عادی سربزند اما از علمای بزرگ خیر.


- چند کلمه واصطلاح امروزی در دیالوگ ها:

تعامل - مسولیت های کلیدی - لائیک - عملیات زیر زمینی

البته شما فقط نیمه خالی لیوان را نبینید.

چهارشنبه 28 بهمن1388:

- وجود تصویر در محل عبادت علما در قسمت امشب سالهای مشروطه عجیب بود. علما خصوصا علمای قدیم بسیار اهل احتیاط بودند. برای بهتر روشن شدن قضیه: دو نظر از امام در این مسئله هست: یکی این که وجود تصویر در جلو نمازگزار مکروه است ودیگری این که نماز در هرجایی که تصویر باشد مکروه است [چه جلو یا کنار یاپشت سر]

- علمای بزرگ در حرف زدن بسیار دقیق عمل می کنند واین امری بدیهی است در حوزه که آن را از کتاب هایشان نیز می آموزند. مثلا لمعه وشرح لمعه شهید اول وثانی یا معالم ، هر کلمه ای از آن با دقت نظر بیان شده وحتی بحث می شود که چرا این کلمه اول وآن کلمه بعد از آن امده چرا این بحث اول وچرا آن بحث بعد از ان آمده خلاصه حکیمانه عمل کردن در جوهره علمای بزرگ بوده است. هم چنان که مومن نیز همین گونه عمل می کند وگرنه مرتکب گناه می شود لااقل گناه غیبت.

امشب شیخ فضل الله نوری درمیان کلامش گفت:
ادیان نوظهور استعمارزده...
ظاهر این حرف به بهائیت برمی گردد که یک فرقه است نه یک دین! بهائیان با این قسمت که از زبان شیخ سریال ادا شد بسیار خوشحال می شوند. انان تلاش بسیاری می کنند که همین را ثابت کنند.

- «تک گویی» آیت الله شیخ فضل الله نوری که آزادی را خطاب قرارداد:
ای آزادی! به نام تو...
درشان یک مجتهد وعالم نیست چه رسد به این عالم بزرگ! با خداوند صحبت نمودن دراین مواقع از مومنین هم متوقع است.

 -می گویند زنان در دانشگاه های ما وجامعه ما بسیار بیش از کشورهای غربی آرایش می کنند. آیا صدا وسیما این را به مردم هدیه داده یا خودش از مردم گرفته یا هردو؟
تنوع لوازم آرایش وکیفت امروزی آن مختص امروز است نه سال های قدیم که در چند چیز خلاصه می شد وکیفیتش نیز باامروز متفاوت بود. آرایش های امروز را نباید سوار بر زنان قدیم کرد!!

- کشش داستان فیلم وحالت تعلیق آن کاش پررنگ تر می شد.
شما به نیمه خالی لیوان توجه نکنید.

پنجشنبه 29 بهمن1388:

- برخلاف دیشب که فقط گفتگو بود، قسمت امشب سریال خسته کننده نبود: دو قتل ویک ترور و صحبت ازبین بردن شیخ فضل الله نوری.(کاش این قتل ها وترور ها درسریال تقسیم می شد).
- پایان این قسمت بسیار جالب بود، بیننده می خواهد بداند چه کسی قاتل شیخ خواهد بود.
- در استفاده از نمادهای حرکتی توجه لازم نشده. سریال اگر از رادیو نیز پخش شود قابل فهم است.

- نقش انگلیس، بهائیت و روسیه درحوادث قابل درک است.
- استفاده از سایه شخصیت در جلب توجه بیننده موثر است. اما آیا به درستی استفاده شده؟ سایه، رنگ تیره است ورنگ تیره برای چه جایی و چه اشخاصی باید استفاده شود؟ شیخ فضل الله چهره مثبت فیلم است یا منفی؟

- کالسکه اتابک برای این که صحنه قتلش درست دربیاید وقتی برای حرکت با مانع مواجه شد، هیچ کسی نگفت وندید ونپرسید که مانعی جلوی چرخ هست وباید آن را برداشت. فقط تکرار بود وتکرار. مردم معمولی در چنین مواقعی اولین کاری که می کنندهمین است...

شنبه 1 اسفند1388:

تکرار سریال را دیدم.

-  تاکنون که پای سخن محمد علی شاه نشسته ایم ترک زبان بودنش حس می شود وحتی گاهی او را ترک می بینیم درعین حال ترکی کامل صحبت نمی کند. یکی از نقاط قوت فیلم همین است. اما به خود تبریز که می رویم گویی در تهرانیم! نه از زبان نه از لهجه آذری خبری نیست الا بسیار محدود که نمی تواند به بیننده القا کند صحنه های فیلم مربوط به تبریز است!

- افراط وتفریط در ارتباط بازیکنان زن ومرد: ریحان که لباس مردانه پوشیده و می جنگد وقتی به زمین افتاده ومجروح است، سردار سانتی به او نزدیک نمی شود تا ببیند کمک می خواهد یانه، برای راحتی اش حتی به صورت شرعی که ضرورت اقتضایش رامی کند کاری انجام نمی دهد؛ اما چند سکانس قبل وقت گفتگوی رو در رو با یکدیگر چنان به هم نزدیک می شوند که گویی زن وشوهر واقعی اند، فقط چند سانت مانده است که...

- سرعت داستان فیلم گاهی بسیار خوب است مثلا برای نشان دادن قتل رئیس انبار و روزنامه نگار صحنه قتلشان نشان داده می شودو تمام.

- کریم دواتگر وقتی به قتل می رسد که قاتل چادر دارد اما سایر اوقات تاکنون بدون چادر می چرخد!

پاسخ شبهات را همان زمان باید داد نه در قسمت های آینده.

شنبه 1 اسفند1388:

- باز هم سواد آیت الله شیخ فضل الله نوری خشکید و الله در آیه 141 بقره (وَ لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرينَ عَلَى الْمُؤْمِنينَ سَبيلاً ) را به صورت مجرور (با کسره) خواند. این آیه از آیات مشهوراست ضمن این که فهم مرفوع بودن الله ساده است ونیاز به آشنایی دقیق با ادبیات عرب ندارد.


- «نگاه حداقلی وحداکثری» و «متمرکز شدن روی دونفر» از جمله کلماتی هستند که مختص به این زمانه هستند.


- خواب امینه در جهت جذاب شدن فیلم گام برداشته شده بود و جالب بود.
- شیخ فضل الله درحالی که پای سخنانش هفده هیجده نفر نشسته اند می گوید: برعموم اهل اسلام اعلام می دارم...


- جمعیتی نیز که در مسجد پای سخنانش نشسته اند باتوجه به موقعیت فقهی و سیاسی او که فیلم نیز برآن تاکید دارد باید بیش از تعدادی باشد که درفیلم نشان داده می شود. در فیلم نیز گاهی گفته می شود که مریدان وطرفداران او در حال افزایشند، پس چقدر از آنان نمازگزاران معمولی بوده اند؟ مردم مسلمانند واهل نماز، گرچه گاهی اهل قیام نباشند.


- خطبه عقد نکاح و روایت النکاح سنتی از مسائلی است که مشهور است اما عاقد النکاح را منصوب(النکاحَ) خواند که صحیح آن حالت رفعی است وباید ضمه داشته باشد(النکاحُ).
پس از این که زن بله را گفت باید از مرد نیز پرسید که از طرف او نیز وکیل است یا خیر؟ اما عاقد بدون آن شروع به خواندن عقد نمود.


- چه لزومی بود که شوهر تازه امینه (اعتمادالحرم)برای صحبت خصوصی با امینه در مغازه اش با پس گردنی شاگردش را بیرون کند؟
- دراین قسمت شیخ فضل الله می گوید: فرقه هایی پیداشده ...مانند نیهیلیست ها، آنارشیست ها... وبابیست ها. این جا بابیه را فرقه نامید گرچه درگذشته بهایئت را یک دین دانسته بود.


- قسمت های سریال شماره بندی نشده اند.

یکشنبه 2 اسفند1388:

- این قسمت سریال مهیج بود و دارای فراز وفرود.

- آن طور که حقیر شنیدم شیخ فضل الله در زمان بازداشت دعای فرج را به صورت کن لولیک حجة بن الحسن خواند و حجت را به صورت نکره تلفظ نمود نه معرفه.

- نرفتن شیخ از روی فرش قرمز و پخش سخنان قاضی در همان حین بسیار جالب بود. گرچه خود فرش قرمز...

-باز هم کلمات مختص امروز مانند گفتمان، تعامل، روشنفکری در ایران بیمار متولد شده و...

- برخی اعزه نوشته اند سریال درباره نقش بهائیت و نقش استعمار در بهائیت به خوبی آن را نشان داده اما از قسمتی که حقیر دیدم اگر همراه با یاد بهائیت وبابی گری چند نمونه از عقاید واحکام بی پایه وسست و ضد دینی وضد بشری بابیه و بهائیان مطرح می شد تا رد این فرق با دلایل عقلی واستدلالی بیشتری نیز همراه شود بهتر بود. چرا که در تبلیغ چهره به چهره مبلغانشان ممکن است قضایای مطرح شده در فیلم از طرف آنان انکار شود ویا مربوط به گذشته تلقی شود که معمولا دست قدری در توجیه نیز از آنان دیده شده است. این جاست که دست مسلمانی که اسم بهائیت را درفیلم شنیده، نسبتا خالی می ماند!

هدف ازاین نوشتار مچ گیری و منفی بافی وحتی نقد سریال نیست بلکه تکمیل محاسن است.

دوشنبه 3 اسفند1388:

شاهد سبک های جدید از صداوسیمائیم! بالاخره همه اش که نمی شه از دیگران تقلید کرد!!
...
برگردیم به قسمت های قبل:
لباس های قدیم روحانیون اندکی با لباس های امروزشان متفاوت است . به تصاویر جوانی ده تن از علمای حاضر دقت شود. تصویر شیخ فضل الله درحال غیر اعدام نیز موید این نکته است. شال بستن به دور کمر هم گویی نزد برخی رائج بوده . روزی آیت الله العظمی گلپایگانی را دیدم که کنار مرقد آیت الله العظمی مرعشی نجفی آمده بود. دور کمرشان شال بسته بودند.

صحبت از لباس های شیخ شد، اما چرا قبای شیخ درهنگام اعدام پاره بود؟ نوعی پارگی که بر اثر بازداشت شدن نیست بلکه پارگی درآن نقطه شلختگی شیخ رامی رساند گرچه صداوسیما مقصودش این نباشد وباید به حساب ناشی گری گذاشت!

طبق روایت صداوسیما شیخ فضل الله در لحظات آخر مهر وخاتمش را به خادمش داد وگفت دست دشمنان نیفتد(نقل به مضمون). درحالی که دشمنان در اطرافش هستند وسالم ماندن مهر خلاف احتیاط ودور اندیشی است وماندنش نیز فایده ای ندارد. کم نشنیده ایم که علمای بزرگ نشانه های مرگ خود را که می بینند دستور به تخریب مهرشان می دهند. برخی ازمتون شرح دهنده این قضیه نیز چنین هستند:

دست آقا رفت توی جیب بغلش و کیسه ای درآورد و انداخت جلوی نادعلی و گفت: "علی! این مهرها را خورد کن!"... الله اکبر کبیراً، ببینید در آن ساعت بی صاحب این مرد ملتفت چه چیزهایی بوده، نمی خواسته بعد از خودش مهره هایش به دست دشمنانش بیفتند تا سندسازی کنند. (سرّ دار نوشته نوه پسری شیخ فضل الله و هم چنین: این جا).
...

منبع: وبلاگ محب المتقین(حجت الاسلام جواد باقری قمی)

نظرات بینندگان:
متأسفانه تغليظ موضوع و تبعيت از تئوري توطئه در قبال تخريب يهوديت و هدايت همه برنامه ها و رفتارها از سوي يهوديان يكي از مشمئزكننده ترين ساختارهاي سناريوي سريال بود كه كليت آن را تحت الشعاع قرار داده بود. اينگونه روايتهاي غير واقعي و شانتاژ كردن موضوعات خلاف حرمت انساني است چرا كه تاريخ به شكل تحريف شده اي در بين مردم جا مي افتد.
نظرات کاربران:
* نام:
ايميل:
* نظر: